اختلال نافرمانی مقابله ای

اختلال های رفتاری کودکان، اختلال های شایع و ناتوان کننده ای هستند که برای معلمان، خانواده و خود کودکان مشکلات بسیاری را ایجاد می کنند و با بسیاری از معضلات اجتماعی، همراهند. محققان در یافتند که اختلالات رفتاری معمولا نخستین بار در سال های آغازین دوره ی ابتدایی مشاهده می شوند (یوسفی،۱۳۷۷). اختلال های رفتاری بطور چشمگیری بر عملکرد تحصیلی-اجتماعی کودکان، تاثیر منفی می گذارند و احتمال ابتلا به بیماری های روانی در دوره ی بزرگسالی را افزایش می دهند (فروع الدین عدل، ۱۳۷۲).

تا همین اواخر به راحتی فرض می شد که کودکان همان مشکلات بزرگسالان را دارند،اما در سال های اخیر، به طور روز افزون، به مشکلات روان شناختی کودکان نیز توجه شده است. در واقع،شناسایی مواردی که مشکلات بالینی دارند و بررسی نوع،شدت و توزیع مشکلات سلامت روان و اختلالات کودکان ،می تواند به منظور ارزیابی میزان شیوع آشفتگی های روان شناختی، تعیین روند کنونی آنها و تحول فرضیه های سبب شناسی به کار رود (کانیو و همکاران،۱۹۹۵). میزان شیوع اختلالات رفتاری دوران کودکی بین ۶ تا ۱۹ درصد برآورد شده است.

یکی از اختلالات دوران کودکی و نوجوانی که شکل شدید لجبازی می باشد و با مبحث مورد نظر ما مرتبط است، اختلال نا فرمانی مقابله ای است که افزون بر دو اختلال سلوک و اختلال نقص توجه بیش فعالی، یکی از علت های مهم مراجعه به کلینیک های سلامت روان محسوب می شود. این اختلال حد اکثر تا اوایل نوجوانی با الگوی رفتاری مکرر منفی گرایانه خصومت و لجبازی در برابر مظاهر قدرت، مشخص می شود و دست کم باید ۶ ماه ادامه داشته باشد (محمد اسماعیل،۱۳۸۰).

اختلال لجبازی و مقابله‌جوئی عبارتست است الگوی رفتارهای منفی گرایانه، دفاعی، متخاصم و فرمان شکنی در مقابل مراجعه قدرت که حداقل به مدت ۶ ماه طول کشیده و منجر به تخریب عملکرد اجتماعی، تحصیلی یا شغلی کودک یا نوجوان می گردد. وقوع رفتارهای منفی گرایانه در مرحله ی مشخصی از رشد در کودک یعنی در دو سالگی و تا حدی در نوجوانی طبیعی است و بیانگر تلاش وی برای کسب استقلال و هویت مستقل می باشد. اما در صورتیکه شدت این رفتارها بیشتر حد مورد انتظار بوده و موجب نارضایتی بزرگتر ها و تخریب عملکرد کودک گردد، نوعی اختلال محسوب خواهد شد.

میزان شیوع اختلال نافرمانی مقابله ای، ۲ تا ۱۶ درصد تخمین زده شده است. معمولا بین ۸ تا ۱۲ سالگی نمایان می شود و شیوع آن در پسر ها بیشتر از دختر ها می باشد (کاپلان و سادوک،۱۳۸۹).

اختلال نافرمانی مقابله ای، اختلالی تدریجی و مزمن است (بلوم کویست، ۱۳۸۳)، که تقریباً همیشه در روابط بین فردی و عملکرد تحصیلی کودک تداخل می کند. این کودکان اغلب دوست و رفیقی ندارند و روابط انسانی برای آنها رضایت بخش نیست. آنها علیرغم هوش کافی، بدلیل عدم مشارکت و مقاومت در برابر توقعات خارجی و اصرار بر حل مشکلات به کمک دیگران، در مدرسه پیشرفتی ندارند و ممکن است مردود شوند. مشکلات یاد شده موجب کاهش اعتماد به نفس، تحمل کم برای ناکامی، خلق افسرده و حملات کج خلقی می شوند (کاپلان و سادوک، ۱۳۸۹).

در برخی موارد اختلال لجبازی- نافرمانی به اختلال سلوک تبدیل می شوند. در واقع اغلب کودکان مبتلا به اختلال سلوک سابقه لجبازی و نافرمانی دارند. با این حال، همه کودکان مبتلا به اختلال لجبازی و نافرمانی به سمت رفتارهای اخلالگرانه جدی تر که با اختلال سلوک همراه هستند، پیش نمی روند. سیر و پیش آگهی کودکان مبتلا به اختلال بی اعتنایی مقابله ای به متغیرهای بسیار از جمله شدت انتقال، ثبات آن در طول زمان، احتمال وجود اختلالات توام (تشخیص دوگانه نظیر اختلال سلوک، اختلالات یادگیری، اختلالات خلقی و اختلالات مصرف مواد) و میزان سلامت خانواده بستگی دارد.

روانشاس کودک,کودک,کودک و نوجوان,روانشناس,مشاوره خانواده

جیغ زدن در کودکان

جیغ زدن در کودکان

 

جیغ زدن در کودکان یکی از موارد بدرفتاری در کودکان می باشد که سن و سال خاصی نداشته و می تواند در سنین مختلف کودکی در فرد وجود داشته باشد و وابسته به جنسیت هم نیست گرچه شیوع آن در میان کودکان دختر بیشتر است. جیغ زدن کودکان در سنین مختلف معانی متفاوتی در بر دارد که دانستن آن ها می تواند به پدر و مادر ها کمک نموده تا بهتر مشکلات کودک را فهمیده و بتوانند ارتباط مناسب تری با او برقرار نمایند. اگر کودک در سنین نوزادی جیغ می زند در واقع راهی برای ارتباط با مادر برقرار کرده و می خواهد به او بفهماند که به شیر احتیاج دارد و نیاز است تا مادر به او شیر دهد و او ر در اغوش بگیرد. بعد از سن ۴ الی ۵ ماهگی جیغ زدن در کودکان نشانه ای از کثیف بودن پوشک، گرسنه بودن و یا درد در نقاطی از بدن است که در واقع این جیغ زدن ها در این سنین با گریه همراه است. از سن ۱۵ ماهگی به بعد کودکان جیغ می زنند تا به خواسته ای که شاید والدین آن را براورده نکرده و در مقابل آن پافشاری کرده اند دست یابند و در این سنین جیغ کودکان به معنای درد یا گرسنگی نیست و در اطلاح نیز به آن قشقرق به پا کردن کودک برای دستیابی به خواسته اش گویند که معمولا تا سنین ۳ سالگی ادامه خواهد یافت.

در حدود سن ۲ الی ۳ سالگی که سن استقلال طلبی در کودکان است کودک خیال می کند که باید تمامی توجه دنیا به او باشد لذا جیغ زدن کودکان در این بازه سنی نشان از راهی برای جلب توجه پدر و مادر است که نیاز است تا پدر و مادر در مقابل این گونه جیغ ها هیچ واکنشی نشان نداده و بی اعتنایی کنند چرا که اگر کودک بفهمد که با این کار می تواند توجه دیگران را جلب نماید این رفتار در او نهادینه شده و هر پدر و مادری می توانند از این گونه رفتارهای کودک به ستوه آمده و به قولی ذله شوند لذا باید به این گونه جیغ ها بی توجهی کرد. کلا نمی توان جیغ زدن در کودکان را به وجود اختلال یا بیماری در آن ها نسبت داد و باید گفت که جیغ زدن در بین سنین ۱۵ ماهگی تا ۳ سالگی نوعی قشقرق یا جلب توجه بوده و در بین سنین ۳ تا ۵ سالگی جیغ زدن در کودکان رفته رفته کمتر و کمتر خواهد شد. واکنش مادر و یا پدر در سنین مختلف باید به جیغ زدن متفاوت باشد.

مثلا اگر کودک نوزاد بوده و شیر خوار است جیغ زدن او باید معنای گرسنگی بدهد پس مادر باید او را در اغوش بگیرد و به او شیر بدهد چرا که نوزاد خواهان امنیت است. اما از سن یک سالگی به بعد پاسخ به جیغ زدن در کودکان باید با تاخیر صورت گیرد چرا که ممکن است کودک به دنبال خواسته اش باشد و اگر به خواسته او نه می گویید بعد از جیغ و فریاد کشیدن نیز باید به او نه بگویید چون اگر نظر خود را تغییر دهید کودک می فهمد که جیغ زدن راهی برای رسیدن به خواسته اش است و همیشه آن را انجام خواهد داد. نیاز است تا والدین در زمینه واکنش به جیغ زدن در کودک هماهنگ بوده و رفتار یکسانی از خود نشان دهند چرا که اگر رفتار متفاوتی از خود نشان دهند کودک آن ها را تشخیص داده و بعد دوباره کنترل کودک سخت تر و سخت تر خواهد شد. این که والدین بتوانند در هنگام جیغ زدن در کودکان حواس آن ها را پرت کنند راه خوبی برای کاهش جیغ در کودک است اما برخی کودکان در اصطلاح سخت بوده و انعطاف پذیر نیستند و نیاز است تا والدین در این زمینه مانند هم و هماهنگ رفتار نمایند.

از سن دو سالگی به بعد برخی از جیغ های کودکان نشان از لجبازی در ان ها دارد که البته این مهارت والدین است که تشخیص دهند کدام جیغ ها را باید نادیده بگیرند و به کدام ها واکنش نشان دهند چون که اگر تمام جیغ زدن ها را هم نادیده بگیرید ممکن است کودک لجبازتر شود پس برخی از جیغ زدن ها را به انتخاب و تشخیص خودتان پاسخ مناسب دهید و بیشتر آن ها که حس می کنید برای لجبازی و در پی خواسته ای نامناسب است را بی اعتنا باشید. نکته بسیار مهم این است که هرگز در مقابل جیغ زدن در کودکان شما نباید داد و فریاد به راه بیندازید چون برخی والدین خیال می کنند که با این کار کودک ترسیده و ارام می شود که این تصور نادرستی است.

مشاور جنسی   روانشناس   مرکز مشاوره   علایم افسردگی   مشاوره خانواده

دلبستگی کودک و انواع آن

مناقشه بسیاری پیرامون بحث دلبستگی بین کودک و مراقب وجود دارد. زیگموند فروید معتقد بود که کودکان دلبسته افرادی می شوند که نیازهای اولیه آنها از جمله گرسنگی را برطرف کند.بنابر این کودک به اولین فردی که او را تغذیه می‌کند دلبسته می‌شود. اریک اریکسون از سوی دیگر معتقد بود که کودکان به افرادی وابسته می‌شوند که می‌توانند به حضور آنها و پایداری آنها در ارضای نیازهایشان اعتماد کنند نه فقط ارضای نیازهای فیزیکی.

جان بالبی معتقد بود کودکانی که از والدین خود برای مدت طولانی دور می‌شوند یا یتیم می‌شوند معمولاً از لحاظ روانی به مشکل می‌خورند و آن را با مشکلات رفتاری بیشتر، گریه کردن بیشتر و دوره‌هایی از افسردگی و ناامیدی نشان می‌دهد و سرانجام نسبت به دیگران بی تفاوت می شود. بالبی این حالت را بی تفاوتی ناوابسته ای نامیده شد.

برای مطالعه بیشتر:

درمان کودک با مشکلات دلبستگی

بررسی مشکلات دلبستگی در کودکان

اطمینان از اینکه کودک شما دلبستگی سالمی دارد.

یک والد ممکن‌است این سوال را داشته باشد که چگونه می توان مطمئن شد که کودک من دلبسته ایمن است و یک بزرگسال سالم خواهد شد؟ در این مقاله سه طبقه از انواع دلبستگی طبق نظر مری اینسورث ارائه شده است:

دلبستگی ایمن شامل کودکیست که نسبت به حضور والدین خود مطمئن است با کودکان دیگر به خوبی بازی می‌کند و نسبت به بیگانه ها پاسخ مثبت می‌دهد. کودک دلبسته ایمن هنگامی که توسط والدین ترک می شود کمی ناراحت می شود و توسط افراد غریبه آرام نمی شود. اگرچه به راحتی بعد از بازگشت والدین آرام خواهد شد.

کودکان اضطرابی – اجتنابی کودکانی هستند که هنگامی که در کنار والدینشان حضور دارند نسبت به آنها با بی تفاوت رفتار می‌کنند. هنگامی که والدین آنها محیط را ترک می کنند آنها ممکن است گریه کنند و ممکن است که بی تفاوت باشند. هنگامی که ناراحت و غمگین هستند وجود یک فرد ناآشنا مانند وجود والدین می‌تواند تسکین دهنده باشد. هنگامی که والدین بر می گردند ممکن است که روی خود را برگردانند یا از دور آنها را نگاه کنند تا اینکه بخواهند به والدین خود نزدیک شوند.

کودکان اضطرابی- مقاوم در موقعیت های ناآشنا مشکلات زیادی را بروز می دهند. همواره به والدین خود می چسبند و حتی هنگامی که والدین نزدیک انها هستند مضطرب می باشند. هنگامی که والدین محیط را ترک می‌کنند آنها خیلی ناراحت می شوند و به طور فعال خواستار حضور والدین هستند، اما در برابر تسلی دادن والدین نیز مقاومت می‌کند.

علت انواع مختلف دلبستگی

تحقیق در مورد انواع مختلف دلبستگی روی فاکتورهای زیر تمرکز کرده است:

یک رفتار والدین: مطالعات نشان دادند که مادرانی که نسبت به نیازهای فرزندان خود حساس تر هستند و به آن نیاز سریع تر و واضح تر پاسخ می دهند، به طور واضحی کودکان دلبسته ایمن تری در سال اول زندگی خواهند داشت.

رفتار کودک: پاسخ های کودک و رفتار وی در این زمینه که والدین چگونه با آنها رفتار کنند مهم است. مادران کودکانی که ذاتا آرام و آسان هستند فرصت راحت‌تر و بیشتری برای پاسخگویی به نیازهای نوزادان خود دارند و یک پیوند مطمئن بین مادر با مشکلات کودک ایجاد می شود.

تاثیرات خانواده: استرس والدین نیز می‌تواند به دلبستگی ایمن در کودک را کاهش دهد. یک عامل مهم در ایجاد اضطراب مسئله اقتصادی است، کودکانی که در فقر زندگی می‌کنند با احتمال کمتری دلبستگی ایمن را نشان خواهند داد.

ایجاد مسئولیت پذیری در کودکان

کودکان با افزایش سن؛ مسئولیت های خود را زمانی به درستی انجام می دهند که از قبل در خانواده شان؛ هریک از اعضای خانواده برای مسئولیت خاصی تحت شرایط عادلانه مشخص شده باشند. نه اینگونه که پدر و مادر یا دیگر اعضای خانواده به صورت لحظه ای برای هر فرد وظیفه ای معین کنند.

چگونه و در چه زمانی مسئولیت بر عهده کودک قرار بدهیم :

یکی از مسائل مهمی که در بخش تربیت کودک بیان می شود؛ این است که از چه دوره ای میتوانیم انتظار انجام مسئولیت از کودکان را داشته باشیم . به عبارت دیگر ؛ چه موقع می توانیم مسئولیت انجام کاری را به عهده کودکانمان قرار بدهیم و انتظار انجام آن کار را از کودک داشته باشیم . عنوان این موضوع به ویژه در هنگامی که والدین بیش از حد نیاز به فراهم کردن نیاز های کودک می پردازند  و سبب به عقب انداختن انجام کار توسط کودکان می شوند ؛ بسیار حائز اهمیت می باشد. زیرا اگر فرزند شما در طول سال های متوالی رشد و تحول خود ؛ هیچ گاه متوجه وظایف و مسئولیت هایی که در چارچوب خانواده دارد نشود ؛ کاملا روشن است که در دوران بزرگسالی به وظایف و مسئولیت های خود اهمیت چندانی نمی دهد.

مطالب مرتبط:

دخترم، پسرم، به من گوش بده

مسئولیت پذیری نقش بسزایی در موفقیت انسان دارد و مشخص کردن احساس مسئولیت امری ذاتی نیست، بلکه این خصوصیت در بافت خانواده و رابطه های اجتماعی و تعاملاتی که فرد با دیگر افراد دارد ، امکان رشد پیدا می کند و و پدر و مادر در این زمینه نقش محوری را  درمنتقل کردن روحیه ای مسئولانه به فرزندان خود دارند.

 

۱-به فرزندان خود نشان دهید که آن ها زندگی مستقلی از شما دارند

زمان هایی را برای انجام این کار به خودتان اختصاص بدهید . والدینی که یک زندگی مجزا از فرزندانشان ندارند به فرزندانشان می آموزند که دنیا تنها در اطراف آن ها می چرخد . مهم است که همان ابتدا به کودک آموخته شود که بعضی مواقع پدرش میل به مطالعه دارد و نمی تواند با او بازی کند . نیاز های فرزندانتان را مهیا کنید و سپس در حالی که به نیاز های خودتان رسیدگی می کنید ، کودک را ملزم کنید که بعضی از نیاز هایش را خودش برآورده کند . در حالی که مجزا بودن خود را حفظ می کنید با ناکامی بودن او همدلی کنید.

 

۲-شرایط را برای عبور از بازی به مسئولیت مهیا کنید .

اگرچه فعالیت های ساده فرزند نوپا شما ، اکثرأ پایه های مسئولیت پذیری می باشند، اما این طور نیست که کودک هر گاه که راه رفتن را آغاز کرد ؛ شروع به انجام کارهم بکند. در زندگی ابتدایی کودک ؛ معمولا پذیرفتن مسئولیت، با بازی توأم می باشد .

عامل مهمی که سبب ایجاد احساس مسئولیت در کودکان می شود ” بازی کردن ” می باشد . پدر و مادر بعدأ ناچار خواهند شد تا بین بازی کردن کودکان و کار آن ها تعادلی برقرار کنند با این وجود که فرایند ها و مهارت هایی در بازی کردن وجود دارد که به کودک آموخته می شود ، ولی باید به مرور زمان کودکان را به فعالیت هایی به جز بازی کردن ملزم کنید .

لازمه ی ایجاد مسئولیت ؛ ایجاد مرحله ی عبوراز بازی به مسئولیت می باشد . کودک ابتدا اسباب بازی هایش را به عنوان سرگرمی ، جمع می کند سپس برای آنکه به مادر کمک کند آن ها را مرتب می کند ، کمی بعد از این زمان ؛ به علت آن که از بزرگتر ها حرف شنویی داشته ؛ این عمل را انجام می دهد و در نهایت چون کودک خودش را برای جمع کردن اسباب بازی هایش مسئول می داند ، شروع به کار می کند. مهارت پدر و مادر و مربی ها در این است که مرحله ی عبور از بازی به مسئولیت را به گونه ای انجام دهند که ، کودکان بتوانند به راحتی حس احساس مسئولیت نسبت به خود و اطرافیانشان داشته باشند و بتوانند آن را تکامل بخشند . در این صورت ، ابتدا ؛ برای فرزند خود در راستای مسئولیت های بعدی او ، بازی هایی را طراحی کنید . ثانیأ ، بین بازی و مسئولیت فرزند خود تعادلی را با افزایش سنش ایجاد کنید . در اوایل کودکی ، اکثرا کودک وقت خود را به بازی کردن صرف می کند ، اما باید بتدریج شرایطی فراهم شود که فرزند شما زمانی را برای انجام اموری که چندان هم برایش جالب نیستند بگذارد . البته باید تعادل حفظ شود و در سنین کمتر از دبستان ؛ کودک باید بیشتر زمان خود را صرف بازی کند .

 

۳-تفاوت بین دشوار است و من نمی توانم

حالت دیگری از یادگیری قبول مسئولیت در قبال وظیفه های خود ، این است که ؛ فرزند شما بر قادر نبودن یا راحت نبودن درک داشته باشد .

کودک معمولا این دو را یکی می داند در نهایت کاری که برایش خوشایند نیست ، فکر می کند که توانایی انجام آن را ندارد . پس از آنجا که کار دشوار را نمی تواند انجام دهد ، به فرد دیگری نیاز دارد که آن را انجام دهد و معمولا آن فرد مورد نظر یا پدر می باشد یا مادر . این نوع تفکر مانع از یادگیری موضوع می باشد ، که زندگی و مشکلات کودک ؛ مسئولیت و وظیفه خودش است نه فرد دیگری ست . کودک چون خیلی برایش مشکل است یا از کار دشوار شانه خالی می کند یا به دنبال راه هایی دیگر برای فرار از آن کار یا انجام ناقص آن می گردد . باید کودک از سنین پایین عادت کند که بعضی از کار ها خوشایند و لذت بخش نیستند و سختی هایی دارند . کودکان باید تفاوت میان اینکه ؛ کاری که برایشان مشکل است و سختی دارد با کاری که توانایی انجام آن را ندارند متوجه بشوند ، و نباید کار را رها کنند تنها به صرف اینکه لذت بخش نیست . می توان یکی از ضعف های تربیتی بیشتر والدین امروزی را اینگونه بیان کرد که ؛ اجازه کشیدن سختی به کودکان خود را نمی دهند و مرتب سعی دارند که ؛ آنچه را که مورد علاقه فرزند است را بدون هیچ گونه سختی و رنجی در اختیار کودک گذاشته و او را از اینکه سختی های زندگی را تجربه کند غافل می کنند ، در حالی که کودک باید با سختی ها و رنج های طبیعی زندگی آشنا شود و در اکثر اوقات این مشکلات و سختی ها تجربه ساز برای کودکان شوند و سبب افزایش حس با کفایت بودن و ارزشمندی در آن ها می شوند .

 

 

۴-مسئولیت اعضای خانواده را مشخص کنید

کودکان ؛ با افزایش سنشان ، زمانی مسئولیت های خود را به درستی انجام می دهند که از قبل در خانواده شان ؛ هریک از اعضای خانواده برای مسئولیت خاصی تحت شرایط عادلانه مشخص شده باشند . و مورد تأیید اعضا واقع شده باشد ، نه اینکه پدر و مادر یا دیگر اعضای خانواده به صورت لحظه ای برای هر فرد وظیفه ای مشخص کنند . ضروری است که قبل از آن که به فرزندان خود مسئولیتی واگذار کنید ، آن ها در مورد موضوع توجیه شده باشند . یکی از مناسب ترین روش ها برای این امر ؛ داشتن جلسات خانوادگی است ، در اینگونه جلسات ؛ مسئولیت هایی که برای خانواده نیاز است مورد بحث قرار می گیرند و برای هر فرد مسئولتی مشخص می شود . در ابتدای جلسه می توانید با بیان مثالی از کندوی عسل و یا لانه ی مورچه ها ، برای کودک توضیح دهیم که دلیل تقسیم کار چیست و علت مشارکت همه ی اعضای خانواده در کار ها چیست . جلسات خانوادگی باعث می شود که حس متحد بودن را به اعضای خانواده بدهد و اینکه با یکدیگر به سمت هدف هایی مشترک در حرکت هستند و هرکس ، بخشی از کار را در این حرکت پیش می برد .

در این جلسه ها می توان با توجه به توان هر عضو از خانواده ، مسئولیت هایی را که مرتبط با خانواده و اهداف آن است تقسیم کرد . هر یک از کودکان ، مسئولیت های خود را داوطلبانه انتخاب کنند یا اینکه مسئولیت هر کسی با قرعه کشی مشخص شود یا همچنین می توان به صورت هفتگی مسئولیت های هر فرد را تغییر داد . در نظر داشته باشید که مدت زمان مسئولیت هر فرد حداقل یک هفته باشد . زیرا در این صورت میان کودکان تنش هایی ایجاد خواهد شد . و همچنین در این جلسه ها در مورد اینکه اگر افراد به مسئولیت های خود عمل نکنند و چه چیزی پیش خواهد آمد را مورد بحث قرار دهید .

 

۵- در زمان تصمیم گرفتن ، بر مسئولیت فردی تأکید داشته باشید

کودکان شما وقتی که فرصت تصمیم گیری را دراختیاردارند باید درک کنند ، نتایج تصمیم خود را قبول داشته باشند و مقصر دانستن بقیه معنا ندارد . البته هر کسی خودش می تواند برای تصمیم گیری خودش منابع را توسعه دهد و از روش هایی مانند مشورت کردن استفاده کند تا با خطای کمتری مواجه شود و امام علی (ع) فرموده اند :  « با صاحبان عقل ها مشورت کن تا از پشیمانی و لغزش ها ایمن گردی » . ( غررالحکم و در الکلم ص ۴۴۲ )

 

۶- از پیامد های طبیعی و عقلانی استفاده کنید

یکی از مورد های ضروری و مهم  در آموزش مسئولیت پذیری به کودکان ، استفاده از عواقب منطقی و طبیعی رفتار ها می باشد . در این نوع آموزش ، باید به کودک آموخته شود که گزینش کند و از گزینش خود تجربه کسب کند و برای آموزش این امر عامل مهمی که می تواند به آن کمک کند ، استفاده از نتایج طبیعی و منطقی ست . به گونه ای کار کنید که عواقب تبدیل به جریان طبیعی تقصیر یا کم کاری شوند .

مثال هایی از برخی از عواقب طبیعی و منطقی رفتارها :

  • علی ۳ ساله ؛ ماشین خود را به دلیل عصبانیت بیش از حد خراب می کند ، دیگر ماشین جدیدی برایش خریده نمی شود .
  • آرمان ۴ ساله ، ناهار نمی خورد ، باید تا وعده ی غذایی بعدی گشنه بماند .
  • نسترن ۵ ساله ، لیوان چای را می ریزد ، دستمال برای تمیز کردن به او داده نمی شود .
  • حسین ۵ ساله ، اسباب بازی هایش که در سالن پذیرایی پخش شده اند را جمع نمی کند ، به مدت ۲ روز اسباب بازی هایش از دسترس او دور می مانند و به او داده نمی شود .
  • مهیا ۸ ساله ، دست عروسک خواهرش را در حین دعوا می شکند ، او باید عروسک جدیدی از پس انداز خودش برای خواهرش بخرد .
  • سعید ۱۲ ساله ، سرویس مدرسه اش را به دلیل اتلاف وقت از دست می دهد ؛ او باید پیاده به مدرسه برود .
  • مهسا ۱۱ ساله ، در تکالیف مدرسه اش کم کاری می کند ؛ نمره کم می گیرد .

 

۷-استفاده ی مناسب از پاداش ها کنید

به دلیل آن که منابع پاداش در اختیار پدر و مادر قرار دارد ، آن ها باید به گونه ای از این عامل استفاده کنند که سبب تقویت مسئولیت پذیری باشد . بعضی از افراد بر این معتقدند که برای رفتار مناسب ، “پاداش ” نوعی ” رشوه ” به حساب می آید و عده ای دیگر از افراد از پاداش به خصوص پاداش های مادی ، به عنوان تنها عامل تحریک کننده ی کودک استفاده می کنند . در صورتی پاداش های مادی ممکن است رشوه محسوب شوند که از آنها به عنوان اساسی ترین روش برای ایجاد انگیزه در کودک توسط والدین استفاده کنند . و یا اگر کودک یاد بگیرد که اگر در برابر اوامر والدین مدتی مقاومت کند ، در نهایت در ازای پذیرش از اوامر آن ها ، پاداش دریافت می کنند .

 

۸- استفاده ی مناسب از پاداش ها کنید

پاداش ملموس ، سبب یاری کردن کودکان در ایجاد هدف های عینی می شود . اینگونه پاداش ها دررشد و توانایی پذیرش مسئولیت ، اثری عمیق دارند . در صورتی که باید مراقب بود که استفاده کردن از پاداش های مادی به عنوان تنها روش تقویت حس مسئولیت پذیری تبدیل نشود . امکان دارد با استفاده زیاد از پاداش مادی ، به صورت موقت به هدف برسید اما شما نتوانسته اید حس درونی را برای انجام مسئولیت درون او به وجود بیاورید . به نحوی از پاداش مادی استفاده نکنید که کودک درون خود احساس کند با انجام مسئولیت های خودش از پدر و مادر مزد می گیرد .

 

۹-از پاداش های غیر مادی استفاده کنید

  • زمانی که کودکی از عهده ی کاری بر می آید او را تحسین کنید .
  • هر از چند گاهی همزمان با تکامل و پیشرفت کودک ، بدون مقدمه تشویقش کنید . مثلا ؛ « برای تمیز کردن آشپزخانه ، خیلی زحمت کشیدی ، نظرت چیست که بروی برای خودت شکلات بخری ؟ » .
  • زمانی که فرزند شما به کمک نیاز دارد به او یاری برسانید : « چون دیروز در تمیز کردن آشپزخانه به من کمک کردی بهتر است من هم در تمیز کردن اتاقت به تو کمک کنم » .
  • نسبت به آن چه کودکان انجام می دهند تمایل نشان دهید و تشویقشان کنید .

 

در مورد این موضوع ؛ با دکتر مهری شیرازی فوق تخصص روان پزشکی اطفال و عضویت هیوت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی صحبت هایی داشتیم که :

 

توانایی ذهنی ، قدرت بدنی

 

ایشان می گویند : با توجه به اینکه ؛ هنگامی که کودک دارای توان ذهنی و قدرت بدنی لازم برای انجام کاری است ، می توان از او درخواست کرد که وظیفه ای را به عهده بگیرد . به خراسان می گوید : والدین کاملا متوجه می شوند که فرزندشان از چه زمانی توانایی بدنی و ذهنی انجام عملی را دارد و نمی توان برای برای همه ی کودکان ، سن مشخصی را در نظر گرفت . این مهم است که به موقع به کودک فرصت بدهیم و اجازه بدهیم که اشتباه کند یا اگر کاری را ناقص انجام داده تلاشش را بکند . هر وقتی که پدر و مادر متوجه شدند که فرزندشان قسمتی از اعمال شخصی اش را انجام دهد ، باید بخاطر کارهایی که انجام می دهد ، کودک را تشویق کنند و به او اعتماد کنند و اشتباهاتش را قبول کنند تا به اندازه کافی مهارت پیدا کند . البته در هر مرحله از انجام کار باید ، بر توانایی و مهارت کودک تأکید کنیم و از کودک بخواهیم همن کار را ادامه دهد . همین طور باید در انجام کارهای مشترک خانه ، کودک را سهیم کنیم . مثلا از او بخواهیم لباس های خود را مرتب کند و در کمد لباسی اش قرار دهد . اگر در زمان مناسب مسئولیتی به کودک ندهیم ، به انجام کار عادت نمی کند و تصور می کند در خانه وظیفه ای ندارد و والدین را مسئول انجام وظایفش می داند و آن ها باید وظایفش را انجام دهند .

مطالب مرتبط:

پرورش کودک مستقل

مفهوم پذیرش مسئولیت برای کودک

 

کودک باید بداند که در خانه ، روزانه کار های زیادی انجام می شود و هرکس برای انجام کاری مسئول است ، و کودک هم باید خدماتی به عنوان یکی از اعضای خانواده انجام دهد . یکی از مناسب ترین راه ها برای شناخت کودک ؛ از این مفهوم ، آن است که کار هایی را که در منزل به صورت روزانه انجام می شودرا به صورت فهرستی بنویسیم و برای او بخوانیم، این موضوع که چه کسانی این اعمال را انجام می دهند و چه کسانی از آن خدمات انجام شده بهره می برند ، این عمل سبب می شود که کودک کاملا متوجه شود خدماتی که دریافت می کند ، بدون سعی و تلاش و زمان و هزینه مهیا نشده است . و خود کودک هم باید در این زمینه نقش داشته باشد .

 

نحوه ی ایجاد ارتباط صحیح

 

دکتر شیرازی ادامه می دهد : برای آموزش همه ی مسائل تربیتی در ابتدا باید با کودک رابطه ی خوبی داشته باشیم تا نکات آموزشی را بتوایم به او منتقل کنیم . بهتر است برای تفریح و بازی و فعالیت های لذت بخش و مورد علاقه کودک زمان بیشتری بگذاریم و رابطه ی خوبی با کودک داشته باشیم . ابتدا کارها و اعمال خوب و مناسب کودک را تحسین کنیم و سپس قوانین و مقرراتی را مشخص کنیم . از توصیه های دیگر می توان به پذیرفتن کودک نسبت به تقلید کردن کار ها ، حساسیت های نامناسب را کنار بگذارید و خطا های کودک را بپذیرید ، در قبال کار های انجام شده توسط کودک صبور باشید ، از مضطرب شدن کودک جلوگیری کنید و عجله نکنید ؛ اشاره کرد .

همچنین دکتر شیرازی اظهار می کند : برای آنکه والد خوبی باشیم ؛ باید سعی بر پرورش ویژگی های مثبت کودک داشته باشیم ، زمان بیشتری را برایش صرف کنیم ، برای صحبت های کودک شنونده ی خوبی باشیم و شأن و اعتبار خود را حفظ کنیم .

 

در ادامه مطلب چند نکته در زمینه فرزند پروری ارائه می دهیم :

 

مناسب ترین راه برای تربیت کودک های مسئولیت پذیر این است که ، برای کودک ؛ خودتان الگوی خوبی باشید . اگر از کودک می خواهید که خودش وسایلش را مرتب کند ، لباس هایش را آویزان کند ، اسباب بازی هایش را جمع کند ، خودتان در منزل وسایلتان را در اطراف پرت نکنید و منظم و مرتب باشید . دقیقا کاری که از کودک می خواهید را به او بگویید و برایش توضیح دهید . برای مثال بگویید : الان وقت شام است باید سفره را بچینیم و به او نشان دهید که چگونه این کار را انجام دهد . اولویت ها را مشخص کنید و در نظر داشته باشید . زمانی که کودک از شما می خواهد که او را به شهر بازی ببرید ؛ بگویید : هوا خوب است و حتما می رویم ولی اول باید کار های خانه را انجام دهیم . به کودک بگویید که شما هم به تفریح علاقه مند هستید ولی باید کار ها را تمام کنید ، در نهایت متوجه می شود که شما قصد ندارید که او را سرگرم کنید ، در صورتی که کار ها را بر اساس اولویت انجام می دهید . به جای جملات منفی مانند ؛ ” اگر این کار رو نکنی … ” از جملا مثبت مانند ؛ ” اگر می خواهی بازی کنی اول باید لباس های مدرسه ات را درآوری ” استفاده کنید . با تکرار مرتب این کلمات ؛ انجام این امور برایش عادت می شود و نیازی به یادآوری مرتب او نیست . به مقدار کار کودک توجه نکنید بلکه به مقدار تلاشش توجه کنید . اگر کار هایی مانند ؛ مرتب کردن اتاقش یا جمع کردن اسباب بازی هایش را به صورت ناقص انجام داده است ، خودتان بقیه کار را انجام دهید . با سرزنش کردن کودک ، او تصور می کند که راضی کردن شما دشوار است یا غیر ممکن می باشد ، بنابراین تلاش خود را قطع می کند . در نظر داشته باشید که با انجام بیشتر کار هایش توسط خودش ، بیشتر به آن ها مسلط خواهد شد . از جملات تحسین کننده استفاده کنید . برای مثال ؛ بگویید : ” متوجه هستم که تلاش میکردی همه غذایت را بخوری و بشقاب را در سینک قرار بدهی ، اما باید این کار را آهسته تر انجام دهی چون امکان دارد بشقاب از دستت سر بخورد و بشکند “. صبور باشید . شلوغی و شیطنت قسمتی از دنیای کودکان می باشد ، حتی سعی کنید موقع انجام کار از کوره در نروید و آرام باشید و حتی اگر کودکانتان شیطنت کردند ، به آرامی بگویید : این قرارمان نبوده ، اما این شلوغ کاری برای یک بار تحمل کننده است و برای بار بعدی تنبیه خواهد شد .

با همسرتان به صورت هماهنگ عمل کنید .اگرتصمیمی که گرفته اید ، و از بچه هایتان خواستید  انجامش دهند ، با قاطعیت برخورد کنید. با همسرتان در مورد انتظاراتتان از کودک و قوانین خانه به صورت واضح و روشن صحبت کنید .

بر این موضوع تأکید داشته باشید که در قبال کارهایی که انجام می دهد ، پاداشی نمی گیرد . فرزند شما باید این موضوع را بداند که مانند دیگر اعضای خانواده دارای وظایفی ست که باید بدون انتظار دریافت پاداشی انجامشان دهد . کارهای منزل ، اموری گروهی و جمعی ست که باید همگی در آن شراکت داشته باشند و کودک شما هم باید قسمتی از آن را انجام دهد . از اول کودک را بخاطر انجام ندادن امور محوله ، تنبیه نکنید بلکه با او به آرامی صحبت کنید و از او بپرسید به کدام  کار علاقه دارد ، و دلیل آنکه کاری که به او سپرده شده بود را انجام نداده و برای جبرانش چه کار باید کرد.

 

نکات پایانی

 

با اعمال راه و روش هایی که در این متن آمد ، شما می توانید فرزندی مسئولیت پذیر تربیت کنید ولی باید توجه کنید که تربیت چنین کودکی ، به گونه ای خاص ؛ نیازمند اطلاعاتی خاص و اعمال این روش ها و صبوری بر آن ها نیز می باشد . به عبارت بهتر؛ تنها با داشتن این اطلاعات شما کودکی مسئولیت پذیر پرورش نداده اید ، و برای این کار باید زمان و دقت لازم به کار ببرید.

راهنمای والدین برای کنترل خشم

تربیت فرزند آرام: چگونه کنترل را بدست بگیرید زمانی که کودکتان شما را عصبانی می کند
چرا از کوره در رفتن وقتی که کودکان ما را عصبانی می کنند انقدر متداول است ؟ دلایل بسیاری وجود دارد اما، به نظر می رسد عمدتا به این خاطر است که ما به خودمان اجازه می دهیم که از کوره در رویم. در واقع، وقتی بیش از حد عصبانی می شویم، وقتی هیجانی برخورد می کنیم، به جای استفاده از راه های دیگر، به رفتار کودکانمان اجازه می دهیم که چگونگی رفتارمان را تعیین کند.
ما خیلی کار ها را خودکار انجام می دهیم، حتی بدون اینکه راجع به آن فکر کنیم. این اغلب بدین خاطر است که ما باور داریم کودکانمان باید تحت کنترل ما باشند، به جای اینکه لحظه ای درنگ و فکر کنیم و بگوییم: «صبر کن، اول باید خودم را کنترل کنم قبل از اینکه چیزی بگویم.» بهترین راه برای اینکه خود را از عصبانی شدن بازدارید این است که تشخیص دهید عصبانی خواهید شد و چه چیز باعث می شود عصبانی شوید. در حقیقت، احتمالا این یکی از مهم ترین کارهایی است که می توانید به عنوان پدر و مادر انجام دهید.

برای مطالعه بیشتر:

شیوه های فرزند پروری و تاثیر آن در ابراز خشم

پرخاشگری کودکان در سنین مختلف

در این میان، رازی وجود دارد: زمانی که خودتان را کنترل می کنید، معمولا کودکتان نیز آرام می شود. به یاد داشته باشید، آرامش مسری است و همینطور اضطراب. وقتی ما در جایگاه پدر و مادر عصبی یا مضطرب می شویم، مسلم است که این باعث ایجاد اضطراب در کودکانمان می شود. همچنین می توان گفت احتمالا بزرگترین نگرانی شما به عنوان پدر و مادر،از نظر هیجانی واکنش پذیر بودن است. از این نظر به این مسئله نگاه کنید: اگر نمی توانید آرام شوید، اگر نمی توانید خونسردی خود را حفظ کنید، آنچه واقعا انجام می دهید این است که سهوا همان جوی را به وجود می آورید که دارید تلاش می کنید از بین ببرید.
وقتی سعی می کنید به جای اضطراب خودتان، رفتار کودکتان را مدیریت کنید، آنچه انتقال می دهید این است که «من کنترلم را از دست داده ام. من باید رفتار تو را تغییر دهم تا حس بهتری داشته باشم!»
به این مثال توجه کنید. فرض کنید شما دارید به کودکتان یاد می دهید چگونه دوچرخه سواری کند. کودکتان یاد نمی گیرد و بد عنق شده و با شما بحث می کند. شما درمانده، رنجیده خاطر، عصبانی و نا امید شدید، زیرا در درون حس می کنید شما مسئولید به او یاد دهید که چگونه دوچرخه سواری کند و او گوش نمی دهد و شما شروع به مقابله با آن می کنید. سر کودکتان داد می زنید زیرا از کوره در رفته اید. نتیجه ی نهایی این است که احتمالا کودکتان از دوچرخه خواهد افتاد. دلیلش این است که: او مملو از اضطرابی شده که اطرافش را گرفته و او نمی تواند تمرکز کند. او احساس می کند مجبور است کاری انجام دهد و با شکست خوردن به آن واکنش می دهد. چه کاری می توانید انجام دهید؟ به جای پرخاشگری و واکنش به این دلیل که احساس می کنید مجبورید به کودکتان یاد دهید دوچرخه سوار شود، سعی کنید او را در اطراف بچرخانید و از خود بپرسید: «چگونه می توانم کاملا آرامشم را حفظ کنم و چقدر این رفتار من می تواند در درست پیش رفتن کودکم کمک کند؟» به خود یادآوری کنید که شما مسئول آموزش دوچرخه سواری به او نیستید، شما مسئول حفظ خونسردی خودتان هستید. از این رو، شما می توانید به موثرترین راهی فکرکنید که، می توانید کمکش کنید یاد بگیرد.
به این دلیل است که اگر نتوانیم خودمان را آرام کنیم احتمالا دقیقا همان چیزی را به وجود می آوریم که در تلاشیم از آن دوری کنیم- شکست. به کسی که آرام و متین است و او را می شناسید فکر کنید؛ شخصیتشان همه را در اتاق تحت تاثیر قرار می دهد. وقتی آرام هستید، همین تاثیر را روی فرزند و خانواده تان خواهید گذاشت. این به فرزندتان کمک خواهد کرد که یاد بگیرد چگونه زمانی که عصبی یا آشفته است خود را تسکین دهد و او را بهتر قادر خواهد ساخت آنطور عمل کند که در لحظات پُر تنش باید انجام دهد. و در این لحظات نباید مجبور باشد با شما جنگ و دعوا کند، زیرا شما به صورت موثر از این جنگ قدرت فاصله گرفته اید – با حفظ آرامش در زمانی که او روی نقطه ضعفتان دست می گذارد.
اتفاقا، به نظر می رسد هیچ کس نمی خواهد از کوره در رود- هیچ کس دوست ندارد ناراحت باشد. هدف اغلب خانواده ها این است که خونسردی خود را حفظ کنند، اما معمولا آنها نمی دانند چگونه این کار را انجام دهند. حقیقت این است که، هرکسی باید بهترین روشی که بتواند این را انجام دهد را پیدا کند. (نظراتی درمورد چگونگی انجام این وجود دارد که می شود در یک دقیقه توضیحشان داد). اما نهایتا، مهم این است که چگونه کنترلتان را از دست ندهید و به خودتان این اجازه را ندهید و دلیل خوبی برای این وجود دارد. وقتی در مقابل فرزندانمان به شدت عصبانی می شویم، آنچه در واقع منتقل می کنیم این است که: «من کنترلم را از دست داده ام. من می خواهم تغییر کنی تا احساس بهتری داشته باشم». بنابر این هدف این است که بدانیم چه اتفاقی درحال وقوع است، و فهمیدن اینکه کنترش چقدر مهم است، و در نهایت کنترل خود را بدست بگیریم. سوالی که احتمالا خواهید پرسید این است که «گفتنش راحت است، چگونه می توانم این کار را انجام دهم؟» در اینجا راهکار هایی که برای پدر و مادر ها مفید است آمده:
۱- قول دهید از کوره در نمی روید.به خودتان یاد آوری کنید که دارید سعی می کنید کنترل خود را حفظ کنید. توجه کنید چه چیزی باعث عصبانیت شما می شود- آیا این است که فرزندتان شما را نادیده می گیرد؟ یا حاضر جوابی باعث آزار شما شده است؟ همیشه راحت نیست و به نظر میرسد برای هر کسی سخت باشد که عصبانیتش را صد در صد مواقع کنترل کند، اما هنوز، دادن این قول به خودتان شروع آرامش برای همه ی اعضای خانواده تان است.
۲- بپذیرید که فرزندتان دست روی نقطه ضعفتان خواهد گذاشت. معمولا از این ناراحت می شویم که فرزندانمان آنچه می خواهیم انجام دهند را انجام ندهند. گوش ندهند یا اطاعت نکنند. در ذهنمان، شروع به نگران شدن درمورد این می کنیم که به عنوان پدر و مادر کارمان را خوب انجام نمی دهیم. از این نگرانیم که نمی دانیم چه کاری انجام دهیم تا آنها را تحت کنترل خودمان در آوریم. گاهی به سرعت به آینده می رویم و حیران می شویم که آیا بقیه ی زندگیشان را نیز اینگونه خواهند بود. در کوتاه مدت به سراغ هر فکر غلطی می رویم. و با این کار، اضطرابمان شدید می شود. به نظر می رسد بهترین راه این است که برای این که فرزندتان شما را عصبانی خواهد کرد آماده باشید و آن را شخصی نکنید. به عبارت دیگر، فرزندتان دارد کار خودش را انجام می دهد (کودکی که نمی تواند مشکلاتش را حل کند) و کار شما این است که آرام بمانید تا بتوانید او را راهنمایی کنید.
۳- آنچه در قبالش مسئول نیستید را درک کنید.برای خیلی از پدر مادر ها گیج کننده است که بدانند مسئول چه هستند و مسئول چه نیستند، و اگر در برابر چیزهایی که در واقع به شما مربوط نیستند احساس مسئولیت کردید- چیز هایی مانند اینکه او به موقع از خواب بیدار شود یا تکالیفش را کامل کند- موجب درماندگی خواهد شد. آنها به شما مربوط نیستند- آنها به فرزندتان مربوط هستند. اگر مدام فکر می کنید که سرانجام کارها چگونه است، در کار های فرزندتان مداخله می کنید طوری که باعث استرس بیشتر و دوباره کاری می شوید. بنابر این می توانید بگویید: «من مسئول این هستم که به تو کمک کنم تا بفهمی چگونه مشکل را حل کنی. اما من مسئول حل کردن مشکل برایت نیستم.» اگر احساس کردید شما مسئول حل مشکلات فرزندتان هستید، سپس او حس نمی کند که خودش مسئول حل آنها است. شما بیشتر و بیشتر پریشان خواهید شد و بیشتر و بیشتر تلاش خواهید کرد. شما مسئول این نیستید که فرزندتان را مجبور کنید به حرفتان گوش دهد، اما اینکه وقتی به حرفتان گوش نمیدهد چگونه عکسالعمل نشان دهید وظیفه ی شماست.
بنابر این هم اکنون باید در برابر این نوع افکار آرامشتان را بیشتر حفظ کنید. اگر احساس کردید مسئولید فرزندتان را مجبور کنید گوش دهد، به این فکر کنید- چگونه باید این را انجام دهید؟ چگونه می توان دیگری را به انجام کاری مجبور کرد؛ چگونه می توانیم آنچه شخص دیگری انجام می دهد را کنترل کنیم؟ در عوض تصمیم بگیرید مسئول این باشید که اگر فرزندتان به شما گوش نکرد چگونه با او برخورد کنید. به عواقبی فکر کنید که می خواهید به او بدهید، بر پایه ی آنچه می توانید یا نمی توانید با آن زندگی کنید، خط قرمز های خودتان. در بلند مدت، اینکه محکم بایستید به شما کمک خواهد کرد راهنمایی باشید که فرزندانتان نیاز دارند.
۴- از قبل آماده باشید. توجه کنید چه زمانی اضطراب زیاد است و سعی کنید برایش آماده شوید. ممکن است مشاهده کنید که هر روز ساعت پنج، اعصاب خانواده تان بهم می ریزد. همه از سر کار یا مدرسه برگشته اند، گرسنه اند و دارند استراحت می کنند. برای خیلی از خانواده ها این دقیقا افتضاح ترین زمان در طول روز است، اضطراب همه زیاد است و تحمل کم است. از خودتان بپرسید، «چگونه با این کنار آیم وقتی می دانم نوجوانم سرم فریاد خواهد زد؟ چه کار کنم وقتی درخواست می کند از ماشین استفاده کند وقتی می داند می گویم نه؟» خودتان را آماده کنید. بگویید «این بار با او جر و بحث نخواهم کرد. هیچ کس نمی تواند باعث شود چنین کاری کنم. اجازه نمی دهم عصبانیم کند.» طرز ایستادنتان باید بگوید، «مهم نیست چقدر سخت تلاش می کنی که با من وارد جر و بحث شوی، قرار نیست چنین اتفاقی بیافتد» به جای اینکه تحت تاثیر احساسی که در لحظه دارید قرار بگیرید، بگذارید روشی که می خواهید به عنوان پدر و مادر داشته باشید هدایتتان کند.
۵- از خود بپرسید «در گذشته چه چیزی به من کمک کرده؟»به این فکر کنید که در گذشته چه چیز کمکتان کرده اضطرابتان را کنترل کنید. چه چیز در برابر آنچه ناراحتتان کرده باعث تسکین شما شده؟ معمولا اولین چیز این است که خود را متعهد کنید زمانی که این احساس در شما به وجود می آید، هیچ چیزی نگویید. می توانید در ذهنتان چیزی شبیه این را بگویید: «هیچ چیز نخواهم گفت؛ صبر خواهم کرد؛ نفس عمیقی خواهم کشید.» به خودتان فرصت دهید تا هر آنچه برای آرام شدن نیاز دارید را انجام دهید. مانند: قدم زدن در اتاق، رفتن به اتاق خواب یا دستشویی، ترک کردنسریع موقعیت. به یاد داشته باشید هیچ اشکالی ندارد. مجبور نیستید به فرزندتان واکنش نشان دهید.
۶- نفس بکشید. زمانی که حس می کنید از کنترل خارج شدید نفس عمیق بکشید و به اتفاقات فکر کنید. تفاوت زیادی بین پاسخ دادن و واکنش نشان دادن وجود دارد. زمانی که پاسخ می دهید، درواقع لحظاتی راجع به اینکه می خواهید چه بگویید فکر می کنید. زمانی که واکنش می دهید، به صورت خودکار عمل می کنید. تا حد امکان شما می خواهید با فکر به گفتار یا رفتار فرزندتان پاسخ دهید. مطمئن شوید که قبل از پاسخ به گفتار یا رفتار فرزندتان نفس عمیق کشیده اید زیرا این لحظه به شما این شانس را می دهد که درمورد چیزی که می خواهید بگویید فکر کنید.
این طور فکر کنید که: وقتی ناراحت هستیم و سعی می کنیم فرزندانمان را مجبور کنیم آنچه می خواهیم را انجام دهند، بیشتر فشار خواهیم آورد. سعی می کنیم آنها را بیشتر کنترل کنیم، اصلاحشان کنیم یا تشویقشان کنیم بیشتر معقول باشند، بنابر این بیشتر فریاد می زنیم، و کم کم عصبانی می شویم و عصبانیتمان تشدید می شود. ممکن است این همان زمان روز باشد. شاید فرزندتان روز سختی داشته است و ما به وضعیت روحی آنها واکنش نشان داده ایم و سپس آنها با خشم پاسخ داده اند و این تشدید شده است. اضطراب به آرامی زیاد می شود.
۷- در ذهنتان تکیه کلام هایی داشته باشید. هر بار که احساس کردید هیجان هایتان افزایش پیدا کرد چیزی به خودتان بگویید. این می تواند هر چیزی باشد از «بس کن» گرفته تا «نفس بکش» «آرام باش» «این واقعا اهمیت دارد؟» یا «آیا اینقدر مهم است؟» کلمات می توانند هرچیزی که به شما کمک می کند، باشد، از این موقعیت استفاده کنید و طبق اولویت هایتان پیش روید. می توانید از تصویر ذهنی ای سودمند برای آرام شدن استفاده کنید، مانند مکان زیبایی که همیشه آرامتان می کند. سعی کنید این تصویر ذهنی را برای خودتان ایجاد کنید. کار کردن روی تصویر ذهنی توانایی شما را برای فکر کردن خودکار به آن را فزایش خواهد داد.
۸- به این فکر کنید که می خواهید رابطه شما چگونه باشد. می خواهید رابطه شما با فرزندتان چگونه باشد؟ اگر اینگونه که در حال حاضر بعد از بیست و پنج سال رابطه تان پیش می رود همان نیست که می خواهید، به این فکر کنید که چه می خواهید. از خودتان بپرسید «این روشی که اکنون به فرزندانم پاسخ می دهم مفید خواهد بود؟ آیا این به من کمک خواهد کرد که به اهدافم برسم؟»البته به این معنا نیست که همیشه هر کاریفرزندانتان خواستند انجام دهید. پای قوانین خانه بایستید و اینکه وقتی فرزندانتان بد رفتاری می کنند عواقب رفتارشان را به آنها نشان دهید، همه بخشی از پدر و مادر موثر و فداکار بودن است. این بدین معنا است که شما سعی می کنید با احترام با فرزندتان رفتار کنید، همانطور که می خواهید او با شما رفتار کند. این هدف را به خاطر داشته باشید. از خودتان بپرسید، «پاسخم ارزشش را دارد؟» اگر هدفتان این است که رابطه ی دوستانه ای با فرزندتان داشته باشید، آیا واکنشتان شما را به این هدف نزدیک تر خواهد کرد؟ وقتی فرزندتان شما را عصبانی می کند، روند فکر کردنتان در آن لحظه بسیار مهم است. هدف کلی این است که نسبت به آنچه بین ما و فرزندانمان اتفاق می افتد تا جایی که می توانیم واقع بین باشیم. بپرسید «فرزندم در حال حاضر دارد چه کار می کند؟ دارد سعی می کند چه کاری کند؟ آیا او دارد به تنش های خانه پاسخ می دهد؟» مجبور نیستید او را وادار به گوش کردن کنید، اما باید بفهمید که چه اتفاقی دارد میافتد و بسنجید که چگونه می خواهید به آنچه در حال وقوع است پاسخ دهید. سپس می توانید در مسیر بمانید و به سمت هزار ها مسیر متفاوت کشیده نشوید.
روند فکر کردن به تنهایی به شما کمک می کند که آرام شوید. به عنوان پدر و مادر آنچه در واقع برایش تلاش می کنیم این است «مشکلم چیست که نمی توانم خودم را آرام کنم؟» بنابر این هرچه کمتر واکنش دهیم، بهتر است، و هرچه بیشتر در مورد اتفاقات فکر کنیم، نتیجه مثبت تر خواهد بود. فکر کردن به ما کمک می کند آرام باشیم و نفس بکشیم، آرامش به ما کمک می کند بهتر فکر کنیم. بررسی کردن خودمان به بخش منطقی مغز کمک می کند و انواع «هیجانی» که سد راه بهتر فکر کردن می شوند را کاهش می دهد.
این دقیقا همان چیزی است که درموردش صحبت می کنیم: به جای فقط واکنش نشان دادن متفکرانه پاسخ دهید. شخصی می گفت: «پاسخ دادن از مسئولیت می آید» بدین ترتیب اینکه میخواهیم وقتی عصبانیمان می کنند، اینکه به جای واکنش غیرارادی چگونه عمل کنیم، برایمان مسئولیت دارد، و اگر بتوانیم با فکرمان در برابر احساسمان بایستیم، به عنوان پدر و مادر بهتر عمل خواهیم کرد؛ و این همان هدف است.

درمورد دبی پینکوس: بیش از ۲۵ سال است که همدردی و درمان موثرانجام می دهد. آموز و کمک به اقراد و زوج ها و پدر مادر ها تا خود و رابطشان را بهتر کنند. دبی موسس برنامه ی Calm Parent AM & PM™ و همچنین نویسنده ی بیشمار کتاب درمورد نوجوانان و روابط بین فردیشان است.

 

نوزاد  خیانت همسر  ذهن آگاهی  انحراف  افسردگی

مشکلات رفتاری معمول کودک پنج ساله و راه حل های آن

دلایل متعددی برای مشکلات رفتاری کودکان در سن پنج سالگی وجود دارد که متناسب با تفاوت های فردی و شخصیتی و سلیقه ای در کودکان می تواند متفاوت و گوناگون باشد. ولی زمانی که صحبت از نظم بخشی به رفتارهای کودک است و می خواهیم رفتار کودک پنج ساله را اصلاح کنیم، والدین مزیت هایی را دارا هستند، زیرا کودکان در این سن بیشتر صحبت می کنند و می تواند دلایل ارائه کنند و در رابطه با مشکلاتشان با والدینشان بحث کنند و در مورد آن صحبت کنند.

برای نمونه، کودک پنج ساله زمانی که ناامید و ناراحت است می تواند احساساتش را بیان کند و چیزی که او را ناراحت کرده است را بگوید، ولی یک کودک نوپا مکررا اوقات تلخی می کند زیرا مهارت گفتاری اش به حدی نرسیده است که بتواند مشکلات و احساساتش را بیان کند.

در مورد کودک ۵ ساله خود بیشتر بخوانید:

آموزش ارزش های مهم به کودک پنج ساله

بنابراین، والدین می توانند با کودک پنج ساله شان ارتباط برقرار کرده و دلیل رفتار غیر قابل قبولش را بشنوند، و در مورد مشکلاتش با او صحبت کنند و به او کمک کنند که بتواند تصمیمات بهتری بگیرد.

دلایل مرسوم برای مشکلات رفتاری کودک پنج ساله

برخی از کودکان ممکن است با انتقال و جابه جایی و رفتن به مهدکودک مشکل داشته باشند. ممکن است که کودک اضطراب جدایی داشته باشد، یا ممکن است در مورد ارتباط با افراد جدید مانند همسالان و معلمان جدید دچار نگرانی و اضطراب شده باشد. ممکن است کودک با سازگار مردن خودش با محیط کلاس مشکل داشته باشد و نتواند نسبت به چیزهایی که به آنها در کلاس ارائه می شود توجه و تمرکز داشته باشد، نتواند جهت ها را دنبال کند و با دیگران همکاری کند.

مشکلات رفتاری کودکان در این سن می تواند به ریشه برگردد و به لحاظ ساختاری مشکل باشد و ممکن است کودک پنج ساله بخواهد کارهایی را انجام دهد که هنوز در انها به رشد قابل قبولی نرسیده است که بتواند آن کارها را انجام دهد. برخی از کودکان در این سن می خواهند تصاویری از خانه یا مادر یا پدرشان را به خوبی ترسیم کنند و زمانی که انها نمی توانند نتیجه ی دلخواه را به دست اورند ناراحت و ناامید می شوند.

ممکن است کودک پنج ساله بخواهد محدودیت ها را امتحان کرده و بخواهد سعی کند که مستقل باشد. در این زمان ممکن است شما مشاهده کنید که کودک نسبت به شما حاضر جوابی می کند و از دستورات شما سرپیچی می کند. در این زمان، کودک پنج ساله خصوصیات رفتاریش به مانند کودکان پیش دبستانی نمی باشد، و بسیار عادی است که شما در این زمان مشاهده کنید که کودک همچنان بدخلقی می کند و می خواهد که خودش را ابراز کند.

چگونه می توان کودک پنج ساله را تربیت کرد و به رفتارهایش نظم بخشید

بهترین راه برای نظم بخشیدن به رفتارهای کودک پنج ساله ثبات می باشد و ارائه نمودن تذکرات و یادآوری هایی به آنها است که این نوع رفتار او قابل قبول نمی باشد و به آنها گفته شود که از او چه انتظاری دارند. همچنین بسیار مهم است که بدانید که کودکان در این سن بسیاری از اطلاعات و انتظارات را دریافت و پردازش می کنند، و آن چیزی را که به نظر می رسد دوست ندارند با آنمخالفت می کنند، ممکن است دقیقا کودک می خواهد بر روی آن فعالیت تمرکز و توجه داشته باشد، و فقدان نظم و مقررات فردی به این دلیل است که می خواهد خودش را وارد یک فعالیت جدیدی کند. اگر به نظر می رسد که کودک پنج ساله وقت کشی می کند و درخواست های شما را زمانی که به او می گویید که اسباب بازی هایت را جمع کن نادیده می گیرد، ممکن است او کاملا جذب فعالیتی شده باشد که نتواند صدای شما را بشنود.

نکته های تربیتی که باید به خاطر بسپارید:

  1. مختصر و با خوشرویی. نیاز نیست که شما برای اینکه بخواهید به کودک بگویید که رفتارش قابل قبول نیست وارد یک بحث طولانی شوید. بهتر است مسائلی را که می خواهید با کودک مطرح کنید کوتاه و مشخص باشد.
  2. خیلی زود از کودک انتظارات زیادی نداشته باشید. کودک ۵ ساله ی شما همچنان یک بچه ی کوچک است، و ممکن است که همچنان پس روی کند و رفتارهایی مانند بدخلقی و افت های ناگهانی داشته باشد. به خاطر داشته باشید که او همچنان در حال کار کردن بر روی مهارت هایش می باشد مهارت هایی مانند خود کنترلی و خود انضباطی، و از او انتظار نداشته باشید که یک شبه تبدیل به یک بچه ی بزرگ شود و مانند یک کودک بزرگ رفتار کند.
  3. در رابطه با رفتارهای غیر قابل قبول واضح و روشن باشید. پیام هایی که به کودک در رابطه با برخی از رفتارهایی که قطعا نباید انجام دهد مانند کتک زدن دیگران و یا هر نوع برخورد فیزیکی و صحبت کردن با شما با بی احترامی.
  4. به دنبال دلایل باشید. اگر کودک پنج ساله ی شما بی اعتنا، توهین گر، و یا کارهایش را با عصبانیت انجام می دهدد، ممکن است در پشت این رفتارها دلایلی نهفته باشد، مانند تغییر روالی که کودک داشته است و یا تغییراتی که در قوانین خانه صورت گرفته است.
  5. ایجاد رابطه ی خوب. رفتارهای خوب با ارتباط درست بین کودک و والدین آغاز می شود. اگر شما این کار را قبل به خوبی انجام نمی دادید، راهی را پیدا کنید که با ایجاد روال و روند خاصی بتوانید مشکلات کودکان را دریابید. به عنوان مثال، شما می توانید برای صحبت کردن در رابطه با مشکلات رفتاری کودکتان در خانه اتاق مجزایی داشته باشید که با او در این رابطه حرف بزنید و راه حل هایی به او ارائه دهید. همچنین شما می توانید قانونی را تعیین کنید که درگیری ها و مشکلات را بعد از اینکه کودک آرام گرفت به بحث بگذارید زیرا زمانی که کودک آرامش خود را به دست بیاورد بهتر می توان او را راهنمایی کرد.
  6. کودکتان را با خوش رفتاری از خواب بیدار کنید. اگر می دانید که زمانی که کودکتان استراحت کافی نداشته و به همین دلیل خواب آلوده است، از اینکه او روال خواب مناسبی داشته و به اندازه ی کافی می خوابد اطمینان حاصل کنید. اگر کودک از اینکه از فعالیتی وارد فعالیت دیگری شود متنفر است، با برنامه ریزی برای زمان اضافه می توانید از مشکلات رفتاری اجتناب کنید.
  7. روش های تربیتی مناسب سن کودکتان داشته باشید. برای برخی از والدین، ممکن است زمان وقفه بتواند بهترین تاثیر را بر روی کودک پنج ساله شان داشته باشد. برای دیگر کودکان، ممکن است گرفتن امتیازات و اسباب بازی ها بیشترین تاثیر را داشته باشد. همانطور که کودکان بزرگتر می شوند، موارد خاصی برای کودکان ارزشمند می شوند مانند صرف زمان خاصی با دوستانشان یا تماشای یک برنامه ی خاص از تلویزیون یا یک بازی کامپیوتری و علایقشان نسبت به کودکان نوپا متفاوت است، بنابراین با توجه به سن کودک روش های خاص مناسب سن او را در پیش بگیرید.

کودک پنج ساله روش های تربیتی رشدش را به گونه ای تجربه می کند که بر روی رفتار و روال او موثر می باشد. بسیاری از کودکان در این سن ورود به مدرسه را با رفتن به مهد کودک شروع می کنند، با اینکه برخی کودکان با رفتن به پیش دبستانی با مفاهیم و انتظارات مدرسه آشنا هستند.

این توسعه و بسطی که در دنیا کودک صورت می گیرد و جابه جایی هایی که در زندگی او صورت می گیرد و باعث می شود که او زمان بیشتری را در خارج از خانه بگذراند راحتی روالی که در خانه تعیین می شود مهم تر از هر زمانی می شود.

در اینجا تصویری کلی از رفتارها و روالی که ممکن است از کودک پنج ساله سر بزند ارائه شده است:

تغذیه

پیشرفت قابل توجهی در تغذیه ی کودک پنج ساله صورت گرفته است. اکثر کودکان ممکن است به خوردن سبزیجات رو آورند و کودکان نوپا و مهدکودکی ممکن است به طور ناگهانی تصمیم بگیرند که پاستا و کره و پنیر برای هر وعده ی غذایی و هر روز بخورند.

کودکان در این سن به طور قابل توجهی قادرندد که غذایشان را اماده کنند و یا میز را بچینند، همچنین ممکن است که آنها قادر نباشند که یک وعده ی غذایی را کامل بخورند و تمام کنند، ممکن است آن ها از نشستن پشت میز و صحبت کردن با خانواده و دوستان در زمان صرف غذا لذت ببرند. این سن بهترین زمان برای یاد دادن آداب میز و غذا خوردن به کودکان می باشد.

در مورد تغذیه کودکان بیشتر بخوانید:

تغذیه کودکان نوپا و بزرگتر

خواب

بسیاری از کودکان در این سن چرت های روزانه را متوقف می کنند، بنابراین زود رفتن به رختخواب و داشتن یک عادت خواب خوب یک روال روزانه ی مهم برای کودک پنج ساله تان خواهد بود. بیدار شدن در طول شب در این سن مکررا صورت نخواهد گرفت (یکی از دلایلی که والدین از دادن مایعات به کودک سه ساعت قبل از رفتن به رختخواب اجتناب کنند این است که از خیس شدن رختخواب در طول شب جلوگیری کنند).

کودکان بین سنین ۵ تا ۱۰ ساله به طور کلی به ۱۰ تا ۱۲ ساعت خواب نیاز دارند. گفته می شود که میزان نیاز کودکان به خواب در هر فرد متفاوت است، این بدین معنی است که برخی از کودکان ممکن است به ۸ ساعت خواب نیاز داشته باشند در حالی که برخی از کودکان به ۱۲ ساعت یا بیشتر خواب نیاز دارند که در روز بعد سرحال باشند.

زمانی که در مورد خواب بحث می شود، بزرگترین چالش برای کودکانی که به مدرسه می روند و برای والدینشان این است که از کودک بخواهند که زود رفتن به رختخواب به صورت یک روال در آید در حالی که مدیریت این مسئله کار دشواری می باشد، به خصوص امروزه  که در ۲۴ ساعت از هفت روز هفته ارتباطات زیاد شده و جهان به سرعت روبه جلو پیش می رود.

بسیار مهم است که در این سن عادت خواب خوبی برای کودک به وجود آید.

رفتار و انضباط

در حالی که در کودکان پنج ساله به دلیل تفاوت های فردی و شخصیتی مشکلات رفتاری متفاوت و گوناگونی وجود دارد، کودکان در این سن معمولا با تغییرات عمده ای در زندگیشان روبه رو هستند که در رفتارها نقش اساسی بازی می کند.

برای مثال، بسیاری از کودکان پنج ساله رفتن به مهد کودک را شروع می کنند، و باید خودشان را برای اولین روز مدرسه آماده کنند. ممکن است کودکان اضطراب جدایی یا ترس از برقراری ارتباط با دیگر کودکان و یا معلمان را تجربه کنند. ممکن است کودکان با انتظارات جدیدی که از آنها می رود مانند جمع کردن حواسشان در کلاس و همکاری کردن با دیگران مشکل داشته باشند.

کودکان در این سن همچنین ممکن است به وسیله مرزها و محدودیت هایی که برای انها مشخص شده است تحت فشار باشند، و ممکن است برای دفاع از استقلالشان از خودشان مقابله جویی نشان دهند. همچنین ممکن است انها در مورد کارهایی که باید انجام دهند احساس ناامیدی نشان دهند که نتوانند ان کار را انجام دهند زیرا مهارت های حرکتی انها به اندازه ی کافی رشد نکرده است. این گونه ناامیدی ها و اضطراب ها می تواند باعث مشکلات رفتاری کودک مانند مقابله جویی، حاضر جوابی، وقت کشی و مسائلی از این دست باشد.

خبر خوب این است که والدین با برقراری عادت ارتباط درست در کودکانشان می توانند در رابطه با مشکلات با کودک صحبت کنند و با کودکشان در پی راه حل مشکل باشند. کودک پنج ساله نسبت به زمانی که کوچکتر بود اکنون بهتر می تواند صحبت کند، و به لحاظ شناختی و احساسی قادر است در رابطه با مشکلات رفتاریش بحث و گفتگو داشته باشند.

وظایف

در حالی که کودکان پنج ساله توانایی لازم برای حل مسائل پیچیده ای که در محیط خانه وجود دارد را دارا نمی باشند، انها می توانند کارهای ساده ای را که در خانه انجام می شود مانند غذا دادن به حیوانات، جمع کردن اسباب بازی هایش، یا گذاشتن لباس های کثیفش در سبد را انجام دهد. سپردن مسئولیت هایی که کودک در خانه می تواند انجام دهد چندین منفعت را دارا می باشد، مانند کمک به او که احساس راحتی بیشتری داشته باشد و در او احساس مسئولیت به وجود آید، که این موارد برای رشد کودکتان در سالهای آینده مهم و ضروری می باشند.

تکنیک هایی برای کنترل رفتاری کودکان ۱

بسیاری از والدین از لجبازی ، بد گویی فرزندشان ناراضی هستند و قصد دارند مسئله را حل کنند از راهکارهایی هم استفاده کرده اند ولی به نتیجه نرسیده اند.

در این مقاله قصد بر آن است  تکنیکهایی برای کنترل رفتاری کودکان حل مسئله گفته شود لذا به مثالهای زیر توجه کنید:

در حین رانندگی با اتومبیل خود هستید، تاکسی بدون توجه به اینکه ازفرعی وارد اصلی شده است با سرعت مقابلتان می پیچد، شما اتومبیل تان را کنترل می کنید. اما بسیار عصبانی می شوید و بوق را برای چند ثانیه فشار می دهید. راننده تاکسی با حالت تهاجمی دستان خود را تکان می دهد و ناسزا می گوید همسرتان در کنارتان نشسته است …

موقعیت الف همسرتان  می گویید:« دعوا نکن، ولش کن. آرام باش ، خود تو کنترل کن، آخر تو سکته می کنی »

موقعیت ب همسرتان می گوید:« عجب آدمهایی پیدا می شوند . هنوز فرهنگ رانندگی ندارند ، ما چکار باید بکنیم؟ چقدر رانندگی سخت است به نظرت با این آدمها چه باید کرد؟»

امکان بروز رفتار غلط در کدام موقعیت از طرف شما بیشتر است . موقعیت الف و امکان بروز رفتار مناسب در کدام موقعیت بیشتر است موقعیت ب . اکنون به مثال دیگری توجه کنید:

والدین پرنیان ۶ ساله، از رفتار های او شاکی هستند، پرنیان نسبت به دستوراتی که از طرف والدینش صادر می شود بی توجه است. مثلا زمانی که مادرش به او می گوید:« ساعت دو و نیم ظهره، الان وقت خواب بعد از ظهره» پرنیان فریاد می زند و می گوید:« من خسته نیستم و نمی خوام بخوابم»

مادرش در پاسخ می گوید: « اگر الان نخوابی بعد از ظهر پارک نمی رویم»، او این جمله را در طی ماه های گذشته نیز تکرار کرده اما پرنیان می گوید:« مهم نیست» مادر به فکر فرو می رود و سعی دارد از روشهای دیگری استفاده کند».

مادر فکر می کند و با تردید می گوید:« من هیچ وقت به تو نه نگفتم؟ هر وقت خوراکی خواستی، خریدم؟ هر وقت سی دی خواستی خریدم، به تو نه نگفتم؟» اما پرنیان اهمیت و توجهی به حرفهای مادر نمی کند. مادر باز هم تلاش می کند تا صحبت کند:« من به خاطر خودت می گم ، باید بخوابی. اگر این کارو نکنی، وقتی پدر به خانه برگرده اونقدر خسته می شه که نمی توانی باهاش بازی کنی».

موقعیتی که پرنیان و مادرش در چالش هستند شبیه موقعیت الف است یا ب؟

شبیه موقعیت الف ، مادر پرنیان  به او می گوید که چه کاری بکند و چه کاری را نکند و آگاهی هایی را که خود پرنیان دارد به او می دهد.

تکنیک حل مسئله این است که فرزندان ما در بیشتر مواقع در مورد راه حل آگاهی کافی را دارند و لازم نیست همیشه به کودکمان بگوییم چه کاری را بکند و چه کاری را نکند ، تکنیک حل مساله بر سوال و جواب هایی است که بین افراد رد و بدل می شود و موجب می شود کودک خود را ه حلش را  بیابد و انتخاب کند به مثال زیر توجه کنید:

 

چند مدتی بود که پرنیان پدرش را نمی دید، این باعث ناراحتی و شکایت او شده بود، پرنیان گفت:« خیلی وقته بابا رو ندیدم!» مادر پرنیان گفت:« آره، درسته! حالا چه کار می تونی  بکنی که پدرتو ببینی ، وقتی می یاد باهاش بازی کنی؟»

پرنیان فکر کرد و ساکت شد و گفت:« بخوابم» و چند ثانیه  گذشت و گفت:« ظهرها یه کم بخوابم»

وقتی مادر و پرنیان غذا می خوردند مادر مکالمه خودشان ( که در سطر بالا گذشت ) را به پرنیان یادآوری کرد. پرنیان با رغبت ظهر کمی خوابید و شب خوبی را با پدرش گذراند. کنترل رفتاری کودکان

اکنون موقعیت دیگری برای آزمودن خود برای شما مثال زده می شود، دقت کنید نکته کلیدی کجاست؟

امیر رضا۸ ساله است و از حمام رفتن متنفر است . مادر راه های مختلف مثل آگاهی دادن ، تنیبه و پاداش را امتحان کرده و نتیجه بخش نبوده است.

یک روز که مادر و امیر رضا در حال برگشتن به خانه هستند مادر می گوید:« چرا رفتن به حمام را دوست نداری؟» امیر رضا می گوید:« دلم نمی خواد جواب بدم؛ چون از حمام بدم می باد؟»

مادر گفت:« منم هر روز سرکار می رم و این کارو دوست ندارم» اما ناگهان حرفش رو قطع کرد و تصمیم گرفت از روش حل مساله استفاده کند و گفت:« امیررضا  به نظرت چیکار می تونی بکنی که حمام رفتن برات جالب و سرگرم کننده بشه؟» کنترل رفتاری کودکان

امیررضا چند دقیقه ای فکر کرد و گفت:« فکر کنم تو دهکده آبی هستم و دارم خوش می گذرانم»

نباید همیشه به کودکمان بگوییم که چه کاری را و چرا باید انجام دهند. در بسیاری موارد آنها آگاهی های لازم را دارند. می توانیم آنها را به فکر کردن تشویق کنیم . گاهی در مورد راه حل هم می توانیم از آنها سوال کنیم آنها ما را به جواب می رسانند.

دکتر  مشاوره خانواده  مشاوره زناشویی  مرکز مشاوره  بچه

لجبازی در کودکان پنج ساله

کودک ۵ ساله‌ی شما دوره‌ای که به راحتی از کوره در می‌رود را پشت سر گذاشته اما به هر حال بطور کامل فرمانبردار نیست. در واقع او درخواست شما برای آمدن سر میز شام را نمی‌پذیرد، همچنین درخواست شما برای جمع کردن جوراب هایش و یا جمع کردن دستمال کاغذی روی زمین.

پس چه اتفاقی افتاده؟ با تعجب از خود می پرسید: آیا من جایی خطا کرده ام؟ آیا کودک من با من لج بازی می کند ؟

باور داشته باشید یا نه شما دارید راه درست را می روید. برای یک کودک در دوره پیش دبستانی آزمون کردن انتظارات و نصیحت های والدین طبیعی است. در این سن لج بازی راهی است برای قاطع کردن خود.

مقالات بیشتر در زمینه لجبازی را در سایت ما بخوانید:

روش های مقابله با لجبازی کودک و نوجوان

لجبازی کودک و نگرش های تربیتی نادرست

بر خلاف کودکان بزرگتر، کودک پیش دبستانی شما چیزی را که دوست ندارد انجام نمی‌دهد. گاهی تظاهر می کند که نشنیده یا به آرامی و یا سختی پاسخ می دهد. مثلاً می پرسد مادر منظورت اینه که من امروز جوراب ها را جمع کنم ؟

در مقابله با لجبازی چه کاری می توانید انجام دهید ؟

کودک خود را درک کنید زمانی که به کودک پیش دبستانی خود می گویید که برای ناهار بیاید و او غر می‌زند او را مجبور نکنید که به هر صورت باید بیاید. سعی کنید خود را جای او بگذارید. وی را در آغوش بگیرید و به او بگویید که می دانم که رها کردن گپ با دوستان سخت است اما غذا آماده است.

در واقع سعی کنید که به او نشان دهید که شما طرف دعوا نیستید، بلکه با او هم عقیده هستید.  سعی کنید که عصبانی نشوید.مهربان باشید، اما در عین حال محکم، تا کودک قاطعیت را از خود شما بیاموزد.

محدودیت های را تعیین کنید.

کودکان پیش دبستانی  خواهان و نیازمند محدودیت هستند بنابراین محدودیت ها را تعیین کنید و مطمئن شوید که کودک شما آنها را می شناسد. این را تکرار کنید: “ما در اتاق حال غذا نمی خوریم و زمانی که تو را صدا می کنم باید در اولین فرصت حضور داشته باشی”.

اگر کودک شما در پیروی از قوانین مشکل دارد روی راه حل ها تمرکز کنید. در مورد موقعیت های مختلف صحبت کنید و سعی کنید لجبازی کودک خود را بیابید. شاید او در حال خوردن اسنکها خارج از آشپزخانه است زیرا می داند که شما با خوردن اسنک ها پیش از شام مخالف هستید. در این حالت نیاز دارد که بدانند اسنک های سالم مثل میوه‌ها و پنیر ها مشکلی ندارند.

ممکن است که هر روز هنگام پوشیدن لباس با شما دعوا کنند زیرا در مدرسه احساس خوبی ندارد؛ برای مثال معلم جدیدش را دوست ندارد، یا در مورد رفتار همکلاسی خود اذیت می شود. زمانی که متوجه شود شما قصد دارید مشکل را حل کنید به احتمال زیاد نگرش خود را تعدیل خواهد کرد.

 رفتار خوب را تقویت کنید.

اگرچه ممکن است هنگامی که کودک، شما را با لجبازی خود برانگیخته می کند شما عصبانی شوید اما بهتر است که زبان خود را نگه دارید، “هنگامی که یک کودک بدرفتاری می کنند در واقع  ترسیده است” این گفته نویسنده کتاب انضباط مثبت جین نلسن می گوید. وی می‌گوید: “درست در جایی که سعی داریم رفتار کودک خود را بهتر کنیم در واقع باعث شدیم که آنها احساس بدی پیدا کنند”؛ در واقع تلاش کردن زیاد و تذکر زیاد ممکن است نتیجه عکس بدهد.

به جای این کارها سعی کنید رفتار مناسب کودک خود را پیدا کنید و او را تشویق به ادامه آن رفتار کنید، به یاد داشته باشید تربیت کودک پیش دبستان به معنای کنترل او نیست بلکه به معنای آموزش اوست برای کنترل خودش.

تنبیه کردن ممکن است مانع رفتار شود اما تنها به خاطر این که باعث ترسیدن شده است. برای کودک ۵ ساله شما بهترین چیز همان کاری است که دوست دارد انجام دهد، زیرا این کار باعث می شود که روز او ساخته شود و احساس خوبی داشته باشد.

همواره به کودک خود نشان دهید که یک قانون را نقض کرده است و در نتیجه ی نقض این قانون پیامدهایی را خواهد داشت. سعی کنید منطقی باشید تا تنبیه گر، برای مثال بگویید “اگر با توپ فوتبال در خانه بازی کنی ما مجبوریم توپ را در گاراژ مخفی کنیم تا به تو ندهیم”.

از روش وقفه، به‌ صورت مثبت استفاده کنید.

زمانی که کودک شما آماده عصبانی شدن و تحریک پذیری است به او کمک کنید که آرام شود. بیشتر از آنکه از تمرین وقفه تنبیه گرانه استفاده کنید مانند “برو تو اتاقت”، او را تشویق کنید که روی مبل جایی که میخواهد دراز بکشد یا به گوشه‌ای از اتاق که مورد علاقه اش است برود.

ممکن است کودک شما بخواهد که یک مکان استراحت را برای خود طراحی کند: یک بالش بزرگ و یک پتوی نرم و مقدار زیادی کتابهای مورد علاقه اش. زمانی که او نمی پذیرد که برود، به پیشنهاد دهید که شما نیز با او می آیید تا با هم کتاب بخوانید.

کودک پیش دبستانی خود را قوی تر کنید.

سعی کنید فرصت هایی را برای کودک ۵ ساله خود فراهم کنید تا مقداری از استقلال مورد علاقه خود را شروع کند. به جای اینکه هر روز بعد از مدرسه از او بخواهید که تکالیفش را انجام دهداجازه دهید که آن را هر زمانی که خودش می‌خواهد و درست بعد از شام انجام دهد، اگر برنامه شما نیز با آن مطابق است.  از او بپرسید ببینید که آیا دوست دارد کمی مغزیجات در کنار شامش بخورد و آیا دوست دارد که یک فیلم و بازی کامپیوتر در آخر هفته انجام دهد.

روش دیگر برای اینکه به کودک خود کمک کنید که احساس کنترل بیشتری کند این است که به او بگویید چه کاری می تواند انجام دهد به جای اینکه به او بگویید چه کاری نمی تواند انجام دهد. به جای گفتن “با آن توپ در خانه بازی نکن، بگویید چرا به  حیات نمی روی و تمرین نمی کنی؟

کودک شما به اندازه کافی بزرگ شده که توضیحات شما را بفهمد، بنابراین خوب است که به او بگویید و توضیح دهید که چرا توپ بازی کردن در خانه مناسب نیست و چرا مهم است که سبزیجات بخورد تا تنقلات.

موردهای را که می‌توانید در آنها دخالت کنید مشخص کنید:

اگر کودک شما ترجیح می دهد که آن لباس خال‌دار را به جای لباس راه راه بپوشد چه اشکالی دارد؟ اگر می خواهد یک شکلات صبحانه را بخورد به جای مربا های مختلف، چه صدمه ای به او می زند ؟ بنابراین بهتر است تمرکز خود را روی موقعیت‌های دیگر بگذارید؛ مانند زمانی که در یک گودال گل بازی می کند و یا در خیابان می دود.

 مصالحه کردن.

از شرایطی که ممکن است منجر به رفتارهای لجبازی کودک شما شود خودداری کنید، برای مثال چقدر واقع‌بینانه است که از کودک ۵ ساله انتظار داشته باشیم که در اداره آرام بنشیند؟ یا اگر یک عروسک باربی جدید دارد که دوست ندارد آن را با دیگری سهیم  شود قبل از آنکه دختر خاله به خانه بیاید آن عروسک را قایم کنید.

اگر در یک موقعیت حساس قرار گرفتیم سعی کنید حواستان به کودک خود باشد.  “نمی‌توانی گربه عمه سارا را بغل کنی اما می توانی ظرف غذای او را پر کنی”.  ممکن است این روش همیشه جواب ندهد اما تلاش خوبی است برای آرام کردن کودک.

سن و سال و دوره رشدی او را در نظر بگیرید.

هنگامی که از کودک پیش دبستانی خود می خواهید که تختش را مرتب کند چگونگی انجام کار را به او نشان دهید. برای آموزش تکالیف جدید به او، وقت بگذارید، و تا زمانی که بر روی تکلیف مسلط شود در کنارش باشید. گاهی اوقات لجبازی تنها ناشی از ناتوانی در انجام یک تکلیف و یا سردرگمی است.

و در آخر، به دنیای منحصر به فردی که کودک ۵ ساله شما در آن زندگی می کند احترام بگذارید. به جای اینکه انتظار داشته باشید در میانه بازی به حرف شما گوش کنند و میز را آماده شام کنند چند دقیقه به او فرصت دهید و سپس از او بخواهید که برای مرتب کردن میز بیاید.

احتمالاً از اینکه بازی شاد خود را رها کند و برای مرتب کردن چنگال های میز بیاید خوشحال نخواهد شد اما دوست دارد که همه چیزها را در یک زمان انجام دهد.  به هر حال هر چقدر صبورتر باشید کودک شما بیشتر خواهد فهمید که لج بازی راهی نیست که بتواند از طریق آن به هرچه می خواهد برسد.

شما کودکستان انسانیت را گذرانده اید؟


من یکی از شاگردان کودکستان انسانیتم. هر روز مربی ما آموزش تازه‌ای به ما می‌دهد. مطالبی رو که او به ما آموزش می‌دهد داغ داغه. کهنه نشده، از هیچ کتابی رونویسی نمی‌کنه. او هر آنچه رو که از مربی‌اش فرا می‌گیره به کلاس میاد و اونا رو به ما آموزش می‌ده ما هم با جان و دل حرفاشو گوش می‌کنیم. باور کنین بعضی وقتا یه جمله‌ای که گفته تمام روز منو به فکر وا می‌داره. آخه می‌دونین مربی ما از یه استاد درس نمی‌گیره از همه درس می‌گیره. اجازه بدین درس دیروز رو براتون تعریف کنم. نشسته بودیم تو کلاس منتظر بودیم یهو مربیمون با یک حالت خوشحال و با قدمای محکمی خودشو به کلاس رسوند سلام بچه‌ها ما که به پاش بلند شدیم همگی بی‌اختیار به صورت خودجوش گفتیم هورا! هورا! مربی فهمید و گفت بایدم بگین هورا! زیرا که اون استادی که این درس رو به من داد و من می‌خوام این درس رو به شما بدهم هوار داره، خیلی‌ام هورا داره.
بچه‌ها! من که داشتم میومدم یه رفتگر رو دیدم که داره با جدیت تموم جارو می‌کشه و کوچه رو تمیز می‌کنه جدیت رو از اون یاد گرفتم، عابران که می‌گذشتن به اونا سلام می‌کرد تواضع رو هم از او یاد گرفتم به همین علت شاد و خندون بودم. اومدم که اونا رو به شما یاد بدم یه تکلیف شبانه‌روزی بهتون می‌دم. هر وقت تکلیفتونو انجام دادین بیارین به من بدین. شما از همین حالا نگاه کنین. ببینین تو مردمای کوچه و بازار، تو اداره‌ها، تو کارخونه‌ها، رفتارای مدیرا، مهندسا، دکترا، معلما، بازاریا، ببینین مردم چقدر جدی کار می‌کنن. ما از خوباش درس بگیریم، از بداشم درس بگیریم. اونائی که خوبه اون طوری عمل کنیم اونائی که بده، با لقمان هم صدا بشیم که می‌گه ادب از بی‌ادبا آموختن ما هم جدیت رو تو کار کردن و تواضع تو رفتار مونو از خوبا یاد بگیریم و از بدام یاد بگیریم که اگه سستی کردن، خوب کار نکردن، تکبر داشتن، غرور بی‌جا داشتن، حالا می‌خوای بازاری باشه، کارمند باشه، مغازه‌دار باشه، برج‌نشین باشه، یا کپر نشین فرقی نمی‌کنه، درس خودمونو می‌گیریم، که مثل اونا سستی نکنیم، خوب کار کنیم، تکبر نداشته باشیم، متواضع باشیم. بیاین بگین تا در این موردا با همدیگه صحبت کنیم.
من از کلاسام خیلی راضی‌ام اینه که از شما هم می‌پرسم که آیا کودکستان انسانیت رو گذروندین؟ مهم نیست که چند سالتونه، چی کار می‌کنیم، چه پست و مقامی دارین، اگه دانشگاه رو هم تموم کردین، اگه مقام عالی رتبه‌ای دارین مهم نیست بیاین کودکستان انسانیت رو بگذرونین، اگرم گذروندین بازم مرور کنین. می‌دونین مربی کودکستان انسانیت از همه استفاده می‌کنه و ازشون درس می‌گیره حتی از استادای دانشگاه، از محققا، از مهندسین، دکترا، کارگرا و بازاریا استفاده می‌کنه، همه براش مربی هستن، خیلی جالبه!

مشاهده اتفاقی رابطه جنسی والدین توسط کودک

اگر فرزندان تصادفاً شاهد رابطه زناشویی والدینشان شوند، چه برخوردی باید با آنها کرد؟

این موضوعی است که تا حد امکان باید از آن پیشگیری شود (مثلاً با اطمینان از قفل بودن در اتاق حتی برای زمانی محدود). اما به هر حال اتفاقی است که گاه حادث می شود. در چنین شرایطی زوجین باید ضمن حفظ خونسردی، توجه داشته باشند که چنین پیش آمدی حاصل کم توجهی آنها است. بنابراین مسئولیت آن نیز به عهده آنها است و هرگز نباید کودک را به این دلیل سرزنش کرد یا در او احساس گناه ایجاد نمود.

بهتر است به آرامی از او درخواست کرد که به اتاق خود باز گردد تا یکی از والدین (معمولاً مادران بهتر این نقش را ایفا می کنند) نزد او برود. در این فرصت ضمن رعایت پوشش مناسب به نزد کودک بروید و برای او به زبانی ساده توضیح دهید که پدرها و مادرها یکدیگر را دوست دارند و گاه این علاقه را به شکل در آغوش کشیدن یکدیگر به هم نشان می دهند. لزومی ندارد توضیحات اضافی ارائه کنید حتی وقتی که کودک تمایل دارد با سوالات بیشتر وارد جزئیات شود. تنها کافی است او را مطمئن کنید که همه چیز روبراه است و پدر و مادر از در کنار یکدیگر بودن احساس خوبی دارند. این موضوع مهم است چون گاه کودکان رفتار مشاهده شده را به نوعی اعمال خشونت یکی علیه دیگری تعبیر می کنند.

وقتی فرزندان بزرگتر هستند و نسبت به مناسبات جنسی والدین آگاهی دارند، در صورتی که این شرایط کاملاً اتفاقی ایجاد شده باشد در کنار مدیریت موقعیت، گاه لازم نیست که در فرصتی دیگر توضیحی برای او داده شود. ولی اگر این شرایط اتفاقاً به وجود نیامده باشد و یا تکرار شود، لازم است با نوجوان در اولین فرصت مناسب، صمیمانه در خصوص حریم خصوصی والدین و لزوم رعایت برخی ملاحظات (مثل در زدن یا اجازه گرفتن پیش از ورود به این حریم) صحبت شود.

هوش جنسی در کودکان

کودک بین 4 تا 6 سالگی به خاطر کشش جنسی احساس به والد از جنس مخالف (پسر به مادر و دختر به پدر ) دارد به بهانه های مختلف به اتاق پدر و مادر میرود تا هم به خیال خودش بین انها فاصله بیاندازد و هم لذت حضور کنار والد جنس مخالفش را داشته باشد که معمولا با حس شدید گناه همراه است .
بچه ها معمولا به بهانه های ترس از تاریکی یا کابوس به تخت یا اتاق پدر و مادر برمیگردند. و این حرف بچه ها معمولا واقعیت ندارد و تنها بهانه ایست تا سر از کار پدرو مادر دربیاورند . بخاطر این حس کودک حس میکند موجودیست کثیف و احساس گناه بسیار شدید میکند. این افراد ممکن است یا دوستانشان را فقط از جنس مخالف انتخاب کنند یا برعکس وارد جدال با جنس مخالف شوند که این بحران میتواند باعث میگرن یا دل درد و بیماریهای روان تنی شود پدر و مادر با اگاهی تمام و با مهربانی کمک کنند که کودک از این بحران رد شود و اگر مادر پسری دارد باید مراقب حمام رفتن ,تعویض لباس و یا لباس پوشیدنش باشد . اغوش و نوازشش را تنها او به پسرش بدهد و نگذارد پسر بدنش را لمس کند و هرگز حتی به بهانه های مختلف وارد اتاق پسرش نشود که این احساس گناه میتواند اسیب زننده باشد . پدر باید به پسر در این سن خودش را نزدیکتر کند دو نفری بیرون بروند ورزش کنند به خانه دوستان بروند تا پسر مادر را رها کند. لمس و نزدیکی پدر و نوازش و عشق او میتواند پسر را به سوی پدر بکشاند و او با پدر همانند سازی کند .
برای دختر در این سن پدر باید مراقب لباس پوشیدنش باشد مدت نوازش و در اغوش کشیدن دختر را کمتر کند. و در عوض مادر او را بسیار در اغوش بگیرد و با هم بیرون بروند و به دختر نزدیکتر شود تا قهرمان دختر مادرش شود .و او با مادر همانند سازی نماید .
معمولا اگر رفتار والدین درست باشد و همانند سازی با والد هم جنس با موفقیت انجام شود .احساس کشش جنسی تا شش سالگی خاموش میشود. و اینجاست که کودک میتواند در زندگی به دنبال هنر کتاب ،ورزش و یافتن دوست برود

راهنمای والدین در انتخاب اسباب بازی نوزادان

طبیعی است که بخواهید برای نوزاد خود اسباب بازی بخرید، اما چگونه می فهمید که چه چیز باید انتخاب کنید؟ تاچه اندازه بایستی روی علامت سنی روی اسباب بازی ها توجه نشان دهید؟ آیا این علامتها فقط برای اطمینان دادن رویش درج شده اند یا چیزی بیشتر از این هستند؟

مهم است بفهمیم که بازی کردن برای کودکان امری حیاتی است. بازی به آنها کمک می کند تا مهارتهای اجتماعی،  شناختی، و فیزیکی شان را پرورش دهند و پیوند عاطفی که بین او و شما رشد می کند را تقویت کنند. بازی کردن آنها را به فهم دنیای پیرامون خود قادر می سازد، ولی شما باید مراقب باشید که این قبیل بازی ها برای سطح پیشرفت شان خیلی پیچیده نباشد،  درغیر اینصورت ناامید شده و با شما مشغول نخواهند شد.

در مورد خلاقیت کودکان بیشتر بخوانید: ده روش برای پرورش کودکان خلاق
کودکان در دوازده ماه اول حواس خود، مخصوصا لامسه را برای کشف پیرامونشان بکار می برند. کمی برای آنها زمان می برد تا حل کنند چطور اغلب چیزهای غریبه ی پیرامونشان را با انگشتانشان بگیرند و با استفاده از دهان و زبانشان درگیر اکتشافات بسیار خود شوند. بینایی شان در حال کامل شدن است، اما می توانند تضادهای بین رنگی قوی و رنگهای روشن را ببینند.از این رو که حافظه شان کاملا شکل نگرفته با بارها و بارها تکرار ساده ترین کارها خوشحال می شوند. همچنین آنها درباره پایداری شی یاد می گیرند:که چیزی می تواند مادام وجود داشته باشد، حتی وقتی خارج از دید باشد.

اسباب بازی هایی با بافت و رنگ و صداهای متفاوت برای کودکان این رده سنی، ایده آل هستند. چون که اسباب بازی ها به ناچار در دهان آنها قرار خواهند گرفت، باید اطمینان حاصل کنید که آنها محکم و فاقد لبه های تیز باشند، نیز بتوانید براحتی تمیزشانکنید و مرتبا چک کنید که خراب نشده باشند.

اگر درآمد کافی دارید، می توانید چندتا اسباب بازی ساده را کنار هم بگذارید مثلا یک بطری را با برنج و چند شی ریز پر کنید تا بچه ها به جستجوی آنها در داخل بطری مشغول شوند.سطلهای ماست خالی اسباب حمام ایده آلی برای بچه ها است –می توانید سوراخهایی در ته ظرفها تعبیه کنید که برایشان بیشتر سرگرم کننده باشد.حتی بچه می تواند با صدا، طعم و بافت کاغذ های بسته بندی، بی اندازه سرگرم شود.

مطالب بیشتر در زمینه کودک و اسباب بازی: کلیک کنید: پنج روش برای مدیریت وسایل و اسباب بازی های کودک شما

برای بازی کردن همیشه اسباب بازی لازم نیست. اطفال این سنین عاشق قایم باشک هستند، و شعرهای مهدکودکی همیشه در درجه اول قرار دارند. آنها همراه با چهره ی انسانی همیشه مجذوب کننده اند و از تماشای حالات شما شاد می شوند. بگذارید خودشان را در آینه نگاه کنند و از تماشای کودک “دیگر” توی آینه سرگرم شوند. (آنها تا حدود شش ماهگی تشخیص نمی دهند که آن تصویر، انعکاس خودشان در آینه است)

بازی کردن،طریقی حیاتی برای رشد مهارت های بچه ها در زندگی پیش رویشان است و انتخاب درست اسباب بازی ها کلیدی پایه ای برای این رشد و پیشرفت خواهد بود.

بازی و فعالیت های خلاقانه: پیش دبستانی ها

تشویق پیش دبستانی ها به بازی خلاقانه

بسیار مهم است که زمان کافی، ابزار لازم و فضا در اختیار پیش دبستانی ها بگذارید تا افراد خلاقی شوند.

بچه های پیش دبستانی دوست دارند در بازی های خلاقانه، خودانگیخته باشند، بنابراین خوب است که با آنها همراه  باشید و بگذارید آنچه می خواهند انجام دهند. ولی زمانهایی هم خواهد بود که بچه از شما خواهد خواست با او مشغول بازی شوید و راهنمایی اش کنید. اگر فعالانه درگیر بازی شوید مهارتهای کودکتان را پرورش داده و چه بسا چیزهای بیشتری بفهمید.

دادن این پیام که بیشتر از یک راه برای انجام امور وجود دارد واجد اهمیت است. مثلا برای کشیدن نقاشی یک آدم، ساختن قلعه شنی، یا نواختن طبل، بیش از یک راه وجود دارد. این کار به بچه ها می فهماند که مجبور نیستند مطابق تصورات فرد دیگری جلو بروند و می توانند راه خودشان را در پیش بگیرند.

ابزار ساده می تواند تخیل کودک شما را تحریک کند و به بازی غیرمعمول تشویقش کند. کتابها، سی دی ها، ابزار نقاشی، وسایل صدادار، خمیر بازی و بلوکهای چوبی همگی نمونه های خوبی اند.

و گستره ی وسیعی از ابزار  و مصالح می تواند حس لامسه فرزندتان را رشد دهد. بله! نقاشی با انگشت، کثیف کاری است، ولی فعالیت بسیار بزرگی برای رشد حسی می باشد.

اهمیت دارد که کودکتان را برای ادامه دادن و به پایان رساندن کارهای فنی اش تشویق کنید. اما همان موقع که فرزندتان اعلام کرد که کار تمام شده، پس تمام است!

و هرچه کارهای هنری و اشکالی که کودکتان ارائه می دهد، با توصیف و تحسین، ستایشش کنید. برای نمونه “عاشق نقاشیت شدم. تو واقعا بلدی رنگها رو چطور کنار هم بیاری”. این کار حس ارزشمند بودن در وجود او را زیاد کرده و او را تشویق می کند تا بازی خلاقانه در پیش بگیرد.

کودکان می توانند ذاتا خلاق باشند و این ما هستیم که با این خلاقیت اجازه بروز و زایش را می دهیم.

فعالیتهای خلاق: هنرهای تجسمی و سازه ها

همیشه لازم نیست که برای کودکتان وسایل بازی جدید فراهم کنید.استفاده از اشیاء روزمره، وسایلی که همیشه همراه دارید، شیوه ماهرانه ای برای تشویق به پیشرفت خلاقیت است.

  • یک جعبه مقوای خالی برای ساخت خانه، روبات، کامیون، حیوان و… استفاده کنید–هرآنچه که کودکتان بدان مشتاق است. بایستی جعبه را برش دهید، به چیزها چسب بزنید یا رنگ آمیزی شان کنید.
  • روبانها و نوارهای ابزارهای مختلف را روی کاغذ یا جعبه مقوا بچسبانید.
  • روزنامه های قدیمی، چسب و آب، همگی چیزهایی اند که برای ساخت ماکت مقوایی نیاز دارید، با این وجود کودکتان نیاز به کمک خواهد داشت.
  • رولهای خالی توالت یا بطری های کوچک خالی آبمیوه را برای ساختن یک خانواده بکار ببرید. روی صورتشان نقاشی کنید، رویشان لباس کاغذی بچسبانید و برای موهایش از پنبه استفاده کنید. کودکتان می تواند این اسباب بازی های جدید را برای خلق داستانهایش بکار بگیرد.
  • از مواد طبیعی و در دسترس استفاده کنید. مثلا در پاییز برگهای ریخته شده را برای نقاشی جمع اوری کنید، مثل دسته کاغذی به هم وصلشان کنید، در رنگ فرو ببریدشان و…
  • از درپوشهای کوچک پلاستیکی، قابهای شیرینی پزی و دیگر “نخ و ریسمانها” برای ساخت جواهرات استفاده کنید.
  • یک “جعبه شلوغ” پر از چیزهایی مثل سیم و کاغذ رنگی، جعبه های خالی غذا و فنجانهای پلاستیکی در خانه نگه دارید.

برای مطالعه بیشتر در زمینه فعالیت ها و بازی های خلاق، کلیک کنید: ده روش برای پرورش کودکان خلاق

ایده بازی خلاق: حیوانات لکه ای بکش

شما نیاز خواهید داشت به:

  • یک سفره پلاستیکی یا روزنامه های کهنه
  • یک برگ بزرگ کاغذ
  • رنگ

روی میز یا سطح کار را با سفره یا روزنامه بپوشانید. برگ کاغذ را از وسط تا کنید سپس بازش کنید. بگذارید کودکتان لکه های رنگی روی نصف طرف کاغذ بکشد، سپس تا وقتی که لکه های سطح کاغذ هنوز خیس و روان است، نصف دیگرش را روی آن تا کنید.

کاغذ را به دقت برگردانید تا … یک حیوان خیالی بالدار ظاهر شود! کودکتان را تشویق کنید تا جزیئیات آن را به تصویر اضافه کند– مثلا نقاط، شاخکها، پاها، یک کلاه، شاید حتی یک گرز!

بگذارید کودکتان برای حیوان بالدارش یک اسم بگذارد سپس کمکش کنید اسمش را روی کاغذ بنویسد.

برای کارهای هنری کودکتان یک گالری هنری خانگی بسازید. دیوار آشپزخانه یا تابلوی اعلانات برای الصاق تصاویر و نقاشی ها بهترین گزینه است. می توانید از کودکتان بخواهید تا هرهفته نقاشی خاصی را برای قاب کردن در مرکز گالری انتخاب کند. این امر نشان میدهد که برای آنچه کودک پیش دبستانی تان می‌آفریند ارزش قائلید.

فعالیتهای خلاق: نمایش

  • بجای دور انداختن لباسهای کهنه، برای ایفای نمایش یک جعبه یا کیف لباس تدارک ببینید. کهنه فروشی ها نیز منبع بزرگی از لباسها و پوشیدنی‌های ارزان و غیرعادی هستند. شما می توانید هم اکنون و بعدها کودکتان را با گذاشتن چیزی جدید در جعبه غافلگیر کنید.
  • پرده های نمایش بازی و آواز و حرکات نمایشی را از چیزهایی داخل در زندگی روزانه انتخاب کنید. مثلا نقش دکتر، مادر، پدر، مغازه دار، آتش نشان–هرچه که فرزندتان دوست دارد. احتمالا از اینکه کودکتان مردم و اتفاقات را در زندگیتان چطور می بیند شگفت زده بشوید.
  • موقع داستان، کودکتان را تشویق کنید تا نقش‌هایی از یک داستان را با حرکات و صدا اجرا کند. برای مثال، کودکتان می تواند مدعی شود که یکی از هیولاهای چیزهای وحشی کجا هستند باشد. بکار گرفتن حرکت و ایفای نقش در واکنش به داستان کمک می کند مهارتهای ارتباطی کودکتان تقویت شود و چیزها را در جهان واقعی بشناسد.

فعالیتهای خلاق: موسیقی، حرکت و رقص

  • یک قابلمه با درب و قاشق تهیه کنید –در این صورت کودکتان وسایل طبل کوبی خواهد داشت.
  • هیچ چیز مثل حیوانات برای بچه ها جذاب نیست. کودک شما از حرکت کردن مثل حیوانات لذت می برد و صدای حیوانات را درمی آورد.
  • سی دی محبوب خود یا کودکتان را بگذارید. با یکدیگر شروع به رقص کنید، و ببینید چه تعداد حرکات رو می شود. نه تنها این کار، سرگرم کننده است، که تمرین خوبی هم هست.
  • با کودکتان رژه بروید، پا بر زمین بکوبید، جست و خیز کنید، سر بخورید و چرخ بزنید. تماشای پیشرفت کودکتان با پرش و رقص می تواند به شما بگوید چگونه آگاهی و کنترل بدن کودکتان کامل می شود.
  • کمک کنید کودکتان حس ریتم با آواز را پرورش دهد، آوازها و ریتم هایی مثل تاب تاب عباسی، آی قصه قصه قصه، عمو زنجیرباف و …
  • کمی شوخی و خنده وارد کنید تا حس خوشی به بچه پیش دبستانی بدهید .با رقصهای تازه و بامزه شوخی کنید و چرخ بزنید.

در مورد خلاقیت بیشتر بخوانید: هفت راه برای ایجاد و افزایش خلاقیت در کودکانتان

ایده بازی خلاق: بیا موزیک بسازیم

شما به تعدادی ابزار دست ساز یا خریداری شده نیاز خواهید داشت. ابزار دست ساز می تواند شامل ماهیتابه، قاشق، طبل، بطری های پر شده از برنج، پاستا و شکر، صفحات کاغذی باحلقه های پوشش فلزی یا درپوش بطری هایی باشد که لبه هایش یکپارچه باشد.

ابزار را روی کف اتاق قرار بدهید و با صدای بلند (مثل یک فیل) و به نرمی (مثل یک گربه)، سریع (مثل یک موش)، و به آهستگی (مثل یک لاک پشت) با آنها بازی کنید. کودکتان را تشویق کنید تا شیوه ی شما را با ابزار تقلید کند.

بگذارید کودک پیش دبستانی تان با ابزار بازی، با صدای بلند، به نرمی، چابک، و کند بازی کند. داستانهایی با صوت سرهم کنید.

خوب است زندگی کودکتان  شامل تعدادی “تقدیرنامه هنری” باشد. چه این هنر؛ موزیک باشد یا نمایش یا تصاویر، شما می توانید کودکتان را تشویق کنید تا درباره آنچه خوشش می آید و جزو بخشهای محبوبش است حرف بزند. چرا با همدیگر از یک گالری هنری محلی یا نمایشگاه دیدار نکنید و درباره انچه دیده اید حرف نزنید؟

برای ایده های خلاقانه بیشتر با سایت ما همراه باشید

کودک خود را به ما بسپارید

کودک خود را به ما بسپارید

گاهی اوقات کودکان مانند بزرگترها به درمان های روحی و روانی نیازمندند. روان درمانی کودک می تواند به آنها کمک کند که مهارت های حل مسئله خود را گسترش دهند. علاوه بر آن کودکان شما از سنین ابتدایی می آموزند که کمک حرفه ای گرفتن از متخصصین حوزه سلامت روان چه ارزشی دارد.

یک درمانگر خوب می تواند به کودکان و خانواده ها در رفع استرس ها و مشکلات رفتاری و هیجانی شان کمک کند و به آنها بیاموزد که چگونه مشکلات خود را مدیریت کند.

خیلی از کودک ها در زمینه مدیریت کردن استرس های مدرسه مثل: انجام تکالیف، اضطراب امتحان، فشار همسالان و سر و کله زدن با مراجع قدرت مشکل دارند. همچنین در حیطه خانواده نیز مسائلی چون طلاق، جابجایی یا بیماری اعضای خانواده و تحولات بزرگی از این دست وجود دارد که می تواند کودک شما را نیازمند به مشورت با یک متخصص کند.

آیا فرزند شما باید با یک درمانگر دیدار داشته باشد؟!

بهتر است این طور پاسخ دهیم، اتفاقات مهم زندگی: مانند مرگ یکی از اعضای خانواده، دوست یا حیوان خانگی، طلاق یا جابجایی، سوء استفاده بدنی، آسیب یا یک مریضی جدی در خانواده می تواند منجر به استرس و نهایتاً مشکلات رفتاری و تغییراتی در وضع روانی، خواب، اشتها و فعالیت های اجتماعی و عملی کودک شما شود.

هر چند در بعضی از موارد، واضح نیست چه چیزی باعث می شود که به یکباره یک بچه گوشه گیر، نگران و مضطرب، رنجیده، عبوس یا گریان به نظر برسد ولی اگر شما احساس می کنید فرزندتان شاید یک مشکل رفتاری  یا احساسی – هیجانی دارد یا نیاز به کمک در زمینه مدیریت حوادث مشکل زندگی دارد به غریزه تان اعتماد کنید!

علائم اساسی که باید در کودک خود دنبال کنید و ساده از آن نگذرید

  1. تأخیر رشدی در گفتار، زبان یا تعلیم دستشویی رفتن
  2. مشکلات مربوط به توجه و یادگیری (ADHD)
  3. مشکلات رفتاری (مانند خشم بیش از حد، رفتارهای در هم گسیخته، شب ادراری یا اختلال خوردن)
  4. افت شدید در نمرات به خصوص اگر فرزند شما به طور نرمال نمرات بالایی به دست می آورده
  5. ناراحتی، غم، گریانی یا افسردگی
  6. کناره گیری یا انزوای اجتماعی
  7. کاهش علاقه در فعالیت های لذت بخش قبلی
  8. رفتارهای خشمگین و عصبی (مانند گاز گرفتن، لگد زدن یا ضربه زدن)
  9. تغییر ناگهانی در اشتها (مخصوصاً در نوجوانی)
  10. کم خوابی یا پر خوابی
  11. غیبت یا دیر آمدن به مدرسه (بیش از حد)
  12. نوسانات خلق (به عنوان مثال شادی در یک لحظه و ناراحتی در لحظه بعد)
  13. گسترش یا افزایش مشکلات فیزیکی (مثل سردرد، دل درد و…) با وجود جواب آزمایش های نرمال از سوی پزشک
  14. یک بیماری جدی یا مزمن
  15. نشانه هایی از مصرف الکل، مواد مخدر یا سوء مصرف از داروها
  16. مشکلات تحولی (مانند جدایی، طلاق یا جابجایی)
  17. پیامدهای داغ دیدگی
  18. اختلالات رشدی

با پرستارها، معلم ها و دکترها صحبت کنید

صحبت کردن با پرستارها و معلم هایی که به طور منظم با فرزندتان در ارتباط هستند بسیار مفید است. آیا فرزند شما در کلاس درس توجه لازم دارد و تکالیف و وظایفش به موقع حاضر است؟ رفتارش در ارتباط با همسالانش چگونه است؟ آیا سازگاری لازم با محیط های اجتماعی دارد؟

تا جایی که امکان دارد اطلاعات مفید در ارتباط با چگونگی فرزندتان بیرون از محیط خانه یا در حضور غریبه ها به دور از اعضای خانواده جمع آوری کنید. این اطلاعات می تواند به درمانگر کودکتان در راستای اهداف درمانی اش کمک بسزایی بکند.

چگونه یک متخصص بالینی واجد شرایط که تجربه کار کردن با بچه ها و نوجوانان را دارد پیدا کنید؟

در حالی که تجربه و تحصیلات مهم هستند، باید بدانید که پیدا کردن یک مشاور که فرزندتان در حضور او احساس راحتی کند، به او اعتماد کند و بتواند با او ارتباط برقرار کند نکته بسیار مهمی است که نباید از آن غافل باشید.

زمانی که در حال جستجو برای یک درمانگر شایسته برای فرزندتان هستید به نکات زیر توجه کنید:

  1. آیا درمانگر مجوز برای کار کردن در حوزه مشکل شما را دارد (مدارک تحصیلی، سوابق کار، گواهی نامه ها و از همه مهمتر مراکز معتبر که تحت نظارت سازمان های علمی و روانشناسی هستند نشانه های خوبی برای این است که یک درمانگر آیا صلاحیت کار کردن در حوزه های علمی خود را دارد یا خیر؟ بنابراین هرگز به افرادی که بدون تابلوی مجوز رسمی کار می کنند اعتماد نکنید).
  2. چه مدت درمانگر با کودکان و نوجوانان کار کرده است؟
  3. آیا کودک شما رفتار درمانگر را دوستانی تلقی کرده است؟!
  4. آیا در مواقع اضطراری، می توانید از طریق تلفن با ایشان در ارتباط باشید؟!
  5. درمانگر در چه زمینه ای از درمان تخصص دارد؟

باید به این نکته توجه کنید که پیدا کردن درمانگری که با شما و فرزندتان و نیازهای درمانی او مطابقت دارد ضروری است، بنابراین از جستجو دست برندارید!

نکته قابل توجه دیگر این است که همانند دیگر تخصص های پزشکی، روان درمانگرها انواع مختلفی از گواهی نامه ها و تخصص ها را دارند. به عنوان یک قانون کلی درمانگر فرزند شما باید یک درجه تخصصی در زمینه سلامت روان (روان شناسی، مددکاری، نوروتراپی یا روانپزشکی) را داشته باشد.

روانپزشکان چه کسانی هستند؟

روانپزشکان (MD یا DOS) پزشکان طبی هستند که به طور حرفه ای در زمینه مشکلات روحی و روانی آموزش دیده اند و برای حل معضلات خلقی، عاطفی و روانی دارو تجویز می کنند.

روانشناسان چه کسانی هستند؟

روانشناسان بالینی (PhDS و PSDS یا EolDS) درمانگرانی هستند که درجه فوق لیسانس یا دکترا در زمینه روان درمانی دارند. آنها تخصص های زیادی در زمینه برخورد با کودکان و نوجوانان و خانواده هایشان دارند. روانشناسان ممکن است به مراجعه کنندگان در زمینه مدیریت مصرف داروهایشان کمک کنند اما دارو تجویز نمی کنند.

نوروتراپیست ها چه کسانی هستند؟

عصب درمانگرها روانشناسان آموزش دیده ای هستند که از تکنولوژی های نوین درمانی همانند بیوفیدبک، نوروفیدبک، تی – دی – سی – اس و… برای درمان اختلالات کودکان، نوجوانان و بزرگسالان استفاده می کنند.

از کجا شروع کنیم؟

به باور ما مرحله و گام اول درمان مناسب برای فرزندتان مراجعه به یک روانشناس است. روان درمانگر متخصص بعد از انجام آزمایش های لازم (شامل تست های روانی، خلقی و هویتی) و انجام مصاحبه بالینی اقدام به تشخیص گذاری اختلال فرزندتان خواهد کرد و سپس به شما توصیه خواهد کرد که از کدام یک از متخصصین فوق (روانپزشک، روان درمانگر و یا نوروتراپیست) کمک بگیرید.

خانواده درمانی چیست و از چه زمانی ضرورت پیدا می کند؟!

زمانی که یک کودک یا نوجوان مشکل رفتاری دارد، خانواده درمانی می تواند برای برقراری ارتباط خوب اعضای خانواده با یکدیگر و کمک به حل مشکلات کودک و یا نوجوان شما بسیار کمک کند. هرگز فراموش نکنید که مشکلات روحی و روانی فرزند شما گاه به خاطر نابسامانی های داخل خانه و معضلات ارتباطی یا خلقی بزرگسالان شکل گرفته است. بنابراین همکاری اعضای خانواده برای حل معضلات و ایجاد محیطی امن و جوی آرام بسیار حائز اهمیت است.

چگونه کودکم را برای جلسه اول درمان آماده سازم؟

شما ممکن است نگران باشید که وقتی به فرزندتان ابراز می کنید که در آینده نزدیک با یک درمانگر ملاقات دارد، ناراحت یا خشمگین نشود.

اگر چه در برخی موارد این اتفاق رخ می دهد ولی این امر بسیار ضروری است که با فرزندتان در مورد این که چرا او قرار است با یک درمانگر ملاقات داشته باشد، صادق باشید.

اگر چه در طول جلسات این موضوع روشن خواهد شد ولی این که شما فرزندتان را برای این ملاقات آماده کنید بسیار مهم است.

به کودک تان توضیح دهید که این ملاقات، شبیه مراجعه به دکترهای فیزیکی و طبی نخواهد بود. برای آنها شرح بدهید که این نوع از دکترها با بچه ها و خانواده هایشان برای این که مشکلاتشان را حل کنند و احساس بهتری داشته باشند صحبت می کنند، بازی می کنند و راه حل های خوبی را یادشان می دهند.

بچه های بزرگتر و نوجوانان ممکن است نیاز به شنیدن این امر داشته باشند که تمام گفته های آنها با درمانگر محرمانه باقی خواهد ماند و هرگز با افراد دیگری مثل والدین، معلم ها و دوستان بدون اجازه آنها در میان گذاشته نمی شود.

دادن این اطلاعات به فرزندتان قبل از قرار ملاقات اول می تواند از اساس تنهایی و طرد شدن فرزندتان جلوگیری کرده و این اطمینان خاطر را برای آنها فراهم می کند که قرار است تمام اعضای خانواده برای حل مشکلات پیش آمده با هم کار می کنند.

جو حمایتی را فراموش نکنید

زمانی که فرزندتان با مسائل خلقی و عاطفی در حال سر و کله زدن است، به آنها خوب گوش دهید، آنها را قضاوت نکنید و مورد حمایتشان قرار دهید. فراموش نکنید که خیلی از بچه ها قادر به بیان دقیق ترس ها و احساساتشان نیستند، پس تا می توانید صبور باشید.

حتماً زمانی را برای صحبت کردن فرزندانتان در ارتباط با ترس ها و نگرانی هایشان به آنها اختصاص دهید. برای خوب گوش دادن، تلویزیون را خاموش کنید، موبایل تان را کنار بگذارید، دست های او را بگیرید و به او اطمینان خاطر دهید که او در اولویت برنامه های شما قرار دارد.

چند پند خوب

  1. تا جایی که می توانید، هر چند وقت یک بار مستقیم و آزادانه با فرزندانتان صحبت کنید.
  2. عشق و محبتتان را به فرزندتان نشان دهید.
  3. با مراقبت از نیازهای جسمی و روحیتان یک الگوی خوب برای کودکان خود باشید.
  4. در مواقع لزوم از همسرتان، اعضای خانواده درجه یک، معلم و دکتر فرزندتان درخواست کمک و حمایت کنید.
  5. جمع های سرگرم کننده و شاد داشته باشید تا جو حمایتی و ارتباطی خانه مطلوب باشد.
  6. هر چند وقت یک بار با درمانگران در تماس باشید.
  7. به ارتباط میان درمانگر و فرزندتان احترام بگذارید و در موارد غیر ضروری سرک نکشید و جو اعتماد میان آنها را مختل نکنید.

سخن آخر

با تشخیص به موقع مشکلات و درخواست به موقع کمک می توانید به فرزندتان قبل از ریشه دار شدن و شکل گیری آسیب های جدی روانی و فیزیکی در آنها کمک کنید.

با اقدام به موقع و عاقلانه خانواده خود را از سختی ها و نا امنی ها دور کرده، به سمت زندگی شاد و سالم سوق دهید.

فرزند شما حق دارد سالم، جسور، موفق و شاد باشد.

ده فایده  قصه گویی برای کودکان

به عنوان یک والدین مسئول شما هر چند وقت یکبار برای کودکان خود قصه می خوانید؟ امروز پاسخ این سوال به ندرت و یا هرگز خواهد بود. این روزها با توجه به مشکلات عدیده و فشارهایی که والدین در نزدگی متحمل می شوند به ندرت می توانند برای کودکان خود قصه بخوانند. کمبود اوقات فراغت، وجود تکنولوژی های جدید پیچیدگی ها و مشکلات عدیده ای که خانواده ها با آن دست و پنجه نرم می کنند باعث شده که تقریبا هنر قصه خوانی در این میان از دست برود.

قصه گویی برای کودکان باعث افزایش سطح هوش اجتماعی آنها و نقشی اساسی در شکل دهی به شخصیت انها دارد. قصه گویی سنتی است که از قدیم وجود داشته و والدین و اجداد ما همواره برای کودکانشانن قصه می گفتند این سنت اکنون نیز به ما رسیده است

اما هنر قصه گویی چیست؟

امروزه والدین راحت تر هستند که اجازه دهند کودکانشان قبل از خواب کارتون مورد علاقه شان را ببینند تا اینکه بخواهند در کنار تختشان بنشینند و برای انها قصه بخوانند تا وقتی که کودکشان بخوابد. اما این قصه خواندن در کودکان لذت خاصی ایجاد می کند و این مسئله بسیار اهمیت دارد که شما برخی شب ها برای کودکانتان وقت بگذارید و برای او قصه بخوانید.

قصه خوانی مانند خواندن یک کتاب کار بسیار ساده ای است.. اگر شما آن قدرها وقت ندارید می توانید قصه ای را که حفظ هستیدبرای کودکتان تعریف کنید و یا خاطرات دورن کوودکی خود را برای او بخوانید. مزایای بی شماری در قصه خوانی برای کودکان وجود دارد به خصصوو کودکانی که در سنین قبل از مدرسه و مهد کودک هستند.

10 فایده قصه گویی برای کودکان

در اینجا ده مزیتی که قصه خوانی برای کودکان دارد بیان می کنیم که شما به عنوان والدین مسئول نمی تواندی از آنها چشم پوشی کنید.

۱- اخلاقیات را به کودک شما می آموزد.

کودکان در سر تا سر دنیا  عاشق گوش دادن به قصه ها هستند. آنها می خواهند که دربارۀ شخصیت های مورد علاقه شان بیشتر بدانند و اغلب تلاش می کنند که خود را در نقش آنها قرار دهند و از آنها تقلید کنند. با گفتن قصه هایی که در آنها مفاهیم اخلاقی و انسانی وجود دارد شما می توانید ویژگی مثبت انسانی مثل شجاعت، صداقت و دانایی ر در وجود او از همان سنین پایین نهادینه کنید.

۲- قصه گویی آنها را از اصول فرهنگی و ریشه های اعتقادی تان آگاه می کند.

خواندن قصه و تعریف کردن خاطرات کودکی تان، فعالیت ها و سرگرمی هایی که در زمان کودکی داشتید و جشن ها و مراسمی که در آن شرکت می کردید باعث می شود فرزندتان با فرهنگ خانوادگی و آداب اجتماعی که قرار است در آن بزرگ شود بیشتر آشنایی پیدا کندو تفاوت فرهنگ و سنت های رایج را با یکدیگر بشناسد.

شنیدین داستان هایی دربارۀ دیگر اعضای خلانواده به آنها کمک می کند تا شناخت بهتری از اجداد و نیاکان خود پیدا کنند.

۳- مهارت های کلامی انها را افزایش می دهد.

خواندن داستان برای فرزندتان باعث می شوود که مهارت های کلامی انها افزایش پیدا کند. و همم زمان که او کلمات و عبارات جدید یاد می گیرد با پیچیدگی های زبان نیز آشنایی پیدا کند. هم چنین قصه خوانی کمک می کند که طبق یک الگوی منظم نحوۀ تلفظ کلمات و عبارات را نیز به فرزندتان بیاموزید.

۴- مهارت های شنیداری را افزایش می دهد.

اکثر کودکان به محدوده ی کوچکی از اتفاقات می توانند توجه کنند و اغلب نمی توانند برای طولانی مدت روی چیزی تمرکز کنند. هم چنین آنها ترجیح می دهند که بیشتر صحبت کنند تا اینکه بخواهند گوش دهند. خواندن قصه برای کودکان نه تنها باعث می شد دقت آنها افزایش پیدا کند بلکه نسبت به گوش دادن و فهم مطالب نیز حساس تر می شوند.

۵- قدرت تخیل، تصویر سازی و خلاقیت آنها را افزایش می دهد.

گوش دادن به قصه باعث می شود کودک شخصیت های داستان، مکان و طرح کلی داستان را به جای اینکه به صورت فیلم و یا کارتون مشاهده کند در ذهن خود بیاورد و آنها را تصور کند. این مسئله باعث می شود که قدرت خلاقیت و تصویر سازی آنها افزایش پیدا کند و ذهنشان برای فکر کردن و تجسم اتفاقات با محدودیتی روبه رو نخواهد شد.

۶- ابزاری عالی برای تقویت حافظه

شما می توانید با استفاده از ایده های هوشمندانه حافظۀ کودک خود را تقویت کنید. زمانی که شما برای کودکتان قصه ای را خواندید بعد از چند روز از او بخواهید که این قصه را برای شما تعریف کند. و یا از او بخواهید که ادامۀ داستان را خودش تعریف کند این روش باعث می شود که حافظۀ او تقویت شود و سطح تمرکز او نیز افزایش پیدا کند.

۷- محدوده ی فکری کودک را گسترده می کند

کودکان اغلب با فرهنگ ها و آداب و رسوم کشورهای مختلف درجهان آشنایی ندارند و با مردم انها رو به رو نمی شوند ولی شما با گفتن قصه هایی از فرهنگ ها و آداب و رسوم کشورهای مختلف جهان می توانید ذهن کودک خود را نسبت به مکان ها و مردمانی که در کشور های دیگر زندگی می کنند باز کنید سعی کنید قصه های مربوط به دیگر کشورها را برای او تعریف کنید تا سطح درک و فهم او را افزایش داده و محدودۀ فکری او را نسبت به جهان گسترده تر کنید.

۸- قدمی ابتدایی برای یادگیری آکادمیکی

قصه گویی برای کودکان می تواند قدمی ابتدایی برای یادگیری های آکادمیکی باشد. بسیاری از کودکان عادت دارند که کارها را از روی عادت یاد بگیرند و فهم درستی از آن ندارند. قصه گویی به صورت فعالیتی منظم می تواند باعث شود که کودک شما از آن چیزی که می شنود درک درستی داشته باشد و از آن لذت ببرد. قصه خوانی هم چنین به آنها کمک می کند که در صحبت کردن مسلط شوند. خواندن و گوش دادن مرتب باعث می شود که آنها به سخنران های مسلطی تبدیل شوند.

۹- توانایی ارتباط برقرار کردن آنها را بهبود می بخشد.

گاهی اوقات کودکان در سئوال پرسیدن مردد هستند حتی اگر ذهن آنها مملو از سوال و کنجکاوی باشد. قصه گویی هنر درست سوال پرسیدن را به کودکان می آموزد. هم چنین به آنها یاد می دهد چگونه یک گفتگو را به خوبی شروع کنند و اعتماد به نفس آنها را بالا می برد. خواندن و گوش فرا دادن به صورت مداوم توان سخنوری آنها را نیز افزایش می دهد.

۱۰- به کودک کمک می کند که با آرامش بیشتری با مشکلات رو به رو شود.

قرار گرفتن در موقعیت های سخت و مشکل باعث می شود که کودکان احساس سردرگمی بکنند. داستان هایی که در آن قهرمان ها با مشکلات سخت و پیچیده مواجه می شوند می تواند به کودکان کمک کند که این مسئله را بهتر بفهمند و در مقابل مشکلات قوی تر باشند. داستانت هایی را برای کودک خود تعریف کنید که کودک از آنها بیاموزد رنج و سختی قسمتی از زندگی است همانگونه خوشی و شادی بخشی از زندگی است. این داستان ها باعث می شود که کودکتان در مقابل موقعیت های مختلف و سختی های زندگی مقاوم تر شود و به صورت منطقی برخورد کند.

برای دسترسی به اطلاعات بیشتر در زمینه قصه گویی و بازی های مرتبط می توانید به سایت kodakonojavan.com مراجعه نمایید.

علت واقعی دندان قروچه شما

استرس یا مشکل تنفس در خواب؟

دندان قروچه تا همین اواخر در میان پزشکان و دندانپزشک ها یک موضوع ناشناخته بوده است. یک نظریه در این زمینه این بود که دندان قروچه در اثر استرس ایجاد می گردد، اما این تئوری توضیح نمی دهد که چرا جنین ها در رحم ها دندان قرچه می روند و از اینرو  دندان قروچه در میان دندان پزشک ها،  پزشکان و محققان به عنوان یک راز باقی مانده است .

اما در زمان حال با توجه به جدیدترین تحقیق ها اذعان شده است که دندان قروچه یک نوع واکنش غریزی می باشد که به ما برای زنده ماندن کمک می کند .

این تحقیق قدرتمند جدید نشان داده است که چگونه ما دندون قروچه را درمان می‌کنیم و چگونه در مورد تشخیص  نفس تنگی در خواب فکر می کنیم.

چرا شما در شب دندون قروچه می کنید.

مغز در طول شب، درگیر چرخه های خواب عمیق و سبک می باشد.

وقتی مغز به خواب عمیق نزدیک می شود، کل عضلات در بدن بایستی به طور کامل رها و شل شوند . این کار به راحتی سبب مشکل برای مسیر هوا می گردد – فک سنگین است و به راحتی مسیر هوا و زبان را مسدود می کند ، وقتی به طور کامل رها و شل  می گردد، تقریبا دو برابر اندازه اش انبساط می یابد تا بهمین نحو مسیر هوا را ببندد.

محققان به بررسی اسکن های مغزی افراد دارای انسداد جزیی در مسیر های هوا پرداختند در حالی که آنها خواب بوده اند و آنچه نظر محققان را جلب کرده بود در واقع دندان قروچه در خواب بود که مسیر هوا را باز کرده بود و شرکت کنندگان در مطالعه یک بار دیگر فرصت تنفس یافتند .

به محض این که یک چیزی به انها داده شد تا در کل طول شب مسیر هوا اشان را باز نگه دارند – شبیه دستگاه CPAP یا تجهیزات دندانی که فک را در محل خود نگه می دارند، زبان و فک باعث مسدود شدن مسیر هوا نمی شدند – دندان قرچه آنها و هم چنین آپنه آ (خفگی در خواب) و قطع تنس در خواب متوقف شده بود.

دندان قروچه در خواب

پیامد های واقعی دندان قروچه

اگر دندان قروچه آنچیزی است که ما بخدمت می کند از اینرو ایراد اش چیست ؟

در حالی که دندان قروچه برای نجات ما در شب موثر است اما یک سری پیامد ها را برای مختل کردن خواب در هر شب دارد.

اگر شما دندان قروچه دارید پس به خوبی نمی خوابید. شما حتی با تنگی نفس جزیی در خواب در وضعیت بدی بیدار می شوید. کشیده شدن عضلات برای دندون قروچه باعث خارج شدن بدن از حالت خواب عمیق می گردد و کل مزیت هایی که خوابیدن برای سلامتی دارد از خواب عمیق ناشی می گردد. اخواب عمیق قسمتی از خواب است که هورمون رشد بدن ( HGH ) رها می شود، فرآیند پیری معکوس می گردد ، پوست سفت می شود ، حافظه افزایش می یابد ، چربی می سوزد و ماهیچه ساخته می شود و بیماری های نظیر آلزایمر به طور بالقوه از بین می روند. عدم درمان تنگی نفس در خواب می تواند پیامد های جدی و کاهنده عمر شبیه فشار خون بالا ، بیماری قلبی ، سکته ، تصادفات خودرو ، دیابت ، افسردگی ، اضطراب و افزایش وزن داشته باشد .

آسیب ها به دندان و اتصال فک. دندان هایتان در طول سال‌ها دندان قروچه کردن آ سیب می بینند، سبب پوسیدگی دندان شده و به درد دایمی آرواره و آسیب به آرواره منجر می گردند .

محافظ دهان بعضی چیز ها را بدتر می سازد. محافظ دندان در محل قرار داده می شود تا از دندان قروچه  محافظت نماید. اما از انجایی که فک را جابجا می کند می تواند خود منجر به بسته شدن راه هوا گردد.

دندان قروچه در خواب : هشدار جدید برای تنگی نفس در خواب

دندان قروچه یک شاخص جدید برای تنگی نفس (آپنه آ) می باشد.

اگر شما دارای دندان قروچه هستید، استاندارد جدید مراقبت می گوید که مسئله شما در ارتباط با خواب است چون احتمالا دارای اپیزود های تنفس مختل در طول شب هستید و کل مزیت های سلامتی خواب مرحله عمیق را از دست می دهید.

حتی اگر شما سالم هستید در آن صورت همه می دانند تنگی نفس در خواب تا حد زیادی باعث افزایش ریسک فشار خون ، سکته ، سرطان ، دیابت ، افسردگی و چاقی در شما می گردد .

مطالعه ای در سوئد براورد کرده است که نیمی از زنان با سن ۲۰ تا ۷۰ سال از اندکی تنگی نفس در خواب رنج می برند – که این مقدار را می توان از کم تا شدید دسته بندی نمود. ایده قدیمی یک مرد میان سال چاق که خروپف می کند، دیگر آنچیزی نیست که در مورد تنگی نفس باید تصور کنیم بلکه علائم تنگی نفس چیزی متفاوت تر می تواند باشد.

گروه های جدید در معرض خطر تنگی نفس در خواب

  • زنان ریزه اندام
  • کودکان با ADHD و دیگر ناتوانایی های یادگیری
  • افراد با گردن بلند
  • افرادی همانند نوزادان که تغذیه پستانی نداشتند .
  • افراد مضطرب و افسرده
  • هر کسی که در شب دندان قروچه دارد

روش جدید برای درمان دندان قروچه

درمان منشا، نه نشانه ها

شما برای درمان دندان قروچه مجبورید تا منشا ایجاد ان را درمان کنید و علت ان مسیر هوایی کوچک می باشد. اگر شما دندان قروچه دارید ، شاید به شما گفته اند که با محافظ دهان بخوابید تا دندان هایتا ن را از قرچ و قروچ حفظ کنید و آن بر اساس درمان های قدیمی تر می باشد.

عدم درمان دندان قروچه به قروچ و قرچ زیاد دندان منجر می گردد و دندان را می پوساند و آسیب بافت های پریودنتال، فک درد و سر درد را ایجاد می کند.

یک دیدگاه جدید این است که شما به منظور درمان دندان قروچه مجبورید تا علت ریشه ای را درمان نمایید که سبب دندان قروچه شما می گردد و مانعی بر سر جریان هوا می باشد .

اگر دارای دندان قروچه هستید، در ابتدا این مشکل بایستی بدلیل  اهمیت اش مورد توجه قرار گیرد که احتمالا شما دارای مسیر هوای باریک می باشید و دلیل دندان قروچه شما این است که شما مسیر هوای از کار افتاده اتان را باز می کنید در حالی که در حال خواب هستید .

در واقع، گذاشتن محافظ دهان برای حفظ شما در برابر دندان قروچه ممکن است حتی ان را بیشتر نماید چون محافظ دهان فک را در وضعیتی قرار می دهد که مسیر هوا می توانست بیشتر از زمانی مسدود گردد که محافظ در دهان شما قرار ندارد.

اکثر افراد نمی دانند که دارای دندان قروچه هستند تا این که دندان پزشک به آنها می گوید.

چگونه بدانید که دندان قروچه دارید؟

  • پوسیدگی دندانتان
  • دندان هایی که پوسیده شده اند ، صاف هستند
  • خوردگی سایشی
  • عضلات سخت
  • آرواره که کلیک می کند

اگر شما دندان قروچه می‌کنید، چه کاری انجام می دهید

با دندانپزشکتان گفتگو کنید. دندانپزشک شما نمی تواند تشخیص دهد – اولویت تشخیص را در اختیار پزشک متخصص خواب قرار می دهد اما داندانپزشک شما می تواند دندان هایتان را برای دندان قروچه بررسی نماید و شروع مسیر هوای شما را در زمانی که برروی قفسه سینه می خوابید در وقت ملاقات بعدی معاینه نماید . یک وسیله زبانی وجود دارد که دندانپزشک شما می تواند برای شما انجام دهد که درحین خواب مسیر هوای شما را باز نگه می دارد.

هفت راه برای ایجاد و افزایش خلاقیت در کودکانتان

بسیاری از مردم گمان می کنند که خلاقیت یک ویژگی بالفطره و ذاتی است که کودکان آنها در هنگام تولد می توانند این ویژگی را داشته باشند یا فاقد آن باشند. همانگونه که همۀ کودکان از سطح هوشی یکسانی برخوردار نیستند همۀ آنها نیز میزان خلاقیت یکسانی ندارند، اما در واقع خلاقیت بیشتر نوعی مهارت است تا یک ویژگی بالفطره و ذاتی و ارتقای سطح آن در کودکان نوعی مهارت برای والدین محسوب می شود، زیرا خلاقیت می تواند کلید موفقیت در هر زمینه ای باشد که ما مشغول فعالیت در آن هستیم. خلاقیت یک عنصر کلیدی در سلامتی، شادی و هم چنین هستۀ اصلی در تمرین کردن و کار با کودکان است. خلاقیت تنها محدود به حوزه های هنری و موسیقایی نمی شود بلکه وجود خلاقیت برای فعالیت در زمینه هایی مثل علوم تجربی، ریاضیات نیز ضروری است و حتی به نوعی با سطح هوش اجتماعی و هیجانی نیز مرتبط می باشد. افراد خلاق اکثرا انعطاف پذیرتر هستند و از پس مشکلات به راحتی بر می آیند و این ویژگی آنها را قادر می سازد که خود را با پیشرفت های تکنولوژی راحت تر منطبق کنند و از مزایایی امکانات جدید بهره مند شوند.

بسیاری از محققان معتقدند که تجربه های کودکی ما به صورت بنیادی مانع گسترش و توسعه ی خلاقیت در وجودمان شده است. کمپانی های تولید کنندۀ اسباب بازی و سرگرمی ها شخصیت کودکان را به شکلی از پیش ساخته شکل داده است بطوری که با تصاویر و طرح ها تصور را مانع می شوند. کودکان دیگر نیازی به تصور یک شمشیر و یک بازی ندارند آنها می توانند جنگ ستارگان بازی کنند که در آن همۀ روش ها و نقش ها از پیش تعیین شده است.

در اینجا ایده هایی را برای افزایش سطح خلاقیت در کودکان ارائه می کنیم:

منابعی را که کودکان برای بروز خلاقیت خود به آن نیاز دارند فراهم کنید.

منبع اصلی در اینجا زمان است. کودکان به زمان زیادی برای برای بازی های بدون ساختار، کودک محور و تصوری نیاز دارند که این مسئله هیچ وابستگی ای با داشتن ابزارهای تجاری و اسباب بازی های مختلف ندارد. فضا نیز هم چنین یکی از منابعی است که کودک شما به آن نیاز دارد. اگر که شما نسبت به توده های خلاقانه در جا جی خانه حساس هستید هستید مکان مشخصی را در اختیار کودکتان قرار دهید تا بتواند وسایل خود را در هم بریزد مثل اتاق کوچکی که در آن لباس عوض می کنید و یا مکانی در گاراژ برای نقاشی کشیدن و یا گوشه ای از اتاق پذیرایی برای لگوها.

اگر دفعه ی بعد کسی تمایل داشت که هدیه ای برای کودکتان بخرد و از شما پیشنهاد خواست از او بخواهید که وسایل هنری، دوربین های ارزان قیمت و یا مصالح ساختمانی بخرد و این ها را در دسترس در سطل اسباب بازی ها قرار دهید که کودکتان بتواند با آنها به راحتی بازی کند.

خانه خود را با آزمایشگاهی برای ایجاد خلاقیت تبدیل کنید،

علاوه بر این شما برای ایجاد محیط های خلاقانه، نیاز دارید که یک اتمسفری و جو خوب برای پرورش خلاقیت ایجاد کنید.

به دنبال حجم بالایی از ایده های مختلف و متفاوت برای افزایش خلاقیت باشید اما اجازه بدهید که کودکانتان ایده هایی را که به ذهنشان می رسد به راحتی مطرح کنند. برای مثال شما می توانید برای تعطیلات آخر هفته ی کودکتان فعالیت ها و ایده های مختلفی داشته باشید و کودکتان را تشویق کنید که فعالیت هایی را که قبلا انجام نداده است برای اولین بار انجام دهد. مشخص نکنید که کدام فعالیت عملی و یا کدام غیر عملی است و اینکه کدام تصمیم بهترین و یا کدام یک بدترین است.

برانگیختن خلاقیت در کودکان

تمرکز فعالیت های خلاقیتی باید روی روی فرآیند باشد: فرآیند تولید ایده های جدید.

کودکان را برای انجام کارهای اشتباه و شکست خوردن در آنها تشویق کنید. کودکانی که مدام ترس از شکست و مورد قضاوت قرار گرفتن توسط دیگران را دارند نمی توانند افکار خلاقانه خود را پرورش دهند و آنها را در سطحی محدود نگه می دارند. اشتباهاتی را که خود اخیرا تجربه کرده اید با آنها در میان بگذارید تا آنها بدانند که اگر مرتکب اشتباهی شدند چندان مسئله ی بزرگی نیست و این ممکن است برای هر انسانی اتفاق بیفتد. خندیدن به خود زمان شکست یکی از عادات شاد زیستن است.

ابتکارات و یا خلاقیت ها را جشن بگیرید. دیوارهای خانه یا اتاق خود را با پوسترها و تصاویر هنری بپوشانید. با کودک خود دربارۀ هنرمندان، موسیقی دان ها و دانشمندان مورد علاقه ی خود صحبت کنید. اگر از تماشای یک اثر هنری و معماری و یا گوش دادن به موسیقی خاصی احساس اشتیاق و علاقه می کنید دربارۀ آن با کودکتان صحبت کنید.

از تکنولوژی های جدید مثل توئیتر و یا دیگر شبکه های اجتماعی استقبال کنید تا کودک شما بتواند به راحتی انتخاب کند، نه اینکه از آنها بترسد و کناره گیری کند.

 به کودکتان آزادی و استقلال عمل دهیدتا بتواند ایده های خود را بیان کند و کاری که می خواهند را انجام دهند.

در واقع به شکلی رئیس مأبانه با آنها رفتار نکنید. سعی کنید ترس خود را از اینکه ممکن است آنها توسط آدم راباها ربوده شوند و یا به دانشگاه معتبری راه پیدا نکنند متوقف کنید. احتمال اینکه انها توسط آدم رباها ربوده شوند بسیار پایین است و رفتن به یک دانشگاه معتبر لزوما به معنای موفقیت فرزند شما نیست!

محدود کننده های بیرونی در صحبت کردن می توانند باعث عدم انعطاف در فکر کردن شوند. طی یک مطالعه، حتی توصیف اینکه چگونه تکلیف انجام شود میزان راه های خلاقانه که کودک برای انجام تکلیف نیاز داشت را کاهش دادند.

کودکان را برای خواندن کتاب های لذت بخش و شرکت در فعالیت های هنری تشویق کنید.

زمان تماشای تلویزیون را محدود کنید تا اتاق به فضایی تبدیل کنید برای انجام فعالیت های خلاقانه مثل تمرین یک نمایشنامه، یادگیری نقاشی و یا خواندن کتابی از نویسنده مورد علاقه کودکتان.

به کودکتان این فرصت را بدهید که افکار واگرای خود را بیان کند و یا مخالفت خود را با شما بیان کند.

آنها را تشویق کنید به دنبال راه حل مختلفی برای یک مشکل باشند و آنرا به روش متفاوتی انجام دهند. وقتی آنها یک مشکل را با موفقیت حل کردند از آنها بخواهید راه حل ممکن دیگری نیز برای حل آن مشکل پیدا کنند.

برای اینکه کودکان خلاقیت خود را بروز دهند به آنها جایزه ندهید،

دخالت های تشویقی در فرآیند خلاقیت باعث کاهش کیفیت و عدم انعطاف پذیری افکار خلاقانۀ کودکان می شود.

به کودک اجازه دهید فعالیت های خلاقانۀ خود رابه صورت غریزی و آزادانه بروز دهند و آنها را عملی کنند، نه اینکه شما برای  انجام عملی خلاقانه مثل نواختن پیانو جایزه ای تعیین کنید و او با انگیزۀ دستیابی به جایزه این کار را انجام دهد. اجازه دهید او کاری را انجام دهد که از آن لذت می برد.

سعی کنید نسبت به اینکه هدف کودک شما چیست و در نهایت به چه چیزی می خواهد برسد اهمیت کمتری بدهید.

و تاکید بیشتر شما بر روی فرایند باشد تا محصول. در واقع فرایند مهم است تا محصول نهایی.

یکی از راههایی که شما می توانید مورد بالا را عملی کنید پرسیدن سوال هایی از قبیل آیا از انجام این کار لذت می بری؟ آیا این کار را به اتمام رساندی؟ چرا انجام کار برای تو لذت بخش است؟

چه زمانی می توانم برای فرزندم گوشی موبایل بخرم

زمانی که تلفن همراه یک وسیله ی لوکس برای ثروتمندان یا وسیله ی مورد استفاده برای والدین می باشد، این مسئله که کودکان نیز یک گوشی تلفن همراه داشته باشند معمول و عادی می باشد. کودکان نوپا و بچه های کوچک گوشی تلفن همراه و تبلت را می شناسند و به وسیله ی آن می توانند شوهای تلویزیونی مورد علاقه شان را تماشا کنند، به موسیقی گوش دهند و با آن بازی کنند. ولی این مسئله که بچه های کوچک قبل از رسیدن به سن خاصی موبایل داشته باشند ضروری به نظر نمی رسد.

زمانی که بچه ها انقدر کوچک هستند که باید همواره تحت نظارت باشند، آنها به موبایل نیازی ندارند. این مسئله روشن به نظر می آید که در این سن تکنولوژی موبایل در اصل برای ارتباط با دیگران استفاده می شود. کودک برای تماشای شوهای تلویزیونی و بازی کردن به موبایل نیاز ندارد. استفاده از وسایل الکترونیکی برای بچه ها در سنین خاصی بر روی رشد و سطح توجه آنها تاثیر می گذارد. هیچ دلیل برای اینکه کودکان برای خودشان موبایلی داشته باشند که همیشه در دسترس باشند وجود ندارد. شما می توانید گوشی را پیش خود نگه دارید و زمانی که کودک باید به شما تلفن بزند و یا از او خبردار شوید گوشی را در اختیار او بگذارید.

چه زمانی می توانم برای کودکم یک گوشی موبایل بخرم

زمانی که کودک شروع به خارج شدن از خانه می کند  می تواند برای تماس های اضطراری و بدون اینکه گوشی زنگ بخورد و استفاده از آن برای او یک عادت شود گوشی تلفن همراه در اختیار داشته باشند. ولی زمانی که کودک به اندازه کافی استقلال و جسارت دارد که به تنهایی و یا با دوستانش بیرون برود در این زمان کودک به تلفن همراه نیاز دارد. این بدین معنی نیست که نباید قوانین در این رابطه برای کودک وجود داشته باشد. به کودکان اجازه ندهید همان سطح دسترسی که شما به گوشی موبایل دارید کودک نیز به همان مقدار به موبایل دسترسی داشته باشد.

ولی زمانی که یک گوشی موبایل در اختیار کودک می گذارید نیاز است که یک سری محدودیت ها برای استفاده از آن برای کودک قائل شوید. این مسئله بستگی به آن دارد که کودکان برای چه کاری از تلفن همراه استفاده کنند و چه زمانی اجازه استفاده از آن را دارند. برای مثال جهت استفاده برای اینترنت کودک باید با یک سری قوانین قابل قبول محدود باشد. برای حفظ کودکان از خطرات احتمالی که در اینترنت آنها را تهدید می کند شما می توانید گوشی هایی در اختیار کودکان بگذارید که به اینترنت وصل نمی شوند و برای استفاده از آن قوانین و محدودیت هایی برای استفاده از آن وجود داشته باشد.

به عنوان یک والد، این مسئله به شما بستگی دارد که تشخیص دهید که چه زمانی کودک شما به گوشی تلفن همراه برای خودش نیاز دارد. مانند به اشتراک گذاشتن گوشی های تلفن همراه به صورت خانوادگی با نظارت یک بزرگتر می تواند موثر باشد. با نظر به بلوغ کودکتان و توانایی انها برای کنار امدن با محدودیت ها با در نظر گرفتن مسئله ی امنیت که در اولویت می باشد یک گوشی در اختیار کودکتان بگذارید. امروزه گوشی هایی وجود دارد که با محدودیت هایی خاصی برای دسترسی به اینترنت برای استفاده ی کودکان می باشد، برخی مسائل وجود دارد که شما به عنوان یک والد در مورد بچه ها از آنها خبر دار باشید.

کودکان؛ دانشمندان کوچک

کودکان یک مخرن ذخیره داخلی (درایو) برای اکتشاف دارند. فرزندانتان را به مشاهده ی جهان و شگفت زدگی و تعجب برای هرچیزی که درآن است تشویق کنید. ماریا مونتسوری معتقد بود که همه ی بچه ها مانند “دانشمندان کوچک” رفتار می‌کنند، به طوری که آنها مشتاق مشاهده و ساختن اکتشافات “چه چیزی می شود اگر” در مورد جهانشان هستند. نوزادان و کوکان نوپا محیط را تست می کنند تا مشاهده کنند چه اتفاقی می افتد زمانی که بطور مثال یک اسباب بازی را از بالای صندلی بلند خود رها می‌کنند یا در حمامشان با آب بازی می‌کنند.این درایو مربوط به اکتشاف همچنان با رشد آنها توسعه پیدا می کند و آنها در چیزهایی که برایش تلاش میکنند مخاطره پذیرتر می شوند، از ساختن گل و لای به هم ریخته در باغ تا ایجاد یک پرورشگاه کرم در اتاق نشیمن.

کودکان با تصورات حیرت آور و تمایلات شدید برای کشف جهان متولد می شوند. تشویق این مورد در کودکتان – به او درکشف زیبایی ها و شگفتی های تمام چیزهای اطرافش کمک می کند.

دیدگاه کودک نسبت به جهان

به یاد داشته باشید که جهان کودکان شما بسته تر و کوچک تر از زمین است. دیدن جهان از نقطه نظر او می تواند به شما کمک کند تا حس شگفتی یک کودک خردسال را کشف کنید. سرعت آهسته ی حرکت  جهان او را به خاطر داشته باشید.راهنمایی کردن کودکتان را ادامه دهید و آماده ی توقف و بررسی هر آنچه که توجه او را جلب می کند باشید- برای مثال یک پینه دوز یا یک گل: زمانی که او اتلاف وقت می کند ناشکیبا نباشید- با سرعت او سازگار شوید.

بهترین روش برای یادگیری کودکان کارکردن با اشیا است نه حرف زدن در مورد آن ها. این امر مخصوصا وقتی که آن ها جوان (خردسال) هستند مناسب است اما این امر همچنین برای کودکان بزرگ تر و حتی بزرگسالان هم کاربردی است. وقتی بچه ها جوان (خردسال) هستند نه تنها چیزهایی را یاد می گیرند بلکه یاد می گیرند که چگونه یاد بگیرند.هیچ کتابی با استفاده از کلمات و تصاویر برای توصیف جهانی که پیرامون یک جوی کوچک  یا زیر یک کنده ی پوسیده وجود دارد، نمی تواند جایگزین ارزش وقت گذاشتن برای مطالعه ی دقیق چیزهای واقعی شود. کتاب ها و دیگر مواد به کودکان کمک می کنند تا قدرت درک و تجربه را با هم در ذهنشان ایجاد کنند، اما اساس باید بر مبنای مشاهده ی مستقیم و تجربه ی دستکاری کردن گذاشته شود.

جهان بیرون از خانه

کودکان دوست دارند آزاد باشند، در اطراف بچرخند، از درخت بالا روند،انواع توت ها را بچینند، و مخروط های کاج ها را جمع آوری کنند.آنها از کمک به مراقبت از باغ خانواده و تغذیه حیوانات کوچک مثل اردک، خرگوش و مرغ لذت می برند.آن ها خاطرات مادام العمر خود را از روزهایی که صرف پیاده روی با پدر و مادر خود در جنگل، بازی در یک نهر و راه رفتن در امتداد ساحل به دنبال یافتن صدف حلزون می کنند، تشکیل می دهند.شما احتمالا زندگی آزاد فرزندتان را با بیرون بردن او برای گشت و گذار و کمی پرسه زدن با او یا گرفتن او درپشت کولتان آغاز می کنید.

کودکان؛ دانشمندان کوچک 

زمانی را برای معرفی او به جهان خودتان اختصاص دهید. حتی نوزادان بسیار کوچک هم جذب مناظر و صداهای بیرونی می شوند-عبور ابرها بالای سر، چشم انداز و بوی گل در باغ، باد و صدای خش خش برگ درختان. همه ی اینها تاثیر قوی و ماندگاری بر جای می گذارند. اینکه آیا تابستان، پاییز، بهار یا تابستان است، هرفصلی زیبایی های مخصوص به خودش را دارد، به چیزهای کوچک اشاره می کنند: یک گل کوچک بیرون آمده از دل برف، یک صدف حلزون زیبا، یک برگ زیبا و کامل. همان گونه که بچه شما بزرگ تر می شود،همانطور که شما درحال راه رفتن هستید شروع کنید به اشاره کردن به چیزهای اشنا در اطراف خود: “نگاه کن اینجا خانه ی مادربزرگ است! گل هایی که او بیرون از خانه اش پرورش می‌دهد چقدر دوست داشتنی هستند!” یا “خدای من، تو می توانی لانه هایی که پرنده ها در درخت ساخته اند را ببینی؟ آنها بعضی روزها تخم می گذارند، و سپس پرندگان کوچکی آن بالا خواهند داشت” .در زمستان وقتی شما ردپای حیوانات را در برف تازه می بینید می پرسید”چه کسی در اینجا راه رفته است؟”

ناظران سیاره

ایده ی دیگر مونتسوری این است که کودکان ناظران زمین هستند و باید یاد بگیرند از مکانهای دور دستی مانندجنگل های انبوه، پوشش های یخ، همچنین طبیعت درون شهر و حومه محافظت کنند و آنها را برای آینده حفظ کنند. به فرزندانتان آموزش دهید که به زندگی احترام بگذارند. درکل، ما همه بخشی از شبکه زندگی  و وابسته به تعادل ظریف درون این جهان طبیعت، برای وجود خودمان هستیم. به عنوان مثال، بچه ها اغلب یاد می گیرند که به زمین به عنوان”خاک کثیف” فکر کنند، اصطلاحی که در بسیاری از مردم چیزی تند و زنننده را تداعی می کند.

به بچه ها آموزش دهید که به خاک غنی و به تمام حیاتی که آن (خاک) به سیاره ما می بخشد احترام بگذارند، به ضرورت مواظبت ازتمام موجودات زنده تاکید کنید. به فرزندتان آموزش دهید که برگ و گل ها را بی هدف نچیند و سپس آنها را به اطراف پرتاب نکند،و فقط آنها را برای یک هدف خوب جمع آوری کند. این خوب است که گاهی اوقات گلهای وحشی را جمع آوری کنید، سپس آنها را خشک یا پرس کنید یا آنها را در گلدان آب قرار دهید تا برای مدت زمانی که امکانش هست حفظ شوند.اما هرگز در چیدن هر گل وگیاهی زیاده روی نکنید. به فرزندتان آموزش دهید که به آرامی بر روی زمین راه رود و تنها به این فکر کند که به چه چیزی نیاز دارد. به فرزند خود یاد دهید که از جنگل ها و مراتع لذت ببرد و چیزی را آنجا رها نکند (زباله نریزد).

به او آموزش دهید که هرگز به بستر نرو اگر دیدی که زباله ای بر روی زمین افتاده است، آن را بردار و نگه دار تا زمانی که بتوانی دورش بیاندازی. این امر به ویژه در مورد بطری ها، شیشه های شکسته، قوطی ها و کیسه های پلاستیکی که نه تنها ناخوشایند هستند بلکه همچنین می توانند به حیوانات هم آسیب برسانند صدق می کند. قوطی ها و شیشه های شکسته را با احتیاط جمع آوری کنید، شما ممکن است که یک کیسه ی پارچه ای قدیمی را بر روی شانه تان حمل کنید، همان طور که فرزندتان بزرگ تر می شود به او یک کیسه بدهید تا او هم زباله ها را جمع آوری کند.

بچه ها دوست دارند کار کنند و بازی کنند.

بچه های کوچک می خواهند که بخشی از جهان شما باشند. برای آنها کاری هرچند کوچک به اندازه ی بازی کردن جالب و لذت بخش است، اگر شانس انجام آن را بدست بیاورند. بهترین روش برای تشویق فرزندتان برای  تلاش در راه مهارت های جدید این است که به آرامی و با دقت و با روشی ساده به او شرح دهید که بتواند بفهمد. سپس به او فرصت و اجازه تمرین کردن و اشتباه کردن، و اصلاح اشتباهاتش را بدهید. سعی کنید به جهان از دید کودکتان نگاه کنید. با مشخص کردن مرزهای روشن و دستورالعمل های دقیق، شما می توانید به او اجازه دهید که یاد بگیرد چطور کارها را برای خودش انجام دهد و به او عزت نفس و اعتماد به نفس دهید که مستقل شده است.

موضوع اندازه اشیا: درگام اول به دنبال ابزار و ظروفی باشید که اندازه ی مناسبی برای فرزندتان دارد. بسیاری از کارهای کودکان خردسال می تواند بسیار راحت انجام شود اگر آنها تجهیزات ساخته شده در اندازه ای که برای سن آنها مناسب است را در اختیار داشته باشند. بسیاری از والدین می توانند مسواک سایز کودک را پیدا کنند، اما همچنین فنجان ها، بشقاب ها، چنگال ها، قاشق ها، آب پاش ها، برس ها و شانه ها و حتی خمیر دندان سایز کودک هم وجود دارد.

اشیای واقعی_ بچه ها به راحتی می توانند چیزهای سرد را هم بزنند، سبزیجات را بشویند، و یا یاد بگیرند که چگونه میز را بچینند. بچه ها همیشه نمی خواهند که کارهایی که ما انجام می دهیم را انجام دهند و پیشنهاد ما این نیست که کودک خردسال را مجبور کنید ظرف هارا بشوید زمانی که او واقعا می خواهد بازی کند. کارد و چنگال سایز کودک بخرید.طرح کلی هر قطعه نشان می دهد کودک شما چگونه میز را می چیند و بشقاب و فنجان را کجا قرار می دهد. اما وقتی بچه ها درخواست میکنند و نشان می دهند که می خواهند کمک کنند،آماده باشید که چگونگی انجامش را به آنها نشان دهید، و اگر شمازمانی را برای سازماندهی آشپزخانه تان و فراهم کردن یک میز کار کوچک بگذارید و برخی از وسایل اساسی سایز کودک هم وجود داشته باشد، آنها بیشتر تمایل می یابند که درخواست کنند،کمک کنند و دوباره و دوباره برگردند.

گام به گام_ بسیاری از کارهایی که ما در طول روز انجام می دهیم شامل چندین مهارت مختلف است که هرکدام از ما در طول راه آنها را فراگرفته است. با شکستن کارها به مراحل کوچک شما می توانید به فرزندتان کمک کنید که در یک زمان کوتاه در هر سطحی از دشواری ماهر و استاد شود. این روش را وقتی می خواهید به فرزندتان آموزش دهید که چگونه جوراب تمیز را در بین لباس های شسته مرتب کند یا گل ها را درگلدان قرار دهد استفاده کنید. در هرمرحله به این فکر کنید که چگونه می توانید آن مرحله را برای ادامه مسیر ساده تر کنید.هرمرحله را همان طور که دارید درعمل نشان می دهید تنها با کلمات محدودی توضیح دهید، بنابراین فرزند شما بجای تمرکز روی آنچه که می گویید روی آنچه که انجام می دهید تمرکز می کند.

سپس به کودکتان اجازه دهید تمرین کند تا شایستگی لازم برای هر مرحله را بدست آورد. یادگیری دوچرخه سواری قیاس خوبی است.هنگاهی که کودکان آماده به کار هستند (تازه کار هستند)،والدین اغلب به آنها یک سه چرخه می دهند و به انها اجازه می دهند که یاد بگیرند که چطورسوار و پیاده شوند،چگونه به آن جهت دهند و چگونه با پدال ها کار کنند.با اینکه سه چرخه ها امن هستند اما آنها معمولا ترمز ندارند و ما باید مراقب باشیم که در چه جاهایی به فرزندانمان اجازه می دهیم آن ها رابرانند. سرانجام زمانی می رسد که کودکان درخواست “دوچرخه بچگانه بزرگ” را میکنند. والدین دوچرخه ای را انتخاب می کنند که اندازه ی آن برای کودکشان مناسب است که این امر با آموزش چرخ زدن همراه می شود.

چرخ های کمکی به نگه داشتن این دوچرخه بسیار بزرگ تر در حالت ایستاده کمک می کنند و به کودک شما اجازه می دهند که از پدال، فرمان و ترمز استفاده کند.به تدریج آنها اعتماد به نفس بیشتر و بیشتری می گیرند تا اینکه از ما درخواست می کنند که چرخ های کمکی را حذف کنیم. قبل از اینکه شما متوجه شوید، آنها تمام انرژی خود را در اطراف دوچرخه شان صرف می کنند و شما دائما باید به آنها یادآور شوید که کلاه ایمنیشان را بپوشند! مرحله به مرحله ، این فرآیند تسلط بر همه ی مهارت ها به وسیله ی برنامه ریزی دقیق و آموزش بردباری و حمایت از سوی پدر و مادرآسان تر می شود. همانطور که فرزند شما رشد میک‌ند و بزرگ می شود چنین درس هایی ادامه پیدا میکنند.

فرآیند آموزش رانندگی نوجوانان یک مثال خوبی از مهارت های زندگی روزمره است که فرزند شما درحالی که تقریبا رشد کرده است آن را فرا می گیرد. تمایل داشتن به چگونگی رو به رو شدن با اختلافاتی که با دوستان به وجود می آید، مدیریت پس انداز،و برنامه ریزی یک دارودسته کوچک، مثال های دیگری هستند.شاید یکی از دشوارترین چیزهایی که باید به عنوان یک پدر و مادر انجام داد زمانی باشد که ما مهارتهای جدید را به فرزندمان آموزش داده ایم و بنابراین به آنها اجازه می دهیم که به عنوان بخشی از زندگی روزمره شان تمرین این وظایف را بدون هیچ دخالتی انجام دهند. ما هرگز به فکرمان هم خطور نمی کند که کودکی که دوچرخه سواری را یادگرفته است دوباره به آموزش چرخ زدن برگردد،اما چگونه است که یک کودک را در مورد پوشیدن کت یا کفش هایش محدود میکنیم ودر تنگنا قرار می دهیم درصورتی که او مدتهاست که می‌تواند ان ها را بدون کمک ما بپوشد؟

حس نظم_ یک عنصراصلی در آموزش مهارت های روزمره به کودکانتان این است که همه چیز را مرتب و منظم نگه دارند. در دوره ی حساس حیاتیشان برای نظم،جهان آنها نیاز به سازماندهی درست دارد. اگر آنها آموزش دیده باشند که جای هرچیزی کجاست و چگونه وقتی کارشان  با وسایل تمام شد آنها را سرجایشان برگردانند، آنها این حس نظم را درونی می کنند و درتمام باقی زندگی این حس همراه آنهاست. به کودکانتان آموزش دهید که دریک زمان تنها یک اسباب بازی یا یک کتاب را از قفسه بردارند و وقتی کارشان تمام شد آنها را به همان جای اولش برگردانند. بسیاری از ما را می توان بی هرج و مرج دانست  بدین صورت که اگر ما وسایل را همه جا رها کنیم و جا بگذاریم این بی هرج و مرجی به سرعت در کل خانه گسترش می یابد.

کودکان بخصوص دراین مورد حساس هستند. درحالی که آنها استاد ایجاد آلودگی هستند،؛ تمیز کردن بعد از آن را بسیار مشکل می دانند. مهم ترین نظریه این است که هرچه شما جلوتر می روید تمیزتر می شوید. درحالی که برخی از کودکان ممکن است با یک “ژن شسته رفته” متولد شده باشند، بچه ها می توانند  از همان شروع، بدون محدود شدن خلاقیتشان و محروم شدن از زمان های سرگرم کننده بازی، کار و بازی را به شیوه ای منظم و مرتب یاد بگیرند. رمز این کار این است که برای ایجاد یک قانون زمینی و تدریجی اما قاطعانه، به فرزندانتان آموزش دهید که همانطور که آنها ممکن است هر چیزی را  برای کار یا بازی از قفسه، برای مدت زمانی که می خواهند انتخاب می کنند، باید وقتی کارشان تمام شد آن را سرجایش برگردانند و امکان ندارد چیزی به تازگی گم شود مگر اینکه اخیرا دور انداخته شده باشد.

بعضی از اسباب بازی ها وقتی که با هم استفاده می شوند بهتر است، مثل مجموعه بلوک های ساختمان سازی یا یک مجموعه از ماشین های اسباب بازی. در این مثال ها همه ی شما نیاز دارید که دو اسباب بازی را در یک مجموعه ترکیب کنید. بچه ها به سادگی می توانند قوانین خاص و ایده هایی در مورد همتا سازی ماشین های اسباب بازی یا بلوک ها یاد بگیرند واین  بهتر می شود وقتی که هم زمان با آنها بازی هم می کنند.مسئله ی اصلی این است که قبل از اینکه کودک خود را به پروژه بعدی هدایت کنید،همه ی ماشین های اسباب بازی و بلوک ها به قفسه برگردند.

برچسب های تصویری- به منظور کمک به فرزندتان برای اینکه هر چیزی را به جای مناسب خودش برگرداند، بر روی سطل های اسباب بازی عکس ها استفاده کنید. شما همچنین می توانید در هر قفسه عکسی قرار دهید که نشان دهد چطور و در کجا همه ی اسباب بازی ها،بازی ها،کتاب ها و دیگر موارد باید گذاشته شوند. این به بچه ها اجازه می دهد که هر زمان که وسایل را از قفسه به منظور بازی،کار،غبارگیری،تمییز کردن،یا بازرسی آنها برای آسیب بر می‌دارند از عکس ها برای کنترل خطا استفاده کنند.

چیدمان کاربردی_ قفسه های پایینی اتاق خوابش و همینطور در اتاق های پیرامونی منزل که شما و خانواده تمایل به صرف زمان در آنجا دارید را برای نگه داری کتاب ها،اسباب بازی ها و بازی های  کودکتان در نظر بگیرید. راه هایی برای جلوگیری از این ور و آن ور رفتن اسباب بازی ها و دیگر قطعات پیدا کنید. که معمولا این شامل استفاده از نوعی ظرف به اندازه کافی بزرگ برای نگه داری تمام قطعات و به اندازه ی کافی محکم که  با استفاده  کردن از هم جدا نمی شود و نمیشکند، می شود. بسته به ماهیت یک اسباب بازی خاص، یک ظرف سنگین پلاستیکی، یک سبد محکم، یک جعبه چوبی محکم، یک شیشه ی بزرگ و یا یک کاسه گزینه های خوبی هستند.

تعریف مناطق بازی/کار_ شما احتمالا نمی خواهید که کودکتان با انگشت روی فرش وسط اتاق نشیمنتان نقاشی کند. شما قطعا نقاشی کشیدن او بر روی دیوار را هم نمی خواهید. در مورد هر اسباب بازی و فعالیتی که شما امکان دسترسی به آن را به فرزندتان می دهید فکر کنید، و جاهایی که هرکدام از اسباب بازی ها با خیال راحت می توانند استفاده شوند، بدون اینکه کثیف کاری صورت بگیرد و یا تمییز کردنش برای فرزندتان دشوار باشد را مشخص کنید.

بعضی از فعالیت ها باید در آشپزخانه و یا در یک اتاق با کف کاشی شده انجام شوند چرا که تمییز کردن مواد غدایی یا رنگ ریخته شده در آنجا آسان تر است.بعضی فعالیت ها ممکن است برای استفاده در اتاق خانواده مناسب باشند، اما نه جایی که افراد در حین رفت و آمدشان روی کودکان پا بگذارند.به همین منوال برخی از فعالیت ها مخصوص فضای باز هستند، و نیاز دارند که در حیاط انجام شوند مثل نجاری یا پرتاپ توپ. برنامه ی خود را طرح کنید و سپس به جای تنبیه  یا انتقاد کردن به خاطر اشتباهات کودکتان به او آموزش دهید که چطور کارها را به درستی انجام دهد.

اگر کودکتان را درحال بازی با یک اسباب بازی در مکانی اشتباه یافتید، او را راهنمایی کنید تا به مکانی که متعلق به این فعالیت است برود. اگر یک کثیف کاری انجام شده است، طبیعی و قابل توجیه است، اینکه از او انتظار داشته باشید آنجا را تمییز کند یا حداقل در تمییز کردن آنجا کمک کند،  بستگی به سن کودکتان دارد.این امر اغلب در مورد کودکان نوپا کاربرد خوبی ندارد. در مورد آن ها پیشگیری تنها دفاع است!به آنها اجازه ندهید که به چیزهایی که نباید استفاده کنند دسترسی داشته باشند، بعضی از وسایل برای کار یا بازی روی مبل مناسب هستند، بعضی ها بهترین استفاده را روی یک میز دارند. با این وجود بسیاری از فعالیت های کودکان لذت بردن از چیزهایی است که به راحت ترین شکل روی زمین پیدا می کنند.

به کودکان خود فرش‌هایی کوچک یا تشکچه هایی برای مشخص کردن مناطق کار/بازیشان بدهید.اسباب بازی ها و پازل ها معمولا در سرتاسر همه ی اتاق ها پخش می شوند اگر شما در جمع آوری آنها به کودکان کمک نکنید. یک حصیر یا تشکچه ی کوچک پهن شده در کف زمین، یک منطقه ی عالی برای کار/بازی بر روی زمین را مشخص می‌کند. برای پروژه های بزرگ تری مثل یک شهر بزرگ ساخته شده از بلوک ها، کودک شما می تواند از دوتا تشکچه با هم استفاده کند. به کودکان خود آموزش دهید که برای قرار دادن تشکچه در یک سبد بزرگ چطور تشکچه خود را باز کنند و ببندند. در مورد اینکه کودک شما چطور می تواند با خیالت راحت و با دقت هر اسباب بازی یا وسیله را از قفس بردارد در جایی که قرار است کار یا بازی کند ،فکر کنید.

اغلب، بهترین راه این است که یک اسباب بازی از ظرف خودش برداشته شود. بعضی از اسباب بازی ها، بازی ها و وسایل به راحتی توسط کودکان حمل می شوند، مثل یک عروسک. دیگر وسایل از جمله بسیاری از قطعات، گاهی اوقات برای حمل توسط کودکان بسار سنگین هستند. دراین موارد، سینی های(جعبه های طبقه ای) کوچکی که کودک شما بتواند برای حمل قطعات موردنیاز به منظور کار با آنها در هنگام سفر استفاده کند، فراهم کنید. به خاطر داشته باشید که کودکان به صورت خودکار و بدون اینکه به آنها بفهمانید، نمی دانند که چطور محتویات داخل سینی را حمل کنند، بنابراین لازم است به آنها نشان دهید و اجازه دهید که دراین باره تمرین کنند. سبدهای کوچک ممکن است برای کودکی که استفاده از سینی برایش دشوار است، راحت تر باشد.

به فرزند خود مراقبت از اسباب بازی و دیگر وسایلش را آموزش دهید. وقتی او چیزی را شکست به جای تنبیه کردنش و یا بجای اینکه به سادگی یک اسباب بازی جایگزین برایش بخرید، وقت بگذارید تا به او نشان دهید که چطور از وسایل به درستی استفاده کند. وقتی یک اسباب بازی، بازی، یا چیز دیگری شکسته شد، ببینید که اگر قابل تعمیر است،از آن به عنوان یک فرآیند برای درس دادن به خودش استفاده کنید.فرزندتان را تشویق کنید تا به شما کمک کند که وسایل را تعمیر کنید،و به او آموزش دهید که چطور خودش به راحتی تعمیر وسایل را انجام دهد.

نشان دهید که چطور شما شخصا مواظب خانه و خانواده خود هستید، و فرزند خود را به انجام کارها به همین ترتیب و به صورت روزانه تشویق کنید. توجهشان را به جزئیات کوچک جلب کنید، مثل کنار هم چیدن تکه های دور ریخته شده کاغذ،مهره یا دیگر زباله های کف زمین.

اسباب بازی های زیبا_بچه ها به مواد طبیعی زیبا مثل چوب، نقره و فلز واکنش نشان می دهند. اسباب بازی ها، وسایل و دیگر اقلامی که کودک شما استفاده می کند را براساس سایز مناسب آن ها، سهولت حمل و نقل و زیبایی انتخاب کنید.هنگامی که شما سینی، کوزه و ظروف دیگر را برای کوکتان به منظور استفاده در مهارت های زندگی روزمره انتخاب می کنید،از تهیه پلاستیک های ارزان قیمت اجتناب کنید و بجای آن در جست و جوی مواد جذاب تری که می توانید بیابید و تهیه کنید، باشید.هدف، طراحی فعالیتی است که علاقه ی فرزند شما را به تصویر بکشد و یک محیط خانگی هماهنگ و زیبا ایجاد شود.

یادگیری مشاهده کوکتان و دنبال کردن پیشرفت او

ما اغلب به عنوان پدر و مادر احساس می کنیم که لازم است فرزندانمان را راهنمایی کنیم،اما مونتسوری معتقد است که به جای راهنمایی کردن ما باید آن ها را دنبال کنیم. شما چه مدت زمانی را صرف تماشای فرزند خود می کنید؟ منظور این نیست که درحالی که مشغول انجام کار دیگری هستید بخشی از توجهتان معطوف به کودکتان باشد. منظور تمرکز توجهتان به صورت کامل و برای مدت زمان طولانی روی فرزندتان است. هیچ راهی بهتر از استفاده از اصول مونتسوری در خانه تان نیست، به طوری که همان طور که نشسته اید برگردید و به آنچه که فرزندتان در حال نگاه کردن، گوش دادن و انجام دادن است نگاه کنید. اگر ما تنها زمانی را صرف توجه به کودکان کنیم متوجه می شویم که آنها به مقدار زیادی در مورد نیازها و علائقشان به ما آموزش می دهند.

چگونه مشاهده صورت بگیرد_شما ممکن است که بخواهید یک دفترچه یا بروشوری کوچک به منظور یادداشت و ثبت مشاهداتتان داشته باشید. به طور منظم، مدت زمانی را برای مشاهده فرزندتان کنار بگذارید. بنشینید جایی که نزدیک او باشید و بتوانید به راحتی او و بچه های دیگری که او درحال بازی با آنهاست را ببینید و به صحبت هایشان گوش دهید. هر ازچندگاهی آنچه را که می بینید یادداشت کنید. با گذشت زمان نوشته های شما گزارش های جالبی در مورد رفتار کودکتان به شما می دهد، هم چنین به شما کمک می کند که به الگوی رفتاری که در یک زمان خاص درحال پدیدارشدن است توجه کنید.

سعی کنید معنی رفتار فرزندتان را تفسیر کنید. وقتی شما متوجه می شوید او علاقه ای به چیزهای جدید نشان نمی دهد، بدون اینکه او را دستپاچه کنید سعی کنید آن را در فرزندتان پرورش دهید. در این مواقع، در مورد راه های معرفی کردن برخی از فعالیت های جدید به نحوی که در فعالیت ها و دستاوردهای فرزند شما تجدید نظر شود، فکر کنید.

چه چیزی مشاهده شود_ به یاد داشته باشید تنها چیزی که شما می توانید به مرور روی فرزندتان حساب کنید، این است که همان طور که آنها رشد می کنند، ترجیهات،علائق و توانایی هایشان به صورت غیرقابل پیش بینی تغییر می کند. هر بار که شما کودکتان را مشاهده می کنید، سعی کنید که تجارب و یافته های قبلی را فراموش کنید و بر روی انچه که واقعا در حال حاضر درحال اتفاق افتادن است تمرکز کنید. همانطور که فرزند شما درحال بازی  کردن است توجه کنید که چه اسباب بازی هایی انتخاب می کند. چگونه از آنها استفاده می کند؟ او تمایل دارد که به تنهایی بازی کند یا به همراه دیگران؟ ایا شما متوجه همه ی الگوها با گذشت زمان هستید؟ ببینید که فرزند شما چطور در اطراف خانه حرکت می کند؟ آیا او به سمت مکانی بی سرو صدا حرکت می کند.به آرامی حرکت می کند، یا با سرعت زیاد؟ آیا اتاقی در خانه شما وجود دارد که فرزندتان ترجیح می دهد که در آنجا باشد؟ به نظر چه چیزی در آن اتاق وجود دارد که او را جذب می کند؟ درهنگام غذا خوردن توجه کنید که فرزند شما بیشتر از چه چیزی لذت می برد.او می‌تواند بدون ریختن نوشیدنی آن را بنوشد و با هماهنگی مناسب بین چشم و دست به صورت مناسب از قاشق و چنگال استفاده کند؟ فرزند شما در هنگام صرف غذا چطور رفتار می کند؟ آیا این زمانی است که او دوست دارد در مورد روز خود صحبت کند؟ همان طور که درحال مشاهده هستید، در مورد دوبار قبلی که با فعالیت فرزندتان مخالفت کردید فکر کنید. هدف شما از این تمرین این است که از کارهایی که او انجام می دهد چیزی یاد بگیرید،نه اینکه او را اصلاحش کنید.

شیوه های فرزند پروری

شیوه های فرزند پروری هر والد معمولا از تجربیات اجتماعی، نحوه تربیت خود والد در دوره کودکی وتکرار تجربیات ومشاهدات و الگوبرداری از محیط اطراف ناشی می شود.

بر اساس نحوه تربیت کودکان می توان چهار الگوی تربیتی را تشخیص داد.

۱- الگوی تربیتی مبتنی بر عدم محبت و قاطعیت.

۲- الگوی تربیتی مبتنی بر محبت و عدم قاطعیت.

۳- الگوی تربیتی مبتنی بر عدم محبت و عدم قاطعیت.

۴- الگوی تربیتی مبتنی بر محبت و قاطعیت.

تحقیقات و بررسی ها حاکی از آن است که در شکل گیری خصوصیات تربیتی کودکان، الگوی تربیتی حاکم بر خانواده سهم به سزایی دارد. محققین عقیده دارند که اکثر کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری در الگوی اول و سوم یعنی خانواده های سرکوب گر و طرد کننده بزرگ می شوند.

فرایند این حانواده ها بدین صورت است که والدین و بچه ها برای کنترل یکدیگر از رفتار های منفی استفاده می کنند و در واقع والدین توانایی لازم برای هدایت فرزندان شان را ندارند. در چنین خانواده ای، والدین هیچ پروایی از فرمان دادن، فریاد زدن، سرزنش کردن و تنبیه نمودن بچه ها ندارند. بچه ها هم به همین ترتیب عمل می کنند تا بتوانند والدین شان را کنترل کنند. معمولا هر دو طرف تسلیم یکدیگر می شوند و این باعث تقویت رفتار در هر دو طرف می گردد.

 شیوه های فرزند پروری

۱- الگوی تربیتی عدم محبت و قاطعیت

اکثر علائم عصبی که روزانه در افراد مشاهده می کنیم، از طریق این الگو به وجود می آید، نگرانی، تنش، اضطراب، افسردگی و در نهایت خودکشی، خصوصیات عاطفی، هیجانی ای هستند که به واسطه این الگوی تربیتی ایجاد می شوند.

کودکانی که بر اساس این الگو تربیت می شوند، معمولا به ترس های غیر منطقی مثل ترس از تنها خوابیدن، تاریکی، صدمه، عدم موفقیت،ترس از حیوانات بی آزار و… مبتلا می شوند واین ترس ها با سرزنش وتحقیر هر چه بیشتر والدین، شدیدتر می گردد. والدینی که مطابق با الگوی شماره یک با فرزندان خود رفتار می کنند، مقررات شدید و سختی را وضع می کنند که موجب می شود در نهایت بین آن ها و فرزندان شان روابط حاکم و پیشخدمتی برقرار گردد. با ادامه این روند جهان در نزد کودک به دو بخش حقارت و برتری تقسیم می شود که در بخش حقارت، کودک و در بخش برتری والدین اش قرار می گیرند.

۲- الگوی تربیتی محبت و عدم قاطعیت

در طول بیست سال گذشته والدین همواره به دلیل عدم محبت و سخت گیری زیاد نسبت به فرزندان شان مورد انتقاد قرار گرفته اند. اما اکنون الگوی تربیتی خود را نسبت به گذشته تغییر داده اند. بر اساس الگوی تربیتی محبت و عدم قاطعیت رفتار می کنند. اما این الگو نیز نه تنها بهبودی در وضعیت کودک بوجود نمی آورد، بلکه در عوض مشکلات بسیاری برای جامعه ایجاد می کند. در گذشته کودکان را مسئولیت پذیر و سخت کوش تربیت می کردند. اما آ نها خود سرزنش گر می شدند و از احساس بی ارزشی و گناه کار بودن در رنج بودند. امروزه شاهد کودکان بسیاری هستیم که از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند. منفعل و پر توقع هستند، احساس می کنند همه دنیا به آن ها بدهکار است. با وجود این، کودکان امروزی کمتر دچار احساس افسردگی یا گناهکاری و شرمندگی می شوند، اما در عوض با مشکلات دیگری دست به گریبانند، مشکلاتی از قبیل بی حوصلگی، نارضایتی از زندگی و درک این مطلب که از استعداد های خود به نحو بهینه استفاده نکرده اند.

آن ها درماندگی و ناتوانی خود را احساس می کنند، اما از اعتماد به نفس لازم برای رفع این نقایص برخوردار نیستند. آن ها مرتبا در خواست ها و تقاضاهای بیش تری از والدین شان دارند و خودشان در جهت رفع خواسته های خود کم تر تلاش می کنند و مسئولیت پذیر نیستند.

این الگوی تربیتی کودکانی ناز پرورده، لوس، ضعیف النفس و وابسته تربیت می کند که تا سنین بزرگسالی هم مانند کودک رفتار می کنند. با این کودکان با مهربانی و ملاحظه بیش از حد رفتار می شود. اجازه هر کاری را دارند و والدین محدودیت های بسیار کمی برایشان قایل می شوند وتقاضاهای کمی از آن ها دارند ومسئولیت انجام کار را در خانه به آن ها واگذار نمی کنند.

۳- الگوی تربیتی عدم محبت وعدم قاطعیت

در این الگوی تربیتی اعتقاد بر این است که کودک عمدا بدرفتاری می کند واگر بخواهد می تواند به سادگی در تکالیف و کارهایش موفق شود. این والدین بر اساس رفتارهای اشتباه کودک خود، در مورد شخصیت اش قضاوت کرده و معتقدند کودک شان بدذات، پست و فرومایه است. آن ها معتقدند تعریف وتمجید کودک شان را شرطی و لوس می کند و رفتارهای خوب را تنها زمانی انجام خواهد داد که بخواهد هدیه و پاداش دریافت کند و با خشنود ساختن والدین اش جایزه ای بگیرد. این کودکان اگر بد رفتاری کنند طرد می شوند، اما اگر بد رفتاری نکنند مورد تشویق والدین شان قرار نمی گیرند. همیشه مورد سرزنش و مقایسه قرار می گیرند. چه کار ناشایسته ای انجام دهند و چه انجام ندهند. این کودکان سر در گم، آشفته، پریشان، سرخورده وناکام هستند. زیرا هیچ راهی برای آن ها جهت کسب موفقیت و جلب رضایت والدین وجود ندارد. در نتیجه این کودکان خشمگین و رنجیده خاطر می شوند. در این زمان احساسات خصمانه خود را یا به درون خود برده و یا به نزدیکان خود و به جامعه منتقل می کنند.

۴- الگوی تربیتی محبت و قاطعیت

والدینی که بر اساس این الگو که بهترین و مطلوب ترین الگوی تربیتی است رفتار می کنند، درباره رفتارهای منفی کودک خود سخن می گویند، همیشه بر رفتار کودک تاکید دارند و هرگز خود او یا شخصیت اش را مورد خطاب قرار نمی دهند و بر اساس رفتارش در مورد شخصیت اش قضاوت نمی کنند.

کودک را طرد نمی کنند. هرگز به او نمی گویند تو را دوست ندارم. محبت شان به کودک مشروط به رفتار کودک نیست و محبت بی دریغ دارند. تمام توجه خود را به حل مسئله اختصاص می دهند. هرگز سعی نمی کنند کودک را هراسان و پریشان سازند و یا او را مقصر جلوه دهند. این گونه والدین به فرزندان خود می گویند که از رفتار آن ها نا راضی اند و آن ها را توجیه می کنند که تنبیه شان صرفا به منظور اصلاح رفتارشان است و هرگز قصد تخریب شخصیت آنان را ندارند.

این والدین به مسائل و مشکلات کودکان به عنوان جزئی از زندگی طبیعی کودک و به عنوان مشکلی که نیاز به راه حل دارد، توجه می کنند، نه به عنوان رفتاری ناپسند که کودک عمدا برای ناخشنود کردن والدین اش انجام می دهد. در هنگام مشکلات این والدین تلاش نمی کنند تا کودک را سرزنش کرده و مقصر جلوه دهند، بلکه سعی می کنند آگاهی او را بالا برده و به او مهارت های لازم و اندیشه منطقی را آموزش دهند.

آن ها بدون آن که کودک خود را سرخورده و ناکام کرده یا ناعادلانه با او رفتار کنند و بدون جنجال و غوغا، کودک را برای مقابله با مشکلات زندگی آماده می سازند. این والدین عقیده دارند که رفتارهای اشتباه کودکان برای رسیدن به بلوغ فکری و مقابله با مشکلات دوران بزرگسالی ضروری است و در هنگام آموزش فرزندان خود، بدون کوچک ترین خشونت و فشاری به آن ها می آموزند که خود نظم باشند.

این والدین قاطع و جدی هستند و حتی زمانی هم که کودک را تنبیه بدنی می کنند، هرگز خشم خود را در تنبیه کودک وارد نمی کنند و کنترل خود را از دست نمی دهند. به عقیده آنان کودک به دلیل این که بیاموزد تا رفتارهای خود را اصلاح کند، تنبیه می شود، نه به این علت که مستحق تنبیه بوده است. آن ها تنبیه بدنی را به عنوان آخرین راه و زمانی که سایر روش ها موثر نباشد، به کار می گیرند.

کنار آمدن با کودکان کج خلق   

بس کن دیگه جیغ نکش!

ممکن است که برای شما اتفاق بیافتد. کودک شما بر روی کف زمین وسط فروشگاه دراز کشیده در حالیکه جیغ و فریاد می کشد و برای شما دردسر درست می کند. امکان دارد که بقیه ی مشتری ها بسته به تجربه شان با حالت قضاوت گونه و یا دلسوزانه به شما نگاه کنند. احساس گناه نکید، چون کودکان کج خلق پیچیده تر از بچه های لوسی هستند که به آنها گفته شده نمی توانی آن اسباب بازی را داشته باشی. پس دلیل این رفتار آنها چیست و شما چگونه می توانید این رفتار آن را تغییر دهید؟

دلایل کج خلقی

اوقات تلخی کودکان زمانی اتفاق می افتد که کودک غرق در احساساتش شده است و راهی برای آزاد سازی آن ندارد.

کودکان کوچک تجربه ی محدودی دارند و نمی توانند بین رویدادهای مهم زندگی و یا اتفاقات نچندان مهم مانند انتظار کشیدن برای چیزی تمایز قائل شوند. بعضی اوقات کج خلقی می تواند به دلیل مقابله ی کودک با تحریک پذیری زیاد یا تغییرات باشد؛ این مورد به خصوص در مورد کودکان اوتیسم صدق می کند. دلایل می توانند ساده مانند خستگی، گرسنگی، حسادت، کمبود تحریک، یا به خاطر این باشد که به توجه و اعتماد نیاز دارند. همچنین کودکان نسبت به محیطشان حساس هستند و به هر دلیلی ممکن است دچار استرس شوند، حتی اگر دلیل آن را ندانند.

برای کنار امدن با اثرات کج خلقی شما نیاز دارید بدانید که دلیل کج خلقی عصبانیت کودک است یا پریشانی او. اگر جیغ کشیدن کودک به خاطر عصبانیت باشد، نیاز است که شما کمی از آنها فاصله بگیرید. برای خوب شذن رفتارهای بد به کودک باج ندهید. در مورد رفتاری که از کودک انتظار دارید جدی و واضح عمل کنید. اگر تشخیص می دهد که باید رفتارهای جلب توجه کننده ی او نادیده گرفته شود به آنها بی محلی کنید (برای مثال فاصله گرفتن از آنها) ولی دور و برشان باشید تا احساس نکنند که ترک شده اند. همچنین اگر آنها رفتارشان را تغییر دادند آنها را تشویق کنید. رفتار خوبشان را ستایش کنید و به خاطر کارهایشان آنها را تحقیر نکنید.

کنار آمدن با کودکان کج خلق

اگر کج خلقی کودکان به دلیل پریشانی آنها باشد نیاز است که شما اعتمادتان را به آنها نشان دهید. نوازش کردن بهتر از کلمات عمل می کند: به آنها نشان دهید که احساساتشان را درک می کنید، با تماس فیزیکی به آنها احساس امنیت ببخشید و به آنها کمک کنید تا کنترل خود را به دست آورند. منحرف کردن حواس همیشه موثر است: برای آنها آواز بخوانید، به آنها بگویید که اسباب بازی مورد علاقه اش را بغل کند یا اینکه چیزی بدهید که با آن بازی کنند همه ی این موارد می تواند موثر باشد.

بچه های کوچک مستعد کج خلقی هستند و بعضی مواقع نیاز است که شما منتظر بمانید که پریشانی اش به مرور برطرف شود. اگر شما می توانید با این رفتار او خود را سازگار کنید اجازه دهید که کودکتان کنترل کردن احساساتش را یاد بگیرد، شما راهی پیدا می کنید که هر دوی شما از این تجربه ی او سود ببرید. و برای قضاوت رهگذران نگران نباشید، منتظر بمانید که خودشان با کودک کج خلقشان مواجه شوند و بدانند که آیا می توانند با آنها کنار بیایند یا نه؟

آنچه که فقط یک پدر می تواند انجام دهد

اگر فیلم های کمدی سه چهار دهه پیش را دیده باشید در تمام آنها کودکان در یک خانواده با پدر و مادر تا اخر عمر بزرگ می شدند. می توان گفت واقعیت آن چیزی نیست که در تلوزیون نشان داده می شود، اما هم چنان این دیدگاه که پدر بهترین ها را می داند به عنوان یک ایده ال فرهنگی وجود دارد.

نقش پدر در درجه اول به عنوان یک تامین کننده ای بود که اکنون از این کار رها شده است و به انجام کارهای مربوط به حیاط، تعمیر یک خودرو، شرکت در فعالیت های ورزشی بچه ها ویا به نمایش گذاشتن دانش و حکمت مشغول است .او مطمئنا شام درست نمی کند و لباس نمی شوید و قطعا مسئول اصلی مراقبت از فرزندانش نیست.

در طول ۵۰ سال گذشته، نقش پدر در خانواده ها به صورت قابل توجهی تغییر کرده است. امروزه یک پنجم از والدین، مردانی هستند که در حال ایفای نقشهایی هستند که به صورت سنتی توسط یک پدر و یک مادر باهم انجام می شد.

هرچند در دهه ی گذشته، درصد بچه های که با هردوی والدین زندگی می کنند به شکل قابل توجهی کاهش یافته است، نزدیک به دو سوم خانواده هایی که بچه دارند منتشکل از هم پدر و هم مادر است. در یک تحقیق زمینه ای (نظرسنجی) در سال ۲۰۱۳، تعداد ۲۴٫۷ میلیون پدر که  بخشی از یک زندگی متاهلی بودند و بچه های کوچک تر از ۱۸ سال داشتند مورد محاسبه قرار گرفتند. این پدرها، نسبت به پدرهای خود بسیار بیشتر درگیر مراقبت روزانه از فرزندانشان می شدند، و به احتمال زیاد پوشک بچه را به سرعت جرقه زدن برق عوض می کردند.

امروزه، پدران در حال حرکت فراسوی پدران مدل سال ۱۳۵۰ هستند که به ندرت خودشان را درگیر این مسائل میکردند. آنها اکنون مسئولیت پذیری و زمینه سازی برای آموزش کودکان هر دوجنس را به عنوان تعریف جدیدی از مردانگی در نظر می گیرند.

مشارکت فعال توسط مردی که فرزندانش را دوست دارد، الگویی از زندگی واقعی به فرزندانش ارائه می دهد که چطور به عنوان یک انسان در قرن ۲۱ زندگی کنند و چه انتظاراتی از دیگران داشته باشند.

مادران تنها، پدریزرگ و مادربزرگ ها نیز می توانند و باید کودکان را به خوبی پرورش دهند، اما مسائلی وجود دارد که فقط یک پدر یا کسی شبیه به پدر که به طور منظم سالهای زیادی درگیر است می تواند انجام دهد:

.الگویی باشید برای این امر که مردان شایسته، با زنها به شایستگی  و مساوات رفتار می کنند:

کودکان از زندگی خود می آموزند. هنگامی که یک پدر زنان را  در زندگی اش به عنوان افرادی باهوش و توانا در نظر می گیرد، بچه ها یاد میگیرند که آنها هم به همین شیوه رفتار کنند. وقتی نگرش یک مرد نسبت به زنها به مانند نگرشش نسبت به مردها احترام آمیز است، پسرها و دخترها یاد می‌گیرند که زنان در بین دو جنس پایین تر نیستند. هنگامی که یک  مرد از دیگر مردانی که اقدام به فریاد زدن، ترساندن، بدرفتاری یا دست کم گرفتن زنان می کنند (چه درخیابان و چه در صفحه نمایش تلوزیون)، انتقاد می کند، او الگویی برای این امر می شود که یک مرد واقعی در مقابل تهدید شدن یا تحقیر شدن زنان می ایستد.

آنچه که فقط یک پدر می تواند انجام دهد

.نشان دهید که یک مرد چطور باید به زنی که دوستش دارد عشق بورزد:

وقتی یک مرد با مادر فرزندانش با محبت و احترام رفتار می کند، پسرها یاد میگیرند که چطور با زنی که دوستش دارند رفتار کنند، دخترها نیز یاد می گیرند که انتظار داشته باشند که مردی که آنها را دوست دارد با آنها عاشقانه رفتار کند. هنگامی که پدرشان بزرگ ترین حامی مادرشان است، پسرها و دخترها هر روز درس می‌گیرند که یک مرد واقعی در یک رابطه خوب چگونه رفتار می کند.

.احترام گذاشتن به تمایلات جنسی سالم مردانه را آموزش دهید:

ارزش های فرهنگی و قانون مشخص کرده اند که تجاوز جنسی یک جنایت فجیع است. در نظرسنجی ها، بسیاری از مردم موافقند که وفادراری در روابط، نه تنها خوب است بلکه برای زنده ماندن و رشد یک رابطه ضروری است. اما بازی های ویدیوئی، صنعت پورن، فیلم ها و حتی جشن ها، اغلب چیزی خلاف این را به تصویر می کشند. این منجر به ادامه سردرگمی ها در باره‌ی آنچه که رضایت و عدم رضایت رابطه جنسی تلقی می شود، می گردد. تجاوز به عنف، موضوع همیشگی جوک هاست. دخترها هنوز پیش بینی می کنند که چه چیزی بپوشند تا تمایلشان را نسبت به این روابط نشان دهند. آهنگ های پاپی وجود دارند که این کارها را عادی نشان می‌دهند و یا بهانه ای برای انجام آن است. درحقیقت تنها ۳ درصد از متجاوزین هستند که حتی یک روز را هم در زندان نگذرانده اند.

فرهنگ نیز به نظر می رسد به همان اندازه درباره ی ارزش های وفاداری سردرگم شده است. داستان هایی از افراد مشهوری که متقلب بوده اند تقریبا هر هفته در روزنامه ها ومجلات به نمایش در می اید.

پادزهر چنین نظرات گیج کننده و ترسناک درباره ی تمایلات جنسی مردانه، پدری است که به فرزندانش نشان می دهد که یک مرد هرگز نباید زنی را مجبور به انجام رابطه جنسی کند، و اینکه یک زن حق دارد “نه” بگوید و یک مرد واقعی به یک “نه” به عنوان یک “نه” احترام می‌گذارد، نه به عنوان یک “شاید”.

یک پدر می تواند با رفتار و سخنانش به پسرها و دخترهای خود وفاداری در روابط پایدار را آموزش بدهد، و یادآور شود که اعتماد متقابل یک گنج ارزشمند است.

.آموزش دهید که روش های بسیار متفاوت و به یک اندازه قابل قبولی برای مرد بودن و زن بودن وجود دارد:

تولیدکنندگان اسباب بازی ها هنوز هم اصرار دارند که وسایل دختران صورتی و نرم، و وسایل پسران آبی و سفت باشد.اما پسران کوچک ممکن است مانند دختران همراه یا بجای فوتبال، از بازی با عروسک هم لذت ببرند، ویک دختر کوچک ممکن است همراه یا بجای مدلهای باربی، دو و میدانی را هم دوست داشته باشد. پدر کسی است که مشخص می کند که پیرامون زنانه یا مردانه شدن طیف گسترده ای وجود دارد، شخصیت و منافع درحال ظهور فرزندانش را می پذیرد و به آنها کمک می کند که در اینکه چه کسی هستند راحت باشند.

.در مورد چگونه پدری درگیر و مدرن بودن، الگو باشید:

در قرن ۲۱، پدران فراتر از تامین کنندگانی که احساس می کنند حق دارند که تا پایان روز پاهایشان را روی میز بگذارند،هستند. چه درخانواده های تک والدی و چه دو والدی، زندگی خانوادگی مدرن مستلزم این است که پدرها، پاسخگوی نیازهای روزانه فرزندانشان باشند، صرف نظر از اینکه پدر و پدربزرگ های خود را همیشه در فعالیت های مردانه دیده باشند. این الگو سازی که ارزش های یک انسان بستگی به ارزش های جنسی سالم و مشارکت فعال در پرورش فرزندانی که او پدرشان است، دارد، حرکتی به سوی تعریف جدیدی از مردانگی برای نسل های آینده است.

آیا کودکان شخصیت والدینشان را به ارث می برند؟

کودکان ویژگی های فیزیکی والدینشان را به ارث می برند، ولی دانشمندان در رابطه با به ارث بردن ویژگی های شخصیتی والدین توسط کودکان کمتر مطمئن هستند. برخی از ویژگی های شخصیتی که در کودکان ظاهر می شوند پایه ی ژنتیکی دارند، ولی در شکل گیری شخصیت چندین ژن نقش دارند. محیط نیز در شکل گیری رشد ویژگی های شخصیتی نقش دارند. با وجود اینکه ممکن است کودک شما در برخی ویژگی های شخصیتی گرایش ژنتیکی نشان دهند با این حال این ویژگی ها زمانی خود را نشان می دهند که محیط شرایط لازم برای بروز صفات مرتبط با این ژن ها را فراهم سازد.

ژنتیک و شخصیت

محققین در شکل گیری ویژگی های شخصیتی ویژگی های ژنتیکی را دخیل می دانند. ژن‌های مختلفی در کودک وجود دارند که باعث شکل گیری ویژگی شخصیتی کودک می شوند. در برخی موارد به دلیل تاثیر شرایط محیطی و یا تاثیر ژن های دیگر برخی از ژن‌ها فعال و یا غیر فعال می شوند. بر طبق گزارش شبکه ی خبری ژنوم، ژنها از طریق پیام های شیمیایی مانند ترشح هورمون سرتونین و دوپامین که می توانند تاثیرات عمیقی بر روی مغز داشته باشند ویژگی های شخصیتی فرد مانند اضطراب و خجالتی بودن را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

تاثیر وراثت در مقابل تاثیر محیط

حدود ۴۰ درصد از ویژگی های شخصیتی از طریق وراثت به ارث می رسند، بر طبق نظریه دکتر دیوید فاندر، پرفسور روانشناسی دانشگاه ریورساید کالیفرنیا، و نویسنده ی «معمای شخصیت». این نظریه به طور قابل توجهی تاثیر محیط را مورد بررسی قرار داده است. فاکتورهای محیطی به چیزی بیشتر از محل زندگی فردر اشاره دارند؛ تاثیرات فرهنگی و تجربیات اولیه زندگی و شرایطی که در آن شخص بزرگ شده بر شخصیت فرد اثر گذارند. برای مثال بر طبق نظریه ی دکتر فاندر افرادی که حامل ژن تاثیر گذار بر سروتونین هستند در معرض خطر افسردگی و رفتارهای ضد اجتماعی بیشتری هستند، اما تنها زمانی که کودکی انها سرشار از استرس و بدرفتاری از سوی محیط باشد.

آیا کودکان شخصیت والدینشان را به ارث می برند؟

صفات خانوادگی

حتی دوقلوهای همسان، کسانی که آرایش ژنتیکی یکسان دارند، ویژگی های شخصیتی یکسانی ندارند. در حالی که آنها رفتارهای شخصیتی نزدیک تری در مقابل دوقلوهای ناهمسان و خواهر و برادهای غیر دوقلو دارند، آنها تنها ۵۰ درصد از ویژگی های شخصیتی یکسانی برخوردارند بر اساس گفته روانشناس کودک دکتر دیوید شافر در کتابش «جامعه و رشد شخصیت». دوقلوهای ناهمسان حدود ۳۰ درصد از ویژگی های شخصیتی یکسانی برخوردارند، در حالی که خواهر و بردارهای غیر دوقلو ۲۰ درصد از ویژگی های شخصیتی یکسانی را دارا می باشند. از لحاظ بیولوژیکی کودکانی که در یک خانواده بزرگ شده اند از نظر ویژگی های شخصیتی تنها ۷ درصد به یکدیگر شباهت دارند.

اختلالات رفتاری

بر طبق نظریه ی دکتر شافر: محققین دریافتند که بسیاری از اختلالات رفتاری، مانند اسکیزوفرنی، افسردگی بالینی یا اختلال دوقطبی به عامل ژنتیک مربوط می شوند، ولی مسئله بدین معنی نیست که اگر کسی ژن هایی را به ارث می برد باعث رشد بیماری اش می شود. برای مثال اگر شما یک دو قلوی یک سان دارید که به اسکیزوفرنی مبتلا است احتمال اینکه شما نیز این اختلال رفتاری را دارا باشید دو به یک یا ۵۰ درصد می باشد، حتی اگر شما ژن های یکسانی را به ارث برده باشید. ولی فقط در ۵ تا ۱۰ درصد از کودکانی که یکی از والدینشان مبتلا به اسکیزوفرنی است این احتمال وجود دارد که کودک نیز علائم این اختلال رفتاری را از خود بروز دهد.

بررسی خشونت در بازیهای ویدئویی و آنلاین کودک و نوجوان

بازیهای ویدئویی یک فعالیت محبوب برای افراد در تمام سنین شده است. بازی ویدئویی یک صنعت چندین بیلیون دلاری است که نسبت به فیلمها و DVD ها پول بیشتری به ارمغان می اورد. به طور متوسط دختران روزانه بیش از یک ساعت و پسران بیش از دو ساعت را به این بازی‌ها اختصاص می‌دهند. نوجوانان وقت بیشتری نسبت به کودکان کوچکتر برای این بازیها می‌گذارند. بازیهای ویدئویی بسیار پیچیده و واقع گرایانه شده اند. برخی از بازیها به اینترنت متصل هستند که به کودکان و نوجوانان اجازه میدهد تا هم با یکدیگر بازی کنند و هم با بزرگسالان و همسالان ناآشنا صحبت کنند.

در حالیکه برخی از این بازی‌ها محتوای آموزشی دارند، بسیاری از محبوبترین بازیها بر موضوعات منفی تاکید دارند و انها را ترویج میدهند:

  • کشتن افراد یا حیوانات
  • استفاده و سوء استفاده از مواد مخدر و الکل
  • رفتار مجرمانه وبی احترامی به قدرت و قانون
  • استثمار جنسی و خشونت دربرابر زنان
  • کلیشه های نژادی، جنسی و جنسیتی
  • زبانناپاکوحرکاتزشتوناپسند

مطالعه کودکان در معرض خشونت نشان میدهد که انها ممکن است در آینده دربرابر خشونت بی تفاوت باشند، انرا تقلید کنند و رفتار متجاوزانه تری نشان دهند. کودکان جوانتر و کودکانی که مشکلات احساسی، رفتاری یا اموزشی دارند ممکن است بیشتر تحت تاثیر عکس‌های خشن قرار بگیرند.

بازی متناسب با سن در حد اعتدال می‌تواند لذت بخش و سالم باشد. برخی از بازیهای ویدئویی ممکن است مهارت‌های یادگیری و حل مسئله را ارتقاء دهند و به توسعه مهارتهای حرکتی ظریف و هماهنگی کمک کنند. با این حال نگرانیهایی درباره اثر بازیهای ویدئویی روی افراد جوان که بطور افراطی بازی میکنند وجود دارد. کودکان و نوجوانان می‌توانند بیش از حد درگیر این بازیها شوند. انها ممکن است در کنترل زمان بازی خود مشکل داشته باشند. انها ممکن است دربرابر تلاش والدین برای محدود کردن زمان بازی مقاومت کنند. سپری کردن زمان بیش از حد روی این بازیها منجر به:

گذراندن زمان کمتربرای کارهای اجتماعی با دوستان و خانواده

مهارت‌های اجتماعی ضعیف

گذراندن زمان دور از خانواده، تکالیف مدرسه و سرگرمیهای دیگر

نمرات پایینتر

مطالعه کمتر

تمرین کمتر و اضافه وزن

کاهش خواب و کیفیت خواب کمتر

افکار و رفتار خشونت امیز

نکاتی برای والدین

بررسی خشونت در بازیهای ویدئویی و آنلاین کودک و نوجوان

والدین می‌توانند به فرزندانشان کمک کنند تا از بازیها لذت ببرند و از مشکلات اجتناب کنند بوسیله :

  • جلوگیری از بازیها در کودکان قبل از سن مدرسه
  • چک کردن رده بندی بازی و مناسب بودن آن برای کودک (بازی آنلاین و ویدئویی پسرانه یا دخترانه، بازی ویدئویی جنگی یا …)
  • انجام بازیهای ویدئویی با فرزندان برای به اشتراک گذاشتن تجربه و بحث درمورد محتوا
  • وضع قوانین مشخص درباره محتوا و زمان بازی، هم داخل و هم بیرون از خانه
  • نظارت روی تعاملات انلاین و هشدار به کودکان درباره خطرات احتمالی تماسهای اینترنتی درهنگام بازیهای انلاین
  • اجازه به انجام بازی‌های ویدئویی تنها در قسمتهای عمومی خانه، نه در اتاق خواب کودک
  • حواستان باشد که شما یک الگو برای کودکانتان هستید دراینکه چه نوع بازی انجام میدهید و همچنین زمان بازی.
  • اجرای محدودیتهای اسکرین تایم کلی
  • مراقب این باشید که بازی، تنها بعد از انجام تکالیف مدرسه و کارهای خانه انجام شود
  • تشویق به شرکت در فعالیتهای دیگر بویژه فعالیتهای فیزیکی

اگر شما همچنان نگرانیهایی درمورد عادات بازی کردن کودک خود دارید یا اینکه اگر کودک شما مشکلات رفتاری یا خلق و خو دارد، از متخصص اطفال ، پزشک خانواده یا مشاور مدرسه بخواهید تا یک ملاقاتی را با یک متخصص سلامت روان مناسب و اموزش دیده ترتیب دهد.

روش هایی برای پرورش دادن حس کنجکاوی کودکان

هر چه کودک کنجکاوتر باشد بیشتر می آموزد. پرورش دادن حس کنجکاوی در کودک شما، یکی از مهم ترین روش هایی است که می توانید به وی کمک کنید که در طول عمر خود یادگیرنده باشد.

کودکان در زمان تولد، یک یادگیرنده هستند و یک کنجکاوی طبیعی را در مورد نحوه انجام گرفتن کارهایی که در جهان صورت می پذیرد، دارند. کنجکاوی یک تمایلی برای یادگیری است. همچنین یک اشتیاق و تمایلی برای پیدا کردن، کشف کردن و نشان دادن می باشد.

والدین و سرپرستان، مجبور نیستند که بچه خود را کنجکاو کنند یا بچه خود را مجبور به یادگیری کنند. تحقیقات بیانگر این است که  در واقع یک تمایل درونی  در کودکان، برای یادگیری وجود دارد ( کنجکاوی آنها) و نه یک عامل یا فشار بیرونی، که آنها را تشویق به رسیدن به یک تجربه جدید می کند یا آنها را به یک موفقیت بزرگتر و طولانی مدت، در مدرسه سوق می دهد.

یادگیری یک چیزی است که همه کودکان همراه با آن متولد می شوند. آنها در هنگام وارد شدن به جهان، این انگیزه را دارند تا یاد بگیرند که کارهای صورت گرفته در سرتاسر جهان، به چه ترتیبی انجام می پذیرد:

  • کودک تازه متولد شده، با چشم های خود به صداها، چهره ها و اشیاء جالب توجه، نگاه می کند.
  • یک کودک هشت ماهه، جغجغه را حرکت می دهد و آن را در دهان خود قرار می دهد تا بداند که نتیجه اینکار چه چیزی می شود.
  • کودک نوپا یک چهار پایه را می گیرد تا به بالایمیز تلفن برود –و یک عروسکی که دوست دارد با آن بازی کند را بردارد.
  • یک کودک ۲ ساله، وانمود می کند که یک مامور شهرداری است و همه حیوانات اسباب بازی خود را در داخل سبد خشک شوئی، ” کامیون آشغال” می ریزد تا نشان دهد که وی هم می تواند مثل بقیه افراد، یک کاری را انجام دهد.

روش هایی برای پرورش دادن حس کنجکاوی کودکان

روش هایی برای پرورش دادن حس کنجکاوی

الگوهای مورد علاقه را در دنیای اطراف ایجاد کنید:

به پیاده روی بروید و در مورد شگفتی های درختان، آسمان و ستاره ها تفکر کنید. همچنین به بچه خود اجازه دهید که این کار را همراه شما انجام دهد.

تمایلات و علاقه های طبیعی را که وجود دارند، تشویق کنید. بچه ها از طریق انجام دادن فعالیتی که توجه و تخیل آنها را درگیر می کند، چیزهای بیشتری یاد می گیرند. اگر وی موسیقی دوست دارد، برایش موسیقی اجرا کنید، ابزارات موسیقی را با هم بسازید و استفاده کنید، و همراه هم برقصید.

سعی کنید جواب های ساده و واضحی به سوالات وی دهید که مطابق با رشد بچه هم باشد.

شما به این سوال کودک که من از کجا آمدم بسته به اینکه سه ساله است یا سیزده ساله متفاوت پاسخ می دهید و صرفنظر از سن کودک، همیشه قبل از اینکه پاسخ بدهید، از وی بپرسید که نظر خودش چه چیزی هست.

یک کودک پنج ساله از مادرش پرسید،” من از کجا بوجود آمده ام؟” ، مادرش همه چیز را در مورد فرآیند تولید نسل به وی توضیح داد ( با اضطراب و همراه با لکنت). بچه وی با تعجب به مادر نگاه کرد، و در آخر این جواب را داد، ” منظور من اینه که آیا من هم مانند پدرم از نیویورک آمده ام یا یک جای دیگر؟”

و اگر جواب را نمی دانید، به او بگویید که نمی دانید. بگذارید بدانند که لزومی ندارد انسان همه جواب ها را بداند. همچنین این کار یک فرصتی را برای پیدا کردن الگوی یافتن جواب، فراهم می سازد. همراه وی به کتاب خانه بروید یا با یک شخص دیگری که ممکن است جواب را بداند صحبت کنید.

از کتاب خانه استفاده کنید!

سعی کنید که به این مکان ها با هم بروید. در مورد زمان شروع شعبه محلی خودتان تحقیق کنید. کتاب ها، پنجره های متصل به انواع دنیاهاهستند و جواب های مناسبی را برای مغز های کنجکاو فراهم می کننند. بچه های جوانی که در ارتباط با کتاب قرار می گیرند، به رهبرهای خوبی تبدیل می شوند. به بچه خود اجازه دهید که خودش کتاب را انتخاب کند. مطالعات بیانگر این است که نوع کتابی که بچه ها می خوانند ، اهمیت ندارد، چه کتابی در مورد راکت ها بخوانند یا یک کتاب طنز مطالعه کنند، نکته اصلی این است که آنها به این موضوع علاقه داشته باشند و مطالعه آن را دوست داشته باشند.

بچه های خود را با سوالاتی که انتها ندارند، تهییج کنید.

سوالاتی وجود دارند که جواب درست یا اشتباهی ندارد، و نمی توان با یک کلمه “بله” یا “خیر” به آنها پاسخ داد.” چه احساسی نسبت به آن داری”…،” این تجربه برای شما، به چه چیزی شباهت دارد”..، ” در مورد آنچه در مدرسه اتفاق افتاده ، توضیح بده”. این نوع از سوالات ، بچه شما را تشویق می کند تا تفکر و ایده خود را رشد دهد، علاقه و دوست داشتن خودش را نشان دهد، و باعث  می شود که شما وارد زندگی درونی وی شوید.

یک محیط جذاب درست کنید

بچه ها، یک پنجم از زمان بیداری خود را در داخل یک فضای محدود می گذرانند. آنها در مورد آن چیزی که در اطراف آنها هست، کنجکاو هستند. عکس های موجود بر روی دیوار و فعالیت خانوادگی عادی، در حالت طبیعی جذاب می باشند. به بچه های خود عروسک های سالم بدهید و اسبابی بدهید که آن را کشف کنند. چیز ها را که دارید بچرخانید، تا حالت تازگی داشته باشد.

دوباره راهنمایی کنید، دلسردش نکنید:

سعی کنید آن چیزی را که توجه وی را جلب می کند ، یا چیزی که وی سعی می کند در آن مهارت زیادی کسب کند را نشان دهید، و یک روش سالم و قابل قبولی را برای کشف آن ، ایجاد کنید. برای مثال، اگر کودک شما در حال کشف محیط خانه است، آنها را از دسترس وی دور کنید ولی سعی کنید که یک جایگزین نزدیک به وی پیشنهاد کنید. وسایل اضافی و ارزان را در یک کیسه پلاستیکی قرار دهید و به بچه خود بدهید تا با آنها بازی کند و آنها را بررسی کند. اگر وی دوست داشته باشد که آب لیوان خود را به روی صندلی یا کف زمین بریزد، وی را بعد از صرف غذا به داخل باغچه،  حمام یا حیاط پشتی ببرید، بنابراین وی می تواند آب را آزمایش و کشف کند، بدون اینکه باعث شود که شما عصبانی شوید. این امر همچنین مهارت های حل مسئله را به وی یاد می دهد، که به روش های خلاقانه و قابل قبول انجام دهد  و آن چیزی را که می‌خواهد بدست آورد.

به فعالیت هایی که انتهایی ندارند، زمان دهید

بر خلاف برخی اسباب بازی ها که طراحی شده اند تا به یک شیوه معینی مورد استفاده قرار گیرند، موادی از قبیل جعبه ها، بلوک ها ، آب، شن، دیگچه و طشت، و برخی مواد هنری، می تواند به صورت  خیالی نیز استفاده شوند. به بچه خود نگویید که با این مواد چیکار کنند، چگونه انجام دهند یا در آخر باید چه چیزی را درست کنند. اجازه دهید که کنجکاوی بچه گانه وی، او را راهنمایی کند.

چگونه می توانم فرزندم را برای مهد کودک آماده کنم؟

آماده کردن کودک برای مهد کودک

این مسئله که والدین باید برای آماده کردن کودک برای مهد کودک نیز باید فکر کنند والدین را دیوانه می کند، آن هم برای یک صحبت کردن به صورت علمی. مطمئنا می خواهید که کودک را از نظر هیجانی آماده کنید. اما از لحاظ علمی چطور؟ آیا مهدها باید کودک را برای ورود به بحث های علمی دبستان اماده کنند؟

در واقع، تحقیقات نشان داده است کودکانی که در مهدکودک بازی می کنند از نظر اجتماعی و علمی عملکرد بهتری در پیش دبستانی و در سطوح بالاتر دارند نسبت به کودکانی که در مهد فقط بر روی فعالیت های علمی آنها توجه می شود. این مسئله نشان دهنده ی این است که کودکانی که در مهدکودک هیچ فعالیت علمی ندارند بعدا به سرعت می توانند این مسائل علمی را یاد بگیرند.

بنابراین به نظر من ایده ی آماده سازی در مهد کودک بر اساس فرضیات مسئله داری بنا نهاده شده است. در واقع مهد کودک به معنی آماده کردن کودک برای گوش دادن به معلم و آمادگی برای انجام دادن کارهایی با دیگر کودکان است.

چگونه می توانم فرزندم را برای مهد کودک آماده کنم؟

اما از انجایی که در برنامه های درسی مهدکودک ها در کشور ما بر این اساس است که کودک باید چیزهای خاصی را بیاموزد، بسیاری از والدین در رابطه با بردن کودکان به مهد کودک هایی که مخصوص امادگی دبستان هستند دچار اضطراب می شوند. خوشبختانه، چیزهایی که انتظار دارید که کودکتان در مهدکودک یاد بگیرد چیزهایی هستند در طی فعالیت های روزمره کودک به راحتی می تواند آنها را یاد می گیرد، فقط با پرسیدن («آن حرف چیست؟»)

بنابراین چرا زمانی را صرف یاد دادن اعداد، حروف الفبا، رنگ ها، شکل ها و سکه ها صرف نکنیم زیرا این کارها می تواند برای شما و کودکتان سرگرم کننده باشد. لطفا او را امتحان نکنید، یا مبادرت به استفاده از فلش کارت ها برای یادگیری او نکنید. کودکان وقتی چیزی را در حال انجام و فعالیت می بینند سریعتر یاد می گیرند مثلا کلمه ی ت مثل تراکتور! یادگیری را برای کودک سرگرم کننده کنید اینها چیزهایی هستند که زمانی که کودک به مهد کودک می رود به او یاد می دهند.

 

در مهد کودک لازم است که کودک چه چیزهایی را بداند

  1. شناختن رنگ های پایه: قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی، و بنفش
  2. شناختن شکل های پایه: دایره، لوزی، مستطیل، مثلث، بیضی، و مربع

۳ شناختن سکه ها.

  1. شمردن از ۱ تا ۱۰
  2. شناختن ده عدد اول مانند: ۲، ۵، ۹، ۸، ۱، ۳، ۴، و غیره.
  3. تشخیص حروف مانند الف، ب، پ، ت، ث و غیره

این لیست به وسیله ی استیسی کاننبرگ نویسنده ی کتاب بیایید برای مهد کودک آماده شویم! کاننبرگ همچنین پیشنهاد می دهد که والدین تکالیف در زمان شروع مدرسه دنبال کنند:

تکالیف والدین

  1. گوش دادن به فرزندتان هر زمان که به او می پیوندید
  2. کیف مدرسه کودک را خالی کنید و تکالیفش را هر روز بررسی کنید.
  3. هر شب به مدت ۱۵ دقیقه با کودکتان مطالعه کنید.
  4. با کودکتان بازی های تکراری انجام دهید
  5. از کودکتانن سوالاتی بپرسید که پایان باز داشته باشند بدین وسیله ی ارتباط کودک تقویت می شود.

اضافه وزن در کودک و چگونگی برخورد با آن

یک مطالعه ی جدید نشان داده صحبت کردن زیاد در مورد اضافه وزن و چاقی کودک تاثیرات منفی دارد.

به عنوان والدین، ما برای کودکانمان بهترین ها را می خواهیم. ما می خواهیم که کودکانمان بهتر از ما زندگی کنند و زندگی بهتری نسبت به ما داشته باشند؛ که شاد، موفق و بیشتر از هر چیزی سالم باشند. برای بسیاری از افراد، این کلمات به این معنی است که ما می خواهیم که کودکانمان لاغر باشند. و اگر حتی نخواهیم لاغر باشند قطعا نمی خواهیم که آنها چاق هم باشند. در اخبار ظهر، در رابطه با خطر چاقی کودکان چیزهایی می شنویم. ما تصاویری از کودکان بیچاره ای را مشاهده می کنیم  با چربی های بسیار و شلوار تنگ و لباس هایی که بالای شکمشان است و تصور می کنیم که این مسئله چه حقیقت دردناکی است که آنها می خواهند از دیگران مخفی باشند.

کارشناسان پزشکی در رابطه با عوارض وخیم اضافه وزن و چاقی این هشدارها را می دهند: دیابت، فشار خون بالا، سرطان، و هر چیزی که شما می توانید تصورش را داشته باشید. ما می گوییم که این کودکان زندگی کوتاه تری نسبت به والدینشان. در مدرسه، کودکان تنها بر اساس پیشرفت های تحصیلی شان درجه بندی نمی شوند، بلکه با توجه به شاخص توده ی بندی شان BMI نیز رتبه بندی می شوند. چاقی کودک به عنوان مهارت فرزند پروری والدین مشخص می شود و کودکانی که چاق هستند به عنوان کودکانی با والدین بد تلقی می شوند. این والدین همچنین در معرض خطر هستند که از کودکان خود به قدر کافی مراقبت نمی کنند و از آن غفلت می کنند. جای تعجب نیست که بسیاری از والدین نسبت به وزن فرزندانشان احساس نگرانی کنند!

متأسفانه بسیار از والدین سهوا زمانی که با کودکانشان در رابطه با مسائل وزن، اندازه  و غذا خوردن مداخله می کنند دچار اشتباه می شوند و به کودکشان آسیب می زنند. یک مطالعه ی تحقیقاتی منتشر شده در ژوئن ۲۰۱۶ در رابطه با مسائل خوردن و وزن (ونسینک، لاتایمر و پاپ ۲۰۱۶) برخی از مشکلات هنگامی که والدین در رابطه با اضافه وزن کودکشان با او صحبت می کنند بیان می کند. محققین از ۵۰۱ نفر از زنان بین سنین ۲۰ تا ۳۵ سال در رابطه با وزنشان و عادات غذایی که به وسیله ی پدر و مادرشان برای ان ها در دوره ی رشدشان مشخص کرده بودند پرسیدند. آنها دریافتند کسانی که پدر و مادرشان بیشتر در رابطه با وزنشان بر آن ها خرده می گرفتند بیشتر در معرض BMI بالاتری بودند. در حقیقت زمانی که پدر و مادر بیشتر در مورد وزن نظر می دهند، دخترشان احساس نارضایتی بیشتری نسبت به بدنش دارد و احساس می کند که بدنش مانند یک بزرگسال است.

اضافه وزن در کودک و چگونگی برخورد با آن

محدودیتی که در این مطالعه وجود دارد این است که «ارتباط علی و معلولی برابر نیست» و این مسئله روشن نیست که اگر والدین در مورد وزن کودکان نظر می دهند فرزندان وزن بیشتری پیدا می کنند و در بزرگسالی BMI بالاتری دارند یا این شرکت کنندگان در دوران کودکی شان اضافه وزن داشته اند و این اضافه وزن انگیزه ای برای والدین بود تا در مورد وزن، و خوردن نظر دهند (این رفتارها در رابطه با نارضایتی از بدن تاثیر گذارند یا نه). با وجود این محدودیت ها، این مطالعه تاثیرات منفی بالقوه ای را که نظر والدین در رابطه با وزن و غذا خوردن را در BMI و نارضایتی از بدن را بیان می دارد. مسئله وزن گاهی انقدر معضل می شود که پدر و مادری که زمانی دنبال این بودند که چگونه وزن کودک رو افزایش دهند اکنون به دنبال کاهش آن می روند.

بنابراین، باید چگونه در مورد وزن با کودکان صحبت کرد؟ پیشنهاد ما این است که: این کار را انجام ندهید.

وزن یکی از مهم ترین شاخص های سلامتی محسوب نمی شود- در حقیقت BMI شاخص خوبی برای سلامتی نیست- و عواملی مانند تغذیه، فعالیت بدنی، و استرس نقش مهمی در آن بازی می کنند. بنابراین به جای صحبت کردن در مورد وزن با کودکتان، عادت های سالم غذایی، فعالیت های بدنی، و تصویری مثبت از بدن به کودکتان ارائه دهید که می تواند در هر وزنی به دست آید. این روش ها بهتر از حتی درمان چاقی کودکان جواب می دهند.

کودکانتان را تشویق کنید که مطابق با احساس گرسنگی و سیریشان غذا بخورند، و غذاهایی بخورند که از آن لذت می برند و در رابطه با بدنشان احساس خوبی داشته باشند، کودکانتان را ترغیب کنید که یک روند آماده سازی برای لذت بردن از غذاهایشان داشته باشند، و یک فعالیت لذت بخش برای کودکانتان ترتیب دهید. اگر فرزندتان نسبت به تصویر بدنش ناراضی است، به آنها کمک کنید تا  با خودشان بیشتر مهربان باشند و بدنشان را بپذیرند- و کمک گرفتن از یک متخصص ضروری است. مهمتر از هر چیزی: هرگز این احساس را در فرزندتان به وجود نیاورید که ارزش خود را بر اساس اعداد و مقیاس ها بسنجد.

دلبستگی

مفهوم دلبستگی را جان بالبی مطرح کرده است.دلبستگی پیوند یا گره های هیجانی پایدار بین مادر و کودک است.به طوری که یکی از طرفین کوشش می کند نزدیکی یا مجاورت با موضوع دلبستگی را حفظ کرده و به گونه ای عمل کند تا مطمئن شود که ارتباط ادامه می یابد.بالبی معتقد است که این گره های هیجانی متقابل که منجر به نزدیکی مادر و کودک می گردند نخستین تجلیات دلبستگی محسوب می شوند.دلبستگی نگهدارنده ی نزدیکی متقابل بین مادر و کودک در تمام مراحل زندگی است.ابتدا در ماه های نخست پس از تولد،دلبستگی برای نوزاد شامل تعامل های ساده و بازشناسی ادراکی نشانه هاست.اما در پایان سال اول زندگی،کودک به گونه ای به مادر دلبسته می شود که در موقع جدایی از او علائم درماندگی را از خود نشان می دهد.بین دلبستگی و وابستگی تفاوت وجود دارد.وابستگی به طور ضمنی به اندازه و حدی که یک فرد برای حیاتش به دیگری متکی است اشاره دارد.



ویژگیهای دلبستگی



-تقرب جویی کودک به چهره دلبستگی
-احساس درماندگی در موقعیت جدایی از چهره دلبستگی
-پناه بردن و احساس آرامش در کنار مادر در موقعیت های تنیدگی زا



مفهوم اساسی دلبستگی



-رفتار غریزی



مراحل دلبستگی



-مرحله اول)جهت یابی و علائم بدون افتراق(تولد تا سه ماهگی)
-مرحله دوم)جهت یابی و علائم جهت داده شده به سمت یک یا بیش از یک چهره متمایز شده (3-6 ماهگی)
-مرحله سوم)حفظ مجاورت به یک چهره متمایز شده به وسیله جابه جایی و علائم(6 ماهگی تا 3 سالگی)
-مرحله چهارم)شکل گیری یک مشارکت تصحیح شونده توسط هدف(بعد 3 سالگی)
انواع دلبستگی
کودکان دلبسته ایمن:این کودکان در اکثر موقعیت ها احساس راحتی و امنیت دارند.به مادر خود نمی چسبند،بلکه هنگامی که با مادر هستند،با کنجکاوی درصدد اکتشاف محیط های نا آشنا و دستکاری اشیاء بر می آیند.و در هنگام جدایی احساس آشفتگی نمی کنند.
کودکان دلبسته ناایمن:این کودکان در موقعیت نا آشنا مشکل تر می توانند به احساس آرامش و آسایش دست یابند.و مدام پشت سر مادر گریه می کنند و بهانه می گیرند.



عوامل موثر بر دلبستگی



-ویژگیهای مادر
-سبک رفتار مادر
-حساسیت و پاسخ دهندگی مادر
-شخصیت و حالت خلقی مادر
افسردگی مادر
-نابهنجار بودن مادر
اضطراب مادر

نگه داشتن منابع انرژی برای فرزندانمان

خﺎﻧﻮﺍﺭﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ۵ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻣﺼﺮﻑ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺭﻓﺎﻩ ﺑﺎﻻ‌ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻫﻢ ﻟﺬﺕ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺑﺒﺮﯾﺪ ﻭﻫﻢ ﭘﻮﻝ ﮐﻤﺘﺮﯼ ﺑﺪﻫﯿﺪ.
ﭘﺲ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺑﺎ ﺭﻭﺷﻬﺎﯼ ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ ﺩﺭ ﻣﺼﺮﻑ ﺍﻧﺮﮊﯼ.
 ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ ﭼﯿﺴﺖ ؟
ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﻭﺷﻬﺎﯼ ﻧﻮ ﺁﻭﺭﺍﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺤﺪﻭﺩ. ﺑﺨﺼﻮﺹ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺗﺠﺪﯾﺪ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ.
ﻣﺜﻼ‌ ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﻭﺩﮐﺶ ﻓﻠﺰﯼ ﺑﻠﻨﺪﺗﺮ ﺑﺮﺍﺗﯽ ﺍﺗﺼﺎﻝ ﺑﺨﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﮐﺎﻧﺎﻝ ﺩﻭﺩ ﮐﺶ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﺑﺨﺎﺭﯼ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﺮﻭﺝ ، ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ ﺍﺳﺖ.
ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﯾﮏ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬﺍﺭﯼ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﺜﻼ‌ ﺧﺮﯾﺪ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﻭﺟﺪﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺎﻻ‌ﺗﺮ ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ ﺩﺭ ﭘﻮﻝ ﮔﺎﺯ ﻭ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ.
ﺍﻟﻒ : ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ ﺩﺭ ﻣﺼﺮﻑ ﺑﺮﻕ:
ﺏ: ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ ﺩﺭ ﻣﺼﺮﻑ ﮔﺎﺯ ﻭ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﮔﺮﻣﺎﯾﯽ
ﺝ: ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ ﺩﺭ ﻣﺼﺮﻑ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﻭ ﺳﻮﺧﺖ
ﺩ: ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ ﺩﺭ ﻣﺼﺮﻑ ﺁﺏ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺭﻭﺷﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺷﺮﺡ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ.
ﺍﻟﻒ : ﺭﻭﺷﻬﺎﯼ ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ ﺩﺭ ﻣﺼﺮﻑ ﺑﺮﻕ.صرفه جویی در مصرف برق با لامپ کم مصرف
ﺍﻭﺝ ﻣﺼﺮﻑ ﺩﺭ ﺳﺎﻋﺎﺕ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺷﺐ ﺍﺳﺖ. ﺁﻧﻬﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ. ﻫﺮ ﻻ‌ﻣﭗ ﮐﻢ ﻣﺼﺮﻑ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ۵ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻻ‌ﻣﭗ ﺭﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ (ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺼﺮﻑ) ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﺪ. ﭘﺲ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻻ‌ﻣﭗ ﮐﻢ ﻣﺼﺮﻑ ﻭ ﻣﻬﺘﺎﺑﯽ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺎﻋﺎﺕ ﺍﻭﺝ ﻣﺼﺮﻑ (ﭘﯿﮏ) ﮐﻢ ﮐﻨﺪ.
ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺻﻨﻌﺘﯽ ﯾﮏ ﭘﯿﮏ ﺻﻨﻌﺘﯽ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺳﺎﻋﺎﺕ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ! ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻓﺸﺎﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﺳﺎﻋﺎﺕ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺷﺐ ﺑﻪ ﻧﯿﺮﻭﮔﺎﻫﻬﺎﯼ ﺑﺮﻕ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.
ﺭﺍﯼ ﺍﺗﻮ ﮐﺸﯽ ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﯿﻢ ﺗﺎ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺎﻓﯽ ﺑﺮﺳﺪ .

*ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﺗﻨﺪ ﮐﻮﻟﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﻋﺎﺕ ﺍﻭﺝ ﻣﺼﺮﻑ ، ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﺭﺍ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ.

*ﺍﺯ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﻏﺬﺍﯼ ﮔﺮﻡ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺷﻮﮐﻪ ﻧﺸﻮﺩ!! ﺍﻭﻝ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺧﻨﮏ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺩﺭ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﯿﺪ.

*ﺑﺎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺑﺮﻗﯽ ﺑﻪ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺑﺮﻕ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﻢ .
* ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺍﺗﺎﻗﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻧﮓ ﺭﻭﺷﻦ ﺭﻧﮓ ﺁﻣﯿﺰﯼ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺣﺒﺎﺏ ﻻ‌ﻣﭗ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ.
ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻗﺪﺍﻣﺎﺕ ﺳﺎﺩﻩ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺗﺎ ۵۰٪ ﺑﻠﻪ ﺗﺎ ﻧﺼﻒ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺮﻕ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﮐﺎﻫﺶ ﺩﻫﺪ.
ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﺪ ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ ﻻ‌ﻣﭗ ﻫﺎﯼ ﮐﻢ ﻣﺼﺮﻑ ﻫﺸﺖ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻭ ﻣﺼﺮﻑ ﺁﻧﻬﺎ ﭘﻨﺞ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﻻ‌ﻣﭗ ﻫﺎﯼ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺍﺳﺖ ؟!

*ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻻ‌ﻣﭗ ﻫﺎﯼ ﮐﻢ ﻣﺼﺮﻑ ، ﺭﻭﺷﯽ ﻣﻔﯿﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺎﻫﺶ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺎﻟﯽ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ .

*ﺍﺯ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﮑﺮﺭ ﺍﺯ ﺗﻮﺳﺘﺮ ﻭ ﻣﺎﯾﮑﺮﻭﻓﺮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﺮﻡ ﮐﺮﺩﻥ ﺣﺠﻢ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻢ ﻣﻮﺍﺩ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﮐﻨﯿﻢ .

*ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﺮﺩﻥ ﺟﺎﺭﻭ ﺑﺮﻗﯽ ؛ ﻟﻮﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﮔﺮﻓﺘﮕﯽ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻫﺪﺭ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻧﮕﺮﺩﺩ.

*ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺳﺮﻣﺎﯾﺸﯽ ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﺣﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺑﺎﺯ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ، ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﮐﻨﯿﻢ . ﮔﺮﻣﺎﯼ ﺣﻤﺎﻡ ﺭﺍ ﮐﻮﻟﺮ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺧﻨﮏ ﮐﻨﯿﺪ ﭘﻮﻝ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺘﺘﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ.
چگونه صرفه جویی کنیم ؟
ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﻬﻤﺘﺮ : ﺩﺳﺘﻬﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻥ ﭼﺮﺍﻍ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﻫﯿﺪ.
ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﻬﻤﺘﺮ : ﺩﺳﺘﻬﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻥ ﭼﺮﺍﻍ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﻫﯿﺪ.
*ﺑﺎ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﺩﻥ ﺑﺮﻓﮏ ﻫﺎﯼ ﯾﺨﭽﺎﻝ ، ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﺶ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺁﻥ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﻢ . 

*ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺩﺭ ﺳﺎﻋﺎﺕ ﺍﻭﺝ ﻣﺼﺮﻑ ، ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺑﺮﻗﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ . 

*ﮐﻮﻟﺮ ﮔﺎﺯﯼ ﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﺑﺎﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺪﻫﯿﺪ ﺗﺎ ﻣﻨﺰﻝ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﻨﮏ ﮐﻨﺪ .
 
ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺻﺘﻌﺘﮕﺮﺍﻥ ﻭ ﻣﺪﯾﺮﺍﻥ :
*ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺷﯿﻔﺖ ﻫﺎﯼ ﮐﺎﺭﯼ ﺻﻨﺎﯾﻊ ﺍﺯ ﺳﺎﻋﺎﺕ ﺍﻭﺝ ﻣﺼﺮﻑ ( 8- 11 ﺷﺐ ) ﺑﻪ ﺳﺎﻋﺎﺕ  ﺣﺪﺍﻗﻞ ﻣﺼﺮﻑ  ( 12-6 ﺻﺒﺢ ) ﺑﺎﻋﺚ ﻣﺼﺮﻑ ﺩﺭﺳﺖ ﺗﺮ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .

*ﮐﺎﺭ ﺁﻓﺮﯾﻨﺎﻥ ﻭ ﺻﻨﻌﺘﮕﺮﺍﻥ ﻋﺰﯾﺰ ! ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﮕﺎﻫﻬﺎ ﻭ ﻓﻦ ﺁﻭﺭﯼ ﻫﺎﯼ ﻧﻮﯾﻦ ﻭ ﮐﻢ ﻣﺼﺮﻑ ﺑﯿﻨﺪﯾﺸﯿﻢ . 

*ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﮕﺎﻫﻬﺎﯼ ﺻﻨﻌﺘﯽ ﻓﺮﺳﻮﺩﻩ ﻭ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻭ ﺑﺎ ﺭﺍﻧﺪﻣﺎﻥ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﺎﺩﺭﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺍﺳﺖ .

*ﺩﺭ ﺧﺮﯾﺪ ﺩﺳﺘﮕﺎﻫﻬﺎﯼ ﺻﻨﻌﺘﯽ ﺑﻪ ﻓﻦ ﺁﻭﺭﯼ ﻫﺎ ﻭ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺎﯼ ﻧﻮ ﺑﯿﻨﺪﯾﺸﯿﻢ .

*ﺑﺎ ﺩﺳﺘﮕﺎﻫﻬﺎﯼ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ، ﭼﺮﺥ ﺻﻨﻌﺖ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﭽﺮﺧﺎﻧﯿﻢ .

*ﮐﺎﺭﺁﻓﺮﯾﻦ ﻋﺰﯾﺰ! ﺷﺎﯾﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺧﺮﺝ ﺍﺿﺎﻓﯽ ﮐﺎﺭﮔﺎﻫﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﮕﺎﻫﻬﺎﯼ ﻗﺪﯾﻤﯽ ، ﻓﺮﺳﻮﺩﻩ ﻭ ﭘﺮ ﻣﺼﺮﻓﺘﺎﻥ ﻣﯽ ﺗﺮﺍﺷﺪ !

*ﺣﺘﯽ ﮐﻮﻟﺮﻫﺎ ﻫﻢ ﻃﺎﻗﺖ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺩﺍﻍ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ...ﮐﻮﻟﺮﻫﺎ ﺭﺍﺩﺭ ﻣﺤﻞ ﺳﺎﯾﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﯿﻢ .

*ﺩﺭ ﻓﺼﻞ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ، ﭘﻮﺷﯿﺪﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻧﮓ ﺭﻭﺷﻦ ﺩﺍﺭﻧﺪ ؛ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﺮﻣﺎ ﮐﻨﯿﻢ . 

ﺭﺍﯾﺎﻧﻪ (ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ ) ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﯿﺘﻮﺭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﯿﮑﺎﺭ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺷﻮﺩ. ﻣﺎﻧﯿﺘﻮﺭ (ﻧﻤﺎﯾﺸﮕﺮ) ﭘﺮ ﻣﺼﺮﻑ ﺗﺮﯾﻦ ﺑﺨﺶ ﺭﺍﯾﺎﻧﻪ ﺷﻤﺎﺳﺖ.  ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﭘﺲ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻭ ﻣﺤﺎﻓﻆ ( ﺍﺳﮑﺮﯾﻦ ﺳﯿﻮﺭ) ﺗﯿﺮﻩ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺑﺮﻕ ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﭼﻨﺪ ﮐﯿﻠﻮ ﮔﺮﻡ ﺩﯼ ﺍﮐﺴﯿﺪ ﮐﺮﺑﻦ ﮐﻤﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺭﺍﻫﯽ ﺍﺗﻤﺴﻔﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﮐﻨﺪ.

آیا تبلت برای کودکان خوب است؟

آیا تبلت برای کودکان خوب است؟
نمی‌دانیم میانگین هوش کودکان
نسل ما با میانگین هوش بچه‌های امروزی چقدر تفاوت دارد.
اما بدیهی است که فراوانی نعمت به بچه‌های امروزی مهارت‌هایی را یاد می‌دهد که نسل ما در سال‌های جوانی و میانسالی هم از پس آموختن‌شان برنمی‌آید.
تکنولوژی با سرعت سرسام‌آوری پیش می‌رود و برای مایی که اوج مدرن بودن‌مان در کودکی به آتاری‌های دستی یا بازی‌های ابتدایی ویدئویی محدود می‌شده،
پیش رفتن با این سرعت کار ساده‌ای نیست.

شاید به همین دلیل است که گاهی از فرزندان‌مان جا می‌مانیم و گذشته از یدک کشیدن انگ کم‌هوشی در مراقبت از آنها در برابر ابزارهای مدرن لنگ می‌زنیم.
در این مطلب، تجربه پنج پدر و مادر را برای‌تان نقل می‌کنیم که به‌خاطر همین ناآگاهی، آزادی آسیب‌زننده‌ای را به فرزندان‌شان هدیه کرده‌اند
یا اینکه با محدود کردن بیش از اندازه‌ بچه‌ها، باعث جا ماندن آنها از همسالانش شده‌اند.
شاید خواندن تجربه این والدین در کنار راهنمایی‌های ما، بتواند به برخی از سوالات شما در مورد سن مناسب استفاده از تکنولوژی و شرایط درست روبه‌رو شدن بچه‌ها با قابلیت‌های آن پاسخ دهد.



برای کوچولویم موبایل بخرم؟
آوا چهار ساله است. اتاقش را عروسک‌های رنگارنگ پر کرده‌اند اما هیچ چیز مثل تلفن همراه مادرش او را سرگرم نمی‌کند.
مادر آوا تصمیم گرفته برای تولد چهارسالگی او برایش یک تلفن همراه هوشمند بخرد. به نظرش با چنین هدیه‌ای نه‌تنها او را ذوق‌زده می‌کند
بلکه با یک تیر دو نشان دیگر هم می‌زند؛ آوا می‌تواند از این به بعد با تلفن همراه خودش با مادربزرگش صحبت کند و دلتنگی سرکار بودن
پدرش را هم آسان‌تر تحمل کند و از طرف دیگر بازی‌هایی که روی گوشی‌اش نصب می‌شود، جمله همیشگی «حوصله‌ام سر رفته!»
را از سر او بیرون می‌کند و به مادرش وقت بیشتری برای رسیدگی به کارهایش را می‌دهد.



موبایل‌بازی ممنوع!
با کمی اغراق می‌توانیم بگوییم که خرید تلفن همراه برای یک کودک چهار، پنج ساله بدترین گزینه ممکن است.
بچه‌ها در این سن نیاز اورژانسی به برقراری ارتباط تلفنی ندارند و از طرف دیگر با چسبیدن به این تکنولوژی آسیب‌های زیادی را هم به جسم و روان خود وارد می‌کنند.


- مدام لمس کردن صفحه گوشی هنگام بازی کردن، مفاصل انگشتان را دچار مشکلاتی جدی می‌کند که درمان کردنش حتی در ابتدای ابتلا هم ساده نیست و بعد از گذشت مدتی درمان این آسیب‌ها غیرممکن هم می‌شود.
- حاصل مدام بازی کردن با گوشی، چشمی همیشه خسته است.
- این ابزارها آنقدر دلچسب هستند که بچه‌ها بعد از مدتی استفاده به آنها اعتیاد پیدا کنند و هر روز ساعت بیشتری را برای بازی با آنها اختصاص دهند، تصور نکنید این بازی‌ها فرزند شما را باهوش‌تر می‌کند. او به مرور علاوه بر مشکلات ذهنی که پژوهشگران ادعا می‌کنند سراغش می‌آید، دچار تیک‌های ظاهری هم می‌شود.
- بعضی از پژوهشگران معتقدند استفاده درازمدت از تلفن همراه، روی مغز تاثیری مخرب می‌گذارد و می‌تواند باعث ابتلا به سرطان مغز شود.
پس:
- استفاده‌تان از تلفن همراه در خانه را محدود کنید، بچه‌ها بیشتر از هر چیز از عادت‌های شما الگو می‌گیرند.


- اگر می‌خواهید به فرزندتان اجازه استفاده از تلفن همراه را بدهید، آن را روی «فلایت مود» بگذارید تا در معرض امواج مضر قرار نگیرد.
- برای استفاده از تلفن همراه محدودیت‌هایی وضع کنید. کودک چهار ساله شما نباید بیشتر از نیم‌ساعت در روز با چنین ابزاری سرگرم شود.



تبلت بچه‌ها را باهوش می‌کند؟
از نظر مادر ستاره سرگرم کردن فرزند دوساله‌اش با موبایل یک اشتباه بزرگ است. او به این عقیده پژوهشگران که امواج تلفن همراه به مغز بچه‌ها آسیب می‌زند
باور دارد و به همین دلیل می‌خواهد با خرید تبلت فرزندش را با تکنولوژی آشنا کند.
از نظر او دوست شدن با تکنولوژی نه‌تنها به نفع رشد ذهنی فرزندش است و به او مهارت‌های تازه‌ای می‌آموزد بلکه باعث می‌شود کمتر به او بچسبد یا در مهمانی غر بزند.



هنوز خیلی زود است!
شاید بچه‌های چهار، پنج ساله بتوانند مهارت «تکرار یک دستورالعمل» را با کمک تبلت یاد بگیرند و از طریق پخش موسیقی،
بازی کردن و لمس تصادفی صفحه زودتر از همسالانشان این توانایی ذهنی را به دست بیاورند اما سرگرم کردن کودکان دوساله با تبلت ایده خوبی به نظر نمی‌رسد.


- تکنولوژی مزایای زیادی دارد اما برای بچه‌های زیر دو سال، بازی کردن با پازل و اسباب‌بازی‌های بسیار ساده از کشف قابلیت‌های ابزارهای تکنولوژیک مفیدتر و تاثیرگذارتر است.
آنها برای پرورش مهارت‌های ذهنی‌شان به مشاهده، شنیدن و لمس کردن دنیای اطراف‌شان نیاز دارند.



- بازی‌های ساده کودکانه نه‌تنها قدرت ذهن این کودکان را بالا می‌برد، بلکه به توانایی‌های جسمی‌شان هم کمک می‌کند.
کودکی که به جای مدام نشستن روی مبل و بازی با تبلت، روی زمین قدم برمی دارد، زمین می‌خورد و گاهی خرابکاری به بار می‌آورد در هماهنگ کردن ذهن و جسمش زودتر توانا می‌شود.



- بعد از رسیدن فرزندتان به سه سالگی می‌توانید برایش تبلت بخرید اما به شرط آنکه تنها نیم ساعت در روز سراغش برود. البته فرزند شما در هفت سالگی می‌تواند یک ساعت با این وسیله جذاب وقت بگذراند.



پس:
- می‌دانیم که سر و کله زدن با یک بچه دو ساله آسان نیست و مادری کاری ۲۴ ساعته است. اما این مسئولیتی است
که خودتان پذیرفته‌اید و نمی‌توانید به‌خاطر سخت بودنش، راه‌های میانبر مخرب را جایگزین راه اصلی کنید.



- شما باید ساعاتی از روز را کنار فرزندتان بنشینید، اسباب‌بازی‌هایش را روی زمین بریزید و با هم بازی‌های تازه‌ای را تجربه کنید.
از طرف دیگر باید به او اجازه دهید که گاهی به تنهایی با وسایلش سرگرم شود، آنها را کشف کند و حتی به قیمت خرابکاری کردن خلاقیتش را پرورش دهد.



- اگر نمی‌توانید ۲۴ ساعته مادری کنید، او را به مهدکودک بفرستید. فرزند دو ساله شما می‌تواند به چنین محیطی خو بگیرد و در کنار همسالانش سرگرم شود.
شما هم می‌توانید انرژی‌تان را برای عصر و شب ذخیره کنید تا در زمان بودنش در خانه، کم نیاورید.