اینطوری حال همکار زیر اب زن خود را بگیرید!

پدیده زیرآب زنی به معنای ارائه گزارش یا عدم ارائه گزارش در خصوص یک موضوع به صورت راست یا دروغ به مدیر ,رئیس یا فردی است که در زندگی برای ما اهمیت دارد. به گزارش ميگنا دات آی آر این پدیده اجتماعی مذموم که بیشتر در ادارات مرسوم است در سایر ارگان های اجتماعی هم مرسوم بوده و بر روابط افراد اثر گذار است.
زیر آب زنی در هر قسم به معنی بدگویی از فردی در مقابل دیگران است که در نتیجه آن فرد مذکور موقعیت اجتماعی ، کاری و یا محبوبیتش را از دست بدهد.
بخش اعظمی از عادت زیرآب زنی در افراد به گذشته، روشهای تربیتی و نوع زندگی خانوادگی افراد بستگی دارد. بخش دیگری از این پدیده اجتماعی به سازمان ها و افرادی که گزارش هایی از این دست را می پذیرند هم بستگی دارد.

محل کار مجموعه ای از آدم های خوب، بد و زشت است. آدم های خوب که تکلیفشان مشخص است. همکارانی هستند که همیشه و همه جا می توانید به آنها اعتماد کنید. آدم های بد، افرادی هستند که باعث آزار و ناراحتی دیگران می شوند اما خودشان هم نمی دانند چه اشتباهی می کنند. اما آدم های زشت آنهایی هستند که از روی عمد کارشکنی می کنند و می خواهند شر به پا کنند.

از نشانه های کارشکنی و زیرآب زنی در محل کار این است که هرگز به آن ارتقا شغلی که لیاقت آن را دارید، نرسید. یا مدیر همیشه با شما رفتار سرد و بی تفاوتی داشته باشد. یا همکاران دیگر به طور ناگهانی از شما دوری کنند یا شما را در گروه خود راه ندهند. یا ناگهان متوجه رفتار مهربان فردی باشید که همیشه از شما دوری می کرده و رفتار تهاجمی داشته است.

انواع زیر آب زنی:
1. ارائه گزارش نادرست در خصوص یک فرد این بدان معنی است که عملی که از سوی فردی سر نزده است به وی نسبت داده شود و تلاش شود با استفاده از شواهد و مدارک ساختگی کاری را به فردی نسبت داده یا از او سلب کنند.

2. ارائه گزارش صحیح در خصوص یک فرد در این شیوه یک عمل نادرست فرد برجسته شده و با بزرگ نمایی به رئیس گزارش می شود تا به این ترتیب موقعیت کاری وی تضعیف شود و یا آنکه جایگاه اجتماعی او تخریب گردد.

3. ترکیب اطلاعات صحیح و نادرست در خصوص یک فرد زیرآب زن حرفه ای معمولا از این شیوه برای دستیابی به اهداف خود بهره می برد بدان معنا که کارها و رفتار های کسی که قصد تخریب او را دارد به شیوه دلخواه خودش تفسیر کرده و نظرات شخصی خودش را به دیگران القا می نماید.

چرا همکار شما سنگ جلوی پایتان می اندازد؟
یکی از دلایل آن این است که بیشتر ادارات و شرکت ها پاداش را فردی و به طور مجزا به کارمندان خود هدیه می کنند. همیشه فردی که بهترین نتیجه را کسب کرده باشد مستحق پاداش است و افرادی که به او در این مسیر کمک کرده اند هیچ پاداش و کمکی دریافت نمی کنند. این باعث ایجاد حالت رقابتی میان کارمندان می شود.

همین حالت باعث می شود تا به محض پیشرفت شما، همکاران از ترس اینکه مورد عنایت مدیر قرار بگیرید و از روی حسادت، جلوی پایتان سنگ اندازی کنند. آنها از توان و استعداد شما می ترسند و سعی می کنند به هر طریقی شده شما را بد و کارهایتان را غلط نشان دهند.

اگر احساس می کنید همکارتان بدخواه شما است و کارشکنی می کند، کارهای زیر را انجام دهید:
هرگز بنا را بر بدبینی نگذارید
همه باید همیشه هوشیار و گوش به زنگ باشیم اما این اعتقاد به این مفهوم نیست از همان روز اول به اطرافیان خود بدبین باشیم.
اگر همکارتان شما را تحویل نمی گیرد دو حالت دارد: یا بدخواه شما است یا واقعا سرش شلوغ است، حوصله ندارد یا آن روز خسته است. شک در دل همه انسان ها وجود دارد. اما اگر قرار باشد همیشه به همه بدبین باشیم نمی توانیم با آرامش زندگی کنیم و محل کار هم به جهنم تبدیل می شود. اگر تصور می کنید کسی در حقتان کارشکنی می کند و سعی در بد جلوه دادن شما دارد، اول از این امر مطمئن شوید و سپس اقدامات لازم را انجام دهید.

اعتماد به همکاران
سعی کنید با همکاری که به او اعتماد دارید، صحبت کنید. بدون اینکه به کسی تهمت بزنید در مورد احساس خود و مسایلی که می بینید و می شنوید به آنها بگویید و نظرشان را بپرسید. شاید شما کاملا در اشتباه باشید و آنها به شما کمک کنند. البته باید همکار قابل اعتمادتان هم انسان بی غرض و درستی باشد.

گزارش کار روزانه بنویسید
هر کاری که انجام می دهید را بنویسید و در اختیار مدیر قرار دهید. به این ترتیب همه چیز کاملا مشخص و واضح است و هیچ کس نمی تواند به شما برچسب کم کاری بزند.

گوش به زنگ باشید
اگر رویدادهای مهمی در اطراف شما رخ داد، مثلا قرار بود ارتقا شغلی بگیرید اما نگرفته اید و وظایف و کارهای همکارتان عوض شده است باید کمی شک کنید.کارشکنی و خراب کردن دیگران اصولا با برنامه ریزی کامل و دقیق انجام می شود.
بدگویی و غیبت یکی از سلاح های فرد کارشکن است. متاسفانه، غیبت به گونه ای است که موضوع غیبت خودش آخرین فردی است که حرف های دروغین به گوشش می رسند و به همین دلیل هیچ اقدامی برای آن نمی توان انجام داد. اما بهترین پیشگیری برای غیبت این است که همیشه و همه جا گوش به زنگ و هوشیار باشید.

روبه رو شدن با همکار کارشکن
هنگامی که مطمئن شدید شما هدف نامردی های همکارتان قرار گرفته اید، حواستان به خود باشد و سعی کنید آرام باشید و لطمه ای به شما وارد نشود. یکی از بهترین روش های حفاظت از خود، خودشیرینی و جلب توجه کردن است.
همدردی و همفکری، محرک های بسیار قوی هستند و روش مستقیم برای راحت شدن از شر آنها، دوست شدن با فردی است که در حق شما نامردی می کند و وارد شدن به گروه آنها است.

زیرآب کسی که زیرآب شما را زده را نزنید
اگر شک کردید کسی در حال زیرآب زنی شما است، شما با فرهنگ تر و با منطق تر از او باشید. در عوض کار او، زیرآب او را نزنید. همیشه سعی کنید به او کمک کنید و پیشنهادهای سازنده برای شغلش داشته باشید. این باعث می شود تا محل کار شادتر و کم تنش تر باشد. مهم نیست او چه کار می کند. شما بزرگ باشید و منش داشته باشید.

گفتن به مدیر یا سرپرست
اگر همه تلاش های شمابی ثمر بود و نتوانستید از عهده کارشکنی ها و زیرآب‌زنی های همکار خود خلاص شوید، همه چیز را با مدیر یا سرپرست بخش در میان بگذارید.

برای خود حق انتخاب قائل شوید
اگر متوجه شدید اوضاع بسیار بد است، بهتر است از آن محیط مسوم رها شوید. انسان های باهوش همیشه در حال آپ‌دیت رزومه کاری و ارتقا موقعیت شغلی خود هستند.

راهکارهاي كلي برخورد با زيرآب زنان!
1.در صورتی که زیر آب زن غیر حرفه ای از نخستین روش برای تخریب شما بهره برده باشد و عمل غیر واقعی را به شما نسبت داده باشد تنها کافی است که پس از اطلاع از زیر آب زنی فرد مذکور حقیقت را آشکار کنید.
در این موارد توصیه اکید بر آن است که پس از افشای عمل فرد مذکور هیچ گونه برخوردی با او انجام ندهید این امر علاوه بر اینکه او را شرمنده خواهد کرد بر بزرگی و اعتبار شما هم خواهد افزود.

2. در صورتی که کار نادرستی انجام داده اید و فرد زیر آب زن با استفاده از اشتباه خود شما موقعیتتان را متزلزل نموده است بهترین راهکار این است که اشتباه و خطای خود را بپذیرید . همچنین یاد آور شوید که هیچ فردی خالی از عیب و اشکال نیست. با چنین فردی رفتاری محتاطانه داشته باشید. بعدها می توانید طی یک صحبت دوستانه از او بخواهید پیش از گلایه از شما اشکالاتتان را به خودتان بگوید تا شما آنها را اصلاح نمایید.

3. زیر آبزنانی که از روش سوم یعنی ترکیب واقعیت و دروغ استفاده می کنند به شدت حرفه ای بوده و معمولا در شرایطی دست به کار می شوند که قصد نابودی شما را دارند و به فکر تصاحب موقعیت شغل و اجتماعی شما هستند. در برخورد با این افراد با ید دقت بسیار زیادی بکار ببرید همچنین با استفاده از دروغ هایی که در خصوص شما گفته اند بکوشید خود را از اتهامات مبرا کنید. بدترین شرایط زیر آب زنی این است که فرد مذکور به صورت ناشناس زیرآب زنی کرده باشد و شما از هویت او مطلع نباشید. بحثی که در این خصوص بسیار مهم است آنست که مدیران باید نهایت دقت خود را بکارببرند که در دام زیر آب زنان گرفتار نشوند ضرب المثل شنونده باید عاقل باشد از مصادیق چنین مواردی است که متاسفانه بعضا عاقل هم نیست!
سازمان ها و محیط های اجتماعی که نسبت به بهداشت روانی در محیط کار بها می دهند و بر پایه اصول مدیریتی صحیحی بنا می شوند کمتر با این پدیده مذموم اجتماعی دست به گریبان خواهند بود. معمولا در هر سازمانی افرادی هستند که سبب توانایی هاشان مورد حسادت سایرین قرار می گیرند اما اگر افراد حسود سلطه جو هم باشند مشکل زیر آب زنی بروز خواهد کرد.

امروزه رشته ای با عنوان روانشناسی صنعتی یا روانشاسی صنعت و مدیریت وجود دارد که متخصصان این رشته چنین افرادی را شناسایی می کنند و به صورت مشاوره ای و بهداشت روانی به آنها کمک می کنند. تا از این حقارتی که دارند نجات یابند و کمک شان میکنند تا به این شیوه ها متوسل نشوند تا نه مزاحم دیگران شوند و نه خودشان را عذاب بدهند.

● سخن آخر:
مغزهای بزرگ درخصوص ایده ها بحث می کنند.
مغزهای متوسط در مورد حوادث صحبت می کنند.
مغزهای کوچک در باره مردم گفتگو می کنند.

همگی بر این باور یم که دنیا راه عبور است نه سرای ماندن ، پس اوقات گرانبهای مان را به خوشه چینی زیبا ترین و بهترین اعمال صرف کنیم نه زشت ترین و بیهوده ترین آنها.
آیا بهتر نیست بجای زیر آب زنی و حسادت با یکدیگر رقابتی سالم داشته باشیم؟


ريشه عبارت زير آب زني!!!
زيرآب، در خانه هاي قديمي تا كمتر از صد سال پيش كه لوله كشي آب تصفيه شده نبود معني داشت . زيرآب در انتهاي مخزن آب خانه ها بوده كه براي خالي كردن آب، آن را باز مي كردند . اين زيرآب به چاهي راه داشت و روش باز كردن زيرآب اين بود كه كسي درون حوض مي رفت و زيرآب را باز مي كرد تا لجن ته حوض از زيرآب به چاه برود و آب پاكيزه شود. در همان زمان وقتي با كسي دشمني داشتند. براي اينكه به او ضربه بزنند زيرآب حوض خانه اش را باز مي كردند تا همه آب تميزي را كه در حوض دارد از دست بدهد. صاحب خانه وقتي خبردار مي شد خيلي ناراحت مي شد چون بي آب مي ماند.
اين فرد آزرده به دوستانش مي گفت:
«زيرآبم را زده اند.»

چگونه در برابر رئیس قلدرتان برخورد کنید؟

آدم‌های قلدر فقط منحصر به مدارس، اینترنت یا کوچه و بازار نیستند، فقط بچه‌ها، نوجوانان و جوانان هم نیستند که از نیروی فیزیکی و تهدید برای سوء استفاده از دیگران استفاده می‌کنند.


طبق تحقیقی که در سال ۲۰۰۲ انجام گرفت، ۳۵ درصد از نیروی کار امریکا به طور مستقیم قلدری یا «بدرفتاری مداوم توسط یکی از همکاران که شکل آزار کلامی، تهدید، ارعاب، تحقیر یا خرابکاری عمدی در کار» را به خود گرفته، تجربه کرده‌اند -- و ۱۵ درصد دیگر نیز شاهد قلدری در محل‌کار بوده‌اند. حدود ۷۲ درصد از این افراد قلدر، رئیس بوده‌اند!


قلدری در محل‌کار درست شبیه به زمین بازی بچه‌هاست با این تفاوت که در اداره، قلدری می‌تواند بسیار مخرب‌تر و مقابله با آن بسیار دشوارتر باشد.


کسانی که در محل‌کار به قلدری می‌پردازند، احتمالاً همان‌هایی هستند که در مدرسه این کار را با همکلاسی‌هایشان می‌کردند. این افراد نیاز به فشار آوردن به دیگران دارند تا بتوانند از آنها در جهت منافع خود استفاده کنند. در کودکی این کار را می‌کردند و حالا هم که بزرگ شده‌اند دلیلی برای متوقف کردن این رفتار نمی‌بینند.


رئیس‌های قلدر انواع مختلفی دارند. افراطی‌ترین آنها کسانی هستند که به طور مداوم کارمندان خود را آزار داده و می‌ترسانند. خیلی از آنها حتی دست به آزار جنسی کارمندان خود نیز می‌زنند. رفتار آنها آنقدر نفرت‌انگیز است که مستحق پیامدهای قانونی باشد. گروه دیگر از این رئیس‌های قلدر محافظه‌کارتر هستند. قلدری‌های آنها هرازگاهی اما ترسناک‌تر است. یک روز خوب‌اند و یک روز غیرقابل‌تحمل. این رئیس‌ها با تمایل به قلدری در فشار وارد کردن به شما برای محدود کردن خودتان استاد هستند و البته بلد هستند چطور مدرک برای شکایت قانونی دستتان ندهند. مثلاً سعی می‌کنند روی رفتار زشت و تحقیرآمیز خود با جمله‌هایی مثل «اوه، شوخی کردم» یا «چقدر حساسی. خودت میدونی که کارت خوبه» سرپوش بگذارند.


راه‌های زیادی برای قلدری رئیس‌ها وجود دارد. می‌تواند با فریاد زدن بر سر کارمند بخاطر عدم رضایت او باشد. می‌تواند با تهدید کردن مداوم آنها باشد، اینکه همیشه به آنها بگوید که ممکن است کارشان را از دست بدهند. خجالت‌زده کردن آنها با انتقاد مداوم جلو همکاران دیگر، با قرار دادن آنها در یک موقعیت بد، دادن دستوری که ممکن است کار یا اعتبار کارمند را در معرض خطر قرار دهد و گاهی این قلدری‌ها می‌تواند آشکاری کمتری داشته باشد. رئیس ممکن است کارمند را به کل نادیده بگیرد یا دیگر در جلسات از او استفاده نکند.


در زیر به ۲۵ مورد از متداول‌ترین روش‌های قلدری رییس‌ها اشاره می‌کنیم:


۱. اتهام نادرست بخاطر اشتباهاتی که صورت نگرفته است.
۲. خیره شدن، زل زدن، و ترساندن غیرکلامی و نشان دادن دشمنی خود.
۳. کوچک شمردن افکار و احساسات فرد در جلسات کاری.
۴. استفاده از «رفتار خاموش» برای جدا کردن فرد از دیگران.
۵. نشان دادن تغییر رفتار و اخلاق غیرقابل‌کنترل در پیش گروه.
۶. وضع قانون‌هایی که حتی خودش قادر به اجرای آن نیست.
۷. تحقیر یک کار انجام شده کامل و باکیفیت و ایرادگیری بی‌مورد.
۸. انتقاد خشن و مداوم از فرد برای داشتن استاندارد متفاوت با هدف.
۹. پخش کردن شایعات نادرست درمورد فرد.
۱۰. تشویق دیگران برای ضد شدن با کارمند موردنظر.
۱۱. جدا کردن یکی از کارمندان از سایرین، چه از نظر فیزیکی و چه اجتماعی.
۱۲. نشان دادن رفتار غیرمحترمانه که البته غیرقانونی نیست.
۱۳. فریاد زدن، جیغ زدن و پرت کردن اشیاء در حضور دیگران برای تحقیر یک فرد.
۱۴. دزدیدن اعتبار کاری که توسط فردی دیگر انجام شده است.
۱۵. سوءاستفاده از فرایند ارزیابی با دروغ گفتن درمورد عملکرد فرد.
۱۶. اعتراض برای انجام ندادن دستورات.
۱۷. استفاده از اطلاعات محرمانه درمورد فرد برای تحقیر خصوصی یا عمومی او.
۱۸. تلافی کردن بعد از عنوان کردن شکایت از طرف یکی از کارمندان.
۱۹. آزار کلامی براساس جنسیت، نژاد، لهجه یا ناتوانی زبانی.
۲۰. محول کردن کار ناخوشایند بعنوان تنبیه.
۲۱. دستورات غیرقابل‌انجام.
۲۲. ایجاد کمپین بی‌اساس برای اخراج یک کارمند.
۲۳. تشویق فرد برای استعفا یا انتقال برای قرار نگرفتن درمعرض بدرفتاری بیشتر.
۲۴. کارشکنی درمورد هدف کاری یک فرد یا پاداش او.
۲۵. اطمینان یافتن از شکست پروژه یک فرد با انجام ندادن کارهای لازم.


همه این نوع قلدری‌ها مشکل‌ساز هستند. قلدرها هوای محل‌کار را آلوده می‌کنند، رفاقت‌ها را خراب کرده، رضایت کاری را از بین برده و باعث می‌شوند کارمندان تلاشی برای بالا بردن عملکرد کاری خود نداشته باشند. و جای سوال نیست که کار کردن در چنین محیطی سطح بالایی از استرس و اضطراب در افراد ایجاد می‌کند که زندگی شخصی آنها را نیز دچار مشکل می‌کند.


رفتارهای قلدرانه، چه رئیستان باشد چه همکارتان، روحیه اشتیاق و نوآوری را در محل‌کار از بین می‌برد. مدیریت با ترس هیچ‌وقت موثر نیست؛ برای گرفتن بهترین نتیجه همه چیز باید بر پایه احترام باشد. یک رئیس قلدر می‌تواند بر زندگی خصوصی افراد نیز تاثیر بگذارد زیرا اضطرابی که ایجاد می‌کند بر سلامت فرد تاثیر می‌گذارد.


در یک تحقیق تاثیر قلدری رئیس در محل‌کار بر وضعیت سلامت افراد بررسی شده است. از شرکت‌کننده‌ها خواسته شد یک لیست ۳۳ موردی را پر کنند که مشخص کرد مهمترین مشکلات سلامتی ایجاد شده در بین افرادیکه در محل‌کار مورد قلدری قرار می‌گیرند عبارتند از: اضطراب (۷۶٪)، از دست دادن تمرکز (۷۱٪)، بر هم خوردن خواب (۷۱٪)، علائم گوش‌بزنگی (۶۰٪) و سردردهای ناشی از استرس (۵۵٪).


قلدری در محل‌کار توسط رئیس می‌تواند تاثیرات و عوارض منفی بسیاری بر کارمندان بگذارد. این قلدری‌ها می‌تواند بر روحیه کارمندان نیز اثر بگذارد--تاجاییکه ممکن است کارمند دیگر دوست نداشته باشد سر کار برود. قلدری می‌تواند موجب بروز افسردگی و تردید نفس شود و اعتمادبه‌نفس کارمند را پایین بیاورد. متاسفانه، این خصوصیات می‌تواند به زندگی خصوصی فرد نیز سرایت کند. اگر در محل‌کار افسرده باشیم، این احتمال وجود دارد که در خانه هم افسرده شویم. رئیس‌های قلدر معمولاً یا تاثیرات منفی رفتارشان بر کارمندان را نمی‌دانند یا اهمیتی برایشان ندارد.


اگر شما هم جزء قربانیان قلدری رئیس در محل‌کارتان هستید، برای برخورد و مقابله با این رفتارها می‌توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید:


زود مداخله کنید. به هشدارهای اولیه تغییر رفتار یک رئیس با رفتار ملایم به رفتار خشن، توجه داشته باشید. اگر می‌دانید که رییستان که معمولاً رفتاری معقول دارد، در مواقع استرس به قلدری روی می‌آورد، سعی کنید عوامل استرس او را کاهش دهید. روز بدی داشته است؟ جلسات غیرضروری‌تان را به تعویق بیندازید تا روحیه‌اش بهتر شود. یک مشتری اعصابش را به هم ریخته است؟ وقتی شک داشتید، اگر یک علامت هشداردهنده مشاهده کردید، از سر راه او خارج شوید. همانطور که نباید صورتتان را کنار دهن یک ببر درنده قرار دهید، از سر راه رئیس عصبانی هم کنار بروید.


محدودیت بگذارید. قربانی نشوید و ساعت‌های غیرمنطقی کار نکنید و رفتار غیرمحترمانه او را نپذیرید. با اینکارها نه به نفع خودتان کار خواهید کرد نه شرکتتان. اینکه بتوانید «نه» بگویید بسیار عالی است و درمقابل رئیس قلدر برایتان اعتبار می‌آورد.


با همکارانتان صحبت کنید. رئیستان قلدری‌ها را فقط در مقابل شما انجام می‌دهد یا با همه همکارانتان همین رفتار را دارد؟ اگر شما تنها قربانی او هستید، ممکن است به این دلیل باشد که کارتان را خوب انجام نمی‌دهید یا شاید هم به یک دلیل شخصی. شاید به این دلیل باشد که رئیستان از شما خوشش نمی‌آید. از همکارانتان مشورت بگیرید تا بفهمید چطور باید در چنین موقعیتی رفتار کنید.


عکس‌العمل مثبت نشان دهید. وقتی رئیس قلدرتان با شما بااحترام رفتار می‌کند، برای مهربانی‌اش از او تشکر کنید. به او بگویید چطور با چنین رفتاری انگیزه‌تان برای کار را بالا می‌برد. خودتان الگوی یک همکار خوب باشید و با او در کمال احترام رفتار کنید. هیچوقت جواب بدی را با بدی ندهید، درمقابل قلدری با قلدری رفتار نکنید.


الگویی خوب باشید. خودتان باید نمونه رفتاری را بروز دهید که دوست دارید رئیستان با شما داشته باشد. کار دیگران را تحسین کنید، اعتبار بدهید و وقتی رئیستان نمی‌تواند عصبانیت خود را کنترل کند، شما آرام باشید.


با بخش منابع انسانی صحبت کنید. وقتی همه روش‌ها با شکست مواجه شد، می‌توانید با بخش منابع انسانی صخبت کنید و مشکل را درمیان بگذارید. به خاطر داشته باشید که این نکته که آنها به حرف‌هایتان گوش بدهند به این معنی نیست که رئیس را عوض می‌کنند یا طرف شما را می‌گیرند. این بخش رفتار رئیستان را بررسی کرده و درصورت نیاز وارد عمل می‌شوند.


اگر رئیستان آزارتان می‌دهد، از کسی حمایت بگیرید. اگر رئیستان واقعاً غیرقابل‌کنترل است و آزارتان می‌دهد از همکاران، سایر مدیران و یا حتی نیروهای بیرون اداره کمک بگیرید. در این فرایند شما نیاز به پشتیبانی دارید. اگر نمی‌توانی مستقیم با رئیس قلدرتان برخورد کنید، به یک مدیر سطح بالاتر مراجعه کنید و مشکلاتتان را عنوان کنید. صادق باشید و نمونه‌هایی از رفتارهای آزاردهنده او را عنوان کنید. با کمک و حمایت بیرونی احتمال رهایی از این وضعیت بیشتر خواهد بود. اگر همه این راه‌ها با شکست مواجه شد، احتمالاً باید به دنبال کار دیگری باشید.


مقابله و برخورد مستقیم با رئیس معمولاً موثر نیست و توصیه نمی‌شود. در تحقیقی که در سال ۲۰۱۲ درمورد استراتژی‌هایی که افراد برای مقابله با این قلدری‌ها در محل‌کار استفاده کرده‌اند و اینکه این روش‌ها موثر بوده یا نه انجام شد، شرکت‌کننده‌ها روش‌های زیر را عنوان کردند:


۱. حدود ۳۸٪ از این کارمندان معمولاً هیچ کاری نمی‌کردند. به عبارت دیگر با این امید صبر می‌کردند که رفتار رئیس به خودی خود بهتر شود.
تاثیر روش: ۳.۲۵٪


۲. حدود ۷۰٪ از کارمندان برخورد مستقیم به رییس قلدر نشان دادند.
تاثیر روش: ۳.۵۷٪


۳. حدود ۷۱٪ از کارمندان از بالادست فرد قلدر درخواست مداخله و کمک کردند.
تاثیر روش: ۳.۲۶٪


۴. حدود ۷۴٪ از صاحبان شرکت یا مدیران رده‌بالا درخواست حمایت کردند.
تاثیر روش: ۳.۶۹٪


۵. حدود ۶۰٪ از افراد از انجمن یا اتحادیه مربوطه درخواست مداخله کردند.
تاثیر روش: ۸.۸۴٪


۶. حدود ۴۳٪ از کارمندان یک شکایت‌نامه رسمی به بخش نیروهای انسانی ارائه دادند.
تاثیر روش: ۴.۷٪


۷. حدود ۱۹٪ از کارمندان یک شکایت‌نامه رسمی به مراجع قضایی ارائه دادند.
تاثیر روش: ۱۱.۹٪


۸. حدود ۳۴٪ از کارمندان از یک وکیل خواستند که از جانب آنها به دادگاه شکایت کند.
تاثیر روش: ۱۱.۲٪


۹. حدود ۹٪ یک شکایت مطرح کردند.
تاثیر روش: ۱۶.۴٪


کارفرما همیشه مسئول همه وضعیت‌ها و موقعیت‌های کاری کارمندان خود است و اگر بخواهد می‌تواند خیلی راحت به قلدری‌های خود پایان دهد. اما هیچ قانونی تنبیهی برای این بدرفتاری‌ها در محل‌کار در نظر نگرفته است.


نکته آخر اینکه اگر شما هم در محل‌کار خود قربانی قلدری هستید، و کارفرمایتان کاری برای آن نمی‌کند، خودتان باید هر کاری از دستتان برمی‌آید برای خاتمه آن رفتارها انجام دهید. اگر شکست خوردید، حداقل می‌توانید مطمئن باشید که تلاش لازم را برای بهتر کردن اوضاع کرده‌اید. در آن نقطه، انتخاب با شماست که بمانید یا بروید. باید تصمیمی بگیرید که بیشتر به نفعتان باشد.

مشکل بیکاری یا ترس از بیکاری؟ کدام بهتر است؟

بررسی‌ های جدید روی افرادی که دائما نگران از دست دادن شغل‌ شان هستند نشان داده این افراد از نظر جسمی ضعیف ‌تر و آسیب ‌پذیرتر از سایرین هستند. جالب‌ تر این که علایم افسردگی در این افراد بیشتر از کسانی که واقعا کارشان را از دست داده ‌اند، وجود دارد. پژوهشگران دانشگاه میشیگان مطالعه‌ ای بزرگ روی افرادی با ملیت ‌های مختلف انجام داده ‌اند.

نتایج این تحقیق نشان داد در هر دو گروه کسانی که ترس از دست دادن شغل‌ شان را دارند شدیدا در معرض ابتلا به افسردگی هستند. جالب آن که افرادی که شغل‌ شان را کاملا از دست دادند و پس از مصاحبه در جایی دیگر و در شغلی دیگر شروع به کار کردند از نظر روانی سالم ‌تر بودند.

حتی در یکی از این گروه‌ ها کسانی که نسبت به وضعیت شغلی خود احساس ناامنی می ‌کردند، نسبت به افراد سیگاری یا مبتلا به فشارخون بالا بیشتر در معرض ابتلا به بیماری‌ های مختلف هستند. دکتر سارا بورگارد، استاد یک مرکز تحقیقاتی در آمریکا می‌ گوید: "آثار سوء اشتغال ذهنی دائم با ترس از دست دادن کار به مراتب بیشتر از خود بی کاری است."

وی می ‌گوید: "تحقیقات و مطالعات زیادی در مورد بی‌ کاری صورت گرفته اما کمتر کسی به آثار مخرب نگرانی از بی ‌کاری پرداخته است، حال آن که با توجه به شیوه ی اخراج ‌ها و تغییر شکل و رویه در بیشتر صنایع و کم شدن طول عمر اشتغال، بیشتر مسایل و مشکلات به علت احساس نگرانی ناشی از نداشتن امنیت شغلی است." در این بررسی برای محاسبه میزان نگرانی افراد سوالی مطرح شد که اگر در این کار بمانی چه ‌قدر ممکن است تا دو سال دیگر هم در همین شغل باشی؟ 18 درصد از افراد اعلام کردند که نسبت به وضعیت کاری خود احساس نا امنی می‌ کنند.


ترس از بیکاری


همچنین 5 درصد در اولین برآورد و 3 درصد در دومین برآورد احساس نگرانی و دلواپسی از دست دادن کارشان را اعلام کردند. طبق آمار کارگران آمریکایی به دلیل درآمد خوب، بیمه ‌درمانی و حقوق بازنشستگی کافی از کار خود رضایت دارند بنابراین تعجب‌آور نیست که حتی فکر از دست دادن شغل، خسارت‌ های جسمی و روانی زیادی به بار بیاورد. دکتر بورگارد معتقد است در شرایط افزایش نا امنی شغلی، باید تلاشی آگاهانه برای زندگی کردن با شیوه‌های سالم صورت داد. مثلا به درست غذا خوردن عادت پیدا کرد، ورزش کرد، با دکتر در تماس بود و کلا از هر تکنولوژی جدیدی در زمینه کاهش استرس استفاده کرد.


از دیگر راهکارهای مفید در این شرایط برنامه ‌ریزی مناسب برای دخل و خرج است. گرفتن وام و زیر بار قرض رفتن باید به حداقل ممکن برسد و نیز در چنین موقعیتی شاید حتی لازم باشد شغل دومی پیدا کرد. افرادی که تحت پوشش بیمه هستند باید سعی کنند تا حد ممکن نیازهای خود را از طریق بیمه تامین کنند.

این استاد جامعه ‌شناس توصیه می ‌کند فعالیت ‌هایی انجام دهیم که باعث شوند احساس مفید بودن بکنیم. این احساس سبب می‌ شود فرد بتواند در برابر موقعیت‌ های دشوار زندگی، کنترل مشکلات را به دست بگیرد.

دکتر نورمن، استاد روان‌پزشکی دانشگاه نیویورک نیز به نکته جالبی اشاره می ‌کند: "ما در یک بحران اقتصادی جهانی و همه‌ گیر واقع شده‌ ایم. هیچ ‌کس نباید به خاطر مشکلات مالی و شغلی خود را سرزنش کند." توجه به این نکته که رکود اقتصادی برای همه به وجود آمده باعث می‌ شود استرس‌ های فردی کمتر شود. البته باید به این نکته مهم توجه شود که افراد مختلف با توجه به ویژگی‌ های فردی و روحیات مختلف در برابر معضل از دست دادن کار واکنش های مختلفی دارند. برخی از مردم مستعد اضطراب هستند. این افراد معمولا نسبت به موقعیت‌های ناراحت ‌کننده واکنشی بیش از حد و غیرطبیعی دارند.

در زمان بحران اقتصادی این دسته از افراد بیشترین خطر را برای درگیری با مشکلاتی نظیر بی ‌خوابی، سردرد، مشکلات اجابت مزاج و فشارخون بالا دارند

آموزش مهارت مالی و پولی برای هر سنی

با توجه به اهمیت مهارت های مالی در هدایت سکان زندگی، بسیار عجیب است که مدارس ما چیز زیادی درباره پول به بچه ها یاد نمی دهند. ولی شما به عنوان والدین فرزندان خود می توانید درس های مالی مهمی در هر سن به او بیاموزید. در اینجا راهنمایی هایی برای هر سن آورده ایم که درس های خوبی در مورد پول به افراد می دهند.

سنین 3 تا 5 سالگی: "باید صبر داشته باشی تا بتونی چیزی که می خوای بخری."

این مفهوم برای افراد دشوار است و باید در هر سنی آن را بیاموزند. بچه ها در این سن باید یاد بگیرند که اگر واقعاً چیزی را می خواهند باید صبر کنند و برای خریدن آن پول جمع کنند.


فعالیت هایی برای سنین 3 تا 5 سالگی:


1. وقتی بچه ها در صف تاب سواری هستند یا منتظر روز تولدشان هستند، برایشان اهمیت صبر کردن را توضیح دهید.

2. سه قوطی با این عناوین برایشان درست کنید: "پس انداز"، "خرج" و "کمک". هر وقت پولی دستش می رسد، باید آن پول را بین این سه قوطی یا قلک تقسیم کند.

3. به او یاد بدهید تا هدف تعیین کند. هر وقت در قلکش پول می اندازد، در مورد آن هدف و مقدار پولی که برای رسیدن به آن نیاز دارد و زمان رسیدن به هدف با او حرف بزنید.

سنین 6 تا 10 سالگی: "باید در مورد نحوه پول خرج کردن، انتخاب هایی انجام بدی."

در این سن، مهم است که برای فرزندتان توضیح دهید: "پول تمام شدنی است و باید انتخاب های عاقلانه ای انجام بدهی. چون اگر این پول را خرج کنی، دیگر پولی برای خرج کردن نداری."

فعالیت هایی برای سنین 6 تا 10 سالگی:

1. فرزندتان را در بعضی از تصمیمات مالی دخیل کنید. برای مثال برایش توضیح دهید که چرا بعضی خریدهای مقرون به صرفه را انجام می دهید.

2. به سوپرمارکت که می روید به او کمی پول بدهید و اجازه دهید که در حیطه نیازهای شما، میوه و سبزی بخرد.

3. وقتی خرید می کنید در مورد تصمیمات مالی خود بلند حرف بزنید تا او هم بشنود. مثلاً بگویید: "آیا واقعاً به این چیز نیاز دارم؟"



سنین 11 تا 13 سالگی: "هرچه زودتر شروع به پس انداز کنی، پولت سریعتر رشد می کنه."

توضیح دهید که سود ترکیبی از زمانی بدست می آید که شما پس انداز و سودهای قبلی را با هم داشته باشید.

فعالیت هایی برای سنین 11 تا 13 سالگی:

1. برایش سودها را توضیح دهید و مثال رقمی بزنید.

2. از مزایای سود و پس انداز برای او حرف بزنید.

3. برایش توضیح دهید که برای پس انداز کردن باید از خیلی چیزها بگذرد. مثلاً پول خوراکی های روزانه را کنار بگذارد تا بتواند آیپاد بخرد.

سنین 14 تا 18 سالگی: "وقتی دانشگاه ها را با هم مقایسه می کنی، حواست باشه که هر کدوم چقدر هزینه داره."

برای او توضیح دهید که درآمد افرادی که مدرک تحصیلی دارند از افراد بدون مدرک بیشتر است و هزینه های دانشگاه ها را با هم مقایسه کنید.

فعالیت هایی برای سنین 14 تا 18 سالگی:

1. به او بگویید که هر سال چقدر می توانید برای هزینه دانشگاه او کمک کنید.

2. در مورد هزینه های دانشگاه، چشم اندازهای شغلی فارغ التحصیلان، وام دانشجویی و غیره بحث کنید.

3. کمک های مالی محتمل را بررسی کنید.



سنین بالای 18 سال: "تنها در صورتی باید از کارت اعتباری استفاده کنی که هر ماه بتونی پولش رو بدی."

بدهی های کارت اعتباری می توانند برای فرزندتان بار زیادی ایجاد کنند. زیرا او در حال پرداخت اقساط وام دانشجویی نیز هست. هزینه های اضافی بعدها برای او مشکل ساز می شوند.

فعالیت هایی برای سنین بالای 18 سال:

1. به فرزندتان یاد بدهید که اگر یکی از والدین با او حساب مشترک دارد، عدم پرداخت به موقع بدهی کارت اعتباری بر سابقه اعتباری والدین هم اثر بدی می گذارد.

2. از موسساتی کارت اعتباری دریافت کنید که نرخ بهره پایین تری از شما می گیرند.

3. برایش بگویید که برای چیزهای بیهوده پول خرج نکند تا اگر مورد اضطراری پیش آمد مجبور نشود از پس اندازش بردارد و خرج کند.

اشتباهاتی که جویندگان کار می کنند


یک جوینده کار جوان و بی تجربه در همان ۱۵ دقیقه اول، یکی از اشتباهات خود را مرتکب شد و آن این بود که بدون عذرخواهی از مصاحبه کننده، از او پرسید که آیا سطل زباله دارد تا او آدامس خود را دور بیندازد. متقاضیان بسیاری در دنیا وجود دارند که نمی دانند به چه سبب استخدام نشده اند زیرا تصور می کنند تجربه و تخصص کافی برای کسب شغل مورد نظر را داشته اند. اما باید بدانید مدیران شرکت های بزرگ فقط به تجربه و اطلاعات توجه نمی کنند و در طول مصاحبه کاری موارد ریز دیگری نیز وجود دارند که باید آنها را رعایت کرد.

در همین راستا، کارشناسی به نام دنی تیکتین کوپلیک، تحقیقاتی در مورد جویندگان ۲۰ تا ۳۲ ساله انجام داده است و نام آن را Generation Y – نسلی که همیشه دنبال چرایی مسایل است – نامیده است. این اشخاص اصولا اشتباهاتی انجام می دهند که سبب از دست دادن موقعیت کاری خود می شوند.
برخی از این اشتباهات را در ادامه برایتان ذکر کرده ایم تا اگر جوینده کار میباشید از انجام آنها پرهیز کنید.



۱٫ حق به جانب رفتار کردن
یکی از اشتباهات تربیتی نسل تازه این است که خانواده ها آنها را طوری بار آورده اند که تصور می کنند هر طور می خواهند می توانند رفتار کنند و این حق آنها است. به طور مثال، فردی که تازه استخدام شده است همان روز اول به مسوول بخش خود می گوید که باید امروز زود برود تا به کلاس زبان خود برسد. این مساله نشان می دهد او مسوولیت پذیر و برای انجام آن کار مناسب نیست.



۲٫ دیر یاد گرفتن کارها
دانشجویانی که سال یا ترم آخر تحصیلات خود را سپری می کند باید در تعطیلات تابستان دوره کارآموزی شغلی که می خواهد اتخاذ کند را پشت سر بگذارد. این اشخاص وقتی وارد بازار کار می شوند، چون دوره کارآموزی گذرانده اند سریع تر کار را یاد می گیرند و می توانند پیشرفت کنند. اما برعکس، فردی که تازه پس از پایان درس خود می خواهد کار پیدا کند بسیار دیرتر از گروه اول مسایل لازم را یاد می گیرد و این می تواند منجر به از دست دادن شغلش بشود.



۳٫ زیرمجموعه گروه دانش آموخته ها
والدین یا دوستان با تجربه جویندگان کار باید آنها را آگاه کنند که بهترین مکان برای تجربه کار همان دانشگاه است. متقاضیان باید از دوران تحصیل با اشخاص کارشناس و با تجربه در ارتباط باشند تا پس زمینه ذهنی برای ورود به دنیای کار را داشته باشند.



۴٫ رزومه های خودمحور
جویندگان جوان کار عموما در نوشتن رزومه مهارت لازم را ندارند و نمی دانند چگونه باید از کلمات و عبارت های لازم بهره بگیرند. یکی از بارزترین اشتباهات این اشخاص نوشتن نیازهای خود و مسایلی است که برای خود آنها مهم است و می خواهند داشته باشند. اما اطلاعات کافی و لازم را به کافرما نمی دهند تا از توانمندی های آنها آگاه شوند. به طور مثال، یک جوینده کار تازه کار در رزومه خود می نویسد: من به خوبی می توانم از مهارت ها و ایده های خود استفاده کنم و یادگیری بالایی هم دارم. این جملات هیچ اطلاعاتی در مورد مهارت های شما به کارفرما نمی دهد. بنابراین، رزومه خود را نزد یک فرد باتجربه بنویسید تا کمترین میزان خطا را داشته باشد.



۵٫ نامه مکمل رزومه نیز دقیقا تکرار رزومه است
بسیاری از متقاضیان جوان، حتی نامه اطلاعات تکمیلی خود را نیز درست شبیه رزومه می نویسند. این نامه تقریبا نوعی پروپوزال است تا مهارت های متقاضی را نشان دهد. نباید آن را شبیه رزومه بنویسید.



۶٫ پاک کردن اطلاعات نامناسب در شبکه های اجتماعی
پیش از استخدام در یک شرکت معتبر، بهتر است اطلاعات نامناسب یا هر گونه عکس و مطلبی که در شبکه های آنلاین دارید را حذف و پاک کنید. این مساله می تواند به ضرر شما تمام شود.



۷٫ تحقیقات ضعیف
یکی دیگر از اشتباهات متقاضیان این است که پیش از رفتن به شرکت مقصد برای مصاحبه، وب پایگاه اینترنتی آنها را درست و کامل مطالعه نمی کنند. درست این است که پیش از تقاضا، همه خبرها و فعالیت های شرکت را مطالعه کنید و در مورد فعالیت ها، اهداف و چشم اندازه شرکت اطلاعات مناسبی داشته باشید.



۸٫ تشکر لازم را انجام نمی دهید
هنگامی که مصاحبه کاری شما تمام می گردد از مصاحبه کننده برای این که برای شما زمان گذاشته است، تشکر کنید. این کار سبب می گردد تا حساب دیگری روی شما داشته باشند و احتمال قبولی شما را بالا می برد. حتی برای محکم کاری می توانید ایمیل تشکر نیز برای آنها ارسال کنید.



۹٫ در آگهی ها دنبال کار گشتن
باید بدانید بیشتر اشخاصی که در شرکتی مشغول کار می شوند به واسطه آشنایان و دوستان خود کارشان را پیدا کرده اند. بنابراین، به جای اینکه همه زمان خود را در میان آگهی های آنلاین و روزنامه ها صرف کنید، به دنبال اشخاصی باشید که می توانند سببات استخدام شما در شرکت مورد نظر را به وجود بیاورند.

با این 19 ویژگی می توان شخصیت سالم سازمانی داشت

1) پیوسته از میان ادبیات دینی، علمی ، این پرسش مطرح است که یک شخصیت سالم سازمانی، چه مشخصاتی دارد؟ معیارهایی وجود دارد که دستیابی ، به آن ها خیلی مشکل نیست ، کافی است از ابتدا به سازنده بودن ، مثبت بودن ونتیجه نیک، بیندیشید ،(شخصیت سالم سازمانی OR Gani ZATIONAL HEALTH S PERSONALITY)OHP(
پیوسته و البته تقریبا ، همه چیز زندگی را دوست دارد ، او مشتاق زندگی است و هر آنچه را که باور داشته باشد ، اززندگی طلب می‌کند ، موسیقی حقیقی ، فیلم ، ورزش، گردش در شهر، پیک نیک، کتاب ، دعا، کوهها، دره ها، تقریبا همه چیز را دوست دارد.
۲) وقتی در کنار شخصیت سالم سازمانی )OHP( هستید، متوجه خواهید شد که از آه و ناله، شکوه و شکایت و نق زدن و غر زدن و افسوس خوردن، خبری نیست.
شرایط ناگوار، نابسامانیها، ناملایمات را می پذیرد وسعی می‌کند برای همه آنها جوابی و مسئولیتی، برای خود پیدا کند، از ظاهر و قیافه خود خشنود است و ناله وتضرع نمی کند. اگر قدش، بلند ویا کوتاه است، برایش ، مسئله ای نیست ، هیچگاه در آرزومندی های غیرواقعی به سرنمی برد، شخصیت سالم سازمانی ، مانند کودکی ، دنیا را بدون ظواهرش پذیرفته است و از گردش روزگار، لذت می برد، به سادگی با شرایط روزگار، سازگار است و هنر لذت بردن از زندگی را در هر شرایطی ، دارا می باشد.
۳) اگر از شخصیت سالم سازمانی ، بپرسید چه چیز اورا عصبانی می کند ، به سختی می تواند، جوابی پیدا کند و یا اگر بپرسید چه مشکلی دارد، به سختی موردی پیدا می کند، ساعات کار و ساعات تفریح، برایش فرقی ندارد، چون کارش برایش عین تفریح است.
۴) گذر از معابر و خیابان ها و کوچه های گل آلود زندگی ناشی از باران مشکلات و شنیدن شلپ شلپ موانع و بهانه ها را به عنوان جزئی از زندگی واقعی، می پذیرد و همه این ها را در راه رسیدن به هدف و آرمان تحمل می کند و تلاش می نماید.
۵) شخصیت سالم سازمانی )OHP( ، مسلما بیماری ها ، میکرو بها ، خشکسالی ها ، سیل ، گرسنگی و نظایرآن را، با آغوش باز می پذیرد و از طرفی هم حاضر نیست ، یک لحظه ، وقت خود را صرف شکوه و شکایت کندو یا فقط، آرزوی غیر واقعی پی در پی برای و ضعیت بهترکند، نه، نه، بلکه بلافاصله دست به کار می شود وبا تمام قوا و تلاش و کار، برای ریشه کن کردن آن، باز هم تلاش می کند.
۶) شخصیت سالم سازمانی)OHP(، با در گیری تازه، تجربه های جدیدی را کشف می کند، شخصیت سالم سازمانی ، در لاک خود فرو نمی رود، شخصیت سالم سازمانی، پذیرفته است که انسان جایزالخطاء است و فقط ، سعی می کنداز تکرار رفتاری که اورااز سازنده بودن، باز می دارد، دوری کندو از نارسایی ها و ناملایمات گذشته، میآموزد که در حال و آینده ، تاثیر مثبت بگذارد.
۷) شخصیت سالم سازمانی ، با رویدادهای نامطلوبی که افراد عادی را ، از کوره به در می برد، با ملایمت و نرمی بر خورد می کند و تنها، به لبخندی اکتفا می کند.
۸) شخصیت سالم سازمانی یک صافی یا فیلتر در ذهن و یک نگهبان در مدخل ذهنش دارد، به طوری که هر فکری را اجازه ورود نمی دهد، ذهنش بسیاری از افکار را ، از جنبه سازنده اش مورد توجه، قرار داده و آن هارا توسط ذهنش ، پالایش نموده و بنابراین اجازه ورود به این نوع افکار را می دهد و به این دلیل هرگز و سیله و آلت دست این وآن نمی شود و قربانی هیجانات منفی نمی گردد.
۹) شخصیت سالم ساز مانی)OHP ( ، خوشبختی و سعادت فردی و اجتماعی را نه در زمان آینده، بلکه در زمان حال جستجو می کند، خوشبختی را هرگز به طور مطلق به ردیف شغلی بالاتر، به سطح مدرک بالاتر ، به سطح مقام وپست بالاتر ، به مال و دارایی بیشتر ، به متولد شدن در محدوده جغرافیایی خاص ، منوط نمی کند، بلکه بر این باور و اعتقاد است و با تمام وجود ، به آن یقین پیدا می کند و معتقد است که هیچ چیز نه کم و نه زیاد است ، بلکه همان قدر است که در آن لحظه باید باشد و همان قدر ، محترم است که قابل شکر گزاری است.
۱۰) شخصیت سالم اگر چه عشق، محبت و فداکاری فراوانی را نثار خانواده اش در مرحله اول می کند، اما در روابطش با دیگران، برای استقلال خود، هم بهای بسیاری قایل است و آزادی عمل خودرا ، در برابر توقعات دیگران ارج می نهد، به استقلال در محیط اجتماعی زندگی خود، شدیدا نیازمند است، زیرا می داند وابستگی افراطی ، وی را از خلاقیت و خود شکوفایی دور می‌کند، به همین دلیل مایل است، گهگاهی ، خلوت گزینی و تنهایی اختیار کند، اگرچه مردم عادی، این کار او را غیر عادی و ناسازگارانه، تلقی می کنند و فکر می کنند مورد بی توجهی شخصیت سالم سازمانی ، قرار گرفته اند، اما شخصیت سالم سازمانی)OHP( برای جهان درون خود، ارزش بسیاری قایل است. به هر حال گاهی برای مردم عادی مشکل است که اورا دوست بدارند، زیرا شخصیت سالم سازمانی، در برابر آزادی عمل در زندگی‌اش، بسیار سرسخت و مصر است، او دوست دارد مستقل باشدو راه زندگی را همان طوری که خودش تصور می کند و توانایی شکوفایی اش را دارد ، بر گزیند، اگر حس کند در امور زندگی اش دخالت شده، نخست از نظر احساسی و درونی و هیجانی و سپس از نظر فیزیکی و جسمانی ناپدید می شود.
۱۱) شخصیت شاد وسالم سازمانی )HAPPINESS HEALTH( ، هرگز جویای تایید و تحسین دیگران نیست، اگر چه نسبت به تاثیر تایید و تشویق آگاه است مایل به خریداری آن نیست تادیگران به تایید و تشویق او بپردازند و شخصیت سالم سازمانی بر توان تلاشش پیوسته افزونی می دهد.
۱۲) شخصیت سالم سازمانی به طورشگفت انگیزی مستقل از عقاید دیگران ، عمل می کند و اهمیت نمی دهدکه گفتار و اعمالش لزوما مورد پسند مردم قرار گیرد، رضای خداوند را در رضای مردم در نظر می گیرد، شخصیت سالم سازمانی ، رو باز عمل می کند وبی تکلف و بی ریاست، متظاهرو مصنوع و مقلد افراطی نیست، خود را گم نمی کند، اگر فرصتی برای عرض اندام برایش پیش نیاید از حرکت عادی ، باز نمی ماند، مومن بودن، فعال بودن و سلیم بودن،سه صفت پیوسته همه وجودش خواهد بود، شخصیت سالم سازمانی ، )OHP( شخصیتی است که اتکای درونی داردو آرامش حقیقی خود را از درون می طلبد، شخصیت سالم سازمانی ، شادی و شوخ طبعی خود را، در هر شرایطی حفظ می کند و میتواند در جدی ترین مو قعیت ها ، باز هم لبخند را بر روی لبان خود، حفظ کند و شیفته آن است که به طریقی شادی و خنده را به لب دیگران نیز بیاورد، در حقیقت، مسائلی که بسیاری از مردم رااز حرکت باز می دارد، اغلب در نظر شخصیت سالم سازمانی، یک مسئله جزئی و پیش پا افتاده است و معمولا ‌راه حلی برای آن پیدا می کند، این عدم آشفتگی در برابر مسائل و مشکلات، موجب می شودکه شخصیت سالم سازمانی، موانعی را پشت سر بگذاردکه برای بسیاری از دیگر مردمان، به صورت مانع و موانع غیر قابل عبور، باقی می ماند، اما در شخصیت سالم سازمانی ، تهدید، جایی نداردو معمولا، دیگران را هم از تهدیدنا امید می سازد.
۱۳) شخصیت سالم سازمانی ، به هیچ وجه، مشاجره و مجادله بدون نتیجه و انرژی زدا، انجام نمیدهد ولی همیشه به عنوان خادم و خدمت کننده در صف مقدم فعالیت ها اجتماعی انسانی، قرار می گیرد و همیشه سعی می کند ، کار هایی را انجام می‌دهد که زندگی خود و دیگران را سرشار از شور و شادی کند وبه همه زندگی ها ، صفا و رونق بخشد.شخصیت سالم سازمانی ، در انسان ها تفاوت ظاهری را می بیند اما تفاوت ها را ، به تبعیضات تبدیل نمی کند، بلکه محتوا و جنبه و عرضه و حقوق انسانی افراد را می سنجد . شخصیت سالم سازمانی ، مریض احوال نیست، حتی اگر مریض جسمی هم باشد، به هنگام بیماری، احساس ضعف به خود راه نمی دهد، بلکه جسم و روح و روان خودرا تقویت می کند تا بیماری ، شکست بخورد ودیگر سراغ او نیاید، گفتارش دو پهلو و خود گول زننده و توام بازبان بازی و ارادت افراطی کاذبانه نیست و خود را در پس تملق افراطی انواع نقاب ها و نقش های اجتماعی دروغ و تزویر و ریا، پنهان نمی کند، زیرا می داند، این ها بزرگترین ضربه رابه عزت نفسش می زند، حتی اگر موفقیت نسبی، از این راه و با این ترفندها و کلک ها، به دست آورد، خود را در نهایت بازنده می بیند. هرگز سلیقه شخصی استبدادی خود را در زندگی دیگران دخالت نمی دهدو و وقت خود را، صرف ارزیابی زندگی مردم نمی‌کند و به جای آنکه در پشت سرشان درباره مردم صحبت کند، با خود مردم صحبت می‌کند، با مردم صحبت می‌کند و به جای مقصر شمردن همه آنها، کمکشان می‌کند تا کاستی‌هایشان را رفع کنند و مسئولیت‌هایشان را، بشناسند، بخصوص موقعی که خودشان هم بخواهند.
۱۴) شخصیت سالم سازمانی، چنان مشغول کار خود و کارهای سازنده خویش است که مجالی برای شایعه‌پراکنی و عیب‌گویی )BITE-BACK( ندارد و معتقد است که بی‌هنران به عیب‌ها، می‌نگرند، اگرچه این کار خود را، نشانه هنر و دانایی می‌دانند، شخصیت سالم سازمانی، کاری را که انجام می‌دهد، سعی می‌کند به بهترین نحو ممکن و با عشق، انجام دهد، ولو تمیزکردن یک میز همکار و یا آوردن چای برای همکار دیگر یا اینکه کمک به نوشتن یک یادداشت یا تهیه یک گزارش کاری باشد و همیشه در کنار استفاده از منابع جدید علمی، هنری، اخلاقی، نظر دیگران، خلاقیت خود را، در راس قرار می‌دهد و معتقد به جوهره و قدرت شکوفایی ذاتی خاص خویش است.
۱۵) نیروی شخصیت سالم سازمانی، از دیگران بیشتر نیست، ولی شور و شوق و عشق است که شخصیت سالم سازمانی را، پر انرژی نشان می‌دهد، شور زندگی و کار، در وجودش، موج می‌زند، همچون موج دریا، تا زمانی که هست، باز نمی‌ایستد و ساعات کمی را به خواب اختصاص می‌دهد، وقت خود را کمتر تلف می‌کند و ساعات زیادی را به سرگرمی و خوش‌گذرانی افراطی، اختصاص نمی‌دهد.
۱۶) شخصیت سالم سازمانی اگر در محیط بسته و حتی اگر در زندان هم باشد، فکر خود را به صورت خلاق و بدیع، به کار می‌اندازد تا با استفاده از اوقات، از فلج شدن شور و شوق و شادیش، در زندگی خویش، جلوگیری کند، شخصیت سالم سازمانی، عاشق واقعیت و حقیقت است و جسورانه در جستجوی حقیقت است (بجای منفعل بودن و بجای ضد اجتماع بودن، جرئت ورزاست)، شخصیت سالم سازمانی اگر گاهی توقف هم می‌کند، توقفش، برای وقوف است، او هرگز به اندازه کافی خود را دانای مطلق نمی‌داند، پیوسته می‌کوشد تا بیشتر بداند، بطوری که، مردم عادی هم از ایستادگی و سرسختی شخصیت سالم سازمانی برای یافتن واقعیت و حقیقت، خسته می‌شوند و می‌گویند، بابا، دست بردار !!! اما شخصیت سالم سازمانی، پیگیر و دنبال کننده همه مسائل تا نایل شدن به حقیقت است، مسیر و متدولوژی رسیدن به حقیقت را دنبال می‌کند. برای جستجوی حقیقت و در راه رسیدن به حقیقت، بطور مستقل و با استفاده از اصل پرسشگری از شاعر می‌پرسد که از سرودن فلان شعر، منظورش چه بوده است؟ از سلمانی، از آرایشگر آشنای با سابقه هم می‌پرسد! از مدیران با سابقه هم می‌پرسد، عکس‌العمل افراد در برابر سپیدشدن موهایشان، چگونه است؟ حاصل مدیریت چندین ساله‌شان چه بوده؟ و به چه نتایجی رسیده‌اند؟ حتی تلاش می‌کند از بچه‌ها و حیوانات و از همه طبیعت هم، چیزی بیاموزد، شخصیت سالم سازمانی، همیشه دانش پژوه است تا استاد !! شخصیت سالم سازمانی، نه تنها از شکست نمی‌ترسد، بلکه به استقبال آن می‌رود، زیرا آن را جزئی از پیروزی می‌داند، محرک او شور و شوق و شادی است و به پاداش‌ها و نمره‌های درونی ناشی از تعالی درونی، دل‌خوش است و تلاش می‌کند و به همین علت، سخنان و اعمال بازدارنده دیگران، تاثیری در او ندارد، شعار اصلی سر در زندگی یک شخصیت سالم سازمانی این است که:
ترس از که و بیم از برای چه، کلوخ ها به اندک رطوبتی،متلاشی شده و می‌شود و خواهد شد.
۱۷) شخصیت سالم سازمانی )OHP(، احساسات مخرب را، دفع می‌کند و احساسات سازنده را جایگزین می‌کند، او سعی در توجیه کار خود برای دیگران نیست، هرگز از اینکه دیگران طبق میلش ظاهر نمی‌شوند، آزرده ندارد. شخصیت سالم سازمانی، افراد را همان‌طوری که هستند، می‌پذیرد، نفرت را با عشق، جواب می‌دهد، خشم را با محبت و دشمنی را با دوستی و تندخویی را با ملایمت و در عین حال، نظرش را ابراز می‌دارد، شخصیت سالم سازمانی )OHP( هیچگاه حسادت نمی‌ورزد زیرا الحسد یاکل الجسد (حسد، فیزیک جسمانی را می‌خورد و تخریب می‌نماید) خلاقیت و شکوفایی استعدادهای خود و همچنین نشانه‌ای از تکبر و خودمحوری و عامل فسادی برای فکر می‌داند، شباهت‌های خود را با دیگران درمی‌یابد و به تفاوت‌ها، وقعی نمی‌نهد، به همین دلیل خود را پیوسته در تمام جهان و جهانیان می‌بیند، در هیچ جا و هیچ زمان، احساس تنهایی و جدایی نمی‌کند، دوستی و عشق نسبت به همه را از هر عقیده، نژاد و رنگ را در خود می‌بیند و محبت الهی انسانی وجهانی را به همه، ابراز می‌کند، امتیازات دیگران را شایسته آنها می‌داند و پیروزی خود و رقبا و همکاران را می‌خواهد، به طوری‌که با بازی خوب، سعی می‌کند بر رقیبش تاثیر بگذارد و پیروز شود و از طرفی دوست دارد که رقیبش نیز خوب بازی کند و از بازی خوب رقیب، لذت می‌برد، به حذف مطلق رقیب به عنوان پیروزی خود توجه ندارد (رقابت و همکاری، هر دو با هم) ، از اشتباه رقیب، در بازی، خوشحال نمی‌شود، و بطور خلاصه پیروزی عمومی و جمع محیطی و کشوری و جهان بشری را بر پیروزی فقط شخصی، مقدم می‌داند و گاه آبرو و عزت و پیشرفت‌های تحصیلی و مالی، حتی جان خویش را با خدا معامله می‌کند و دست به ایثار و جانفشانی می‌زند.
۱۸) شخصیت سالم سازمانی، هر روزش، سرشار از شوق و شادمانی است و اگر غمی پیش آید، آن را به عنوان یک مهمان ناخوانده، تلقی کرده و نمی‌گذارد، جاخوش کند، بلکه بلافاصله برمی‌خیزد، غبار از دل می‌شوید، فکر را از آلودگی‌های ذهنی پاک کرده، آن را جلا داده و تمیز می‌کند و درس لازم را از غم می‌آموزد و حرکت را از نو می‌آغازد و در همین لحظه است که شادی در می‌زند و غم و حزن گورش را گم می‌کند و می‌رود، براستی باور دارد که انسان برای غمگینی و افسردگی، آفریده نشده و اگر غم و حزنی پیش آید، پیامی است برای شادی بیشتر در حال و در آینده و هیچ دلیلی برای غم و افسردگی، وجودندارد. می‌داند که لازم نیست، درپی شادی بدوی و آن را تعقیب کنی، بلکه با اعتقاد و با باور به شادی، شادی به عنوان مهمان، فراخوانده شده، سراغت خواهد آمد و همیشه، خواهد ماند، شخصیت سالم سازمانی می‌داند که شادی راهی ندارد بلکه خود شادی، راه است، که ابتدا و انتهای این راه در ذهن شخصیت سالم سازمانی است، بیرون از ذهن، دنبال شادی حقیقی، نمی‌گردد، شخصیت سالم سازمانی، اگر کلیدش را در منزل گم کرده باشد و به علت قطع برق درون منزل، چاره پیدا کردن کلید را، درگشتن دنبال کلید در خیابانی که برق دارد و چراغ‌های نورانی دارد، نمی‌گردد، چون خوب می‌داند که کلید را در منزل گم کرده است، خنده‌دار است که همه کوشش را در بیرون از ذهن انجام دهد!! این کار خنده‌دار شخصیت غیرسالم سازمانی است که دائما و بطور مطلق، گردشگری و جستجوگری بیرونی انجام می‌دهند و از چراغ درون ذهن و دل و برق خرد و قلب، به دورند، چراغ دلمان و برق ذهنمان را روشن کنیم تا به شخصیت سالم سازمانی شاد و خوشبخت برسیم.
۱۹) اگر بتوانی کنترل خود را، به عنوان شخصیت سالم سازمانی حفظ کنی، زمانی که اطرافیانت آن را از دست می‌دهند و تو را برای همه چیز مقصر می‌دانند، اگر بتوانی شخصیت سالم سازمانی، به خود اعتماد کنی و هنگامی که همه به تو شک می‌کنند و مع‌هذا، بتوانی شک آنها را تخفیف دهی، اگر بتوانی صبور باشی و از صبر و انتظار خسته نشوی، شکیبا باشی، اگر درباره تو، دروغ می‌گویند، تو چنین نکنی و یا مورد تنفر واقع شوی، اما نسبت به هیچ کس، احساس نفرت نکنی، اگر بتوانی با شادی و غم هر دو، روبه‌رو شوی، و با این هر دو یکسان برخورد کنی، اگر بتوانی، شنیدن حقیقت را تحمل کنی و آن‌را تحریف نکنی، اگر بتوانی از پیروزی‌هایت، پشته‌سازی و خطر از دست دادن آنها را بپذیری و دوباره از اول آغاز کنی و هرگز آهی برای از دست دادن آنها نکشی، اگر بتوانی با جمعیتی، سخن بگویی و تقوای خود را، حفظ کنی یا با فرد بزرگی قدم بزنی و خود را گم نکنی، زمین و هر آنچه در آن است متعلق به توست و از آن بالاتر تو شخصیت سالم سازمانی خواهی بود که شایسته عنوان شخصیت سالم و انسان کامل هستی، پس؛
طبعی به هم رسان که بسازی به عالمی
یا همتی که از سر عالم، توان گذشت
اینک تو، با رمز همین حالا و با نام خداوند مهربان، همین حالا، تصمیم بگیر و تولدی دیگر بیاب، یعنی شخصیت سالم سازمانی شو، پیشاپیش، تولد ثانی ‌تان را تبریک می‌گویم.

با این هفت نکته یک کارمند عالی باشید!

اگر می خواهید بدایند چگونه می توانید کارمندی با همه استانداردهای یک کارمند عالی باشید، خواندن این گزارش را از دست ندهید.




شاید بعضی از مواردی که در پایین بیان شده دور از انتظار شما باشد و بعضی دیگر مطابق میلتان اما آنچه قطعی است اینکه در هر دو حالت باید این موارد رعایت کنید اگر خواهان عالی شدن هستید.


کارمندی عالی هستید اگر...


1 - در مجموعه و گروهی که هستید وفاداری تان را ثابت کنید


2 - نظرها، بحث ها و حرف هایتان را با دیگران در میان می گذارید بدون اینکه ترسی از مطرح شدنشان داشته باشید



3 - از تلاش و شخصیت همکارانتان تقدیر می کنید


4 - اختلاف نظر دارید و آنها را با حفظ احترام دیگران، بروز دهید



5 - از تصمیم های مقامات بالادستی در یک جمع عمومی حمایت می کنید حتی اگر شخصا با آن مخالف هستید


6 - به همکارانتان بدون خست و قیافه گرفتن کمک می کنید


7 - جایی که باید، هستید و جایی که نباید، نه. به زبان ساده تر موقعیت شناس هستید

چگونه می توان ستاره گروه بود؟






افرادی که بر حسب نوع تربیتشان به دلیل روابط خوبی که با دیگران دارند از عزت و حرمت نفس بالاتری برخوردارند و به ستاره و قابل اعتماد ترین فرد در گروه و جامعه تبدیل می شوند.

جعفر میرزایی، روانشناس بالینی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران اظهار کرد:
رضایت مندی به نحوه عملکرد خوب و مفید و میزان اثر بخشی از خود در رابطه با خانواده و جامعه گفته می شود. بنابراین انجام دادن کار و رفتاری که نسبت به خود و دیگران احساس رضایت و خوشنودی ایجاد می کند موجب بروز نشاط و خوشحالی فرد می شود که به سبب این امر خود تشویق به انجام رفتار و کردارهای بعدی با کیفیت بهتر و بالاتری می شود.
وی خاطر نشان کرد: به طور کلی افرادی که در نوع تعلیم و تربیت زندگی خود در خانواده های دموکرات رشد کرده اند در گفتگو و مذاکره حرف اول را می زنند و حتی کودکان در چنین خانواده هایی راحتر ابراز احساسات می کنند در این افراد نسبت به دیگران بازخورد بهتری دیده می شود.
مسئول آموزش گروه روانشناسی بیمارستان روانپزشکی صدر در خصوص نوع دیگر رضایت مندی گفت: مسئله رضایت مندی خداوند و احساس متکی بر اصول عرفانی و اخلاقی مبنی بر عرفانیت و نوع دوستی است که در جهت رضایت مندی بندگان خدا است این افراد بر حسب نوع تربیتشان به دلیل روابط انسانی خوب از عزت و حرمت نفس بالاتری برخوردارند و در نهایت در خانواده و اجتماع مورد پذیرش همه قرار می گیرند. بنابر این افراد به دلیل ثبات درونی و شخصیتی که دارند به جای معروفیت ، محبوبیت را پیشه می کنند.
میرزایی تصریح کرد: افرادی که بیشتر به جای اینکه دیگران در موردشان قضاوت کنند به قضاوت های درونی و اخلاقی خود می پردازند. میزان رضایتمندی در این افراد از زندگی ، شغل، همسر و تحصیلات بالاتر و در نهایت اعتماد به نفس بالاتری وجود دارد . اینگونه افراد در جامعه به انسان های قابل اعتماد تبدیل می شوند که در حل مشکلات دیگران مهارت خاصی دارند.

این روانشناس بالینی در خصوص کسب مهارت در احساس رضایتمندی افزود: در اصول دهگانه مهارت های زندگی این افراد باید بیشتر به بعد آموزش، خود آگاهی، کنترل خشم، ارتباط مؤثر ، آموزشهای جرأت مندی و قاطعیت، تمرکز و فکر در مورد موفقیت های دوران زندگی و شناخت نقاط ضعف، به کسب مهارت رضایت مندی بپردازند.

چند روش برای رفع دلتنگی های عصر جمعه تان




بعدازظهر جمعه که می‌شود معمولا احساس گنگی پیدا می‌کنیم؛ احساس ناخوشایندی که حتی وقتی بچه هم بودیم آن را تجربه کرده‌ایم. نوعی افسردگی خاص که اجازه نمی‌دهد از ساعات پایانی روز جمعه لذت ببریم. شاید شما هم بارها چنین احساسی پیدا کرده باشید...

افسردگی عصر جمعه تقریبا نوعی احساس شایع است که آمار نشان می‌دهد میزان آن در زنان بسیار بیشتر از مردان است. افسردگی عصر جمعه دو دلیل اساسی دارد:



۱) شنبه آغاز روز کاری است.



۲) چنان که باید و شاید از روز تعطیل خودمان بهره نبرده‌ایم.



دلیل این افسردگی هر چیز دیگری هم که باشد هیچ فرقی نمی‌کند چون آن را به راحتی می‌توان از بین برد؛ به شرط آنکه این موضوع را باور کنید که عصر جمعه نیز بخشی از یک روز تعطیل است و شما می‌توانید از آن بهره ببرید. توصیه می‌کنیم هر هفته جمعه بعدازظهر یکی از پنج راه پیشنهادی زیر را انجام بدهید:



۱) بروید سینما
سانس ۶ بهترین گزینه است؛ چون شما می‌توانید پس از آن بدون آنکه خیلی دیر شده باشد به خانه بازگردید. شام بخورید و سر ساعت بخوابید تا صبح شنبه خواب نمانید. پس یک فیلم خوب پیدا کنید تا پس از اتمام آن به خاطر پول بلیتی که برای دیدن آن داده‌اید به خودتان ناسزا نگویید، بعد به تنهایی، همراه با همسرتان یا با خانواده‌تان به سینما بروید. کمتر کسی پیدا می‌شود که از سینما رفتن در روز جمعه لذت نبرد.






۲)‌ بروید رستوران
می‌توانید حوالی ساعت ۵ با یکی از دوستانتان قرار بگذارید و برای صرف شام یا یک نوشیدنی به رستوران یا کافی‌شاپ بروید و اوقات خوشی را بگذرانید. به این ترتیب خستگی از تن شما بیرون می‌رود و شنبه صبح را با خاطره خوشی آغاز می‌کنید البته به این نکته توجه کنید که حتما دوستی را برای بیرون رفتن انتخاب کنید که باب دلتان است. افراد افسرده یا کسانی که مدام دیگران را مسخره می‌کنند تنها سبب آزردگی شما می‌شوند.





۳) اگر اهل آشپزی هستید، مهمانی بدهید
اگر از آشپزی لذت می‌برید، ایده بدی نیست که یک یا چند تن از دوستانتان را به منزلتان دعوت کنید تا شام را با هم صرف کنید. به این ترتیب با گپ و خنده عصر جمعه شما نیز پایان خواهد یافت اما مراقب باشید مهمانی‌تان تا ساعت دو نیمه شب طول نکشد، در این صورت خسته به رخت‌خواب می‌روید و صبح حال بلند شدن نخواهید داشت.





۴) اگر اهل خانه ماندن‌ هستید، چای و کاکائو و فیلم را فراموش نکنید
اگر حوصله بیرون رفتن ندارید، کنار بخاری یا شومینه لم دهید. چای دم کنید و آن را در حالی که یک فیلم کمدی رمانتیک یا یک فیلم قدیمی نگاه می‌کنید با کاکائوی تلخ ۷۰ درصد بنوشید! تحقیقات فراوانی ثابت کرده است کاکائو، گرما و احساسات خوب سبب از بین رفتن افسردگی می‌شوند.





۵) دوش بگیرید
اگر نه اهل رستورانید، نه سینما و نه چای و کاکائو، بهترین راه‌حل یک حمام گرم با مقدار فراوانی کف و صابون است. توجه داشته باشید که گفتم حمام گرم نه داغ و پر از کف چون کف و صابون آرام‌بخش است. اگر وان دارید بهتر است درون آن بخوابید و موسیقی آرامش‌بخشی روشن کنید و در حالی که سرتان را در محل راحتی گذاشته‌اید، چشمانتان را ببندید و به خوبی‌های زندگی‌تان فکر کنید!


مطمئن باشید اگر این جمعه یکی از همین راه‌ها را امتحان کنید، صبح شنبه حس خوبی خواهید داشت. از تمام لحظات روز جمعه‌تان تا آخرین دقایق بهره ببرید و اجازه ندهید ساعات خوشبختی‌تان بی‌دلیل هدر شوند.

چند راه برای دوپینگ کارمندان!



اگر اين روزها خستگي زود سراغ‌تان مي‌آيد و حوصله كار كردن نداريد، اگر با گذشتن يكي، 2 ساعت از شروع كار روزانه كسل مي‌شويد و احساس مي‌كنيد توانايي ادامه كار نداريد بد نيست با طبيعي‌ترين و ساده‌ترين نسخه‌ها براي رهايي از اين حس آشنا شويد. ما به شما مي‌گوييم كه چگونه بدون مصرف قرص و كپسول با خستگي و بي‌حوصلگي‌تان خداحافظي كنيد.

مي‌خواهيد كارمندي خوش اخلاق باشيد

اگر در گروه افرادي هستيد كه در روزهاي پاياني هفته به دليل خستگي و فشار ناشي از كارهاي عقب‌افتاده دچار استرس و نگراني مي‌شويد و اين استرس را ناخودآگاه به همكاران، ارباب رجوع يا اعضاي خانواده‌تان منتقل مي‌كنيد و از آن مهم‌تر دچار ناراحتي‌ها و اختلال‌هاي گوارشي ناشي از استرس كار مي‌شويد به شما توصيه مي‌كنيم براي يك بار هم كه شده دم‌نوش گياه بادرنجبويه را تجربه كنيد. یکی از بیماری‌هایی که امروزه در جهان به دليل فشارها و استرس‌هاي ناشي از كار به انسان‌ها تحمیل می شود سندرم روده تحریک‌پذیر است که موجب بروز اختلالات و ناراحتی‌هایی در عملکرد دستگاه گوارش به ویژه روده‌ها شده و به دنبال آن مشکلات عصبی و افسردگی را برای بیماران به همراه می آورد. برای کنترل و پیشگیری از ابتلا به این بیماری ساده‌ترین راه کنترل میزان فشارعصبی، استرس و اضطراب است. یکی از بهترین شیوه‌ها برای کاهش میزان این فشارها استفاده از گیاه بادرنجبویه در برنامه غذایی روزانه است. این گیاه قابلیت بسیار خوبی در تسکین فشارهای عصبی داشته و میزان آرامش بدن را بالا می‌برد. به این ترتیب به کاهش علائم و عوارض سندرم روده تحریک‌پذیر بسیار کمک می‌کند. این گیاه به دلیل خاصیتی که در کنترل و کاهش میزان اضطراب، استرس و فشارهای عصبی دارد و به این دلیل که یک القا کننده خوب برای بیمار به وقت خواب است به مرور موجب افزایش نشاط و شادمانی در افراد می‌شود.



ماساژ روغن کنجد براي...

مردان و زنان زيادي وجود دارند كه از كاهش ميزان انرژي و توانايي جسمي خود براي انجام كارهاي روزانه‌شان شكايت مي‌كنند. اين گروه غالبا از جمله افرادي هستند كه در طول روز وقتي براي پياده‌روي، نرمش و ورزش ندارند و بيشتر وقت‌شان را صرف كار مي‌كنند. آنها اگر چه به تصور خودشان افراد پرجنب و جوشي هستند كه بيشتر وقت‌شان به كار مي‌گذرد اما در گروه كم‌تحرك‌ترين افراد قرار مي‌گيرند چرا كه بيشتر وقت‌شان را پشت ميز مي‌گذراند و بدن‌شان پر از گره‌ها و اسپاسم‌هايي است كه به مرور زمان آنها را خسته و بي حوصله مي‌كند و انرژي آنها را تحليل مي‌برد. يكي از بهترين شيوه‌ها براي رهايي از اين وضعيت ماساژ بدن با روغن كنجد است. اين ماساژ بهترين شيوه براي باز شدن اسپاسم‌ها و گره‌هايي است كه راه عبور انرژي را در كانال‌هاي انرژي يا مردين‌هاي بدن مسدود كرده‌اند. براي تهیه این روغن کافی است به اندازه سرانگشت کندر را درون روغن کنجد انداخته و روغن را روی حرارت بگذارید تا کندر حل شود. پس از خنک شدن این روغن آن را روی ستون فقرات ماساژ دهید كه اين كار علاوه بر تسکین اعصاب به افزايش انرژي‌هايتان كمك مي‌كند. پيشنهاد مي‌كنيم دست كم دو بار در هفته اين ماساژ را تكرار كنيد.

وانيل درماني را فراموش نكنيد

همه ما هر چقدر كه به كارمان علاقه‌مند باشيم و با عشق آن را دنبال كنيم باز هم ممكن است دچار روزمرگي و تكرار شويم و كار به نظرمان خسته كننده و سخت بيايد. اگر شما هم هرازگاهي اين احساس سراغ‌تان مي‌آيد، به نظر مي‌رسد بايد از متخصصان آروماتراپي يا عطردرماني كمك بگيريد. اين متخصصان بر اين باورند كه استشمام برخي از رايحه‌ها مي‌تواند در كوتاه‌ترين زمان ممكن حال و هواي انسان را تغيير دهد. پس اگر شما هم گاهي از كارتان خسته مي‌شويد و بي حوصلگي‌ سراغ‌تان مي‌آيد پيشنهاد مي‌كنيم 4 تا 5 قطره از اسانس وانيل يا پرتقال را روي يك دستمال اسپري كنيد و آن را در گوشه‌اي از اتاق كارتان بگذاريد تا به مرور با استشمام آن حال و هواي‌تان عوض شود.



مجبوريد زياد صحبت كنيد

اگر به واسطه كارتان مجبوريد صبح تا شب با ارباب رجوع‌ صحبت كنيد و اين موضوع باعث شده كه دچار گرفتگي صدا و خشكي دهان شويد، خالي از فايده نيست كه هر روز دمنوش آويشن بنوشيد. برای تهیه این چای در هر وعده کافی است یک قاشق غذاخوری از برگ‌های خشک آویشن را در یک لیوان آب جوش ریخته و روی حرارت ملایم قرار دهید تا بجوشد. پس از آن این مخلوط را صاف کنید. نوشيدن روزانه 2 فنجان از دمنوش آويشن به شما كمك مي‌كند تا گرفتگي صدا ديگر سراغ‌تان نيايد.

پیشنهادت ساده برای پول در آوردن


پول در آوردن یکی از اهداف روزانه همه ماست تا به وسیله آن خواسته ها و احتیاجاتمان را برآورده کنیم. پول در آوردن هنری است که از عهده هر کسی برنمی آید اما راه و روش هایی دارد که قطعا آموختنی است.
برای پولدار شدن لازم نیست از خانواده ای پولدار باشید بلکه کافیست راه و روش های آن را بیاموزید در این مقاله شما را با برخی از رموز این کار آشنا می کنیم:

1 - ساخت لوازم دست ساز
برای پول در آوردن اصلا لازم نیست کارخانه دار یا تاجر باشید بافتن یک بافت ساده، ساخت یک عروسک و طراحی روی پارچه ام می تواند در آمد زا باشد.
برای این کار لازم است ابتدا علایق خودتان را کشف کنید و با تلفیق آن با استعداد هایتان و استفاده اندکی از علم بازاریابی به در آمد زایی برسید.

2 - خرید کالاهای دست دوم
خرید کالاهای دست دوم و به اصطلاح بازیافتی کار پردرآمدی است اگر چشم تیز بینی داشته باشید و بتوانید با یک نگاه ارزش کالاها را تشخیص دهید.گاهی حتی لازم نیست پولی بپردازید خیلی از مردم برای خلاص شدن از کالاهای قدیمی خود حاضرند به شما پول هم بدهند!

3 - فروش غیرقابل فروش ها
در نگاه اول تیتر عجیب و خنده داری است اما حقیقت این است که این روزها بشر گرفتار در عصر تکنولوژی و سرعت حاضر است برای خیلی از چیزهایی که پیشتر رایگان بود هزینه کند.محبت چیزی است که خیلی ها خریدارش اند این روزهاتنهایی دشواری این روزهای بشر معاصر است و خیلی ها برای رهایی از آن هزینه می کنند و برخی هم از این راه کسب درآمد می کنند.

4 - فروش اطلاعات
در اثر ارتباطات قدرت از آن کسی است که اطلاعات دارد و خیلی ها از طریق صرف هزینه های هنگفت اطلاعات می خرند و می کوشند با این راهکار به قدرت برسند.
پس هرچه بیشتر بدانید این امکان وجود دارد که بتوانید با فروش آن ثروتمند شوید.

5 - طراحی و نقاشی
این روزها خیلی ها از این طریق کسب درآمد می کنند از طراحی بر روی ناخن گرفته تا طراحی و زیبا سازی انواع خوراکی ها. اگر احساس می کنید هنرمندید از استعدادتان نهایت بهره را ببرید.

6 - آموزش
شما خیلی کارها ممکن است بلد باشید که بتوانید آن را به دیگران بیاموزید. آموزش یکی از منابع کسب درآمد این روزهاست که خیلی ها از طریق آن به نتیجه می رسند و به اصطلاح کارشان گرفته است.

7 - خدمات
سرعت و عجله این روزها به همراه اقزوده شدن به خانم های شاغل باعث شده خیلی از کارهای خدماتی ساده پول ساز باشند و بسیاری را به ثروت رسانده اند و کار را برای دیگران راحت کرده اند.

آشنایی با راه های اصلی پس انداز پول


جمله کلیشه ای که هیچوقت از زبان ها نمی افتد: "قدیم ها چیزها خیلی ارزانتر بود.” بله، تورم روی ارزش پولی که به زحمت درآورده اید بی تاثیر نیست. درست است، قبلاً با هزار تومان خیلی چیزها می شد خرید اما مردم معمولاً فراموش می کنند که ارزش پولشان بستگی به دورانی دارد که در آن زندگی می کنند.

صرفنظر از دورانی که در آن زندگی می کنید، لازم است که با راه های اصلی پس انداز پول آشنا شوید که برای رسیدن به زندگی بهتر و آرامتر می توانید از آنها استفاده کنید.

1. پول توی جیبتان را خرج کنید نه چیز دیگر
روی درآمد واقعی و ماهانه خود حساب کنید نه چیزهای باارزشی که دارید.

2. مراقب خریدهای بدون برنامه باشید
فروشگاههای بزرگی که انواع محصولات را برای فروش عرضه می‌کنند برای صرفه جویی در وقت بسیار مناسب هستند. اما مراقبت هم می خواهد، البته جیب شما نه اجناس فروشگاه


3. مقدار مصرف مواد شوینده را کمتر کنید
مواد شوینده را با میزان لباس ها هماهنگ کنید. نه بیشتر مصرف کنید و نه کمتر. توجه داشته باشید که میزبان بالای مواد شوینده تضمینی برای تمیز شدن لباس هایتان نیست.

4. هر ماه 10 درصد پولتان را پس انداز کنید
وقتی حقوق گرفتید اول ده درصد آن را جدا کنید بعد شروع به خرج کردنش کنید. بعد از مدتی یک حساب پرپول خواهید داشت.

5. هزینه های جاری و رزومره تان را یادداشت کنید
این کار باعت می شود حواستان بیش ار پیش به پولتان باشد، کمتر خرج کنید و در نتیجه پولتان پس انداز شود.

9 نکته در روابط با همکاران که باید جدی بگیرید!



گاهی به سوءتفاهم شبیه است و گاهی دل را بیشتر می لرزاند و به ارتباطی کاملاً عاطفی تبدیل می شود. شاید تصور کنید شما با دیگران فرق می کنید و حتی اگر قانون های رابطه با همکاران را نادیده بگیرید. می توانید به خط قرمزها وفادار شوید و همیشه یک عضو بی حاشیه در اداره تان باقی بمانید اما ماجرا همیشه این طور پیش نمی رود. به نظر من در بسیاری مواقع ، صمیمیت از دل نزدیکی بیرون می آید و اگر حد و مرزهای نزدیک شدن به همکار را نشناسید، ممکن است درگیر کلاف پیچیده ای شوید که هم رابطه کاری و هم زندگی خصوصی تان را ویران می کند.

شما باید ، این ۹ نکته را جدی بگیرید.


رازهایتان را فاش نکنید


در محیط کاری، رازهای زندگی خصوصی تان را فاش نکنید. هرگز جزئیات زندگی مشترک تان را در محیط کار فاش نکنید. به همکاران تان اجازه ندهید که از مشکلات زندگی مشترک شما با خبر شوند و با توصیه های متناقض، ذهن تان را آشفته کنند.

همسرتان را پنهان نکنید


گفتیم که جزئیات زندگی تان را به همکاران تان نگویید، اما لازم است تا حدودی آنها را از شرایط خود با خبر کنید. اگر نامزد دارید یا ازدواج کرده اید، نباید چنین موضوعی را مثل یک راز از همکاران تان پنهان کنید. در مورد روابط عاطفی تان شفاف باشید و اگر ازدواج کرده اید، حلقه به دست به اداره وارد شوید. گذشته از این، در فرصتی مناسب همسر یا نامزدتان را به همکاران تان معرفی کنید. این موضوع خط قرمزها را به آنها یادآوری می کند و باعث می شود با محدودیت های زندگی شما بیشتر آشنا شوند.

هم اتاق نشوید


با یک همکار از جنس مخالف، به تنهایی هم اتاق نشوید. درست است که شما به خودتان و او اطمینان دارید، اما باور کنید روابط عاطفی و صمیمانه، از دل همین گفتگوهای ساده بروز می کند. زمینه را برای ایجاد چنین سوءتفاهم هایی فراهم نکنید و به بهانه مدرن بودن قوانین نانوشته را نادیده نگیرید.

دیوارها را بر ندارید


شاید گاهی با یک مهمانی دوستانه همکاران تان را دور هم جمع کنید، اما مراقب باشید در مهمانی هایی که بیش از حد صمیمانه هستند، جایی برای همکاران وجود ندارد. شرکت همکار شما در برخی از تفریحات تان می تواند مرزهای این رابطه را محو کند.

فاصله ها را حفظ کنید


یک همکار خوب، همیشه مرزها را می شناسد و به خط قرمزها احترام می گذارد. پس به همکارتان اجازه ندهید به هر شیوه ای با شما شوخی کند و خارج از چارچوبی که به آن باور دارید با شما صمیمی شود.

بیش از حد تکرار نکنید


درست است که همسر شما باید تا اندازه ای در جریان روابط کاری شما باشد اما هرگز بی وقفه و مداوم در مورد همکارتان با او صحبت نکنید. حتی اگر جز رابطه همکاری چیزی میان شما نباشد، بیش از حد آوردن نام یک فرد می تواند به زیان رابطه شما تمام شود.

غصه را پشت در بگذارید


حرفه ای باشید و غم های خانه تان را به محیط کار نیاورید. به همکار شما ربطی ندارد که دیروز با چه بحرانی در خانه روبرو شده اید. پس او را شریک دلتنگی هایتان نکنید و رابطه را از مسیر حرفه ای بودن خارج نکنید.

به حریم تان راهش ندهید


محدوده رابطه همسرتان با همکاران تان را بیش از اندازه گسترش ندهید. دلیلی ندارد که همسر شما با همکاران تان وارد یک رابطه شود و آنها را به دوستان صمیمی اش تبدیل کند. صمیمیت بیش از حد و وارد شدن آنها به حریم خصوصی شما می تواند دردسرساز شود.

پنهانکاری نکنید


اگر همکارتان زندگی خصوصی اش را برای شما فاش کرد، می توانید موضوع را با همسرتان در میان بگذارید، با این روش شما اجازه نمی دهید که یک دنیای راز آلود میان شما و همکارتان شکل بگیرد و همسرتان از این قافله بیرون بماند. مراقب باشید رابطه تان با این همکار، آنقدر شخصی نشود که همسرتان از آن مطلع نباشد.

برترین مدیران جهان و 7 عادتی که در مدیریت دارند!


به نظر شما «برترین مدیر کسب‌وکار» چه کسی است، چگونه رفتار می‌کند، چه تعریفی دارد و چگونه کار می‌کند؟ مثلا همه با استیو جابز آشنا هستیم.او بی‌تردید یکی از همین برترین مدیران کسب‌وکار در جهان بود، اما به صورت کلی، می‌توان گفت که برترین مدیران کسب‌وکار در جهان، آنهایی هستند که کارهای خود را به‌خوبی انجام می‌دهند. آنها می‌توانند دشواری‌ها و چالش‌های اقتصادی را به موفقیت بدل کنند و از ایده‌هایشان به واقعیت‌هایی دست یابند که جهان را از همه جهت دگرگون می‌کند. این اشخاص ضرورتا نباید زمامدار شرکت خود باشند.
آنها الزاما نقش رییس هیات‌مدیره یا مدیر یک کسب‌وکار بزرگ را ایفا نمی‌کنند. یک مدیر برگزيده را حتی می‌توان در نقش یک فروشنده پیدا کرد، زمانی که او راهی نوین و اصلاح‌شده برای خدمات بهتر به مشتریان و شرکتش می‌یابد. بنابراین، باید آگاه بود که برترین مدیر جهان هر کسی می‌تواند باشد، اما دقیقا آن کسی می‌تواند مفتخر به عنوان برترین مدیر شود که تاثیری کلان و مثبت بر کل فضاهای کاری بگذارد، نگرش ما نسبت به مفهوم کسب‌وکار را دگرگون کند و مسوولیت‌های خطیری را با موفقیت از سر بگذراند.اینجا قصد داریم درباره‌ این دسته از مدیران صحبت کنیم: برترین مدیران کسب‌وکار در جهان و عادت‌هایشان. تعجب‌برانگیز نیست اگر مدعی شویم که طنابی مشترک اما بسیار ظریف وجود دارد که برترین مدیران جهان را از باقی فعالان کسب‌وکار جدا می‌کند. این طناب از جنس حصار یا مانعی نیست که آنها در مقابل خود کشیده باشند، بلکه در عوض آنها کسانی هستند که از برخی قواعد و عادات مشخص پیروی می‌کنند و سرتاسر زندگی‌شان را به همین طریق می‌گذرانند.

1 در پی شهرت و آوازه نیستند

شهرت را باید صرفا نتیجه‌ طبیعی عمل‌ها و رفتارهای برترین رهبران اقتصادی جهان دانست. آنها بهترین انتخاب را برای رفاه حال مشتریان خود انجام می‌دهند و منافع و علایق آنها، شرکت‌هایشان و اجتماعشان را برآورده می‌سازند. آنها دوست دارند که همگان با رضایت و خرسندی از پای میز مذاکره بلند شوند و حس موفقیت داشته باشند. آنها به خاطر جلب توجه‌ها و نگاه‌ها از سوی رسانه‌ها و مطبوعات دست به هیچ عملی نمی‌زنند، بلکه همان عملی را انجام می‌دهند که باید انجام دهند، چرا که این کار بهترین کاری است که باید در یک شرایط مفروض انجام دهند.

2 از نقد و نظر نمی‌هراسند

برترین مدیران کسب‌وکار در جهان، همواره سعی می‌کنند بهترین تصمیمی را که به هر دو طرف مذاکره سود می‌رساند، اتخاذ کنند. آنها همواره به منافع و علایق مشتریان، شرکت‌ها و شرکایشان توجه خاصی دارند؛ این نکته بسیار جالبی است. درست همان‌طور که شهرت و آوازه هیچ اهمیتی نباید داشته باشد، نقد و نظر نیز نباید از اهمیت چندانی برخوردار باشند. همواره کسانی وجود دارند که نقد می‌کنند و نظراتشان را بدون توجه به وضعیت و شرایط طرح می‌کنند، اما این نقد و نظرها مدیران نخبه را ناراحت یا دلسرد نمی‌کند. رهبران اقتصادی جهان به راحتی می‌توانند نقد و نظر سالم را از نقد و نظر ناسالم تشخیص دهند و بر همین مبنا، دست به عمل درست بزنند. آنها حتی می‌توانند از این نقدها در راستای پیشبرد اهدافشان سود ببرند.

3 به سوپراستار بودن اعتقادی ندارند

درست همان‌طور که این مدیران خودشان را محور و مبنای فعالیت‌های اقتصادی قرار نمی‌دهند، به همین نحو اجازه نمی‌دهند که هیچ کسی به عنوان محور یا مبنای این فعالیت‌ها مطرح شود. نزد مدیران برگزيده، هیچ قهرمانی در گروه‌های کاری وجود ندارد و همه چیز با مشارکت، همدلی و همکاری جمعی به دست می‌آید. همه مشارکت‌کنندگان در فعالیت‌های گروهی، می‌توانند به‌طور فردی خودشان را به رسمیت بشناسند و تصدیق کنند، اما هر کسی تنها برای مقاصد جمعی فعالیت می‌کند. در عین حال، می‌توان انتظار داشت که عده‌ای بیش از بقیه دست به فعالیت و کار بزنند. پس در هر صورت هرگز فراموش نباید کرد که تمام پیروزی‌ها از آن تيم است، درست همان‌طور که همه‌ شکست‌ها نیز شکست‌های جمعی هستند.


4 خودشان بخشی از گروه هستند

مدیران برگزيده کسانی نیستند که به راحتی به همگان دستور بدهند یا قاعده وضع کنند. آنها از شفافیت و روشن‌بینی مطلق در قبال کسانی که با آنها کار می‌کنند، برخوردار هستند. آنها خودشان بخشی از گروه هستند، پس به خوبی می‌دانند که باید توجه ویژه‌ای به اجرای قواعد و قوانین گروهی داشته باشند و حتی باید خودشان در قبال وظایفشان به دیگر اعضای گروه، به کارمندان پایین‌دست یا بالادست، پاسخ‌گو باشند. برترین رهبران کسب و کار در جهان کسانی هستند که برای تمام اعضای گروه ارزش‌های یکسان و برابری قایل هستند. از آنجا که خود این مدیران نیز بخشی از گروه هستند، پس آنها نیز از ارزش برابری با دیگر اعضای گروه برخوردارند.

5 مشکل را به طور بنياني حل می‌کنند

این دسته از مدیران می‌دانند که وقتی وقفه‌ای، اختلالی یا مشکلی در فرآیند کسب‌وکار پیش می‌آید، آنگاه وظیفه‌ آنهاست تا مشکل مزبور را از اصل حل کنند، مثلا مشکل را می‌توان در محصولات خراب یا کارمندان بی‌کفایت مشاهده کرد. مشکل هرچه باشد، باز هم مدیران برتر می‌توانند آن مشکل را به نحوی برطرف کنند که دیگر اعضای گروه به خوبی بتوانند به فرآیندهای کاریشان ادامه دهند و اختلالی در وضعیت کاریشان ایجاد نکنند.

6 بیشتر پرسشگر هستند تا پاسخگو

استفان کاوی یکی از بزرگ‌ترین مدیران کسب‌وکار در جهان است. او می‌گوید: «اشخاص تاثیرگذار کسانی هستند که در پی فهمیدن هستند و نه فهمیده‌شدن.» مدیران برجسته بیش از هر چیز می‌خواهند بدانند اوضاع از چه قرار است. در واقع، آنها می‌خواهند دائما به دانش خود بیافزایند. در نتیجه، آنها بیشتر از روحیه‌ای پرسشگر برخوردار هستند تا اینکه بخواهند به سوالات دیگران پاسخ دهند یا خودشان را در معرض رسانه‌ها و مطبوعات قرار دهند. هرگز نباید از یادمان برود که پرسشگری یکی از مهم‌ترین و قدرتمندترین ابزارهای موجود در جعبه‌ ابزار رهبران کسب‌وکار در سرتاسر جهان است.

7 واجد بصیرت خاصی هستند

مدیران برگزيده به خوبی، می‌دانند که باید دست آخر در مقابل بصیرتشان پاسخگو باشند، اما این بصیرت پیش از آنکه به پاسخگویی نیاز داشته باشد، نوعی چراغ راهنما به حساب می‌آید. آنها از این بصیرت سود می‌برند تا گروه‌های کاریشان را هدایت کنند و به مقصد برسانند. حتی وقتی شرایط اخلاقی در فضای کاری علیه آنها باشد یا وقتی بدگویان همه‌جا مشغول شایعه‌پراکنی پیرامون شرکت‌‌شان باشند، باز آنها به بصیرت و بینش خود تکیه می‌زنند تا با نوآوری‌های تازه راه را برای آینده‌ شرکت بگشایند. به خاطر بسپاریم که هر موفقیتی که در عرصه‌ ابتکار و نوآوری به دست آمده باشد، مرهون همین بصیرت نو و وفاداری به این بصیرت است. به همین خاطر، باید اذعان کرد که بصیرت این مدیران همواره به واقعیتی نو در سرتاسر جهان کسب‌وکار بدل می‌شود.



نتیجه‌گیری: همان‌طور که در ابتدای این مقاله اشاره کردم، هر کسی می‌تواند یک مدیر برجسته و موفق باشد. این گفته واقعا صحت دارد و همه‌جا خودش را نشان داده است، اما اگر کمی سخت‌گیر باشیم، به راحتی می‌توانیم از ماجراهای زندگی این بزرگان و فراز و نشیب‌های آن تجربه بياموزيم.

متداول ترین روش های انتخاب کارفرماها را بشناسید!


اگر در جستجوی کار هستید باید بدانید روش های انتخاب کارفرما ها بر چه مبنایی است به این ترتیب استخدام شدن شما تسهیل خواهد شد پس تا انتهای این گزارش را بخوانید.

غیر معمول است که از یک شیوه گزینش، به تنهایی استفاده شود. تلفیق دو یا چند شیوه، به طور کلی کاربرد دارد، انتخاب این شیوه ها به عوامل ذیل بستگی دارد :


1 - معیارهای گزینش برای تصدی پست :
به عنوان مثال، شیوه های گزینش گروه و فعالیت های مرکز ارزیابی فقط برای انواع خاصی از مشاغل، نظیر مدیریت و شغل سرپرستی، مناسب و مفید است.


2 - مقبولیت و مناسب بودن شیوه ها :
برای داوطلبان مشمول، یا احتمالاً مشمول شده، در گزینش. به عنوان مثال، ممکن است تست های هوش به منزله توهین به متقاضیانی تصور شود که تاکنون صاحب پست عالی بوده اند.



3 - توانایی های کارکنان گنجانده شده در فرآیند گزینش :
این عامل، به خصوص در به کارگیری تست ها و مراکز ارزیابی، به کار می رود. فقط آن دسته از کارکنانی که به شکل مناسبی از طریق مجوز علمی یا حضور در رشته ایی معین، واجد شرایط هستند، ممکن است آزمون های روان شناسی را اجرا کنند.


4 - سهولت اجرا :
به منظوراهداف اجرایی، شاید ترتیب دادن یک یا دو مصاحبه خصوصی برای داوطلبان ، راحت تر از سازماندهی هیئتی متشکل از چهار عضو باشد که نیاز باشد همگی همزمان در دسترس باشند.


5 - عوامل زمانی :
گاهی اوقات نیاز است که پستی فوراً پر شود، و ممکن است زمان از طریق سازماندهی مصاحبه های فردی بیش از شیوه های گزینش گروهی، که به معنای انتظار به مدت یک روز در جهت قابل دسترس شدن تمامی داوطلبان می باشد، صرفه جویی شود.


6 - صحت و درستی :
صحت و درستی در گزینش کار، به طور کلی در رابطه با تعداد شیوه های گزینش مناسب به کار رفته افزایش می یابد.


7 - هزینه :
ممکن است اجرای تست ها، هزینه های زیادی را در برداشته باشد، اما هنگامیکه هزینه اولیه خرج شده است، معمولاً، اجرای آن، ارزان می باشد. مراکز ارزیابی شامل هزینه بیشتری است و همچنان اجرای آن، نسبتاً گران است. از سوی دیگر، مصاحبه ها فقط هزینه متوسطی را برای راه اندازی در شرایط آموزش مصاحبه کننده، به همراه دارند، و برای مجری، تا حدودی ارزان می باشند. برای شیوه های پرخرج تر، بای به این تصمیم گیری توجه بیشتری شود که آیا پیشرفت در تصمیم گیری گزینش، چنین هزینه هایی را توجیه می کند.

مصاحبه شغلی و سوالات خطرناک یک کارجو!


احتمال دارد در پایان یک مصاحبه شغلی، مصاحبه کننده از کارجو بپرسد چه پرسشی دارید!
در این جا استخدام کننده در جستجوی دو موضوع است: اول آنکه؛ مصاحبه کننده می‌خواهد به کارجو کمک کند تا از شغل و شرکت درک بهتری بیابید، و به آنچه در ذهن دارید و کمتر آشکار است پاسخ دهد، همچنین با انواع پرسش‌هایی که مطرح می‌کند می‌خواهد دید بیشتری به وی بدهد.

پرسش‌های اشتباه می‌تواند تأثیر خوب اولیه را در مصاحبه‌کننده از بین ببرد. از این رو مهم است پرسش‌های سنجیده ای در مورد شغل و سازمان مطرح شود.

در این جا به 10 پرسش اشاره می‌شود که بایستی از طرح آن‌ها پرهیز شود:

1 - شرکت شما چه کاری انجام می‌دهد؟
کارجو می‌تواند با کمی تحقیق به پاسخ این پرسش پی ببرد. در حالی که با طرح آن، این طور تلقی می‌شود که فردی ناپخته، بی‌انگیزه و تنبل است.

2 - شرکت چه مزایایی ارائه می‌کند؟
در این مرحله نباید در این مورد پرسش شود و قطعاً نباید در مورد جزئیات مزایا از جمله کمک‌های پزشکی، پوشش درمانی برای دندانپزشکی، روزهای مرخصی و غیره سؤال شود. زمان این گونه پرسش‌ها هنگامی است که درباره جزئیات شغلی مذاکره می‌شود. در این مرحله پرسش‌ها بایستی پیرامون خود شغل و سازمان متمرکز باشد.

3 - آیا می‌توانم ساعت 3 بعدازظهر پنجشنبه‌ها بروم؟
کارجو با شروع این گونه پرسش‌ها و طرح درخواست رفتارهای ویژه، پیش از آنکه حتی شغلی به دست آورد، به کارفرما این گونه القاء خواهد نمود که می‌خواهد مرتباً استثنائاتی برای خود قائل شود و یا اینکه درخواست کار در ساعات متفاوت و یا روزهای خاص و غیره برای خود دارد. اکنون وقت طرح چنین درخواست‌هایی نیست. وقتی به شما پیشنهاد کاری شد، آن گاه می‌توانید برای آنچه می‌خواهید مذاکره کنید.

4 - آیا تست مواد مخدر می‌گیرید؟
با طرح این پرسش کارجو، درباره خود ابهاماتی را در ذهن کارفرما مطرح خواهد کرد.

5 - می‌توانم نقشی در کار و... ایفا کنم؟ (کاری که به درخواست شغلی ارتباطی ندارد)
این سؤال مناسب نیست، زیرا ممکن است درباره فعالیت‌های اجتماعی رسانه‌ای آن شرکت،‌ هیجان زده باشید،‌ و یا از رویداد بزرگی که شرکت هر سال برگزار می‌کند، به هیجان بیاید، اما با توجه به اینکه این موضوعات به درخواست شغلی شما ارتباطی ندارد این گونه وانمود می‌شود که این رویدادها برای کارفرما نسبت به کاری که در واقع در حال انجام مصاحبه برای آن است،هیجان‌انگیزتر است.

6 - آیا کارکنان از تخفیف در محصول شرکت برخوردار می‌شوند؟
این مرحله از گفتگو فقط در این خصوص است که آیا کارفرما برای کار در شرکت مناسب است یا نه. از این رو پاسخ به پرسش فوق‌الذکر بعید است تأثیری داشته باشد.

7 - آیا در مورد من از معرف‌هایی که ذکر شده‌اند تحقیق می‌کنید ؟
اغلب کارفرمایان از معرف‌ها تحقیق می‌کنند. از این رو طرح این سؤال این‌گونه تلقی می‌شود که کارفرما چیزی برای پنهان کردن دارد.

8 - چه مدت برای غذا وقت داده می‌شود؟
اگر تلقی شود که برای کارجو دور شدن از کار اهمیت بیشتری دارد تا خود شغل، تأثیر بدی از شما به جای می‌گذارد.

9 - چرا باید در این شغل کار کنم؟
اگر کارجو خود نفهمیده است چرا برای مصاحبه حضور یافته است، مصاحبه‌کننده بعید است که بتواند چنین درکی به او بدهد.

10 - مصاحبه مرا چگونه ارزیابی می‌کنید؟
پاسخ این پرسش برای مصاحبه کننده روشن است، زیرا مصاحبه کننده خوب، برای بررسی گفتگوهای انجام شده،‌ وقت می‌گذارد، و کارجو را با سایر متقاضیان مقایسه می‌کند. بنابراین، مصاحبه شغلی را نباید با یک اظهار نابه‌جا به پایان رساند.

زنان شاغل مدرن تر از زنان غیر شاغل در روابط اجتماعی، مدیریت بدن و الگوی خرید

یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد به جز بعد روابط اجتماعی، با تفاوتی بسیار کم در سایر ابعاد، اکثریت زنان موردمطالعه دارای سبک زندگی سنتی هستند، اما در این ابعاد تفاوت زنان شاغل و غیرشاغل مشهود است.
این پژوهش به بررسی تفاوت میان سبک زندگی زنان شاغل و غیرشاغل اختصاص دارد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان متأهل شاغل و غیرشاغل ۴۹-۲۵ سال شهر ساری در سال ۱۳۹۰ است که تعداد آنها ۶۵۱۸۰ نفر است. حجم نمونه با استفاده از نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی ۴۵۰ نفر انتخاب شد. روش پژوهش پیمایش و از ابزار پرسشنامه جهت جمع‌آوری داده‌ها استفاده شده است.

زنان شاغل و غیر شاغل
زنان شاغل نسبت به زنان غیرشاغل دارای فرصت‌ها و موقعیت‌های اجتماعی بیشتری بوده و به لحاظ سلایق و علایق و شرایط و نیازهایشان، سبک زندگی متفاوتی را در پیش می‌گیرند. به‌گونه‌ای که می‌توان ادعا کرد امروزه زنان با استقرار در موقعیت‌های اجتماعی جدید و دست‌یابی به سرمایه‌های اقتصادی و فرهنگی بیشتر به سبک‌های زندگی و سلایق خاصی روی آورده‌اند. با ورود زنان به نهادهای شغلی‌، آموزشی و سایر نهادها، سبک زندگی آنان تعدد و تکثر یافته و در پی آن، شغل و فرهنگ شغلی، آموزشی و سایر نهادها٬ نیز بر سبک زندگی آنان تأثیرگذار بوده است که متفاوت از سبک زندگی زنانی است که دارای شغل تعریف‌شده نیستند.

سبک زندگی را می‌توان به شیوه زندگی طبقات و گروه‌های اجتماعی گوناگون جامعه تعبیر کرد که در آن با پیروی از الگوهای رفتاری خاص٬ باورها٬ هنجارها و ارزش‌های اجتماعی ویژه یا انتخاب نمادهای فرهنگی و منزلتی خاصی (نوع مسکن٬ محل س************ت و...) تا الگوهایی که مبتنی بر مؤلفه‌های مصرف کالاهای فرهنگی٬ فعالیت‌های فرهنگی (کتاب٬ مجله و...)٬ هنری (فیلم٬ موسیقی و...) و نحوه گذران اوقات فراغت است٬ تعلقات خود را نسبت به آن به نمایش می‌گذارد. زنان به منزله یک قشر اجتماعی که نیمی از جمعیت فعال کشور را تشکیل می‌دهند با توجه به وضعیت فعالیت (شاغل- غیرشاغل) دارای تفاو‌ت‌ها و تمایزاتی در سبک زندگی هستند که در این پژوهش به آن پرداخته شده است تا از این راه نوع و میزان تفاوت‌ها و عوامل مؤثر بر آن شناسایی شوند.

تعریف عملیاتی متغیر سبک زندگی
متغیر سبک زندگی بر اساس مؤلفه‌ها و ابعاد زیر سنجیده شده است:
نوع سلیقه سنتی
1. استفاده از سطح زمین برای صرف غذا و استراحت،
2. مسکن و تزئینات غیرتجملی،
3. آراستن منزل با استفاده از لوازم ساده و سنتی،
4. انتخاب موسیقی محلی و سنتی ایرانی،

نوع سلیقه مدرن
1. استفاده از میز غذاخوری و پیشخوان آشپزخانه برای صرف غذا،
2. آپارتمان لوکس و خانه ویلایی،
3. آراستن منزل با استفاده از کالاهای لوکس و تزئینات تجملی،
4. انتخاب موسیقی، پاپ و غربی

سبک زندگی براساس روابط اجتماعی سنتی
1. تأکید بر روابط خانواده دوستی و خویشاوندی،
2. محدود بودن روابط با جنس مخالف،
3. تأکید بر دید و بازدید،
4. مسافرت با خانواده و خویشاوندان،
5. مسافرت به مناطق حومه شهر و جنگل و دریا و مناطق مذهبی.

سبک زندگی براساس روابط اجتماعی مدرن
1. کم توجهی به روابط خانوادگی و خویشاوندی،
2. داشتن رابطه جنسی و تجربه این روابط فراتر از حیطه خانواده،
3. کم شدن دید و بازدید،
4. مسافرت و گردش با دوستان و همکاران و به تنهایی،
5. مسافرت به مناطق مرزی (کیش و قشم) و کشورهای خارجی.

سبک زندگی براساس مدیریت و نظارت بدن (سنتی)
1. توجه به پوشش‌های ساده،
2. کم‌توجهی به آرایش موی سر و صورت،
3. عدم توجه به جراحی‌های زیبایی و تناسب اندام.

سبک زندگی براساس مدیریت و نظارت بدن (مدرن)
1. توجه به پوشش‌های مد روز،
2. توجه زیاد به آرایش موی سر و صورت،
3. توجه به جراحی‌های زیبایی و استفاده از روش‌های تناسب اندام.

سبک زندگی براساس الگوی خرید لباس سنتی
1. مکان‌های تهیه لباس (عمده‌فروشی، بازارهای هفتگی و...)،
2. خرید لباس با توجه به عقاید مذهبی، پوشیده بودن، ساده بودن، موقعیت خانوادگی، پایین بودن قیمت.

سبک زندگی براساس الگوی خرید لباس مدرن
1. مکان‌های تهیه لباس(مجتمع‌های تجاری، خارج از کشور و...)
2. خرید لباس با توجه به مارک، مد روز بودن، خارجی بودن، شیک بودن و عدم توجه به عقاید مذهبی

سبک زندگی براساس نحوه گذران اوقات فراغت سنتی
1. استفاده از سرگرمی‌ها و ورزش‌های فرهنگی ارزان مانند خواندن کتاب و مجلات، دویدن و قدم زدن، پیاده‌روی،
2. توجه به مراسم مذهبی و دعا و نیایش و زیارت اماکن مقدس، توجه به کارهای هنری(خیاطی، گلدوزی و...).

سبک زندگی براساس نحوه گذران اوقات فراغت مدرن
1. تأکید بر گذران فراغت مبتنی بر استفاده از فن‌آوری‌های جدید مانند (رایانه، اینترنت، کنسرت، سینما)،
2. تأکید بر الگوهای ورزشی و گران قیمت(کنسرت موسیقی، اسکیت، تنیس و ...)،
3. کم‌توجهی به شرکت در مراسم و مجالس مذهبی دعا و نیایش،
4. عدم توجه به کارهای هنری (خیاطی، گلدوزی و ...)

مصرف فرهنگی سنتی
1. استفاده از موسیقی سنتی و اکتفا به فیلم‌ها و برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی،
2. خواندن روزنامه و مجلات.

مصرف فرهنگی مدرن
توجه به خرید کالاهای فرهنگی و آموزشی مانند لوح فشرده، اینترنت(دانلود کتاب و موسیقی)، ماهواره، کنسرت‌های موسیقی(غربی و پاپ)، اینترنت، کتابخانه دیجیتال

یافته‌های پژوهش
اولین یافته این پژوهش نشان می‌دهد 3.3 درصد پاسخ‌گویان بی‌سواد، 8.3 درصد ابتدایی، 12 درصد راهنمایی، 43.7 درصد دیپلم، 15.3 درصد فوق‌دیپلم و 17.3 درصد لیسانس بوده‌اند. بالاترین فراوانی مربوط به گروه سنی ۲۹-۲۵ساله‌هاست. در گروه شاغلان بیشترین افراد در گروه تحصیلات لیسانس و در غیرشاغلین بیشترین فراوانی متعلق به دیپلمه‌هاست.

گرایش زنان شاغل به سبک زندگی مدرن
یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد به جز بعد روابط اجتماعی، با تفاوتی بسیار کم در سایر ابعاد، اکثریت زنان موردمطالعه دارای سبک زندگی سنتی هستند، اما در این ابعاد تفاوت زنان شاغل با غیرشاغل مشهود است؛ به‌گونه‌ای که کلیه زنان شاغل به گونه‌ای نسبی از فراوانی بیشتری در سبک زندگی مدرن برخوردارند، و این تفاوت به‌ویژه در روابط اجتماعی، مدیریت بدن و الگوی خرید کاملاً قابل ملاحظه است‌، اما در زنان غیرشاغل در کلیه ابعاد مذکور سبک زندگی افراد سنتی است. حدود 70 درصد زنان مورد مطالعه سبک زندگی سنتی دارند یافته دیگر این پژوهش نشان می‌دهد حدود 70 درصد زنان مورد مطالعه دارای سبک زندگی سنتی و 30 درصد بقیه مدرن هستند. باوجود آنکه تفاوت نوع سبک زندگی در بین زنان شاغل و غیرشاغل قابل ملاحظه نیست، ولی این تفاوت معنی‌دار است.

نسبت بالای زنان شاغل مدرن به زنان غیر شاغل مدرن
مقایسه بین دو گروه نشان می‌دهد در همه ابعاد سبک زندگی مدرن در زنان شاغل بیشتر از زنان غیرشاغل است. نکته دارای اهمیت در این است که در گذران اوقات فراغت بین دو گروه تفاوت بسیار ناچیز است، اما این تفاوت در تمامی ابعاد سبک زندگی مورد تأیید نیست. چنانچه در نوع سلیقه و مصرف فرهنگی تفاوت‌ها تأیید نشده‌اند. اما در روابط اجتماعی٬ مدیریت بدن و الگوی خرید تفاوت‌ها معنادار است، که البته با توجه به اینکه زنان شاغل در بیرون خانه حضور دارند، بدیهی است شبکه روابط اجتماعی‌شان بیشتر است. همچنین این زنان به علت دسترسی به منابع مالی مستقل در نظارت بر بدن (لباس، آرایش و ...) و الگوی خرید، متفاوت از زنان غیرشاغل هستند.

نسبت میان سن و سبک زندگی
یافته بعدی این پژوهش تأکید می‌کند با بالارفتن سن گرایش به سبک زندگی سنتی افزایش می‌یابد و درآمد خانواده افراد با سبک زندگی آنان رابطه مستقیم دارد و همچنین با افزایش میزان تحصیلات گرایش به سبک زندگی مدرن افزایش می‌یابد. نیز زنان با منزلت شغلی بالاتر دارای گرایش‌های سبک زندگی مدرن هستند.
قوی‌ترین متغیر برای پیش‌بینی سبک زندگی، متغیر تحصیلات است که با تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم سهم بیشتری در مقایسه با سایر متغیرها در پیش‌گویی متغیر وابسته (سبک زندگی) دارد و کم‌اهمیت‌ترین متغیر، درآمد خانواده است. لازم به ذکر است این پژوهش با نام کامل «بررسی سبک زندگی زنان شاغل و غیرشاغل» زمستان 1391 در فصلنامه علمی- پژوهشی زن و جامعه منتشر شده است.

فهرستی از هشدارهای متخصصان به زنان

هر روز خبرهایی در مورد کلاهبرداری از افراد مختلف می‌شنویم. برخی از ما فکر می‌کنیم زرنگ‌تر از این هستیم که در دام چنین کلاهبردارانی بیفتیم و این موارد به قدری از ما دور است که فکر کردن به آنها جز اتلاف وقت سود دیگری ندارد اما شاید ندانید که بسیاری از این افراد فقط به دليل ندانستن یک نکته کوچک و رعایت نکردن چند هشدار معمولی به این دام افتاده‌اند. در این صفحه به شما نکات ریزی را گوشزد می‌کنيم که در مواقع حساس به کارتان می‌آید و می‌توانید جلوی کسانی را که می‌خواهند از بی اطلاعی شما سوء استفاده کنند، بگیرید.


هشدار دندانپزشکان به خانم‌های جوان

هشدار: بعد از خوردن ترشیجات نباید دندان را با مسواک و خمیردندان شست‌وشو داد چرا که این کار باعث می‌شود قسمت‌های كند شده دندان خراش پیدا کند و مسواک زدن آسیب بیشتری را برای دندان به دنبال خواهد داشت.

جدی بگیرید: استفاده مداوم از مواد با غلظت اسیدی چون ترشیجات، آبلیمو و لیموی ترش تازه یک عادت مضر است که می‌تواند به صورت مستقیم مواد معدنی را از سطح دندان حذف کند و موجب احساسی شود که بیماران از آن به عنوان کند شدن دندان نام می‌برند. هرچند عارضه کند شدن دندان بعد از مدتی به واسطه بزاق و با برگرداندن مواد معدنی دندان جبران می‌شود، اما استفاده مکرر از این دسته از مواد می‌تواند باعث کاهش کلی سطح مواد معدنی دندان شود. به هیچ عنوان افراد نباید بعد از خوردن این مواد، دندان خود را با مسواک و خمیر دندان بشویند، چرا که این کار باعث می‌شود که قسمت‌های كند شده دندان خراش پیدا کند و مسواک زدن آسیب‌زایی بیشتری را برای دندان به دنبال خواهد داشت.

راه‌حل: افراد بعد از خوردن ترشیجات دندان خود را با دهان‌شویه‌های حاوی فلوراید بشویند تا به واسطه آن بتوان قسمتی از آسیب را جبران کرد. اولین اقدام در مواجهه با کند شدن دندان در صورت نداشتن دهان‌شویه حاوی فلوراید، شستن دهان با آب است و البته کشیدن نخ دندان برای خارج‌‌سازی بقایای مواد نیز توصیه می‌شود.


هشدار روانشناس مشهور به خانواده‌ها


عوارض خطرناک تاخیر در ازدواج!

هشدار: محمود گلزاری، معاون ساماندهی وزارت ورزش و جوانان و یکی از مشهورترین روانشناسان ایران درباره افزایش خانه‌های مجردی و بالارفتن سن ازدواج خانم‌ها هشدار داد و به نسیم آنلاین گفت: متاسفانه الان در شرایطی هستیم که دختران می‌خواهند ازدواج کنند اما نمی‌توانند و این معضل بزرگی است.

جدی بگیرید: خانه مجردی پدیده‌ای متعلق به شهرهای بزرگ است که به کثرت‌گرایی و تکثر فرهنگی مربوط می‌شود. اصل خانه‌های مجردی را به طور مطلق نمی‌شود رد کرد، بلکه این پدیده را باید خوب شناخت و نقاط مثبت و منفی‌اش را دید. معتقدم افزایش سن ازدواج در دختران به سبب «تجردهای ناخواسته» است؛ یعنی دختران می‌خواهند ازدواج کنند اما نمی‌شود. به عنوان یک روانشناس می‌گویم که محدود کردن شدید و اجازه ‌ندادن به فرزندان برای استقلال، باعث عصیان‌هایی از سوی جوانان به سوی والدین می‌شود. یکی از عوامل گرایش به خانه مجردی «افزایش طلاق» است و در شهر بزرگی مانند تهران 40 درصد از زوج‌ها در 4 سال اول زندگی‌شان به طلاق می‌رسند. کل طلاق‌ها در کشور در سال 91 بین 19 تا 20 درصد و اغلب در سن جوانی بوده است.
در مجموع تاخیر در سن ازدواج، تعارض‌های نسلی، استقلال‌طلبی، مهاجرت تحصیلی، مقاومت‌نکردن خانواده‌ها، افزایش طلاق، الگوبرداری از دوستان و هنجار‌شدن زندگی مجردی، از مهم‌ترین عوامل افزایش پدیده‌ خانه‌ مجردی است. گرایش به رفتارهای پر خطر جنسی، یکی از تبعات خانه‌های مجردی است؛ به ‌خصوص اگر خانه‌ مجردی محلی باشد که طرف احساس کند دور از چشمان دیگران می‌تواند برخی رفتارهای انحرافی را انجام دهد و با بعضی‌ها ارتباط داشته باشد. اگر از لحاظ روانشناختی نگاه کنیم، کسانی که خانه مجردی دارند، افسرده‌اند و گاهی هم حتی زمینه‌های گرایش به خودکشی را ایجاد می‌کنند به همین دلیل آمار خودکشی در زیست‌های مجردی بسیار بیشتر از خانواده‌هاست.

راه‌حل: شاید این گونه مسائل راه‌حلي 2 خطی نداشته باشد اما توجه بیشتر به فرزندان و همراه شدن منطقی با آنها به جای مقابله بهترین راه‌حل است.


هشدار به همه خانم‌های شاغل



این زنان بازنشسته‌افسرده!

هشدار: اشتغال یکی از عرصه‌های مهم زندگی است و پس از بازنشستگی افراد از جمله زنان دچار حالت فقدان می‌شوند و این حالت به افسردگی می‌انجامد ولی ادامه آن می‌تواند اثر منفی بر روابط خانوادگی بگذارد و حتی می‌تواند منجر به متلاشی شدن کانون خانواده شود.

جدی بگیرید: روابط با همسر و فرزندان در این شرایط تعیین‌کننده و مهم است. از سوی دیگر مشکلات زنان میانسال به علت تغییرات شناختی، هیجانی و رفتاری ناشی از یائسگی و ناباروری و ناکارآیی جنسی، ممکن است پس از بازنشستگی تشدید شود که در این شرایط به حمایت همسر و فرزندان خود نیاز بیشتری دارند.زنان اغلب به علت طلاق فرزندشان و از هم پاشیدن زندگی او ممکن است دچار افسردگی شوند و حضور نوه، آنان را افسرده نمی‌کند چراکه بر اساس علم روانشناسی، حضور کودک در خانواده به ویژه پیش از 6 سالگی، باعث نشاط و انرژی خانواده می‌شود. یکی از علل افسردگی زنان بازنشسته، احساس کاهش کارآیی است، آنان لازم است فعالیت‌های مرتبط با علاقه‌ خود را پیگیری کنند تا کارآیی‌ آنها کاهش نیابد، علاوه بر آن می‌توانند فرصت بیشتری را به مطالعه اختصاص دهند یا در کلاس‌های مختلف در زمینه‌های گوناگون مانند معارف، اخلاق و مهارت‌های ارتباطی و روانشناسی حضور پیدا کنند. کلاس‌های آموزش روانشناسی در خانه‌های سلامت و برخی مراکز مشاوره برگزار می‌شود و انجام این فعالیت‌ها، حال آنان را بهتر می‌کند و انگیزه زندگی را افزایش می‌دهد

راه‌حل: زنان بازنشسته می‌توانند مرتبط با تخصص‌شان به صورت نیمه وقت در همان محل کار قبلی یا مکان‌های دیگرمشغول به کار شوند، علاوه بر آن بهتر است به موضوعات مورد علاقه خود بپردازند. به عنوان مثال برخی زنان در سنین جوانی به خیاطی یا آرایشگری می‌پردازند ولی فرصت اشتغال در این حوزه‌ها را ندارند. آنان پس از بازنشستگی می‌توانند به مهارت‌های خود ادامه دهند و به واسطه آن درآمدی نیز کسب کنند.


آمار زنان مطلقه در مرز هشدار



روزانه 411 زن مطلقه می‌شوند

هشدار: مهر نیوز در خبری اطلاع داد روزانه 411 زن پس از طلاق مطلقه می‌شوند و آمار این افراد در کشور در مرز هشدار است. با توجه به افزایش 13 درصدی طلاق و کاهش 5/1 درصدی ازدواج در کشور آمار زنان به مرز هشدار رسیده است. در حال حاضر میزان زنان مطلقه نسبت به مردان جدا شده دو برابر است. علت این موضوع از نگاه رفتارشناسان نیز تجدید فراش مردان بعد از طلاق است.

جدی بگیرید: در حال حاضر سالانه 70 هزار طلاق در کشور ثبت می‌شود که براین اساس هر ساعت 17 طلاق در کشور رخ می‌دهد. این درحالی است که از این میزان 12 هزار طلاق در تهران به ثبت می‌رسد. این معضل اجتماعی با همایش، جلسه، مقاله و مصاحبه حل نمی‌شود و دلیل وقوع این طلاق‌ها نیز همسرگزینی اشتباه،مشکلات اقتصادی، تورم، اعتیاد و کمبود مسکن است.

راه‌حل: نهادهای متولی، خانواده‌ها و رسانه‌ها باید در یک جهاد اجتماعی در راستای کاهش طلاق حرکت کرده و صدا و سیما هم باید برنامه اجتماعی را راه‌اندازی کرده تا شاید از این طریق بتوان کاری را انجام داد. کمکی که برنامه‌های تحلیلی به مسائل مختلف می‌کنند بر هیچ کس پوشیده نیست و در حوزه اجتماع نیز باید چنین اقدامی انجام شود.


هشدارهاي پليس براي پيشگيري از وقوع جرائم خشن عليه خانم‌ها



تهدیدهای خیابانی کدام‌ها هستند؟

هشدار: در ماه‌های گذشته جرائم خشن علیه خانم‌ها افزایش چشمگیری داشته است و مسئولان برخورد با خاطیان را شدت داده‌اند اما همیشه گفته‌اند پیشگیری بهتر از درمان است و باید سعی کنید خودتان را کمتر در معرض خطر قرار دهید به همین منظور پلیس در چند توصیه کوتاه از مردم خواسته تا توجه بیشتری به این مسائل داشته باشند.

جدی بگیرید و راه‌حل: بهترین گزینه برای خانم‌ها هنگام تردد استفاده از تاکسي و آژانس است و تا جايی که امکان دارد از سوار شدن در خودروهاي عبوري به ويژه زمان تاريکي هوا و ساعات خلوت و نقاط کم‌تردد پرهيز شود. در صورتي که راننده وسيله نقليه‌اي که در آن سوار هستيد قصد انحراف مسير را داشت، ابتدا از راننده درخواست توقف و در صورت خودداري، سعي در توقف خودرو و کمک خواستن از عابران و مردم کنید. از دادن شماره تلفن همراه و تماس خود به ديگران، بدون ضرورت خودداري کنید.خانم‌ها حتي‌المقدور از ورود به منازل و اماکني که يک يا دو نفر جوان غريبه در آنجا هستند، خودداري کنند. هنگام بروز مشکل ، شماره پلاک و مشخصات خودرو و راننده را يادداشت کرده يا به خاطر بسپارید. پس از وقوع جرم احتمالي يا هنگام مشاهده موارد مشکوک با مرکز فوريت‌هاي پليسي 110 تماس بگیرید.


هشدار به خانم‌های جوان درباره استفاده از WeChat


سودجویان در کمین اطلاعات شخصی شما!

هشدار: استفاده از نرم‌افزار WeChat رو به افزایش است و پلیس فتا این نرم‌افزار را بسیار نامناسب خصوصا برای خانم‌ها می‌داند و طی یک اطلاعیه رسمی از مردم خواسته تا با دقت بیشتری از آن استفاده کنند.

جدی بگیرید: نیازهای افراد به دوستی و برقراری ارتباط اجتماعی به هر شکل و عنوانی از جمله نکات مهمی است که افراد را به سمت چت روم‌ها می‌کشاند. اینترنت موجب می‌شود تا فرد در ورای این فناوری بدون اینکه هویت او فاش شود به هر کاری دست بزند. عکس‌ها، فیلم‌ها، مجلات، بازی‌های کامپیوتری و... در اینترنت ابزاری قدرتمند در تغییرات فاحش در شیوه نگرش، رفتار و آگاهی‌های جوان دارد که فرد جنسیت، طبقه اجتماعى، تحصیلات، محل زندگى، شغل، درآمد و سایر مشخصات خود را خلاف واقع شرح می‌دهد. اگر والدین در این زمینه دقت لازم را نداشته باشند، موجب ایجاد خلاءهایی شده که وسایل ارتباط جمعی به سرعت آن را پر می‌کنند. گرایش افراد افسرده به چت‌روم‌ها بیشتر است و استفاده از چت روم‌ها مشکلات خانوادگی زیادی را ایجاد می‌کند. در حقیقت استفاده زیاد از اینترنت ارتباط فرد با اعضای خانواده‌اش را دچار مشکل می‌کند. امکان چت به صورت گروهی و به اشتراک‌گذاری تصاویر و فایل‌ها با دوستان از جمله معضلاتی است که موجب انتشار تصاویر خصوصی افراد می‌شود. برخی افراد به دلیل عدم اعتماد به نفس یا به دلایل کمبودهایی که دارند چت را بهترین محیط برای رسیدن به هدف خود می‌دانند و معمولا به وسیله عکس‌های زیبا که جای عكس خود قالب می‌کنند اعتماد طرف مقابل را کسب کرده و به هدف خود می‌رسند.

راه‌حل: دوستی‌های اینترنتی هرگز نمی‌توانند مانند گفت‌وگو با یک شخص واقعی باشد، در صفحه‌های عضویت در سایت‌های گوناگون و مخصوصا اتاق‌های گفت‌وگو هرگز مشخصاتی از قبیل نام، تاریخ تولد، آدرس خانه، مدرسه و هر چیزی که ممکن است از آن سوء‌استفاده شود را وارد نکنید.

ساده ترین راه های پس انداز کردن و انواع آن



جوامع کم توسعه یافته، پس انداز کمتری دارند. این اصل را می توان به خانواده ها نیز تعمیم داد. به این معنا که خانواده های مرفه، پس انداز بیشتری دارند و هر چه وضعیت اقتصادی خانواده ضعیفتر باشد، پس انداز کمتری نیز دارد.
شاید دیگر به نوشتن این اصول نیازی نباشد؛ زیرا همگان نسبت به آن آگاهی دارند و هر عقل سلیمی آن را درک می کند، اما نکته مهم اینجاست که میزان شناخت و آشنایی با انواع پس انداز و آثار و نتایج آن برای فرد و خانواده به گفتگو نیاز دارد و اطلاع چندانی از آن وجود نداشته باشد.

برخی از این نکات را شرح می دهیم:
1 _ به طور کلی می توان پس انداز را به دو گروه پولی و غیرپولی تقسیم کرد

پس انداز غیرپولی شامل مجموعه وسایل و لوازم و موجودی هایی است که هر فرد و خانواده از آن برخوردار است. این موجودی در دو گروه اقتصادی و اجتماعی جای می گیرند؛ یعنی موجودی هایی که با پرداخت پول به دست آمده اند و می توان آنها را دوباره به پول تبدیل کرد و موجودی هایی که با روابط اجتماعی به دست می آیند و به پول تبدیل نمی شوند؛ اگر چه ممکن است مبنای دریافت پول نیز باشد. این گروه آخر به نام سرمایه اجتماعی شناخته می شود؛ مانند: اعتماد اجتماعی.

همچنین، در این گروه، نگهداری مناسب از دارایی ها به نحوی که بیشترین سود را برای خانواده به همراه داشته باشد، اصل مهمی است. این گروه را می توان به نحوی سرمایه های افراد و خانواده ها نیز دانست، اما چگونگی مراقبت از آنها را می توان پس انداز نامید؛ زیرا افزایش عمر هر وسیله، از بین نرفتن آن، استهلاک آن در زمان طولانی‌تر در گروه اقتصادی موجب می شود که خانواده دیرتر نسبت به خرید وسیله جایگزین اقدام کند.

به عبارت دیگر، خانواده، با فاصله زمانی بیشتری برای خرید وسیله جایگزین، پول می پردازد. اگر از وسایل زندگی و وسایل شخصی به خوبی مراقبت شود، با افزایش طول عمر آن، هزینه های ثابت خانواده کاهش می یابد. با کاهش هزینه ها، از سویی امکان پس انداز پولی افزایش می یابد و از سوی دیگر امکان برآوردن نیازهای دیگر فراهم می شود.

از این رو، پس انداز تنها در قالب پس انداز پولی قرار نمی گیرد. در گروه اجتماعی نیز حفظ و تقویت سرمایه های اجتماعی مانند اعتماد موجب می شود خانواده با مشکلات کمتری مواجه شود.
2 _ پس انداز یکی از راه های سهیم کردن نسل آینده در دارایی هایی است که امروز در اختیار ماست خانواده در طول حیات خود به دارایی هایی دست می یابد که خواسته و ناخواسته بخش چشمگیری از آن در آینده به اعضای جوان آن می رسد.


همچنین، این اعضا در طول رشد خود از این دارایی ها بهره می برند، اما حفظ و حراست از این دارایی ها، تلاش برای افزودن بر آن از سویی موجب می شود تا زندگی جاری با سهولت بیشتری پیش رود و از سوی دیگر آیندگان پشتوانه های قویتری داشته باشند.

3_ پس انداز - اقتصادی یا اجتماعی - سبب امنیت خاطر اعضای خانواده می شود. امنیت خاطر نیز سبب کاهش اضطراب و فشارهای روانی می شود.

از آن جایی که خانواده، در فرایند حیات خود به شکل های گوناگون با مسائل و مشکلات متعددی مواجه می شود، پس انداز کردن یکی از راه‌ حل های این مشکلات خواهد بود؛ از این رو، خانواده هایی که پس انداز دارند، امنیت خاطر بیشتری دارند و در زندگی احساس ثبات و پایداری بیشتری می کنند.

4_ پس انداز تنها با فعالیت سرپرست خانواده حاصل نمی شود، بلکه همه اعضای خانواده در آن سهیم اند
مدیریت داخلی خانه همچون: مدیریت صحیح هزینه ها و فرزندان با صرفه‌جویی؛ یعنی استفاده بهینه از وسایلی که در اختیار دارند و وسایل منزل به پس انداز خانواده کمک می کند؛ از این رو، پس انداز امری مشارکتی است.

مشارکت نه به این معنا که دیگران را مجبور به انجام دادن فعالیتی کنیم که به پس انداز منتهی شود، بلکه به این معنا که دیگران خود با شناخت و آگاهی از لزوم و ضرورت و بنا بر میل و اراده خود به آن بپردازند؛ از این رو، گفتگو در خانواده درباره ‌راه های پس انداز و رابطه صرفه جویی با آن و تأثیر پس انداز در زندگی آینده و نقش آن در ایجاد اطمینان خاطر و کاهش فشارهای روانی، به مشارکت درست و فعال اعضای خانواده می انجامد.
بنابر این، درباره پس انداز بیشتر بیندیشیم و راه های گوناگون آن را بررسی کنیم و برای به دست آوردن آن اقدام کنیم. به هر میزان و از هر کجا که آغاز کنیم، برای خود و دیگران مفید خواهد بود.

درس خواندن یا کار کردن، کدام را انتخاب کنم؟

دوران جوانی ،گذراندن روزهایی با انرژی مضاعف و تعیین کننده برای آینده است پس نباید آنرا از دست داد.می توان درس خواند اما برای آینده ی مالی خود هم برنامه ریزی کرد.

امروزه با وجود این‌که هزینه دانشگاه جوان ها را والدین‌مان می‌پردازند باز هم خیلی از دانشجویان به دلایل مختلفی به کار کردن در حین تحصیل روی می‌آورند. شاغل بودن در دوران دانشجویی مزیت‌ها و هم‌چنین معایبی دارد که در این مقاله به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود.


محاسن کارکردن در زمان تحصیل


تمرین برای زندگی:
اینکه در طول زندگی در کنار بسیاری از اتفاقات تلخ و شیرین مجبور هستیم کار کنیم،چیزی است که می توان از سالهای جوانی برای ان آماده شد.مخصوصا آقا پسرها که طبق فرهنگ ما،نان آور اصلی خانواده هستند و باید چنین کنند.پس کار کردن در کنار تحصیل یک تمرین خوب برای آینده است.


تامین هزینه‌های مالی:
با توجه به این‌که هزینه دانشگاه‌ها روز‌به‌روز در حال افزایش است و ممکن است شما جزء دانشجویانی نباشید که در دانشگاه‌های دولتی پذیرفته شده‌‌اند و هم‌چنین والدین به تنهایی قادر به تامین هزینه‌ها نمی‌باشند، دانشجویان می‌توانند با کار کردن در حین تحصیل کمک خرج آنان باشند.

و هستند افرادی که مجبورند به دلیل مشکلات مالی، نداشتن و یا ناتوانی والدین نه تنها هزینه دانشگاه خود را فراهم کنند بلکه مخارج زندگی خود و خانواده را نیز تامین نمایند.


موفقیت در کار و تحصیل:
داشتن شغل دوران دانشجویی نه تنها به دانشجو در جهت تامین بسیاری از هزینه‌های مالی کمک می‌کند بلکه او را برای کار آماده‌تر می‌سازد. به‌خصوص اگر شغل او متناسب با رشته تحصیلی‌اش باشد. دانشجویانی که رشته متناسب با شغل خود را انتخاب می‌کنند و یا متناسب با رشته تحصیلی‌شان کار می‌کنند هم در تحصیل موفق‌ترند هم کار خود را به نحو احسن و با اطلاعات کافی و تسلط انجام می‌دهند.


قدرت برنامه‌ریزی زمان: بسیاری افرادی که مشغله کاری‌شان زیاد است و زمان کمتری برای استراحت دارند، بهتر می‌توانند وقت خود را تنظیم کرده و کارهای خود را بدون کمبود وقت به بهترین نحو انجام دهند. دانشجویان شاغل معمولا افرادی منظم هستند و اغلب آنان جزء درس‌خوان‌ترین شاگردان دانشگاه محسوب می‌شوند.


مشکلات کار کردن در هنگام تحصیل


تداخل با ساعات کاری:
این مسئله به‌خصوص برای افرادی که شغل‌های دولتی دارند بسیار حائز اهمیت است. گاهی افراد به هیچ عنوان نمی‌توانند ساعات امتحان و یا کلاس خود را با ساعت‌های بیکاری‌شان تنظیم کنند و یا برای ساعت کلاس خود مرخصی بگیرند در چنین مواقعی مجبورند یا کار خود را از دست بدهند و یا درس مورد‌نظر را حذف کنند.


کمبود وقت:
این هم مشکل بزرگی است که بسیاری دانشجویان شاغل از آن شکایت دارند. خیلی از این دانشجویان حتی زمان کافی برای خوردن نهار و صبحانه نیز ندارند و مجبورند غذای خود را یا در مسیر دانشگاه و یا محل‌کار بخورند. مشکل کمبود وقت زمان امتحانات فشار زیادی به دانشجو وارد می‌کند که اگر وی نتواند به خوبی برای وقت خود برنامه‌ریزی داشته باشد با مشکلات زیادی مواجه می‌شود، از جمله عدم‌تمرکز در حین کار و یا مطالعه، پاس نکردن درس موردنظر، تصمیم‌ به حذف اضطراری واحد درسی و ...

با وجود این‌که کار کردن در دوران دانشجویی مشکلات و سختی‌های فراوانی به همراه دارد اما مزیت‌ها و فواید داشتن شغل در دوران تحصیل نیز کمتر از معایب آن نیست.


چند توصیه به دانشجویان شاغل؛

**
قبل از شروع درس یا کار، یک برنامه‌ریزی منظم برای خود ترتیب دهید.

**
در طول تحصیل از کم‌ترین زمان‌های بیکاری برای مرور دروس استفاده کنید تا زمان امتحانات فشردگی درس‌ها، شما را با مشکل مواجه نسازد.

**
سعی کنید استرس را از خود دور کنید تا بهتر بتوانید بر تحصیل و کار تمرکز کنید.

**
در صورت امکان، موقع امتحانات از کار مرخصی بگیرید تا از مشغله فکری خود بکاهید.
و در آخردر همه مشکلات زندگی از قبیل تحصیل و اشتغال آرامش داشته باشید و به خدا توکل کنید.

در محل کارتان، هیچگاه این 10 مورد را نگویید!

در این مطلب 10 موردی را یادآوری کرده اید که هرگز نباید در محل کار به همکاران خود بگویید.



برخی از حرف ها هستند که هرگز نباید در محل کار به همکاران خود بگویید زیرا روزی برعلیه شما استفاده می شوند و موقعیت کاری شما را به خطر می اندازند. با اینکه شوخی کردن با دوستان در محل کار بد نیست اما باید حواستان جمع باشد تا در زمان مناسب این صمیمیت و شوخی ها را تمام کنید و دیگر ادامه ندهید.
گاهی انسان ها در شوخی و خنده حرف هایی می گویند که هرگز نباید به زبان بیاورند. به طور مثال، هرگز نباید به همکار خود بگویید: تو آن آدمی نیستی که من تصور می کردم. یا: اعتقادات تو برایم عجیب است. یا ... این را هرگز فراموش نکنید آدم ها به طور ذاتی غیبت کردن و پشت هم حرف زدن را دوست دارند. پس باید خیلی مراقب رفتار و کردار خود در محل کار باشید تا سوژه غیبت های دیگران نشوید.
در این مطلب 10 موردی را یادآوری کرده اید که هرگز نباید در محل کار به همکاران خود بگویید.
1. مبلغ حقوق و خرج های ماهیانه هرگز در مورد حقوق خود با همکاران حرف نزنید. پولی که در می آورید و هزینه هایی که به طور ماهانه برای خانه و زندگی خود دارید، مسایلی هستند که فقط به شما مربوط هستند. صحبت در این زمینه ها فقط باعث برانگیخته شدن حسادت همکاران می شود و ممکن است برایتان گران تمام شود.
2. جزئیات رابطه عاشقانه یا زندگی مشترک شاید در رابطه عاشقانه خود بسیار خوشحال و خوشبخت باشید یا شاید احساس ناراحتی و بدبختی زیادی داشته باشید. هر چه هست در این رابطه با همکاران خود حرف نزنید. جزئیات رویدادهای زندگی خود را برای دیگران شرح ندهید.

3. صحبت در مورد عادت های غذایی یا سیگار کشیدن اینکه شما چه می خورید و چه نمی خورید به همکار شما چه ارتباطی می تواند داشته باشد؟ یا مثلا اگر اهل سیگار هستید چرا باید برای او این مساله را توضیح دهید. هر نوع عادت غذایی، سرگرمی یا تفریحی خود را به همکاران نگویید.

4. عقاید سیاسی در مورد مسایل جامعه، مسایل سیاسی یا مشکلات اقتصادی همه‌گیر با همکاران خود حرف نزنید. اجازه ندهید آنها بدانند شما چه عقاید سیاسی و باورهای اجتماعی دارید. این بحث ها و حرف ها بسیار خطرناک هستند. از صحبت در این رابطه به شدت پرهیز کنید.

5. عقاید مذهبی عقاید و باورهای مذهبی نیز جزو مسایلی هستند که هرگز نباید در مورد آنها با غریبه ها و به ویژه با همکاران صحبت کرد.

6. مسخره کردن دیگران همه ما خندیدن و شوخی کردن در محل کار را دوست داریم زیرا بیشتر زمان خود را در این فضا سپری می کنیم. اما شوخی و خنده ما نباید در نتیجه مسخره یا ناراحت کردن یک فرد خاصی باشند. نباید طوری رفتار کنیم که فردی در میان همکاران ناراحت و رنجیده شود.

7. فعالیت های اجتماعی آنلاین حتی اگر با همکاران خود صمیمیت زیادی احساس می کنید آنها را در شبکه های اجتماعی شخصی خود وارد نکنید. برخی از شبکه های آنلاین همچون لینکداین برای مسایل کاری هستند. اگر دوست دارید همکاران خود را در دنیای مجازی هم داشته باشید، در این اکانت ها اضافه کنید. فعالیت در شبکه هایی همچون فیس‌بوک شاید باعث شود طرز فکر اطرافیان به شما تغییر کند. یا آنها از خصوصی ترین احساسات یا عکس های شما مطلع شوند.

8. مسایل پزشکی صحبت کردن در مورد مشکلات پزشکی یا بیماری باعث نمی شود تا همکاران برای شما دلسوزی یا شما را تیمار کنند. پس دلیلی وجود ندارد در مورد بیماری های خود با آنها صحبت کنید. این حرف ها شاید برای آن دست‌آویزی برای غیبت باشند.

9. غیبت در مورد همکاران دیگر حتی اگر کارهای همکارتان به نظرتان عجیب و ناراحت کننده است هرگز آن را به زبان نیاورید. هرگز پشت سر او با همکاران دیگران حرف نزنید. غیبت بسیار ناپسند است زیرا علاوه بر تخریب شخصی دیگر، برای خود غیبت کننده نیز عواقب بدی دارد. حرف های شما شاید به گوش آن طرف برسد و این جا است که ناراحتی ها، کدورت ها، بدبینی ها و دشمنی ها آغاز می شوند.
اگر از کار کنونی خود راضی نیستید و می خواهید آن را عوض کنید، لازم نیست به همکاران خود بگویید. هر وقت کار مناسب پیدا کردید از آنجا می روید و دلیلی وجود ندارد که آنها را در بوق و کرنا به همه اعلام کنید.

بدون سرمایه، چگونه می توانیم پولدار شویم؟!

راه انداختن هر کار تازه ای سرمایه می خواهد اما نه سرمایه میلیاردی، سرمایه اصلی افرادی که این روزها به اسم موفق و سرمایه دار می شناسیمشان هوش، زمان سنجی ، ابتکار و ریسک پذیری شان است. در این گزارش به برخی از این کارها اشاره می کنیم.

وقتی حرف از راه انداختن یک شغل جدید و یک کسب و کار می شود سریع یاد یک مغازه ،دفتر کار شیک، کلی کارمند و برو بیا می افتیم که چندین میلیون سرمایه می خواهد. بعد هم منصرف می شویم و دچار افسردگی می شویم!!
راه انداختن هر کار تازه ای سرمایه می خواهد اما نه سرمایه میلیاردی، سرمایه اصلی افرادی که این روزها به اسم موفق و سرمایه دار می شناسیمشان هوش، زمان سنجی ، ابتکار و ریسک پذیری شان است.

در این گزارش به برخی از این کارها اشاره می کنیم. البته ما به شما ماهیگیری یاد می دهیم فقط ایده می دهیم این شما هستید که باید توانایی هایتان را بسنجید و با این ایده ها کسب خودتان را راه بیندازید.


1 - اینترنت
راه انداختن یک سایت چندان هم پول نمی خواهد حتی سرمایه هنگفتی ام لازم ندارد به شرط اینکه ابتکار داشته باشید و وارد حوزه ای بشوید که تخصصش را دارید و می توانید از آن کسب درآمد کنید.
بعدش هم بازاریابی موثر و فعال می خواهدکه از عهده اش بربیایید.
اینترنت منبع درآمد خیلی خوبی است به شرط اینکه سعی کنید از زیر و بم آن اطلاعات بدست بیاورید و هر روز به دانشتان بیفزایید.


2 - صنایع دستی
هنر همیشه بازار دارد به شرط آنکه نیاز سنجی کندید بدانید چه چیزی در چه زمانی و برای چه کسانی جذابیت دارد آن وقت است که به راحتی می توانید هنر دست خودتان را به بالاترین قیمت بفروشید و کلی سود کنید.


3 - صنایع غذایی
خوردنی همیشه بازار دارد به شرط اینکه مبتکر باشید و سبک ارائه محصولاتتان متفاوت باشد جالب است بدانید گرفتن مجوز فعالیت از اتحادیه های مختلف مرتبط به صنایع غذایی خیلی هم دشوار نیست به شرط آنکه اهل نظافت باشید.


4 - خدمات
حوزه خدمات این روزها بازار خوبی دارد به شرط آنکه ابتدا موقعیت سنجی کنید که در چه منطقه ای از تهران چه خدمتی کم و یا محدود است.
سنگ بزرگ برندارید در سطح توان خودتان وارد عرصه شوید و به مرور خدماتتان را توسعه و بهبود بخشید.


5 - بهداشت و سلامت
در این فضای آلوده و هوای نامطبوع مردم به دنبال هر چیزی هستند که سلامت و شادابی را به آنها باز گرداند و دقایقی به آنها آرامش بدهد اگر کمی زرنگ باشید می توانید پول خوبی به جیب بزنید.


6 - بازاریابی و فروش
حتما لازم نیست شما خودتان تولید کننده باشید اگرچه این بخش ایده آل ماجرا باشد اما اگر بتوانید برای دیگران مشتری و بازار های تازه پیدا کنید اطمینان داشته باشید که برای سود خوبی خواهد داشت . خیلی ها هستند که تولیدات خوبی دارند اما راه فروشش را نمی دانند.


7 - اطلاع رسانی
حجم وسیع اخبار، اطلاعات و دانسته ها مردم را در سیلی از اطلاعات گرفتار کرده که نمی دانند کدام مناسب و برایشان کارآمد است اگر بتوانید این نیاز آنها را برآورده کنید سپاسگذار شما خواهند بود و حاضرند هزینه آن را هم بپردازند.

کارهایی که باید قبل از تعیین هدف، انجام دهید!

میل درونی شما مقدار مشخصی انرژی دارد. مقاومت درونی و اصوات درونی‌تان که میگویند شما نمی‌توانید، نباید و یا سزاوار نیستید چیزی را داشته باشید هم مقدار مشخصی انرژی دارند. و اگر انرژی مقاومت درونی بر انرژی میل درونی بچربد، شما به هدفتان نخواهید رسید. اول، اعتقاد؛ دوم، بینش و آمادگی ذهنی؛ سوم، اهداف؛ چهارم، عمل؛ همیشه پشتکار.

ماستین کیپ می‌نویسد: "اخیراً یکی از مشتریانم از من تقاضای مشاوره در زمینه اهداف کرد. او می‌خواست اهدافی برای موفق شدن تنظیم کند و از من می‌خواست او را در این مسیر هدایت کنم.

من به او گفتم این کار تا زمانی که ندانیم چه عواملی در حال حاضر او را از رسیدن به اهدافش بازمی‌دارند بیهوده خواهد بود. زیرا، شما می‌توانید تمام اهداف موجود در دنیا را انتخاب کنید اما چنانچه اعتقاد نداشته باشید که سزاوار تمام آن‌ها هستید به هیچ عنوان به هدف خود نخواهید رسید."

بیایید این‌گونه فکر کنیم: میل درونی شما مقدار مشخصی انرژی دارد. مقاومت درونی و اصوات درونی‌تان که میگویند شما نمی‌توانید، نباید و یا سزاوار نیستید چیزی را داشته باشید هم مقدار مشخصی انرژی دارند. و اگر انرژی مقاومت درونی بر انرژی میل درونی بچربد، شما به هدفتان نخواهید رسید.

به همین دلیل است که مردم اهداف بسیاری می‌گزینند و هیچ اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد.

به همین علت هم ایجاد صفحات چشم‌انداز و رویاپردازی یا به اصطلاح ویژن چیدن کافی نیست. پاول مک کنا تنها به علت آنکه رویای سخنرانی در رویال آلبرت هال را داشته به آنجا دعوت نشده است. او در قدم اول عمیقاً اعتقاد به امکان تحقق این رویا و در قدم دوم بینش امکان تحقق آن (حتی با وجود آنکه شرایط موجود چیز دیگری نشان می‌دادند) را داشته است، و مضافاً او چنان ارزشی به زندگی دیگران افزوده که آن‌ها رغبت کرده‌اند او را مشهور و مشهورتر سازند تا آنجا که او را برای سخنرانی دعوت کنند.

ویژن چیدن و تعیین اهداف کافی نیستند. ما باید اعتقاد داشته باشیم؛ باید یک قصد مشخص (یک دلیل دقیق و محکم برای چرایی انجام یک کار) داشته باشیم؛ ما باید بینش و سرسختی داشته باشیم که بر شرایط فائق می‌آیند و باید آن‌قدر پشتکار به خرج دهیم که هدف مورد نظر محقق شود و به کمتر از آن هم راضی نشویم.

اما معمولاً روایتی درونی داریم که از میل درونی‌مان قوی‌تر است. قدرت این روایت (به هر اندازه که واقعی باشد) به اندازه‌ای است که ما را از رسیدن به هدفمان بازمی‌دارد. و وقتی این اتفاق می‌افتد روایت محدود شدن (این کار از عهده من خارج است) را زمزمه می‌کنیم که خود، روایت قبلی را نیز تقویت می‌کند. و هنگامی‌که ما بدون نگریستن به دلیل اعتقادمان مبنی بر غیرممکن بودن اهداف، آن‌ها را بر می‌گزینیم، در حال تعیین هدف نخواهیم بود؛ بلکه در بهترین حالت در حال آرزو کردن خواهیم بود.

تعیین هدف با گفتن روایتی تازه درباره آنچه درباره شما ممکن است و چرا ممکن است، و اینکه چرا شیوه کنونی زندگی‌تان دیگر مناسب شما نیست، آغاز می‌گردد.

برقراری رابطه عاطفی با قصد شما برای رسیدن به هدفتان همان انرژی مورد نیاز برای شکستن مقاومت درونی‌تان است. و مانند هر چیز دیگر در زندگی، هرچه بیشتر انجامش دهید، خبره‌تر می‌شوید.

و البته برای انجام این کار نه تنها باید یک روایت تازه زمزمه کنید، بلکه باید خودتان را در جمع افرادی که از این روایت پشتیبانی می‌کنند قرار دهید. ما در زندگی توسط افراد بسیاری به حاشیه رانده می‌شویم، افرادی که رویاهایمان را نابود می‌کنند؛ اما در حقیقت، خودمان با پذیرفتن نظرات و ارزیابی‌های آن‌ها درباره شرایط، به جای بررسی شخصی درباره آنچه بیش‌ترین اهمیت را دارد و سپس تأیید خودمان، رویاهایمان را نابود می‌کنیم.

خوب، شما دوست دارید چه اهدافی در زندگی تعیین کنید؟ منظورم اهداف بزرگ است! روایات درونی و محدودکننده شما چه میگویند؟ چه افرادی در اطرافتان میگویند هدف شما شدنی نیست؟ روایت تازه شما چیست و برای تقویت آن و تحقق رویاهایتان باید چه کسانی را در اطراف خود داشته باشید؟

مانند همیشه، کار واقعی با نظرات سازنده شما آغاز می‌شود. با گفتگو با دیگران می‌توانید از تجربیات آنان آگاه شوید و آنان را نیز از تجارب خویش بهره‌مند سازید. پس همین الآن به گفتگو بپیوندید.

خرِ ما از کُرّگی دم نداشت؟!

شاید شما هم با کسانی برخورد کرده اید که مدام از چیزی به نام شانس و بدشانسی صحبت می‌کنند. مرتب می گویند بد شانسی آوردیم یا شانس آوردیم ، ولی واقعا چیزی به نام شانس وجود دارد ؟

چگونه می توان خوش شانس بود و موفق شد؟ چرا برخی افراد دست به هر کاری که می زنند موفق می شوند و این همه خوش شانسی را از کجا آورده اند؟ کسانی هستند که برای پیدا کردن یک شانس خوب به سراغ فالگیرها و دعانویسان می روند یا این که پول های کلان خرج می کنند تا مثلا سنگ خوش شانسی خود را پیدا کنند یا گردنبند شانس داشته باشند.


آیا واقعا، خرِ ما از کُرّگی دم نداشت؟!
من بدبختم، من بدشانسم، خرِ ما از کُرّگی دم نداشت! این جملات ورد زبان چه کسانی است؟ شاید این جمله را به همراه شکایت و غرغر از اطرافیان خود شنیده باشید! کسانی که بعد با آب و تاب فراوان توضیح می دهند: «پدر و مادر و خانواده‌ام چنینند!»، «دوستان نامرد بیچاره‌ام کردند»، «از نظر اقتصادی هم شانس نیاوردم!»، «در کنکور بدشانسی آوردم چون سئوالات امسال خیلی سخت بود»، «از بدشانسی، همسر خودخواه نصیب ما شده!»،«بچه‌هایم هم که گلی به سرم نزدند!»، «در محیط کارم، مدیر تبعیض قائل می‌شود!» و ... هزارو یک بهانه دیگر.

اگر چه تقصیر را به گردن همه انداختن، برای لحظاتی به ما آرامش کاذب میدهد، ولی قدرت تغییر وضعیت و تغییر سرنوشت را نیز از ما می گیرد.

اینکه همه قدرتها را از خود بگیریم و به محیط و دیگران بدهیم؛ نشان می دهد که بی مسئولیتی و فرار از مسئولیت را به عنوان شیوه اصلی زندگی خود انتخاب کرده ایم. ما نیاز داریم که مسئولیت پذیر شویم. تا وقتی که بدقولی خود را گردن ترافیک می اندازیم، تا هنگامی که تنبلی و شکست برنامه‌مان را گردن روزگار و سرنوشت می اندازیم، نیاز به تغییر خودمان و قبول مسئولیت را از خود سلب می کنیم. یادمان باشد ممکن است سیل بیاید، ولی این اراده ماست که ما را بر می انگیزد تا از جلوی آن کنار برویم، یا در برابر آن سدی ایجاد کنیم و تدبیری بیندیشیم. ولی اگر جلوی سیل دراز کشیدیم و منتظر شانس باشیم، حتما بدشانس ترین خواهیم بود.

روان شناسان معتقدند که شانس هرکسی زاییده فکر اوست.

اگر آن فرد مثبت فکر کند یا خوشبین باشد فرصت ها و شرایط خوبی برای او به وجود می آید و اگر بدبین باشد شرایط و موقعیت های بد برای خود به وجود می آورد.

شانس داشتن یا نداشتن به خود فرد بستگی دارد، یعنی این که وقتی احساس کنید خوش شانس هستید، روی محیط و جهان هستی تاثیر می گذارید و به عبارت ساده تر انرژی مثبت به پیرامون و تصمیمی که قصد انجام آن را دارید می دهید.

باید از تجربه ها استفاده کرد و با روی باز به سمت اتفاقات رفت. در این صورت شما هم یک فرد خوش شانس هستید که دیگران به دنبال کشف راز موفقیت و شانس شما خواهند بود

در این صورت فکر، احساس و باور های ما انرژی هایی را در دنیا پخش می کند که ما را به سمت خوش شانسی هدایت کند. در واقع اگر در ذهن خود باور داشته باشید که موفق می شوید حتما همین طور خواهد بود و به همین سادگی شما هم خوش شانس می شوید.

برعکس، وقتی تصور کنید که بدشانس هستید، همیشه بدشانسی می آورید. یعنی به آنچه معتقد هستیم سرمان می آید، زیرا انرژی ما بر جهان تاثیر می گذارد. این انرژی به دیگران هم منتقل می شود و مثلا همان حسی که شما به فردی دارید، او هم همان حس را به شما دارد.

شاید برایتان جالب باشد بدانید روان شناسان معتقدند افراد موفق به شانس اعتقادی ندارند، زیرا شانس خوب سراغ کسانی می رود که آمادگی دارند، یعنی در مسیری گام برمی دارند و همین سبب می شود فرصت هایی نصیب شان شود. یعنی روی چیزهای خوب تمرکز می کنند و مهارتشان را می افزایند، در این صورت قادر به جذب نیروهای مثبت هستند.

گاهی حتی برای کسانی که ما آنها را خوش شانس می دانیم هم اتفاقات بد می افتد، اما آنها از درون همان مشکلات فرصت ها را پیدا می کنند و با سرسختی بر آن پیروز می شوند بنابراین بهتر است از این به بعد فکر کنیم خوش شانسیم.

در واقع اگر هیچ تاثیری هم نداشته باشد، این فایده را دارد که روحیه بهتری برای زندگی داریم و در خیلی از موقعیت ها از اعتماد به نفس بهتری برخوردار خواهیم بود. پس موفقیت تصادفی و از روی شانس نیست، بلکه باید هدف داشت و فرصت ها را شناخت.

باید از تجربه ها استفاده کرد و با روی باز به سمت اتفاقات رفت. در این صورت شما هم یک فرد خوش شانس هستید که دیگران به دنبال کشف راز موفقیت و شانس شما خواهند بود.


معجون معجزه گر شانس را بنوشید!

برای اینکه کمتر از دست این بدشانسی فرضی رنج بکشید بهتر است در مقابله با مسائل ، طبق الگوی حل مسئله زیر عمل نمائید:


** مشکلات خود را دقیق تعریف کنید، و از نظر اولویت ، یکی که مهمترین است را مشخص کنید.


** تمام راههایی را که در جهت حل مشکل به فکرتان می آید یادداشت نمائید.


** با دوستان ، آشنایان، و متخصصین ( کسانی که اولا تجربه و علم دارند، ثانیا مورد اعتماد و اطمینان هستند) مشورت کنید و راه حل های آنها را نیز یادداشت کنید.


** میزان توانایی ها و امکانات خود و دیگرانی که حاضر هستند به شما کمک کنند را لیست کنید.


** محدودیت ها، ضعف ها و احتمال شکست هر یک از راههایی را که یادداشت کردید، جلوی آنها بنویسید.


** از بین همه راهها، راهی که با توجه به توان و امکانات شما ، بیشترین احتمال موفقیت ، بهترین راه دسترسی و کمترین معایب و مشکلات را دارد، انتخاب کنید.


**مراحل پیمودن این راه را مشخص کنید و زمان بندی لازم برای هر مرحله را در نظر بگیرید. همچنین اقداماتی را که در هر مرحله نیاز است که انجام دهید مشخص نموده و آماده انجام آن شوید.


** وقتی در مسیر حل مشکل خود، تلاش می کنید یا در پی هدفی هستید، بیشتر روی تلاش و مسیری که حرکت می کنید، تمرکز کنید و به خاطر پیمودن راه، خود را تشویق کنید. لطفا موفقیت خود را با هدفتان ارزیابی نکنید. بلکه موفقیت خودرا با تلاشتون اندازه گیری کنید. مثلا اگر برای آزمون کنکور مطالعه می کنید، میزان ساعات تلاش ، برنامه ریزی و پیوستگی زحمات شما قابل تقدیر است و باید خود را به میزان این تلاشها تقویت و تشویق کنید، نه با نتیجه کنکور و رتبه قبولی خود در کنکور.


** در راه موفقیت، مرتبا میزان پیشرفت برنامه را بسنجید و نقاط ضعف آن را بر طرف کنید. انعطاف پذیری برنامه اگر در جهت انجام بهتر آن باشد، گام بلندی به سوی هدف خواهد بود.


اگر طبق فرایند حل مسئله عمل کنید، به زودی متوجه می شوید اکثر آن چیزی را که تحت عنوان شانس بد، تعبیر و تفسیر می کردید، همان تنبلی، بی برنامگی، عدم مشورت، عدم دقت، عدم تلاش، استمرار نداشتن، لذت طلبی افراطی و بلندپروازیهای شما بوده است.

چند راهکار برای استخدام در مشاغل پرطرفدار

در همه ی دنیا یک سری مشاغل وجود دارد که اقبال عمومی نسبت به آنها بیشتر است و افراد زیادی خواهان بدست آوردن آن موقعیت شغلی هستند. مشاغل پرطرفدار مسلما به خاطر کارجوهای بیشتری که اطرافشان هست رسیدن بهشان هم سخت تر می شود و همین امر می طلبد که راهکارهای ویژه ای برای به دست آوردنشان اندیشیده شود.


آنچه پیش روی شماست راهکارهایی عالی برای استخدام در مشاغل پر طرفدار است:

1 - رزومه تان را سنگین کنید
منظوراز سنگین کردن رزومه نوشتن از هر دری و سخن راندن از هر محفلی نیست. بلکه منظور این است که تمام مهارت ها، تجربه ها و تحصیلات مرتبط با شغل مورد نظر را کامل و در عین حال مخصتر بنویسید.



2 - در شبکه های اجتماعی عضو شوید
عضو شدن در شبکه های اجتماعی این روزها دیگر تنها یک سرگرمی نیست و اعضای شبکه اجتماعی در واقع تشکیل دهنده ی یک جامعه مجازی با همه نیازهای یک جامعه هستند. در شبکه های اجتماعی می توان به دنبال بزرگان شغل مورد نظر، صفحه ای کاریابی و فرصت هایی از این دست گشت.


3 - سایت های کاریابی را همیشه چک کنید
سایت های کاریابی و آنهایی که هر زوز استخدام روی سایت قرار می دهند، یکی از بهترین روش ها برای یافتن شغل هایی هستند که شما به دنبال آن هستید. چک کردن روزانه این سایت ها به شدت توصیه می شود.


4 - به راهکارهای خاص فکر کنید
از جمله راهکارهای خاصی که می توان پیشنهاد کرد داوطلبانه کار کردن است یعنی بدون هیچ چشمداشت مالی اول خودتان را نشان دهید و آنقدر قوی باشید که خودشان دنبالتان بیایند.


5 - هدفمند پیش بروید
پیدا کردن شغل را به چشم یک هدف ببنید. برای به هر جهت حرکت کردن نتیجه چندان مطلوبی نخواهد داشت. بدانید می خواهید از کجا شروع کنید، چگونه پیش بروید و به کجا برسید.

دلایل آرایش بیش از حد برخی از خانمها چیست!؟



زنی که آرایش غلیظ می‌کند و شدیداً به آن آرایش وابسته است (یعنی نمی‌تواند بدون آن نوع آرایش از خانه خارج شود)، نشان دهند این است که چیزی را پنهان می‌کند، چیزی که ممکن است فقط ظاهری نباشد (مثل چروک‌های پوست یا احساس عدم زیبایی).
آن زن چیزی از درون خود، وجود درونی خود را پنهان می‌کند. چیزی که درمورد آن احساس کمبود می‌کند، مثل اعتمادبه‌نفس، دوست داشتن و پذیرش خود. یادتان باشد، ظاهر هر شخص تا حدی نشان دهنده درون اوست و اگر زنی قصد دارد چیزی را در ظاهر خود پنهان کند، منعکس‌کننده سطحی بسیار از ظریف‌تر از چیزی است که در درون خود می‌خواهد پنهان کند.

برای خیلی خانم‌ها آرایش مثل یک پوشش، یک ماسک، تغییر قیافه، یک حفاظ می‌ماند. خیلی از خانم‌هایی که بخاطر اینکه تصور می‌کنند به اندازه کافی زیبا نیستند، به آرایش کردن های غلیظ وابسته هستند، با اینکار در واقع افسوس و ناراحتی خود را بخاطر آسیب زدن به دیگران در جامعه بخاطر ظاهر نازیبایشان نشان می‌دهند. با آن آرایش غلیظ می‌خواهند بگویند که از زشت بودن خود متاسف هستند.

خیلی ناراحت‌کننده است که زنان بسیاری در جامعه امروز تصور می‌کنند که باید چیزی را بپوشانند زیرا نشان می‌دهد که در ترس مداوم از دیده شدن به صورت طبیعی خود هستند. بدترین اتفاقی که ممکن است برای این افراد بیفتد این است که دیگران چیزی که زیر این لایه‌های ضخیم آرایش هست را ببینند خود واقعی آنها را. این افراد به جای اینکه این مشکل را ریشه‌ای برطرف کنند، سعی در پنهان کردن آن دارند.

از نظر متافیزیکی، صورت (روی) به معنی رویارویی با چیزهای مختلف در زندگی بوده است و خیلی‌ها واقعاً دوست ندارند با چیزی در زندگی رویارو شوند و خیلی وقت‌ها هم علت آن این است که این مسائل برای آنها دردناک است. ممکن است قبلاً توسط این مسائل ضربه خورده باشند و ازآنجاکه افراد ضعیفی هستند، به جای برخورد با این مسائل از آنها فرار می‌کنند. و هر چه بیشتر فرار می‌کنند، بیشتر با این مسائل روبه‌رو می‌شوند زیرا چیزی که از آن فرار کنیم، همیشه به دنبالمان می‌آید.

زنان ضعیف و ضربه‌خورده زیادی در دنیا هستند که طبیعتاً زیبا و جذاب هستند و وقتی مردان آنها را برای اهداف جنسی خود وارد زندگی‌شان می‌کنند، با این تصور که الهه زیبایی را اسیر کرده‌اند، با همه مشکلات و ناراحتی‌هایی که به دنبال آن صورت زیبا/باسن و سینه‌های برجسته، پاهای خوش فرم و … می‌آید مایوس شده و ضربه می‌خورند.

در مورد زنانی که بدنی زیبا اما صورتی زشت دارند صادق است که برای پوشاندن صورت خود از آرایش بسیار زیاد استفاده می‌کند. این هم همان است، این زن ضربه خورده است و از درون، ذهن، روح و روان آسیب دیده است.

یک زن می‌تواند صورت خود را بپوشاند اما نمی‌تواند مشکلات خود را پنهان کند زیرا به مرور زمان سر باز کرده و خود را نشان خواهند داد. اگر مشکلات و مسائل زنی بررسی نشده و حل نشود، به بخشی از شخصیت او تبدیل شده و قادر به سرکوب کردن آنها نخواهد بود درست مثل اینکه نمی‌توانید شخصیت و طبیعت خود را سرکوب کنید زیرا شامل رفتارهای شماست و رفتارها و اعمال شما در ارتباط با احساساتتان می‌باشد.

همه انسان‌ها محرک‌های احساسی دارند که ممکن است مورد آسیب قرار گیرند و وقتی آسیب ببینند، واکنشی از عمق وجود ما و از هسته مرکزی‌مان صورت گرفته که نشاندهنده چیزی جز حقیقت نخواهد بود، چه زشت و چه زیبا، و به همین دلیل است که نمی‌توانید خود واقعی‌تان را مخفی کنید، چه سالم باشد و چه ناسالم.

در آخر باید بگوییم، از آنجا که همیشه برای هر قانونی استثناهایی هم وجود دارد، درمورد زنانی که آرایش غلیظ می‌کنند هم استثنا وجود دارد. خیلی از زن‌ها به دلایل بسیار پیش‌پا افتاده و ابتدایی دوست دارند زیاد آرایش کنند اما سرشار از اعتمادبه‌نفس هستند و خود را بسیار دوست داشته و پذیرفته‌اند. درنتیجه، تجربیات آنها در زندگی کاملاً متفاوت است زیرا از درون قوی هستند.

حفط اتیکت کاری با این مراحل


برخورد با دیگران و کنار آمدن با آنها در کار اهمیت بسیار زیادی دارد. یادگیری اتیکت محل‌کار کمک بسیاری به ساده‌تر کردن زندگی شما خواهد کرد.

مراحل:

۱. سخت تلاش کنید که با همه مهربان باشید، بدون اینکه کسی احساس کند دوستش ندارید.

۲. در مکالمات که خطاب به شماست شرکت کنید اما در مواردی غیر از این سکوت اختیار کنید.

۳. زیاد لبخند بزنید. هم به همکاران و هم به مشتریان. این کار علاقه دیگران به شما را بالا برده و دوست خواهند داشت بیشتر درمورد شما بدانند.

۴. سعی کنید مشکلات شخصی خود را وارد محل‌کار نکرده و خارج از محیط‌کار به آنها رسیدگی کنید.

۵. کارتان را به بهترین نحو ممکن انجام دهید و درصورت امکان اشتباه نکنید. این باعث می‌شود افراد در محل‌کار با دیدن کارتان به شما احترام بگذارند.

۶. خوب لباس بپوشید تا مهم دیده شوید. تا جایی که ممکن است حرفه‌ای برخورد کنید.

۷. سعی کنید کار را با لذت و روابط عاشقانه قاطی نکنید زیرا باعث بروز مشکلاتی خواهد شد که هم کار و هم رابطه‌تان را بر هم خواهد زد.

۸. همیشه خودتان را مشغول نشان دهید. وقتی هیچ کاری انجام نمی‌دهید بقیه، چه رئیس و چه همکارانتان تصور نادرستی از شما پیدا خواهند کرد. وقتی کارتان تمام شد حتی مشغول مطالعه باشید.

۹. سعی کنید در محل‌کار از تلفن‌همراه استفاده نکنید. اگر لازم بود محیط را ترک کرده و به محلی ساکت‌تر بروید که کسی نتواند صدایتان را بشنود.

ویژگی هایی که یک کشور را جهان سومی میکند!


جهان اول، دوم و سوم بیشتر از اینکه مربوط به پیشرفت تکنولوژی و سطح رفاه مردم باشد، مفاهمی هستند که با نوع تفکر، فرهنگ و رفتار یک ملت و سیستم حکومتی یک کشور گره خورده اند. بطور کل این تقسیم بندی محصول برآیند تفکرات، عملکردها و جهان بینی های همه افراد یک جامعه محسوب میشود که نهایتاً سبب میگردد کشوری در یکی از این دسته بندی ها قرار بگیرد. پر واضح است که تک تک انسانها نقش بسیار مهمی در شکل گیری این دسته بندی ایفا میکنند.


اما در میان انبوهی از مسائل که در شکل گیری یک کشور جهان سومی تاثیر دارند، در این بخش به 10 مورد اصلی آنها اشاره میکنیم:


1- عدم صداقت رفتاری و احساسی


یکی از بارزترین عواملی که می تواند در جهان سومی بودن یک ملت، تعیین کننده باشد، نداشتن صداقت رفتاری و احساسی در ابعاد گوناگون است. مصادیق صداقت رفتاری و احساسی به وضوح در تعاملات روزمره مردم قابل مشاهده و تشخیص است:


در یک کشور جهان سوم:


-مردم براحتی به یکدیگر دروغ می گویند و دروغ پردازی جزء ثابت زندگی روزمره شان است.


-کارمندان در محیط کار سعی در تخریب موقعیت هم دارند و فضای اختلاف افکنی و زیرآب زنی بیداد میکند.


-دوستی ها اغلب شکننده، همراه با بی وفایی، خیانت، تزویر و بر اساس منفعت طلبی است.


-در روابط عاشقانه کمتر صداقت و بیشتر خیانت وجود دارد و دو طرف بیشتر سعی در سوءاستفاده مالی و جنسی و گونه ای داد و ستد دارند تا برقراری یک رابطه آرامش بخش بر پایه محبت.


-شرکت های تجاری بجای ارتقای سطح کیفی خدمات و محصولات خود، مدام سعی در تخریب رقبایشان دارند.


-فروشندگان به مشتریان به عنوان یک شکار نگاه میکنند و نهایت تلاش خود را میکنند تا در کمال بی رحمی آنها را فریب داده، منافع نامشروع کسب کرده، محصولات بی کیفیت را با کیفیت جا زده و به بالاترین قیمت و با سودی نامتعارف به فروش برسانند.


-چاپلوسی در بین مردم غوغا میکند و هر کس برای رسیدن به منافع شخصی حاضر است هر سخن نادرستی را درست جلوه دهد.


-افراد فقط زمانی خطا نمی کنند که بدانند کسی آنها را مشاهده میکند، در غیر این صورت از انجام آن هیچ ترسی ندارند.


-مسابقات تجمل گرایی و فخر فروشی و جمع آوری حریصانه ثروت به هر قیمت، برای ارضای غرایز شخصی، مرکز ثقل تفکرات بیشتر انسانها است.


-اگر کسی قدرت داشته باشد، چه اقتصادی، چه سیاسی، یا به مراکز قدرت و ثروت متصل باشد، از سوء استفاده از آن دریغ نخواهد کرد.


-همه از دیگران انتظار رعایت رفتار درست و اصلاح خطاهایشان را دارند ولی هیچکس از خودش شروع نمیکند. توقعات و انتظارات بیشتر یکطرفه هستند.


-مردم چیزی را می گویند که به آن باور ندارند و قولی میدهند که می دانند نمی توانند به آن عمل کنند.

-ظاهر و باطن انسانها دو چیز کاملاً متفاوت است. مردم آنچیزی نیستند که نشان می دهند. اکثراً در نقش های جعلی و ساختگی فرو رفته اند و خودِ واقعی شان را در پستویی پنهان کرده اند.



-انسانها از موفقیت دیگران غمگین و از شکست آنها خوشحال می شوند.



- مردم تمایل زیادی به شخصیت پرستی و بت سازی از افراد دارند. یا کسی را به عرش میرسانند که تا حد پرستش او پیش میروند و یا فردی را به فرش میرسانند و از شخصیت و هویتش چیزی باقی نمی گذارند و در مجموع با سیستم "صفر یا یک" دیگران را می سنجند.




2- عدم رعایت نظافت


نظافت بعنوان یکی از مؤلفه های فرهنگی یک ملت، بیانگر سطح آگاهی افراد از اهمیت محیط زیست، زیبایی شهر، سلامت و بهداشت عمومی است. آنچیزی که به لحاظ ظاهر و در نگاه اول میتواند نشان دهد که یک کشور در دسته بندی جهان سوم قرار میگیرد، عدم پاکیزگی شهر، سطح معابر، گذرگاه ها، خیابانها و همچنین نوع لباس پوشیدن و بهداشت فردی افراد است. در یک کشور جهان سوم مردم براحتی زباله های خود را از ماشین به بیرون پرتاب میکنند، در تفریح گاه ها، پارکها، جنگلها، سواحل و کوهستان بدون ملاحظه بازماندهای خود را بدون جمع آوری رها میکنند، در معابر آب دهان به بیرون پرتاب میکنند، و حتی در رعایت بهداشت شخصی مانند مسواک زدن، استحمام، استفاده از خوش بو کننده های بدن و پوشیدن لباس پاکیزه و مناسب نیز مشکلات فراوان دارند.


3- فرهنگ پایین رانندگی


قانونمنداری یکی از ارکان کشورهای جهان اول محسوب میشود و واضحترین نمود قانونمداری را میتوان در نحوه رانندگی در این کشورها مشاهده کرد. در مقابل، در کشورهای جهان سوم ساختارشکنانه ترین رفتارها در بین رانندگان بطور روزمره و بصورت مکرر دیده میشود. طوری که اگر فردی از یک کشور جهان اول به یک کشور جهان سوم سفر کند اولین چیزی که بنظرش بسیار عجیب و غیر طبیعی خواهد رسید همین نحوه رانندگی در آن کشور است. در یک کشور جهان سوم، هر کس قوانین رانندگی مخصوص بخودش را دارد و بی نظمی و قانون گریزی موج میزند. هر کس خیابان و بزرگراه را ملک شخصی و متعلق به خود میداند که دیگران هیچ گونه حقی برای استفاده از آن ندارند و اگر هم دارند همیشه اولویت با خود اوست.


4- ناتوانی در تحمل عقاید مخالف


از مشخصه های یک ذهن فرهیخته آن است که در عین مخالفت با عقیده ای، به آن احترام بگذارد. البته منظور از "هر عقیده" طبیعتاً عقایدی نیست که جان و مال و سرنوشت مردم را به خطر بیاندازد. در کشورهای جهان سوم اکثر مردم سعی دارند عقاید خود را به دیگران تحمیل کنند و نه تنها حاضر نیستند به عقاید مخالف خود احترام بگذارند، بلکه با هر قیمتی و با هر ابزاری از جمله توهین، تهمت و آسیبهای فیزیکی سعی در سرکوب آنها دارند. در این گونه کشورها آستانه تحمل برای شنیدن و یا پذیرش عقاید مخالف بسیار پایین است. مردم در اینگونه کشورها تصورشان این است که "نپذیرفتن عقیده" مترادف است با "بی احترامی." در صورتی که باید دانست می توان با عقیده کسی مخالف بود ولی در عین حال به وی احترام نیز گذاشت. افراد کشورهای جهان اول ممکن است مخالف یک عقیده باشند، ولی هرگز به صاحب آن عقیده بی احترامی نکرده و در عین حال کسی را نیز مجبور به پذیرش عقاید خود نمی کنند.


5- عدم رعایت حریم خصوصی و دخالت در زندگی شخصی


اصل بر این است که هر فردی حق دارد در زندگی خود یک سری اسرار داشته باشد که فقط خودش از آن باخبر است و دیگران حق کنکاش، کنجکاوی و ورود به این مسائل را ندارد. زندگی شخصی افراد در چارچوب یک قانون کلی تعریف می شود: "تا زمانی که به دیگران آسیبی نمی رساند، هر شخص حق دارد همانگونه که دوست دارد زندگی کند، لباس بپوشد، موسیقی گوش دهد، مسافرت برود، غذا بخورد، مهمانی برود، شاد باشد و تفریح کند." در کشورهای جهان سوم یکی از تفریحات مردم سَرَک کشیدن به زندگی خصوصی افراد و انواع دخالت های بیجا و قضاوت های نادرست است که در بسیاری از موارد باعث صدمه دیدن شخص قربانی از جهات گوناگون می شود. برخی نیز با کنجکاوی در زندگی شخصی افراد و مطلع شدن از آن اسرار سوژه ای برای غیبت و سخن چینی پیدا میکنند که در هر صورت عملی زشت و غیر انسانی محسوب میشود. اصولاً سبک زندگی هر کس در زمینه های مختلف به خود آن شخص مربوط میشود مگر اینکه آسیبی فاحش به کل بدنه جامعه درمیان باشد.


6- عدم رعایت حقوق شهروندی


بحث حقوق شهروندی در گرو تعریف کلمات "مردم" و " ملت" است. "مردم" یعنی افرادی که در یک کشور زندگی می کنند اما "ملت" یعنی افراد تشکیل دهنده یک کشور که "هدفی واحد" را دنبال میکنند. بنابراین حقوق شهروندی زمانی معنا پیدا میکند که صحبت از ملت باشد نه مردم. به عبارت دیگر اگر فردی خود را جزء ملت یک کشور بداند که هدفشان ساختن و آبادانی آن کشور است، طبیعتاً خود را ملزم میداند که حقوق شهروندی را رعایت کند. حقوقی که بخشی از آن مربوط به خود میشود و بخشی مربوط به دیگران. در کشورهای جهان سوم، عموماً مردم با حقوق اصلی و بدیهی خود ناآشنا هستند و در معدود موارد آشنایی هم رغبتی به رعایت آن ندارند. اگر بپذیریم هر کس که در یک اجتماع زندگی میکند، یک شهروند است، باید قبول کنیم که حقوقی متقابل وجود دارد که همگان ملزم به رعایت آن هستند. حقوق شهروندی دامنه وسیعی از مسائل همچون حق برخورداری از محیط زیست سالم، بهداشت، امکانات پزشکی گرفته تا رعایت احترام شهروندان، حفظ عزت نفس و کرامت انسانی، اجتناب از توهین، افترا و تهمت و غیره را شامل می شود. در کشورهای جهان سوم معمولاً اینگونه حقوق فاقد جایگاه در بین عامه هستند و به عنوان نمونه به متهم مانند یک مجرم نگاه میشود مگر اینکه خلافش ثابت شود. در کشورهای جهان سوم به ملیت ها، قومیت ها، نژادها و طرفداران سایر ادیان بعضاً احترام گذارده نمی شود.


7- عدم مطالعه کافی و بی علاقگی به فعالیتهای فرهنگی


بهبود سطح زندگی در کشورها ارتباط مستقیم با ارتقای سطح آگاهی مردم آنها دارد و سطح آگاهی جز با مطالعه بدست نخواهد آمد. طبق آمار سرانه مطالعه کتاب در کشورهای جهان اول اختلاف بسیاری نسبت به کشورهای جهان سوم دارد. اهمیت کتاب و کتاب خوانی و تاثیر آن در همه جنبه های زندگی چیزی نیست که بتوان آنرا نادیده گرفت. مردم کشورهای جهان سوم علاقه چندانی به خواندن کتاب و مطالعه ندارند و بیشتر مایلند فعالیتهایی را انجام دهند که با ذهن درگیر نباشد. کشوری که مردمش کتاب نمی خوانند، به تئاتر و سینما و موزه نمی روند، برای آشنایی با فرهنگ دیگران مسافرت نمی روند، دچار نوعی بن بست فکری و رکود ذهنی میشوند که از طریق یک نسل به نسل آینده منتقل خواهد شد.


8- نبود تفکر انتقادی


یکی از مشکلات مهم مردم کشورهای جهان سوم این است که معمولاً آنچه را که می شنوند یا می خوانند بدون بررسی، تحقیق و تفکر می پذیرند و از این طریق گاهی شستشوی مغزی میشوند. تفکر انتقادی یعنی هر آنچه که از طریق رسانه ها یا دیگران میشنوید را تا زمانیکه با مطالعه و تفکر به صحت آن پی نبرده اید نپذیرید. به عنوان مثال اگر در برنامه ای تلویزیونی تبلیغ یک داروی لاغری را می بینید ابتدا در موردش تحقیق کنید و سپس آنرا بخرید یا اگر در مورد واقعه ای تاریخی مطلبی را می خوانید برای پی بردن به اعتبارش به منابع مختلف مراجعه کنید.


9- فقدان عزت نفس


وقتی مردمی خودشان احترامی برای خود قائل نباشند، چگونه میتوانند انتظار داشته باشند که دیگران به آنها احترام بگذارند؟ عزت نفس و احترام به خود، زمانی شکل می گیرد که کسی به کرامات انسانی خویش واقف شده باشد و در واقع، لایق احترام باشد، نه طالب آن. احترام و عزت انسانی به زور بدست نمی آید و هر کس باید شایستگی اش را در خود ایجاد کند. مردمی که در عین نیازمندی برای دریافت کالای رایگان هجوم می آورند، در صفوف سینماهای رایگان ایجاد بی نظمی و درگیری میکنند، برای گرفتن نذورات هجوم می آورند و به دنبال اتومبیل مقامهای دولتی می دوند، نیازمند آموزشند که بیاموزند هیچ چیز در دنیا مهم تر از حفظ کرامات انسانی و عزت نفس نیست که انسان بخواهد بخاطرش احترام خود را قربانی کند.


10- قدرت پرستی و مقام دوستی


برای مردم جهان سوم بدست آوردن پُست، مقام و قدرت و از دست دادن آن گاهی از مرگ نیز تلخ تر است. به همین دلیل است که وقتی کسی به مقامی می رسد و جایگاهی پیدا میکند دیگر به هیچ عنوان حاضر نیست از آن دل بکند. البته حضور افراد در جایگاهی که شایسته اش هستند بسیار مفید است اما یادتان باشد که اگر پُست و مقامی به شما داده شد که از عهده اش بر نمی آیید حتما استعفا دهید چون این یعنی "شرافت." برخی هم فکر می کنند قدرت ارثیه فامیلی آنهاست که تا جان دارند باید از این ارثیه به هر قیمت محافظت کنند.


خط آخر:


جهان سوم محصول یک تفکر است، تفکری که در لایه های مختلف یک جامعه ریشه دوانه و بصورت یک فرهنگ درآمده است. تک تک افراد در پیدایش این دسته بندی ها موثرند و هر کس باید برای رسیدن به سطح زندگی بالاتر، وظیفه و نقش خود را ایفا کند. اگر کسی به کشورش تعلق خاطر داشته باشد و احساس وطن دوستی کند هیچگاه حاضر نخواهد شد در جامعه ایجاد ناهنجاری کند، اگر واقعا کسی افراد دیگر را هموطن خود بحساب آورد هیچگاه حاضر نخواهد شد آنها را فریب دهد، دروغ بگوید، تهمت بزند، غیبت کند، آزار جسمانی و روانی برساند، اگر کسی واقعاً بدنبال ساختن کشورش باشد هیچگاه منافع خود را به منافع جمع ترجیح نمی دهد و منافع جمع را قربانی مصالح خود نمی کند، هرگز مال کسی را نمی دزدد، اختلاس نمی کند، رشوه نمی گیرد، فساد نمی کند، اگر کسی به مردم کشورش عشق بورزد، هرگز به آنها فحاشی نمی کند و آسیب نمیزند. اگر فردی واقعاً خود را مسئول بداند، هیچگاه زباله و آب دهان به بیرون پرتاب نمی کند، خوب رانندگی میکند، قوانین را رعایت میکند و در آبادانی کشورش مشارکت میکند. اگر کسی حس نوع دوستی داشته باشد و قلبش برای همنوعش بتپد، دیگر به معشوقه اش خیانت نمی کند، از او سوء استفاده نمی کند، صادقانه رفتار میکند و سعی نمیکند او را فریب دهد، رابطه نامشروع با دیگران را زرنگی نمی داند و با احساس او بازی نمی کند. همه باید بدانند که ما در رابطه با یک سری "انسان" هستیم. انسانهایی که هموطن، هم خون، هم آیین، برادر، خواهر، و همشهری ما هستند. پس چرا تا این حد دروغ، ریا، فریبکاری و منفعت طلبی؟! و چرا همه به جان هم افتاده اند؟؟!

روش لذت بردن از شغل


روش لذت بردن از شغل


خوشبختانه، مهم نیست که شغل شما و سطح رضایت‌مندیتان از آن‌ چه‌قدر است. راه‌هائی وجود دارد که می‌تواند کار سخت روزانه شما را از حالت خستگی و قابل پیش‌بینی بودن به حالتی لذت‌بخش و نیروبخش تبدیل کند.

1) یک توضیح کامل از شغل بیابید:

نویسنده کتاب "چگونه آگاهانه کار کنید و از شغلتان لذت ببرید" می‌گوید: اگر توضیح‌نامه شغلی ندارید برای داشتن یکی تقاضا کنید و مطمئن شوید که شما و کارفرمای شما نظر یکسانی در مورد ماهیت شغل دارید. هر اقدامی را که می‌توانید انجام دهید تا در مورد گذشته، تاریخ، هدف و فرهنگ خاص شرکت، اطلاعات کسب کنید. سیاست‌های شرکت، ضوابط رهبری و هدایت، طرز لباس پوشیدن و آداب کلی تجارت را بدانید. به چه دلیل این موارد مهم است؟ برای این‌که اگر مطمئن نباشید که شغلتان مستلزم چه چیزی است، برای انجام آن زمان سختی را می‌گذرانید.

دانستن این‌که از شما در انجام چه کاری انتظار می‌رود، به این معنی است که می‌توانید کارتان را به بهترین حالت انجام دهید. چیزی که باعث رضایت‌مندی شما می‌شود و در شغلتان ارتقا خواهید یافت.

2) ارزش‌های شرکتتان را شناسائی کنید:

زمانی‌که شما به یک تصویر بزرگ و جامع از اهداف مشترکتان می‌رسید انگیزه بیشتری می‌یابید تا در رسیدن به اهداف، شرکت کنید و کمک کنید تا به چشم‌انداز مشترک برسید. با این پیش‌فرض که این اهداف، در تضاد با ارزش‌های وجودی خودتان نیست.

یکی از اولین کارهائی که می‌توانید انجام دهید تا شغلتان را لذت‌بخش‌تر کنید این است که مطمئن شوید، می‌دانید از شما چه انتظاری می‌رود.

3) از آن‌چه که شرکت ارائه می‌دهد، قدردانی کنید:

ممکن استبه یک حقوق بازنشستگی یا خدمات درمانی نرسید، اما نگاه کردن به آن‌چه که شرکت در اختیار شما قرار داده سودمند است. آیا نام شرکت به شما کمک می‌کند که مشتری داشته باشید؟ آیا منابع آنها به شما کمک می‌کند که روی پروژه‌هائی کار کنید که در نبود شرکت غیرممکن است؟ این‌ها همه چیزهائی است که باید به آن توجه شود.

4) با ذهن باز و انعطاف‌پذیر باقی بمانید:

خیلی ساده است که هر روز برای مدت طولانی کارهای مشابه انجام دهید و حتی فکر ایجاد تغییراتی باعث ناراحتی شما شود. تلاش برای انعطاف‌پذیر بودن به این معنی است که اگر شما خودتان را با شرکتتان، وفق دهید زمان بهتر و آسان‌تری را خواهید داشت و باز بودن ذهن شما، دیگران را تشویق می‌کند تا با شما کار کنند. اگر نسبت به تغییرات در محیط کارتان با دید باز نگاه کنید، این تغییرات، شغلتان را مطبوع‌تر خواهد کرد.

5) به سختی کار کنید و جایگاه و مقام خود را بیابید:

مورد تصدیق قرار گرفتن در کار، برای لذت بردن از شغلتان ضروری است و این وقتی به‌دست می‌آید که خودتان را از بقیه بالاتر بکشید. تلاش کردن و توسعه دادن یک‌سری از توانائی‌‌ها و مهارت‌ها موجب جدا کردن شما از بقیه می‌شود و شما را مطمئن می‌سازد که احساس قدردانی و ارزشمندی داشته باشید.

6) با همکارانتان کار کنید:

وقتی تیمی کار می‌کنید، عزت‌ نفس و روحیه‌تان بهتر می‌شود و به شما حس دوستی و محبت می‌دهد و هم‌چنین به شما کمک می‌کنید تا به اهداف شرکت برسید.

7) خودتان را موقتی در نظر بگیرید:

احساس ناامنی در یک شغل خاص می‌تواند به درجات بالائی از اضطراب برسد. اما اگر خودتان را موقتی و فروش رفتنی قبول کنید و بپذیرید، قسمتی از این اضطراب تسکین پیدا خواهد کرد و شما احساس راحتی بیشتری خواهید کرد و شاید بیشتر تولید کننده باشید. ارتباطاتتان را قوی نگه دارید، هرگز پل‌ها را خراب نکنید و داشتن چند مصاحبه شغلی سالیانه را مدنظر قرار دهید تا فقط تمرین خود را داشته باشید و بدانید که چه چیزهائی لازم است.

8) با رئیس خود در مورد نگرانی‌ها و عقایدتان حرف بزنید:

اگر نظر جالبی در مورد شرکت دارید، با رئیستان در میان بگذارید. این کار باعث ارتقاء استقلال شخصی شما می‌شود و نشان می‌دهد که در مورد آینده شرکت، دلسوز هستید. به علاوه اگر چیزی در محیط کار شما را ناراحت می‌کند به رئیستان اجازه دهید که بداند. اگر چیزی نگوئید به مرور احساس بدتری خواهید کرد در صورتی‌که صحبت در مورد آن می‌تواند مشکل را کامل برطرف کند.


9) تفاوت‌هائی را که می‌سازید، شناسائی کنید:

هر شغل تفاوت‌هائی را در جهان می‌سازد و شناسائی این تفاوت‌ها در شغلتان می‌تواند به مقدار زیادی انگیزه‌بخش باشد. آیا به بچه‌ها درس می‌دهید؟ یا محصولات جدیدی را تولید می‌کنید؟ یا یک تشکیلات باارزش را توسعه می‌دهید آن‌چه را که در حال انجامش هستید، بفهمید تا این تفاوت را بسازید.

10) متوجه باشید که می‌توانید روی شغلتان تأثیر بگذارید:

شغلتان فقط تا حدی می‌تواند شما را کنترل کند که خودتان اجازه بدهید. اگر انگیزه دارید و خواهان تلاش بیشتری هستید، بیشتر می‌توانید شغلی را که در آن هستید تعبیر و تفسیر کنید و بدانید که شغل شما باعث چه احساسی در شما و یا اطرافیانتان می‌شود و مسیر شغلتان شما را کجا می‌برد.لذت بردن از شغل


ترس از موفقیت بیشتر از آن‌چه که فکر می‌کنید، رایج است مردم فکر می‌کنند که اگر به اهدافشان برسند آیا باز هم احساس شادی می‌کنند، آیا رابطه‌هایشان فرق خواهد کرد، آیا همکارانشان باز هم دوستشان خواهند داشت و تعداد زیادی اگرهای دیگر.

10 راز موفقیت در کسب و کار جدید

کارآفرینی و نوآوری در بخش های متعدد اقتصادی مطلبی است که مدت ها در کشور ما مورد بحث است. برای گسترش واهمیت عملی شدن این موضوع در کشورمان تسهیلاتی نیز برای کارآفرینان درنظر گرفته شده است. اما مسلما در این راه برای موفقیت و امکان ادامه مسیر آشنایی با راهکار های مناسب و درست الزامی است. به ده راهکار مناسب که به کسب وکار شما خلاقیت ، نظم و انعطاف پذیری می دهد اشاره خواهد شد. فعالین در این زمینه در هر کجای دنیا با به کار بستن این اصول کلی می توانند امیدوار باشند که گام های نخستین خود را به درستی برداشته اند.
1.فکر کردن به موفقیت
اگر بخواهید به موفقیت های بزرگ دست پیدا کنید، باید آرزوهای بزرگی نیز در سر داشته باشید. هر داستانی از موفقیت با یک آرزوی بزرگ آغاز می شود. شما می بایست چشم اندازهای بزرگ را برای خود متصور باشید، این که فردی مشهور و صاحب اعتبار هستید. باید از آن چه که می خواهید بدان برسید، تصویری روشن داشته باشید و آنقدر آن آرزوی خود را در سر پرورش داده باشید که آن را کاملا احساس کرده و برایتان دست نیافتنی نباشد. به طور مثال تصور کنید که اگر در کار خود موفق شوید، چه تحولی در زندگی شما و اجتماع ایجاد خواهد شد؟ اگر کسب و کار شما به موفقیت و در آمد بالا برسد شما از چه اعتباری برخوردار خواهید شد ؟ و تا چه حد به اقتصاد منطقه خود کمک کرده اید؟

2.نسبت به آنچه که می خواهید انجام دهید پرشور و حرارت باشید
شما در راهی قدم می گذارید که در صورت موفقیت، بخشی یا تمام زندگی شما تغییر خواهد کرد. برای رسیدن به این مقصود شما می بایست انرژی و اشتیاق خود را بیش از پیش کرده و آنها را آشکار کنید.چرا باید این گونه باشد، زیرا ما همیشه نسبت به آرزوهای خود و آنچه که دوست داریم بی رحمیم. بالواقع برای آنچه که بسیار دوست داریم، تلاش لازم را انجام نمی دهیم در حالی که می بایست نهایت تلاش خود را بکنیم. یا این که اگر شما از کاری که انجام می دهید رضایت کافی را نداشته باشید آیا تصور می کنید که واقعا می توانید در آن کار به موفقیت برسید و یا در بازار رقابت امروز که هر روز بیش از پیش به تلاش و فعالیت نیاز دارد، باقی بمانید؟



اگر هم با همه عدم علاقه خود در کار بتوانید خود را در گردونه رقابت حفظ کنید ولی مطمئنا به موفقیت های بزرگ دست نخواهید یافت. موفقیت های بزرگ و استثنائی در صورتی به دست خواهند آمد که ما در زمینه آن کار ، علاقه داشته باشیم که کار کنیم و یا حداقل برای آن ارزش قائل باشیم. برای کسانی که با چنین حس و حالی کار می کنند، این که مجبور باشند برای آن کار حتی 15 تا 18 ساعت در روز وقت بگذارند نه تنها خسته کننده نیست که موجب لذت آنان از کار خواهد بود. موفقیت در فعالیت های اقتصادی و مالی تنها نیازمند صبر و کاری طاقت فرسا است که تنها زمانی امکان پذیر خواهد بود که شما در مورد آن کار احساس مثبتی داشته باشید.
3.بر روی نقاط قوت خود تکیه کنید
بگذارید با این امر رو به رو شویم، شما نمی توانید برای همه اطرافیان خود همه چیز و همه کس باشید. هر کدام از ما نقاط قوت و ضعفی داریم. برای آن که بتوانید مفید واقع شوید، می بایست نقاط قوت خود را شناسایی کنید و بر روی آن تمرکز بیشتری داشته باشید. شما زمانی می توانید بیشترین موفقیت را به دست آورید که تلاش خود را به سمتی که در آن می توانید بهترین باشید هدایت کنید. به طور مثال اگر در فعالیت های اقتصادی ،شما در بازاریابی توانایی بیشتر دارید از آن نهایت بهره را ببرید. اما در بخش هایی از کار که در آن ضعیف هستید، کمک بگیرید و از آن ابایی نداشته باشید. اما برای تبدیل نقاط ضعف خود به نقاط قوت نیز تلاش کنید و برای آن از تعلیم و آموزش در حین کار بهره ببرید.
4. هیچ گاه به احتمالات شکست فکر نکنید
آین رند، در رمان خود به نام " اصل و سرچشمه " می نویسد، " نه این در طبیعت بشر است و نه موجودیت حیات انسان که کاری را با رها کردن آن، آغاز کند." به عنوان یک کارآفرین و پیش قدم در انجام یک کار شما نیاز دارید که هدف خود را کاملا باور کنید، آن زمان است که می توانید به آن عمل کنید. شما می بایست ایمان واعتقاد قوی به خودتان، ایده ها و نظرتان و ظرفیت های خود داشته باشید.



باید از سایه تردید عبور کنید و به یقین و اعتماد در کار خود برسید. هر چه قدر میزان ایمان و اعتقاد خود را افزایش دهید ، با سرعت بیشتری به اهداف خود دست خواهید یافت. هرچند که باید در این میان تعادلی وجود داشته باشد. تعادل بین اعتماد به نفس و محاسبه دقیق خطرات کار به جهت دستیابی به هدف بالاتر. کار آفرین موفق ، کارآفرینی است که خوب می تواند محاسبه کند و میزان خطر در کار را کاهش دهد تا به سود بالاتر برسد.
6. سخت کار کردن
هرکارآفرین و نوآور موفقی به سختی کار کرده است. هیچ کس به این مهم ، با نشستن و زول زدن به دیوار نرسیده است. "برایان تریسی" درباره این مطلب چنین گفته است، " شما برای بقاء خود 8 ساعت در روز کار می کنید، بیش از 8 ساعت هر قدر زمانی که تلاش شما ادامه یابد در جهت موفقیت است." اگر از هر فرد موفقی در این زمینه سوال کنید به شما خواهد گفت که در ابتدای شروع کسب وکار خود بیش از 60 ساعت در روز کار می کرده است.


سعی کنید در این موقعیت تفریحات و کار های متفرقه را تا مدتی فراموش کنید، تا زمانی که حقیقتا بتوانید بر روی پای خود بایستید و قامت راست کنید. در این برحه از زمان حتما یک سفر کوتاه هم می تواند برای شما ضرر باشد. همان گونه که اشاره شد ، این گونه سخت کار کردن برای شما آسان خواهد بود اگر دیدگاه و ایده ای محکم برای اجرا داشته باشید و هدفی روشن که به دنبال آن، احساس شورو اشتیاق را در خود حفظ کنید.

7.مرتبا به دنبال راهکارهای جدید از طریق برقراری ارتباطات باشید
در کسب وکار ، شما با شرکتی که اداره می کنید مورد قضاوت واقع می شوید. با گروه مدیریتی که دارید ، سیستم هدایتی که درنظر گرفته اید و همچنین استراتژی های ارتباط با همکارانتان. کسب و کار هر چه قدر هم که کوچک باشد نیازمند ارتباطات و استفاده از تجارب است. می توانید در ملاقات هایی که در کسب و کار های مشترک دارید از افراد با تجربه به طور مثال در پایه گذاری بازار های خود بهره ببرید.


این بسیار مهم است که شما در ارتباط با همکاران فعال خود آن هایی را که می توانند به شما کمک کنند و برعکس آن ها که شما را به عقب می خوانند بشناسید. برای موفقیت در این زمینه شما همواره نیازمند داشتن مهارت برقراری ارتباط خوب و مناسب می باشید و همیشه می بایست نسبت به فرصت های جدید و امکان گسترش روابط خود هوشیار باشید.

8.اشتیاق به یادگیری
شما حتما نباید مدرک MBA و یا فارغ التحصیل دکترا در این زمینه باشید تا موفقیت خود را تضمین کنید. در حقیقت کارآفرینان موفقی را می توان دید که حتی در مقطع دانشگاهی نیز تحصیلات خود را به پایان نرسانده اند. مطالعات نشان می دهد که بسیاری از میلیونر های خود ساخته از هوش متوسط برخوردار بوده اند. با این وجود، به همه ظرفیت ها و توانایی های خود توجه کرده اند و به زندگی اقتصادی مورد نظرشان و اهداف شخصی خود دست یافته اند زیرا هرگز از یادگرفتن و آموزش دیدن دریغ نکردند.


برای موفقیت، شما باید علاقه مند به سوال کردن باشید ، کنجکاوی خود را همیشه با خود داشته باشید و همیشه علاقه مند به یادگیری بوده و آغوش خود را برای دریافت معلومات بیشتر باز نگه دارید. مسلما این علاقه در دنیای پرسرعت تغییرات تکنولوژی و شیوه های کسب و کار بسیار ضروری است.

9. ثابت قدم بودن و ایمان راسخ داشتن به کار
هیچ کس تا به حال نگفته است که دستیابی به موفقیت آسان است. گاهی علی رغم همه سخت کوشی ها و علایق شما ، کار با شکست مواجه می شود. اگر به گذشته بسیاری از افراد موفق امروز نگاه کنید می بینید که با دارا بودن همه خصوصیاتی که بدان اشاره کرده ایم اما شکست هایی در حد ورشکستگی را در کارنامه عملکرد خود دارند، اما به سرعت روی پای خود ایستاده اند تا آن شکست را سرآغاز شروع کاری بزرگ کنند.


رویکرد شما در صورتی که مبتنی بر ثبات قدم باشد و پذیرش رویارویی با شرایط مختلفی که گاهی نا امید کننده است، موفقیت نیز می تواند از آن شما باشد. این را باید بیاموزید که بعد از هر شکست و زمین خوردنی با قدرت هر چه تمام تر از جا برخیزید و کار را از سر بگیرید. استواری شما در میزان اعتماد و باوری که به خود دارید نهفته است. به خاطر بسپارید که اگر ثابت قدم و استوار باشید هیچ چیز شما را نمی تواند متوقف کند.

10. به کار خود نظم دهید
توماس هوکسلی گفته است، " آن چه را که باید انجام دهید آن زمان که باید انجام شود بدان عمل کنید، چه دوست داشته باشید چه دوست نداشته باشید." تادیب نفس و نظم دادن به خودکلید موفقیت در این مرحله است. قدرت آرزوها و تمایلات شما را مجبور خواهد کرد که بهای موفقیت خود را بپردازید. آنچه را که دیگران دوست ندارند انجام دهند شما انجام دهید، کیلومترها به جلو بتازید و در جنگ تن به تن با خود به تنهایی بجنگید و برنده شوید.