روابط نامطلوب در زندگیتان را کنار بگذارید!

ما انسانها همچنان غریزه تعلق به گروه خود را حفظ کردهایم. برایمان آسایشبخش است که عضوی از گروه باشیم: تشکیل خانواده و دوستان و عزیزانی که ما را کمک میکنند، تا دستکم در آغاز راهمان رشد کنیم.
اما گاه پیش میآید که افرادی که از همه به ما نزدیکترند ما را مورد پشتیبانی قرار نمیدهند. به پیرامونتان بنگرید ـ نه فقط به همسر و اعضاء خانوادهتان که مستقیماً با آنها سر و کار دارید ـ بلکه به همه روابط و معاشران زندگیتان. فقدان پشتیبانی میتواند بهصورتی بسیار ظریف صورت گیرد. چه بسا پیش از آنکه پی بریم رابطهئی برایمان سودمند نیست و حتی بازدارنده است سالها با کسی که دوستش داریم و او را دوست خود میدانیم بیامیزیم. آسایش ناشی از رابطهئی دراز مدت فریبنده است.
آشنائی به جزئیات زندگی یکدیگر ـ حتی مواقعی که رابطهتان دچار مشکلات است ـ به همراه خود سهولتی انکارناپذیر میآورد.
اما زمانی میرسد که باید سئوالاتی سخت را بپرسید: آیا آن شخص واقعاً دوستتان دارد، یا بهعلت کمبودها و نیازهای خودش به شما چسبیده است؟ شاید آن شخص (اشخاص) به شما بگویند که واقعاً دوستتان دارند، ولی آیا این احساس را به شما نیز منتقل میکنند؟ آیا واقعاً از موفقیت شما خوشحال میشوند، یا همیشه کاری میکنند تا شما را خطاکار قلمداد کنند؟ آیا آنقدر دوستتان دارند که بگذارند به سراغ چیزهای بزرگتر و بهرت بروید، حتی اگر خودشان از شما عقب بمانند؟
عدم پذیرش و تحقیرهای نامحسوس میتواند بازدارندهئی جدی برای رشدتان باشد. اگر نتوانید از روابط زندگیتان عشق و پشتیبانی مورد نیازتان را بستانید، رسیدن به روشنائی جان دشوار خواهد شد.
گاه به هنگام حرکت، واقعاً تنها انتخاب، پشت سر گذاشتن کسانی است که آمادگی همگام بودن با شما را ندارند.
اغلب کافی است که با یک لبخند عقبنشینی کنید. و تدریجاً ولی با عزمی جزم، از حضور آنها در زندگیتان بکاهید.
بدانید که همه علائق خانوادگی و دوستیها به دلیلی در زندگیتان وجود دارند. ولی لزوماً مادامالعمر نیستند. تشخیص زمان خاتمه بخشیدن رابطهئی عجزآور ـ حتی اگر شخص مقابل آن را در نیابد ـ مستلزم فیض است. زیرا فقط آنگاه فرصت و نیروی تمرکز بر روابط مهرآمیز و حمایتگر را خواهید داشت.