آماده کردن کودک برای تولد فرزند دوم

همیشه تولد فرزند دوم  و حسادت فرزند اول به دوم، برای والدین دلهره ای ایجاد می کند که چگونه فرزند اول را با این شرایط یا به نوعی چالش مواجه کنند و چه رفتارهایی را انجام دهند. در این مقاله به بررسی این موضوع پرداخته و چند روش رفتاری برای والدین نیز ذکر شده اند:

با باردار شدن مادر و انتظار برای فرزند دوم، مادر باید به طور ساده و قابل فهم در مورد تولد نوزاد، با کودک، گفت و گو کند اما آن چه مهم است، این که دربار ه ی آن نباید زیاده روی کند و این اطلاع را نیز نباید زود به کودک بدهد زیرا تصور کودک نسبت به زمان، با تصور بزرگسالان متفاوت است. یک ماه ممکن است از نظر کودک، بسیار طولانی باشد؛ بنابراین، اگر مادر ۶ ماه پیش از تولد نوزاد، با کودک خود درباره ی نوزاد جدید صحبت کند، برای کودک، صبرکردن در این مدت، خسته کننده است. اگر کودک به علت بزرگ شدن شکم مادر و تغییرهایی که در مادر به وجود آمده، از او سؤال کرد، باید در مورد نوزاد و تولد او، با کودک حرف زد.

اگر کودک در مورد حاملگی مادر و تولد نوزاد و داشتن خواهر یا برادری سؤالی نکرد، بهترین موقعِ گفتن و توضیح دادن برای کودک، همان چندماه آخر دوران حاملگی ست. مادر باید در مورد نوزاد جدید، به زبانی ساده و قابل فهم و دور از اصطلاح های پزشکی با کودک صحبت کند. به او نگویید که با تولد نوزاد جدید، زندگی شادی خواهیم داشت و نوزاد سبب شادی، تفریح و سرگرمی همه ی ما خواهد بود زیرا چنین نخواهد بود! بلکه به او بگویید: «نوزاد بسیار کوچکی خواهیم داشت که نمی تواند راه برود، گریه زیاد م یکند، باید به او شیر بدهیم و از او مراقبت کنیم تا بزرگ شود.

اگر کودک به حد کافی بزرگ است، زمانی که برای خرید وسایل و لوازم نوزاد به بازار می روید، کودک را با خود ببرید و او را در هنگام خرید، شرکت دهید. او از شرکت کردن، احساس خوشحالی خواهد کرد اما زمانوخرید شما با کودک، باید بسیار کوتاه باشد تا خسته نشود. هنگام خرید لوازم، برای کودک نیز چیزی بخرید تا احساس نکند که با تولد نوزاد جدید، کنار گذاشته شده است.

از طرفی دیگر، کودک نباید احساس کند آن چه در گذشته متعلق به او بوده مانند تختخواب، صندلی، اسباب بازی و… از او گرفته و به نوزاد جدید داده می شود؛ اگر قرار است گهواره یا تخت کودک برای استفاده ی نوزاد اختصاص یابد، پدر و مادر ابتدا باید برای کودک، تخت جدیدی تهیه نمایند و سپس تخت او را مورد استفاده ی نوزاد جدید قراردهند.

زمانی که مادر برای زایمان و تولد نوزاد به بیمارستان می رود:

چون زمان ماندن مادر در بیمارستان، اغلب کوتاه است، بنابراین نگه داری کودک در خانه  پرستاری او باید به وسیله ی پدر یا افرادی که با کودک نزدیکی داشته اند، انجام گیرد. اگر مادر، مدت زمان کوتاهی در بیمارستان خواهد ماند، بردن کودک به بیمارستان، ضرورتی ندارد و دیدن و آشناشدن کودک با نوزاد تازه متولدشده، بهتر است که پس از بازگشت مادر به خانه و در خانه صور ت گیرد. پس از آوردن نوزاد به خانه، کودک بزر گتر را به اتاقی دیگر یا به خانه ی پدر و مادربزرگ نفرستید، زیرا کودک احساس خواهد کرد که متولدشدن نوزاد، تغییری در پرستاری اش به وجود آورده و او را از محیط قبلی خود و دامان مهر و محبت مادر، دور کرده است.

آوردن نوزاد به خانه و پیدایش حس حسادت در کودک بزر گتر:

زمانی که نوزاد به خانه آورده م یشود، چون مورد توجه همه قرارمی گیرد و دوستان و اقوام، هریک او را در آغوش می گیرند و حتی برایش هدیه می آورند، بنابراین، کودک احساس می کند که ای کاش من هم نوزاد بودم و عکس العمل او ممکن است ب هصورت رفتار کودک شیرخوار باشد؛ او ممکن است در شلوار خود ادرار کند یا در حالی که درگذشته خوب حرف می زده، مانند کودکانی که تازه یاد گرفت هاند کلم هها را ادا کنند، حرف بزند.

برخی از کودکان هنگامی که مادر، نوزاد خود را شیر می دهد، از روی حسادت، به شیرخوردن از شیشه شیر تمایل پیدا می کنند و با گریه کردن، از مادر می خواهند که شیر را از شیشه شیر به آنان بدهد، درصورتی که خوردن شیر از شیشه را در گذشته ترک کرده بودند. مادر نباید احساس کند که کودک با خوردن شیر از شیشه ی شیرخوری، مشکلی به وجود خواهد آورد و نباید با ای نکار، مخالفت کند و چیزهای دیگری مانند شکلات و شیرینی به او بدهد که راضی اش نماید. تمایل کودک به خوردن شیر از بطری شیرخوری، چند هفت های بیش تر ادامه نخواهد یافت.

گاهی اوقات ممکن است از روی ناراحتی و حس حسادت، اسباب بازی یا شیء را به طرف نوزاد پرت کند که مادر به طور معمول، در چنین حالتی نسبت به عمل کودک، پرخاش کرده و او را سرزنش می کند و سرزنش کردن و عصبانیت مادر، حس حسادت کودک را عمیق تر و شدید تر خواهد کرد. مادر نه تنها باید نوزاد را از مخاطره ها حفظ کند، بلکه باید کودک بزر گتر خود را نیز دریابد. مادر باید به کودک بگوید: «ما همگی دوستت داریم اما چون این خیلی کوچک است، باید مراقبش باشیم. تو هم باید کمک کنی تا با همدیگر بزرگش کنیم. »

شدت حسادت کودکان نسبت به نوزاد شیرخوار به طور معمول در سنین کم تر از ۵ سالگی، به بیش ترین حد خود می رسد، زیرا کودک در این سن هنوز وابسته به پدر و مادر است و به خارج از خانه وابستگی ندارد اما زمانی که کودک به سن ۶سالگی یا پس از آن رسید، خود را به تدریج از پدر و مادر دور م یکند و علاقه و دوستانی در خارج از محیط خانه به دست خواهد آورد.

رفتار پدر و مادر با کودک بزر گتر باید چگونه باشد؟

زمانی که نوزاد تازه متولد شده به خانه آورده م یشود، مادر نباید هیچ گونه تغییری در رفتار خود نسبت به کودک بزرگ تر ب هوجود آورد؛ گرچه مادر به علت زایمان، ضعیف، خسته و حتی بی حوصله شده اما تا حد امکان باید سعی کند با کمک پدر، زندگی روزمره و روابط و رفتار قبلی خود را با کودک حفظ نماید. زمانی که کودک ببیند تمام توجه و علاق هی مادر به نوزاد جلب می شود و نوزاد مدام در آغوش مادر است و او بلاتکلیف و سرگردان است، حس حسادت در او به وجود خواهد آمد. اگر برای پدر امکان دارد، می تواند کودک را با خود به محل کارش ببرد تا در خلال روز با پدر مشغول باشد.

سپردن کودک به کودکستان نیز برای او سرگرم کننده خواهد بود. اگر شغل پدر اجازه نمی دهد، می تواند در ساعت های بیکاری خود، کودک را برای خرید، دیدن دوستان و گردش، به بیرون از خانه ببرد. کودک بزرگ تر اغلب از مادر اجازه می خواهد تا نوزاد را بغل کند. مادر از ترس این که نوزاد ممکن است از بغلش بیفتد، به طور معمول اجازه نمی دهد. اگر کودک روی فرش یا روی تختخواب بنشیند و نوزاد را در آغوش بگیرد، امکان افتادن نوزاد وجود نخواهد داشت؛ بنابراین، مادر باید به دفعات اجازه دهد که او نوزاد را در آغوش بگیرد؛ این کار موجب می شود حس حسادت و تنفر کودک نسبت به نوزاد کاهش یابد.

می توان در پرستاری از نوزاد و در دوران شیرخواری، از کودک بزرگ تر درصورت تمایل او بهره جست؛ این عمل موجب م یشود حس حسادت، به دوستی تبدیل شود. اگر هدیه هایی از طرف دوستان برای نوزاد آورده می شود، بهتر است پدر و مادر ترتیبی دهند که برای کودک بزرگ تر نیز هم زمان هدایایی آورده شود تا او احساس کمبود نکند.

به او یاد آوری کنید که زمانی خود او هم نوزاد بوده و همین کارها را برای او هم انجام م یدادید و هر نوزاد به این سن و سال به این کمک ها و محبت ها نیاز دارد.

عکس های دوران نوزادی و زمان تولدش را به او نشان دهید و توجه او را به محبت ها و هدایایی که در آن زمان برای او هم انجام می دادید، جلب نمایید.

فعالیت هایی را برای فرزند بزرگترتان در نظر بگیرید که قادر به انجام دادن آن ها است و او را از فرزند دیگر مجزا میک‏ند و بدین وسیله این پیام را به او بدهید که دیگر بچه نیست و بزرگ شده است.

او را در آغوش بگیرید و به او محبت کنید، با او بازی کنید، برایش کتاب داستان بخوانید و فعالیت هایی را انجام دهید که مناسب سنش است.

به طور کلی و در نتیجه می توان گفت، اول مادر باید به کودک بزرگ تر بفهماند که او نیز مورد علاقه و محبت خانواده است. دوم آن که کودک ۲ ساله را باید عادت داد که تنها بخوابد و بازی کند تا کمتر با مادر تماس داشته باشد و از محبت مادر به نوزاد جدید ناراحت نشود. سوم آن که مادر به کودک بفهماند در مواظبت و محبت با نوزاد برابر است. مادرانی که برای کودک قصه می گویند و نوزاد را نیز نوازش می کنند به نحو قابل ملاحظه ای مانع از بروز حسادت در آنان می شوند.

چهارم آن که حیوان مورد علاقه ی کودک حسود را در اختیارش قرار دهند تا کمی از حسادت های او جلوگیری شود. به طور خلاصه، همانطور که گفته شد در قسمت علل، حسادت اغلب محصول موقعیت خانوادگی به ویژه نگرش مادر و روش های انظباطی اوست. لذا مادران باید از توجه بیش از حد (زیاد و یا کم) نسبت به فرزندان خویش احتراز جویند و از به کار گرفتن شیوه های انظباطی ناهم آهنگ و ناهمخوان که هر دو از عوامل تشدیدکننده ی حسادت هستند، بپرهیزند[۱].

مرکز مشاوره ازدواج  کودک 

راهنمای والدین برای کودک و نوجوان با اضطراب اجتماعی

چگونه به فرزند مضطرب خود در جمع کمک کنید!

راهنمای کامل برای والدین کودک و نوجوان از ۵ تا ۱۸ سال.

گام اول: چیزهایی را به کودکان خود در مورد اضطراب یاد دهید.

این یک گام نخست بسیار مهم است، زیرا به کودکان و نوجوانان کمک می کند تا درک کنند چه چیزی برایشان اتفاق می افتد زمانی که آنها اضطراب را تجربه می کنند. به کودک خود اجازه دهید تا بداند که تمام نگرانی ها و احساسات بدنی که تجربه می کند، اسم دارند: اضطراب. به کودک خود کمک کنید تا واقعیت ها را در مورد اضطراب بفهمد.

واقعیت اول: اضطراب واکنشی طبیعی و سازگارانه است تا به ما کمک کند برای خطر آماده شویم.

واقعیت دوم: اضطراب می تواند به مشکل تبدیل شود زمانی که بدن ما به ما بگوید که خطری در پیش است در حالی که در واقع خطری وجود ندارد.

گام دوم: آموزش به کودک درمورد اضطراب اجتماعی

به کودک خود یاد دهید که گاهی اوقات ما از اینکه کنار مردم باشیم یا کاری را در حضور دیگران انجام دهیم، می ترسیم. این موقعیت ها می توانند احساسی را همانند بودن روی صحنه (استیج) به ما بدهند. و ما نگران این هستیم که ممکن است کار خجالت اوری انجام دهیم یا اینکه دیگران فکر بدی درمورد ما بکنند.  به کودک خود اجازه دهید تا بداند که شما ابزاری به او خواهید داد تا وی را در رویارویی با اضطراب یاری دهد و به تدریج با ترس هایش روبرو شود.

به کودک اجازه دهید تا بداند که اضطراب اجتماعی معمولا شایع است و آنها تنها افرادی نیستند که چنین احساسی دارند.

گام سوم: جعبه ابزار کودکتان را بسازید

شما می توانید با دادن ابزارهایی برای مدیریت اضطراب، به کودک خود کمک کنید. این ابزارها به کودک کمک خواهد کرد تا مهم ترین گام –رویارویی با ترس هایش- را تمام کند. برای اختلال اضطراب اجتماعی، ابزارهای موجود در جعبه ابزار عبارتند از:

ابزار شماره ۱: یادگیری آرامش و ریلکس بودن

یک ابزار شامل کمک به کودکتان برای یادگیری آرامش داشتن است. دو استراتژی می تواند کمک کننده باشد:

۱: تنفس آرام: کودک شما می تواند با استفاده از این استراتژی به سرعت آرام شود. برای کودک توضیح دهید که ما هنگام اضطراب، سریعتر تنفس می کنیم. این حالت ممکن است باعث شود ما احساس گیجی و حواس پرتی کنیم. که ممکن است باعث افزایش اضطراب ما شود. تنفس آرام به معنای تنفس آهسته و منظم از طریق بینی است.

۲: آرام سازی عضلانی: استراتژی دیگر که برای کمک به فرزندتان مفید است، یادگیری آرام سازی بدن اوست و این شامل سفت کردن عضلات متعدد بدن و سپس رهاکردن آنهاست. همچنین کودک شما می تواند از تکنیک تالاپ استفاده کند. در این تکنیک او خود را به عنوان یک عروسک پارچه ای  تصور می کند و تمام بدن خود را به یکباره ریلکس می کند.

ابزار شماره ۲: تفکر واقع گرا

این راهبرد برای کودکان با سنین بالا و نوجوانان اجرا می شود. کودکان با اختلال اضطراب اجتماعی اغلب تفکرات منفی در مورد خودشان و آنچه که در موقعیت های اجتماعی رخ می دهد، دارند. افکار شایع در این موارد اینها هستند:

کسی مرا دوست نخواهد داشت!

اگر حرف احمقانه ای بزنم چی؟

من کار احمقانه ای انجام خواهم داد و دیگران به من خواهند خندید!

من نمی دانم چه چیزی باید بگویم

من به اندازه کودکان دیگر جذاب/ باهوش نیستم.

کسی با من صحبت نخواهد کرد.

ابتدا به کودک خود کمک کنید تا این تفکرات را شناسایی کند. از وی بپرسید که فکر می کند چه اتفاقی در موقعیت های ترسناک اجتماعی روی می دهد. گام بعدی این است که به او کمک کنید تا یاد بگیرد با تفکرات منفی مبارزه کند.

سوالاتی که نوجوانان ممکن است از خود بپرسند:

آیا من ۱۰۰ درصد مطمئنم که …. اتفاق خواهد افتاد؟

چند بار … اتفاق افتاده است؟

آیا … واقعا آنقدر مهم است که تمام آینده من به آن وابسته باشد؟

آیا نظرات … نظر تمامی افراد دیگر را منعکس می کند؟

آیا من مسئول تمام گفتگو ها هستم؟

بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد چیست؟

چه کاری می توانم انجام دهم تا با موقعیت مقابله کنم؟

آیا من باید همه را راضی نگه دارم- آیا اصلا ممکن است؟

اینجا مثالی آورده شده است تا به کودک خود کمک کنید تا با افکار مزاحم مبارزه کند.

والدین: من میدانم که تو بابت دادن جواب نادرست در کلاس نگران هستی، اما امکان اتفاق افتادن آن چقدر است؟

کودک: خب، گاهی اوقات من جواب را می دانم، و ممکن است اتفاقی نیفتد، اما هنوز احتمال اتفاق افتادن و ضایع شدن من وجود دارد؟

والدین: چه می کنی اگر اتفاق بیفتد و جواب نادرست را بدهی؟

کودک: نمیدانم…این بسیار شرم آور است.

والدین: خب.. چه چیزی میتوانی به خودت بگویی؟

کودک: فکر کنم به خودم بگویم که مردم همه اشتباه می کنند و این آخر دنیا نیست.

والدین: فکر می‌کنم این می تواند کمک کند تا به یاد آوریم همه اشتباه می کنند و آیا سایر دانش آموزان هم پاسخ نادرست می دهند؟

کودک: بله

والدین: چه اتفاقی می افتد؟

کودک: فکر کنم هیچی

والدین: من سوالاتی را اشتباه جواب داده ام و حتی چیزهای کاملا احمقانه ای انجام داده ام. آیا تو فکر می کنی چیزی از من کم شده؟

کودک: نه

والدین: گاهی اوقات مهم است که بتوانیم به چیزهایی که انجام میدهیم بخندیم. آنها بعدها داستان های بزرگی می شوند!

شما می توانید به کودکتان کمک کنید تا برای مبارزه با تفکرات منفی با این سوالات کار کند. با انجام اینها، کودک شما خواهد فهمید که برخی ترس ها احتمالا اتفاق نمی افتند و او می تواند در موقعیت های اجتماعی از پس آن برآید.

نکته کمک کننده:

شناسایی و مبارزه با تفکرات منفی، ممکن است برای کودکان جوان تر خیلی سخت باشد. در هر حال، انها با گفتن برخی جملات مقابله ای به خودشان می توانند از پس مقابله در موقعیت های اجتماعی برآیند. برای مثال: من می توانم آرام نفس بکشم تا احساس بهتری داشته باشم یا اینکه من تنها نیاز دارم که بهترین تلاشم را بکنم.

ابزار شماره ۳: درست کردن کارت های مقابله

رویارویی با ترس ها ساده نیست، بنابراین ایده ایجاد کارت های مقابله، ایده خوبی است. کودک شما می تواند کارت ها را در طول روز با خود حمل کند و اضطراب را مدیریت کند.

ابزار شماره ۴: رویارویی با ترس ها

یک گام مهم در کمک به مدیریت اضطراب اجتماعی، تشویق کودک به رویارویی با موقعیت هایی است که او به دلیل ترس اجتماعی از آنها اجتناب می کند. نوجوان ها می توانند از گفتن اینکه رویارویی مکرر با موقعیت های ترسناک، پریشانی را کم می کند، سود ببرند و این به آنها کمک می کند تا اعتماد به نفسشان ساخته شود. بهتر است با چیزی شروع کنید که کمتر ترسناک است و با موقعیت هایی که باعث اضطراب بیشتری می شود، ادامه دهید. در کارکردن با فرزندتان، لیستی از موقعیت های اجتماعی را ایجاد می کند ( مانند سلام دادن به همکلاسی ها، پرسیدن یک سوال از معلم، صحبت کردن با دوست پشت تلفن). اکنون شما یک لیست دارید، آنها را از کمتر ترسناک تا ترسناک ترین مرتب کنید.

از موردی شروع کنید که کمترین ترس را دارد، فرزند خود را تشویق کنید که آن را پی در پی انجام دهد. تا اینکه این کار ترس کمتری داشته باشد.  اکنون کودک شما می تواند بدون اضطراب زیاد وارد آن موقعیت شود. سراغ مورد بعدی لیست بروید. نوجوانان یا کودکان دارای اضطراب اجتماعی باید ۳ الی ۵ تکلیف اجتماعی را در هر روز تمرین کنند تا اینکه بتوانند آن را کاملا راحت انجام دهند و سپس سراغ تکالیف اجتماعی بروند که اندکی چالش بیشتر را برای او دارد.

چگونگی انجام این تمرینات:

مهم است که او را برای این واقعیت آماده کنید که او هنگام انجام تکلیف، احساس اضطراب خواهد کرد، اما این عادی است! هنگام مبارزه با اضطراب، احساس اضطراب عادی است، به خصوص در آغاز. همچنین دادن پاداش (مانند این: کارت عالی بود)  برای هر موفقیتی و یا هر تلاشی برای رویارویی با ترس هایش و دادن جایزه (چیزهای ارزان کوچک، مانند زمان بیشتر دیدن تلویزیون، شام مورد علاقه) بسیار مهم است. با این همه، رویارویی با ترس، کار سختی است!

مهم است که به کودک این مجال را بدهید تا با هم سن و سالان خود تعامل داشته باشد و دوست یابی کند. به بارش فکری کودک کمک کنید تا با سایر کودکان و نوجوانان بیامیزد. برای مثال:

  • به یک گروه اجتماعی ملحق شو.
  • ورزش کن ( فوتبال، تنیس، دو و میدانی)
  • عضو یک کلوپ شو (کلوپ نقاشی، کلوپ طراحی مد)
  • در یک کلاس شرکت کن (هنر، رقص)
  • به یک گروه کر یا باند ملحق شو
  • بازی های مدرسه را انجام بده
  • کمک کننده باش (به دیگر دانش آموزان در تکالیفشان کمک کن)
  • دوره های آموزش گروهی را ثبت نام کن (شنا)
  • از تسهیلات ورزشی استفاده کن (پارک اسکیت)
  • قرارهایی را به صورت کوتاه و پی در پی با بچه های دیگر برقرار کن یا سایر فعالیت های اجتماعی

ابزار شماره ۵: رشد و گسترش مهارت های اجتماعی

کودکان و نوجوانان مبتلا به اضطراب اجتماعی ممکن است از رشد بهتر مهارت های اجتماعی بهره ببرند. حیطه های مختلفی وجود دارد که شما می توانید در آنها به کودک خود کمک کنید.

  • زبان بدن: این شامل ارتباط چشمی، تبسم، و نگاه کردن به صورت افراد هنگام صحبت کردن است.
  • کیفیت صدا: این شامل صحبت کردن رسا و با بلندی و سرعت مناسب است.
  • مهارت های مکالمه: گفتن سلام و شروع و ادامه دادن رابطه
  • مهارت های دوستانه: این مهارت ها شامل خواستن از دیگران برای انجام کاری همراه شما، پیوستن به یک فعالیت، پیشنهاد کمک و تعارف کردن است.
  • ابراز وجود: این مهارت شامل درخواست کمک، نه گفتن، رویارویی با اذیت و قلدری است.

یک راه عالی برای تمرین کودک این است که این مهارت ها را از راه نقش بازی کردن بیاموزد. ابتدا سعی کنید آن را تقلید کنید، سپس کودک را تشوق کنید تا امتحان کند. برای مثال، اگر کودکتان می خواهد دوستانش را دعوت کند، شما می توانید تظاهر کنید که نقش دعوت کننده را دارید. سپس از وی بخواهید تا او امتحان کنید و شما نقش دوست را بازی کنید.

اینجا مثالی درمورد نقش بازی کردن آورده شده است. شما می توانید با کودک خود انجام دهید.

والدین: حالا، من تظاهر می کنم که جای تو هستم، و تو به شیوه ای که فکر میکنی کودکان دیگر جواب خواهند داد، جواب میدهی. سلام، آخر این هفته چه کاری انجام میدی؟

کودک: احمقانه است!

والدین: فقط بیا انجامش بدیم. آخر هفته چیکار میکنی؟

کودک: هنوز مطمئن نیستم.

والدین: من داشتم به این فکر میکردم که یک فیلم برای شنبه اجاره کنم. دوست داری بیای و باهم ببینیم؟

کودک: خوبه، چه فیلمی؟

والدین: من واقعا کمدی دوست دارم. ما میتونیم چک کنیم ببینیم چه فیلم های تازه روی DVD اومدن.

کودک: جالب به نظر میاد. من با والدینم چک میکنم.

والدین: باشه، چطوره جاهامونو عوض کنیم و تو سوال بپرسی؟

نکته مفید:

اطمینان حاصل کنید که به کودک خود کمک می کنید تا با هرگونه مشکلات واقعی همچون قلدری یا ناتوانی های یادگیری خود مقابله کند و بهبود بخشد که این مشکلات می توانند در ترس اجتماعی وی سهیم باشند.

گام چهارم: شجاع تر کردن کودک

یادگیری مدیریت اضطراب کار سختی است. اگر کودک شما در انجام ان بهتر شده است، هردوی شما مستحق پاداش هستید. یادگیری مدیریت اضطراب مانند تمرین است- کودک شما نیاز دارد تا حالت خود را حفظ کند و مهارت هایش را به طور منظم تمرین کند. آنها را به عادت تبدیل کن. این درست است حتی بعد از اینکه کودک شما احساس بهتری داشته و به اهداف خود رسیده باشد.

مایوش نشوید اگر کودک شما از رفتارهای قبلی استفاده می کند. این ممکن است در هنگام وضعیت های پراسترس انتقال ( برای مثال، بازگشت به مدرسه یا جابجایی) روی دهد. این طبیعی است. این تنها به این معنی است که کودک نیاز دارد با ابزارها شروع به تمرین کند. به یاد داشته باشید که، مقابله با اضطراب، فرایندی به درازی عمر است.

نکات کمک کننده:

  • مواجه شو. کودک خود را در موقعیت های اجتماعی متعددی قرار دهید. او را تشویق کنید تا با دیگران بازی کند، به جشن تولدها توجه کند، و به فعالیت های بعد از مدرسه بپیوندد.
  • الگو باشید! برای کودک خود در چگونگی تعامل با دیگران الگو باشید (برای مثال، به یک غریبه سلام دهید و یا با صندوقدار تره بار فروشی شروع به صحبت کنید.
  • اجازه دهید صحبت کنند: برای کودکتان صحبت نکیند. آنها را تشویق کنید تا جواب سوالات خود را بدهند. برای مثال، مجبورشان کنید که در رستوران غذا سفارش دهند.
  • به آنها دیدگاه بدهید: آنها را تشویق کنید تا از دیدگاه دیگری نگاه کنند. کمکش کنید تا تفاسیر متعدد را از تعاملات اجتماعی شناسایی کند. برای مثال: جان از تو نمی خواهد که با او توپ بازی کنی شاید او فکر نمی کند که تو میخواهی این کار را انجام دهی…چرا تو این کار را نکنی…) یا به کودک کمک کنید تا زمانی که کودکان اذیتش می کنند، ازعهده کارها برآید ( برای مثال، آنها را نادیده بگیر و تنها با افراد دیگری بازی کن که خوب هستند.
  • ذهن آگاهی  خیانت همسر  نوزاد

اضافه وزن در کودک و چگونگی برخورد با آن

یک مطالعه ی جدید نشان داده صحبت کردن زیاد با کودک در مورد اضافه وزن و چاقی وی تاثیرات منفی بر او دارد.

به عنوان والدین، ما برای کودکانمان بهترین ها را می خواهیم. ما می خواهیم که کودکانمان بهتر از ما زندگی کنند و زندگی بهتری نسبت به ما داشته باشند؛ که شاد، موفق و بیشتر از هر چیزی سالم باشند. برای بسیاری از افراد، این کلمات به این معنی است که ما می خواهیم که کودکانمان لاغر باشند. و اگر حتی نخواهیم لاغر باشند قطعا نمی خواهیم که آنها چاق هم باشند. در اخبار ظهر، در رابطه با خطر چاقی کودکان چیزهایی می شنویم. ما تصاویری از کودکان بیچاره ای را مشاهده می کنیم  با چربی های بسیار و شلوار تنگ و لباس هایی که بالای شکمشان است و تصور می کنیم که این مسئله چه حقیقت دردناکی است که آنها می خواهند از دیگران مخفی باشند.

کارشناسان پزشکی در رابطه با عوارض وخیم اضافه وزن و چاقی این هشدارها را می دهند: دیابت، فشار خون بالا، سرطان، و هر چیزی که شما می توانید تصورش را داشته باشید. ما می گوییم که این کودکان زندگی کوتاه تری نسبت به والدینشان. در مدرسه، کودکان تنها بر اساس پیشرفت های تحصیلی شان درجه بندی نمی شوند، بلکه با توجه به شاخص توده ی بندی شان BMI نیز رتبه بندی می شوند. چاقی کودک به عنوان مهارت فرزند پروری والدین مشخص می شود و کودکانی که چاق هستند به عنوان کودکانی با والدین بد تلقی می شوند. این والدین همچنین در معرض خطر هستند که از کودکان خود به قدر کافی مراقبت نمی کنند و از آن غفلت می کنند. جای تعجب نیست که بسیاری از والدین نسبت به وزن فرزندانشان احساس نگرانی کنند!

متأسفانه بسیار از والدین سهوا زمانی که با کودکانشان در رابطه با مسائل وزن، اندازه  و غذا خوردن مداخله می کنند دچار اشتباه می شوند و به کودکشان آسیب می زنند. یک مطالعه ی تحقیقاتی منتشر شده در ژوئن ۲۰۱۶ در رابطه با مسائل خوردن و وزن (ونسینک، لاتایمر و پاپ ۲۰۱۶) برخی از مشکلات هنگامی که والدین در رابطه با اضافه وزن کودکشان با او صحبت می کنند بیان می کند. محققین از ۵۰۱ نفر از زنان بین سنین ۲۰ تا ۳۵ سال در رابطه با وزنشان و عادات غذایی که به وسیله ی پدر و مادرشان برای ان ها در دوره ی رشدشان مشخص کرده بودند پرسیدند. آنها دریافتند کسانی که پدر و مادرشان بیشتر در رابطه با وزنشان بر آن ها خرده می گرفتند بیشتر در معرض BMI بالاتری بودند. در حقیقت زمانی که پدر و مادر بیشتر در مورد وزن نظر می دهند، دخترشان احساس نارضایتی بیشتری نسبت به بدنش دارد و احساس می کند که بدنش مانند یک بزرگسال است.

محدودیتی که در این مطالعه وجود دارد این است که «ارتباط علی و معلولی برابر نیست» و این مسئله روشن نیست که اگر والدین در مورد وزن کودکان نظر می دهند فرزندان وزن بیشتری پیدا می کنند و در بزرگسالی BMI بالاتری دارند یا این شرکت کنندگان در دوران کودکی شان اضافه وزن داشته اند و این اضافه وزن انگیزه ای برای والدین بود تا در مورد وزن، و خوردن نظر دهند (این رفتارها در رابطه با نارضایتی از بدن تاثیر گذارند یا نه). با وجود این محدودیت ها، این مطالعه تاثیرات منفی بالقوه ای را که نظر والدین در رابطه با وزن و غذا خوردن را در BMI و نارضایتی از بدن را بیان می دارد. مسئله وزن گاهی انقدر معضل می شود که پدر و مادری که زمانی دنبال این بودند که چگونه وزن کودک رو افزایش دهند اکنون به دنبال کاهش آن می روند.

بنابراین، باید چگونه در مورد وزن با کودکان صحبت کرد؟ پیشنهاد ما این است که: این کار را انجام ندهید.

وزن یکی از مهم ترین شاخص های سلامتی محسوب نمی شود- در حقیقت BMI شاخص خوبی برای سلامتی نیست- و عواملی مانند تغذیه، فعالیت بدنی، و استرس نقش مهمی در آن بازی می کنند. بنابراین به جای صحبت کردن در مورد وزن با کودکتان، عادت های سالم غذایی، فعالیت های بدنی، و تصویری مثبت از بدن به کودکتان ارائه دهید که می تواند در هر وزنی به دست آید. این روش ها بهتر از حتی درمان چاقی کودکان جواب می دهند.

کودکانتان را تشویق کنید که مطابق با احساس گرسنگی و سیریشان غذا بخورند، و غذاهایی بخورند که از آن لذت می برند و در رابطه با بدنشان احساس خوبی داشته باشند، کودکانتان را ترغیب کنید که یک روند آماده سازی برای لذت بردن از غذاهایشان داشته باشند، و یک فعالیت لذت بخش برای کودکانتان ترتیب دهید. اگر فرزندتان نسبت به تصویر بدنش ناراضی است، به آنها کمک کنید تا  با خودشان بیشتر مهربان باشند و بدنشان را بپذیرند- و کمک گرفتن از یک متخصص ضروری است. مهمتر از هر چیزی: هرگز این احساس را در فرزندتان به وجود نیاورید که ارزش خود را بر اساس اعداد و مقیاس ها بسنجد.

بازگشت به مدرسه یک جابجایی مهم برای کودک

در این مقاله نکاتی مطرح می شود که این کار را برای کودکان و والدین آسان تر می کند

آماده سازی فرزندتان برای سال تحصیلی جدید

اخرین هفته ی تابستان در حال سپری شدن است و سال تحصیلی جدید در پیش است. شما نمی توانید منتظر بمانید که فرزندتان خود به خود خودش را برای سال تحصیلی جدید آماده کند و نظم و ترتیب قبل را در پیش بگیرد. در اینجا نکاتی مطرح می شود که شما به وسیله ی آن می توانید این کار را راحت تر انجام دهید: بازگشت به مدرسه همیشه یک جابه جایی و انتقال مهم تلقی می شود.

کودکانی که برای اولین بار می خواهند وارد مدرسه شوند و یا کودکانی که می خواهند به مدرسه ی جدیدی وارد شوند باید خود را با شرایط جدیدی سازگار کنند، حتی رفتن به کلاس بالاتر نیز برای کودک مسائلی را پیش رو دارد مانند روبرو شدن با سطح تحصیلی بالاتر و درس های علمی تر، معلم جدید، و یک دایره ی اجتماعی متغیر. خبر خوب این است که با مقداری آماده سازی و سازماندهی شما می توانید اخرین هفته ی تابستان را برای کودکتان لذت بخش کنید و اولین هفته ی تحصیلی را برای خودتان و فرزندتان آسان تر سازید.

در اینجا چگونگی این کار بیان می شود:

۱- از اینکه کودکتان با مدرسه اش آشناست اطمینان حاصل کنید

اگر کودکتان سال قبل نیز در همین مدرسه بوده است این خیلی خوب است ! شما تنها لازم است تغییراتی را که امسال اتفاق می افتد را برای کودکتان توضیح دهید.

«حالا تو اولین سطح تحصیلی ات را شروع می کنی، تو باید در زمین بازی بچه ها بازی کنی، و با بچه های دیگر در سالن ناهار خوری غذا بخوری.» «حالا تو سال سومی هستی، تو هر روز باید تکالیفت را انجام بدهی.» «حالا تو وارد دوره ی راهنمایی شده ای، تو خودت باید به مدرسه بروی. نیاز است که با هم رد شدن از خیابان را تمرین کنیم.»

ولی اگر این اولین سال تحصیلی کودکتان باشد، پس لازم است که شما با کودکتان به انجا سر بزنید. حتی اگر این آشناسازی ابتدایی یک روز قبل از شروع مدرسه باشد، به مدرسه بروید و با محیط آن آشنا شوید. اگر می توانید وارد زمین بازی شوید، این یک مزیت است که کودکتان را با آنجا آشنا کنید. و اگر نمی توانید وارد زمین بازی شوید از پشت حصار زمین را به او نشان دهید و او را نسبت به آن هیجان زده کنید.

اگر ساختمان مدرسه باز است، با همدیگر وارد مدرسه شده و مکان های به خصوص مدرسه را با یکدیگر بررسی کنید. به کتابخانه سر بزنید، وارد یکی دو تا از کلاس ها شوید، از سرویس بهداشتی آنجا استفاده کنید (نیاز است که احساس امنیت نسبت به این مکان را در فرزندتان به وجود بیاورید) با انجام این کار به موفقیتی بزرگی دست پیدا می کنید. ممکن است شما فقط بتوانید وارد دفتر مدرسه شوید، شما می توانید در دفتر توضیح دهید که کودکتان تازه وارد این مدرسه شده است و می خواهد با محیط مدرسه آشنا شود و مکان های آن را بشناسد، و کارکنان مدرسه را به کودکتان معرفی کنید، هر چه کودکتان بیشتر با محیط مدرسه آشنا شود ترس از ناشناخته ها در او کمتر می شود و در اولین روز مدرسه احساس راحتی بیشتری را خواهد داشت.

۲- از هر فرصتی برای آشنایی بیشتر کودک استفاده کنید

بسیاری از مدارس برای کودکانی که اولین بار وارد آن مدرسه می شود موقعیت هایی را تدارک می بینند که کودک بتواند با آنجا آشنا شود. اگر مدرسه برنامه ی خاصی برای این منظور ندارد، از آنها بخواهید که یک روز شما و کودکتان قبل از شروع مدرسه به آنجا بروید و با معلم جدید ملاقات داشته باشید. معلم ها قبل از شروع مدرسه مشغول آماده کردن اتاقشان هستند، ولی هر معلم باتجربه ای از ملاقات با یک دانش اموز جدید و به وجود آوردن احساس خوب در دانش آموز خوشحال می شود، معلم ها می دانند که باید به دانش آموزانشان برای شروع سال تحصیلی جدید کمک کنند.

۳- کاری کنید که کودک راحت تر با معلمش ارتباط برقرار کند

همه ی کودکان نیاز دارند که از ارتباط با معلمشان در کلاس درس احساس راحتی کنند. تا زمانی که این مشکل حل نشود کودک برای یادگیری آماده گی ندارد. معلمهای با تجربه این مسئله را می دانند و شرایطی را مهیا می کنند که دانش آموز از نظر احساسی برای شروع سال تحصیلی جدید آماده گی لازم را به دست بیاورد. قطعا، اگر شما شرایطی را فراهم کنید که کودک با معلم بیشتر آشنا شود، هر کاری که می توانید در این زمینه انجام دهید: راه های زیادی برای اینکه کودکتان بتواند معلمی را که قبلا ندیده را بشناسد و این احساس در او به وجود آید که او را می شناسد.

زمانی که مشخص شد که کودکتان در کدام کلاس باید به ادامه ی تحصیل بپردازد شروع به صحبت کردن در مورد معلمش کنید تا کودک بتواند تصوری از معلمش داشته باشد.

« زمانی که تو در کلاس خانم اصغری هستی من شرط می بندم که او شما را تحت تاثیر قرار می دهد» «من مطمئنم که خانم اصغریبرای بچه ها کتاب داستان می خواند، او حتی ممکن است کتاب مورد علاقه ات را بخواند، و ما بهتر است که کتاب مورد علاقه ات را به آنجا ببریم.»

اگر شما می توانید تصویری از خانم اصغری تهیه کنید و عکس او را بالای یخچال بگذارید و برای آشنا شدن کودک با او با آن تصویر حرف بزنید.

«خانم اصغری شما مهربانترین معلم هستید و  من می دانم که قرار است شما و سارا همدیگر را دوست داشته باشید!»

اگر شما کودکان دیگری که در کلاس خانماصغری هستند را می شناسید، از انها بخواهید که به چه چیزی در مورد خانم اصغری علاقه مند هستند.

کودکتان را تشویق کنید که برای خانم اصغری نقاشی بکشد و در اولین روز مدرسه آن را به او بدهد، و برای او یک سیب قرمز براق ببر. نکته این است که اصلا مهم نیست که خانم اصغری چه جور معلمی است. کودک شما احساس خوبی نسبت به او خواهد داشت و معلمش نیز به این احساس پاسخ مثبت خواهد داد.

اگر شما متوجه شدید که کودکتان در اولین روز مدرسه نمی تواند با معلمش ارتباط برقرار کند، سعی کنید بلافاصله بین کودکتان و معلمش ارتباط برقرار کنید. فقط به معلم توضیح دهید که کودکتان قبل از شروع مدرسه هیجان زده بود ولی حالا به نظر می رسد که هنوز نتوانسته با این مسئله کنار بیاید. شما امیدوار هستید که معلم بتواند شرایط ویژه ای را برای برقراری ارتباط با کودکتان به وجود بیاورد و احساسی در کودک به وجود بیاید که انگار در خانه است. تقریبا همه ی معلم ها این شرایط را می شناسند و اگر شما به درستی از معلم درخواست کنید او توجه ویژه ای را در اولین هفته ی مدرسه نسبت به کودکتان خواهد داشت. دخترم نسبت به شروع کلاس چهارم هر روز احساس بدی داشت تا زمانی که من با معلمش صحبت کردم؛ یک هفته بعد او عاشق معلمش شد و نمی توانست و بی صبرانه صبح می خواست که به مدرسه برود.

۴- اسان کردن برقراری ارتباط فرزندتان با بچه های دیگر در مدرسه

کودکان همیشه در مورد معلم جدیدشان مضطرب هستند، ولی در صورتی که آنها دیگر همکلاسی هایشان را بشناسند، آنها احساس راحتی بیشتری می کنند. اگر شما تازه وارد شهری شده اید، سعی کنید با دیگر کودکان که در همسایگی شما هستند آشنا شوید.اغلب مدارس مایلند که آشنایی بیشتری به وجود بیاورند، سعی کنید که قبل از شروع مدرسه کودکتان با دیگر دانش آموزان ارتباط برقرار کند و با آنها آشنا شود. حتی اگر کودکتان در مدرسه تازه وارد نیست، سعی کنید کاری کنید شرایطی به وجود آورید که کودکتان با بچه های دیگر بازی کند و در این صورت کودکتان در اولین روز مدرسه حتی اگر در تمام تابستان این بچه ها را ندیده باشد راحت تر می تواند با آنها ارتباط برقرار کند. اگر شما می توانید شرایطی را فراهم کنید که کودکتان در اولین روز مدرسه با کودک دیگر به مدرسه برود، حتی اگر آنها در یک کلاس نیستند، این کار باعث می شود که ترس کودک نسبت به مدرسه کمتر شود.

۵- خداحافظی کردن را با کودکتان تمرین کنید.

برای بسیاری از کودکان، بزرگترین چالش این است که از شما جدا شوند. با به وجود آوردن شرایطی سعی کنید که به صورت منظم و کوتاه از کودکتان جدا شوید که این شرایط بتواند تمرینی برای جدایی شما از کودکتان باشد، این شرایط می تواند فراهم کردن حالتی معادل فراق و جدایی مانند در آغوش گرفتن و گفتن کلماتی مانند:

«دوست دارم، دوسم  داری، روز خوبی داشته باشی ساعت ۳ می بینمت!»

شما ممکن است به کودکتان چیزی بدهید که آن را نگه دارد چیزی که شما را به یاد او می اندازد، مانند یک شکل قلب که بر روی آن کلمه ی عشق نوشته شده است، دستمالتان، یا تکه سنگ کوچکی شما با یکدیگر در ساحل پیدا کرده اید، چیزی که او بتواند در جیبش بگذارد و با خودش ببرد و زمانی که بر می گردد آن را به شما پس دهد. بیشتر کودکان دوست دارند که در کیفشان عکسی از خانواده داشته باشند. از اینکه توصیه های بالا برای آشنا سازی کودکتان با معلمش را رعایت کرده اید اطمینان حاصل کنید؛ کودک نیاز دارد زمانی که شما نیستید به معلمش توجه کند و در این صورت است که به راحتی می تواند از شما جدا شود و به معلمش توجه داشته باشد.

۶- از مدرسه بخواهید که به شما و کودکتان اجازه دهد که داخل کلاس شوید و کودکتان را به معلمش معرفی کنید.

مشخص کنید که چه مقدار از زمان می توانید در آنجا بمانید. اگر متوجه شدید که جدا شدن از شما برای کودکتان دشوار است با معلمش ملاقات داشته باشید و با همدیگر برنامه ای را تدارک ببینید که جدا شدن از شما برای اولین هفته ی مدرسه برای او سخت نباشد.شاید شما باید هر روز صبح یک داستان برای کودکتان بخوانید و سپس او را به معلم بسپارید و از کودکتان خداحافظی کنید بنابراین معلم می تواند شرایطی را به وجود اورد که کودک احساس راحتی بیشتری داشته باشد.

برای کودکتان توضیح دهید که در اولین روز چه اتفاقی خواهد افتاد. ولی بر روی خداحافظی و جدایی تاکید نداشته باشید، برای کودکتان بگویید که روز اول چقدر می تواند سرگرم کننده و لذت بخش باشد:

«هر روز صبح تو یک کتاب می دهی و من آن را برای تو می خوانم. وقتی که کتاب داستان را تمام کردیم، ما خانم اصغری را با همدیگر پیدا می کنیم. ما همدیگر را به گرمی بغل می کنیم و از همدیگر خداحافظی می کنیم. خانم اصغری دست تو را می گیرد و تو را جایی می برد که در انجا تو با مینا می توانی تا زمانی که من سر کار می می روم یک برج بسازی. تو خوراکی می خوری، بیرون بازی می کنی، کتاب داستان می خوانی و ناهار می خوری. هر روز که من دنبال تو می آیم هیجان زده هستم که امروز چه چیزی درست کردی.»

۷- شروع به صحبت کردن در مورد کلاس بالاتر و یا سال تحصیلی جدید کنید.

بهترین کار انتخاب کتاب هایی است که به کلاس او مربوط می شود. کتابخانه یا معلم می توانند در این مورد به شما کمک کنند.

کودکتان را در مورد چیزی که باید انتظار را داشته باشد هیجان زده کنید، که شامل خوراکی، زمین بازی، خواندن، کامپیوترها، آواز خواندن و هنر می شود. اگر شما کودکان دیگری را که با او همکلاسی هستند و یا اینکه به همان مدرسه می روند را می شناسید مطمئن شوید که او با آنها را ببیند یا با آنها بازی کند. خاطرات خوب خودتان را در مدرسه برای کودکتان تعریف کنید.

با پرسیدن سوالاتی از کودکتان مانند اینکه فکر می کنی که مدرسه چه جور جایی است به کودکتان کمک می کند که هر گونه ترس و تصوری که بیان نمی کند و او را مضطرب می کند را ابراز کند. بر روی مسائلی که او از آنها لذت خواهد برد تاکید کنید ولی ترس او را نادیده نگیرید؛ کودکان نسبت به چیزهایی دچار ترس و اضطراب می شوند که برای بزرگسالان احمقانه به نظر می رسد، مانند پیدا کردن توالت در مدرسه. به طور طبیعی هر ترس و اطمینانی می تواند برای او سرگرم کننده باشد، مدرسه می تواند اگر لازم باشد در این رابطه به شما کمک کند، و شما می توانید همواره به کودکتان عشق بورزید حتی اگر در کنار او نباشید. مطمئن باشید که هر صحبتی را با این جمله تمام کنید «وقتی که مدرسه تمام شد من دنبال تو می آیم و در حالی که تو در مورد روزت تعریف می کنی خوراکی مخصوصی می خوری» بنابراین هر روز که کودکتان در مورد مدرسه فکر می کند، او این چیزها را به یاد می آورد و نسبت به شما اطمینان حاصل می کند.

۸- اگر یک خواهر یا برادر کوچکتر در خانه با شماست

اگر خواهر یا برادر کوچکتر کودکتان در خانه با شماست، اطمینان حاصل کنید که کودکتان بداند که چقدر خانه بدون او کسل کننده است و چقدر نسبت به او حسودی می کند که نمی تواند مانند یک بچه ی بزرگ به مدرسه برود. هر روز بعد از مدرسه شما ساعات بخصوصی را با فرزند بزرگترتان صرف می کنید و خوراکی می خورید و در مورد روزش با او صحبت می کنید.

۹- کودکتان را به شرایط قبل از تعطیلات برگردانید و کاری کنید که او قبل از شروع مدرسه زودتر به رختخواب برود.

بیشتر کودکان در تابستان تا دیر وقت بیدار هستند. ولی کودکان با توجه به سنشان نیاز دارند که ۹ تا ۱۲ ساعت در شب بخوابند. (نوجوانان نه و نیم ساعت و کودکان معمولا به یازده ساعت خواب نیاز دارند). آنها را عادت دهید که ساعت ۹ بخوابد و ساعت ۷ از خواب بیدار شود و به مدرسه برود، دو هفته قبل از شروع مدرسه زمان خواب کودک را تنظیم کنید که زودتر به رختخواب برود.

برای کودکانی که برای مدرسه رفتن آماده نیستند ساعت خاصی را برای رفتن به رختخواب مشخص کنید و زمان بیدار شدن ساعت را مشخص کنید که صبح ها زودتر از خواب بیدار شود. در این شرایط، شما می توانید از هر کسی انتظار داشته باشید که برای بیدار شدن اضطراب داشته باشد. بنابراین نگاهی به تقویم بیندازید و شروع به جلو انداختن ساعاتی که کودک باید به رختخواب برود کنید و هر شب این ساعت را جلوتر بیندازید و کاری کنید که کودک قبل از خواب یک ساعت مطالعه داشته باشد و سپس چراغ را خاموش کنید، این کار همچنین برای رشد مهارت خواندن آنها نیز مفید است.

۱۰- مغز کودکتان را به کار بیندازید.

شما معلم نیستید، و نیاز نیست که شما مدرسه را قبل از اینکه مدرسه ها باز شوند شروع کنید و فلش کارت ها را در اختیار کودک بگذارید و تمرینات ریاضی به او بدهید. به گونه ای، تحقیقات نشان داده است که کودکان در طول تابستان خیلی چیزها را فراموش می کنند. (نگران نباشید کودکان می توانند از طریق بازی خیلی چیزها را یاد بگیرند.) اگر کودکتان در طول ماه های تابستان به مطالعه می پردازد، تبریک می گویم! اگر نه، حالا زمانی است که کودکتان این کار را شروع کند. به کتابخانه بروید و بگذارید کودک کتابهایی را که از آنها لذت می برد را انتخاب کند. یک ایده به خانواده ارائه دهید که از این به بعد در تابستان هر کس یک ساعت را کتاب بخواند (شما اگر دوست داشته باشید می توانید خودتان هم این کار را انجام دهید یا اینکه شما برای آنها کتاب بخوانید).

و اگر کودکتان تکالیفی دارد که باید انجام بدهد، منتظر نباشید که او این کار را به خاطر آورد که قبل از شروع مدرسه باید تکالیفش را انجام دهد و یا اینکه از یک کتاب گزارش تهیه کند. تابستان را یک هفته قبل شروع مدرسه تمام کنید و کاری کنید که کودک نسبت به بقیه ی دوره ی تعطیلاتش احساس راحتی کند.

۱۱- به کودک اجازه دهید که وسایل مدرسه اش را خودش انتخاب کند …

در اطراف خانه یا فروشگاها بگردید و وسایل مورد نیاز برای مدرسه را با کودک برای او تهیه کنید.

۱۲- یک روز قبل از مدرسه با کودک صحبت کنید و مشخص کنید که دقیقا روز بعد چه اتفاقی خواهد افتاد …

برای اینکه کودکتان تصوری آرام و بدون دغدغه نسبت به مدرسه داشته باشد:

«ما فردا صبح زود از خواب بیدار می شویم که به کلاس خانم اصغری برویم. ما با هم رانندگی می کنیم و به مدرسه می رویم و تو را به کلاس می برم و به خانم اصغری معرفی می کنم. خانم اصغری مطمئن می شود که تو دیگر همکلاسی ها را می شناسی، چون آنها دوستان جدید تو خواهند بود. من یک کتاب برای تو می خوانم و بعد از آن ما همدیگر را بغل می کنیم و از یکدیگر خداحافظی می کنیم. بعد از آن خانم اصغری تو را به جایی می برد که تو می توانی یک برج بسازی. خانم اصغری جایی که توالت در آن قرار دارد را به تو نشان می دهد، و تو هر وقت که نیاز داشتی که به آنجا بروی می توانی از او درخواست کنی. در آنجا بازی ها و کتاب ها و بلوک های بازی وجود دارد، و خانم اصغری برای کلاس کتاب می خواند. تو قرار است که در زمین بازی با بچه های دیگر سرگرم شوی، و قرار است که مثل یک بچه ی بزرگ پشت میز بشینی. و در اخر روز، خانم اصغری جلوی مدرسه تو را به من تحویل می دهد، و من آنجا هستم که تو را ببرم و همه چیز را در مورد اولین روز مدرسه ات از تو بشنوم.»

نسبت به نشانه هایی که کودک از نگرانی هایش از خود بروز می دهد هوشیار باشید، بیشتر بچه ها برای اولین روز مدرسه اضطراب دارند، ولی با این حال او به زودی همان احساسی را که در خانه دارد در مدرسه نیز خواهد داشت.

۱۳- قبل از شروع مدرسه خودتان نیز زودتر به رختخواب بروید …

… بنابراین شما می تواند زودتر از خواب بیدار شوید و هر مشکلی را که کودکتان در اولین روز مدرسه اش دارد را حل کنید. مطمئن شوید که کودک یا نوجوانتان شب قبل لباس هایش را مرتب کرده است، ناهارش آماده است، و همه خواب کافی داشته اند و صبحانه ی سالم صرف کرده اند. برای زود رسیدن به مدرسه برنامه ریزی کنید که در آخر زمان برای خداحافظی مناسب را داشته باشید. و فراموش نکنید در اولین روز مدرسه قبل از اینکه خانه را ترک کنید یک عکس بگیرد!

۱۴- اگر زمانی که شما با کودکتان خداحافظی می کنید او اشک می ریزد

اگر زمانی که با کودکتان خداحافظی می کنید او اشک می ریزد و گریه می کند، او را مطمئن سازید که او کارش را خوب انجام می دهد و مشکلی به وجود نمی آید و شما بی صبرانه منتظر هستنید که روز تمام شود و او را ببینید. خداحافظی را که قبلا با هم تمرین کرده اید را انجام دهید، و سپس دست او را در دست معلمش بگذارید. او را در حالی که تحویل کسی نداده اید رها نکنید، ولی باید او را به شخصی بسپارید که او احساس نگرانی و ترس نداشته باشد.

معلمان از تجربه در مورد اضطراب های قبل ار مدرسه آگاهی دارند و سعی می کنند که آنها را با چیزهایی که باید آشنا کنند. اشک های او خیلی طولانی نمی شود. اگر احساس ناراحتی کودکتان خیلی طول کشید مطمئن شوید که با معلم او صحبت می کنید. شاید معلم بتواند هر روز صبح کار خاصی را به کودک بسپارد، یا اینکه شرایطی را ایجاد کند که با دیگر کودکان ارتباط برقرار کند و از بودن با آنها لذت ببرد.

۱۵- مطمئن شوید که شما چند دقیقه زودتر از خواب بیدار می شوید که در هفته ی اول مدرسه کودکتان را به مدرسه ببرید.

مشاهده ی عجله ی شما توسط کودک به نگرانی های کودک اضافه کرده و حتی ممکن است او را وحشت زده کند. اگر زمانی که شما کودک را به مدرسه می برید او در حال گریه کردن است، نگران نباشید. شما می بینید که استرسی که او دارد را می توانید با همدیگر رفع کنید و او مثل یک کودک بزرگ رفتار می کند. شما نشانه هایی را به کودکتان نشان دهید که او همچنان کودک دوست داشتنی شماست و این کلمات را برای وداع و اتمام کار به کار ببرید.

این مسئله در بین همه ی کودکان و همه ی سنین وجود دارد که در هفته ای او مدرسه یا پیش از مدرسه دچار نگرانی هایی شوند. این مسئله را به استرس کودک ربط دهید و به او سخت نگیرید، و مطمئن شوید که شما برای صحبت کردن با آنها حضور دارید و آنها مجبور نیستند که به کج خلقی متوسل شوند. قبل از هر چیز شما می دانید که همه آرام می شوند و خودشان را روند جدید وفق می دهند و حتی وقتی که وارد مدرسه می شوند پشت سرشان را نگاه نمی کنند.

تست روانشناسی  افسردگی  انحراف

۵ تمرین ضروری فرزندپروری

پدر مادر بودن همه چیز است اما ساده و مشخص است. هر روز یک ماجرای تازه برای گذر وجود دارد. یک ماجرای زیبا، پیچیده و درهم برهم. چیزی که به شما در طول مسیر کمک می‌کند دیدگاه شماست.

گاهی اوقات فرض میکنیم که فرزندپروری تلاش برای تکامل است. یا اینکه فکر میکنیم که لازم است تا محرم برخی اسرار مهم باشیم. یا فرض میکنیم که فرزندپروری نیاز به استعدادهای طبیعی ذاتی دارد که ما نداریم. اما در واقع فرزندپروری یک مهارت است. و با تمرین و یادگیری کامل می شود.

در کتاب ” والدین عالی چه میکنند: ۷۵ استراتژی ساده برای بزرگ کردن کودکان” روانشناس اریکا ریسچر یک گروه از تمرینات فرزندپروری موثر رابه اشتراک میگذارد، که بر مبنای تجربیات تحقیقی و تجربی هستند. در هر استراتژی، وی درباره یک اصل فرزندپروری بحث میکند و نظرات خاصی درباره اینکه خواننده چطور میتواند به طور واقعی انها را در زندگی واقعی خود اجرا کند را به اشتراک میگذارد. در ادامه ۵ استراتژی مهم از کتاب ارزشمند ایشان بیان می‌شود.

ابتدا رفتار خود را تغییر دهید.

با توجه به ریسچر، ” شما ابزاری برای تغییر در ارتباط با فرزندان خود ) یا هر شخص دیگری( هستید.” بنابراین اگر شما می خواهید کودکتان را تغییر دهید ابتدا خود را تغییر دهید. درباره رفتاری که میخواهید کودکتان تغییر دهد فکر کنید. اکنون درباره نقش خود فکر کنید. از خود بپرسید :” من چقدر در این موقعیت/رفتار/واکنش سهم دارم؟”.

برای مثال ، اجازه دهید بگوییم که شما میخواهید کودکتان، شکستن قوانین را متوقف کند، از خود بپرسید:” ایا من در تعیین و ادامه دادن محدودیتها ثابت قدم هستم؟” اگر می‌خواهید کودکتان درکار شما وقفه ایجاد نکند ، از خود بپرسید :” ایا من کاری را که در حال انجام ان هستم متوقف میکنم تا روی موضوع آنها متمرکز شوم وقتی که انها در کار من وقفه ایجاد میکنند؟”( به دلیل اینکه اگر شما این کار را انجام دهید، شما اساسا ایجاد وقفه توسط کودک خود را تشویق می‌کنید. و این به نفع انهاست و به این دلیل انها این کار خود را ادامه میدهند، خانم ریسچر مینویسد، روی واکنش خود در مقابل این رفتار کودک متمرکز شوید.)

با کودک خود همدردی کنید

خانم ریسچر مینویسد ،” همدردی ممکن است یگانه ابزار قدرتمندی باشد که همه والدین دارند، وآن همیشه در دسترس است، “. همدردی با کودکان به این معنی است که شما به انها واحساسات انها گوش میدهید.

شما به کودکانتان هدیه شنیده شدن، دیده شدن و فهمیده شدن را می‌دهید. شما همچنین در حال ایجاد یک محیط امن برای کودک خود هستید تا احساسات خود را بیان کند و همدردی برای کاهش اختلاف بسیار موثر است.

همدردی به این معنی نیست که شما نیاز به تغییر یا تثبیت این موقعیت دارید. برای مثال شما میتوانید با کودک خود درباره خستگی انجام وظایفش در خانه همدردی کنید- اما این به این معنی نیست که شما میخواهید اتاقش را تمیز کنید. همدردی شامل پذیرفتن احساس دیگری و ارزش قائل شدن برای انها است.

خانم ریسچر مثالی را بیان میکند از چیزی که باید وقتیکه کودک  از اینکه مجبور است وظایف خود را در خانه قبل از رفتن به خانه دوستش انجام دهد ناراحت است بگوییم:”من میدانم که تو از اینکه مجبوری برای رفتن به خانه تیم صبر کنی ناراحتی. من میتوانم درک کنم چرا نا امید هستی (پذیرش احساسات). من هم دوست ندارم تا قبل از انجام کاری که دوست دارم انجام دهم منتظر شوم ( ارزش گذاشتن به احساسات).”

مسئولیت اشتباهات خود را بپذیرید.

یک حقیقت حتمی وجود دارد: به عنوان یک مادر یا پدر ، شما اشتباه خواهید کرد. به این دلیل که قبل از هرچیز، شما یک انسان هستید و انسانها اشتباه میکنند. این روشی است که ما در ان یاد میگیریم و بزرگ میشویم. بر اساس نوشته خانم ریسچر، کلید ، پذیرفتن مسئولیت اشتباهاتتان و عذرخواهی کردن است. وقتیکه شما این کا را انجام می‌دهید شما نه تنها احترام را به کودکتان نشان می‌دهید همچنین درستکاری را مدل سازی می‌کنید. شما به انها یاد می‌دهید که چطور اشتباهات خود را هدایت کنند.

خانم ریسچر این مثال را بیان میکند: شما سر کودک خود فریاد زدید. بعد از اینکه آرام شدید، می گویید : ” من متاسفم که سرت فریاد زدم. من یک روز مشکل سر کار داشتم و طاقتم کم بود. ولی فریاد زدن سر تو کار درستی نبود و من متاسفم.”

با تمرین به کودکتان کمک کنید

تمرین برای یادگیری ضروری است. و به همین دلیل است که ریسچر تمرینات مرحله بندی را برای تمرین رفتارهای جدید و کاهش کج خلقی یا دیگر رفتارهای مشکل ساز توصیه میکند. برای مثال اگر کودک شما وقتی که ناراحت است چیزی را پرتاب میکند زمانی را برای تمرین وقتی که او آرام است بگذارید. سپس از او بخواهید تا وانمود کند که عصبانی است و دستهایش را خودش بگیرد. حتما برای تلاشش او را تشویق کنید- و همین تشویق را وقتیکه او درحالت عصبانیت واقعی این تمرین را میکند انجام دهید ( حتی اگر فقط قسمتی از این تمرین را انجام میدهد). همچنین شما میتوانید موقعیتهای دیگر را شبیه سازی کنید مثل اینکه از کودک بخواهید تا لباسهای مدرسه خود را بپوشد و تمرین کنید که او بعد از رسیدن به خانه وسایلش را مرتب کند.

اعمال خود را با ارزش هایتان منطبق سازید

شما احتمالا این را بارها شنیده اید: کودکان شما با تماشای کارهایی که شما انجام میدهید یاد می‌گیرند و البته شما هم این را متوجه شده اید. اما گاهی اوقات ممکن است ما پیامی را که بطور ماهرانه و ظریف و نه از راه اصلی می‌فرستیم را متوجه نشویم. برای مثال یکی از مراجعان خانم ریسچر نگران رفتار بد پسرش موقع باخت تیمش بود. این رفتار اورا متعجب کرده بود زیرا او و همسرش هرگز وقتیکه تیم شکست می‌خورد ناراحت نمی‌شدند و انها تاکید میکردند که بردن مهم نیست. هنگام صحبت  با خانم ریسچر درباره رفتار خانواده درمقابل ورزش، او بیان کرد که همسرش یک طرفدار بزرگ یانکی ها است . و هر موقع که تیمش می بازد بسیار ناراحت می‌شود و گاهی اوقات حتی سر تلویزیون داد میزند.!

خانم ریسچر پیشنهاد میکند که یک لیستی از ۵ تا ۱۰ ارزش مهمی که میخواهید به فرزند خود اموزش دهید تهیه کنید. این لیست ممکن است شامل دلسوزی، صداقت و مسئولیت پذیری باشد. سپس برای هر ارزش در نظر بگیرید که شما چه میگویید و اینکه چطور این ارزش را مدلسازی میکنید. سپس توجه کنید که چقدر رفتار شما با پیام مورد نظر شما سازگار نیست. برای مثال آیا شما درباره اهمیت مطالعه صحبت می‌کنید ولی تمام شب را تلویزیون تماشا می‌کنید؟ فرزند پروری با چالش‌های بسیاری همراه است. خوشبختانه استراتژیهایی وجود دارند که ما می توانیم برای هدایت این موقعیتهای مشکل اتخاذ کنیم. و در نهایت همانطور که لورا وندرکام می‌نویسد ، ” واقعیت این است که فرزندپروری مانند هر تلاش دیگر چیزی است که تا حد زیادی شما از ان سود خواهید برد.”

مراکز مشاوره خانواده در تهران  مشاوره جنسی

مقابله  با کابوسهای شبانه کودکان

کابوس های شبانه کودکان می توانند مشکلاتی را هم برای والدین و هم کودکان ایجاد کنند، نه تنها به این دلیل که انها در خواب افراد اختلال ایجاد میکنند، بلکه بسته به نوع واکنش شما ، کابوس میتواند باعث مشکلاتی برای شروع خواب و عادتهای شب بیداری طولانی مدت شود. کودکان مضطرب اغلب با جیغ از خواب بیدار می‌شوند، یا بعداز داشتن یک کابوس به اتاق والدین یا سرپرستان خود می روند.

به عنوان مادر، پدر یا سرپرست، اولین کار شما به صورت غریزی این استکه بخواهید انها را آرام کنید که کامل قابل درک است. هرچند اینکه چطور شما آنها را ارام و برای مقابله تشویق می‌کنید می‌تواند نتایج متفاوتی ایجاد کند. درمان کابوس ها بستگی به علت انها متفاوت است. در این مقاله برخی روش های رفتاری برای والدین ارائه شده است.

واکنشهای معمول والدین به کابوس‌ها

بیشتر والدین و سرپرستان روش‌های زیر را اتخاذ می‌کنند:

از کودک می خواهند تا کابوسش را توضیح دهد.

”  خوابت درباره چه بود؟ به من بگو در کابوست چه اتفاقی افتاد …..”

به کودک خود اطمینان می دهند که همه چیز روبراه است.

” نگران نباش. هیچ هیولایی وجود ندارد. اگر تو بخواهی من می توانم درون کمدت را نگاه کنم .”

” هیچ اتفاق بدی برای من یا پدرت نیفتاده . تو میتوانی ببینی، ما هر دو اینجا هستیم و عاشق تو ایم.”

مشکل این روش این است که وقتیکه شما از انها میخواهید تا کابوسش را با جزییات توضیح دهد، شما این اتفاق را زنده می‌کنید: کودک شما به احتمال بیشتری کابوس را به خاطر می اورد! اگر کودک ما کابوس را به خاطر بیا ورد، احتمالش زیاد است که نخواهد به تخت خواب خود برگردد یا تنها باشد. او ممکن است حتی همان کابوس را دوباره ببیند.

 

واکنش‌های بهتر نسبت به کابوسها

شما می‌توانید بطور قابل توجهی تاثیر طولانی کابوس را با دنبال کردن این راهکارها کاهش دهید:

با یک میزان کمی از همدردی شروع کنید. از این لغات آرام بخش استفاده کنید، من متاسفم که تو ترسیدی،” یا اینکه او را بغل کنید و به تختخوابش برگردانید.

سپس، فکر کودک را از خاطره کابوس دور کنید و انرا روی چیز دیگری متمرکز کنید. اگر شما اینکار را انجام دهید، خیلی زود او فراموش میکند که کابوسش درباره چه بوده. شما ممکن است بگویید ، ” به صورتت نگاه کن عرق کرده، فکر می کنی باید برای شستن صورتت به حمام برویم؟ یا  ” تو خیلی ناراحت هستی بیا درباره یک چیز خوب فکر کنیم. نظرت درباره برنامه ریزی برای فردا چیه؟ یا ” چرا ما چند تا نفس ارام نکشیم یا تمرینات ارامش بخش برای اماده کردن تو برای برگشت به خواب انجام ندهیم؟”

شما میتوانید برخی از ابزارهای مقابله  را به این منظور که به کودکتان نشان دهید او این توانایی را دارد که احساس بهتری داشته باشد به انها توصیه کنید. مانند نفس ارام کشیدن یا استفاده از جملات مقابله ، یا فکر کردن درباره یک خاطره بامزه یا برنامه ریزی برای آینده. کودک شما می‌تواند برای یک مدت کوتاهی کتاب بخواند یا به موسیقی گوش بدهد.

در کودکان بزرگتر و نوجوانان، ممکن است بخواهند درباره علت کابوس صحبت کنند. اگرچه نیمه شب یک زمان خوب برای یک بحث عمیق نیست، شما می‌توانید به کودک بگویید که  خواب و کابوس عبارتست از غرابلگری تصاویر، تجربیات و حس های روزانه. به آنها خواب و کابوس نمی توانند آینده را پیش بینی کنند و همچنین نمی‌تواند اطلاعات معناداری را درباره اینکه ما چه کسی هستیم منتقل کنند. درعوض،  این اطلاعات در خواب و رویا مانند زباله های پردازش شده در یک مرکز بازیافت هستند. گنجینه هایی (مواردی در رویاها ) و زباله هایی بدبو(مواردی در کابوسها) وجود دارند. بدون توجه به اتفاقی که افتاده مغزباید انرا غربال کند.

در نهایت با اطمینان به کودک خود بگویید که او می‌تواند به خواب برگردد و یک شب ارام داشته باشد.

می‌توانید به اویاداوری کنید که اگر او بوسیله افکار یا تصاویر نگران کننده دیگری اذیت می‌شود می‌تواند از ابزارهای مقابله حتی بدون کمک شما استفاده کند.

۹ نکته درباره نه گفتن به کودکتان

منضبط کردن یک کودک بسیار سخت است و چه بسا این کار دلش را هم بشکند. لابد شما می خواهید لبخند درخشانی بر چهره فرزندتان ببینید، نه اخم ناراحت کننده را، یا اشک چشم هایش را،  یا کج-خلقی از سر ترسش را. “نه” گفتن به طرز غلط می‌تواند به آسیب‌های دراز-مدت منجرشود،حال آنکه این کار به طرزی صحیح، موجب رضایت کودکتان شده و خیال شما را هم در دراز مدت راحت می کند. در اینجا تعدادی از این نکات موثر برای “نه” گفتن ذکر شده است:

یکبار کافیه!

باید در اولین “نه” گفتنتان مصمم باشید، طوریکه بی نیاز از تکرار کردنش باشید. حالت چهره ای جدی به خود بگیرید و علتش را به کودکتان بگویید که چرا نمی تواند آنچه را می خواهد داشته باشد. اگر اولین “نه”ی شما جواب نداد، رویکرد متفاوتی در پیش بگیرید، مثلا شیوه هایی پیدا کنید برای “بله” گفتن.

اشتباه بزرگی خواهید کرد اگرکه دلتان به رحم بیاید. اگر کودکتان یاد بگیرد که می تواند شما را برای “بله” گفتن به ستوه آورد، دائما حرفش را به کرسی خواهد نشاند.

توضیح:

“نه” گفتنِ صرف کافی نیست. کودکان متوجه آن نمی شوند و احتمالا بدرفتاری خود را تکرار می کنند مگر اینکه شما به او توضیح هم دهید. موثرترین راهکار برای “نه” گفتن این است که دلایل منطقی که کودکتان بتواند آنها را بفهمد به او ارائه دهید.

“بله” می تواند به معنی “نه” باشد.

“نه” شنیدن زیاد برای پیشرفت زبانی بچه هاآسیب‌زننده است، و آنها را مستعد خشم می کند. کاملا ممکن است که درهمان حال که شما “بله” می گویید، معنی “نه” بدهد. برای مثال اگر کودک شمامقداری کیک بخواهد، می توانید در پاسخ بگویید: « “بله”  بعد از شام می تونی کیکت را داشته باشی.» اگر بچه ها موقع خرید، اسباب بازی جدید بخواهند بگویید: «بله می تونه هدیه شب کریسمست باشه.» بدین شیوه کودک شما این شانس را دارد که آنچه می خواهد در روز خاصی صاحبش شود و توافق کردن را هم یاد می گیرد.

داد نزنید!

مجله ی رشد کودکمی نویسد: «[تاثیرات]داد زدن سر بچه درست به بدی تنبیه بدنی است، و باعث مشکلات رفتاری و ایجاد مسئله در رشد عاطفی آنها می شود.» داد کشیدن مدام سر بچه ها به-مراتب، عواقب سنگینتری نسبت به ساکت کردن موقتشان دارد. در مجله ی ازدواج و خانوادهیافته ها نشان داد که داد کشیدن می تواند موجب افسردگی و مشکلات عزت-نفس کودک شود. ازاینرو برقراری ارتباط در یک محیط آرام با رفتاری صمیمانه امری حیاتی است.

خواسته های مکررکودک غالباً کلافه کننده است. با سرگرم کردن بچه ها در گفتگویا شرکت در بازی آنها می توانید توجهشان را جلب کنید و اینگونه سریعا موضوع را عوض کنید و بدین صورت حواسش را به سمت چیزی مثبت جلب کنید.

به حریم خصوصی شان احترام بگزارید!

کودکتان را در مقابل دیگران خجالت زده نکنید. بلکه با اشاره، آنها را به محلی امن برده و صراحتا دلیل “نه” گفتنتان را برایش توضیح دهید. چنانچه در جمع به کودک خود بی-احترامی کنید خشمگین خواهد شد؛ مخصوصا چنانچه مورد تمسخر دیگران هم واقع شوند. به یاد داشته باشید اگر کودکتان را در جمع خجالت-زده کنید، آنها یاد خواهند گرفت که همان کار را با شما بکنند.

به وسیله ی یک جایگزین، نه بگویید!

پیشنهاد دادن جایگزین، کودکتان را متقاعد خواهد کرد که خواسته ی آنها را خوار نمی شمارید. برای مثال جمله ی«نه عزیزم تو نمی تونی اون آبنبات رو داشته باشی؛ بجاش می تونی صاحب یه سیب بشی» یک جایگزین پیشنهاد می دهد، و چه بسا برای توضیح دادن در مورد مزیت سلامتی در سیب نسبت به آبنبات، بابی بگشاید.

وعده ی دروغ ندهید!

والدین معمولا می گویند: «حالا نه، عزیزم.» اگر حالا نه پس کی؟

اگر خلف وعده کنید، کودکتان احتمالا در امر اعتماد ورزیدچار مشکل شود. زمان مشخصی را برای برآورده کردن آرزوی فرزندتان تعیین کنید. مثلا: «الان نه عزیزم، اون رو برای تولدت می خریم.»

 

بگذارید کودکتان انتخاب کند!

حق انتخاب به بچه ها حس قدرت می دهد و می فهمند نظراتشان باارزش است. اگر در تصمیم‌گیری‌ها شرکت داده شوند احساس نخواهند کرد که نادیده گرفته شده اند.

مثلا می توانید خواست کودک را برای داشتن شکلات به سمتی دیگر ببرید و از او بپرسید اگر بجایش میوه فراهم باشد ترجیحش چیست؛ وفواید سلامتی را هم بهش یادآوری کنید.

در انتخاب اقلامی مثل غلات صبحانه، بجای اینکه اجازه دهید کودکتان از هرچیزی انتخاب کند، تعدادی گزینه ی اندک برایش فراهم کنید و آنگاه تصمیم نهایی را به عهده خودش بگذارید. اجازه داشتن برای انتخاب هر چیز، می‌تواند منجر به انتخاب‌های بدی شود که مخالفت شما را در پی خواهد داشت. دراین صورت نظرات آنها دارای اهمیت بنظر نخواهد رسید.

با شریک زندگیتان، برخلاف هم عمل نکنید

اغلب اوقات یکی از والدین فقط برای اینکه ببیند فرزندش برای “بله” گرفتن به سراغ والد دیگر خواهد رفت، به او “نه” می گوید. این امر باعث مشاجره بین والدین شده و عادت دستکاری کردن را در کودک ایجاد می کند. شما و شریک زندگیتان بایستی در ارتباط باهم قرارداشته باشید: در این جور مواقع بسادگی می توانید از او بپرسید ببینید آیا در این مورد قبلا تصمیمی گرفته شده یا نه.

 

“نه” گفتن خیلی سخت است. می خواهید کودکتان خوشحال باشد؛ این کار خیلی ساده است، لااقل در همان لحظه‌ای که در گودال خواسته‌های آنها می افتید. ساده تر است که حتی سرشان داد بزنید!

به هرحال با نتایج منفی که درازمدت به بار می آورند، لازم است که برای یادگیری تان وقت صرف کنید تا بتوانید ارتباط آرام و موثری داشته باشید

مشاوره خانواده  مرکز مشاورهمشاور جنسی

والدین در قبال شخصیت نوجوانشان چه باید بکنند؟

ظرافت های رفتاری پدر و مادر در قبال «منِ سازمان یافتۀ» نوجوان اهمیت ویژه ای دارد. آنان باید بدانند که نوجوان شخصیتش را دوست دارد و به تصویری که از خود دست یافته است بسیار احترام و اعتبار قائل است. این طبیعی است که او بی حرمتی و بی توجهی به چنین «خودی» را نپذیرد و در مواجهه با هر که تحقیرش کند واکنش نشان دهد. موضوع این است که در بسیاری از موارد چنین واکنشی می تواند خام و ناپخته باشد و موجب ناراحتی و رنجش والدین گردد. برای پیشگیری از چنین وضعیتی کافی است به شخصیت او احترام بگذاریم و تحت هیچ شرایطی زمینه تخریب  آن را فراهم نکنیم. در این صورت هم عزت نفس نوجوان قدر و منزلت پیدا خواهد کرد و هم جایگاه رفیع و ارزشمند والدین محفوظ خواهد ماند.

  • هرگز و تحت هیچ شرایطی، هیچ عملی انجام ندهید که هجوم به شخصیتش تلقی شود. این نه یک اندرز تربیتی، بلکه یک توصیه حیاتی و اساسی است. این یک ملاک مناسب و عملی برای شماست. از انجام کارهایی که به کوچک شمردن شخصیتش منجر می شود بپرهیزید. او به راحتی می تواند از شما متنفر باشد و تنفرش را دوام بخشد. پس به شخصیتش احترام بگذارید و مهم تر این که نشان دهید متوجه این شخصیت هستید. نشان دهید که او را می بینید و برای نقطه نظراتش احترام و ارزش قائلید.
  • آراء، افکار، عقاید و سخنان برآمده از شخصیت در حال شکل گیری اش را – دست کم- گوش دهید. مشتاق حرفهایش باشید و اشتیاق تان را به روشنی نشان دهید.
  • پس از مدتی کوتاه و در اولین فرصتِ مساعاد او به دیگران روی خواهد آورد. دیگرانی که شماهیچ شناختی ز آۀنها ندارید. او از شما می بُرَد و به کسانی پناه می بردد که او را آن گونه که هست پذیرفته اند و موجودیت و تمامیتش را به رسمیت شناخته اند. دیگرانی که به شخصیت او احترام قائل شده اند و در پاره ای موارد او را «مُحق» دانسته اند، گرچه همۀ این «دیگران» بد نیستند. اما بی تردید بدهایش این قدرت نو قابلیت را دارند که اروازه های فلاکت، بدبختی و انهدام و تباهی را به روی نوجوان بگشایند و نابودش سازند. فراموش نکنید که عده ای از این رهگذر نان می خورند.
  • هرگز، تحت هیچ شرایطی و به هیچ عنوان و بهانه ای از تنبیه بدنی استفاده نکنید. در کتاب «رازهای کودک من» اصول تنبیه بدنی را نوشتیم و گفتیم که با توجه به شرایط و موارد و با رعایت جوانب در سنین زیر ده سال، در برخی زمان ها شاید تنبیه بدنی موثر باشد. اما همه آن اگر و مگرها به دوران کودکی مربوط می شود. همان جا به صراحت گفته ایم که تنبیه بدنی پس از هفت سالگی (سن مدرسه) باثید به سرعت کاهش یابد و پس از ده، یازده سالگی کاملا قطع شود. حتی تاکید کرده ایم که تنبیه بدنی در سن نوجواننی مهلک و مخرب است. در اینجا نیز تکرار و تاکید می کنیم: «تنبیه بدنی در دوران نوجوانی و پس از بلوغ ددر حکم سمّی است که درون رگ های نوجوان تزریق می شود» چرا؟:

آیا تاکنون برایتان پیش آمده است که در کوچه و خیابان با کسی درگیر شوید و برخورد فیزیکی پیدا کنید؟ آیا از کسی سیلی یا لگد خورده اید؟ وقتی ساعتی از درگیری می گذرد از چه چیز ناراحت هستید؟ از دردِ ناشی از سیلی که خورده اید یا از لطمه ای که به شخصیت تان وارد شده شده است؟ چرا نمی توانید فراموش کنید؟ شاید به این دلیل که تحقیر شده اید؟ اعصابتان  آرامش ندارد. بی قرار و مضطرب هستید. به انتقام و تلافی می اندیشید. مخصوصا اگر این اتفاق در حضور دیگران بوده است. در حضور همسرتان، یا دوست یا همسایه و همکارتان. چرا تا این حد شخصیت تان را له شده تلقی می کنید؟ همۀ این احساس ها و تلقی ها برای یک نوجوانِ تنبیه (بدنی) شده نیز وجود دارد. ممکن است چنین استدلال کنید که: «اما من پدرش هستم. او از پدرش کتک خورده است ونه از غریبه و بیگانه.» سخن شما درست است و منطق تان نیز ایرادی ندارد. اما فراموش کرده اید که  مهم ترین و ارزشمندترین وجه نوجوانتان را نشانه رفته اید. آن را آسیب زده اید. شاید اگر مردی در سی سالگی از پدرش سیلی بخورد هیچ اهمیتی نداشته باشد. اما برای نوجوان وضعیت متفاوت است.

از سوی دیگر، مگر ما از تنبیه بدنی چه هدفی داریم؟ دنبال چه هستیم؟ مگر غیر از این است که کاربرد تربیتی تنبیه بدنی، بازدارندگی در قبال رفتارهای غلط و نامقبول است؟ آیا مکانیزم تنبیه بدنی استفاده از عامل ترس و ارتباط ان با اعمال ناشایست و نامطلوب نیست؟ مساله این است که چنین ترسی شاید در دوران کودکی موثر افتد، اما نوجوان هرگز چنین ترسو واهمه ای ندارد. او هر روز این گونه درگیری ها و کتک خوردن ها را در کوچه و مدرسه با دوستان و دشمنانش تجربه می کند. او را از چه می ترسانید؟ از یک سیلی یا لگد؟ اینهاا برای او عامل بازدارنده محسوب نمی شود. اما چون شخصیتش آسیب می بیند و با آن سیلی به او بی احترامی می شود و از آنجائی که نمی تواند از خود دفاع کند و به مقابله برخیزد، لذا تحقیر می شود و کین و نفرتش را از عامل تنبیه، درونی می کند و آن را به یاد و خاطره اش می سپارد. به تدریج خشونت و پرخاشگری جایگاه لطافت و عاطفه را اشغال می کند و خشم و نفرت را به او یاد می دهد.

  • هرگز او را در حضور دوستانش مورد عتاب و سرزنش قرار ندهید. او سرزنش شدن نزد دوستانش را نیز تحقیر می شمارد. نزد دیگران او را با کلمات تحقیرآمیز و خرد کننده خطاب نکنید. او قدر و منزلتی پیش دوستانش دارد. وقتی از راه می رسید و او را در کوچه همراه دوستانش می بینید، به جای این که بگوئید: «باز توی کوچه ای؟: برو به درسهایت برس»چه اشکالی دارد اگر با ملاطفت دستی به سرش بکشید و بگوئید: «چرا دوستانت را به خانه دعوت نمی کنی؟ بیائید و چیزی بخورید.» واقعیت این است که نوجوان به مقولۀ دوست یابی اهمیت زیادی قائل است. به طوری که حتی برای یافتن دوست یا نزدیک شدن به آنها به رقابت با همدیگر می پردازند. این احتمال وجود دارد که نوجوان شما برای گروهی از دوستانش نقش یک رهبر و لیدر را بازی کند وبدین سان با تحقیر کردنش تما ارج و قرب و جایگاه و موقعیت ارزشمندش را پیش دوستان از بین می برید. و به اصطلاح «کاریزمایش» را نابود می کنید. معمولا نوجوانان دوست دارند پیش دوستانشان از قدرت و اقتدار و اختیار و جایگاهشان در خانواده حکایت ها نقل کنند و داستان ها ببافندد و لاف ها بزنند. با سرزنش و شماتت شما همۀ این لاف زنی ها به هدر می رود و نوجوانتان پیش دوستانش بی اعتبار شده و به قول خودشان «سکۀ یک پول» می شود. پس اجازه دهید دوستانش او را آن گونه قدرتمند بشناسند. بگذارید او را رهبر و مدیر خانه بدانند که حتی پدر هم از او حساب می برد. ضرری نخواهید کرد.
  • از نوجوانتان به بهانه هایی تمجید کنید. به ویژه اگر در جمع و گروهی قرار دارید. توانایی ها و نقاط مثبتش را به زبان بیاورید. در برخورد با دیگران او را به نام و به درستی معرفی کنید. وقتی آن دیگران سوالی از نوجوانتان می کنند بگذارید خودش پاسخ دهد. حتی وقتی دربارۀ او از شما چیزی می پرسند به خودش ارجاع دهید: «از خودش سوال کنید … خودش بهتر می داند … من گوشی را می دهم تا خودش توضیح دهد … خودش پاسخ شما را خواهد داد … او بهتر از هر کسی می داند … اجازه دهید خودش بگوید، ما در این مورد چیزی نمی دانیم و …».
  • حتما و حتما او را با عباراتی زیبا و ارزشمند مورد خطاب قرار دهید: «سپهر جان … عزیزم… پسرم لطفا در را ببند. نازلی جان… دختر عزیزم… من از شما انتظار بیشتری دارم… عزیز دلم لطفا یک چائی برایم بیاور. گُلِ من لطفا کمی آرامتر. پسرِ نازم لطفا صدای تلویزیون را کمتر کن…». البته همۀ این عبارات را به گونه ای دیگری هم می توان بیان کرد: «هوی… پسر… در و ببند. آهای دختر این چه وضعشه….. من انتظار بیشتری دارم… بلند شو یه چائی بیار، خودتو تکون بده…، خفه خون بگیر، سرم رفت… تلویزیونو کمش کن مگه کَری!!….». استفاده از عبارات زیبا و با ملاطفت انرژی چندانی نمی برد. اما عجیب است که برخی خانواده ها دربرابر چنین توصیه ای مقاومت یا بهتر است بگوئیم عناد می کنند و آن را تربیتی اروپائی و لوکس و حتی بعضا لوس بازی و نُنُر پروری قلمداد می کنند. حیرت انگیز است! چرا فکر می کنیم احترام و رعایت حرمت ها و حریم ها لوس بازی است؟ چه اشکالی دارد با این عباراتِ احترام آمیز نوجوان و شخصیتش را تکریم کنیم؟ تردیدی نیست که بهرۀ چنین تکریمی در وهلۀ اول متوجه خود شما خواهد بود. عبارات زشت و القاب مشمئز کننده ای که در بعضی خانواده ها نسبت به نوجوان اعمال می شود عواقب مخربی دارد که گاه غیرقابل تصور است. نوجوان احترام و حرمت می خواهد و این حق طبیعی اوست.

خودباوری و تقویت آن در کودکان

کودکان خوباور، شناخت روشن و مثبتی ازهویت خویش دارند. آنان می توانند به روش هایی متفاوت و با دیدی مطلوب، خود را بررسی کنند. کودکان، هرگاه که شخص دیگری آنها را باور کند این باور را به آنها نشان دهد، خوشان را باور خواهند کرد. کودکانی که فاقد خودباوری باشند، مملو از شک وو تردید نسبت به خودشان هستند.

عناصر اصلی

مردم ما را درک می کنند و به ما اعتماد دارند

خودباوری کودکان زمانی قوام پیدا می کند که آنها مورد اعتماد و احترام باشند، به حرف هایشان گوش داده شود، و دیگران به توانایی آنان درحل معضلات خود اعتقاد داشته باشند. خودباوری کودک در پی تجربه های فراوان مثبت و موفق، و عملی و عاطفی با افلرادی شکل می گیرد که کودک به عقاید و داوری ها و مصاحبت آنان ارج می نهد. بدون داشتن مناسباتی خوب، کودکان ممکن است با بلاتکلیفی و بی ثباتی شدید دست به گریبانن شوند و احساس کنند که اشکالی در کارشان هست.

باید بدانیم که کیستیم

اگر کودکان هیچ گونه ذهنیتی نداشته باشند که به چه فکر می کنند، چه چیزی را دوست دارند یا از چه چیزی خوششان نمی آید، یا نقاط ضعف و قوتشان چیست، نمی توانند خودشان را باور کنند. انان باید درک روشنی از ماهیت وجودی خویش داشته باشند.

باید بدانیم که می توانیم کارهای خود را به خوبی انجام دهیم

کودکان از دانستن اینکه می توانند کاری را به خوبی انجام دهند، لذت می برند ولی اگر هر پیشرفتی را تصادفی بدانند، خودباوریشان تقویت نمی شود. آنها باید بتوانند معنای «خوب» را تشخیص دهند. آنها بدون آگاهی از اینکه چگونه از عهده ی کاری خاص برآده اند یا چه چیزی باعث شده است که کارشان خوب از آب درآید، نمی توانند آن کار خاص را تکرار کنند. در این آگاهی، هدف های روشن و واکنش های دقیق، نقش دارند و به کودکان یاری می دهند تا معیارهای خودشان را به کار ببرند.

نگرش خوش بینانه به آینده

چهارمین موضوع در مورد خودباوری این است که باور کنیم عملکرد خوب ارزشمند است، زیرا از طریق آن می توان به گونه ای خوشبینانه به آینده نگریست و بر آن تاثیر گذاشت. ما قادریم امیدوار باشیم، اما اگر کسی به ما بگوید «هیچ امیدی به تو (شما) نیست»، «نمی توان به تو امید داشت» یا بالاتر از این، «تو به درد نخور و زائد هستی»، امیدهای ما را برباد خواهد داد، بدون امید به آینده،  جایی برای خودباوری باقی نمی ماند.

تقویت خودباوری در کودکان

در اینجا برای تقویت خودباوری کودکان، رهنمودهایی ارائه شده است. سعی کنید:

  • در موارد بروز اشتباه از جانب کودک خود، زیاد سخت گیری نکنید.
  • او را یاری کنید خودش را بشناسد و در مورد خودش احساس خوبی داشته باشد.
  • چیزی را بیابید که اودر آن، ماهر باشد و مهارتش را در آن زمینه تحسین کنید.
  • از دیدگاه او به مسائل نگاه کنید و به تمایلات و علایقش احترام بگذارید.
  • دراره ی کاری که ممکن است بتواند یاد بگیرد و انجام دهد، به او امید بدهید.
  • به او کمک کنید تا نسبت به آینده ی خود، احساس امنیت و خوش بینی کند.
  • از انتقاد آزارنده و مخرب، پرهیز کنید- این عمل را به حداقل برسانید.
  • با
  • گذراندن اوقات خود با او و نشان دادن علاقه به عقاید و اندیشه های وی و کارهایی که انجام می دهد، بگذارید احساس کند برای شما مهم و گرانقدر است.

 بچه  مشاوره زناشویی  دکتر

خودگردانی و تقویت آن در کودکان

کودکانی که خودگردان هستند، می توانند آزادانه تکالیف و مسائل خود را حل و فصل کنند. این کودکان بعضی کنترل ها را بر خودشان اعمال می کنند و حداقل درتاثیرگذاری بر بعضی از جنبه های زندگی که برایشان اهمیت دارد، خود را آزاد می دانند. کودکانی که فاقد توانمندی برای هدایت خود باشند، احساس ناامیدی می کنند و برای پیشرفت در آینده، به دیگران وابسته می شوند. توانایی کودک برای کنترل کردن، یا حداقل تاثیرگذاری بر امور حال و آینده ی خود، ضروری است.

عناصر اصلی

مورد اعتماد بودن

ما باید بدانیم که می توانیم جسم و زندگی خود را اداره کنیم. به عبارت دیگر، حق داریم در مورد اتفاقاتی که برایمان می افتد، اظهار نظر کنیم.

نخستین تجربه ی کودک از خودگردانی یا ابتکار رهبری خود، که او را وامی دارد تا به جای ناامیدی، احساس لایق بودن کند، از انحا ناشی می شود که مادر یا پرستار، او را درک کند و به نیازهای اساسی اش به لحاظ غذا دادن، محبت کردن، مراقبت و توجه، پاسخ دهد. اگر این نیازها برآورده شود، کودک نیز خودباوری خود را تقویت خواهد کرد. اگر به کودکان بزرگتر مسئوللیت بشتری داده شود تات خودشان را کنترل کنند، تشویق شوند که سوال کنند، به کاوش بپردازند، احساسات مثبت و منفی خود را به زبان آورند و نحوه ی بحث و مذاکره را یاد بگیرند، احساس مهارت و تبحّر را در خود به وجود خواهند اورد.

خودمختاری از طریق گزینش

هر نوع گزینش و انتخاب، از ان رو مهم است، درباره اینکه ما چه کسی هستیم، اطلاعاتی در اختیار ما قرار می دهد. ما خودمان را از طریق گزینش نشان می دهیم و معرفی می کنیم. در صورتی که گزینش به نحوی مناسب انجام شود، مسئولیت شخصی را نیز تقویت می کند. اگر از کودکی بپرسند که «تو دوست داری این کار را به این روش انجام دهی یا آن روش؟» نه تنها به او کمک می شود تا برای انجام دادن آن کار تحقیق کند، بلکه احساس می کند برکاری که از او خواسته شده است انجام دهد، نوعی کنترل دارد. اقدام به تصمیم گیری، کودک را تشویق می کند تا تعهدی را نسبت به نتایج آن تصمیم بر عهده بگیرد. این موضوع بسیار قابل توجه است. با این حال، برای کودک مقتضی نیست که درباره ی همه چیز حق گزینش داشته باشد. هر چه کودک کم سن و سال تر باشد، لازم خواهد بود گزینش های او محدودتر باشد و بیشتر کنترل شود. این مسئولیت بر عهده ی والدین باقی می ماند تا زمانی برسد که خود کودک به طور قانونی و مستقل بتواند دست به گزینش بزند.

تجربه ی استقلال

خودگردانی و استقلال، هریک، دیگری را تقویت می کند. کودکان هر چه بیشتر متکی به خود باشند، بهتر می توانند به وضع خودمختاری خود سر و سامان بدهند. هر قدر به آنان استقلال بیشتری داده شود، به شرطی که چنین فرصتی مقتضی وجود داشتهه باشد، آنان اعتماد و مهارت های خود را بیشتر رشد می دهند تا خودگران و خودمختار شوند و از خود ابتکار و خلاقیت نشان دهند. هر چه بزرگسالان بیشتر به کودکان بگویند که چه کاری را انجام ندهند، کودکان کمتر احساس شایستگی می کنند- در نتیجه، دیگر از بزرگسالان راهنمایی نخواهند خواست. این شیوه، نتیجه ای محتوم در بردارد؛ به این صورت که اشخاص هدایتگر، با این کارشان در کودک وابستگی ایجاد می کنند.

فقط زمان

داشتن فرصت برای تصمیم گیری، خطر کردن و مرتکب اشتباه شدن، همگی مهم هستند. اگر کودک هیچ گونه فرصتی برای گزینش نداشته باشد- یعنی زمانی که متعلق به خودش باشد تا به اختیار خودش، آن را پر کند- نمی تواند خودگردان شود. خستگی و بی حوصلگی، بیماری نیست. آن آه و ناله ی وحشتناک که «من حوصله ندارم»، ممکن است به شدت ما را اندوهگین سازد، اما این بی حوصلگی نشان دهنده ی یک درد است که کودک باید از آن عبور کند تا از این طریق بتواند «خود» های درونی خویش را کشف کند و دلبستگی های تازه ای بیابد.

خودگردانی کودکتان را تقویت کنید

در اینجا چند راهنمایی برای افزایش خودگردانی ارائه می شود. سعی کنید:

  • استقلال او را در حد معقول تشویق کنید.
  • در اموری که مستقیما به کودکتان مربوط می شود، تصمیم گیری را به او واگذار کنید.
  • او را تشویق کنید تا بعضی از مسئولیت های متناسب با سن خود را بپذیرد.
  • گذراندن وقت را به خود او واگذار کنید، بی آنکه تلویزیون روشن باشد. این موضوع او را تشویق خواهد کرد تا به انجام کارهای ابتکاری فکر کند.
  • بگذارید او کارها را با روش خودش انجام دهد، نه با روشی که شما آنها را انجام می دهید.
  • او را تشویق کنید تا وقت خودش را همیشه طوری برنامه ریزی و مرتب کند که نیازهای خودش و شما را برطرف سازد.
  • به محض اینکه کودک معنای پول را فهمید، به او پول توجیبی بدهید تا نحوه خرج کردن آن را یاد بگیرد.

الگوهای خانواده و پرخاشگری کودکان

یکی‌ از دلایل‌ بسیار مهم‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ یادگیری‌ است. یعنی‌ کودکانی‌ که‌ الگوهای‌ رفتاری‌ پرخاشگرانه‌ داشته‌ اند، همانند الگوهای‌ خود رفتار می ‌کنند. چنانچه‌ پدر یا مادری‌ خلق ‌و خویی‌ عصبانی‌ و پرخاشگر داشته‌ باشند، مسلماً فرزندشان‌ نیز پرخاشگر خواهد شد. این‌ رفتار توسط‌ کودک‌ یاد گرفته‌ می ‌شود. از آنجا که‌ کودکان‌ با والدین‌ همانند سازی‌ می ‌کنند، بنابراین‌ بسیاری‌ از رفتارهای‌ پدر و مادر ناخودآگاه‌ توسط‌ فرزندان‌ فرا گرفته‌ می ‌شود. توضیح‌ این‌ که‌ فرایند همانند سازی‌ کاملاً ناخودآگاه‌ صورت‌ می ‌پذیرد.

نکته‌ دیگر این‌ که‌ حتماً لازم‌ نیست‌ والدین‌ با خودِ کودک‌ پرخاشگری‌ کرده‌ باشند؛ چنانچه‌ او شاهد رفتارهای‌ خشونت ‌بار پدر و مادر با افراد دیگر نیز باشد، این‌ گونه‌ رفتار را فرامی‌ گیرد. بنابراین‌ کودکان‌ از طریق‌ مشاهده، رفتارهای‌ والدین‌ را می ‌آموزند.

بر این‌ نکته‌ می توان تأکید کرد‌ که‌ کودکان‌ با چشمان‌ خود می ‌آموزند؛ یعنی‌ آن‌ چه‌ را مشاهده‌ می ‌کنند، یاد می ‌گیرند؛ حتی‌ اگر آن‌ رفتار به‌ طور مستقیم‌ در مورد خود آنها صورت‌ نگیرد. والدین کودکان به شدت پرخاشگر غالباً به هنگام اعمال قواعد و معیارها خشونت دارند و پرخاشگرند. یکی از پیچیده ترین و جامع ترین روش هایی که برای درک پرخاشگری در خانواده به کار رفته تحقیق «جرالد پاترسون» و همکارانش در مرکز یادگیری اجتماعی «شهر اورگون» بوده است. آنان برای مطالعه الگوهای کنش متقابل خانوادگی در خانه و مدرسه و ارتباط آن با مشکلات رفتاری کودکان مشاهدات مستقیمی انجام داده اند. افراد مورد مطالعه از خانواده هایی بودند که به دلیل مشکلات رفتاری مثل پرخاشگری، دزدی و سایر رفتارهای ضداجتماعی فرزند یا فرزندانشان به درمانگاه رجوع کرده بودند.

وقتی که واکنش خشونت آمیزی بروز می کند سایر اعضای خانواده کاری می کنند که باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه می شوند. برای مثال، برادری بر سر خواهرش فریاد می زند، خواهر بر سر او فریاد می زند و ناسزایی به او می گوید. در این موقع برادرش او را کتک می زند و این ماجرا ادامه می یابد. تمام این ها نشان می دهد که والدین می توانند در پاداش دادن و تنبیه کردن فرزندانشان رفتار با ثباتی داشته باشند و با استفاده از راه های مؤثر بدون این که با تنبیه شدید همراه باشد پرخاشگری کودکان را کنترل کنند و بازآموزی کودکان در دورانی نسبتاً کوتاه میسراست (فیض الهی، ۱۳۸۸).

بر این اساس می توان رفتارهای مختلف والدین کودکان پرخاشگر را به الگوهای زیر تقسیم کرد:

۱-عدم تشویق رفتارهای مناسب کودک:

درخانواده هایی که کودکان نافرمانی، پرخاشگری و رفتار مقابله جویانه بروز می دهند، مشخص شده که والدین هیچ توجه، تشویق و پاداشی برای رفتار خوب فرزند خود قائل نمی شوند. بنابراین کودک هم هیچ دلیلی برای ارائه رفتار خوب ندارد. زیرا می داند که پدر و مادر پاسخی به این رفتار وی ندارد. در عوض والدین به رفتار نادرست و نامناسب وی با عصبانیت و خشونت پاسخ می دهند. بنابراین کودک هم برای جلب توجه آن ها، حتی توجه منفی، شروع به نافرمانی و پرخاشگری می کند.

۲- در نظر نگرفتن تنبیه مناسب برای رفتارهای بد کودک:

در بعضی خانواده ها بسیاری از والدین نمی توانند شیوه مناسبی برای تنبیه فرزند خود اتخاذ نمایند و کودکان در این قبیل خانواده ها در قبال رفتار صحیح و مناسب خود تشویق نمی شوند و همچنین به خاطر رفتار نادرستشان تنبیه مناسب دریافت نمی کنند. سرانجام این پرخاشگری، نافرمانی و رفتارهای مقابله ای در اثر مرور زمان به بخشی از شخصیت آینده کودک تبدیل می شوند. بعضی از والدین به فرزند خود اجازه هرگونه رفتار نامناسبی را می دهند و ناگهان آن ها را به شدت تنبیه می کنند. چنین رفتار بی ثباتی از سوی والدین باعث می شود که کودک هنگام بلوغ و در بزرگسالی به انجام رفتارهای ضد اجتماعی شدیدتر و خطرناک تری دست بزند.

۳- استفاده بیش از حد از تنبیه:

استفاده زیاد از تنبیه، روشی است که به جای حل مشکلات، سبب افزایش آن ها می شود. والدین که بیش از حد از تنبیه برای کنترل فرزند نافرمان خود استفاده می کنند، اعتقاد دارند که تنبیه هیچ اثری ندارد و کاملاً هم درست می گویند. این کودکان نسبت به تنبیه مصونیت پیدا می کنند، زیرا هیچ راهی برای فرار از این برخورد ندارند، استفاده زیاد از تنبیه به کودک می آموزد که برای فرار از مجازات به خاطر رفتار ناهنجارش، دروغ بگوید. در خانواده هایی که شیوه اصلی تربیت کودک، تنبیه افراطی است، کودک احساس ترس از والدین می کند و از آن ها دوری می نماید. تنبیه اگرچه باعث توقف رفتار نامناسب امروز می شود اما سبب تغییر رفتار کودک در روزهای بعد نمی گردد و انگیزه کودک برای بروز رفتار نامناسب را به هیچ وجه از بین نمی برد.

۴- ناهماهنگی در پیگیری یک روش تربیتی

بعضی والدین دائماً در حال شروع، توقف و تغییر برنامه های تربیتی کودک خود هستند. این ناهماهنگی در برنامه ها به مرور باعث وخیم تر شدن مشکلات رفتاری کودک می گردد. اگر قوانین خانه، هماهنگ و ثابت نباشد، کودک متوجه می شود که گاهی اوقات می تواند قوانین را زیرپا بگذارد. به عبارت دیگر، عدم فرمانبری وی گاه گاهی تقویت می شوند و رفتارهایی که تقویت یا تشویق نامرتب دریافت می کنند، سرانجام نسبت به هرگونه تغییر مقاومت خواهند کرد. هر زمان که تصمیم بگیرید، قواعد و تشویق ها و جریمه هایی را که در خانه مشخص کرده اید، نادیده بگیرید، در حقیقت برخی از رفتارهای مقابله جویانه کودک خود را تقویت کرده اید.

۵-تشویق رفتارهای نامناسب

بسیاری از والدین ناآگاهانه کاری می کنند یا حرفی می زنند که باعث تشویق رفتار نامناسب فرزند خود می گردد. برای مثال گاهی اوقات والدین به نافرمانی کودک می خندند یا هنگام صحبت با دیگران، ناگهان حرف خود را قطع می کنند تا به سخنان فرزند خود که مرتب باعث توقف صحبت آن ها دیگران می شوند توجه نمایند. در مواردی دیگر والدین به قشقرق های کودک با یک بوسه یا بغل کردن وی پاسخ می دهند و یا هنگامی که کودک در فروشگاه شروع به گریه و زاری می کند برای او شکلات یا خوراکی می خرند. در تمامی این موارد، خنده والدین، توجه و پاداش ها باعث تقویت رفتارهای نامناسب کودک می شود. همچنین مواقعی که والدین به واسطه گریه و زاری یا اعتراض کودک، دست از خواسته خود بر م یدارند، نافرمانی کودک تقویت خواهد شد. در این صورت کودک یاد می گیرد که اگر مقاومت یا اعتراض کافی کند، می تواند به خواسته خود برسد (اکبری، ۱۳۸۱).

دستورالعمل هایی برای ارتباط والدین-کودک

داشتن یک رابطه خوب، یک مهارت مهم فرزندپروری است. زمانی که ارتباط مثبتی بین والدین و فرزند برقرار باشد فرزندپروری لذتبخش تر هم خواهد بود.چه کودک نوپایی را پرورش دهید و چه یک نوجوان را، برقراری یک رابطه خوب، کلید ایجاد عزت نفس و همینطور احترام متقابل است.

اصول اساسی ارتباط خوب والد-کودک

  • بگذارید کودکتان بداند شما علاقه دارید هروقت که کودک نیاز داشت درگیرش شوید و کمکش خواهید کرد.
  • زمانی که کودکتان می خواهد با شما صحبت کند تلویزیون را خاموش کنید یا روزنامه را کنار بگذارید.
  • زمانیکه فرزندتان دارد چیز مهمی می گوید از حرف زدن پشت تلفن خودداری کنید.
  • گفتگویتان بین خودتان بماند مگر اینکه افراد دیگری بطورمشخص درگیر در موضوع باشند. بهترین ارتباط بین شما و فرزندتان زمانی صورت می گیرد که کسی دوروبرتان نباشد.
  • شرمنده کردن یا مورد خطاب قرار دادن کودکتان در جلوی جمع، فقط موجب بروز خشم و خصومت در او می شود، نه ارتباط خوب.
  • مثل برجی بالای سر کودک تان نایستید. طوری قرار بگیرید که هم-قد کودک شوید و آنگاه گفتگو کنید.
  • اگر از رفتار یا حادثه ای خیلی عصبانی هستید، تا زمانیکه آرامش خود را بدست نیاورده اید وارد مکالمه نشوید زیراتا قبل از آن نمی توانید حالت بی طرف داشته باشید. بهتر است مکث کنید، آرام بگیرید و بعدا با فرزندتان حرف بزنید.
  • چنانچه خیلی خسته باشید، زور زیادی می برد تا شنونده ی فعال باشید. شنونده ی واقعا فعال بودن کار دشواری است و زمانیکه ذهن و بدنتان خسته است بیشتر سخت می شود.
  • بادقت و همراه با ادب گوش دهید. وقتی کودک سعی دارد ماجرایش را بگوید حواسش را پرت نکنید. با کودکتان همچون بهترین دوست خود خوشرفتار باشید.
  • مشکل را زیادی بزرگ نکنید، همچون کسی که درحال کشف موضوعات جزئی از یک داستان است و هرگز به خود بچه اجازه نمی دهد که ادامه دهد. اینها والدینی اند که به حاشیه یک رویداد، بیشتر واکنش نشان می دهند در حالیکه صورت مسئله را فراموش می کنند، مثلا کودک شروع به گفتن آنچه رخ داده می کند و پدر یا مادر می گوید «برام مهم نیست که اونها دارن چیکارمی کنن، بهتربود تو خودت رو درگیر این چیزها نمی کردی.»
  • نپرسید چرا، بلکه بپرسید که چی شده.
  • اگر چیزی درباره وضعیت پیش آمده می دانید، با اطلاعاتی که دارید خیال کودکتان را راحت کنید.
  • از چشم یک بزرگسال حرف زدن (“وقتی حرفم تمام شد حرف می زنی”، “من میدونم چی برات بهتره”، “فقط چیزی که من میگم رو انجام بده تا مشکل حل شه”)، موعظه و نتیجه اخلاقی گرفتن را به حداقل برسانید چونکه این روشها برای ایجاد ارتباط مفید نیستند و دریچه ی ارتباطی را می بندند.
  • از کلمات یا عبارات سخیف ازقبیل “خفه شو”، “احمق”، “تنبل” استفاده نکنید: «احمق! اون اصلا معنی نمیده» یا «تو چی می فهمی، تو فقط یه الف بچه ای».
  • در برنامه ریزی بعضی مراحل خاص، کودک رابرای رسیدن به راه حل یاری کنید.
  • نشان بدهید که خود کودک موردقبول شماست، جدای از کرده و نکرده هایش.
  • کودک را برای برقراری ارتباط با دیگران تقویت کنید. با پذیرش او، و تمجید از تلاشش در برقراری ارتباط، این کار را انجام دهید.

کلمات مناسب برای شویق و تمجید از کودک

کودکان در سایه ی توجهات مثبت رشد می کنند. آنها نیاز دارند که بفهمند دوست داشته می شوند و قدرشان دانسته می شود. اکثر والدین بازخورد منفی دادن را ساده تر از بازخورد مثبت می دانند. با گزینش و کاربرد روزانه ی برخی از عبارات زیر با فرزندتان، درخواهید یافت که او توجه بیشتری به شما نشان خواهد داد و تلاش خواهد کرد تا قدردان شما باشد.

بله    درسته   خوبه    خیلی خوبه    فوق العاده جالب    بحق که یک مردی

درسته    صحیح    شگفت انگیز    از روشی که بکار گرفتی خوشم اومد    ازت ممنونم (بهت افتخار میکنم)

خوبه    به به (لحن حیرت و تحسین)    وای پسر    خیلی قشنگه    کار خوبیه    عالی داری پیش میری

ارزوی موفقیت برات دارم  …..این راهشه

خیلی بهتر شده      اوکیه    داری بهتر انجامش میدی

ایده ی خیلی خوبیه    چه ایده ی هوشمندانه ای

خودشه  کار خوبیه    خوبه که خودت کنترلش می کنی

از روشی که در……… بکار گرفتی خوشم اومد

متوجه شدم که در ……… پرچمت بالاست

………..لذتبخشی باهات داشتم

تو توی ……… …. بیشتر و بیشتر داری پیشرفت می کنی

موقع انجام… ……………. مسئولیت پذیری زیادی از خودت نشون دادی

راهتو برو

ارزش راهی که میری رو می دونم

تو توش عالی هستی

تو بهترینی

یاداور خیلی خوبیه……

زیباست

از این کار تو (کار را نام ببرید) خوشم اومد

از اینکه بدون اینکه ازت خواسته بشه (یا یادآوری بشه) فلان… …..کارو کردی خوشم اومد

مطمئنا خوشحالم که تو پسر/دختر منی

به چیزی که حقت بود رسیدی

دوستت دارم

 

می توانیدبه آنها نشان دهید چه احساسی دارید، همانطوری که به زبان می آوردید:

با لبخند

با تأیید سر

با بخشی از شانه، سر، زانو

چشمک زدن

علامت یا ژستی بمعنای تأییدکردن

بزن قدش

گونه را لمس کنید

قلقلک بدهید بخندید (با کودک بخندید، نه به او)    به پشتش دست بکشید

در آغوش بگیرید

نکات نهایی:

اگر کودکی با انتقاد زندگی کند، می آموزد که محکوم کند.

اگر کودکی با خصومت زندگی کند، می آموزد که ستیزه جو باشد.

اگر کودکی با تحقیر زندگی کند، می آموزد که شرمنده باشد.

اگر کودکی با ترس زندگی کند، می آموزد که مضطرب باشد.

اگر کودکی با احساس شرم زندگی کند، می آموزد که احساس گناهکار بودن کند.

اما

وقتی کودکی با سعه صدر زندگی کند، می آموزد که صبور باشد.

اگر کودکی با تشویق زندگی کند می آموزد به خود اطمینان داشته باشد.

اگر کودکی با پذیرش زندگی کند می آموزد که عشق بورزد.

اگر کودکی در زندگی اش به رسمیت شناخته شود خواهد آموخت که هدف داشتن خوب است.

اگر کودکی با درستکاری زندگی کند، یاد می گیرد که حقیقت چیست.

اگر کودکی با انصاف زندگی کند عدالت را می آموزد.

اگر کودکی در امنیت زندگی کند، می آموزد به خود و اطرافیانش اعتماد ورزد.

اگر کودکی دوستانه زندگی کند می آموزد که جهان جای خوبی برای زندگی کردن و دوست داشتن و دوست داشته شدن است. 

کودک  مشاوره خانواده  زناشویی

استفاده از کارتهای مقابله با اضطراب

یک ابزار مهم برای مقابله بااضطراب کودک شما توانایی تغییر افکار مضطرب به تفکر متوازن و آرام است. با اینحال، به یاد داشتن استفاده از ابزارهای مقابله ای برای کودکان و نوجوانان هنگامی که مضطرب هستند میتواند بسیار دشوار باشد. آنها چنان بر روی احساساتشان به بودن در خطر متمرکز هستند که فراموش میکنند که راهی دارند که میگوید آیا خطر وجود دارد یا نه؟ ( و عموما وجود ندارد).

با اینحال کودک شما با تمرین میتواند استفاده از افکار مقابله ای را بر روی خویش یاد بگیرید. این روش می‌تواند به واقع مفید باشد چنانچه شما همیشه نیستید که به کودکتان نسبت به استفاده از ابزارها یادآوری کنید ( برای مثال، زمانی که در مدرسه است، یا در خانه یک دوست خواب مانده باشد).

بنابراین، یک ابزار خوب کمک به کودک و نوجوان شما کارتهای شناختی مقابله ای است. بگذارید شما را با این روش آشنا کنیم.

کارتهای شناختی مقابله ای چیست؟

کارتهای شناختی مقابله ای می‌توانند کارتهای راهنمای کوچک  با جملات کوتاه مهارتهای مقابله ای باشند که کودکان قادرند به هنگام اضطراب استفاده کنند. کارتها یادآورهای قابل انتقالی هستند که اضطراب را مدیریت می‌کنند.

چه چیزهایی برای قرا دادن در کارتها مفید هستند؟

  • یک یادآور که علائم فیزیکی اضطراب هستند ( برای مثال، عرق کردن کف دست ، معده درد)
  • اسمی که کودک شما به اضطراب می‌دهد ( برای مثال، آقای نگرانی، آفت، اشکال)
  • یادآوری اینکه اضطراب خطرناک نیست و تا ابد باقی نمی‌ماند.
  • جملات تربیتی مثبت ( برای مثال، من می‌توانم از پس این برآیم)
  • یاداوری برای استفاده از برخی مهارتهای مقابله ای ( برای مثال، من می‌توانم نفس عمیق بکشم)
  • برخی حقایق که کودک یا نوجوان شما قبلا برای کاهش اضطراب به خود می گفتند ( برای مثال، شانس ربوده شدن واقعا پایین است)

چگونگی انجام این روش:

قدم اول: مطمئن باشید که کودکتان همراه می شود.

برای مفید بودن کارت‌های مقابله ای، کودک شما نیاز به احساس آن دارد که جملات مقابله ای واقعا به طور شخصی مفید خواهند بود. کودکان و نوجوانان اگر در ایجاد آنها درگیر باشند بیشتر احتمال دارد که از آنها استفاده کنند. این فکر خوبی نیست که خودتان به طور ساده بنویسید و به آنها بدهید.

چه چیز باید بگویید که کودکتان را در این کار با خود همراه کنید؟

تو واقعا این روز ها در مدیریت اضطرابت خوب عمل کرده ای. چرا یک راه دیگری را برای تسلط بیشتر یاد نگیریم؟ ما میتوانیم چیزهایی را روی کارتها بنویسیم که میتوانند به تو کمک کنند که احساس آرامش کنی. این کارتها ابزار دیگری برای مقابله با اضطراب تو می شوند.

برای نوجوانان:

اگرچه باید کودکتان را برای توسعه جملات مقابله ای تشویق کنید، کودکان بزرگتر و نوجوانان می‌توانند به هنگام نوشتن کارتها به قدری مستقل تر باشند. آنها می‌توانند تصمیم بگیرند که کدام ابزار برایشان بیشتر مفید است. شما می‌توانید توضیح دهید هنگامی که احساس اضطراب میکنیم یاداوری تمام مهارتهایی که برایمقابله با اضطراب یاد گرفتیم سخت است. نوشتن آن مهارتها بر روی کارت‌های مقابله ای شاید به انها کمک کند که به یاد بیاورند که کدام ابزار دفعه قبل برایشان مفید بود و مایلند کدام مهارت را دفعه بعد استفاده کنند.

قدم دوم: تبدیل ان به یک بازی

ساختن کارتهای شناختی مقابله ای نباید کار های عادی باشند، لذت بردن در حال تلاش برای ایجاد انها با جملات خوب  که کودک شما آن را در مدیریت اضطرابش مفید خواهد یافت مهم هستند.

در اینجا چند راه برای مفرح کردن این ابزار وجود دارد:

درگیر کردن خانواده! همانند همه ابزار برای مقابله با اضطراب باید همه خانواده با هم بر روی هدف مقابله با اضطراب کار کنند. والدین، برادران و خواهران همگی می‌توانند در ساخت این کارتهای مقابله ای شرکت کنند.

تبدیل آن به پروژه هنری!  تزئیین آن با جوهر رنگی، نگین های درخشان، برچسب ها، ستاره های طلایی و مقوا ها در رنگهای مختلف. این روش، ایجاد و استفاده از کارتهای مقابله ای را به پروژه تفریحی تبدیل می‌کند.

قدم سوم: پاداش دادن به کودکتان را به خاطر داشته باشید.

طبق معمول، این مهم است هنگامیکه کودکتان در مدیریت اضطراب موفق شده یا هنگامیکه که برای مدیریت اضطراب تلاش کرده ( ولی کاملا قادر به انجام نبوده است) به او پاداش دهید. این کار می‌تواند شامل گفتن جملاتی مثل: «داری یک کار خوب میکنی، من به تو افتخار می‌کنم» باشد.

با یک پاداش کوچک نیز سرگرم می‌شود ( داستان گفتن، بازی با یک تخته سرگرم کننده باهم، یک روز خانوادگی مفرح داشتن، یا دادن یک ویدئو گیم به او اگر کودکتان برای مدت طولانی برای مدیریت اضطراب کار می کرده است).

چند مثال از کارتهای مقابله ای

کارت مقابله ای یک: علی

علی حملات هراس دارد و از داشتن حمله قلبی می‌ترسد. او مدیریت اضطراب خود را بوسیله انجام آرامبخشی عضلانی شروع کرد و حال مقابله با ترسهایش در مورد علائم حملات هراسی می باشد.

 

coping-cards-1

کارت مقابله ای دو: سوسن

سوسن وقتی در مدرسه است بسیار مضطرب می‌شود. او نگران است که دیگر بچه ها او را دوست نداشته باشند، و آنکه، اگر انها بدانند که او اضطراب دارد به او خواهند خندید و مسخره اش خواهند کرد. او دارد یاد می‌گیرد که افکار مضطرب خود را شناسایی کند و آنها را به چالش بکشد و بیشتر به افکار واقعی فکر کند.

کارت مقابله با اضطراب

کمک به یادگیری زبان کودک (۳ تا ۷ ساله)

والدین یادگیری را بالا میبرند و می توانند به موفقیت کودک در مدرسه کمک کنند.

زبان اول کودک خود را تمرین کنید

اگرچه یادگیری زبان انگلیسی مهم است به همان اندازه مهم است که کودک شما به صحبت کردن زبان اول خود ادامه دهد. این به او کمک خواهد کرد که انگلیسی را سریعتر یاد بگیرد. مهارتهای خوب در صحبت زبان در خانه اعتماد به نفس را خواهد ساخت. اینجا تعدادی کار هست که شما میتوانید با کودک به زبانی که در خانه صحبت میکنید انجام بدهید:

  • با یکدیگر صحبت کنید و تجارب خانواده را به اشتراک بگذارید
  • نامه هایی به اعضای خانواده بنویسید
  • تکالیف مدرسه را باهم مرور کنید
  • موضوعات متفاوت را بخوانید
  • در مورد کتابها، فیلم ها، برنامه های تلویزیونی و اتفاقات بحث و گفتگو کنید
  • در یک کتابخانه عمومی ثبت نام کنید
  • اغلب به کتابخانه عمومی سر بزنید و کتابهایی را به زبان اول کودکتان یا انگلیسی امانت بگیرید
  • علایق و سرگرمی های کودکتان را تشویق کنید

برای آموزش کودک خود بیشتر بخوانید:

آموزش کودک و نوجوان

اگر کودک شما در دوره ابتدائی است، اینجا روشهایی وجود دارد که شما می توانید به آنها برای موفقیت در مدرسه کمک کنید.

  • اشعار کودکانه و ترانه هایی را بهمراه حرکات دست در زبان انگلیسی و زبان اول خود بگویید.
  • با کودکتان برای او هر روز در زبان انگلیسی و یا زبان اول خود بخوانید ( حداقل ده دقیقه در روز)
  • به کودکتان نشان دهید شما چگونه نوشتن را استفاده می‌کنید.
  • فرصتهایی را برای نمایش نام کودکتان پیدا کنید
  • به جای صدای حروف از نام حروف استفاده کنید
  • حروف مغناطیسی را برای خانواده جهت نوشتن و خواندن پیامها تامین کنید
  • یک محیط کار تعریف شده واضح را فراهم کنید و مصالح ضروری را تامین کنید جهت تمرین زودهنگام خواندن و نوشتن.
  • اتفاقات و افراد داخل کتاب را با ایده ها و تجارب خود مقایسه کنید.
  • از یک تخته پیام رسانی برای ارتباط با اعضای مختلف خانواده استفاده کنید و حرف ها و پیام های خود را روی ان به صورت روزانه بنویسید.
  • به اعضای خانواده نامه، کارت تبریک و پیام بنویسید و انها را تشویق به جواب دادن کنید.
  • جدول متقاطع کلمات ساده و پازل جستجوی کلمه را امتحان کنید.

بیشتر بخوانید:

رشد زبان کودک: ۱۰ تا ۱۲ ماهگی

اینجا روشهایی وجود دارد که شما می‌توانید به رشد سواد نوجوان خود و مهارتهای حساب هنگامی‌که به دبیرستان انتقال میابند کمک کنید.

  • مقالات روزنامه را بخوانید، تلویزیون نگاه کنید و پوشش خبری رادیو را گوش کنید و درباره مجلات و ژورنالها بحث و گفتگو کنید.
  • لیست های خرید را با یکدیگر آماده کنید و قیمت ها، اندازه ها و برند ها را مقایسه کنید. این روش خوبی برای استفاده از آگهی های آخر هفته برای پیدا کردن بهترین تخفیف میباشد.
  • به آگهی ها باهم نگاه کنید و برآورد کنید که شما چه مقدار پول میتوانید پس انداز کنید اگر برندهای مختلف را بخرید.برای مثال، قیمت های لباس را در فروشگاه های مختلف یا تجهیزات ورزشی را در فروشگاه های وسایل ورزسی مقایسه کنید. همچنین این یک روش خوب برای آموزش نوجوانتان درباره پیدا کردن قیمت های خوب میباشد.
  • کوپن ها را جمع کنید و ببینید شما چقدر میتوانید پس انداز کنید
  • بازیهای منطقی ریاضی بازی کنید یا با یک ماشین حساب یا کامپیوتر کار کنید.
  • نمودار اطلاعات متفاوتی را رسم کنید، شاید برای مصرف گاز خانواده، صرف وقت تماشای تلویزیون، صرف زمان در اینترنت یا برای گوش دادن به سی دی و دیگر موسیقی ها، و با نوجوان خود درباره نمودار بحث و گفتگو کنید.
  • با نوجوان خود درباره محیط زیست گفتگو کنید. از او بخواهید به استفاده برق نظارت کند و به باغبانی و برنامه های بازیافتی کمک کند.
  • بازیهای زبانی و املایی بازی کنید. مانند خط خطی کردن، لولو بازی (Boggle) یا بازی اسم و شهرت و املای صحیح و معانی درست کلمات را جستجو کنید.
  • نوجوان خود را برای خواندن بصورت مستقل تشویق کنید. او می‌تواند مجلات، روزنامه ها، کتابهای کمیک یا هرچیزی را به انتخاب خودش بخواند.
  • یک حس مسئولیت را با کودک خود بواسطه اختصاص کارهای منظم رشد دهید. برای مثال، آماده کردن میز، خالی کردن ماشین ظرف شویی، تمیز کردن اتاق، لباس شویی، گرد گیری و مقدمات پخت و پز.

با نوجوان تان یک برنامه برای کارهای روزانه خانه، تکالیف و بازبینی ایجاد کنید. جای خوبی برای خواندن پیدا کنید:

  • بدون حواس پرتی ( تلویزیون، تلفن، استودیو، بازیهای ویدئویی). یک علامت «مزاحم نشوید» قرار دهید اگر ضروری است.
  • یک صندلی مناسب و میز با یک سطح صاف که عاری از درهم ریختگی است.
  • نورپردازی خوب

مطمئن باشید که نوجوانتان موارد زیر را داراست:

  • دستور کار مدرسه با تکالیف ذکر شده
  • کتابهای درسی، نوشت افزار
  • دسترسی به کامپیوتر ( اختیاری)
  • دیکشنری ( لغت نامه)

پیشنهاداتی جهت حفظ عادات خوب مطالعه هنگامیکه تکلیف خانه اختصاص داده شده وجود ندارد.

اگر کودک شما می‌گوید که هیچ تکلیفی برای هر روز وجود ندارد، کارهای زیر میتواند استفاده شود.

  • شروع به کار بر روی موضوع بعدی که در کلاس پوشش داده شده.
  • رئوس مطالب تکلیف بعدی مقتضی را طراحی کنید.
  • یاداشتهای قبلی را مرور کنید.
  • فرمولهای علمی و ریاضی را تمرین کنید.
  • کودک خود را در تکالیف فعال بکار بگیرید، مانند آماده سازی یک پروژه که یادگیری جدیدی را در یک واحد تکمیل شده نشان می‌دهد. درباره این فصلی که خود او نوشته بنویسید یا صحبت کنید.
  • افسردگی  ذهن آگاهی  نوزاد

کودکانتان را علاقه مند به یادگیری کنید

برای هر پدر و مادری چیزی هیجان انگیزتر از مشاهده کودکی نیست که با علاقه شدید در حال شناخت بیشتردنیای پیرامون خود است. بیشتر بچه های کوچک یک دوره زمانی کنجکاوی و پرسش-گری دارند، و شما لازم است به کودکتان نشان دهید که این شیوه ی کاملا درست زندگی است. اگر کودکتان در مورد همه چیز سوال کند و ارزش صوری و عینی را به چیزی نگیرد، بزرگ که شد فرد بسیار با استعدادی خواهد شد. راه‌های زیادی هست که می توانید این نوع استعداد را در یک بچه پرورش دهید، و بایستی به بهترین نحو این کار را انجام دهید. چنانچه ممکن است همه کودکانتان را به این کار تشویق کنید. در ادامه تعدادی از این راهکارها را بیان می کنیم که نشان می دهد چگونه می توان این کار را کرد.

برای مطالعه بیشتر در زمینه کودک بخوانید:

آموزش کودک و نوجوان

نخست، لازم است از سنین بسیار پایین کودکتان، کتابهای شخصیت ساز برای زندگی او فراهم کنید. حتی پیش از آنکه کودکتان بتواند بفهمد چه می گویید، بایستی کتابهای مصور برایش بخوانید و برایش شرح دهید که چه اتفاقی می افتد. شاید این امر بیجا به نظر برسد، اما مطالعات نشان داده اند که این کار منجر به کودکی بسیار سخن ور و خوش صحبت می شود. هرچه کودک بزرگتر می شود، شروع به یادگیری کتاب‌های پیچیده تر می کند. نگران نباشید که او از سطح مطالعه ی مربوط به سن خودش فاصله بگیرد.هرچند ممکن است این کار مهارتهای خواندن کودکتان را بهبود نبخشد، اما به تکامل سطح فهم او کمک می کند.

به همراه کودکتان تحت عنوان گردش سری به کتابخانه بزنید. یک یا دو بار در هفته کتاب های جدید بگیرید، و کودکتان را تشویق کنید کتاب ها را تا دفعه ی بعد که بتواند کتابها را با بقیه معاوضه نماید تمام کند. اغلب کتابخانه ها یک تعداد برنامه های تابستانی برگزار می کنند، یعنی بچه ها با فهرست بندی کتابهایشان جایزه می گیرند. اگر تصور می کنید کودکتان واقعا علاقه شدیدی به مطالعه دارد  بهترین راه این است که هربار یک بستنی برایش جایزه بدهید.درغیراین صورت باید از این برنامه ها صرف نظر کنید، زیرا که این قبیل برنامه ها این پتانسیل را دارند که مطالعه را نهایتا وسیله ای برای رسیدن به یک جایزه کنند.

در زمینه یادگیری کودکان بیشتر بخوانید:

یادگیری و بازی کردن کودک ۱ تا ۲ سال

هم چنان که کودکانتان کتابخوانان حرفه ای می‌شوند، لازم خواهد بود آنها را به سمت سطوح قانع کننده تری سوق دهید.اهمیتی ندارد اگر بچه ی کلاس اولی شما کتابی مربوط به بچه های کلاس دهم را تا جایی می خواند که بفهمد، و با چیزی که شما نمی خواهید بخواند مواجه نمی شود. شما شاهد رشد او در میان جست و خیزها خواهید بود. شما باید روی چیزی که مکرراً نتیجه ی بچه های سطح پیشرفته است بسیار محتاط باشید، و آن، بی علاقه گی در مدرسه است.اگر کودکتان  کتابهای رمان و غیر رمان بزرگترها را مطالعه می کند، احتمالا مدارس عمومی به حد کافی او را به چالش نمی کشند. بیشتر ناحیه های مدارس برنامه های ویژه ای برای این نوع بچه ها دارند که فعالیتهای یادگیری چالش برانگیزتری برایشان فراهم می کند. شما بایستی تاجایی که بشود درمورد متناسب بودن چنین برنامه هایی با سطح  کودکتان، پرس و جو کنید.

روش های فرزندپروری و والدینی برای هرکس متفاوت است، و مطالعه فقط یکی از جنبه هایی است که بایستی بدان توجه کنید. همیشه با فرزندان خود رابطه ی سالمی را حفظ کنید، تا وقتی بزرگ شدند افراد سالمی بشوند. این امر، فی نفسه کافی است، و بایستی الهام بخش شما باشد تا سعی کنید بهترین والدین باشید.

خیانت همسر  انحراف  تست روانشناسی

کمک به کودکان در انجام تکالیف

ایجاد انگیزه در کودکان

«پسرم باهوش است، ولی موفقیت در مدرسه خیلی تلاش نمی کند. اکنون معلمش به ما می گوید که احتمال این خطر وجود دارد که فرزندتان در درسهای نمره ی قبولی را کسب نکند.»

«دخترم به جای اینکه بیشترین تلاش را برای کسب موفقیت در مدرسه داشته باشد تنها در پی این است که نمره ی قبولی را دریافت کند. هر وقت با او در مورد اهمیت دستیابی به رتبه ی بالا در بیرستان با او صحت می کنم، او صورتش را برمی گرداند و می گوید که این مسئله برای من اهمیتی ندارد و حوصله ام را سر می برد. برای من رد شدن از این مرحله کافیست.»

واقعیت این است که بیشتر کودکان انگیزه دارند ولی نه ان انگیزه ای که ما در ذهنمان می پرورانیم. ایا کودک شما هر سال مردود می شود- یا در حالی که شما می دانید که کودکتان می تواند نمره ی بهتری دریافت کند ولی همیشه نمره هایش پایین است؟ تاکید شما بر روی توانایی های کودک است، که او باید در مدرسه موفقیت بیشتری کسب کند. این مسئله که شما می دانید که چقدر مهم است که او بیشترین تلاشش را برای رفتن به دانشگاه انجام دهد و یا اینکه حداقل بتواند فارغ التحصیل شود شما را نگران و دیوانه می کند. شما به شدت در مورد آینده ی او نگران هستید، بنابراین شما برای تنبلی، بی انگیزگی و مسئولیت پذیری نبودن او نق می زنید. شما نمی دانید که چرا فرزندتان بیشترین تلاشش را نمی کند، در نتیجه شما هر چیزی را امتحان می کنید که در کودکتان ایجاد انگیزه کند. ولی هر چه شما بیشتر تلاش می کنید شرایط هیچ تغییری نمی کند بلکه بدتر هم می شود.

آیا بی انگیزگی فرزندتان شما دیوانه می کند؟

برای والدین دشوار است که بر روی شرایط تحصیلی فرزندشان سرمایه گذاری نکننند زیرا می دانند که شرایط تحصیلی برای آینده ی فرزندشان چقدر مهم است. از دیدگاه والدین احساس می کنیم که کودکمان نباید قبل از انجام تکالیفش زمانش را صرف دوستان و استفاده از لوازم الکترونیک کند. حقیقت این است که بیشتر کودکان دارای انگیزه می باشند، ولی انگیزه ی آنها به صورتی نیست که ما از آنها انتظار داریم. به این صورت مسئله نگاه کنید: فرزند شما قطعا انگیزه ی بالایی دارد و در مقابل چیزهایی که او را به هیجان می آورند هیچ تنبلی از خود نشان نمی دهدد، چیزهایی مانند بازی های ویدئویی، موسیقی، فیسبوک و خرید لباس های جین جدید. کاری که باعث می شود برای ایجاد انگیزه در کودک او را تحت فشار بگذارید، این کار همیشه شرایط را بدتر می کند.

باید درک کنید که کودک برای انجام بیشترین تلاشش نیاز است که انجام آن را ارزشمند بداند. و باید به مسئله به گونه ای نگاه کند که تلاشش برای زندگی خودش است- و تفکرش حتی به مانند یک بزرگسال باشد، شما ممکن است شما بدانید که باید تغذیه تان درست باشد، ولی دنبال کردن این هدف داستان دیگری است! به عبارتی دیگر کودکتان خودش اهمیت انجام بیشتری تلاش را درک می کند ولی یک سری شرایط خاص ممکن است سر راه او قرار داشته باشد (بیماری روحی یا جسمی، مشکل یادگیری یا مشکلات رفتاری، مسائل خانوادگی و سوء مصرف مواد مخدر و مسائلی از این دست.)

از دید برخی از افراد، همه ی افراد موفق در زمان درستی شرایطشان همراستا بوده است عواملی مانند انگیزه،، مهارت و نگرش که برای دستیابی به موفقیت با یکدیگر ادغام شده اند. ولی برای اکثر افراد، برای داشتن انگیزه و دستیبابی به موفقیت راه بسیار سخت و ناهموار است. زمانی که شما در مورد آن فکر می کنید، همه ی کودکان از معلمشان درخواست کمک نمی کنند، و همیشه تکالیفشان را سر موقع انجام می دهند، چیزهایی را که یاد گرفته اند هر شب دوره ی کنند و هر چیزی که باعث حواس پرتی انها از در رابطه با مطالعه شان شود را کنار می گذارند. همه ی این کارهایی که کودک انجام می دهد «عملکرد خوب اجرایی،» نامیده می شود، زیرا قسمت جلوی مغزشان رشد بیشتری کرده است. بخشی که نقش اساسی در موفقیت تحصیلی کودک دارد. این قسمت باعث تنظیم احساسات، افزایش توجه، اراده و انعطاف پذیری فرد می شود، عملکرد اجرایی کودکان در بسیاری از کودکان تا زمان بزرگسالی رشد نمی کند. به ویژه اگر شما به عنوان یک والد خیلی زود مسئولیت پذیر شده اید، ولی در حال حاضر شما کودکی دارید که مسئولیت پذیر نیست. تصور اینکه کودکتان تنبل، مسولیت ناپذیر و بی انگیزه می باشد برای شما دشوار است. البته، اگر شما این تصورات را در مورد فرزندتان دارید، شما به راحتی در مقابل تنبیلی های فرزندتان رنجیده خاطر، ناامید، عصبانی می شوید که باعث درگیری و جر و بحث با فرزندتان می شود. شما چقدر درگیری با فرزندتان اجتناب می کنید؟  ادامه ی مطلب را مطالعه کنید تا درک بهتری از این مسئله داشته باشید.

آیا شما در دام درگیر شدن با کودکتان گیر کرده اید؟ُ

  1. حفظ رابطه ی دوستانه با کودک باعث پذیرش و نگرش مثبت او نسبت به شما می شود. سعی کنید هم تیمی کودکتان باشید و علیه او بازی نکنید. این کار باعث می شود که شما بیشترین نفوذ را بر روی فرزندتان داشته باشید و مهم ترین ابزار برای والدین می باشد. تنبیه، موعظه، تهدید و تحت نظر گرفتن کودک راه به جایی نمی برد و رابطه ی شما با فرزندتان و به انگیزه ی نهایی کودک آسیب می زند. اضطراب، رنجوری و ترس شما طبیعی و قابل درک است. ولی عکس العمل هایی که در نتیجه ی این احساسات نسبت به کودکتان انجام می دهید موثر نمی باشد. به یاد داشته باشید، کودکتان نمی خواهید با کارهایش زندگی شما را خراب کند یا اینکه چون آنها تنبل هستند به درد هیچ کاری نمی خورند . زمانی که شما احساس می کنید که کاری را که باید انجام بدهید به اتمام رسانده اید به خودتان بگویید، «هنوز فرزندم آمادگی لازم را ندارد.» به یاد داشته باشید، وظیفه ی شما این است که به فرزندتان یاد بدهید که مسئولیت پذیر باشد. اگر شما رفتارهای منفی که ناشی از احساساتتان می باشد را بروز دهید، باعث می شود که فرزندتان مقابله به مثل کند و به جای اینکه خودش به این مسائل فکر کند در مقابل شما جبهه بگیرد.
  2. قوانین مشخصی را تعیین کنید. یکی از درس های زندگی این است که ما چیزهای خوب را در نتیجه ی انجام کاربه دست می آوریم. زمانی که ما هر روز پرتاب توپ را تمرین کنیم، شما می توانید توپ های بیشتری را داخل سبد بیندازید. شما زمانی حقوق دریافت می کنید که کارتان را انجام دهید. بنابراین گفتن چنین جملاتی مانند «وقتی که تو تکالیفت را انجام دادی می توانی به خانه ی گیوین بروی.» یا «وقتی که تو تکالیفت را کاملا انجام دادی می توانیم در مورد تماشای فیلمی که دوست داری تصمیم بگیریم». را تمرین کنید. این قوانین را به اجرا بگذارید و این قوانین را ادامه دهید. اگر فرزندتان نمی تواند طبق برنامه عمل کند و برنامه را پیگیری کند، با ادامه دادن این قوانین، شما به کودکتان کمک می کنید که مغزش را برای کارهایی که باید انجام دهد را آماده سازد، و ساختار مغزی را توسعه داده و فعال سازید.

چه برخوردهایی دارای موثرترین تاثیر می باشد.

  1. زمانی که شما از فرزندتان درخواستی دارید. زمانی که فرزندتان مطالعه ی کافی ندارد و نمی تواند به سطح بالاتر صعود کند، اگر از شما بخواهد یا خواسته ی او نباشد از او بخواهید که مطالعه ی بیشتری داشته باشد و تلاشش را افزایش دهد. همواره شما باید به کودک کمک کنید، فعالیت هایش را سازمان دهد و خودش کارهایش را انجام دهد. سازمان دهی می تواند شامل برنامه ریزی زمانی برای مطالعه، استفاده از کامپیوتر، «و استفاده نکردن از بازی های ویدئویی تا زمانی که تکالیف انجام شود.» باشد. شما ممکن است تصمیم بگیرید که فرزندتان چند ساعت را صرف مطالعه کند. در طول این زمان، استفاده از وسایل الکترونیکی یا چیزهایی که حواس کودک را از مطالعه پرت می کند ممنوع است. شما ممکن حتی این قوانین را پس از اینکه کودک تکالیفش را انجام داد ادامه دهید، کودک باید زمان مطالعه اش را با مرور، خواندن یا ویرایش کردن ادامه دهد. ممکن است شما قانونی ترتیب دهید که کودک باید یک ساعت و نیم مطالعه را داشته باشد، و از هیچ وسیله ی الکترونیکی استفاده نکند، و تنها وظیفه ای که به عهده ی او گذاشته اید را انجام دهد. کودک باید بداند که تمام کردن تکالیف یک تنبیه نیست بلکه این کمک به او برای انجام بهتر کارهایش و توجه و تمرکز بر روی مسائل مربوط به مدرسه اش می باشد. برخی از کودکان زمانی که به موسیقی گوش می دهن بهتر می توانند مطالعه کنند، ولی استفاده از وسایل الکترونیک یا ابزارهایی از این دست توصیه نمی شوند.
  2. کمک گرفتن از معلم. اگر کودکتان در رابطه با کارهایی که مربوط به سطح تحصیلی اش می باشد عادت نکرده و تعادلی در انجام وظایفش ندارد، شما می توانید با کمک گرفتن از معلمش و با حضور کودک برنامه ای برای او ترتیب دهید. کودک باید قبل از اینکه مدرسه را ترک کند به وسیله ی معلم مورد بررسی قرار گیرد که همه ی مطالبی را که به او یاد داده شده است را دریافت کرده است، و قبل از اینکه به مدرسه برود باید به وسیله ی شما چک شود که همه ی تکالیف و کارهایش در کیفش قرار داشته باشد. زمانی که کودک می تواند زمانش را مدیریت کرده، و تکالیفش را انجام دهد و قبل از امتحان بر روی مطالب مرور کند، زمان این است که شما کارهایش را به عهده ی خود او بگذارید.
  3. زمینه های مطالعاتی کودک را تشخیص دهید. ممکن است نیاز باشد زمانی که کودک در حال انجام تکالیفش می باشد در کنار او بنشینید و به او کمک کنید که انجام کارهایش را ادامه دهد. ممکن است کودک برای انجام تکالیفش نیاز به محیطی آرام به دور از سر و صدای خواهر و برادرش داشته باشد و یا اینکه برای انجام کارهایش نیاز به اتاقی مجزا داشته باشد. شما می توانید برای امتحان شرایط مختلف به کودک کمک کنید. ولی اول باید بفهمید که چه برنامه و سازو کاری بر روی او بهتر عمل می کند، و او را در حالت حفظ کنید. شما نباید تکالیف کودک را برایش انجام دهیدی، ولی شما می توانید در انجام تکالیفش به او کمک کنید و اگر با مطلب مشکلی مواجه شد سعی کنید که مطالب را برای او مرور کنید.
  4. به کودک استراحت دهید. با کودکتان بنشینید و برنامه ای را در تقویم مشخص کنید چه ساعاتی از روز کودک می تواند به استراحت پرداخته و وظایفی را که بر عهده ی اوست را انجام ندهد. شما می توانید به کودکتان یک تقویم بزرگ دیواری یا یک وایت برد بدهید. اگر شما توانایی مالی کافی دارید می توانید از یک مربی یا معلم سرخانه برای کمک به کودکتان بهره ببرید.
  5. با کودکتان مهربان ولی جدی باشید. بیشترین تلاشتان را داشته باشید که والدین مهربان، یاری گر، ثابت قدم و جدی، در برابر عمکردها و تنظیم کننده باشید. برای عملکرد های منفی کودکتان، سعی کنید که ده عملکرد مثبت را ایجاد کنید. سعی کنید به جای ابراز نگرانی و نق زدن تمرکزتان بر روی حمایت و دلگرمی دادن به کودک باشد. زمانی که شما بر این باور باشید که در مقابل عکس العمل های کودکتان مسئول هستید و نسبت به خروجی های او تاثیر گذار می باشد، شما برای کودک مشکل افرین می شوید و برخورد شما می تواند آسیب زننده و غیر موثر باشد.
  6. نداشتن انگیزه و داشتن اضطراب. تشخیص اینکه کودکتان چقدر بی انگیزه (یا مسئولیت ناپذیر) می باشد، می تواند به دلیل اضطراب یا شرمساری نسبت به وظایف تحصیلی و مسائل مربوط به تحصیلش باشد. اکثر افراد نسبت به انجام کارهای جدی دچار اضطراب می شوند و از مانند یک بیماری از انجام آن اجتناب می ورزند. ممکن است کودک نتواند دلیل این اتفاقاتی را که برای او رخ می دهد را برای شما توضیح دهند زیرا خودشان نیز از این مسئله باخبر و آگاه نیستند. این مسئله یک داستان معمول است. کودکتان به شما می گوید که تکلیفی برای انجام دادن ندارد در صورتی که او تکالیفی دارد که باید انجام دهد. این اتفاق می تواند باعث اضطراب شما شود. زمانی که شما نسبت به این اتفاق با داد و فریاد و انتقاد با کودک برخورد می کنید، کودکتان با دوری کردن و فاصله گرفتن از انجام تکالیفش و دوری کردن از شما اضطرابش را مدیریت می کند. در صورتی که یک کمی اضطراب می تواند باعث متوقف شدن توانایی و تفکر او می شود و بخشی از مغز کودک که مسئول ایجاد انگیزه در او است را متوقف می سازد. سعی کنید به این صورت فکر کنید که اضطراب کودک مانع انجام تکالیف او می شود نه تنبلی اش. وظیفه ی شما (و اینکه شما چگونه می توانید به کودکتان کمک کنید) این است که در مقابل اضطراب خودتان و کودکتان عکس العملی نداشته باشید.

آیا خانواده شما در یک حلقه ی اضطرابی گیر افتاده است؟

تشخیص این مسئله که احساس شرمساری، احساس کمبود یا اضطراب می تواند به دلیل تفسیر بدی باشد که از شرایط موجود دارد، و این شرایط باعث فقدان انگیزه، و مسئولیت ناپذیری کودک شده باشد. اغلب اوقات این احساسات آسیب زا می تواند عکس العمل هایی ماننذ خاموشی، اجتناب و ستیزه جویی نمود پیدا کند. به یاد داشته باشید اتفاقی که هم اکنون در حال رخ دادن است راهی متفاوت از رشد و بلوغ کودک را در پی گرفته است. به عبارتی دیگر، در طی یک ارتباط مثبت، به کودک کمک می کنید که نسبت به مسائلی که باید انجام دهد عادت کرده و خودش در مغزش ساختار و عاداتی به وجود بیاورد که نسبت به مسئولیت هایش جدیت داشته و خود به خود کارهایش را انجام دهد. و با استفاده از درک اینکه هم اکنون چه اتفاق بزرگی در حال رخ دادن می باشد خودتان را آرام نگاه دارید.

  1. انعطاف پذیری در زندگی را به کودک یاد دهید. به یاد داشته باشید که همیشه یک تصویر بزرگی از زندگی را در ذهن خود داشته باشید. به جای اینکه در مقابل سطح تحصیلی کودکتان برخوردی دیوانه وار از خود نشان دهید، به کودکتان کمک کنید تا با انجام فعالیت های دوستانه، فعالیت های فوق برنامه، یا کارهایی که می تواند به صورت داوطلبانه انجام دهد در زندگی اش انعطاف پذیری داشته باشد. فعالیت هایی را در داخل امور مدرسه کودک بگنجانید که برای کودک سرگرم کننده باشد.
  2. نگران آینده نباشید. زمانی که ما متوجه می شویم که کودکمان از هیچ چیزی لذت نمی برد، ما سریعا برای آینده ی او دچار نگرانی می شویم. زمانی که ما متوجه می شویم که فرزندمان به هیج چیز جز بازی های ویدئویی و دوستانش اهمیت نمی دهد، ما نگران می شویم که او نتواند موفقیتی در زندگی به دست بیاورد نتواند خودساخته شود. این اتفاق باعث اضطراب و ترس ما می شود. ولی واقعیت این است: که هیچکدام از ما گوی سحر آمیز نداریم و هیچ کسی نمی تواند آینده را پیش بینی کند. تمرکز کردن به فعالیت های منفی که کودکمان انجام می دهد تنها باعث می شود که ما این فعالیت ها را ببینیم و باعث شود که هم شما و هم کودک را درگیر کند. به جای آن بر روی ویژگی های مثبت کودکتان تمرکز کنید و توجهتان بر روی ویژگی های مثبتی باشد که در حال حاضر کودکتان داراست. آیا کودکتان نسبت به کمک به دیگران علاقه مند است، یا حیوانات را دوست دارد؟ توجه تان بر روی چیزهایی باشد که باعث رشد کودک می شود، موفقیت تنها در پیشرفت تحصیلی و بالا رفتن سطح تحصیلی نیست تلاشتان بر این باشد که کودکتان از نظر اجتماعی رشد کند و خلاق باشد و از لحاظ احساسی فردی پخته و رشد یافته باشد.

والدین غالبا در رابطه با عقب ماندن کودک از دیگر کودکان نگران هستند و به این دلیل با کودکان درگیر می شوند، ولی این کار هیچ چیزی را درست نمی کند. کودکان در یک دایره درگیری با سطح تحصیلی و کارشان در گردش می شوند. ولی اگر شما به عنوان والدین سعی کنید خودتان را ارام نگه دارید و درک کنید که این یک نگرش و شرایط بد برای کودکتان نیست و کودکتان فردی بی انگیزه نمی باشد و شما نمی توانید آنها را مجبور کنید که انگیزه پیدا کنند در این صورت است که شما می توانید متوجه شوید که کودک شما در چه شرایطی قرار دارد و می توانید در جاهایی که کودک نیاز دارد به او کمک کنید. به یاد داشته باشید که هدف شما باید متوقف کردن عکس العمل های منفی در مقابل کودک و حل مشکلات می باشد.

راهنمای والدین در انتخاب اسباب بازی نوزادان

طبیعی است که بخواهید برای نوزاد خود اسباب بازی بخرید، اما چگونه می فهمید که چه چیز باید انتخاب کنید؟ تاچه اندازه بایستی روی علامت سنی روی اسباب بازی ها توجه نشان دهید؟ آیا این علامتها فقط برای اطمینان دادن رویش درج شده اند یا چیزی بیشتر از این هستند؟

مهم است بفهمیم که بازی کردن برای کودکان امری حیاتی است. بازی به آنها کمک می کند تا مهارتهای اجتماعی،  شناختی، و فیزیکی شان را پرورش دهند و پیوند عاطفی که بین او و شما رشد می کند را تقویت کنند. بازی کردن آنها را به فهم دنیای پیرامون خود قادر می سازد، ولی شما باید مراقب باشید که این قبیل بازی ها برای سطح پیشرفت شان خیلی پیچیده نباشد،  درغیر اینصورت ناامید شده و با شما مشغول نخواهند شد.

کودکان در دوازده ماه اول حواس خود، مخصوصا لامسه را برای کشف پیرامونشان بکار می برند. کمی برای آنها زمان می برد تا حل کنند چطور اغلب چیزهای غریبه ی پیرامونشان را با انگشتانشان بگیرند و با استفاده از دهان و زبانشان درگیر اکتشافات بسیار خود شوند. بینایی شان در حال کامل شدن است، اما می توانند تضادهای بین رنگی قوی و رنگهای روشن را ببینند. از این رو که حافظه شان کاملا شکل نگرفته با بارها و بارها تکرار ساده ترین کارها خوشحال می شوند. همچنین آنها درباره پایداری شی یاد می گیرند:که چیزی می تواند مادام وجود داشته باشد، حتی وقتی خارج از دید باشد.

اسباب بازی هایی با بافت و رنگ و صداهای متفاوت برای کودکان این رده سنی، ایده آل هستند. چون که اسباب بازی ها به ناچار در دهان آنها قرار خواهند گرفت، باید اطمینان حاصل کنید که آنها محکم و فاقد لبه های تیز باشند، نیز بتوانید براحتی تمیزشان کنید و مرتبا چک کنید که خراب نشده باشند.

اگر درآمد کافی دارید، می توانید چندتا اسباب بازی ساده را کنار هم بگذارید مثلا یک بطری را با برنج و چند شی ریز پر کنید تا بچه ها به جستجوی آنها در داخل بطری مشغول شوند. سطلهای ماست خالی اسباب حمام ایده آلی برای بچه ها است –می توانید سوراخهایی در ته ظرفها تعبیه کنید که برایشان بیشتر سرگرم کننده باشد.حتی بچه می تواند با صدا، طعم و بافت کاغذ های بسته بندی، بی اندازه سرگرم شود.

برای بازی کردن همیشه اسباب بازی لازم نیست. اطفال این سنین عاشق قایم باشک هستند، و شعرهای مهدکودکی همیشه در درجه اول قرار دارند. آنها همراه با چهره ی انسانی همیشه مجذوب کننده اند و از تماشای حالات شما شاد می شوند. بگذارید خودشان را در آینه نگاه کنند و از تماشای کودک “دیگر” توی آینه سرگرم شوند. (آنها تا حدود شش ماهگی تشخیص نمی دهند که آن تصویر، انعکاس خودشان در آینه است)

بازی کردن،طریقی حیاتی برای رشد مهارت های بچه ها در زندگی پیش رویشان است و انتخاب درست اسباب بازی ها کلیدی پایه ای برای این رشد و پیشرفت خواهد بود.

مراکز مشاوره خانواده در تهران  روانشناسی

چگونه صبح ها کودک را بیدار کنیم

آلارم های ساعت صبح ها به صدا در می آید و به سرعت خاموش می شوند و درگیری های صبح آغاز می شود!

درب اتاق خواب کودکتان را می زنید تا او را از خواب بیدار کنید، ولی شما باید بارها به او سر بزنید تا مطمئن شوید که او بیدار شده است، هر بار که او را صدا می زنید که بلند شود صدای شما بالاتر می رود. برای چند دقیقه شما او را صدا می زنید ولی او همچنان از رختخواب بلند نمی شود، شما مکررا او را با فریاد صدا می زنید و سر او داد می کشید، و پتو را از روی او می کشید. با ناامیدی او را از رختخواب بیرون می کشید، در حالی که می دانید که نمی توانید این کار را سال ها انجام دهید. نتیجه ی فریاد های شما نتیجه بخش نبوده، و اکنون کودکتان از اتوبوس جا مانده است، بنابراین باید خودتان او را به مدرسه برسانید و دوباره دیر سرکار می رسید. احساس می کنید که با هر چراغ قرمزی که پیش رویتان قرار می گیرد فشار خونتان بالا می رود. دست آخر، کودکتان در ماشین را محکم می کوبد، و شما باید سرکار برسید، مضطرب و عصبانی هستید، و مطمئنید که رئیستان دوباره در رابطه با دیر امدنتان به شما تذکر می دهد.

«تا زمانی که مسئول بیدار کردن کودکتان می باشید، آنها این کار را به شما واگذار می کنند.

اگر خود را درگیر بیدار کردن کودکتان در صبح می بینید شما تنها نیستید. بسیاری از والدین می گویند که آنها آلارم ساعتشان را یک ساعت زودتر تنظیم می کنند تا زمان کافی برای بیدار کردن کودکشان داشته باشند. در بسیار از موارد، به نظر می رسد که برخوردها و تنبیه هایتان اثری ندارد.

بر اساس آمار بنیاد ملی خواب، نوجوانان تقریبا به ۹ ساعت خواب شبانه نیاز دارند. الگوی زیستی خواب در دوره ی نوجوانی بر این مسئله را که آنها قبل از ساعت یازده شب به خواب روند را دشوار می سازد، و تقریبا بیدار شدن در صبح برای رسیدن به اتوبوس و سر وقت رسیدن را برای آنها دشوار می سازد. این بدین معنی است که زمانی که کودک باید صبح زود از خواب بیدار شود و به مدرسه برود، آنها در حال مقابله با مسئله ی بیولوژیکی خود در رابطه با خواب هستند. ولی به این دلیل که  شرایط بیولوژیکی کودکان با خواسته های دنیای بیرون هماهنگ نیست، دلیلی نمی شود که شما خود را تسلیم درگیری هایی کنید که هر روز باید کودکتان را بیدار کنید و کاری کنید که از خانه بیرون رود.

خبر خوب این است که شما می توانید این کار دشوار را متوقف سازید

برنامه ی تحولی جامع بیان می دارد که والدین باید مسئول بودنشان را در قبال سر وقت بیدار کردن کودکشان متوقف سازند. اگر شما به صورت مکرر در اتاق کودکتان را می کوبید تا او را بیدار کنید، یا اینکه شما او را از رختخواب بیرون می کشید، کاری می کنید که بیدار شدن برای کودکتان دشوار تر شود. همانطور که جیمز لمان می گوید، «شما انرژی مضاعفی را که کودک برای بیدار شدن نیاز دارد را جایگزین می کنید.» بنابراین اگر در این رابطه فکر کنید، چرا کودک خودش از خواب بیدار شود در حالی که شما این کار را برای او انجام می دهید؟ تا زمانی که آنها بدانند که نیاز نیست تا زمانی که مادر اب یخ بر روی آنها بریزد از خواب بیدار شوند، چرا باید با اولین صدای آلارم از خواب بیدار شوند؟ ده دقیقه بیشتر خوابیدن ده دقیقه بیشتر است آیا این درست است؟

قوانین جدید را تعیین کنید

برای اینکه روالی را به وجود آورید که کودکتان هر روز صبح خودش از خواب بیدار شود، نیاز است که شما مسئولیت بیدار شدن در صبح را به عهده ی خودش بگذارید. با کودکتان بنشینید و با او در رابطه با بیدار شدن در صبح با او صحبت کنید. ممکن است شما بگویید، «من و تو هر روز صبح زمان دشواری را می گذرانیم. من دیگر نمی خواهم مسئولیتی در قبال بیدار کردن تو از خواب سر وقت در صبح ها داشته باشم. من یک بار تو را صدا می کنم که بیدار شوی و اینکه بیدار شوی با خودت است. اگر تو به اتوبوس نرسی، من تو را به مدرسه نمی رسانم. تو باید خودت راه دیگری برای رسیدن به آنجا پیدا کنی، یا اینکه لازم است خودت به معلمت زنگ بزنی و این مسئله را به او بگویی.»

این راه حل ممکن است برای همه ی خانواده ها کارایی نداشته باشد. ممکن است کودکتان آنقدر کوچک باشد که خودش نتواند خانه را ترک کند در حالی که شما سر کار هستید، یا پیاده رفتن به مدرسه نمی تواند گزینه ی مناسبی برای او باشد. نیاز است که شما این مسئله را در رابطه با وضعیت خانواده تان  چیزهایی که باید انتظار داشته باشند شخصی سازی کنید. اگر او خواب مانده و شما باید او را به مدرسه برسانید، ممکن است برخورد شما به این صورت باشد که به این دلیل که شما یک ساعت معطل شده اید و زمان را از دست داده اید او باید کار خاصی انجام دهد.

مسئله ی مهمی که باید درک کنید این است که شما تا زمانی که مسئولیت بیدار کردن کودکتان را به عهده می گیرید کودک به شما اجازه می دهد که این کار را برای او انجام دهید. ممکن است چند روز طول بکشد تا کودک نسبت به تذکرات شما اهمیت بدهد ولی یک روز شما انجام این کار دشوار را متوقف می کنید، آنها متوجه خواهند شد که باید رفتارشان را تغییر دهند، یا اینکه باید با عواقب جدی روبرو شوند. نتیجه ی طبیعی خواب ماندن و دیر رسیدن به مدرسه این است که او نمی تواند تکالیفی را که باید انجام دهد را دریافت کند و آنها را از دست می دهد. همچنین ممکن است شما سیاست هایی را که مدرسه در رابطه با دیر رسیدن و از دست دادن کلاس در پیش گرفته است را چک کنید. با اطمینان حاصل کردن از رسیدن سر موقع کودکتان به اتوبوس از او در برابر این عواقب حمایت نکنید. برای اینکه صبح های غم انگیز کمتری داشته باشید، شما باید بگذارید تا کودکتان عاقبت سر وقت بیدار نشدن و بیرون نرفتن از خانه را خودش تجربه کند.

خواب را به عنوان یک اولویت تعیین کنید

برای یک تحول جامع به والدین توصیه می شود که قانونی را برای زوتر به رختخواب رفتن تعیین کنند. ممکن است به کودکتان بگویید: «به نظر می رسد که تو صبح به دشواری از خواب بیدار می شوی که بدین معنی است که تو خواب کافی نداشته ای. تو باید صبح هایی که به مدرسه می روی ساعت ۷ از خواب بیدار شوی. از همین امروز ما ساعت خواب تو را در روزهایی که باید به مدرسه بروی ۱۰ شب مشخص می کنیم. وقتی که بعد از ۵ روز مشخص شد که تو می توانی صبح ها به راحتی از خواب بیدار شوی ما ساعت خواب تو در شب را به ساعت یازده بر می گردانیم.» اگر کودکتان سروقت از خواب بیدار نشد، به او بگویید «من می دانم که تو می خواهی بیشتر در رختخواب بمانی، تو باید مسئله ات را با بیدار شدن در صبح حل کنی تا بتوانی این امتیاز را داشته باشی.»

به دلیل مسئله ی بیولوژی که در بالا ذکر شد، ممکن است برای کودکتان دشوار باشد که قبل از ساعت یازده بخوابد و رفتن به رختخواب در ساعت ۱۰ می تواند برای او دشوارتر باشد. با دشوار سازی شرایط برای او، منع او از استفاده از لوازم الکترونیکی با خاموش کردن چراغ ها ممکن است کودک را تشویق کنید که صبح ها سر وقت از خواب بیدار شود. و در اولین گام کودک شما به مدت پنج روز خودش از خواب بیدار می شود، و شما می توانید زمان خوابیدن آنها را به تاخیر بیاندارید. اگر آنها دوباره شروع به خواب ماندن کردند، زمان آن را دوباره به ساعت ۱۰ برگردانید تا زمانی که آنها این کارشان را بهبود بخشند.

به کودکتان کمک کنید که برای حل مشکلشان برای بیدار شدن در صبح راه حلی پیدا کند

آیا کودکتان نمی داند که چطور می تواند به خودش کمک کند که صبح ها از خواب بیدار شود؟ به یاد داشته باشید، که نوجوانان به دلایل شرایط بیولوژیکی که دارند بدنشان به آنها می گوید که بیشتر بخوابند و هنوز برای رفتن به مدرسه زمان باقی است. برای تغییر رفتار آنها، نیاز به یک برنامه دارند نه یک خواسته درونی از سوی شما.

اگر کودکتان به سختی از خواب بیدار می شود، به آنها لیستی بدهید که با رعایت کردن مواردی که در لیست وجود دارد بتوانند صبح ها سروقت از خواب بیدار شوند. تغییر زمان رفتن به رختخواب می تواند کمک کننده باشد و زودتر رفتن به رختخواب در این مورد بسیار مفید است. آلارم را به جای اینکه در کنار تخت خواب کودک بگذارید جلوی اتاق او بگذارید، این کار نیز می تواند برای کودک یاری گر باشد. کودک با بسته بندی نهار فردایش، جمع کردن لباس ها و مرتب کردن وسایلش در شب می تواند سریعتر حاضر شود و نباید این کارها را صبح انجام دهد. به یاد داشته باشید که مسئولیت بیداری در صبح را به عهده ی خود کودک بگذارید. اگر شما این کار را همواره برای او انجام دهید، آن ها هیچ دلیلی پیدا نمی کنند که خودشان این کار را انجام دهند.

راهنمای مادران در افزایش استقلال کودک

چیزی که مادران برای افزایش استقلال کودکانشان می توانند انجام دهند.

برای اکثر مادران بین استقلال خیلی زیاد تا استقلال خیلی کم فاصله چندانی نیست. ممکن است شما مایل باشید که کودکتان اطمینان و اعتماد کافی برای کشف محیط و ادراه کردن خودشان داشته باشند. در عین حال، شما همچنین انرژی تان را صرف کنترل و احاطه داشتن بر موقعیت می کنید. مراحلی وجود دارد که موجب افزایش حس استقلال طلبی کودکتان می شود که در نتیجه آن شما به احساس آرامشی  دست می یابید.

برای مطالعه بیشتر بخوانید:

راهنمای والدین برای کودک و نوجوان با اضطراب اجتماعی

  1. امنیت را برقرار کنید ـ اگر کودکتان در محیطی امن و با احساس آرامش خاطری پرورش یافته است پس در دوران طفولیت و کودکی ذاتاً مستقل خواهد شد. استقلال طلبی در دوران کودکی شروع به تحول می کند. نخستین بار در دوران طفولیت و زمانی است که شما دور از دید کودک قرار می گیرید و آنها اضطراب جدایی را تجربه می کنند که برایشان به عنوان مرحله مهمی از زندگی محسوب می شود. با آگاه کردن کودکتان از برقراری نیازهای امنیت و بیان و راهنمایی آنها از مباحث جدایی به روشی مثبت به آنها کمک خواهید کرد تا احساس امنیت کنند و آن اولین مرحله ای است که نشان می دهد کودکان می توانند مراحل استقلال طلبی را به خوبی پشت سرگذارند. برای مثال، وقتی که شما در یک اتاق دیگری هستید و کودکتان سر و صدا می کند دلیل این کار آن است که او شما را نمی بیند و ممکن است شما از اتاق دیگری برای آرام شدنش با او صحبت کنید.، آنها از حضورتان باخبر می شوند و بدون اینکه شما را به صورت عینی ببیند نیز امکان آرام شدن وجود دارد.
  2. آنها را تشویق کنید اما مجبور نکنید ـ برخی از مادران اضطراب نسبتاً زیادی برای مستقل شدن کودکانشان دارند و آنها را مجبور به این موضوع می کنند. برای مثال، شما ممکن است کودکتان را برای رفتن به اردوهای یا گردش های تابستانی مجبور کنید با وجود اینکه می دانید آنها آمادگی این کار را ندارند. کودکتان را ترغیب کنید تا در راستای مراحل استقلال طلبی پیش رونده ای به عنوان یک رویکرد برتر پیش روند. ممکن است کودک را به یک اردوی روزانه سوق دهید ولیکن او شب هنگام به خانه برگردد جایی که او در آنجا احساس آرامش دارد.
  3. بستر اشتباه کردن را برای کودکتان فراهم کنید ـ “مادران آویزان” اصطلاحی برای والدینی است که دور و بر کودک می پلکند و به او اجازه تجربه پیامدهای طبیعی را نمی دهند. این می تواند موجب عدم احساس آرامش در مسئولیت پذیری زندگی شان و استقلال طلبی در برخی از کودکان شود. سعی کنید بین کنترل زیاد و رویکرد فرزندپروری آسان گیر تعادل برقرار کنید. زمانی که به کودکتان اجازه درک لمس عواقب طبیعی زندگی را از نزدیک می دهید آنها نیز توانایی اداره امور و نحوه تصمیم گیری را یاد خواهند گرفت.
  4. از کودکتان درخواست کمک کنید ـ یک گام برای کمک به کودک در افزایش استقلال طلبی، کمک خواستن از آنها در انجام کارهای سبک است. می توان این کار را در همان سنین کودکی آغاز کرد. برای مثال، از آنها می خواهید تا اسباب بازی هایشان را جمع کنند یا میز غذا را بچینند و در آماده کردن سفره غذا به شما کمک کنند. آنها می توانند با شما در سریع قدم زدن و شستن اتومبیل نیز همراه شوند. با این اوصاف، زمانی کودک مسئولیت پذیری را یاد می گیرد که احساس شایستگی را درک کرده باشد.
  5. نوزاد  خیانت همسر  ذهن آگاهی

سبک های فرزندپروری برای کودکان بیش فعال

تکنیک هایی آسان اما، کارآمد

داشتن کودکان درای اختلال بیش فعالی / نقص توجه ممکن است برای والدین دشوار باشد. آنها ممکن است به سختی دستوالعمل های مهم را درک کنند و معمولاً در حالت مداوم کنش وری و فعالیت قرار دارند.

این حالت برای بزرگسالان چالش برانگیز است. شما ممکن است اندکی نیاز به تغییر زندگی خانوادگی داشته باشید بلکه کودک بهبود یابد. اقدامات زیر ممکن است برای شما مفید باشند:

برنامه ای را برای منزل خود مقرر کنید. ساعات خاصی را برای بیدارشدن، غذاخوردن، بازی کردن، انجام تکالیف، انجام کارهای روزمره، تماشای تلویزیون یا بازی های ویدئویی و زمان خوابیدن مقرر کنید. برنامه ای را بر روی یک صفحه یا گوشه ای از برگه بنویسید و آن را جایی آویزان کنید که کودک همیشه ببیند. اگر کودکتان با اینحال آن را نخواند، از نقاشی یا نمادهایی برای نشان دادن فعالیت های روزمره استفاه کنید و هر گونه تغییرات ایجاد شده موجود در کارهای روزمره را برایشان توضیح دهید. اطمینان حاصل کنید که کودکتان تغییرات را درک می کند.

در مورد فرزندپروری بیشتر بخوانید:

۵ تمرین ضروری فرزندپروری

قوانینی برای منزل وضع کنید. قواعدی رابرای رفتارهای اعضای خانواده به صورت ساده، واضح و کوتاه فهرست کنید. قواعد باید واضح توضیح داده شوند. مهم است آنچه رخ داده است تشریح شود چه زمانی که باید از قواعد پیروی شود و چه زمانی که به دلایلی نقض می شوند. قوانین و پیامدهای تبعیت نکردن از آنها را یادداشت کنید. این لیست را نیز در کنار برنامه زمان بندی شده آویزان کنید. تنبیه به علت نقض قوانین باید منصفانه، سریع و سازگار با رفتار باشد.

مثبت نگر باشید. آنچه شما از کودکان می خواهید را به او بگویید نه آنچه او از شما می خواهد. به طور منظم برای هر رفتار خوب کودک به او جایزه بدهید حتی چیزهایی کوچک مانند لباس پوشیدن و بستن آهسته درب. کودکان دارای اختلال بیش فعالی / نقص توجه اغلب زمان زیادی از روز را صرف گفتن و ابراز کارهای اشتباهشان می کنند. آنها نیاز دارند برای رفتار خوب مورد تشویق قرار گیرند.

دستورالعمل های در حد توان درک کودک وضع کنید. ابتدا، توجه کودک را جلب کنید. مستقیماً به چشمان آنها نگاه کنید. سپس، به کودک واضح و با تن صدای آرام  فقط آنچه شما می خواهید را بگویید. از او بخواهید تا چیزهایی که گفته اید را دوباره تکرار کند. بهتر است این کار برای انجام اقدامات ساده و کوتاه باشد. برای کارهای مشکل فقط یک یا دو دستور را در یک زمان به او بدهید. در نهایت، با اتمام هر مرحله به او آفرین بگویید و تشویق کلامی کنید.

مداومت داشته باشید. به کودکتان تنها وعده و وعیدهای ممکن و شدنی را بدهید. آنچه که در توانتان است را عملی کنید. تکرار و درخواست  انجام دستورالعمل ها در بسیاری از اوقات مؤثر نیست. زمانی که کودک قوانین را زیرپا می گذارد، فقط با یکبار لفظ آرام به او تذکر دهید. در صورتی که هشدارتان کارآیی نداشت، آن را با عمل نکردن به آنچه قولش را داده بودید، دنبال کنید (از تنبیه فیزیکی خودداری کنید. این کار اغلب وضع را بدتر می کند).

اطمینان حاصل کنید که همواره کسی از کودکتان مراقبت می کند.به دلیل تکانشوری آنها، نسبت به دیگر کودکان همسن خود این کودکان به نظارت فرد بالغ تری نیاز دارند. مطمئن شوید که کودکتان تمام روز توسط فرد بزرگسالی نظارت می شود.

مراقب کودکتان باشید هنگامی که با دوستانش است. برای کودک اختلال بیش فعالی / نقص توجه یادگیری مهارت های اجتماعی دشوار است. دقت کنید که همبازی هایی با زبان و مهارت های فیزیکی مشترکی را برای کودکتان انتخاب کنید. ابتدا، تنها یک یا دو دوست او را همزمان با هم برای بازی کردن دعوت کنید. آنها را از نزدیک هنگام بازی نظارت کنید و به حال خود رها نکنید. اغلب برای رفتارهای خوبشان در بازی به آنها جایزه بدهید یا تشویق کنید. بیش از هر چیزی مواظب ضربه زدن، هل دادن و جیغ زدن یا قشقرق کردن آنها در منزل یا حیاط باشید (تمرکز تام موجب فراهم شدن مقتضیات چندرسانه ای برای کمک به کودکان بیش فعال برای رشد مهارت های اجتماعی می شود).

در انجام تکالیف به آنها کمک کنید. بیدار شدن در صبح زود برای کودکان بیش فعال ممکن است کمی زمان بر و سخت باشد. آنها را از شب قبل آماده کنید، لباس های مدرسه را در جایی جلوی دید مرتب قرار دهید و کتاب ها را در کیفش بگذارید. به او برای لباس پوشیدن و خوردن صبحانه زمان کافی بدهید. اگر کودکتان واقعاً هر روز صبح به کندی عمل می کند، پس باید زمان کافی برای لباس پوشیدن و خوردن صبحانه را در اولویت قرار دهید.

تکالیف درسی روزمره را تنظیم کنید. یک جای منظم را برای انجام تکالیف اختصاص دهید. این مکان باید دور از عوامل اخلال گر و پارازیت هایی مانند حضور افراد دیگر، تلویزیون و بازی های ویدئویی باشد. زمان انجام تکالیف را به چند بخش تقسیم کنید و خرد کنید. برای مثال، به کودک پس از درس خواندن اسنک بدهید و نیز به او اجازه چند دقیقه بازی کردن را بدهید، سپس شروع به انجام تکالیف کند. انجام تکالیف را برای سرگرمی های کوتاه مدتی متوقف کنید و به کودکتان اجازه انجام  بازی های لذت بخش را بدهید. به او دلگرمی زیادی ببخشایید، اما بگذارید کارهای درسی اش را انجام دهد.

بر تلاش تمرکز کنید نه نمرات. به کودکان وقتی سعی در تمام کردن تکالیف درسی اش دارد، جایزه بدهید نه تنها برای نمره های خوب. می توانید برای کسب نمرات بهتر به آنها جایزه مکملی بدهید.

در مورد اختلال بیش فعالی بیشتر بخوانید:

معرفی اختلال کمبود توجه و بیش فعالی در کودکان

شاخص های مکمل برایی کودکان دارای اختلال توجه  یا اختلالات یادگیری:

  • هر چه قدر می توانید زمانی را برای توجه کردن به کودکتان اختصاص دهید (سعی کنید پیام هایشان را بفهمید).
  • با نوازش کردن، در آغوش گرفتن، غلغلک دادن و سرو کله زدن به آنها محبت کنید و دوستشان بدارید (آنها نیاز به تماس های فیزیکی زیادی دارند).
  • نقاط قوت، علایق و توانایی های آنها را پیدا و تشویق کنید. به آنها یاد دهید تا اینها را به عنوان تلافی و جبرانی برای هر محدودیت و یا ناتوانی به کار گیرند.
  • آنها را با جایزه، عبارات مهربانانه، لبخند و دست کشیدن بر سر همانطور که اغلب می توانید، تشویق کنید.
  • آنها را همانطور که هستند و به خاطر پتانسیل انسانیشان در پیشرفت و تحول بپذیرید. در انتظارات و درخواست هایتان واقع بین باشد.
  • آنها را درگیر انجام قوانین، ساختارها، برنامه ها و فعالیت های گروهی کنید.
  • آنچه نادرست انجام می دهند را به آنها بگویید و احساس خود را برایشان بگویید، سپس؛ آنها را با پیشنهاد رفتار کردن به روشی پذیرفته تر ترغیب کنید.
  • به آنها کمک کنید تا اشتباهاتشان را تصحیح کنند با نشان دادن یا بیان آنچه باید انجام دهند. غر ولند نکنید!
  • هر چه زودتر به انها پول توجیبی بدهید و به انها کمک کنید برای خرج کردن ان برنامه ریزی کند.
  • برای آنها اسباب بازی ها، بازی ها، فعالیت های حرکتی و فرصت هایی که موجب رشد آنها می شود را فراهم کنید.
  • برایشان داستان های مفرح بخوانید. آنها را به سؤال پرسیدن، بحث کردن داستان، داستان سرایی و خواندن داستان ها تشویق کنید.
  • توانایی تمرکز شان را از طریق کاهش دیگر عوامل اخلال گر محیطی در صورت امکان ارتقا دهید (برایشان فضایی برای کار، مطالعه و بازی اختصاص دهید).
  • آنها را به خاطر نمرات درسی استاندارد سرزنش نکنید! مهم آن است که آنها در حد توان خودشان پیشرفت کنند و برای آن نیز جایزه ای در نظر بگیرید.
  • آنها را به کتابخانه ها ببرید و برای انتخاب و بررسی کتاب های مهیج تشویق کنید. بگذارید با شما کتاب ها را به اشتراک بگذارند. کتاب هاب برانگیزاننده را برای آنها تهیه کنید و مطالب را بیرون از منزل بخوانند.
  • به آنها کمک کنید تا اعتماد به نفسشان تقویت شود و نیز آنها را با خودشان مقایسه کنید نه دیگران.
  • بر مشارکت اجتماعی از طریق بازی کردن، کمک کردن و خدمت کردن به دیگران در خانواده یا جامعه تأکید کنید.
  • با خواندن و بحث کردن مطالب جالب منقول برایشان الگوسازی کنید، برخی از چیزهای جالبی که می خوانید و انجام می دهید را با کودکتانبه اشتراک بگذارید.
  • در مشورت با معلمان یا دیگر متخصصان تردید نداشته باشید، هر زمان که احساس می کنید که آن برای درک بهتر آنچه ممکن است به کودکتان در یادگیری کمک کند، لازم است.

آموزش مهارت های فرزند پروری: والدین ابزارها و تکنیک هایی را بری مدیریت رفتار دریافت می کنند. یکی از این تکنیک ها استفاده از علامت یا نظام های ژتونی برای تشویق فوری رفتارها یا کارهای خوب است. یکی دیگر به کاربرد فاصله یا جداسازی صندلی یا اتاق خواب است، زمانی که کودک بسیار سرکش و غیرقابل کنترل است. در طی فاصله و دور کردن، کودک از موقعیت آشفته کننده دور می شود و برای مدت کوتاهی را در خلوت می ماند تا آرام گیرد. همچنین، والدین ممکن است در جهت اختصاص دادن زمان کیفی به کودک آموزش داده شوند که در این عمل فعالیت های فرح بخش و آرامبخش هر روز خود را با والدین به اشتراک می گذارند. در این زمان، والدین به دنبال فرصت هایی هستند تا آنچه کودک به خوبی انجام داده را گوشزد کنند و نقاط قوت و توانایی های او را تشویق کنند. این نظام ژتونی و امتیازات می تواند روشی مؤثر برای اصلاح رفتار کودک تلقی شود. والدین چند رفتار پسندیده ای را بازشناسی می کنند که قصد تشویق و تقویت کودک را دارند مانند درخواست گرفتن اسباب بازی به جای یا قاپیدن و تصرف آن یا کامل کردن یک تکلیف ساده. آنچه مورد انتظار است عیناً به کودک گفته شود تا جایزه به او تعلق گیرد.

در صورت انجام رفتار مورد نظر کودک جایزه ای دریافت می کند و در صورت انجام ندادن امتیاز ناچیزی می گیرد. پاداش می تواند کوچک باشد شاید به صورت تبادل علامتی در ازای یک مزیت خاصی باشد، اما؛ آن باید همان چیزی باشد که کودک می خواهد و مشتاقانه خواهان آن است. امتیاز ممکن است برداشتی از علامت یا یکتایم آزاد مختصر باشد. سعی در درک خوب بودن کودک داشته باشید. با این هدف، تخصیص زمانی اضافی و بیشتر برای کمک به کودکان در یادگیری کنترل رفتارشان و انتخاب رفتارهای مورد علاقه تر می باشد. این تکنیک برای همه کودکان مؤثر است. اگرچه، کودک دارای اختلال بیش فعالی/ نقص توجه ممکن است نیاز به پاداش های فوری و مکررتری تر دارد.

بعلاوه، والدین ممکن است تلاش کنند تا موقعیت هایی را برای موفقیت کودکانشان شکل دهند. ممکن است شامل فراخواندن یک یا دو دوست همزمان برای بازی کردن باشد طوری که کودک برانگیخته نشود و در صورت مشکل در انجام تکالیف آنها ممکن است بیاموزند که تکالیف بزرگ را به چند مرحله کوچک تقسیم کنند؛ سپس، پس از اتمام هر مرحله او را تشویق کنند. صرف نظر از تکنیک های خاص، والدین ممکن است روش های اصلاح رفتار کودکشان را به کار گیرند، به نظر می رسد برخی از اصول کلی برای اکثر کودکان دارای اختلال بیش فعالی/ نقص مفید باشد. این موارد شامل فراهم کردن بازخوردهای فوری و مکرر (پاداش و تنبیه)، تنظیم ساختار یافته تر موقعیت های مشکل آفرین اولیه و داشتن نظارت بیشتر و دلگرم کردن کودکان دارای اختلال بیش فعالی / نقص توجه در صورت جایزه ندادن نسبی یا در موقعیت های کسل کننده می باشد.

کودکان با اختلال نقص توجه و بیش فعالی نیازمند قوانینی سازگار و غیر قابل تغییر می باشند که آنها بتوانند درک و پیروی کنند. اگر از قوانین تبعیت کردند به آنها جایزه های کوچکی بدهید. آنها اغلب مورد انتقاد و سرزنش قرار می گیرند و انتظار آن را نیز دارند. رفتارهای خوب را در کودکتان بیابید و آن را تقویت کنید. همچنین والدین ممکن است یاد بگیرند که از روش های مدیریت استرس مانند مراقبه، تکنیک و تمرین های تن آرامی برای افزایش تحمل در برابر ناکامی استفاده کنند، بلکه بتوانند به آرامی با کودکشان رفتار کنند.

فعالیتهای زمستانی بیرون خانه برای همه خانواده

تنها بخاطر اینکه زمستان است به این معنی نیست که فعالیتهای بیرون خانه باید متوقف شود! کمک کنید خانواده تندرست بماند و با فعالیتهای زمستانی این فصل را برای همه خانواده خوش بگذرانید. اینجا چند ایده را به شما معرفی می کنیم؛

سورتمه/ لیز خوردن از سرازیری/ تیوب سواری  

هر آنچه که شما آنرا مینامید، لیز خوردن از سراشیبی در برف برای همه سنین لذت بخش است. شما میتوانید از دیسک های پلاستیکی ارزان، سرتمه, تیوب ها و یا کیسه های پلاستیکی استفاده کنید. شما میتوانید این کار را در محله خود انجام بدهید یا به پارک محلی بروید. از پوشیدن لباس زیاد و چند لایه و چکمه های سنگین اطمینان حاصل کنید.

برای سرگرم کردن کودک خود بیشتر بخوانید:

روش‌های سرگرم کردن خواهر و برادرهای کوچک

چیزی بسازید

قلعه، صندلی، خانه روستایی و آدم برفی تنها تعدادی از چیز هایی است که میتوانید با برف بسازید. شما می‌توانید یک مسابقه خانوادگی آدم برفی برای مشاهده اینکه چه کسی می‌تواند خلاقانه ترین طراحی آدم برفی را داشته باشد ایجاد کنید. این کار تنها نباید آدم برفی باشد ، حیوانات برفی همچنین بسیار لذت بخش هستند.

برف بازی!

استراتژی خود را طراحی کنید و یک برف بازی قدیمی و سنتی را اجرا کنید. قوانینی ایجاد کنید و ببینید که هر کس از آنها پیروی می‌کند. هیچ کس نباید خود در گلوله های برف سنگ پنهان کند تا ضربه نخورد. برای مثال نباید بازیکنان پرتاب سنگین کنند و یا به صورت بزنند.

 

اسکی رفتن

در هنگام تعطیلات اسکی میتواند لذت بخش باشد ولی اگر در سبک زندگی شما نیست ( یا در بودجه شما نیست)، دنبال اسکی استقامت در منطقه خودتان یا اتفاقات یک روزه در خانه اسکی محلی خودتان باشید. اگر شما قادر به اجاره یا قرض گرفتن اسکی هستید شاید شما برای انجام اسکی سبک استقامت در محله یا پارک منطقه خودتان قادر باشید. اگر هم در نزدیکی محل زندگی خود جایی برای اسکی سراغ ندارید، به مناطق دیگر بروید و حداقل این ورزش مفرح را با کودک خود از نزدیک مشاهده کنید.

 

گزارش: نکات برتر برای اجتناب از افسردگی زمستانی برای والدین خانه نشین

برف نیست؟

شاید منطقه شما تنها یک جلگه سرد بدون برف است، یا در حال حاضر بدون برف می‌باشد. یک پیاده روی در هوای سرد شاید تنها کار باشد. یک فلاسک شکلات داغ را برای لذت بردن در پیاده روی با خود به همراه داشته باشید.

در هوای سرد پیک نیک داشته باشید. یک آتش بزرگ یا آتش کمپین  در پارک منطقه یا حیات خلوت خود درست کنید. آب یا شیر را برای درست کردن شکلات داغ گرم کنید و کمی قند را برای خوردن با آن برشته کنید.

بازیهای یخی می‌توانند واقعا لذت بخش باشند. فقط مطمئن باشید که شما در میدان یخ بازی مجاز یا  دیگر سطح یخ زده رسمی امن هستید. ایده خوبی نیست که به دنبال استخرهای یخ زده که ضخامت یخ آنها سوال برانگیز است باشید. اسکی روی یخ برای هر کس در خانواده می‌تواند مفرح باشد. هاکی جاروب یک بازی سرگرم کننده یخی که به اسکیت نیازی ندارد و کودکان از ان بسیار لذت می برند (هرچند شما میتوانید کمی هاکی نیز بازی کنید).

ایجاد عادات مناسب تلویزیون دیدن در کودکان

چگونه درکودکان عادت‌های خوب درمورد تلویزیون ایجاد کنیم؟

فوایدی که تلویزیون برای جامعه دارد بسیار زیاد است. تلویزیون وسیله ای برای سرگرمی است که به ما روحیه خوبی می‌دهد، اطلاعات را به طوراثربخشی درجهان پخش می‌کند، و می‌تواند به نحوی باعث پیوند با دوستان وخانواده شود. به‌ هر حال، مانند هرچیز دیگری درزندگی، مقدار زیادی از یک چیز خوب می‌تواند بد باشد. تلویزیون اغلب برای فرار از واقعیت استفاده می شود. کودکان زمان زیادی را صرف تماشای تلویزیون می‌کنند که باعث می‌شود کمتربه مطالعه و معاشرت با دیگران بپردازند. بر پایه تحقیقی که توسط تیلور دانلپ انجام شده است، وزیر آموزش و پرورش پیشین ایالات متحده، تاکید می‌کند که ۹۰% موفقیت درمدرسه با حضور درمدرسه، مقدار مطالعه درخانه ومقدارتلویزیونی که یک کودک تماشا می‌کند تعیین می‌شود. اهمیت تنظیم زمانی که کودک تلویزیون تماشا می‌کند بسیار زیاد است، به این دلیل که این موضوع به معنای تفاوت بین یک زندگی موفق اجتماعی و تحصیلی یاعکس آن می‌باشد. والدین می‌توانند با دنبال کردن تکنیک‌های ساده ای که درادامه آمده است، عادت‌های خوبی را در کودکان درمورد تلویزیون ایجاد کنند:

گزینه‌های جایگزین پیشنهاد دهید

کتاب– کتاب خواندن روشی ساده و کم هزینه می باشد ولی مشکل اصلی این است که خواندن کتاب برای اکثر کودکان خسته کننده است. وقت گذاشتن والدین در دوران رشد کودکان برای ایجاد عشق به مطالعه در آن ها به طرز شگرفی در ‌بلند مدت می تواند به آن ها کمک کند. خواندن داستان با کودک تان می تواند به او نشان دهد که کتاب ها جالب و هیجان انگیز و ‌مانند دروازه ای به دنیایی دیگر هستند. والدین می توانند اکثر اوقات کتاب بخوانند تا الگویی برای کودکان شوند و زمانی را بعد از مدرسه برای مطالعه کتاب تعیین کنند. کودکان به  این رفتار‌های والدین توجه می کنند و اغلب فعالیت هایی که آن ها انجام می ‌دهند را تقلید می کنند. برای انگیزش بیشتر کودکان والدین می توانند حداقل یکبار در ماه آن ها را به کتاب فروشی ببرند و اجازه دهند که هر کتابی را که می‌خواهند بردارند. کتاب های مخصوص کودک بسیار متنوعی از جمله ترسناک، تخیلی و ماجراجویانه وجود دارد. کودکان سلیقه های متفاوتی دارند که اگر به آن ها اجازه دهید که کتاب مورد علاقه خود را انتخاب کنند، میل به مطالعه آن‌ها زیاد می شود.همان طور که در ابتدا ذکر شد،۹۰% موفقیت در مدرسه به دلیل مطالعه در خانه است که با ایجاد عشق به مطالعه، موفقیت های بزرگی در مدرسه می تواند بدست آید.

برای مطالعه بیشتر:

نقش رسانه در یادگیری لجبازی و پرخاشگری

ورزش– کودکان معمولا زمان زیادی را صرف تماشای تلویزیون می کنند تا سرگرم شوند. معرفی ورزش به بچه ها می تواند نیاز به تماشای بیش از حد  تلویزیون را از بین ببرد. بسکتبال، بیسبال، فوتبال یا حتی هنرهای رزمی می توانند به طور زیادی برای کودکان جذاب باشد. اگر به کودک اجازه دهید ورزشی که دوست دارد را انتخاب کند علاقه او به ورزش بیشتر می شود. ورزش فواید زیادی در تقویت قدرت فیزیکی، هماهنگی و کار تیمی  می تواند داشته باشد که در زندگی منجر به موفقیت کودک می شود. ورزش کردن به عنوان یک فعالیت خانوادگی می‌تواند پیوند بین اعضا را نیز افزایش دهد.

نواختن ساز– پرورش عشق به موسیقی در کودک و آموزش نواختن یک ساز به او می تواند تماشای زیاد تلویزیون را متوقف کند، ولی فواید این کاربه همین یک مورد ختم نمی شود، نواختن یک ساز می تواند تاثیر زیادی بر ایجاد خلاقیت در کودک داشته باشد. والدین برای شروع می توانند فیلم های سازهای مختلف را که توسط افراد حرفه ای نواخته می شود به بچه ها نشان دهند. تعداد زیادی از این فیلم ها برای مشاهده رایگان در اینترنت موجود می باشند. کودکان بسیار تاثیر پذیر هستند و اگر چنین نمایش باشکوهی را ببینند میل درونی پیدا میکنند که همان کار را بتوانند انجام دهند. بعد از یک گفتگوی منطقی، والدین می توانند به کودک اجازه دهند که سازی را که به آن علاقه دارد انتخاب کند، تا جایی که برای خرید آن بودجه موجود باشد. مهم است که کودکان خودشان ساز را انتخاب کنند. در غیراین صورت علاقه آن ها به ساز به سرعت از دست می رود که این موضوع را این گونه  توجیه می‌کنند که  این سازی نیست که آن ها می خواسته اند. وقتی این اتفاق می افتد، تقویت انگیزه کودک و یادآوری فواید و موفقیت هایی که می تواند بدست آورد می‌تواند به او کمک کند انگیزه خود را افزایش دهد.اگر بودجه محدود بود، اجاره یا قرض کردن ساز کافی است. اگر والدین استعدادی در یک ساز داشتند می توانند خودشان به کودک آموزش دهند که هم در هزینه صرفه جویی می شود و هم فرصتی برای ایجاد پیوند با کودک است.

سرگرمی– به جای تماشای تلویزیون که به نوعی اتلاف وقت است، بهتراست که کودک را با سرگرمی هایی که رشد او را ارتقا می دهند آشنا کنید. سرگرمی می‌تواند ساخت کلکسیونی از تمبر یا سکه، قصه گویی یا نوشتن خلاقانه، چیدن گل، نقاشی، عکس برداری، و یا حتی بازی با اسباب بازی به صورت انفرادی یا با دیگر کودکان باشد. هرکدام از این موارد گزینه های بهتری نسبت به تماشای تلویزیون هستند و به کودکان لذت سرو کار داشتن با دنیای واقعی را نشان می دهد.

تنظیم یک برنامه زمانی

تنظیم یک برنامه زمانی می تواند پایانی بر تماشای بیش از حد تلویزیون باشد. والدین می توانند با کودکان خود صحبت کنند و یک برنامه زمان بندی برای تلویزیون دیدن تهیه کنند. والدین باید در این برنامه علاوه بر زمان مطالعه، نیاز های کودک به تلویزیون دیدن و تفریح را به طور واقع بینانه لحاظ کنند. اجازه دادن به کودک در همکاری برای تنظیم این برنامه می‌تواند در مقبولیت آن توسط کودک تاثیر زیادی داشته باشد. پس از این که برنامه تهیه شد، باید در مقابل تلویزیون نصب شود برنامه باید دقیقا در هفته های پیش رو انجام شود چون کودک ممکن است تلاش کند که طبق آن عمل نکند و شروع به چانه زدن با والدین کند. قاطعیت  والدین اهمیت بسیار بالایی دارد بخاطر این که اگر کودک والدین را تسلیم خواسته خود کند، اعتماد و احترام از بین می رود. پس از ماه ها استفاده منظم، کودک می تواند خودش زمان را مدیریت کند و برنامه می تواند کنار گذاشته شود. مطمئنا عادت ها در دوران نظارت والدین در کودک ریشه می دوانند و به طور خودکار انجام می شوند.

تعیین برنامه زمانی توسط خود کودک

در این روش، مسئولیت کامل بر روی کودک و توانایی او برای مدیریت خود است. اگر این روش استفاده شود، موفقیت در مدرسه و میل به پیشرفت شخصی معمولا نمایان می شود. به کودک آزادی داده می شود که تلویزیون تماشا کند که همراه با محدودیت های منطقی هم باشد. این کار به کودکان اختیار می دهد که باعث می شود به خودشان اطمینان پیدا کنند. بعضی از کودکان از این فرصت سوء استفاده می کنند و نمرات کمی در مدرسه می گیرند. وقتی این اتفاق می افتد والدین باید به کودک اجازه دهند که با پیامد های کارش مواجه شود، که می تواند رفتن به کلاس خصوصی، تکلیف اضافه، یا در شرایط بدتر تکرار مقطع تحصیلی در سال بعد باشد. این موضوع می تواند نقطه عطفی برای کودکانی که به سختی مدیریت می شوند باشد. وقتی آن ها نتایج بدی را بخاطر عملکرد خودشان تجربه می کنند و می دانند که مسئولیت تمام این نتایج بر دوش خودشان است، شروع به تجربه یک میل درونی برای تغییر مثبت زندگی شان می کنند.

 

تماشای خانوادگی تلویزیون

تماشای تلویزیون می تواند در قالب یک فعالیت خانوادگی انجام شود.زمانی را در هفته مانند پنج شنبه شب ها تعیین کنید که کل خانواده در کنار هم تلویزیون تماشا کنند که این کار باعث پیوند خانواده نیز می شود. تماشای تلویزیون با افرادی که دوستشان دارید یک تجربه شگفت انگیز است که مانند تماشای انفرادی تلویزیون خسته کننده نیست. این روش همچنین یک پیوند هفتگی خانوادگی ایجاد می کند که کودکان در روزهای طولانی مدرسه در جستجوی آن هستند،و جذابیت تماشای انفرادی تلویزیون را کاهش می دهد.

 

استفاده از نرم افزارها و محصولات

نرم افزار ها و محصولات زیادی در بازار وجود دارد که می توانند به طور خودکار تلویزیون را تنظیم کنند و وقتی زمان مشخصی برسد آن را خاموش کنند که با این روش والدین نیاز نیست زمان و تلاش زیادی را برای این کار بگذارند. بعضی از این نرم افزار ها از رمز استفاده می کنند به این صورت که کودک هر زمانی که خواست تلویزیون تماشا کند یک رمز را وارد می کند. تلویزیون روشن می شود و پس از زمان مشخصی، به طور اتوماتیک خاموش می شود و برای این که دوباره روشن شود نیازمند یک رمزدیگر می باشد. والدین می توانند تعداد معینی رمز در هفته به کودکان بدهند. این کار مسئولیت استفاده از رمز ها را به کودک می دهد و به او یاد می دهد که چگونه آن ها را مدیریت کند. این محصولات میتوانند خیلی کارا باشند و شانس تلویزیون دیدن کودک در غیاب والدین را محدود کنند. عیب این روش شاید هزینه آن باشد: قیمت برخی از این محصولات تا بیش از ۱۰۰ دلار هم می باشد ولی متوسط قیمت آن ها حدود ۵۰ یا۶۰ دلار است. اگر والدین بتوانند از عهده آن برآیند، می تواند یک سرمایه گذاری ارزشمند باشد.

قطع اتصال

یک راه حل ابتدایی تر ولی موثر می تواند قطع کابل یا سیگنال تلویزیون در مواقعی که تماشای تلویزیون مجاز نیست باشد. در تلویزیون های مدرن موجود، والدین می توانند به سادگی تلویزیون را به طور موقت غیرفعال کنند که کودکان نتوانند آن را روشن کنند. عیب این روش این است که ممکن است بین کودکان و والدین احساسات منفی ایجاد شود. کودکان ممکن است احساس کنند که آن قدر ارزشمند نیستند که تلویزیون را از دسترس آن ها خارج می کنند. به هر حال، مزیت این کار این است که کودک مجبور می شود سرگرمی های مفیدتری از جمله خواندن کتاب یا معاشرت با دوستان را انجام دهد.

تلویزیون می تواند تاثیر عمیقی بر رشد فردی و توسعه کودک در سال های رشد او داشته باشد. ایجاد عادت های خوب در مورد تلویزیون می تواند روابط دوستانه، عملکرد تحصیلی، و درکل بهزیستی کودک را بهبود بخشد. بر عهده والدین است که به کودکان کمک کنند تا با اعتدال در تماشای تلویزیون، آینده اجتماعی و تحصیلی خود را کنترل کنند. تماشای تلویزیون عادتی است که نباید از آن به سادگی گذشت.

آینده کودکان ما به آن بستگی دارد.

دکتر  مشاوره خانواده  مشاوره زناشویی

بازی درمانی در کودکان: تکنیک ها، سرگرمی ها و فعالیت ها

در این مقاله به معرفی بازی درمانی به عنوان یکی از روش های مهم و موثر در درمان کودکان در حیطه های مختلف می پردازیم. و در ادامه به شما نشان خواهیم داد که می توانید با بکار گیری برخی روش های ساده بازی درمانی را در خانه اجرا کنید.

بازی درمانی چیست؟

از دیرباز تاکنون بازی به عنوان یک ابزار درمانی جایگزین برای درمان نشانه های کودکان دارای مشکلاتی مانند اختلال نقص توجه، افسردگی بالینی و اختلالات اضطراب به کار برده شده است. روان شناسان و روانپزشکان کودک همواره اعتقاد داشته اند که بازی می تواند در کودکان برای برقراری ارتباط، یادگیری و فراهم کردن اطمینان خاطر، فرونشاندن اضطراب و شاید بهبود اعتماد به نفس به کار برده شود. کودکان خردسال خودشان را از طریق بازی اثبات می کنند زمانی که حالت استقلال و ابراز معنی دار برایشان ممکن نیست. در مقابل، بازی روشی غیرمستقیم برای درمانگران در برانگیختن ادراکات، تفکرات و رفتارهای کودکان است. همانطور که دکتر کارول برادی روانشناس درمانگر در هوستون بیان می کند: “کودکان به طور استعاری از طریق بازی ارتباط برقرار می کنند”. به عنوان یک ابزار درمانی، بازی همچون بخشیدن و چشانیدن یک حبه قند شیرین به کودکان است نه یک چیز تلخ؛ به عبارتی بازی درمانی حاوی گفتارها و اعمال نغز و دلنشین است نه بالعکس.

مطالب مرتبط:

بازی درمانی و کودکان بیش فعال

بازی درمانی چگونه در منزل مفید واقع می شود؟

بازی با خردسالان برای احساس ارتباط، امنیت و دلبستگی اساسی می باشد. در محیط خانگی سبک فرزندپروری شاد و مفرح از میزان کشمکش بر سر قدرت می کاهد و موقعیت های تنش زا را به سمت موقعیت های لذت بخش سوق می دهند.

دکتر لورنس جی کوهن نویسنده فرزندپروری مفرح می گوید: “کودکان دارای اختلال نقص توجه خیل عظیمی از هشدارهای؛ “نه ها”، “موظب باش ها”؛ و “این کار را انجام نده ها” را می شوند، امر و نهی کردن و مدام نه گفتن به آنها و بازداشتن آنها از کاری موجب خستگی و دگرگونی کودکان می شود یا به عبارتی باری بر دوش آنها می گذارد، که در نتیجه این کار علایم شان رو به وخامت می رود و بدتر می شوند”.

بازی یک راه طبیعی در برطرف کردن و آزاد کردن تحولات هیجانی روزانه کودکان است. ضمن آنکه کوهن با این نظر موافق است که لحظاتی برای آموزش وجود دارند، زمان بازی بیشتر باید به ساختن ارتباطات اختصاص داده شود. وی می گوید “کودکان بدون یا مبتلا به بیش فعالی با میل خود به من مراجعه می کنند و آنچه در ذهن دارند را با من در میان می گذارند. اگر ما به کودکان اجازه ندهیم تا این ارتباط را از طریق بازی برقرار کنند، آنها به روشی خشمگین و ناخوانده ارتباط برقرار می کنند و بنابراین ما دست به کار تنبیه می شویم”.

آیا این طور نیست؟

کودکان مبتلا به بیش فعالی چالش های خاصی را برای والدین ذاتاً شاد و سرزنده ایجاد می کنند. به دلیل مشکلات کارکردهای اجرایی، برای آنها پیگیری قوانین و ماندن در یک پروژه از ابتدا تا انتها دشوار است. از آن مهم تر، سبک بازی آنها ممکن است خارج از کنترل باشد. والدین برانگیخته و عصبانی ممکن است بگویند “اگر درست بازی نکنی، ما هم به هیچ وجه با تو بازی نمی کنیم”. اما باید به آنها اجازه داد تا آزادانه بازی کنند وگرنه آنها این پیام را دریافت می کنند: “تو نرمال نیستی؛ من نمیخوام باتو بازی کنم”.

تکنیک های بازی درمانی برای استفاده در منزل

والدین باید بگذارند کودک بیش فعال رهبر باشند و از او پیروی کنند. برای یک کودک حواسپرت که نیازمند بسط توانایی اش برای پیگیری امور می باشد، سعی کنید او را درگیر بازی های روایتی با عروسک ها و اشکال حیوانی کنید. کوهن می گوید”به کودکتان اجازه دهید تا هرچه از شما می خواهد را به شما بگوید”. به او اجازه دهید مشتاق شوند و در مورد اینکه آیا او موجب خوشنودی شما در بازی می شود یا خیر نگران نباشد. این یک عمل متعادل سازی است. کودکتان باید سرگروهی و مسئولیت روش را هنگام بازی بر عهده بگیرد و در صورت خارج شدنش از مسیر به آرامی او را به کاری که در حال انجامش بوده است، برگردانید؛ خواه ذهنی خواه فیزیکی.

مطالب بیشتر در ارتباط با بازی درمانی

تاثیر بازی درمانی بر کمرویی و خجالت در کودک

تکنیک های بازی درمانی، سرگرمی ها و فعالیت ها

یکی از نویسندگان بزرگ در زمینه کودکان و مادر دو دختر می گوید که اندکی بازی درمانی با دو دخترش رفتار و نگرش های آنها را بهبود می دهد. او چهار بازی را در وبلاگش توصیه می کند:

با بازی شروع کنید

من روز را با بردن دو دخترم به بیرون از منزل و بازی با آنها شروع می کنم. ما روی علف ها می دویم، سراپا خاکی و کثیف می شویم، پیاده رو ها را با گچ رنگ می کنیم و سپس به محض رسیدن به خانه به حمام می رویم و دوباره منتظر آمدن صبح هستیم. با اجرای این برنامه روتین متوجه کمتر شدن بهانه ها و هیجان های منفی کودکان شده ام.

از عروسک های مورد علاقه کودکتان استفاده کنید

هر دو دخترم عاشق عروسک خیمه شب بازی هستند زیرا می تواند هیجان های شدید  آنها را هنگام عصبانیت و ناراحتی به سمت آرامش هدایت کند. دستم را در عروسک فرو می برم به طوری که قابل حرکت دادن باشد و آن را بالا می آورم. در قالب نقش به شکلی کودکانه صحبت می کنم که موجب خندیدن و شادی دخترم شود و موقعیت آشفته را جذاب کرده و تغییر می دهم.

با انجام حرکات آرامی موجب دور شدن احساسات او شوید

با زبان می توان در کودک احساس سبک بالی را ایجاد کرد، من به کودک بدعُنُقم می گویم”اوه، به افکار منفی که به ذهن تو می آیند توجه نکن. بیا همه اونا رو همین الان از خودت دور کن”. سپس با دستانم، دستان او را که در حالت دراز کش قرار گرفته بلند می کنم  و از روی زمین بالا می آورم و دوباره بدنشر و به پایین سست می شود و به آرامی به او تلقین می کنم که آن ها را از خود دور کند. هر دو دخترم بر انجام این کار اصرار می کنند و حتی کسانی هم که بدخو نیستند دوست دارند یک تکان خوبی در بدنشان ایجاد شود!

بازی خیالی

یک روز کودک دو ساله مان از نرفتن به باغ وحشی عصبانی شد و گریه کرد. به جای تلاش برای توضیح دادن آنکه هوا برای بیرون آوردن حیوانات خیلی گرم و سوزان است و نیز بدخو و عصبانی شدن خودمان، من گفتم “دوست دارم یک باغ وحش در حیات پشتی مان داشتیم، به نظرت باحال نمی شد اگر وجود داشت؟” دوست داری چه حیواناتی در باغ وحش حیات پشتی باشند؟ اوه، بله قطعاً کروکدیل ها. نظرت راجع به زرافه ها چیه؟ بله و همینطور اسب های آبی.

هی، بیا یک نقاشی از باغ وحش حیات پشتی مان بکش!” یک تصویری فانتزی و خیالی در راستای روان شدن احساسات ناکام کننده و ناامیدی هایی که اغلب منبع رفتارهای ناخوشایند است را خلق کنید.

شما چه بازی هایی را با کودک خود انجام می دهید؟ ایده های خود را برای ما و مادران سایت کودک و نوجوان در زیر این پست درج نمایید.

منتظرتان هستیم…

نقش والدین، مراقبان و معلمان

مصاحبه با آلیسون گوپنیک، روان شناس و نویسنده برجسته در زمینه کودک

والدین، مراقبان و معلمان چه نقشی در رشد همه جانبه کودکان خردسال دارند؟

آلیسون گوپنیک زندگی اش را صرف کاوش در هر دو دیدگاه فلسفی و روانشناسی کرده است. او استاد روانشناسی  و استاد فلسفه در دانشگاه کالیفورنیا؛ برکلی است. وی در بین یکی از برترین و اثرگذارترین روانشناسان رشدی فعال امروزی قرار گرفته است. جدیدترین کتابش باغبان و نجار می باشد: آنچه که علم جدید از رشد کودک به ما در مورد رابطه بین والدین و کودکان می گوید. مطالبی که در زیر می خوانید مصاحبه برجسته ای با آلیسون گوپنیک است.

بیشتر بخوانید:

۵ تمرین ضروری فرزندپروری

مصاحبه گر: شما کودکان خردسال را ترغیب می کنید تا بازی هایی حداقل ساختاریافتگی را انجام دهند. خب، بیش از یک قرن، روانشناسان رشدی همچون ماریا مونته سوری، دیوید الکایند و تی بری برازلتون در آن نقش داشته اند. غیر از این  ها شما در چه کاری سهیم هستید؟

آلیسون گوپنیک: در تحقیقاتم سعی بر آن است تا زمینه حمایت علمی کافی از این نظریه ها فراهم شود. در کتابم، با نام باغبان و نجار؛ من ذکر کردم که اگر شما در تلاش برای فراخواندن کسی به یادگیری چیزی خاص هستید، بازی روش مناسبی نیست؛ زیرا شما قصد تعلیم دادن را دارید. خواه آن یک موش باشد خواه یک کودک سه ساله، اما؛ اگر قصد دارید او را در جهت فردی خلاق تر، انعطاف پذیرتر و سازگارتر تشویق کنید بازی برای این کار مفید است.

مصاحبه گر: آیا آن به لحاظ علمی ثابت شده است؟

آلیسون گوپنیک: در مطالعات حیوانی، ما تنها می توانیم آزمایش ها را اثبات کنیم نه فقط تحلیل همبستگی: شما به نیمی از موش ها اجازه بازی کردن بدهید و نیمی دیگر نه، اطلاعات خیلی خوبی کسب می کنید. با کودکان بهترین داده ها از طریق مشاهدات دقیق صورت می گیرد. با این وجود ما هنوز به آن کاملاً دست نیافته ایم اما نتایج برخی از مطالعات همسو با آن است.

مصاحبه گر: چه اقداماتی نیاز است تا بازی در مقایسه با آموزش مستقیم در کودکان دارای توانایی های شناختی مختلف حداکثر کارآیی را داشته باشد؟

آلیسون گوپنیک: ما احتمالاً باید توجه بیشتری به تفاوت های فردی داشته باشیم و اگر سوال شود که بهترین روش برای آموزش چیز خاصی به کودک چه می باشد ممکن است گفته شود که ما نیاز به کاربرد رویکردهای انفرادی برای آموزش داریم. اما من درزمینه اهمیت همگانی بازی در رشد شناختی در گستره ای از افراد متقاعد شدم. برای مثال، ما نتایج مان را در مناطق روستایی پرو تکرار کردیم. بعلاوه، اهمیت بازی با گذشت زمان و در فرهنگ های مختلف ثابت شده است.

تصور می کنم می دانیم که محیط کودک باید غنی، محافظتی و اکتشافی باشد. به طور مختصر بیان می کنم  که زندگی کودک باید انباشته از تمام چیزهایی ملموسی شود که آن ها را تبدیل به افرادی با مهارت های حل مسئله خلاقی که ما نیاز داریم، کنند. از روی تمسخر، بسیاری از مدارس به دوران مدل ماشینی محور قرن نوزدهم برگشتند و به زمانی که جامعه ربات های زیادی برای انجام تکالیف روتین را تربیت می کند.  اما باید گفت خلاقیت، انعطاف پذیری و متفکران با دیدی انتقادی آن چیزی می باشند که ما نیاز داریم.

مصاحبه گر: افسوس، فقط درصد کوچکی از مشاغل آینده به آن نیازدارند. ما در عصری زندگی می کنیم که محصولات عمده آن نرم افزار و سخت افزار می باشند. تنها انواع نسبتاً خلاق معدودی نیاز است. سپس آنها اولین قطعات را ساخته اند و نسخه های بی حد و حصری از آنها به طور خودکار تولید شد. اکثر اوقات متفکرانیبا دیدی همگرا نیاز است. از این ها گذشته، بسیار سخت است تا بتوانیم افرادی متفکر با دید انتقادی بهتری بار بیاوریم.

آلیسون گوپنیک: قطعاً پیمودندره سیلیکون تنها به چند تا از این طناب ها نیاز دارد (افراد خلاق)، اما مشاغل انسانی همچون پرستاران، نگهبانان بیمارستان و امثالهم را فراموش نکنید. آنها باید برای موفقیت در کارشانمجهز به دیدی انتقادی، خلاق و منعطف باشند.

مصاحبه گر: شما به مراقبان پربازده در زندگی اشاره کردید. کارکردگرایی لیبرال همچون پیترسینگر می گوید عاقلانه تر آن است که منابع و انرژیهایی را صرف این کار کنیم؛ مانند، مالاریا در مناطق جنوبی آفریقا. شما با شنیدن آن چه عکس العملی نشان می دهید؟

آلیسون گوپنیک: اضطراب را در نظر بگیرید، هم در کودکی و هم در انکار مرگ، نباید وسیله باشد بلکه باید یک هدف باطنی و روحی باشد.

مصاحبه گر: شما این اکتشاف را خیلی باز و برجسته می کنید، اما درجه تأثیر و کارآیی معمولاً مستلزم آن است که شخص بر هر کاری تمرکز سریعتری داشته باشد.

آلیسون گوپنیک: قطعا، برای مثال؛  مهندسان معمولاً با اکتشاف گسترده شروع می کنند و آنها برای رسیدن به یک نقطه محتمل بازده نزولی تمرکز خود به طور تاکتیکی شروع می کنند. در غیر این صورت، هیچ محصولی به بازار عرضه نمی شود. اما در کودکان قضاوت یک جانبه بر تسهیل قوه تخیل با طیفی گستره معقول است. صرف نظر از وسیله و واسطه گری، آن برای داشتن یک زندگی مفرح مهم است.

مصاحبه گر: دلایل مهمی وجود دارد که کودکان می توانند به خوبی نوجوانان و جوانان یاد بگیرند برای مثال، در زبان خارجی، ما در یک لحظه شروع به پیرشدن می کنیم پس با این وجود؛ آیا ما در جایگاه فیزیولوژیکی خوبی در چند سال نخست زندگی مان هستیم یا خیر؟

آلیسون گوپنیک: من یک فیزیولوژیست نیستم، پس نمی توانم در این مورد نظر بدهم اما می توانم بگویم که در طی این چند سال مغز ظاهراً برای ارتباطات جدید به خوبی طراحی شده است.

مصاحبه گر: افسوس، در عصر ما آن در یک سراشیبی قرار دارد.

آلیسون گوپنیک: خب، مغز یک زن و شاید مرد ۵۵ ساله از تمرکز بر بازیابی و یادآوری به مثلاً دوست داشتن و مراقبت از نوه هایمان که یک اتفاق مسرور است، تغییر جهت می دهد.

مصاحبه گر: متأسفانه، بیشتر مردان به خوش گذرانی نمی پردازند، انحطاط سریعتری دارند، نه مورد از ده بیماری کهنه را انکار می کنند و پنج سال زودتر میمیرند، پس احتمال بیشتری وجود دارد که آنها گرفتار بیماری و انحطاط شوند.

آلیسون گوپنیک: لااقل آنها می توانند در عوض پدربزرگ یا مادربزرگ شوند.

مصاحبه گر:آیا یک مسئله اخلاقی غامضی در نحوه سوق دادن کودک به برتری در تحصیل وجود دارد؟

آلیسون گوپنیک: تنش شدیدی بین آمال هایمان در رسیدن کودک با اتخاذ روش و نتایج خاصی و رها کردن آنها برای رشد شخصیت منحصر به فرد وجود دارد. اگر قرصی وجود داشته باشد که کودکم به آن روشی که من می خواهم متمایل شود درمؤثر بودن آن شک دارم.

مصاحبه گر: خب، تصور کنید که چنین قرصی وجود دارد که باهوشی و نوع دوستی را تضمین کند. آیا کار والدین در شک در تأثیر آن، انکار تضمین هوش و رفتار نوع دوستی مطلوب غیراخلاقی نیست؟

آلیسون گوپنیک: شاید، اما من فکر می کنم ما ارزش پیش بینی ناپذیری و غیرمنتظره بودن را دست کم می گیریم، در مقایسه با آن که در موقعیت کنترل قرار گرفته باشیم. بعلاوه، به فرض آنکهما قبلاً چنین قرصی داشتیم: می دانیم که کودکان در محیطی صمیمی و حمایتی رشد کرده و کامیاب می شوند و هر آنچه در این محیط عمل کنند خودشان را بهتر پیدا می کنند. آنچه ما برای این هدف نیاز داریم داشتن تماس و عملکرد بیشتر برای کمک به کودکان ضعیف تر در چنین محیط هایی است.

مصاحبه گر: شما دارای یک تخصص دیرینه و جدیدی در حوزه ی آموزش می باشید: دوره کارآموزی و یادگیری مجازی یا از راه دور. ممکن است در این باره توضیح دهید.

آلیسون گوپنیک: کودکان پیش دبستانی وقتی بهتر یاد می گیرند که دست به اکتشاف بزنند، اما کودکان دبستانی وقتی بهتر یاد می گیرند که خودشان مسئولیت انجام کارها را بر عهده بگیرند و در جهت تسلط و ماهر شدن با امور تعامل برقرار می کنند. متأسفانه، مدارس ما به هیچ یک از این دو پایبند نیستند. دریغ، کودکان نیاز دارند تا یاد بگیرند چگونه با تکنولوژی و آموزش مجازی سرو کار داشته باشند و گرنه استفاده از وسایل برقی مانند مواد و تجهیزات یادگیری موجب تسهیل یادگیری می شوند.

مصاحبه گر: اجازه بدهید برگردیم به دیدگاه فلسفی تان. شما استدلال می کنید که ذهن و افکار کودکان باید به ما در درک سؤالات فلسفی عمیق کمک کنند. چه مثالی در این زمینه می توانید بزنید؟

آلیسون گوپنیک: برای فیلسوفان و روانشناسان این سؤال که چطور ما به اندازه ی و با وجود تجارب محدودمان، باز می دانیم یک معما شده است. یک روش آن است که ببینیم کودکان چگونه یاد می گیرند. نمونه ای دیگر، هوشیاری است. این مفهوم معمولا از طریق آکادمیک و تجارب تخیلی کاوش می شود. کودکان را در نظر بگیرید که موجب بسط برداشت مان از هوشیاری می شود.

مصاحبه گر: موضوع مهم دیگری برای فیلسوفان، آزادی در مقابل جبرگرایی است. آیا موافق هستید با این مطلب که که میزان آزادی در طی عمر تغییر می یابد؟

آلیسون گوپنیک: نوجوانان تمایل دارند فکر کنند که آنها آزادی زیادی دارند و کودکان زیر شش سال، کمتر در این باره مطمئن هستند. آنها ممکن است بیشتر واقع گرا باشند!

مصاحبه گر: شاید نوجوانان اعتقاد دارند که آنها به این دلیل آزاد خواهند بود که تحریک شدن و برانگیختگی دشوار است اگر ما همچون گفته های کالوانیزم معتقد باشیم که در آن همه چیز از قبل مقدر شده است.

آلیسون گوپنیک: دقیقاً

مصاحبه در اینجا به پایان می رسد و ما هم چنان باید به یاد اوریم که کودکان ما با دست های خود ما شکل می گیرند و بزرگ می شوند….

مشاور جنسی   روانشناس   مرکز مشاوره

چگونه صبح های مدرسه را آسانتر کنیم؟

صبح مدرسه ها برای والدین میتواند استرس تمام یک روز عادی را در دو ساعت تحمیل کند. اینجا پنج روش برای برای آسانتر کردن صبحهای مدرسه وجود دارد، که منجر به کودکانی شادتر و والدینی کمتر خسته شده می‌شود:

 

در مورد خواب سخت گیر باشید

شما اکثرا بطور قطع به فرزند خود وقت خواب می دهید ولی از ایستادن بر سر حرف خود به بهترین شیوه مطمئن شوید. هر کسی در مقدار خواب مورد نیاز فرق می‌کند و شما میدانید چه مقدار کافی است. برای خود علاقه ای بوسیله بموقع خوابیدن ایجاد کنید که در نتیجه شما کمتر بدخو خواهید شد و برای مقابله با موانع صبح به آسانی بیشتر توانمند خواهید شد.

مطالب مرتبط:

کودکانی که نمی خواهند مدرسه بروند

از شب قبل آماده فردا شوید

بعد از یک روز طولانی، کنار گذاشتن کارهایی که هنوز تا روز بعد وقت دارید وسوسه انگیز است. با اینحال ترک همه چیز برای هنگامیکه مغز شما هنوز بیدار است تنها کارها را سخت می‌کند. برای صبح بعدی ایجاد آمادگی کنید مانند بیرون گذاشتن شیشه های صبحانه و لباسهای بچه ها به صورت قسمتی از عادات شبانه شما. با تمام شدن شام، تمیز کاری و کمک به کار خانه، شما می‌توانید با دانستن اینکه کارهای روز بعد را تا جایی که امکان دارد آسان کرده اید آرام باشید.

 

برای خود وقت بگذارید

زود بیدار شدن شاید به نظر میرسد که آخرین کاری باشد که شما می‌خواهید انجام بدهید ولی حتی ۱۰ دقیقه گذراندن با قهوه و روزنامه صبح می‌تواند به آرامش شما کمک کند. با طرز فکر صلح آمیز، شما می‌توانید شروع به بیدار کردن بچه ها کنید و برای روز آماده شوید. یک نگرش آرامتر شما را برای بقیه روز آماده می‌کند.

 

زود آماده شدن را تشویق کنید

ارائه وقت کافی برای خود و کودکتان برای آماده شدن کلید اجتناب از عجله و مضطرب شدن است. دیدن منافع بموقع مدرسه رفتن برای کودکان میتواند سخت باشد چنانچه در وهله اول آنها تمایلی به رفتن ندارند. اگر شما چیزی لذت بخش برای زود تمام کردن پیشنهاد کنید، مانند ۱۵ دقیقه کارتون قبل از ترک خانه، در این صورت کودکان اغلب خودشان بموقع آماده خواهند شد. حتی بهتر است زمان تفریح را برای چیزی که با آنها به اشتراک می‌گذارید اختصاص دهید، یا بوسیله تماشای برنامه های آنها همچنین انجام نقاشی یا بازی کردن با یکدیگر.

بیشتر بخوانید:

ده نکته برای سازگار شدن کودک با مدرسه

برای همه چیز محلی تعیین کنید

مطمئن شوید که همیشه برای پیدا کردن کلیدهای ماشین، کیفهای مدرسه یا کفش، رمحلی را مشخص کرده اید که شما میدانید کجا خواهند بود. به کودکان خود بگویید برگرداندن هرچیز در جای مناسب مهم است و تا زمانی که آنها به آن عادت کنند نظارت کنید. شما درخواهید یافت که وقت کمتری برای جستجوی هرچیز صرف می‌کنید و وقت بیشتری برای لذت بردن از صبح ها با یکدیگر و سر وقت حاضر شدن دارید.

با خواب آدگی همه اعضای خانواده و فکر کردن برای کارهای روز پیش رو، صبح ها با کودکان میتواند اغلب بخش پر استرس روز شما باشد. با اجرای برخی ساختارها، برنامه ریزی و زمان تفریح بطور روزمره، صبحهای مدرسه می‌توانند خیلی کم استرس تر باشند و شما و کودکتان را برای یک روز خوب پیش رو آماده میکنند.

مراکز مشاوره خانواده در تهران   مشاوره جنسی   دکتر روانشناس

۲۵ فعالیت بدون صرف هزینه با کودکان

فعالیتی که می­توانید بدون صرف هزینه، با کودکانتان انجام دهید

به عنوان کسی که در دنیای متمدن امروزی زندگی می کند،هوس­انگیز است که اینجا و آنجا پول خرج کنید. شده حتی چند تومان. با این حال، گمان می کنم مهم است تا به­ دنبال راه­هایی باشیم که تجربه ­کردن­ آنها مستلزم خرج کردن نباشد. حتی در تحقیقات علمی راجع به شادی نشان داده شده است که داشتن تجربه های با ارزش زندگی می­تواند خوشبختی را تشدید کند.

حال تنها در مقام یک تذکر کوتاه، پیش از اینکه جلو بروم، بگویم که ما مخالف پول خرج کردن نیستیم. حتی فکر می­کنم پول می­تواند برای بدست آوردن تجربه­های مثبت کمک کند. مثل وقتی که دارید به موزه­ای می روید ( اگر پول ورودیه بدهید)، یا در تعطیلات به سر می­برید، یا برای خریدن بستنی به سراغ یک فروشگاه محلی می­روید، و از این قبیل.

برای یادگیری فعالیت های بیشتر بخوانید: بازی و فعالیت های خلاقانه: پیش دبستانی ها

به هر حال من کاملا طرفدار داشتن خاطرات با ارزش و پر کردن زندگی با لحظات پر معناترهستم. پس این امر به سادگی با صرف کمی وقت، در حضور چیزهایی که عاشقشان هستیم و ارتباطات واقعی و مهربانی ممکن است.

صرف نظر از اینکه جستجوی شیوه­ های نتیجه ­بخش برای صرف وقت با کودکانتان چه ناشی از مشکلات یا محدودیت­های مالی باشد (که نیزیکی از دلایل منطقیِ ظهور ایده­های جدید است)، چه این جستجو برای داشتن زندگی­ای ساده­تر باشد و چه برای فراهم کردن چنین لحظات نزدیکی و پیوند با کودکتان، فهرست زیر، ایده­هایی ارائه می ­دهد که کمک می­کند که تجربه­ های لذت­بخش رایگان یا کم­هزینه ­ای با خانواده ­ی خود داشته باشید.

از برخی فعالیت ها خواهم گفت که ممکن است به حداقل هزینه، مثل پول برای سوختتان تا رسیدن به مقصد، یا برای حداقل مواد که لازمه­ ی فعالیت است نیاز داشته باشید، مثل کاغذ برای بازیِ دوز. اما روی هم رفته، این فعالیت ها عموما بی هزینه­اند.

۲۵ فعالیت بی­هزینه که می­توانید با کودکانتان انجام دهید

  1. به پیاده روی بروید
  2. باهم دوچرخه سواری کنید (با این فرض که شما دوچرخه می­رانید)
  3. دوز بازی کنید
  4. نقاشی کنید
  5. یکدیگر را رنگ آمیزی کنید
  6. همراه با هم با اسباب بازی­ ها بازی کنید
  7. باهم به تماشای فیلم بنشینید ( که خودتان از قبل داشتید)
  8. با هم آشپزی کنید (هرچه که از قبل در خانه دارید استفاده کنید)
  9. کتاب بخوانید
  10. در مسیر طبیعت قدم بزنید
  11. شطرنج بازی کنید
  12. یکی از علایق خودتان را به کودکتان بیاموزید (مثل والیبال، باغبانی، ساختن چیزی و غیره)
  13. چیزی را در خانه تان مرتب کنید
  14. داستانی بنویسید و با یک دیگر اجرایش کنید
  15. بیرون بروید و برف­ بازی کنید (اگر جایی که هستید برف می بارد)
  16. به چشمه آبی در منطقه ی خود بروید و شلپ شلوپ راه بیندازید (که رایگان است)
  17. با همدیگر چیزهای تازه یاد بگیرید مثل یک زبان جدید یا بازی با یک ابزار (از اینترنت استفاده کنید تا آموزش­ها و درس­های رایگان پیدا کنید)
  18. خمیر بازی­های دست ساز خانگی بسازید (کافی است مواد لازم را داشته باشید، که فقط شامل آرد می باشد و نمک). پس با همدیگر خمیر بازی کنید
  19. اریگامی بسازید (اگر کاغذ دارید)
  20. در حیاط بازی کنید
  21. به کتابخانه سر بزنید
  22. به یک کارگاه یا انجمن سر بزنید ( مثل انبار خانگی یا کارگاه مخصوص بچه­ها که معمولا در خانه های کودک شهرداری برگزار می شوند)
  23. آبتنی کنید یا لااقل چند ساعت روز را ریلکسیشن کنید: برای دختربچه ها لاک بزنید، لوسیون کنید، و با موهایشان ور بروید. برای پسرها و دخترها موسیقی خوب بگذارید، کتاب بخوانید، خوراک سرپایی محبوبشان را درست کنید، شطرنج بزنید، و روز را با یک فیلم به پایان برسانید.
  24. یک آزمایش علمی انجام دهید. ایده های آنلاین زیادی هست که می­توانید پیدا کنید.
  25. برای پیک نیک به پارک محلی یا حتی حیاط پشتی­ خانه­ تان بروید.

برخی ایده ها هست که اساسا می­ توانید بدون صرف هزینه با بچه­ هایتان انجامش دهید. امیدوارم لحظات با ارزشی با کودکانتان داشته و این ایده ها کمکتان کند ارتباطات و پیوندهای دوست داشتنی بین خانواده ­تان جرقه زند.

اگر  هر ایده ی دیگری برای انجام فعالیت های مجانی با کودکانتان دارید، راحت باشید و در موارد ذکر شده جای دهید.

افسردگی  ذهن آگاهی  انحراف

میزان استفاده از تبلت و وسایل مشابه در کودکان

هر پدر و مادری قبل از انکه صاحب فرزند شوند یک نگرش کمال گرایانه در مورد فرزندان آتی خود دارند:صد در صد اجازه نخواهم داد که کودکم وقتش را برای وسایل الکترونیکی صرف کند.

وقتی والدینی را می بینیم که در رستوران برای ساکت کردن کودک تبلتی جلوی دستش می گذارند انها را قضاوت می کنیم و و یا افرادی که در ماشین شاسی بلند خود یک نمایشگر برای پخش سی دی می گذارند تا کودک سرگرم شود را مسخره می کنیم. در سال ۲۰۱۱، آکادمی پزشکی کودکان آمریکا (AAP) توصیه کرد که کودکان زیر دو سال به هیچ وجه نباید تلویزیون تماشا کنند و کودکان کمی بزرگتر باید با دو ساعت زمان برای تماشای تلویزیون در هر روز محدود شوند. اگر شما یک والد نیستید این بحد کافی آسان بنظر می‌رسد ولی زمانی که صاحب فرزند می شوید قضیه به کلی متفاوت است. فکر حفظ فرزندتان از نمایشگر ها در مجموع غیرواقعی بنظر می رسد؛  با در نظر گرفتن این حقیقت غیر ممکن، APP سیاست خود را تغییر داد. آنها درحال حاضر توصیه می کنند که والدین نوزادان زیر ۱۸ ماه را هر چقدر ممکن است از نمایشگر ها دور نگهدارند، مگر برای تماس ویدئویی با پدر و مادر بزرگ و یا دیگر بستگان.

بیشتر بخوانید: چه زمانی برای فرزندم تلفن همراه بخرم؟

تغییر نقطه نظر APP شاید منعکس کننده این واقعیت است که نمایشگرها بخشی از زندگی روزانه ما شده اند و ما باید در مورد زمان و چگونگی تنظیم زمان تماشای کودکان تصمیم بگیریم. اگرچه برخی از محققین مخالف خواهند بود، کمی از زمان تماشا کاملا هم بد نیست، البته تا زمانیکه شما انتظارات درستی در مورد آنچه که نمایشگرها هستند و چیزی که نیستند دارید و در مورد چیزی که آنها می توانند و نمی‌توانند به کودکان شما پیشنهاد کنند.

اینجا مواردی بر اساس تحقیقات در این زمینه اورده شده است:

 

  1. نمایشگر وسیله ای است که اگر محتوای آن آموزشی باشد کودکان می توانند از آن یاد بگیرند. اما این فقط برای بچه های بزرگتر درست می باشد و شواهد کمی وجود دارد که کودکان زیر دو سال در کل می توانند از نمایشگر ها یاد بگیرند ، که دلیل سیاست اصلی عدم وجود زمان تماشا برای کودکان نوپا در APP می باشد. در واقع، در مورد اینکه آیا نوزادان و کودکان خردسال می توانند محتوای چیزی را که در نمایشگر می بینند را بفهمند ابهاماتی وجود دارد. بنابراین، بهتر است به کودکانتان اجازه بدهید کمی شبکه کارتون را تماشا کنند، تا زمانیکه انتظار آموزش خواندن را به کودک خود ندارید.

 

  1. نمایشگر ها خودشان واقعا برای کودکان بد نیستند. منظور من اینست که، شواهدی وجود ندارد که عمل تماشای تلویزیون یا بازی با یک iPad بچه ها را لال میکند، یا به دایره واژگان یا مهارتهای خواندن آنها آسیب میزند و یا آنها را در ریاضی مردود نمی کند. زمان نمایشگر چیزی را که برای یادگیری مضر است را جایگزین می کند، چنانچه فرزند شما به جای بازی در بیرون و انجام تکالیف خود تلویزیون تماشا می کند. بنابراین اگر زمان نمایشگر جایگزین یک دعوای بالقوه با خواهر یا برادر در طول ماشین سواری طولانی شود، می تواند ابزار خوبی باشد ولی اگر آن زمان جایگزین زمان بازی کودک شما با دوستانشان در بیرون شود، شاید زیاد خوب نباشد. مهم ترین مسئله اینست که، بازی فعال همیشه بهتر از استفاده یک نمایشگر است و بنابراین اگر زمان نمایشگر دارد کم کم جایگزین زمان بازی می‌شود، شاید وقتش است که دیگر ipad را کنار بگذارید.

 

  1. اگر لوازم الکترونیکی هم چنان در محیط باشند، میتوانند حواس کودکان را پرت کنند. تحقیقاتی هستند که نشان می دهند که روشن بودن تلویزیون حواس کودکان را از دیگر فعالیت ها منحرف میسازد، مانند بازی با اسباب بازی یا صحبت کردن برای والدین. ماهیت حواس پرت کن تلویزیون همچنین کیفیت بازی کودکان را کاهش میدهد. بنابراین اگر کودک شما یا خودتان برای تماشای یک برنامه تلویزیونی پای تلویزیون نیست بهتر است که ان را خاموش کنید.

 

  1. نمایشگر ها نمیتوانند بیشتر از شما به کودکان آموزش دهند. اگرچه برخی از تحقیقات پیشنهاد میکنند که کودکان میتوانند از زمان نمایشگر و یا برنامه های آموزشی تلویزیون یاد بگیرند ولی تحقیقات زیادی وجود دارد که نشان میدهند کودکان بواسطه تعامل با والدین، دوستان و معلمین بسیار بهتر یاد میگیرند و آنها از نمایشگر ها بواسطه تماشای آن با شما بهتر یاد میگیرند.

 

  1. محتوای آنچه که کودک تماشا می کند نیز مورد بحث است. شواهد فزاینده ای وجود دارد که مشغول شدن با رسانه هایی که حاوی محتوای خشونت بار هستند ( شامل تلویزیون و بازیهای ویدئویی) درواقع رفتارهای تهاجمی را کودکان افزایش می دهد. با وجود تعداد بیشمار برنامه های آموزشی و نرم افزارهای قابل دسترس برای کودکان در حال حاضر، دلیلی وجود ندارد برای اینکه آنها باید برنامه هایی را که برای بزرگسالان تهیه شده را تماشا کنند، به خصوص برنامه های حاوی حشونت.

مطالب مرتبط: نقش رسانه در یادگیری لجبازی و پرخاشگری

با در نظر گرفتن این مسائل می توانید یک قاعده کلی برای مشاهده نمایشگرها در کودکتان وضع کنید:

تماشای این نمایشگر جایگزین چه چیزی شده است؟

ایا تماشای بیست دقیقه باب اسفنجی جایگزین یک بحث پرخاشگرانه با والدی شده است که خواب الوده است و می تواند در فرصتی دیگر بیست دقیقه وقت برای کودک بگذارد؟

آیا تماشای یک دی وی دی دریک مسافرت طولانی جایگزین یک ساعت و نیم گریه می شود؟

در چنین مواردی می خواهم بگویم انجام دهید و احساس گناه نکنید. ولی اگر کودکان شما میخواهند تمام وقتشان به جای بازی در بیرون صرف نمایشگر کنند، شاید وقت ایجاد برخی قوانین باشد. در واقع، پیشنهادات جدید APP شامل ایجاد یک برنامه خانوادگی برای زمان نمایش می‌باشد که بنابر آن والدین می‌توانند به کودکان در مورد زمان مناسب برای تماشای تلویزیون و دیگر نمایشگرها آموزش بدهند.

نوزاد  تست روانشناسی  خیانت همسر

ده رفتار نگران کننده در کودکان

رفتاری که حتی درمانگر کودک را می توانند نگران کنند

بیشتر ما والدین در مورد آنچه باید انجامش دهیم نگرانیم؛ اما چگونه تفاوت بین رفتارهای رایج با رفتارهای نگران­کننده را دریابیم؟ راستش گفتنش سخت است. در تمرینهای من، والدین نگرانی زیادی ابراز می­کنند، نگرانی­ هایی که گاه به سادگی می­توان نشان­ش داد و برای مرحله پیشرفت فرزندانشان سرمشق می­ شود.

برای مطالعه بیشتر: پنج سفسطه در مورد اضطراب کودکان

به هر حال، برخی رفتارها حاکی از نگرانی­های جدی است. در اینجا به ده تا از رفتارهایی که می­تواند در متخصص بالینی کودک ایجاد نگرانی کند اشاره می­کنیم:

با هیچ­کدام از دوستان صمیمی­شان زیاد بازی نمی­کنند

اگر کودکتان خیلی ناگهانی دست از بازی با دوستان نزدیکش بکشد، این یک مشکل است. مشکلی که می­تواند نشانه ­ای از وجود یک نزاع باشد. می­توان از روی حال و حوصله­ ی کودک پیش­بینی کرد که موضوعی پیش آمده است. هرچه که موجب این موضوع باشد، شایسته بررسی است.

به شکل نگرانی تا دیروقت بیدارند

اگر کودکتان تا دیر وقت نگران و بیدار است، نگرانی­هایش به اضطراب بدل شده است. در این حالت، مهم است که به صورت حرفه­ ای اقدام کنیم. ابزاری در اختیار کودک بگذاریم تا با اضطراب­هایش بجنگد و به قدرتمند شدن او کمک کند، تا نگذارد کودک قربانی اضطراب­هایش شود.

خودشان را نیشگون می­ گیرند، خراش می­ دهند و یا دست و پایشان را می بُرند

خود-زنی خودش را به شیوه­های مختلفی می­تواند نشان دهد. این شیوه در بچه­های کوچک­تر بیشتر خودش را در نیشگون گرفتن خود، خراشیدن، یا مشت­زنی به خود نشان می­دهد. این رفتار در سنین نزدیک به نوجوانی و نیز این طی دوره به سمت رفتارهایی مثل بریدن و آتش­زدن کشیده می­شود. اگر کودکی دارید که خود زنی می­کند، حتی اگر به ­نظرتان چندان هم جدی نیست، باید سراغ درمانگر کودک بروید تا عواطف کودک را تحلیل و پردازش کند. اینکه آنقدر صبر کنید که خود زنی­ اش تشدید شود، ایده­ی اصلا خوبی نیست.

وقتی غمگین می شوند خانه را ترک می­کنند.

کودکان تمامی سنین غالبا وقتی ناراحت و دلخور شوند مسیرشان را بی­اراده به بیرون خانه کج می­کنند. این رفتار، مرا بی­اندازه دلواپس می­کند. این مساله، فقدان ساز و کارهای کنار آمدن را که در دسترس کودک است ثابت می­کند. اگر بچه­ ها همچنان فرار کنند، از خانه هایشان دور می­شوند و ممکن است که گم شوند و حتی صدمه ببینند.

شبها نمی­ خوابند.

اگر کودکتان قبلا راحت می­خوابید و اکنون شبها خوابش نمی­برد، چیزی پیش آمده است. به­ هم ­خوردن خواب، کلید وجود مشکلی بالقوه است. بهم ­خوردن خواب حتی می­تواند از یک سری موضوعات انباشت شده ایجاد شده باشد؛ پس بکاوید و ریشه­اش را بیابید.

هیچ چیزی نمی­ خورند.

اشتها نیز دقیقا مثل خوابیدن، یکی از آن کلیدهایی است که نشان می دهد اوضاع چطور پیش می رود. اگر کودکتان یک­باره دست از خوردن بکشد، جای نگرانی بسیار هست. من در مورد ناخنک زدن به غذا حرف نمی­زنم! بلکه سخنم راجع به از دست­رفتن تمام وعده­های غذایی و دریافت مقدار کم کالری در طول روز است. بچه­ هایی که دست از غذا خوردن می­کشند به استرس، نگرانی، یا اختلالات خلقی دچار می­شوند. این امر نیازمند کنکاش بیشتری است.

پنهان­کاری کنند.

بچه­ ها –مخصوصا نوجوان­ها- عموما راجع به تلفن و فعالیت­های اینترنتی­شان پنهان­کاری می­کنند. اما وقتی که به تلفن یا کامپیوترشان نگاهی می­ اندازید، ترس برشان دارد –و دارم می­گویم ترس برشان دارد- نگرانی من را تا حدودی افزایش می دهد.

حرفهایی مثل این می زنند که “اصلا من برای چی به دنیا آمدم؟”

برخی بچه­ ها اظهارات ترسناکی مطرح می­ کنند. البته این همیشه بدین معنی نیست که نقشه ای برای کشتن خودشان دارند. بچه های کوچکتر اغلب اظهارات کلی­ تر مثل جمله ­ی آغازی بیان می­ کنند. به والدین می­گویم که حتی اگر این اظهارات ضرورتا بدین معنی نباشد که می­خواهند بمیرند، ولی می توان ارزیابی کرد که ناشی از برخی دردهای عاطفی است، که می تواند موضوعی مربوط به خلق و خو، اعتماد به ­نفس یا محرک­های تنش­ زای زندگی باشد.

مطالب مرتبط: تفکر سالم و بدون اضطراب در کودک

به تندی رفتار می­ کنند،  یا به­ طور غیر عادی پرخاش­گرند.

این دو نگرانی آخر، رایج است ولی بایستی به هر حال به حساب گرفته شود. اگر کودکی تندی و پرخاش­گری می کند لازم است که بی ­درنگ مورد خطاب قرار گیرد. بچه­ هایی که متوسل به رفتار خشن می­شوند، تواناییِ خودتدبیری ندارند و برای کسب این توانایی، پیش از بزرگسالی به کمک نیاز دارند.

تهدید به کشتن خودشان یا فردی دیگر می­ کنند.

این مقاله را با شاخص­ ترین نگرانی به پایان خواهیم رساند. هر موقع بچه­ ها تهدید به آسیب رساندن خودشان یا هرکس دیگر کنند، باید مساله را جدی گرفت. ممکن است احساس کنید که کودک به دنبال جلب­توجه است، ولی حتی اگر موضوع همین باشد، همچنان نشانه­ی این است که اوضاع خوب نیست و آنها نیاز به کمک بیشتر دارند.

اگر کودکتان هر یک از این رفتارها را دارد، از دوستان و خانواده و پزشک متخصص اطفال یا یک درمانگر کودک بیشتر کمک بگیرید. هرگز برای کمک گرفتن زود نیست، بلکه غالبا خیلی دیر هم هست.

آیا شما نگرانی­های دیگری هم دارید که می خواهید به این فهرست اضافه کنید؟ آیا برخی از این رفتارها را در خانه ­تان تجربه کرده­اید؟ آنها را اظهار کنید و با سایر والدین هم به اشتراک بگذارید.

آیا می­دانید با شناساندن این موضوع که چه رفتارهایی باید جدی تلقی شود، می تواند مفید فایده باشید؟ این نوشته را با افراد دیگر نیز به اشتراک بگذارید.

مدیریت گریه نوزادان

همانطور که می دانید هیچ دو کودکی شبیه به هم نیستند، اما واقعاً ممکن است همواره برایتان ضربه ای سخت باشد زمانی که صحبت های والدین دیگر در مورد نحوه ی آرام کردن کودکانشان یا چرخه خواب کامل نوزادانشان در شب را می شنوید. سعی کنید از مقایسه کردن و داشتن انتظارات خاص اجتناب کنید، زیرا که آنها می توانند موجب خلق احساسات منفی شوند به ویژه اگر شما یک کودک بسیار پر چالش داشته باشید.

اگر دچار احساسات غیرمنتظره شدید به خودتان استراحتی کوتاه بدهید. این استراحت به شما فرصتی می دهد که با کودک خود همراه شوید، و کار کردن بیشتر روی این قضیه واقعا ارزش دارد!

در موقعیت های تنش زا زمانی که گریه کودکتان متوقف نمی شود یا به شما واکنشی نشان نمی دهد و شما نیز دچار احساسات ناامیدی، خستگی و عصبانیت می کنید نیاز است تا برخی راهبردهای مراقبت از خودتان را اتخاذ کنید. زمانی که کودکتان آرام و متمرکز است شما بهتر خواهید توانست آنچه موجب ادامه یافتن گریه ها می شود را کشف کنید و از میزان آن بکاهید.

مواجهه با گریه، قولنج یا عدم پاسخدهی کودک

ظرفیت خود را بشناسید. زمانی که دچار احساس پریشانی یا ناتوانی هستید به علائم هشداردهنده درونی خود توجه کنید. هرچه زودتر ظرفیت شخصی‌تان را معین کنید، بهتر می توانید برای انجام کارهایی جهت ارام کردن خود از قبل برنامه ریزی کنید، مثلا گرفتن کمک از دیگران، استراحت در تعطیلات، سیاحت بیرونی یا گفتگوی لذت بخش با یک دوست یا معشوق. کارهای کوچکی که به منظور آمادگی انجام می دهید به شما کمک می کند تا به بهترین چارچوب ذهنی برای مراقبت از کودک دست یابید.

بیشتر بخوانید: نوزادی تا ۱ سالگی

زمان به نفع شما تغییر خواهد کرد. در اکثر کودکان گریه کردن در هفته ششم به اوج می رسد و از این رو بعد از آن به تدریج فرو می نشیند. خاتمه یافتن گریه در آینده ای نه چندان دور است! اگر می توانید اکنون کار اضافی سبکی را انجام دهید و صبور باشید، اما با گذشت زمان همه چیز بهتر می شود.

از  حمایت دیگر افراد استفاده کنید. اگر می توانید در هنگام سخت ترین ساعت روز از دیگران کمک بخواهید. عده ای از مادران را برای صحبت کردن در این مورد پیدا کنید و در صورت امکان به منزل تان دعوت کنید. دانستن اینکه کسانی هستند که در این راه همراهیتان می کنند تاثیر بسیار متفاوتی خواهد داشت.

شما مجبور نیستید کامل باشید. فرزندپروری به معنای کمال نیست. ارائه تمام خدمات به نوزادان و مواظبت از آنها غیرممکن به نظر می رسد، به ویژه با وجود گریه کردن به صورت ۲۴ ساعته. متخصصان تخمین می زنند که برآورده کردن نیازهای نوزادان، حداقل با صرف یک سوم از زمان موجود برای برقراری و حمایت از یک رابطه سالم و ایجاد یک سبک دلبستگی ایمن کفایت می کند. نگران حاصل شدن آن دقیقاً در همه زمانی و همیشه نباشید. در عوض، سعی کنید آرام باشید و از اوقاتی که کودکتان آرام است لذت ببرید.

آنچه کودکتان نیازدارد را از خودتان جویا شوید.

کودکان به دلایل زیادی گریه می کنند و گریه روش مهمی است که کودکان از طریق آن ارتباط برقرار می کنند. آنها از طریق این روش توجه شما را به خود جلب می کنند و نیازهایشان را بیان می کنند. قبل از هر چیزی، ممکن است درک گریه های مختلف کودکتان دشوار باشد اما هر چقدر که شما زمان بیشتری را صرف توجه می کنید بهتر قادر به بازشناسی و برآوردن نیازهای خاص کودک خود خواهید بود.

دلایل مشترک گریه کودکان

۱- خواب آلودگی یا خستگی

۲- خیس یا کثیف بودن قنداق

۳- گرسنگی

۴- بیش تحریکی  ناشی از یک صدا یا فعالیت

۵- قولنج، ریفلاکس های اسیدی یا حساسیت های غذایی

۶- درد یا بیماری

۷- گاز معده

۸- اضطراب یا ترس از غریبه

آیا کودکتان بی علاقه یا بی تفاوت است؟

اکثر کودکان از گریه به عنوان ابزاری برای ارتباط استفاده می کنند و آنها به گریه کردن ادامه می دهند، یا تا زمانی که والد یا مراقب از نیازهایش آگاه شود برآشفتگی خود را نشان می دهد. کودکان دیگر به جای گریه کردن مضطرب می شوند و از این رو بی توجه می شوند و هیچ گونه هیجانی نشان نمی دهند. اگر شما به این حالت فکر کنید، احتمالاً می دانید که یک بزرگسال هم ممکن است در هنگام مواجهه با مشکلات اینگونه رفتار کند. یک کودک بی تفاوت ممکن است مانند یک کودک آرام به نظر برسد زیرا او ممکن است ساکت و سازگار ظاهر شود. اما کودکی که به شما، محیط و تظاهرات حسی واکنشی نشان نمی دهد، نیازمند کمک است. فوراً با پزشک تماس بگیرید.

سندرم کودک تکان خورده زمانی رخ می دهد که کودک تکان خورده باشد، رگ های خونی در مغز کودک قادر به تحمل اثر تکان دادن نیست و بنابراین پاره می شوند.

  • هرساله حدود ۱۰۰۰کودک به خاطر سندرم کودک تکان خورده از بین می رود.
  • مرگ، آسیب مغزی، عقب ماندگی ذهنی، صرع یا نابینایی ممکن است ناشی از سندرم کودک تکان خورده باشد.
  • سندرم کودک تکان خورده معمولا وقتی رخ می دهد که والدین یا مراقبان قادر به توقف گریه کوکان نیستند و دچار ناکامی یا عصبانیت می شوند
  • سندرم کودک تکان خورده ۱۰۰درصد قابل پیشگیری است.

به علایم کودکتان توجه کنید

همه چیز  از طریق حواس به ذهن کودکتان می آیند و هر کودک نیازهای حسی مختلفی دارد که در آن دلیلی است برای اینکه چرا یک کودک دوست دارد تا در آغوش گرفته شود و دیگری اینطور نیست یا کودکی بدان دلیل گریه می کند که جایش خیس است و کودک دیگری ممکن است به آن توجهی نداشته باشد و به سرگرمی خود ادامه دهد. سعی کنید از ترجیحات کودکتان از طریق درگیرکردن همه حواسش آگاه شوید، همانطور که شما درصدد هستید تا نیازهای کودکتان را کشف کنید. به ویژه مراقب موارد زیر باشید :

تغییرات در خلق و خوـ آیا تغییرات خلقی کودکتان همزمان با تغییرات محیطی، زمانی از روز یا در ارتباط با غذا و خواب رخ می دهند؟ برای مثال، کودکتان در اواخر صبح بدخو است پس مراقب سیگنال هایی که او نشان می دهد باشید مانند خمیازه های مجزا یا مالیدن چشم ها.

واکنش ها به موقعیت ها و محیط های مختلف ـ کودکان اغلب سیگنال هایی را ارسال می کنند که ما به عنوان یک بزرگسال درست ملتفت نمی شویم. در صورتی که شمار زیادی از افراد دور و بر او را گرفته اند کودکتان ممکن است برآشفته شود یا به ویژه از برهم خوردن برنامه زمانی روزانه اش مضطرب می شود.

تفاوت های موجود در گریه های کودکتان ـ ابتدا همه گریه ها مشابه به نظر می رسند اما به تدریج شما به طریقی متوجه تفاوت گریه ای مانند “من گرسنه هستم” از “من خسته ام”خواهید شد. به تن صدا، زیر و بمی و شدت گریه و نیز زبان بدن و بیانات چهره ای توجه کنید. پشتی خمیده، چهره ی درهم، بستن چشمان در برابر تابش نور، لوله شدن و چنبرزدن، مالیدن چشمان، بیش فعال یا دارای حرکات تکانشی، همه این علائم چیز خاصی را در مورد حالات هیجانی و فیزیکی کودک بیان می کنند. نحوه آسودگی و آرام کردن کودک مضطرب یا بی تفاوتی که ممکن است نیاز به تمام مهارت های ادراکی و آگاهی تان داشته باشد را یادبگیرید. در صورتی که زمانتان برای کشف دلایل گریه کودکتان اندک و فشرده است، تسلیم نشوید زیرا او احتمالاً طوری وانمود خواهد کرد که شما متوجه شوید.

حالات هیجانی خودتان را ارزیابی کنید.

وقتی کودکتان ساعت ها پیوسته گریه می کند حس مسئولیت پذیری شما طبیعی است. اگرچه اغلب، مقصر دانستن خودتان می تواند به طریقی در توانایی شما برای آرام کردن، کمک کردن یا واکنش به به کودکتان تأثیرگذار باشد. ارتباط با کودکتان نوعی تعامل دوجانبه است، پس هیجانات شما موجب متفاوت شدن نحوه و کیفیت واکنش های کودکتان می شود. اگر شما احساس عجز، افسردگی، عصبانیت، اضطراب یا گسستگی می کنید ممکن است کودکتان به سختی آرام شود.

آیا من باعث گریه کردن مداوم کودکم هستم؟

آیا شما احساس پریشانی، ناتوانی و کیش و مات شدن می کنید؟ اگر شما دچار استرس و ناتوانی شده اید مسلماً در برقراری رابطه با فرزندتان برای آرام کردنش و روش پرورش او به مشکل برمی خورید. پس مهم است که نیازهایتان حمایت شوند. حمایت های بیشتری نیاز است اگر شما یا همسرتان به موارد ذیل دچار هستید:

  1. افسردگی
  2. ابتلا به بیماری های مهلک یا مشکلات مزمن سلامتی
  3. احساس ترس یا ناتوانی در انجام سبک فرزندپروری
  4. خستگی به دلیل بی خوابی
  5. داشتن احساس اهمال، انزوا یا تقویت نشدن
  6. در گذشته دستخوش سوءاستفاده قرار گرفتن یا مسامحه

خوشبختانه، فرصت های زیادی وجود دارد تا یک والد یاکودک بر محدودیت های ممکن وارد شده به رابطه دلبستگی غلبه کند. والدینی که می توانند نحوه آرام کردن خودشان را یاد بگیرند، درخواست کمک می کنند و ایجاد ارتباط با نوزادانشان می تواند به معنای خلق یک رابطه دلبستگی موفق حتی با یک کودک آشفته یا بی تفاوت درک باشد، به ویژه اگز اموزش را بر اساس نمونه های رفتار کودک خود دریافت کرده باشند.

نکاتی برای حفظ خونسری خود و آرام کردن کودکتان

به خاطر داشته باشید که کودکتان دارای احساساتی است. وجود کودکان سرشار از هیجان است و احساساتی مانند شادی، غم، لذت و عصبانیت را از همان لحظات اولیه زندگی شان تجربه می کنند. اگر به هر دلیلی شما در واکنش نشان دادن به کودکان مشکل داشته باشید کودکتان به این علائم باز خواهد گشت. شما چه احساسی دارید اگر همسر یا والدتان در برابر علائم شما یا تلاشهای موجود برای ارتباط واکنشی نشان ندهد؟ اندیشیدن به کودکان به عنوان یک فرد دارای شخصیت منحصر به فرد ممکن است موجب راحتی در تفسیر و واکنش به گریه هایش شود.

برخی از تکنیک های وقفه را برای خودتان را انتخاب کنید. راهبردهایی مانند شمردن تا ده، بیرون رفتن، نفس عمیق کشیدن، بلندنکردن فرزندتان و قدم زدن اطراف منزل برای دقایقی همه می توانند موجب آرامش روانتان شوند.

به دنبال قاعده بودایی مانترا باشید. مانترا یک صدا، کلمه یا عبارتست که اغلب بارها و بارها تکرار می شود تا مایه آرامش و استنشاق شود. دریک کودک گریان شما ممکن است با خودتان در هر صورت با صدای بلند صحبت کنید و مانترا می تواند برای حضور ذهن، راحتی و داشتن انرژی برای ادامه راه مفید باشد. الگوهایی می توانند به کار روند: “فقط نفس عمیق بکشید”، “سخت است اما شدنی” و “همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت”. خستگی، هورمون های به سرعت در حال تغییر و کودک چالش برانگیز ممکن است موجب شود شما احساس ناکامی یا حتی افسردگی کنید. اگر خودتان را افسرده، بی ارزش یا بی میل و بی تفاوت در گریه های کودکتان بدانید، مسلماً برای فرونشانی آن تلاشی نمی کنید. از دیگران کمک بگیرید.

مراقب به خوبی طی شدن مراحل مهم دلبستگی باشید.

اگر کودکتان چالش برانگیز است (مانند گریه مداوم، ایرادگیر یا منفعل) که به طریقی نوعی ارتباط هیجانی است در این صورت به زحمت می توان هر گونه پیوند و دلبستگی برقرار کرد. دنبال کردن مراحل مهم دلبستگی می تواند در تشخیص پیشرفت دلبستگی کودکتان کمک کننده باشد. اگر این مراحل درست در یک چارچوب زمانی رخ نمی دهند به دنبال جستجوی کمک باشید. ترس یا استرس ممکن است موجب احساس بی میلی کودکتان به ارزیابی در این مسیر باشد، اما مشکلات دلبستگی که در ابتدا بازشناسی شده اند معمولا برای اصلاح  تثبیت آسان‌تر می باشند.

اولین مرحله دلبستگی: توجه و تعدیل (تولد تا ۳ ماهگی)

این تکنیک توجه و تنظیم دست به دست می چرخد و توصیه می شود، زیرا کودکی که نمی تواند آرام شود (و همینطور سیستم عصبی اش را تعدیل کند) قادر به توجه کردن و تعامل با شما نخواهد بود.

زمان های خاصی برای آرام شدن یا گریه کردن، توجه و نشان دادن علاقه به چهره ها وجود دارد اما لزوماً با شما در این موارد هماهنگ نیست. اجازه دهید کودکتان رهبر شود. وقتی که کودکتان به شما توجه می کند شما با یک نوازش ملایم، تن صدای آرام، چهره ی شاد و خندان به او واکنش نشان دهید. وقتی که کودکتان به جایی خیره می شود شما نیز به آنجا بنگرید.

دومین مرحله دلبستگی: اشتراک لذت ها (۳تا۶ ماهگی)

به اشتراک گذاشتن لذت ها با کودکتان به تحقق رابطه بین تجارب حسی (چیزهایی که کودکتان می بیند، می شنود یا حس می کند) و تعامل از روی عشق و امنیت با افراد دیگری کمک می کند. کودکان در پی همراهی با شما و مشارکت در تبادل استدلال های موجود در اشارات، لبخندها، صداها و حرکات است. کودکتان احتمالاً نیازمند تعامل با وقفه های مکرر می باشد. به کودکتان اجازه دهید تا رهبری تبادل را برعهده بگیرد. زمانی که کودکتان می خواهد تعامل کند شما با یک فعالیت مفرح به او واکنش نشان دهید. اگر کودکتان نیاز به وقت آزاد دارد سرعت بازی را کند کنید.

سومین مرحله دلبستگی: رد و بدل ارتباط (۴تا ۱۰ماهگی)

در سومین مرحله مهم از رشد، سطح اشتغال و درگیری کودکتان در مقابل شما پیچیده تر می شود. کودکتان از هر طیف فزاینده ای از صداها، بیانات چهره ای و اشارات؛ چشمانی باز، سخنان و زمزمه های نامفهوم، خنده های استهزا آمیز، رفتار جهت دار استفاده می کند تا شما را به بازی فراخواند و نیازها و خواسته هایش را نشان دهد. شما پیوسته سیگنال ها، اشارات و بیانات چهره ای کودکتان را دنبال کنید و واکنش هایتان به این سرنخ ها را تعدیل کنید. باید بیشتر به پس و پیش شدن رابطه توجه داشته باشید.

چهارمین مرحله دلبستگی: ژست ها و حل مسئله (۱۰ تا ۱۸ ماهگی)

مهارت های حرکتی جدید کودکتان مانند جست و خیزهای ناگهانی، سینه خیز رفتن، دنبال کردن اشیاء و شاید راه رفتن باید منجر به برقراری رابطه بهتر و ارتباط با شما شوند. کودکتان شروع به ترکیب مهارت های غیرکلامی و حرکتی در راستای نیازش برای حل مسئله می کند. برای مثال، کودکتان ممکن است به چیزی دور از دسترس اشاره کند یا هنگامی که گرسنه است به حالت خزیده به سمت صندلی مخصوص کودک برود. به علائم کودکتان توجه کنید و از عبارات، بیانات چهره ای و اشارات خاص خودتان استفاده کنید تا به کودکتان بفهمانید که پیام او درک شده است.

در مورد دلبستگی در کودکن بیشتر بخوانید: نظریه دلبستگی و اهمیت ارتباط های اولیه کودک

تشخیص و درک کولیک

کولیک یک اصطلاح عامیانه است که هنگامی که گریه های  کودک بیش از سه ساعت در یک روز و بیش از سه روز در هفته باشد به کار برده می شود. کودک دارای کولیک اغلب به صورت تسلی ناپذیری گریه می کند، برخلاف تمام تلاش ها برای آرام کردن وی. علت کولیک که در یک کودک از هر پنج کودک تأثیرگذار است، واضح نیست. برخی از متخصصان بر این باورند که کولیک ممکن است به رشد سیستم روده ای نوزاد در ارتباط با ریفلاکس اسید معده یا آلرژی های غذایی مرتبط باشد.

main-Rehan-Qureshi-shutterstock_86264878

کولیک چگونه به نظر می رسد.

والدین نوزادان دارای کولیک اغلب می گویند که کودکانشان عصبانی یا دارای درد یا گاز معده به نظر می رسند یا تلاش هایشان برای استحمام آنها بی فایده است. دیگر مشخصات کودک کولیکی:

  • افت و خیز صدایی بالاتر ، گریه های عصبی و بر آشفته
  • شروع گریه ناگهانی در هرجایی و بی هیچ دلیل آشکاری
  • بدن سفت و سخت و اغلب مشت هایی گره کرده
  • پاها خمیده و شکم ممکن است سفت باشد

زمان بندی کولیک

کولیک اغلب در دوهفته پس از تولد در یک کودک نارس شروع می شود و در حدود ۶ هفتگی به اوج می رسد در کل پس از ۱۲ تا ۱۴ هفتگی گریه پایان می پذیرد. گریه کودکان ممکن است تدریجاً پس از عبور از مرز شش هفته ممکن است کاهش یابد یا کودکتان ممکن است حملات گریه کردن مبسوط را درست به مدت یک روز تماماً متوقف کند. در حالی که شما در وسط این فرآیند قرار دارید ممکن است بدون حد و مرز و تحمل ناپذیر درک شود، اما نگران نباشید، این روزها پایان خواهند یافت.

برای درمان کولیک چه راه حلی وجود دارد

متخصصان اطفال ممکن است ابراز همدردی کرده و قطره میلیکون یا شربت گریپ را توصیه کنند اما اغلب پزشکان به والدین خواهند گفت که” فقط صبور باشید” زیرا کولیک مضر نیست و فواید آن فراتر از اثرات مضرش خواهد بود. البته، درعمق آن همه گریه و هیاهو برخی مدام به شما می گویند صبور باش که ممکن است شما توجهی نکنید. برایاز سرگذراندن آن، شما باید راهبردهای خود مراقبتی و حمایت هایی کمکی را اتخاذ کنید. بر یک زمان خاصی تمرکز کنید(زیر روزها را در تقویم خط بکشید اگر آن مفید است).

از پزشکتان بخواهید تا توصیه های موجه در مورد احتمال آلرژی های غذایی یا ریفلاکس معده را منظور کند. که این حالت اگر وجود داشته باشد می تواند درمان شود. اگر کودک با شیرخودتان تغذیه می شود ممکن است لازم باشد رژیم غذایی تان را تعدیل کنید تا اثرات آن بر میزان گریه کودکتان را دریابید.

کمک بخواهید ـ حمایت همسر، خانواده و مراقب یا پرستار بچه برای به اتمام رساندن چند ماه نخست زندگی کودکتان حائز اهمیت است.

آگاه باشید که به موقع درخواست کمک کنید.

اگر دائما احساس ناتوانی می کنید و احساس می کنید رفتارها متوقف نمی شوند، احتمالاً شما به برخی از حمایت های جانبی نیاز دارید. همچنین اگر احساس می کنید که نمی توانید سرنخ های رفتاری کودکتان را بفهمید یا کودکتان به اندازه کافی آمادگی درگیری در رفتارهای مستلزم مراحل مهم اولیه ی رشد را ندارد بهتر است هر چه زودتر از دیگران کمک بگیرید. مشکلاتی که بهنگام تشخیص داده شوند تقریباً همیشه حل می شوند.

چرخه های خاصی که ممکن است مستلزم کمک حرفه ای باشد.

چالش های فیزیکی، روانی و هیجانی در بدو تولد یا پس از آن اغلب برای نوزادان آسیب زا می باشند و می توانند موجب مختل شدن سیستم عصبی شوند. یک سیستم عصبی معیوب احتمالاً مشکلاتی را در تنظیم به وجود آورد که در آن کودکان قادر به داشتن سبک آرامی در زندگی نخواهند بود.

چرخه های آسیب زا یا خاصی که ممکن است موجب مشکلاتی شود از قبیل :

  • تولد زودرس و پیش از موعد مقرر
  • مشکل یا آسیب زا بودن تولد
  • مشکلات یا ناتوانی های پزشکی
  • به فرزندی پذیرفتن یا جدایی از سرپرست اصلی

به چه جاهایی باید مراجعه کرد زمانی که گریه کودکتان متوقف نمی شود

اگر کودکتان اغلب گریه می کند یا غمگین و بی واکنش است، باید از متخصصان اطفال یا متخصصان رشد کودک کمک بگیرید. پزشک متخصص اطفال در صورتی که قادر به حل مشکل نباشد باید بتواند یک متخصص را در زمینه رفتارهای اولیه نوزاد برای کمک به کشف مشکل پیشنهاد دهد. از طرفی با رسته های مرتبط در تخصص کودکان در درمانگاه محل زندگی تان ارتباط داشته باشید و از آنها در حوزه هایی مانند ذیل درخواست خدمات کنید:

کلاس های مهارت فرزندپروری. دسترسی و سودمندی بسیاری از حیطه ها، آماده سازی و آموزش والدین و مراقبان می تواند لزوماً مهارت های فرزندپروری و اغلب حمایت و نصیحت تدارک ببینند.

گروه های حمایتی. به جای متخصصان، از طریق همتایانی مانند خود پیش روید. گروه های حمایتی یک محیط امن برای اشتراک گذاشتن تجارب، توصیه ها، دلگرمی و در نظر گرفتن راهبردهایی برای والدین دارای کودکان ناآرام را فراهم می کند.

اگر گریه ها یا تنش ها فراتر از تاب و توان تان است یا احساس ایجاد تکان، ضربه یا آسیب رسیدن به کودکتان به هر طریق می کنید، فوراً درخواست کمک کنید.

زناشویی  مرکز مشاوره ازدواج  پزشک

راز ابر قهرمان بودن هر پدر

آماده باشید یا نباشید شما یک پدر هستید!

نگران نباشید، ماهیت مغز و بدنتان بعدا به شکلی تغییر می کنند که به شما اطمینان دهند بی شک مرد واقعی میدان هستید.

کره خاکی به وجود  پدران نیاز دارد

لقاح مصنوعی برنده جایزه نوبل۲۰۱۰ در هر دو علم فیزیولوژی و پزشکی شد، این روش به زنان یادآوری کرد که برای تولید مثل دیگر نیازی به وجود جنس مذکر و یا حتی جفت گیری ندارند. حتی فرهنگ عامه نیز بر این موضوع تاکید دارد: در اپیزودی از مجموعه تلویزیونی تئوری بینگ بنگ، به شلدون دستمالی داده می شود که همان دستمالی است که قهرمان او، بازیگر نقش اسپاک (لئونارد نیموی) در فیلم پیشتازان فضا استفاده کرده است. او ادعا می کند که با یک تخمک زنده و DNA  موجود در این دستمال می تواند شخصیت لئونارد نیموی خود را پرورش دهد.

اما، در حالی که علم مدرن لااقل به طور مضحک آمیزی به ما امکان می دهد تا زندگی بدون پدران را نیز مورد ملاحظه قرار دهیم؛ برخی از مطالعات اخیر نشان می دهند که کودکان با داشتن آنها در کنار خود بهتر هستند. نتایج تحقیقات دانشگاه کالیفورنیا در سال ۲۰۰۶ نشان داد که پدران در حقیقت نقش بیشتری در رشد گفتار نسبت به مادران دارند. آنها دریافتند که به طور متوسط پدران کمتر از کلمات بچه گانه و کوتاه استفاده می کنند و بیشتر تمایل به کاربرد کلمات جامع و طولانی تری دارند. این ارتباط معنایی چالش برانگیزتر ممکن است واژگان کودک را تحریک کند و رشد مفاهیم زبانی پیچیده مانند عبارات حاوی مزاح و طعنه آمیز را ترغیب می کند.

 مطالب مرتبط: نقش پدر در تربیت کودک

مغزشما هنگام پدرشدن اینگونه است

این مبحث دورانی از زندگی را شامل می شود که مردان احساس رضایت بخشی به خاطر خلق یک موجود کوچک دارند. مغز مردان در اولین تجربه پدر شدن تغییر می کند اما علم هنوز هم نتوانسته است دقیقاً نحوه و میزان آن را مشخص کند. جوی جانسون مدیر انجمن علمی جنسیت و سلامت ونکوور می گوید: “تحقیقات نشان می دهند که کودک محرکی قوی در تغییر رفتار مردان هستند”. تغییرات می تواند موجب ترک سیگارکشیدن و ورزش بیشتر شود طوری که او بتواند با کودکش بازی کند و مصرف مشروبات را نیز به حداقل برساند. جانسون می گوید: “اگرچه، شواهد محکمی در میزان تأثیر آن وجود ندارد. جانسون می گوید: زاد و ولد سالم به طور تقریباً انحصاری بر زنان تمرکز می کند اما پدران نقش مهمی در فرزندپروری دارند و ما باید از آنها بیشتر حمایت کنیم”. در نهایت، این انستیتو اخیراً شروع به تحقیقات در زمینه سلامت مردان از جمله پدران نموده است.

جدا از این ایده نوین، ساموئل ویز استاد و رئیس دانشگاه انستیتوی مغز هاتکیس کالگری یافته است که با پدر شدن مغز مردها طوری تنظیم می شود که آماده نگهداری و مراقبت از فرزندان جوان خود شوند. دکتر ویز می گوید: شواهد مطالعاتی زیادی وجود دارند که نشان می دهند مادران از طریق بوئیدن با کودکانشان پیوند برقرار می کنند و این کار در یک طیف زمانی و شاید تا مادام العمر ادامه یابد. اما این چنین موارد مشابهی در مردان مستند نشده است. صحت این اطلاعات تا می سال ۲۰۱۰ است. ویز و تیمش کشف کردند زمانی که موش های نر با نوزادان تازه متولد شده‌ خود تعامل برقرار می کنند، سلول های مغزی جدید در هر پیاز بویایی مغز (بخشی از مغز مسئول حس بویایی) و هیپوکامپ (مسئول حافظه) پدران رشد می کنند. هفته ها پس از آنکه پدران از نوزادانشان جدا شدند آنها ارتباطشان را تا بلوغ فرزندانشان و هنگام متمایز شدن از دیگر موش های نابالغ حفظ کردند، به عبارتی موش هایی که زمان بیشتری را صرف کرده بودند، هرگز از سوی نوزادانشان فراموش نشدند.

بیشتر بخوانید: نکات ارتباطی برای والدین جوان

نحوه ارتباط پدران در کل با “افزایش وزن عاطفی” آغاز می شود؛ تمایلی در مردان برای خوردن و افزایش وزن هنگامی که زنانشان باردار هستند. براساس مطالعه ای پیمایشی کاندید شده سال ۲۰۰۹ منتشر شده در نیویورک تایمز نشان داد مردان به طور متوسط ۱۴ پوند معادل ۶ کیلوگرم هنگام بارداری زنان وزن زیاد می کنند. پدران خودشان چهار دلیل عمده را برای افزایش وزن ذکر می کنند: بیشتر خوردن همراه با کودکی که در راه است، وجود اسنک های بیشتر در خانه، افزایش وزن عمدی برای اینکه همسرشان احساس بدی پیدا نکند (زیرا خودش باردار است و نگران از دست دادن تناسب اندام) و خوردن سهم غذای بیشتری که همسرانشان برای آنها کنار می گذارند. بعلاوه، در حالی که این افزایش وزن تنها یکی از آزمون های جدیدی است که والدین جدید با انها روبرو هستند، اما تحقیقات تغییرات قابل توجه هورمونی در مردان را هنگام پدرشدن نشان می دهند.

براساس تحقیقات دانشگاه مموریال، در حین و پس از بارداری همسران، میزان تستوترون پدران تا ۳۳ درصد افت می کند. در حالی که مردان و زنان هورمون های جنسی (مردان در بیضه ها و زنان در تخمدان) تولید می کنند، هورمون تستوسترون موجب داشتن خصوصیات نرینه تری می شود، علاوه بر آنکه عهده دار تولید اسپرم است و با خطرجویی یا جسارت و پرخاشگری ارتباط دارد. بنابراین تصور می شود که سطوح کمتری از تستوسترون پدران را آماده بچه داری و درک بالاتر می کند و آنها را ترغیب به فراهم کردن راحتی نوزادانشان به جای رقابت با کودک ناشی از محبت مادر به فرزند می کنند. در آن واحد، پدران جدید اغلب افزایش هورمون زنانه پرولاکتین را تجربه می کنند، هورمونی که به عنوان محرک لانه سازی در بسیاری از حیوانات شناخته شده است. علاوه بر این، تحقیقات نشان می دهند که تنها پانزده دقیقه نوازش و در آغوش گرفتن نوزادان می تواند سطوح هورمون پرولاکتین را تا ۲۰ درصد افزایش دهد. دانشمندان دانشگاه تورنتو نیز دریافتند که مردان دارای سطوح بالاتری از پرولاکتین بیشتر احتمال دارد که قادر به آرام کردن گریه های کودکانشان باشند.

بچه  مشاوره زناشویی  مرکز مشاوره