توجه به احساسات کودک

کودکان به محض آنکه دریابند چه انتظاری از آنها می‌رود، و بویژه به‌مجرد آنکه به تردد خاطر و دودلی والدین خود پی برند از همکاری امتناع می‌ورزند و جدال با پدر و مادر را آشکارا یا پنهانی آغاز می‌کنند.

و این حالت را تا به آنجا- شاید ماه‌ها- ادامه می‌دهند که والدین به عقل آیند و در آموزش فرزند جدی‌تر باشند و مثلا بر پسر خود فریاد بزنند که: «دیگر بس است. بحدکافی سربسر هم گذاشته‌ایم. تو دیگر یک پسر گنده شده‌ای، پسرهای بزرگ و مردها اینطور عمل می‌کنند. تو هم مثل یک پسر بزرگ هم مثل یک پسر بزرگ عمل کن.»
شگفت‌انگیز و باورناکردنی است که چگونه یک فرزند دو سال و نیم یا سه ساله، پس از یک سال یکدندگی و لجباری، وقتی می‌بیند که والدین او چنان شهامتی پیدا کرده‌اند که برای وی رهبران مصمم و جدی باشند، یکباره به فرمانشان گوش می‌دهند و آغاز به همکاری می‌کنند.
پدران و مادران حتما نباید یک سال تمام را از دست بدهند و یا پیوسته با خشم و رنجش خود را بیازارند. نکته اصلی در این پاره از مبحث آن است که طبیعت بر اساس رهبری والدین انگشت می‌گذارد و از آن به عنوان وسیله‌ای موثر برای آموزش کودک بهره می‌برد. اگر والدین قدرت رهبری خود را به کار برند، کودک در مرحله مناسب پیشرفت از آنان پیروی خواهد کرد. و مهم‌تر آنکه پدر و مادر ناگزیر نیستند تحمیل‌کننده، خشمگین و یا حتی کج خلق باشند. آنها می‌توانند، مشروط بر آنکه از آغاز حفظ تعادل را از دست ندهند، با شیوه‌ای که از شادابی و آسودگی و مهر و شجاعت اثر پذیرفته باشد، تسلط خود را در کار رهبری مورد بهره‌وری قرار دهند. آنچه والدین را کفری می‌کند این است که صرفا به دست یک موجود ناتوان دچار عجز شوند.

روش‌های دیگری برای مسلط شدن بر کودکان وجود دارد. اگر باید کاری انجام دهند، مثل اینکه سر میز غذا حاضر شوند، از آنها نپرسید که آیا مایل به انجام آنکار هستند زیرا که آمادگی آن را دارند که «نه» بگویند و بعد به بحث و لجبازی بپردازند. اگر می‌دانید که قادر نیستید آنها را به انجام کاری وادارید، مانند آنکه مجبورشان کنید غذایی را که دوست ندارند تا به آخر بخورند، هرگز نگویید باید این کار را انجام دهند، زیرا که با چنین بیانی برای خود دامی می‌گسترانید. از راه دور به کودک یک ساله برای نفی عمل «نه! نه!» مگویید، چه آنکه در این حال او را بین دوراهی تسلیم یا مبارزه‌طلبی قرار می‌دهید. به جای آن، کودک را از آن محیط دور سازید. سعی کنید تا جایی که می‌توانید حس و درونیات او را مورد توجه قرار دهید و او را به خوبی درک کنید. این فکر را از خود دور کنید که کودک شما در سنی است که خیلی از موارد را متوجه نمی‌شود؛ پس بهتر است که بدانید او به خوبی خیلی از مسائل را می‌فهمد، ولی نظر به سن پایینش نمی‌تواند عکس‌العمل نشان دهد.
شاید به نظرتان عجیب می‌آید که ضمن بحث از محبت و مهربانی، این همه تاکید بر اجتناب از کشمکش و تضاد و برخورد می‌شود. واقعیت آن است که در بیشتر خانواده‌ها مسئله، کمبود عشق و علاقه نیست، بلکه از میان بردن عشق و محبت موجود- در والدین و کودکان- از طریق جدال‌ها و برخورداهای بیمورد و بیهوده است.
در قرون گذشته کاستگی محبت و مهربانی بین افراد خانواده به سبب تکبیر و تفرعن والدین و امتناع آنها از پذیرفتن احساسات و فردیت فرزندانشان بود، اما در زمان ما این امر بیشتر به علت آن است که پدران و مادران از بکار بردن نیروی رهبری خویش بیمنا کند.احساسات کودک
در این مبحث، با نکاتی که گفته شد شاید این تصور پیش آید که با بکار بستن چیرگی و تسلط والدین می‌توان از کشمکش و برخورد کودکان دوری گزید. و حال آنکه چنین نیست. بهترین تدبیرها که به کار گرفته شود، تنها از میزان برخورد کودک با پدر یا مادر خواهد کاشت و هرگز نمی‌توان بکلی آن را از میان برداشت. تنها این را باید بگویم که والدین می‌توانند از گسترش و دامن زدن به این تضادها که بعدا موجب لجاجت و گردنکشی کودک می‌شود، اجتناب ورزند. سعی کنید بیشترین تمرکز خود را روی آرامش خرج کنید. یعنی محیطی برای او فراهم کنید که خالی از هرگونه بحث، مشاجره، سروصدا و… باشد تا او بتواند به خوبی رشد و به وسیله این آرامش بتواند لحظات خوب و روانی را در کنار شما تجربه کند. توجه داشته باشید که هرگونه بحث و مشاجره و خدای ناکرده به کار بردن الفاظ بد در مقابل کودک، به مرور زمان افکار او را به هم ریخته و باعث می‌شود در آینده‌ای نه‌چندان دور کودکی پرخاشگر داشته باشید و این نارضایتی شما را به همراه خواهد داشت.

در اینجا لازم است که از جنبه دیگر تشویق به ابراز محبت نیز به کوتاهی سخن رود و آن مشکل خاص کودک نخست و یا یکتا فرزند است. اکثریت نخست زادگان نسبت به فرزندان دیگر خانواده افرادی خونگرم و انسان دوست می‌شوند. در واقع، گروه کثیری از آنان مشاغلی چون پزشکی، پرستاری، مددکاری اجتماعی، تدریس، علوم الهی و دیگر حرفه‌ها را که در آنها کمک به همنوع محور کار است انتخاب می‌کنند. اما عده قلیلی از فرزندان اول و یا تنها فرزندان در نتیجه توجه و مراقبت افراطی و ترس و نگرانی بیش از حد درباره آنها افرادی منزوی و تکرو بار می‌آیند. والدینی که خود با آرزوهایی بزرگ سالیان عمر را پشت سر نهاده‌اند طبعا از برای فرزندان خویش نیز آرزوهای بزرگی درسر می‌پرورانند و فرزندان نخست در مرکزیت اینگونه اندیشه‌ها و ایده‌ها قرار می‌گیرند. آنچه را که والدین در پرتو خصوصیات شخصیت نیک یا تلاش و کوشش بدان‌ها دست یافته‌اند، فرزندان نخست نیز ناگزیر از دست یافتن به همان کامیابی‌ها هستند. و هرچه را که والدین با وجود سعی و تلاش خویش نتوانسته‌اند به دست آورند، نخست زادگان باید بکوشند تا به آنها دست یابند و ناکامیابی پدر و مادر را به پیروزی بدل کنند. هر اشتباهی که والدین مرتکب شده‌اند، بیمناکشان می‌سازد که مبادا فرزندان نخست نیز دچار همان خطا شوند.
این چنین والدین با وجدان، نسبت به فرزندان دوم خویش بسیار ساده‌تر رفتار می‌کنند و در مورد آنان وقتی نگرانی بدل راه می‌دهند که باید نگران باشند، هنگامی به اصلاح آنها می‌پردازند که واقعا به بیراهه می‌روند، و وقتی به آنها محبت می‌ورزوند که سزاوارند. که بی‌جهت از کاهی کوهی نمی‌سازند و هنگامی که کودکان با شادمانی و بی‌آزاری سرگرم کار خویشند سروصدا و قیل و قال راه نمی‌اندازند و در کار آنان دخالت نمی‌کنند.احساسات کودک
از این رو کودکان دوم در اعمال و احساسات خود مستقل‌تر بار می‌آیند و چون توجهی ببینند بدان بی‌اعتنا نمی‌شوند. آنها در اندیشه آن نیستند که مردم درباره آنها چه فکر می‌کنند و هرگاه نیاز به توجه و محبت پیدا کنند بسادگی رو به سوی یکی از اعضای خانواده یا دوستان می‌آورند. اگر از معاشرت و مصاحبت کسی لذت ببرند، خود را از او دور نمی‌سازند.
فرزند اول، اگر دختری باشد که دائم به دنبال جیغ و گریه در آغوش پدر و مادر جای گرفته، در برابر مردم، آشنا یا ناآشنا، حالت دفاعی پیدا می‌کند، می‌ترسد که به سمت آنها برود و بیمناک است که آنها به سوی او بیایند. با این همه بشکلی متناقص در وجود خود نیازی آتشین به توجه و محبت دیگران حس می‌کند. بدون شک چنین فردی هم می‌تواند محبت کند و هم آنکه یارای آن را دارد که محبوب باشد نهایت آنکه از ابراز محبت خود بیم دارد و از طلب محبت نیز وحشت، از این رو به دیگر مردم پشت می‌کند و هر بار در میان جمع قرار می‌گیرد، ناامیدتر و ناامیدتر می‌شود.
البته آسان است که به پدر و مادر جوان گفته شود: «بت بچه اول هیجان و دلهره را از خود دور کنید. آرام باشید. بگذارید تا بحال خودش بزرگ شود» اما از این گفته چیزی حاصل نمی‌شود و مثل آن می‌ماند به کسی که نخستین بار می‌خواهد اسب سواری یا رانندگی کند گفته شود آرام باشد و هیجان‌زده نشود.
بدیهی است که هرگاه فرزند اول را بجایی ببریم که با دیگر کودکان همسن و سال خود بازی کند و همبازی‌هایی پیرامون خود ببینند بسیار سودمند خواهد بود. و این کار اگر با راه افتادن طفل و پیش از آنکه وی به مرحله خود آگاهی برسد آغاز شود سودی بیشتر ببار خواهد آورد. در مورد فرزند نخست بهتر آن است که همین که به سن سه سالگی رسید ویرا در صورت امکان بکودکستان بفرستیم والا عاقلانه است که پدر و مادر تا آنجا که می‌توانند در را بروی کودکان همسایه باز بگذارند و یا کودک خویش را به جمع کودکان دیگر نزدیک سازند.
امیدوارم هیچ یک از این تحلیل‌ها و پندها موجب آن نود که درجه‌ای از لذت همنشینی شما و فرزندانتان کاسته گردد و کودکانتان را برای آنکه لوس و از خودراضی نشوند از خود دور کنید. زیرا که محیط گرم خانوادگی و با هم بودن و با هم زیستن عنصر اصلی محبت و بهترین وسیله برای فزودن آن است.

سلامتی و آلودگی هوا

آلودگی هوا دیگر در انحصار تهرانی‌ها نیست. حالا شهر‌های بزرگ دیگر هم مانند اصفهان، مشهد، تبریز، اراک و… پا به پای تهران آمده‌اند و وارد رقابت نفس‌گیرِ گرفتن نفس شهروندانشان شده‌اند. دلیل و منشأ این آلودگی‌ها اما چیست؟ مانند هر سوال دیگری، در ایران هر کس از ظن خود یار سوال می‌شود و پاسخ می‌گوید. ما هم جمیع مضامین و مظنونین را جمع کردیم و نتیجه‌اش شد مقاله‌ای که می‌خوانید؛ دلایل آلودگی هوا در شهرهای بزرگ کشور. بد نیست اول نگاهی به تعریف علمی آلودگی هوا بیندازیم؛ بر این اساس آلودگی هوا اصطلاحی است که تمام عوامل فیزیکی، شیمیایی و زیستی‌ای را در بر می‌گیرد که ویژگی‌های طبیعی جو را تغییر می‌دهند. با این تعریف به تعداد موهای سر یک انسان بالغ می‌توان دلیل پیدا کرد برای آلودگی هوا. اما به طور کلی سه عامل مسبب اصلی خاکستری شدن هوای شهر‌ها هستند.

وسایل نقلیه موتوری

شاید اگر وسایل نقلیه موتوری نبودند، هنوز هم شاهد سعدی‌هایی بودیم که از ممد حیات بودن نفس‌هایشان بگویند. چراکه عامل اصلی آلودگی هوای شهر‌ها، همین خودرو‌ها هستند که امروز، خیل عظیمشان اعم از ماشین و موتور و اتوبوس و… چنین امکانی را از سعدی‌های بالقوه گرفته‌اند! آلاینده‌های اصلی هوا، گازهای کربن منوکسید، دی اکسید نیتروژن، دی اکسید گوگرد و… هستند و وسایل نقلیه موتوری هم در تولید چنین گازهایی تبحر خاصی دارند. خصوصا آن دسته از وسایطی که در خیابان‌های ایران تردد می‌کنند. برای مثال در شهری مثل تهران حدود ۸۸ درصد آلاینده‌های هوا، توسط خودرو‌ها تولید می‌شود. خودرو‌هایی که اگر عملکرد صحیح داشتند، شاید تابلوهای کنترل وضع هوا، مدام وضعیت هشدار و بحران را نشان نمی‌دادند و متوسط عمر پایتخت‌نشینان پنج سال کم نمی‌شد! طبق اعلام قائم مقام سازمان محیط زیست در تهران بیش از ۱۰۰ هزار خودرو و چهار هزار دستگاه اتوبوس و مینی‌بوس فرسوده وجود دارد که باید از تردد آن‌ها جلوگیری کرد.

کلاچ-ترمز کردن در ترافیک، علاوه بر خستگی و ساییده شدن لنت‌ها و صفحه کلاچ هزینه‌های دیگری هم دارد؛ از تماس دیسک با لنت ترمز و از ساییدگی صفحه کلاچ، «آزبست» وارد هوا می‌شود که یکی از آلاینده‌های هوا و عنصری سرطان‌زاست. در تهران، میزان آزبست موجود در هوا حدودا ۶۰ برابر شهرهای اروپایی است.

مراکز صنعتی و کارخانه‌ها

کارخانه‌ها و مراکز صنعتی، دیگر متهمان پرونده هستند. در حال حاضر اغلب واحد‌های صنعتی کشور از سوخت «مازوت» استفاده می‌کنند. سوختی که آلایندگی بسیار بالایی دارد و یکی از عوامل اصلی آلوده‌کننده شهرهای اصفهان و اراک محسوب می‌شود. در این زمینه واحد‌های صنعتی، خصوصا نیروگاه‌های برق و کارخانجات سیمان باید از گاز به عنوان سوخت اصلی‌شان استفاده کنند؛ چیزی که در طرح جامع کاهش آلودگی هوا هم ذکر شده، ولی هنوز محقق نشده. برخی صنایع آلاینده کشور با صنایع پاک جایگزین شده‌اند، اما هنوز دو هزار و ۹۰۰ واحد صنعتی آلاینده بزرگ در اطراف شهرها مستقر هستند؛ واحد‌هایی که توانایی آن را دارند تا با هم‌دستی دیگر عوامل، هوای شهر‌ها را آن‌طور کنند که نباید.

باد

البته در این میان شرایط جغرافیایی و باد هم بی‌تاثیر نیست. چراکه باد، قابلیت این را دارد که آلودگی‌ها را تا حداکثر ۱۰۰۰ کیلومتر منتقل کند. در این شرایط شهری مثل تهران را تصور کنید که تمام واحد‌های صنعتی آن (چیزی حدود ۸۰۰ هزار) در غرب و جنوب آن مستقر هستند. شرایط جغرافیایی تهران به شکلی است که بادهای آن از غرب به شرق می‌وزد و این جهت در فصول سرد سال به جنوبی- شمالی تغییر وضعیت می‌دهد. یعنی تمام آلودگی‌های تولیدشده توسط کارخانجات و واحد‌های صنعتی تهران توسط عامل باد به مرکز شهر وارد می‌شوند و به دلیل وجود ارتفاعات و کوه‌ها در شرق و شمال تهران، در میانه شهر حبس می‌شوند. حال می‌مانند شهروندان و شهری آلوده و نفسی که چون فرو می‌رود، مخل حیات است و چون برمی‌آید، مشوش ذات!

غر زدن گوشه اتاق پذیرایی

من و شما تا قرانِ آخر، سر کرایه تاکسی چانه می‌زنیم. حتی ممکن است کار به ناسزا و محکم کوبیدن در ماشین موقع پیاده شدن هم بکشد. برای صد تومان کم یا زیاد، راننده و مسافر، از اجداد هم یاد می‌کنیم و هفت پشت همدیگر را جلوی چشممان می‌آوریم. اما وقتی روغن، شیر، گوشت یا هر چیز از این دست، ناغافل و بی‌بهانه گران می‌شود، متشخص و اتوکشیده، به دریانی محل می‌رویم، معقول و منطقی خریدمان را می‌کنیم، به آقای دریانی لبخند می‌زنیم و با همراهی یکدیگر چند بد و بیراه احیانا نثار کارخانه محصولات گران‌شده می‌کنیم و به آقای دریانی متذکر می‌شویم که: «از گلویشان پایین نمی‌رود.» آقای دریانی هم یحتمل موافقتی ضمنی می‌کند و قضیه با توافق طرفین بر صحت این فرضیه که «زندگی‌ها سخت شده» پایان می‌یابد و ما می‌رویم که به «کارهای مهم‌تر»مان برسیم.

من و شما بلدیم بر سر این‌که توی اتوبان جلوی هم پیچیده‌ایم، یا این که «راه مال کیست؟»، به روی یکدیگر قفل فرمان بکشیم، اما وقتی می‌فهمیم فلان کارخانه، یکی از قطعات را از ماشین فاکتور گرفته تا سودش بیشتر شود و در عوض، هوا آلوده‌تر، بلد نیستیم کنار هم بایستیم، چهار خط عریضه بنویسیم و حقی را احیا کنیم، هوایی را تازه کنیم و «کم‌فروش»ی را متنبه کنیم.

من و شما حاضر نشدیم ماشین بهمان کارخانه را حتی وقتی با ۲۲ قطعه کمتر از تعداد استاندارد تولید می‌شد، نخریم. ما نتوانستیم پای آتش گرفتن پژو بایستیم، نخریم، به گوش شنوایی نامه‌ای بنویسیم و عریضه‌ای بدهیم. اما تا دلتان بخواهد بلدیم بگوییم: «این هم شد وضع؟ این خودرو است که ما داریم؟» این را حتی نمی‌گوییم؛ تنقل می‌کنیم. همچون نُقلی در اتاق پذیرایی با صاحب‌خانه و دوست و آشنا مزمزه‌اش می‌کنیم، مهمانی که تمام می‌شود، سوار پژوی خودمان می‌شویم و به خانه‌مان می‌رویم.

من و شما می‌دانیم که ظرفیت محدود خیابان یعنی چه. می‌دانیم که اتومبیل‌های تهران را ردیف و تنگ هم که بچینی، از دو طرف شهر بیرون می‌زند، اما نمی‌گوییم: «ماشین نخریم»، می‌گوییم: «ماشین تولید نکنند.» می‌خریم حتی اگر فقط سه روز اجازه استفاده داشته باشیم، حتی اگر فقط در بعضی خیابان‌ها مجوز راندن داشته باشیم، حتی اگر روی قیمت بنزین برود، حتی اگر با همه این‌ها، خود ماشینی که چند برابر قیمت جهانی می‌خریم، گران‌تر از قبل بشود. من و شما، خودمان، ماشین می‌خریم، بنزین می‌سوزانیم، بد رانندگی می‌کنیم، دور دور می‌کنیم، دود تولید می‌کنیم، با هزار ترفند طرح ترافیک را دور می‌زنیم، افسر ناظر طرح زوج و فرد را می‌پیچانیم و در دلمان به گلی که کاشته‌ایم، مباهات می‌کنیم و توقع داریم روزی، جایی، کسی بیاید و بگوید: «این هم سند آسمان پاک آبی بی‌دود، شش دانگ مال شما.»

خاموشی در فراموشی

سبزی‌های آلوده، گوشت‌های آلوده، برنج آلوده، شیر آلوده، آب نیترات‌دار. آشنا به نظر می‌رسند نه؟ این‌ها همان‌هایی هستند که یکی یکی از میان خبرها سر برآوردند و مدتی توجه‌ها را به خودشان جلب کردند اما خیلی زود باز سر فرو بردند بین خبرهای ریز و درشت دیگر و عاقبت آلودگی این اقلامی که هر روز وارد بدن ما می‌شوند، این شد که هم‌چنان هر روز وارد بدن ما بشوند!

سبزی‌های

صحبت از سبزی‌های آلوده به سال‌ها قبل برمی‌گردد. آبیاری سبزی‌هایی که اطراف تهران کشت می‌شوند با فاضلاب هرازچندگاهی سوژه رسانه‌ها می‌شود. تا حدی که بعضی‌ها از قول کارشناسان نقل کردند که خوردن این سبزی‌ها با وجود این‌که باید مواد حیاتی بدن را تامین کنند، بدتر از نخوردنشان است. خوب شستنشان هم فایده ندارد. حتی در سال ۸۴ دولت رسما از مردم خواست سبزی مصرف نکنند، چون مواردی از ابتلا به وبا بر اثر خوردن سبزی‌های آلوده مشاهده شده بود. مسئولان وزارت جهاد کشاورزی در آن زمان آبیاری پنج درصد مزارع را با فاضلاب شهری تایید کردند. همین موضوع درباره سبزی‌های مشهدی هم وجود داشت که به دلیل نبود امکانات آزمایشگاهی کافی(!) ادامه پیدا کرد. فقط بعضی از این زمین‌ها تغییر کاربری داده و در آن‌ها درخت کاشته شد. با گذشت چندین سال این مشکل کنترل نشده. مدیر کل مرکز سلامت محیط وزارت بهداشت خرداد ۹۰ خیال همه را در مورد برخورد با این مسئله راحت کرد و گفت: چون وزارت کشاورزی این محصولات را شناسنامه‌دار نکرده، عملا امکان کنترل و معدوم کردن میوه‌ها و سبزی‌های آلوده در کشور وجود ندارد. هم‌چنان مشکل سر جایش هست. ما هم آن‌قدر به فکر سلامتی‌مان هستیم که هر از گاهی در رستوران وقتی بگویند سرو سالاد ممنوع شده، تازه متوجه می‌شویم که ظاهرا وبا آمده.

داستان موسیقی فولکلور

بازگشت به موسیقی فولکلور و الهام گرفتن از آن که از میانه‌های قرن بیستم آغاز شد، هنوز یک موج فراگیر است. در گوشه و کنار آن‌قدر با تلفیق‌های غربی و شرقی گوناگون روبه‌رو می‌شویم که دیگر گویی شنیدن هیچ نوای بکری از سرزمینی دور و دست‌نیافتنی، آن‌قدرها که باید سر ذوقمان نمی‌آورد. اما آن زمان که هنوز تب‌وتاب جست‌وجو در میان آثار شرقی‌ها، برای موزیسین‌های غربی تبدیل به امری رایج و همه‌گیر نشده بود، شبه قاره هند مردی را به دنیا معرفی کرد که نامش دیگر هرگز از دهان اهالی موسیقی نخواهد افتاد. مردی که بیشتر عمر خود را صرف این مقوله کرده و به خود می‌بالد و خوشحال است از این‌که توانسته است تا حد بسیار زیادی در این کار موفق باشد.

گرچه این روزها دیگر او را دمی و بازدمی نیست و از میان ما رفته. اما میراثی که او به جای گذاشت، چه در حفظ و گسترش موسیقی گسترده هند و چه در معرفی آن به خارج از مرزهای سرزمین افسانه‌ها، ارثیه‌ای نیست که شامل گذر زمان شود و روزی از یاد برود.

راوی شانکار که یازدهم دسامبر به دور از سرزمین مادری‌اش در کالیفرنیای ینگه دنیا، چشم از جهان فرو بست، یکی از مردان بزرگ قرن بود و موسیقی‌اش، نوایی که گویی از آباء انسان در تکه زمینی کهن‌سال سخن می‌گفت. هر چند موسیقی بر خلاف آدمی مانا است و بهتر است از فعل «می‌گوید» استفاده کنیم. چند کلامی درباره راوی شانکار بخوانید.

تولد یک نخبه

شانکار متولد ۱۹۲۰ بود. فرصتی که او در اختیار داشت، از همان ابتدا مسیری به زندگی‌اش بخشید که کمتر موسیقی‌دانی از اهالی موسیقی فولکلور، در هر جغرافیایی، شانس به چنگ آوردنش را دارد. مادر او گروه موسیقی کوچکی داشت و در همان سال‌هایی که شانکار نوجوانی را پشت سر می‌گذاشت، تورهای موسیقی هند در اروپا و ایالات متحده برگزار می‌کرد.

قبل از آن‌که راوی به سن ۱۸ سالگی برسد، گروه مادرش را رها کرد تا موسیقی را به شکلی جدی‌تر دنبال کند. سیتار، این ساز اسطوره‌ای، همان‌طور که بسیاری از نوازندگان هند و ممالک اطرافش را به خود می‌کشاند، شانکار جوان را هم به خود جذب کرد. چند سالی طول می‌کشید تا قهرمان چندوچون نوازندگی را بیاموزد و مسیری پیدا کند.

پس از این دوره کوتاه، او به سرعت به آهنگ‌سازی روی آورد و راهی را رفت که در بین موسیقی‌دانان موسیقی فولک، چندان مطرح نیست. گویی حال‌وهوای عرفان شرق، بسیاری از نوازندگان در هر رشته سازی را، از خلق و ورود به دنیای حرفه‌ای بر حذر می‌دارد. ساز، مونس دل است و برای اوقات فرو رفتن در بحر تنهایی. اما شانکار که آن سوی مرزها را تجربه کرده بود و جایگاه موسیقی در غرب را شناخته بود، وسوسه‌ای دیگر در سر می‌پروراند. از همین جهت آهنگ‌سازی را دنبال کرد و خیلی زود با بزرگان موسیقی هند نشست و برخاست کرد. ۲۶-۲۵ ساله بود که به همراه ساتیاجیت رای کارگردان شهره هند، در مجموعه‌ای به آهنگ‌سازی پرداخت و در یک ایستگاه رادیویی در دهلی، به فعالیت پرداخت.

عبدالله خان نقش بسزایی در آموزش او داشت. استاد بی‌نظیر سیتار، شاگرد را چنان زیر بال و پر خود گرفت که نشانه‌های نبوغ از همان سال‌های ابتدایی در او بروز کرد و وسوسه پرداختن به موسیقی، فارغ از محدوده‌ها و فرهنگ‌ها، ذهن او را به کلی به خود مشغول کرد. خود عبدالله خان جزو آن دسته‌ای بود که نواختن در خفا و تنهایی را به کناری نهاده بود و در نشر موسیقی هند به دیگر سرزمین‌ها نقش فعالی بازی می‌کرد.

پرداختن به موسیقی آن هم به شکلی که به سمت حرفه‌ای شدن میل می‌کند، در سال‌های ابتدای جوانی، برای شانکار کار راحتی نبود. جنگ دوم جهانی در گرفته بود و گرچه هند در بطن غوغا حضور نداشت، اما نیروهای هندی به تبعیت یا اجبار نیروی‌های متفقین، خواه ناخواه در جنگ درگیر بودند. اما ممارست و توانی که شانکار را رو به جلو هدایت می‌کرد، به همین آسانی‌ها از حرکت باز نمی‌ایستاد. او اولین اجرای زنده خود را در ۱۹۳۹ به روی صحنه برد و این آغاز مسیری بود که بلاانقطلاع تا ۲۰۱۲ کذایی که مرگ او را رقم زد، ادامه داشت.

در سال پایانی جنگ، شانکار به «مجمع تئاتر خلق هند» وارد شد و شیوه دیگری را هم آزمود. او در آن دوران به آهنگ‌سازی برای باله پرداخت و بعدها خود شهادت داد که این تجربه، تاثیر فراوانی بر آهنگ‌سازی او گذاشت و به او آموخت که چگونه از تصویر، برای ساخت موسیقی الهام بگیرد. درباره این دوره از زندگی او، می‌توان این موضوع را هم متذکر شد که سیتار، تنها دل‌مشغولی او نبود و تبلا و سوربهار (سورباهار) و بسیاری دیگر از سازهای فولک هندی، به تجربه‌های این مرد کنجکاو وارد شدند. سوربهار چه به لحاظ فیزیکی و چه از منظر صدایی که تولید می‌کند، بسیار به سیتار نزدیک است. سازی که در عکس یک در دستان شانکار می‌بینید، سوربهار است.

ورود به دنیای شهرت

دوره دوم زندگی شانکار، مربوط می‌شود به آشنایی با موسیقی‌دانان جوراجور از نقاط دیگر دنیا. موسیقی هند از دیرباز در کانون توجه موسیقی‌دانان غربی بود و می‌شد دید که چگونه با ولع به سوی سرزمین ۷۲ ملت روانه می‌شوند تا در میراث موسیقایی آنان سرکی بکشند.

اواسط دهه ۵۰ میلادی، شانکار جوان‌ترین مرد بزرگ موسیقی هند محسوب می‌شد و بارها آوازه‌اش در مجامع بین‌المللی پیچیده بود. بنابراین طبیعی بود که مردان جوان اهل موسیقی اگر می‌خواستند هم‌زبانی پیدا کنند و از دریای موسیقی هند، قدحی پر کنند، سراغ او را می‌گرفتند. شانکار در اولین گام به عنوان نماینده فرهنگی به روسیه شوروی فرستاده شد تا در آن‌جا کنسرت برگزار کند و پس از آن بود که قرار شد به دعوت بنیاد فورد در نیویورک، به ینگه دنیا برود و کنسرت برگزار کند. گرچه شانکار به دلایل شخصی و مواردی که بعدها اشاره‌ای به آن نکرد، نتوانست سفر را سامان دهد و به جای خود، علی اکبر خان، دیگر استاد موسیقی هند را به جای خودش روانه آن سر دنیا کرد.

اما گویی همین اتفاق مشتاقان را تشنه‌تر از پیش کرد و سیل تقاضا بود که بر سر شانکر می‌ریخت. او خیلی زود توانست در انگلستان، آلمان و آمریکا تور موسیقی برگزار کند و موسیقی کلاسیک هند را به دنیا بشناساند. بخت او خوانده بود و در جشنواره موسیقی یونسکو در سال ۱۹۵۸ هم، او بود که به نمایندگی از هند به پاریس فرستاده شد.

دیگر دور، دور شانکار بود و او به حق، به عنوان نماینده موسیقی هند شناخته می‌شد. در سفرهایش به اروپا و آمریکا، کمپانی‌های ضبط و نشر موسیقی از جمله پاسفیک رکوردز، پیشنهادهای درخوری به او می‌دادند که بیاید و این میراث موسیقی هند را به بهترین شکل به ثبت برساند. در همین اثنا، آشنایی او با چهره‌های جنجالی موسیقی، از سال‌های دهه ۶۰ آغاز شد. یکی از اولین چهره‌هایی که به سمت او کشیده شد، جوانکی به نام جرج هریسون بود که بعدها سروکله‌اش در گروه بیتلز پیدا شد.

همان مرد بی‌صدا و آرامی که در سایه سنگین لنون و بعد از او مک‌کارتنی محو شده بود. هریسون بعد از آن‌که یک بار در همان کمپانی پاسفیک رکوردز، سانکار را دید، قصد کرد سفری به هند تدارک ببیند. آن سفر را در ۱۹۶۶ رفت و برای شش هفته پای درس سیتار شانکار نشست. دنیای شانکار، دنیای رسانه و بوق و کرنا نبود. بنابراین تاثیر او بر موسیقی غرب، به شکل وارونه رخ‌نمایی کرد. هریسون که در مقام شاگرد بود، گویی عامل شهره شدن شانکار شده بود که در آن دوران، مرد جاافتاده و دنیادیده‌ای بود که نه‌تنها نوازنده چیره‌دستی بود، بلکه آهنگ‌ساز قدر و موسیقی پژوه خبره‌ای شده بود.

اما کار دنیا برعکس است دیگر. پیدا شدن او و هریسون روی یک استیج در جشنواره موسیقی مونتری در ۱۹۶۷ و برنده شدن او در مراسم بی‌سروته گرمی، باعث شد مخاطبان بیشتری پیدا کند. وود استاک ۶۹ هم صحنه‌ای بود که شانکار در آن درخشید. اما مسلما نه هریسون و نه آن‌گونه از مخاطبان ارزش کار شانکار را در نیافتند، بلکه همکاری شانکار و فیلیپ گلس در آلبوم تاثیرگذار «پسیجز» بود که این مروارید هندی را درخشان‌تر از قبل کرد.

در ۱۹۷۴ عکسی به ثبت رسید که نگاه غربی‌ها به شانکار را کاملا در خود نهفته دارد. در عکس بیلی پریسون حضور دارد و جرج هریسون و جرالد فورد رئیس جمهور وقت ایالات متحده و راوی شانکار. اما آن چه از شانکار پیداست، نیم‌چهره‌ای تیره و تار است. عکاس مطمئنا توجهی به شانکار نداشته و او را طوری از کادرش بیرون کرده که به سختی دیده می‌شود.

شانکار برای آن دوره از موسیقی پاپ آمریکا، چیزی جز یک ابزار اولدفشن و بکر برای دنیایی که رنگ می‌بازد و فرسودگی‌اش را از بدو تولد شاهد بوده، نبود. این گلس بود که می‌دانست جایگاه شانکار در موسیقی پاپ نیست. بلکه او میراث قرن‌ها تمدن و نوزایی است و آن‌گاه درخشنده‌تر خواهد بود که به سان گنجینه‌ای با او مواجه شویم.

شانکار واقعی

آلبوم «پسیجز» که در بالا هم از آن یاد کردیم، حاصل همکاری دو آهنگ‌ساز است؛ دو نابغه قرن. این شانکارِ نوازنده نیست که به دعوت کسی آمده باشد تا قطعه‌ای را همراهی کند و سیتارنوازی‌اش دهان مخاطب را از تعجب باز کند. این شانکارِ آهنگ‌ساز است که حاصل تجربه را به دوش می‌کشد و به همکاری دعوت می‌شود تا مجموعه‌ای را سامان دهد که می‌توان از آن به عنوان یکی از پرافتخارترین آلبوم‌های تولیدشده در حیطه «موسیقی جدی» نام برد. البته که باید زمانه را هم در نظر قرار دهیم. این آلبوم در ۱۹۹۰ روانه بازار شد.

زمانی که شانکار دیگر در اوج پختگی به سر می‌برد و نه دیگر شهوت برایش جایگاهی داشت و نه اجراهای زنده پرهیاهو. ترکیب کم‌نظیر تم‌های تکرارشونده در موسیقی مینی‌مال خاص فیلیپ گلس و شور فرازوفرودهای موسیقی ملودیک شانکار، ترکیبی رویایی بر جای گذاشته که آن‌قدر فراتر از مرزها حرکت می‌کند که دیگر نمی‌توان آن را خاص جغرافیایی مشخص قلمداد کرد. این موسیقی، همان زبان مبهم اما قابل فهم برای همه نوع بشر است.

شانکار و گلس در این آلبوم نه توجهی به فولکلورها دارند و نه به ابداعات منسوب به موسیقی مدرن. آن‌ها نوایی خلق کرده‌اند که بدون در نظر داشتن هر چهارچوبی، قابل فهم است و لذت و زیبایی می‌آفریند.

اهمیت کار شانکار در آن است که نه به عنوان یک تک‌نواز عزلت‌نشین شرقی وارد میدان موسیقی شد و نه به عنوان یک دانای کل در حیطه خود که حاضر به اعمال هیچ گونه تغییری در موسیقی کلاسیک دیارش نباشد. او آزادانه هم موجب نشر موسیقی هند شد و هم تغییرات و ابداعات جدید در آن را به رسمیت شناخت. پویایی موسیقی هند که به شکل عمده در قرن بیستم شاهد آن بودیم، مدیون امثال شانکار است.

جالب این که او موفق شد و توانست جویباری از موسیقی را به دریای بی‌پایان آن متصل کند و این اتفاقی است که می‌بایست آن را محترم و ارزشمند شمریم. چه بسیار رگه‌های بکر و ناب موسیقی در سراسر دنیا که به علت بی‌توجهی موسیقی‌دانان فولکلور و روحیه زاهدمسلکشان، به نابودی محض کشیده شد و هرگز به گوش جهانیان نرسید. این تمدن بشری است که در نتیجه چنان خودخواهی بزرگی، رو به زوال و نابودی می‌رود و از آن گذشته، کار پژوهشی برای پژوهشگران را به دشوارترین شکل ممکن درآورد.

شانکار نقش خود را به خوبی بازی کرد و در نهایت زمان حیاتش به پایان رسید. گرچه این گفتار در برابر کار بزرگی که او به انجام رسانید، ناچیز است، اما می‌توان از همین طریق یادش را گرامی داریم و بذر توجه به آثارش را در دل موسیقی دوستان بکاریم، دوستانی که علاقه زیادی نسبت به او نشان می‌دهند؛ کسانی که میل و اشتیاق زیادی نسبت به این شخص از خود نشان می‌دهند.

نقدی بر روش نویسندگی

همه آنهایی که فیلم «هامون» را دیده‌اند، حتما صحنه‌ای را به یاد دارند که شخصیت اصلی فیلم خودش را به دریا می‌اندازد تا برای همیشه در دریا بماند. بعد خواب می‌بیند در یک تور ماهی‌گیری افتاده و نجات پیدا می‌کند. اما برای همیشه این صحنه در ذهن ما نقش می‌بندد که نویسنده‌ای می‌خواسته برای همیشه ساکن دریا باشد و این رازی است که همیشه نویسنده‌ها با دریا دارند. مهرجویی در این فیلم، از بهترین نماد موجود استفاده کرده است؛ صحنه‌های کابوس کنار دریا، موسیقی باخ و نویسنده‌ای که قلمش خشکیده. حمید هامون که خسرو شکیبایی آن را بازی کرده، نمادی از یک نویسنده سرگشته است که میان زندگی خانوادگی و نقشش به‌عنوان یک نویسنده سرگردان است. و چه جایی بهتر از دریا می‌تواند این تلاطم روحی او را به نمایش بگذارد. اصلا اگر نگاهی به تاریخ ادبیات داشته باشیم، خواهیم دید که نویسندگان زیادی با دریا ارتباط داشته‌اند. چرا؟ شاید ماجراجو بوده‌اند. شاید هیچ چیزی روح سرگشته‌شان را راضی نمی‌کرده و شاید دریا آنها را به نوشتن علاقه‌مند کرده است. پس بخوانید تا بدانید رابطه فامیلی نویسنده‌ها و دریا چیست.

نمی‌خواهیم خیلی تیشه به ریشه تاریخ بزنیم و از نویسنده‌هایی بنویسیم که مثلا هزار سال قبل «دریایی» بودند، عشق سفر دریایی داشتند و از موج‌های دریا می‌نوشتند. اما نمی‌توانیم از میخل سروانتس یاد نکنیم. اصلا انگار نمی‌شود در مورد مسئله‌ای ادبی حرف زد و اسم سروانتس و ارنست همینگوی را نبرد. فعلا به بخش سروانتس بپردازیم تا برسیم به آقای همینگوی که یک‌جورهایی اسمش همه جا قرار است بیاید.

پدر رمان‌نویس، یک دریانورد بازنشسته است

سروانتس زمانی شروع به نوشتن رمان «دن‌کیشوت» کرد که یک دریانورد بازنشسته بود. او سال‌ها به سفرهای دریایی رفته بود و تجربه‌های زیادی در این عرصه داشت، اما هیچ اثری از دریا در کارهایش نیست. می‌گویند که قرار بوده «دن‌کیشوت» درباره سفرهای دریایی سروانتس باشد. او وقتی که مهار «آهوی قلم» را به دست گرفت تا در صحرای ادبیات بتازد، اول از سفرهای دریایی نوشت، اما ماجرا به یک شکل دیگر پیش رفت. یعنی وقتی دست‌نوشته‌های اولیه‌اش را به دوستانش نشان داد، خیلی‌ها دلگیر شدند. آن روزها مثل زمان ما نبود که دیگران خیلی ظرفیت داشته باشند، بلکه همه خیلی زود دلشان می‌شکست. به همین دلیل سروانتس تصمیم گرفت تا همان ماجراها را به جای دریا، در ساحل دریا بنویسد. خدا پدر و مادر دوستان سروانتس را بیامرزد، چون وقتی که او داستانی‌تر به خاطراتش نگاه کرد، ماجرا کلا فرق پیدا کردند. یعنی ماجرا کلا پهلوانی شد و یک شخصیت بامزه به اسم «سانچو پانزا» هم به داستان اضافه شد که نمک داستان «دن‌کیشوت» است.

البته این نویسنده قرن شانزدهمی البته چند داستان دریایی هم دارد؛ داستان‌هایی که کوتاه‌اند و نویسنده خجالت می‌کشیده آن را به دیگران نشان دهد، چون در روزگار سروانتس، قصه‌های کوتاه نوعی بچه‌بازی به حساب می‌آمدند. او اسم این داستان‌های کوتاه را «حکایت» گذاشته بود.

جزیره گنج، سفرهای گالیور و چرا ژول ورن نباشیم؟

نویسنده‌های مشهور جهان زمانی به دنیا آمدند و مردند که هنوز توپولوف‌های روسی اختراع نشده بودند. آن روزها فقط چندتایی کشتی ساخته شده بودند که گاهی سر به بیابان (نه دقیقا بیابان، بلکه جاهای پرت) می‌گذاشتند، گم می‌شدند و اتفاق‌های عجیب می‌افتاد. مثلا جاناتان سویفت، که اسم خودش آشنا نیست، اما «سفرهای گالیور»ش را هزار بار خوانده‌اید و دیده‌اید، درباره مردی نوشته است که کشتی‌اش غرق می‌شود و بعد موج‌ها او را به جزیره‌ای می‌رساند که ساکنان عجیب و غریبش، داستان‌های بامزه‌ای خلق کردند. شاید اگر جانان سویفت این روزها زنده بود، به جای «سفرهای گالیور» رمانی به اسم لاست می‌نوشت که چند نفر توی جزیره گم می‌شدند و بعد اتفاق‌هایی شبیه آن چیزهایی که در سریال «گم‌شده» دیدیم، در آن روی می‌داد.

البته قضیه لویی استیونسن کمی فرق دارد. این نویسنده هم اسمش کمی ناآشناست، اما رمان و فیلمش را احتمالا بارها خوانده یا دیده‌اید. البته نه به اندازه «سفرهای گالیور». ماجرای رمان «جزیره گنج» درباره یک دزد دریایی معروف است به نام جان سیلور، احتمالا با یکی از آن چشم‌بندهای معروف سیاه که به‌طور اریب روی چشم می‌بستند. تفاوت جان استیونس با جاناتان سونیت در آن است که ما هنوز دزد هوایی نداریم. البته شاید در آینده دزد هوایی هم داشته باشیم. در حال حاضر فقط آدم‌هایی هستند که هواپیماربایی می‌کنند و جالب آنجاست که هنوز «دزدهای دریایی» به طور فعال به کار خود ادامه می‌دهند و حتی ماهواره‌های جاسوسی هم کاری نمی‌توانند بکنند. مثلا چند دزد دریایی مشهور در سواحل سومالی به کار مشغولند که هر روز دست به کارهای عجیب و غریب می‌زنند.

حالا که بحث از رمان‌های تخیلی شد و این‌که می‌شود رمانی در مورد «دزدهای هوایی» نوشت، بد نیست اسمی هم از ژول ورن بیاوریم. او زمانی از سفر به اعماق دریا نوشت که هنوز کشتی‌ها روی آب هم مطمئن نبودند. ژول ورن که مثل خیلی از آدم‌ها دلش می‌خواست بداند در اعماق دریا چه خبر است، یک زیردریایی تخیلی طراحی کرد و آن را روانه زیر آب‌ها کرد. البته هنوز هم بشر نتوانسته به اعماق ۲۰ هزار فرسنگی زیر دریاها سفر کند، اما به هر حال آرزو و تخیل ژول‌ورن، راه اختراع زیردریایی را هموار کرد. برای انجام هر کاری، باید در ابتدا تصورش کرد. باید در ابتدا در تخیل آن را ساخت تا به واقعیت بپیوندد. البته این ماجرا فقط به ادبیات مربوط نمی‌شود. خیلی از جنایتکارهای معروف جهان هم، کارهای محیرالعقول خود را از همین تخیل شروع کرده‌اند.

در این بخش قرار است نهنگی کشته شود

روزگاری که هرمان ملویل، رمان «موبی دیک» را نوشت، نهنگ‌ها هنوز سلطان بی‌منازع دریاها بودند. او زندگی شخصیتی به نام ناخدا اهب را نوشت که در جنگ با یک نهنگ سرکش به نام «موبی دیک» یا نهنگ سفید با کلی دردسر مواجه شد. اگر فیلمی را که از روی این رمان ساخته شده ببینید، خواهید دید که این ناخدا برای شکست‌دادن نهنگ چه مرارتی کشید. او حق داشت. اگر سال‌ها بعد ما از موجودات ناشناخته فضایی نوشتیم و هنوز که هنوز است از این موجودات فضایی می‌ترسیم (چون آنها را نمی‌شناسیم)، دریا در روزگار هرمان ملویل چندان شناخته‌شده نبود. در نتیجه وقتی در رمان او، یک دریانورد بر یک حیوان بزرگ دریایی پیروز می‌شود، درست شبیه آن است که انسان بر کل طبیعت چیره شود.

موبی دیک یک استعاره بود؛ یک استعاره از انسانی که قرار بود همه دنیا را بشناسد؛ انسانی که فکر می‌کرد می‌تواند همه دنیا را در آزمایشگاه بازسازی کند و همه دنیا را در جدول ۲‍×۲ قرار دهد، اما کمی بعد، دیگر دریاها افسانه نبودند، هرچند که هنوز دریا ناشناخته‌های زیادی دارد. آدم‌ها دنبال چیزهای عجیب‌تری هستند. حتی دیگر «سفر به ماه» هم جواب نمی‌دهد.

آن سوی اقیانوس، یک یانکی قایق‌سوار

درست در همان روزهایی که هرمان ملویل، داستان حماسی «موبی دیک» را می‌نوشت، یک آمریکایی همه چیز را از دریچه خنده و شوخی می‌دید. مارک تواین که کارگر کشتی هم بود، رمانی به اسم «هاکلبری فین» نوشت که خنده را روی لب‌های بسیاری از مردم جهان جاری کرد. او حکایت پسربچه بازیگوشی را قلمی کرد که نمی‌توانست خودش را با قواعد متداول هماهنگ کند و مدام سر به بیابان می‌زد. مارک تواین قصه روزگار خودش را نوشت؛ قصه روزگاری که سیاه‌پوست‌ها، هنوز «کاکا سیاه» بودند و آنها را لینچ می‌کردند. آنها را قطعه قطعه می‌کردند و هنوز خبری از باراک اوباما نبود.

تواین از دنیایی صنعتی می‌نوشت که همه چیز در حال نابودی بود؛ اخلاق، قواعد اجتماعی و همه چیزهایی که بعدها دیگر کسی به شکستن آنها توجهی نداشت. قهرمان او یک جاشوی کشتی بود که در می‌سی‌سی‌پی می‌راند و ماجراهای جدید می‌دید، دنیای سیاه‌ها، دنیای سفیدها…

همین نکته در رمان‌های جوزف کنراد هم بود؛ نویسنده‌ای که اصل و نسب اشرافی لهستانی داشت، اما به انگلیسی می‌نوشت. او در همه قصه‌هایش، نگاهی به دریا و دریانوردی دارد. از رمان «دل تاریکی» گرفته تا «لردجیم». و جالب آن‌که در بیشتر این رمان‌ها، سفیدپوست‌ها «آدم بده» ماجرا هستند و سیاه‌پوست‌ها «آدم خوبه‌ها». کنراد هم مثل ملویل خیلی جدی به وقایع نگاه می‌کرد، اما آثارش درست به اندازه مارک تواین خواندنی هستند.

آقای نویسنده با یک قلاب ماهی‌گیری

همیشه پای یک ارنست همینگوی در میان است، حتی وقتی قرار است در مورد دریانوردها بنویسیم. اگر قرار باشد در مورد شکارچی‌ها، نویسنده‌های دائم‌السفر، مردهای چندزنه، نویسنده‌ای که به سمت خودش شلیک کرد، نویسنده‌ای که رمان دیگران را به اسم خودش چاپ کرد و خلاصه خیلی چیزهای دیگر بنویسیم، پای یک ارنست همینگوی در میان است و وقتی که اسم دریا می‌آید، یک‌راست باید به سراغ «پیرمرد و دریا» برویم که نجف دریابندری آن را ترجمه کرده است.

همینگوی وقتی سراغ این رمان رفت که به قول خیلی از منتقدها، قلمش خشکیده بود. او به خانه ساحلی‌اش رفت تا کمی به استراحت بپردازد. بعدازظهرها به ماهی‌گیری می‌رفت و همان جا بود که پیرمرد را دید. و جالب آن‌که اثرش بی‌شباهت به «موبی دیک» نیست؛ پیرمردی که همه فکر می‌کردند که دیگر نمی‌تواند ماهی‌گیری کند و شبی بزرگ‌ترین ماهی دریا را صید کرد. جدال پیرمرد ماهی‌گیر بی‌شباهت به نبرد ناخدا اهب با نهنگ نبود؛ هرچند که او تنها اسکلت را به ساحل رساند.

ایرانی‌ها و دریا

نجف دریابندری، مترجم و نویسنده‌ای است زاده یک شهر ساحلی. پدرش ناخدای یک کشتی بوده و رمان «پیرمرد و دریا» را ترجمه کرده. به همین دلیل ما با او از دریا حرف زدیم. دریابندری که در کتاب «آشپزی مستطاب» خیلی به غذاهای دریایی توجه دارد، عاشق دریاست، گرچه بیشتر عمرش را دور از دریا و در تهران بی‌آب و علف زندگی کرده است.

او از روزهای نوستالژیک جوانی یاد می‌کند که با صفدر تقی‌زاده و ناصر تقوایی در کنار رود کارون جمع می‌شدند. نویسندگان معروف به «مکتب جنوب» در کنار خلیج فارس و رود کارون شکل گرفتند. همان رودی که این روزها دیگر مثل گذشته پر آب نیست و وسطش «جنگل کارون» روییده است. صادق چوبک هم در کنار خلیج فارس رشد کرد.

ارتباط با نوجوان

نوجوان شما مانند شما عمل می‌کند. جای بسی امیدواری است که آنان مایلند بهترین‌ها را از شما بیاموزند، آن را بهتر و گسترده‌تر سازند و خود تعیین‌کننده سرنوشتشان باشند. تلاش برای استقلال و پیدا کردن هویت شخصی، از خواسته‌های اصلی عاطفی نوجوانان است. یکی از مراحل رشد آنان این است که خود را از دیگران مجزا می‌کنند و می‌خواهند کشف کنند که کیستند. برای رفع این نیازها هر کس شیوه‌ای مخصوص به خود دارد. درست مانند خرید یک جفت کفش که شما چندین کفش را امتحان می‌کنید، سپس هر کدام را که به پایتان بخورد انتخاب می‌کنید. نوجوان شما نیز شخصیت‌های متفاوتی را امتحان می‌کند تا سرانجام بفهمد کدامیک شخصیت خاص اوست. او همانطور که اصلا به فکرش خطور نمی‌کند کفش شما را بپوشد، میل ندارد عکس برگردان شما باشد. او می‌خواهد هویت خود را پیدا کند. پس این مسئله را به خود نگیرید. اگر او مایل نیست که دقیقا شبیه همان کفشی را که شما برای خود خریده‌اید، بخرد و انتخابش مغایر با انتخاب شماست، دلخور نشوید. به خاطر باشید او از طریق انتخاب‌های متعدد، شخصیت و هویت خود را شناسایی می‌کند.
اگر شما از انتخاب‌های متعدد نوجوان خود سردرگم شده‌اید، جای هیچ‌گونه نگرانی نیست. همان‌طور که کفش از مد می‌افتد، انتخاب نوجوان شما نیز گیرایی¬اش را برای او دست می‌دهد. او جوان است و در عرض ۵ یا ۱۰ سال، به احتمال زیاد چندین و چند بار نظر خود را تغییر می‌دهد. اگر شما به نوجوان خود بگویید چه بپوشد، چگونه حرف بزند و چطور قدم بردارد، روی کارهای او اعمال نظر کرده‌اید. اگر او به حرف شما گوش کند با خود جنگ درونی خواهد داشت و ممکن است در پیداکردن هویت خود دچار مشکل شود و اگر این کار را نکند، دیر یا زود شما را از خود خواهد رنجاند.
نوجوان شما از طریق دفاع از نظر خود و انتخاب‌های گوناگون می‌خواهد اعتماد شما را جلب کند و وقتی شما کار او را تایید نکنید گرچه ممکن است به روی خود نیاورد، اعتمادبه‌نفس خود را از دست خواهد داد. اگر شما اجازه دهید پسرتان شخصا انتخاب کند، رابطه‌ نزدیک¬تری با او خواهید داشت و اگر بگذارید او موجودیت خود را اثبات کند، کشف می‌کنید که فردی ویژه است. نوجوان شما می‌داند که به‌نوعی دقیقا مانند شماست، ولی در عین حال می‌خواهد ویژگی خود را نیز پیدا کند.

مطالب ناگفتنی را بازگو کنید

نوجوانان در حال تکامل و کشف روابط عاطفی هستند و شاید این مسئله¬ای باشد که در این دوران سبب نگرانی و پریشان خاطری ما می‌شود. ما تکامل جسمی آنان را به چشم می‌بینیم، ولی دوست نداریم کودکان ما درباره غریزه جنسی بیندیشند. حتی شاید بکوشیم تا حد ممکن بروز این غریزه را به تعویق بیندازیم. همچنین صحبت کردن در این باره برایمان دشوار است. چگونه می‌توان درباره غریزه جنسی و تکامل جسمی با نوجوان صحبت کرد؟ اگر تاکنون در این زمینه به نوجوان خود حرفی نزده‌اید، حتی اگر به قدر کافی دل و جرئت داشته باشید، احتمالا عاقلانه نیست که دختر یا پسرتان را بنشانید و برایشان موعظه کنید. بهتر است ابتدا خود آموزش ببینید و پس از پیدا کردن آمادگی لازم، از فرصتی مناسب برای این کار استفاده کنید.
بیشتر نوجوانان از طریق گوش کردن به حرف دیگران، صحبت با دوستان یا خواندن کتاب، مطالبی آموخته‌اند و این مرحله¬ای از آموزش است که به سرعت پیش می‌رود. برای شما فرصت‌های زیادی پیش می‌آید که در این زمینه با نوجوان خود صحبت کنید. سعی کنید خود به آنان بیاموزید. نگذارید درباره این مسائل از زبان دیگران بشنوند.

نوجوان را در زندگی خود دخیل کنید
گرچه این طور به نظر می‌رسد که فرزندانتان شما را کنار گذاشته‌اند و جزئیات زندگی خود را بروز نمی‌دهند، بی‌شک زمان مناسبی نیست که شما هم آنان را از خود برانید. آنان را با لگد از زندگی خود بیرون نکنید. نوجوانان خواستارند که به شما تعلق داشته باشند، جزئی از شما باشند، ضمیمه زندگی شما باشند. اگر دل پر مشغله‌ای دارید و هر یک از افراد خانواده راهی جداگانه را در پیش گرفته است، باید بکوشید آنان را به دور هم جمع کنید. اگر زمان رفت‌وآمد شما با هم یکی نیست، سعی کنید روی یک تقویم دیواری تعهدات و ملزومات خود را یادداشت کنید تا همه ببینند و بدانند.
اگر می‌خواهید بدانید فرزندانتان کجا هستند، به آنان بگویید به کجا می‌روید، برنامه‌تان چیست و چه ساعتی برمی‌گردید. اگر می‌شد به آنان زنگ بزنید یا اگر نمی‌توانید شخصا رفتن خود را اطلاع بدهید، یادداشتی بگذارید و بگویید چگونه می‌توانند با شما تماس بگیرند. من با نوجوانانی صحبت کرده‌ام که اصلا نمی‌دانند پدر و مادرشان در طول روز چه می‌کنند. فرزندانتان را به محل کار خود ببرید و بگذارید آنجا را از نزدیک ببینند. نوجوانان با دانستن اینکه شما چطور روزتان را می‌گذرانید و چگونه زندگی را اداره می‌کنید، نسبت به شما قدردان و سپاسگزار می‌شوند، زیرا می‌فهمند برای اداره کردن خانواده چه دشواری‌هایی را متحمل می‌شوید. وقتی آنان ناظر پیشرفت شما باشند، حس احترامشان نسبت به شما فزونی می‌گیرد، و هنگامی که می‌فهمند چگونه از عهده مشکلات بر می‌آیید، بیشتر شما را درک می‌کنند و تجربه می‌اندوزند. به آنان بفهمانید که چه کار می‌کنید. با این کار رشته محبت و دوستی را محکم‌تر خواهید کرد. حتی ممکن است خودتان متوجه نشوید، ولی به آنان می‌آموزید که چگونه از فرصت‌هایشان به نحو احسن استفاده کنند.

با آنان گفتگو کنید
با وجود نوجوانی در خانواده، فرصت‌های مناسبی برای بحث و گفت‌وگو پیش می‌آید. موقعیت خوبی است که منازعات خود را حل‌وفصل کنید و بر مشکلات قالب آیید. اگر با هم گفت‌وگو کنید، یکدیگر را بهتر می‌شناسید و احساس رضایت بیشتری می‌کنید. حتی مواقعی که رودرروی هم می‌ایستید، شما قادر خواهید بود بدون عصبانیت با مخالفت‌ها مواجه شوید.
وجود تناقض در هر رابطه‌ای اجتناب‌ناپذیر است. بخصوص در مورد نوجوانان که در پی تشخیص هویت خود هستند، باید منتظر بروز تناقضاتی باشید که ممکن است فرصت‌های مناسب را جهت شناخت یکدیگر از شما سلب کند. تناقضات باعث تخریب ارتباط شما با فرزندتان نمی‌شود، بلکه مگر این که آنها را زیر فرش پنهان و وانمود کنید که هیچ نوع تناقضی وجود ندارد. تظاهر کردن به این که همه چیز به خوبی و خوشی پیش می‌رود باعث ایجاد فاصله می‌شود. بعضی از پدر و مادرها دوست دارند نوجوانشان را وادار به فرمان برداری کنند و قوانین سختی برای آنان در نظر می‌گیرند، چون تصور می‌کنند اجرا کردن قوانین بهتر از بحث و مذاکره است. قوانین سخت و محکم باعث محروم شدن شما و نوجوانتان از یادگیری و درکی می‌شود که از طریق نکات مثبت و منفی موجود در موقعیت‌های خاص حاصل می‌شود.

عقیده نوجوان خود را جویا شوید
«آیا راه حل دیگری به نظرت می‌رسد؟»، «فکر دیگری هم داری؟»، «دلت می‌خواهد چه کاری برایت انجام بدهم؟» با صحبت کردن درباره مسائل و یادگیری بیشتر، نه تنها مهارت‌های مادام‌العمر به دست می‌آید، بلکه هر دو طرف برای یافتن راه حل مشکل، احساس مسئولیت می‌کنند. وقتی شما مذاکره می‌کنید حلقه دوستی با نوجوان و نزدیکی به او را می‌سازید و همین امر موجب می‌شود به فردیت نوجوان خود احترام بگذارید. برای قوانینی که می‌خواهید در خانه به اجرا درآیند، مذاکره کنید. گرچه این کار احتیاج به صرف وقت و سعی فراوان دارد، محیط خانواده را شاداب و با نشاط می‌کند.

بگذارید دریابند که به آنان اهمیت می‌دهید
نوجوانان به مهر و محبت پدر و مادر احتیاج دارند. ما از لحاظ مادی آنان را بی‌نیاز می‌گردانیم و گمان می‌کنیم تا همین حد کافی است، ولی ذره‌ای محبت، بخصوص از جانب شما برای التیام بخشیدن و قوت قلب دادن به آنان بسیار مؤثرتر است تا مثلا هدیه دادن یک شلوار جین. آخرین باری که با فرزند خود برای قدم زدن رفتید کی بود؟ چه موقع او را در آغوش گرفتید؟ آیا اخیرا به او گفته‌اید که من از داشتن تو خوشحالم و خدا را شکر می‌کنم که تو را به من داد؟
با این که دیگر لازم نیست که او را روی زانوان خود بگذارید و تکانش دهید تا به خواب رود، او هنوز خواهان محبت شماست. عشق خود را از او دریغ نکنید. ممکن است قد او از شما بلندتر و هوش و دقت او بیشتر از شما شده باشد، ولی هنوز به عشق و محبت شما محتاج است. دخترتان ممکن است بی‌احساس به نظر برسد و پسرتان شاید جواب شما را به وضوح ندهد، ولی در خفا و از ته دل از خود می‌پرسد که آیا پدر و مادرم مرا دوست دارند؟ آیا به من توجه می‌کنند؟ ابراز عشق و محبت و در آغوش گرفتن و بوسیدن فرزندتان باعث آرامش خیال او می‌شود، به ویژه هنگامی که دیگر نمی‌توانید اشک¬های او را پاک کنید و به اوضاع سامان دهید.
نوجوانان احتیاج دارند صدای مهر و محبت مادر را بشنوند. بنابراین وقتی فرزندتان در حال بیرون رفتن از خانه است، او را در آغوش بگیرید یا گونه‌اش را ببوسید و با صدای بلند فریاد بزنید: «عزیزم، خیلی دوستت دارم، مواظب خودت باش و اگر او چنان چه شانه بالا انداخت و به شما زل زد، دوباره کلمات خود را به آرامی تکرار کنید. هرگز انتظار نداشته باشید آن‌ها هم با کلمات محبتامیز جواب شما را بدهند. نوجوانان خجالت می‌کشند احساسات خود را بروز دهند. با عمل خود نشان دهید که به نوجوانتان توجه دارید.
برای نوجوان خود یک رضایت نامه بنویسید و آن را با صدای بلند برای او بخوانید یا یک نسخه از آن به او بدهید. معین کنید که نسبت به نوجوان¬تان چه دیدگاهی دارید و چه چیز او مورد پسند شماست. وقتی با او تنها هستید در آغوشش بگیرید و به او بگویید که همیشه در کنارش خواهید بود. آنان به این اطمینان و محبت شما احتیاج دارند.

به آنان در مورد عواقب کار هشدار دهید
هر انتخاب پیامدی به همراه دارد. این مسئله هم در مورد شما و هم به نوجوانتان مصداق دارد. مسئولیت شما به عنوان پدر و مادر خوب این است که تمام اطلاعات لازم را درباره انتخاب‌های گوناگون در اختیار او بگذارید، در کمال متانت اجازه دهید تا حیطه اختیارات خود را بشناسد، درباره عواقب هر کار به او هشدار دهید، با آرامش او را راهنمایی کنید تا خود درباره هر مسئله بیندیشد و با رضا و رغبت اجازه دهید حق انتخاب داشته باشد. اگر شما با این مسئله صادقانه و صمیمانه برخورد کنید، مسئولیت خود را به خوبی انجام داده‌اید.
نوجوانان کارهای زیادی انجام می‌دهند که بعضی از آن‌ها از نظر پدرها و مادرها وحشتناک هستند. والدین مسئول تربیت و تامین مالی فرزندانشان هستند. مهم نیست دیگران چه می‌گویند، به عنوان پدر یا مادر، گاهی اوقات احساس می‌کنید یک جای کار غلط است. در اینجا دیگر تقصیر با شماست. بی‌شک آنان را به اندازه کافی برای زندگی آماده نکرده‌اید. شما متوجه می¬شوید که نوجوانتان به استقبال خطر می‌رود، انتخاب می‌کند و شگفت زده می‌شوید اگر ببینید او کاملا جوانب امر را سنجیده است. وقتی به او گاهی دهید می‌توانید اطمینان داشته باشید که نوجوان¬تان تمام عواقب کار را مدنظر قرار خواهد داد و مراقب باشید این تصور برایتان پیش نیاید که او درباره آن فکر نکرده است.
وقتی شما به پسر یا دخترتان هشدار می‌دهید در حقیقت روحیه او را تقویت کرده‌اید. معمولا نوجوانان نسبت به پند و اندرز و سخنرانی‌های پدر و مادر حساسیت نشان می‌دهند، بنابراین وقتی با آن‌ها درباره عواقب اعمال و رفتارشان صحبت کنید، مشتاق می‌شوند که نظر شما را بدانند. اگر شما منصف باشید نباید از یاد ببرید که در گفتگو هستید نه یک سخنرانی طولانی و مثلا همین‌قدر کافی است که بگویید: «متشکرم که به حرف‌هایم گوش می‌دهی. این مسئله به من کمک می‌کند که مطمئن شوم که قبلا در این زمینه فکر کرده‌ای و احساس آرامش کنم.»
شما می‌خواهید بی‌آنکه آنان را تحت فشار بگذارید، موضع شما را درک کنند، بنابراین لحن کلام و رفتارتان را دوستانه کنید. اگر آن‌ها جواب شما را با تندی دادند، خودداری خود را از دست ندهید و آنان را از موضع فکری خود خارج نکنید، نوجوانان معمولا در هر زمینه‌ای به شدت اعتراض می‌کنند، ولی نهایتا کاری را انجام می‌دهند که شما خواسته‌اید. یک روش کارساز دیگر برای نوجوانان این است که او را نیز در حل مشکل درگیر کنید. به عنوان مثال از او بپرسید: «اگر می‌خواستی روش دیگری در پیش بگیری، چه می‌کردی؟» یا «در این موقعیت من چگونه می‌توانم کمکت کنم؟» این جملات به راستی اثر مثبت دارند.

با خلوص نیت تعریف و تمجید کنید
من متوجه شده‌ام که بزرگ‌سالان برای تحریک نوجوانان به دو شیوه عمل می‌کنند: ۱) عده¬ای همیشه بر این گمانند که همه کارهای فرزندشان اشتباه است و شیوه انتقاد و تنبیه و توبیخ و سرزنش را در پی می‌گیرند؛ ۲) عده ای که به تعریف و تمجید تمایل دارند و با این روش در نوجوانشان انگیزه‌ای ایجاد می‌کنند که کارش را به بهترین نحو انجام دهد. همه اشتباه می‌کنند و کار نادرست انجام می‌دهند، ولی هیچ‌کس دوست ندارد اشتباهش را به رخش بکشند. بعضی از بزرگ‌سالان خیال می‌کنند اگر کار خلاف نوجوان را به رخ بکشند، در حقیقت او را به سوی موفقیت سوق داده‌اند و به این ترتیب نوجوانشان از انجام کارهای ناشایست اجتناب خواهد کرد. در صورتی که نوجوانان، مایل هستند شخصا درباره ضعف‌ها و خطاهای خود فکر کنند و گاهی نیز ترجیح می‌دهند به طور خصوصی با دوستانشان به گفت‌وگو بنشینند. اگر شما آنان را سرزنش یا تنبیه و توبیخ کنید، لجبازی می‌کنند و مسئله حادتر می‌شود.
بررسی نشان داده است علت عمده نمره‌های پایین دانش‌آموزان در دروس مختلف، واکنش پدر و مادرشان بوده است. وقتی آنان کارنامه خود را به خانه می‌آورند، از سوی پدر و مادر سرزنش می‌شود و به این ترتیب اوضاع وخیم‌تر می‌شود. در عوض دانش‌آموزانی که وضع درسی¬شان بهتر می‌شود، کسانی هستند که تشویق شده‌اند و پدر و مادرشان به شکلی عاقلانه نگرانی خود را ابراز کرده و کوشیده‌اند به نحوی مطلوب به فرزند خود کمک کنند.
برای پرهیز از انتقاد باید بسیار دقیق و محتاط باشید که به یک‌باره قضیه برعکس شود. نوجوان شما نسبت به تعریف و تمجیدی که از روی خلوص نیت نباشد حساسیت نشان می‌دهد. ستایش و تحسینی که بی‌تامل و ناشیانه انجام گیرد یکی از راه‌های ارتباط برقرار کردن با نوجوان است. وقتی شما با چاپلوسی و تملق به پسرتان می‌گویید: «چه پسر با فکری هستی!»، «چقدر عالی فوتبال بازی می‌کنی!»، «چه بچه نازنینی هستی!» من همیشه می‌توانم به تو متکی باشم»، چنان فشاری بر روی فرزندتان وارد می‌کنید که تحمل آن برایش امکان‌ناپذیر است.
بعضی از بزرگ‌سالان از راه‌های عجیب و غریب فرزند خود را تحسین یا انتقاد می‌کنند تا او را برانگیزند. شما در نقش پدر یا مادر باید نوجوانتان را تا آنجا که می‌تواند و نیرویش اجازه می‌دهد به سوی رشد و تکامل سوق دهید و این مسئله فقط از طریق تحسین خالصانه در مورد رفتار او، نه شخصیت او، امکان‌پذیر است. در حقیقت، صرف‌نظر از قضاوت در مورد شخصیت فردی نوجوان، تحسین و تمجید از کوشش‌ها و پیشرفت‌ها و احساسات او مؤثر واقع می‌شود. وقتی به نوجوان خود می‌گویید: «چه فرد جالب توجهی هستی!»، مشخص نیست از چه چیز او قدردانی می‌کنید بهتر است بگویید: «از اینکه در آخرین لحظات کمکم کردی، متشکرم.»
وقتی می‌خواهید از پسر یا دخترتان انتقاد کنید، زبانتان را گاز بگیرید و با یک بررسی شخصی از خود بپرسید: «می‌خواهم چه کار کنم؟ آیا راه مؤثرتری وجود دارد؟» «در این لحظه چه نوع تحسین خالصانه ای به حل مشکل کمک می‌کند؟» تحسین باعث برانگیختن نوجوانانی می‌شود که در خود احساس توانایی و ارزشمند بودن می‌کنند. نوجوان شما در همین لحظه به تعریف و تمجید شما احتیاج دارد.

بازار داروهای تقویت قوای جنسی

مکمل تقویت قوای جنسی، راهی برای تقویت بنیان خانواده، معجزه داروی تقویت قوای جنسی را یک بار تجربه کنید، دیگر نگران کم‌توانی جنسی خود نباشید…

این روزها اگر به مجلات خانوادگی سر بزنید، سایت‌های تبلیغاتی را زیر و رو کنید و یا به شبکه‌های ماهواره‌ای دسترسی داشته باشید، حتما چشمتان به آگهی‌های این‌چنینی خورده. داروهای تقویت قوای جنسی در کنار داروهای ترک اعتیاد، بیشتر تبلیغات این رسانه‌ها را دارند. ادعای اصلی فروشندگان این محصولات، گیاهی‌بودن و بدون عوارض جانبی‌بودنشان است و این‌که تاییدیه بهداشتی خود را از مراکز معتبری گرفته‌اند. ما هم سراغ این آگهی‌ها می‌رویم و در مورد داروهایشان اطلاعات می‌گیریم. این گزارش، شرح جست‌وجوی ما، میان آگهی‌های تقویت قوای جنسی است.

با جین سینگ تقویت شوید!

شروع به تماس‌گرفتن با شماره‌های تبلیغاتی می‌کنیم. خیلی از این فروشنده‌ها و برندهای مدعی، از طرف وزارت بهداشت غیرمجاز شناخته شده‌اند. به گفته مدیران فروش آنها، ماده اصلی داروهای تقویت قوای جنسی، گیاهی تایلندی با نام جین سینگ است.

جین سینگ یک ریشه گیاهی است که باعث تقویت انرژی در بدن می‌شود. با یکی از مدیران فروش این محصول تماس می‌گیرم. آقای «م» خیلی خجالتی است و بعد از کلی این پا و آن پاکردن می‌گوید: «من ترجیح می‌دم با آقاتون صحبت کنم!» به آقای «م» اطمینان می‌دهم که ما برای خرید عمده با او تماس گرفته‌ایم و بازاریاب‌های شرکت تجاری هستیم. او می‌گوید: «ما دو نوع دارو داریم که هیچ کدامشان عارضه جانبی ندارند و مورد مصرف آقایان قرار می‌گیرند. داروهای ما صد درصد گیاهی است و از ریشه گیاهان هندی و تایلندی تهیه می‌شود.

این داروها در بسته‌های صدتایی به فروش می‌رسند و قیمت هر بسته آن ۱۲۰ هزار تومان است و باید روزی بین دو تا چهار قرص را مصرف کنیم تا دارو بتواند اثر مفید خود را روی بدن بگذارد.» از آقای «م» می‌پرسم که آیا داروی آنها تاییدیه وزارت بهداشت را دارد یا نه، او می‌گوید: «نه خانم! ما تاییدیه جای مهم‌تری را داریم. تاییدیه مرکز فضانوردی ناسا!!» وقتی تعجب من را می‌بیند، ادامه می‌دهد: «آخر ما نمایندگی کمربندهای ویبره لاغری را هم داریم که ناسا برای فضانوردانش تجویز کرده و به این محصول ما تاییدیه داده. برای همین محصولات دیگر ما را هم به وسیله پزشکانش مورد آزمایش قرار داد و بعد از دیدن اثرات مفید این محصولات، به همه آنها تاییدیه داد.»

محصول دیگری که سراغش می‌روم، اولین دستگاه مکانیکی تقویت قوای جنسی است، چون هرطوری که بخواهم در موردش توضیح بدهم، حذف می‌شود فقط این نکته را می‌گویم که مدیر فروش این دستگاه که اسمش «لارجر باکس» است، به ما می‌گوید: «این دستگاه سال‌هاست که در اروپا استفاده می‌شود و بدون هیچ عارضه‌ای، در خدمت خانواده‌های گرم ایرانی است و قیمت آن تنها ۱۷۹ هزار تومان است.»مشاور خانواده

خانم «ف» هم یکی دیگر از فروشنده‌هایی است که با او تماس می‌گیرم و به ما قرص ویگاریکس را پیشنهاد می‌کند. قرص ویگاریکس از همان گیاه جین سینگ تهیه شده. او می‌گوید: «علاوه بر تقویت قوای جنسی، هزار خاصیت دیگر هم دارد.»

خانم «ف» تمام خاصیت‌هایش را برایم پشت سر هم ردیف می‌کند. او می‌گوید: «تقویت‌کننده عضلات، حافظه، بازکننده عروق و ضدمیگرن هم هست. تازه کلی خاصیت دیگر هم دارد که چون تخصصی است و شما سر درنمی‌آوری، از گفتنش صرف‌نظر می‌کنم. قیمتش هم ۱۰۰ هزار تومان است.» در مورد نحوه استفاده از این قرص سؤال می‌کنم. او می‌گوید: «باید دوره درمان را تا چهار بسته ادامه بدهید. روزی چهار عدد از قرص‌ها را با چهار لیوان آب می‌خورید. مطمئن هم باشید که هیچ عارضه‌ای ندارد. البته اگر داروی به‌صرفه‌تری بخواهید، داروی Bigboy را پیشنهاد می‌کنم. هر بسته‌اش ۳۰ هزار تومان است و همان کار ویگارکیس را انجام می‌دهد. فقط فرقش با ویگارکیس این است که ویگارکیس تاییدیه وزارت بهداشت خودمان را دارد، ولی Bigboy از ناسا تاییدیه می‌گیرد!»

بعد از گرفتن این اطلاعات، سراغ عطاری‌ها می‌روم. پشت شیشه اکثر عطاری‌ها، با خطی خوش، کنار خواص عرق شاه‌دانه و کپسول‌های لاغری، در مورد داروهای تقویت قوای جنسی اطلاعاتی داده شده. اولین عطاری که به آن سر می‌زنم، عطاری آگاه است. آقای آگاه خوش‌برخورد است و می‌گوید: «بیشتر از مردها، خانم‌ها سراغ این داروها را می‌گیرند.» و می‌خندد و توضیحاتش را اضافه می‌کند: «هیچ کدام از این داروهایی که در ماهواره و مجله‌ها تبلیغ می‌شود، اثر درستی ندارد. اگر کسی ناتوانی جسمانی دارد، باید به پزشک مراجعه کند و مشکلش را حل کند. اما اگر کسی بخواهد انرژی‌اش را افزایش دهد، باید از این معجون‌های عسلی استفاده کند که محتوی عسل، کنجد، پسته و بادام است.

البته، یک معجون جدیدی هم برایمان آمده که حاوی زبان گنجشک، عرق مار، پسته و زنجبیل است و اسمش معجزه تقویت قوای جسمانی است. قیمت یک شیشه‌اش هم ۱۰ هزار تومان است.» موقع خارج‌شدنم از عطاری، آقای آگاه می‌گوید: «به همسرت بگو اگر روزی یک زرده تخم‌مرغ را با شیر و عسل و کاکائو مخلوط کند، مشکلشان زود حل می‌شود و دیگر نیازی به خرج بیخودکردن نیست!»

مغازه بعدی، یک عطاری معروف در پیچ شمیران است. حکیم این عطاری، دکتر رضاییان، خیلی حال و حوصله صحبت‌کردن ندارد. در مورد داروهای تقویت جنسی از او سؤال می‌کنم.

او می‌گوید: «باید مریضت را ببینم و بعد از معاینه به او دارو بدهم، اما اگر خجالت می‌کشد و اهل آمدن به اینجا نیست، از این معجون‌های عسلی بگیر و روزی پنج قاشق به او بده. حالش را بهتر می‌کند.» وقتی می‌خواهم سؤالات بیشتری از او بپرسم، با عصبانیت می‌گوید: «دخترجان خجالت بکش! تو چقدر رو داری. بگو یه مرد بیاد اینجا!»

در عطاری بعدی باز هم به همان گیاه جین سینگ می‌رسم. همان ریشه تایلندی اعجاب‌انگیز را می‌گویم. آقای عطار می‌گوید: «بیشتر داروهای تقویت قوای جنسی، مخصوص مردان هستند. این داروها مشکل کم‌توانی را به‌طور کامل حل نمی‌کند، اما می‌تواند کمی وضعیت بیمار را بهتر کند. ریشه گیاه جین سینگ را با گل سرخ و زنجبیل مخلوط می‌کنیم و به شکل کپسول درمی‌آ‌وریم. هر بسته این دارو ۲۰ هزار تومان و حاوی ۸۰ عدد کپسول است.»

از آقای عطار می‌پرسم که بیشتر چه کسانی برای خرید این داروها به عطاری سر می‌زنند؟ او می‌گوید: «بیشتر مردان جوان خریدار این داروها هستند. مردانی که تازه ازدواج کرده‌اند و یا به خاطر مشکلات جنسی زندگی‌شان در حال متلاشی‌شدن است. خیلی از پسرها هم می‌آیند و معجون‌های ساختنی می‌خواهند که ما نداریم.»

آقای عطار بعد از کمی مکث می‌گوید: «البته یک مورد خاص هم داشتیم. یکی دو سال پیش بود که مردی مسن هر روز به بهانه خرید داروهای مختلف گیاهی به مغازه‌ام می‌آمد، مرتب از من خرید می‌کرد. از عرق گیاهی بگیر تا تخم گیاه‌های مختلف. می‌فهمیدم چیزی می‌خواهد که رویش نمی‌شود آن را طلب کند. بعد از مدتی خودم رک به او گفتم که یا بگوید واقعا چه می‌خواهد یا این‌که دیگر به مغازه‌ام نیاید. دست آخر با کلی من و من کردن گفت که ۵۹ سال دارد و تازه با دختری ۲۱ ساله ازدواج کرده، حالا داروی تقویت قوای جنسی می‌خواهد. دارویی را که می‌خواست، به او فروختم، اما افاقه نکرد. بعدها شنیدم دخترک حاضر به زندگی‌کردن با او نشد و بعد از دو سال طلاق گرفت.»

آقای مرتضوی یکی از ویزیتورهای سابق این داروها در مورد اثرات داروهای تقویت قوای جنسی می‌گوید: «به جرأت می‌توانم بگویم هیچ کدام از این داروها اثری ندارند و اثرشان بیشتر تلقینی است. گاهی استفاده از این نوع داروها به شما این تفکر را می‌دهد که حتما مشکلتان حل می‌شود.

در طول کارم خیلی‌ها تماس می‌گرفتند و بابت تولید این دارو از ما تشکر می‌کردند و خیلی‌ها هم تماس می‌گرفتند و گلایه می‌کردند. اما گاهی هم می‌تواند استفاده از این داروها و دستگاه‌ها خطرات جبران‌ناپذیری داشته باشد. مثل دستگاه وکیوم همراه که تقریبا در همه داروخانه‌ها موجود است و می‌تواند بیماری‌های جدی را به همراه داشته باشد. من که فکر می‌کنم بهترین راه برای حل این مشکلات این است که به پزشک مراجعه کنید!»

بعد از این پرس‌وجوها سراغ دکتر شهریاری، اورولوژیست و یکی از جراحان تغییر جنسیت در خاورمیانه می‌رویم. دکتر شهریاری از همان اول آب پاکی را روی دستمان می‌ریزد و از بیخ و بن تمام این داروها و دستگاه‌ها را رد می‌کند. او می‌گوید: «باعث تاسف است که چنین چیزهایی که باعث رواج شارلاتانیسم می‌شود، در روزنامه‌های صبح و مجلات تبلیغات گسترده‌ای دارند. در مورد دستگاه‌هایی که در رسانه‌ها تبلیغ می‌شود، باید بگویم که تا به حال تحت هیچ شرایطی چنین دستگاهی اختراع نشده که با استفاده از آن بشود قوای جسمانی را تقویت کرد. این دستگاه‌ها رواج شارلاتانیسم در کشور است و به دلیل آن‌که هیچ مرجعی نظارت روی این‌جور تبلیغات را درست برعهده ندارد، ما این تبلیغات را می‌بینیم، از آنها استفاده می‌کنیم و تا آخر عمر هم باید با عوارض غیرقابل جبران آن دست و پنجه نرم کنیم. در مورد داروهایی همه که چه در رسانه‌ها تبلیغ می‌شود و چه در مغازه‌های موسوم به عطاری موجود است، باید چند نکته را بگویم. اول این‌که نگاه سنتی در همه جوامع وجود دارد، چه در چین، چه در ایران و چه در سانفرانسیسکو و می‌تواند خسارت جبران‌ناپذیری را وارد کند. جدا از آن هر چیز گیاهی الزاما خوب نیست. شما اگر هفت دانه بادام تلخ را به یک بچه سه ساله بدهید تا بخورد، به او گیاه داده‌اید، اما باعث مرگ او هم می‌شوید، چرا که بادام تلخ به دلیل این‌که حاوی مواد مضر و مسموم است، باعث مرگ او می‌شود.مشاور خانواده

من در این مثال ساده سعی کردم که مضرات این داروهای گیاهی جنسی را برای شما بازگو کنم. اولا هر دارویی که در خارج از کشور تهیه می‌شود، باید به تایید اف‌بی‌اِی آمریکا برسد، نه این‌که در یک نقطه نامعلوم و در یک فضای بسته چند کلاهبردار با جان مردم بازی کنند. در ثانی برای تقویت قوای جسمانی، داروهای بسیاری وجود دارد که با تجویز پزشک باید مورد مصرف قرار گیرد و علاوه بر آن تهیه این گیاه‌ها پروسه طولانی دارد و باید در مقالات علمی هم مورد تایید قرار بگیرد. هر چیز گیاهی الزاما خوب نیست، با جانتان بازی نکنید!»

نامه‌های پراحساس از عشق

می‌خواهم از این دفتر خاطرات، صفحه‌ای پاره کنم و برایت به پای کبوتر ببندم، صفحه‌ای که هم شاید گوشه‌ای از تاریخ را می‌گوید، هم شاید دل‌نوشته کوچک و کوتاه زنی است از کرور کرور اتفاقات تاریخی که کمینه (به قول زن‌های قدیمی) از یک هزارمش خبر ندارد. حالا بین خودمان بماند که آن قدیمی‌تر‌ها کمینه نبودند، آن زن‌ها که با اخبارشان، نامه‌هایشان، سکه‌های ته جیبشان نیمه پنهان تاریخ را ساخته‌اند… صبر کن، به قول دوستی تاریخ نوشته آدم‌های بی‌حوصله است و زن‌ها پرحوصله و ریزبینند حتی اگر خاطرات می‌نویسند، اگر نامه‌ای پر ماجرا رقم می‌زنند، یا اگر نامه‌ای گرفته‌اند. چون به جان خودم هیچ مردی نمی‌تواند در مقابل همسرش، مادرش، خواهرش یا حتی عمه و خاله‌اش با دبدبه و کبکبه حرف بزند، وقتی همه رازهایش از پیش فاش شده و وقتی توی چشم‌های زن اشک محبت است؛ مثالش نامه خانم ملکه ایران، دختر ناصرالدین شاه به همسرش ظهیرالدوله مشروطه خواه و درویش مسلک است، درست وقتی پشت پرده به توپ بستن مجلس را تعریف می‌کند و از زبان محمد علی شاه دیوانه می‌گوید فلانی به من گفت «عمه جان دیدی چه بر سر من آوردند؟»
آخر کی می‌تواند در مقابل چنین نامه‌هایی ساکت بماند، کی می‌تواند، پشت پرده‌ها و ریزه‌دوزی‌ها و حرف و حدیث‌ها را ول کند و برود دفتر خاطرات بی‌مزه تاریخ نویس بی‌حوصله و سبیل‌داری را بخواند که از به توپ بستن مجلس که سالگردش نزدیک است، مثل همه وقایع عالم حرف می‌زند؟ دروغ می‌گویم، نامه‌هایم را نخوان، اینها قسمت تاریک تاریخند.
۱- اولین نامه‌ام، رقعه‌ای به قلم انیس‌الدوله همسر ناصرالدین شاه در ۱۲۹۵است، وقتی هنوز زن جوانی است که به همسران دیگر شوهرش حسادت می‌کند، با این که خودش جایگاه خاصی دارد، در سفر اول فرنگستان همراه شوهر تا مسکو رفته و به قول مهدی بامداد سه سال بعد از این نامه حکومت کاشان را هم می‌گیرد.نامه های پراحساس از عشق
خب زن است و حسود. دلش نمی‌خواهد شوهرش آواره خیابان‌های فرنگ شود و بعد هم برای همه عهد و عیالش سوغات و هدیه کاغذپیچ بفرستد، دلش اینها را نمی‌خواهد، حالا درست است که مثل پنج سال پیش از اینش، در سفر فرنگ اول حرفش خریدار ندارد و تنها نگین خانه شاهی نیست، اما حرفش هنوز در رو دارد و خودش هم با خبر است، پس نامه‌ای با شکایت پنهان توی دل می‌فرستد برای شوهرش و هم متلکش را می‌گوید درباره زنان تازه آمده و کس و کار و چه می‌دانم طلحک‌هایشان، هم حرف قولنج و بیماری می‌زند که دلش را نرم کند و هم قربان صدقه می‌رود، حالا چه واقعی چه الکی…
۲- «از تهران به تبریز، امروز که بیست و هفتم شهر حال است
تلگراف فرمودید از سلامتی مزاج مبارک خوشنود شدم. ان‌شاءالله تعالی این جزئی نقاهت رفع خواهد شد. همیشه دنبل پا مزید بر صحت مزاج مبارک بوده. الحال هم نافع است. در تهران باران نمی‌آید، هوا ابر است؛ لیکن جمعه گذشته قدری تگرگ بقدر فندق آمد، ناودان‌ها کار کرد، بازهم خواهد بارید. از التفافات شاه احوالم بهتر است بعد از تنقیه قولنج رفع شده اگر دیگر نیاید. قربانت گردم فرمایش شد، به‌طوری رفتار بکنید که مشغول بشوید خوش بگذرد، مشغولیاتی بهتر از این نبود که سایرین را برای حرمخانه مشغولیات بفرستید. بنا نبود که سایرین ماندنی باشند، چطور شد که ماندنی شدند، در حقیقت احسان حضرت ظل اللهی روحنا فداه از حد گذشته در حرمخانه، عجب انصاف بکار بردید. هر روز یک نوع مشغولیات برای حرمخانه پیدا می‌کنید. از دیشب تا بحال مشغولیات پیدا کرده‌اند. دیگر لازم به صفا و مهمانی نیست.
انیس‌الدوله؛ ۲۷ ربیع الثانی سنه ۱۲۹۵
۳- نامه‌های عهد قجر و خصوصا نامه‌های مطنطن و پر افاده شازده قشمشم‌های یک چیزی دارد به اسم تعارف و مبالغه و به قول مهران مدیری پاچه‌خاری و به قول قجری‌ها بادمجان دور قاپ چینی که بعد‌ها خدا را شکر یا از نامه‌ها حذف می‌شود یا چه می‌دانم شکل دیگری پیدا می‌کند. خصوصا در نامه‌های عاشقانه که همسران برای هم می‌نویسند، نامه‌هایی پر از دلتنگی و غر از دوری… نامه بعدی هم نامه یکی دیگر از زنان مشهور ناصرالدین شاه است، امین اقدس که امین و خادم مخصوص شاه بوده و کلیددار حرم، که البته گمانم در زمان سفر دوم فرنگ دیگر ۳۰ سالی داشته و از چشم شاه افتاده بوده و دنبال عشق نبوده… اصلا شاید فقط دنبال سرپناهی بوده و جاه و مقامی و اطمینانی از داشتن سقف که گربه‌های شوهر را ستایش می‌کند و بعد هم بالاخره ملیجک را که می‌گویند برادرزاده‌اش بوده توی دامن شاه می‌گذارد و برای خودش جاپایی می‌سازد که وقتی کور و علیل و زمین‌گیر شد، هوو‌ها از گیس آویزانش نکنند…. نامه را بخوانید و تاریخ را روشن ببینید…
۴- «قربان خاک پای مبارک بگردم ** سواد دست‌خط مبارک را که به رمز شرف صدور یافته بود زیارت شد، بسیار مشعوف و خرسند و خرم شده، قلب ضعیف را تسلی دادم. خدا به عزت محمد و آل محمد که سایه بلندپایه اقدس شهریاری را از سر این کنیز جان‌نثار کم نفرماید. جای شریف خالی، زیبلی و بچه گربه‌های دیگر همه خوب. بازی می‌کنند. حیف که تشریف ندارند. الان در سر سفره ناهار خوردن آنها را تماشا کنید که چقدر مزه دارند. کمینه بجز محرومی از فیض حضور مطلبی ندارم.

 

نامه‌های پراحساس از عشق
۵- «یک نامه عاشقانه به همراه یک سکه تاریخی در لباس یکی از زنان قاجاری که در اولین جشنواره تجسمی سنتی (ایرانیان، آینه‌داران میراث کهن) به نمایش گذاشته شده بود، کشف شد. این نامه که در یک کاغذ کوچک است با جوهر آبی رنگ نوشته شده است و هیچ تاریخی ندارد. نامه کلا در هفت خط است و دو بیت شعر نیز در آن نوشته شده است. مدیر نگارخانه سعدآباد گفت: «زمانی که مسئول امور هنری نگارخانه سعد آباد قصد داشت لباسی را که متعلق به دوره قاجار بود، به یک مشتری نشان دهد، متوجه وجود یک نامه و سکه در جیب لباس شد.»
۶- می‌دانم بی‌ربطاست، اما از نامه‌های شاهانه که بگذریم، چند سال پیش این جور که مدیران سعدآباد تعریف می‌کنند و سایت‌های اینترنتی نوشتند، نامه‌ای عاشقانه ته جیب قبایی زنانه کشف شد که شاید ۲۰۰ سالی عمر داشت. می‌گفتند پیراهن که راه راه و چاپ قلمکار بود و سکه‌ای به تاریخ ۱۲۱۹ کنارش غبار گرفته بود، نامه‌ای زرد و قدیمی توی دلش داشت از مردی به زنی که دوستش داشت. حالا اگر نشد که همه نامه را چاپ کنیم، خودتان جست‌وجویش کنید و ببینید فرق نامه‌ای که همسر شاه برای مرد قدر قدرت می‌نویسد با نامه‌ای که مردم عادی برای هم می‌نوشتند چقدر است…. اما گفتنی است گرچه این نامه‌ها تاریخ را نمی‌سازند، و نامه‌های انیس‌الدوله ارزش دیگری دارد، اما می‌شود گفت: عشق مردم عادی یا نامه‌های پر از عشق مردی ساده تاریخ را زیباتر می‌کند، همین!

 

۷- «تلگراف نواب علیه عالیه انیس‌الدوله است. روز دوشنبه سوم شوال المکرم سنه ۱۳۰۶ از میانج ]میانه[ به ورشوی عرض کرده است. حضور اعلیحضرت شاهنشاه در ورشو، تلگراف مبارک غزه شوال است در میانج زیارت شد. شکر سلامتی وجود مبارک را به جای آوردم. نواب فخرالدوله و سایرین سلامت هستیم. خودم از تبریز در غصه گرفتارم. از تبریز تا میانج همه روزه به رنج ساخته شد… انیس‌الدوله»
۸- چرا دوباره نامه از انیس‌الدوله گذاشتم؟ آن هم به وقت سفر سوم فرنگ و تقریبا آخرهای کار ناصرالدین شاه وقتی دیگر بی‌خیال اصلاحات می‌شد و دیوانه‌وار عاشق فرنگ رفتن بود و نه انیس‌الدوله و نه بقیه زن‌هایش در مقابل هیجانات فرنگی و تماشاخانه‌ها و مراسم بالط شاهنشاهی (همان باله) برایش رنگی نداشتند؟ نامه‌های پراحساس

خیلی خب، نامه از زنی است که دیگر حنایش پیش شوهر رنگی ندارد، به گفته پیشخدمت خاصه اعتمادالسلطنه، اما احترام دارد و باید برود بخوابد و جلوی دید نباشد که شاه بقیه زن‌هایش را صدا بزند، اما زن هنوز عاشق است، موقع بدرقه معشوق زار می‌زند و همان کسی است که روز قِران منحوس جلوی شوهر زانو می‌زند و التماسش می‌کند که از پیشگویی‌های شوم بترسد و خودش را به کشتن ندهد… اما خب تاریخ است دیگر، به حرف زنان عاشق نوشته نمی‌شود، چون تاریخ را مردان بی‌حوصله نوشته‌اند و وقتی از نامه ناصرالدین شاه به زن نورچشمی‌اش، عایشه خانم یوشی، می‌نویسند، دارند فقط کار علمی می‌کنند و از دل شکسته انیس‌ها و تاریخی که می‌سازند، بی‌خبرند.
۹- خیلی قبل‌تر از این که انیس‌الدوله از قاتل پشت پرده شوهر، یا همان امین‌السلطان انتقام بگیرد و خودش دق کند یا چیزخور شود، اعتمادالسلطنه همان پیشخدمت خاصه، وزیر انطباعات و خاطرات نویس مشهور در ۱۲۹۹ از دعواهای زنانه انیس با زنان حرم نوشته است، از حسودی‌اش، از عشقش و از پولتیک‌هایش. یکی از این خاطرات برمی‌گردد به هفت سال پیش از این نامه…. اعتمادالسلطنه در خاطراتش به همسری ناصرالدین شاه با زنی به اسم عایشه خانم اشاره می‌کند و از مهمانی خانواده خانم می‌نویسد در سفر به شمال که همه زن‌ها دعوتند جز انیس‌الدوله، البته کینه قدیمی است و همین نامه‌ها و خاطره‌نگاری‌ها نیمه تاریک تاریخ را تعریف کرده‌اند، نیمه‌ای که اگر نشناسی و اگر با وسواس نخوانی تاریخ کشورت را نخوانده‌ای، چون آن نوشته‌های پر اهن و تلپ و مجیز گو، آن نثرهای انتقادی و تلخ مردانه وآن منم منم‌های بی‌حساب و کتابشان فقط کلیات را می‌گوید و داستان واقعی در نامه‌های زنان و نامه به زنان آمده است.
۱۰- روزنامه خاطرات ناصرالدین‌شاه قاجار، ۱۲۹۰ قمری، در سفر اول فرنگستان، مسکو، وقتی هنوز جوان است و عاشق انیس‌الدوله… «امروز بنا شد انیس‌الدوله و حرم از اینجا فردا بروند تهران با ساری اصلان، و میرشکار محمد حسن خان برادر انیس‌الدوله حاجی سرور و آقا علی و غیره. انیس‌الدوله راضی نمی‌شد، گریه کردند، خیلی به ما بد گذشت خیلی بد خیلی سخت اگر همراه می‌بردیم برای جا منزل کالسکه کشتی نشستن اشکالات داشت اگر بروند تهران دل ما می‌سوخت…بسیار بسیار بد گذشت… خدا ان‌شاءالله به سلامتی همه را به وطن برساند به خصوص انیس‌الدوله…»
۱۱- پایان داستان عاشقانه نیست، آدم‌های این داستان همه پیر و کور و مردار می‌شوند، اعتمادالسلطنه به طرز عجیبی چند هفته قبل از مرگ ناصرالدین شاه سکته می‌کند، ناصرالدین شاه به اصرار امین‌السلطان وزیری که می‌خواسته عزل کند به حرم شاه عبدالعظیم می‌رود و کشته می‌شود. حالا به دست میرزا رضا و به فتنه‌ای ناشناخته خدا عالم است… از آن طرف زنش انیس آواره و دربه‌در در مهمانی عروسی دختر شاه توطئه‌ای می‌کند، برای نابودی امین‌السطان در چشم شاه جدید، بعد همه خلع می‌شوند، همه می‌میرند… داستان واقعی اما در نامه زنانه اهالی حرم است، در خاطرات تاج‌السلطنه که توطئه پر از عشق انیس را فاش می‌کند، در نامه‌های قدیمی و تلگراف‌هایی که از عشق و شور و حسادت می‌گویند و در خاطراتی که نیمه قایم را نشانمان می‌دهند…

شما در حیاط خلوت زندگی خودتان چه می‌کنید؟

حیاط خلوت زندگی. این کلمه برای شما چه معنایی دارد؟ شما را یاد چه چیزی می‌اندازد؟ اصلا برایتان تعریفی دارد یا نه؟ برای من که معنی‌اش مترادف است با چیزی که در نهایت می‌رسد به حریم خصوصی انسان‌ها. جایی که فقط خودت هستی و خودت. چیزی که شاید این روزها به متاعی نایاب تبدیل شده که خیلی‌ها با چراغ دور شهر پی آن می‌گردند. حیاط خلوت ما آدم‌ها جای عزیزی است برای خیلی‌هامان. جایی که در آنجا لااقل با خودمان بی‌رودربایستی‌تر هستیم. جایی که برای خودمان فیلم بازی نمی‌کنیم. جایی که قرار نیست آنجا به چهره‌مان نقاب بزنیم و برای خودمان فیلم بازی کنیم. جایی که… اصولا جای خوب نایابی است این روزها. روزهایی که داشتن حریم شخصی با این همه چشم و دوربینی که دنبالت هستند و تو را می‌پایند به یک آرزو تبدیل شده. روزهایی که حتی به تلفن دستی‌ات هم نمی‌توانی اطمینان کنی و در حقیقت دیگر هیچ جای امنی برایت باقی نمانده جز همان جای امن دیرین و همیشگی. این روزها ذهن آدمی فکر می‌کنم تنها حیاط خلوتی است که برایش باقی مانده. جایی که هنوز به سختی می‌توان به آن نفوذ کرد و پشت لایه لایه‌اش را دید زد و کاوید.
یادش بخیر وقتی که بچه بودم حیاط خلوت اولم اتاق خواب کوچکم بود و کتابخانه‌ای که در آن بود و عشق‌بازی‌ای که در این فضا رفت و آمد می‌کرد. بچه‌تر که بودم، حریم امنم تختخواب کوچکی بود که هر وقت از چیزی آزرده می‌شدم، به آن پناه می‌بردم. جایی که فکر می‌کردم از هر گزندی در آن مصون خواهم بود و با خودم و کسی که همیشه و از ابتدا رفیق درددل‌هایم بود خلوت می‌کردم. حیاط خلوت من همیشه لحظاتی بود برای پرواز پرنده خیال به جاهایی که همیشه آرزویش را داشته‌ام. همچنان هم همین‌طوری است. رفتن به جاهایی که شاید در منظر دیگران خنده‌دار به نظر برسد و حرف‌زدن درباره چیزهایی که شاید بیشتر آدم‌های دور و برت در آن به آن بخندند. اما حیاط خلوت حریم امن بوده و هست. برای تصوراتی که حالا امروز خیلی‌های آنها به واقعیت رسیده‌اند و خیلی دیگر هنوز هم در حد آرزو و تصور باقی مانده‌اند. حیات خلوط اما همچنان عزیز است با همین تصورات و آرزوها. حالا شاید مکانش کوچک‌تر به نظر برسد، اما واقعیتش این‌قدر وسیع شده که دیگر هیچ کسی نمی‌تواند به آن دست پیدا کند و با مرور اتفاقات درون آن تو را مواخذه کند یا به چیزهایی که در آن هست بخندد که شاید در گذشته می‌شد این اتفاق برایش بیفتد. اینجا همچنان حریم امن عزیز است برای من و نمی‌دانم برای شما چگونه است. جالب است برخورد دوستان و بزرگانی که برای همین ماجرا برایمان یادداشت نوشته‌اند. همچنان عاشقانه و همچنان با ولع. برای جایی که لحظات تو در آن تنها برای خودت هست و خواهد بود. فکر می‌کنم خودتان بخوانید، بهتر به ماجرا پی ببرید.

پناهگاه کاغذی
خیلی چیز‌ها آدم به آدم فرق می‌کند. با این‌که خیلی‌ها ممکن است به حیاط خلوت نیاز داشته باشند، بعضی‌ها هم چنین نیازی را ممکن است احساس نکنند. حالا این‌که چرا چنین نیازی احساس نمی‌کنند یا به این دلیل است که خیلی آدم‌های خوشبختی‌اند که همه آن چیزهایی را که می‌خواهند، در همین فضای شیشه‌ای و غیر خلوت به دست می‌آورند و یا این قدر دنبال حیاط خلوت گشته‌اند و نیافته‌اند که خود به خود از خیرش گذشته‌اند و اصلا چنین مفهومی برایشان بی‌معنی شده است.
از این‌که چنین مفهومی برای کسی بی‌معنا شده باشد، خیلی هم تعجب نکنید! اصلا حیاط خلوت و فضای خصوصی و حریم خصوصی مفهوم‌هایی است که بعد‌ها شکل گرفته است و آدمیزاد از‌ همان اول به این چیز‌ها نیازی نداشت.
حالا با این مقدمه خیلی دل و جرئت می‌خواهد که آدم درباره خودش حرف بزند. نه می‌توانم بگویم این قدر خوشبختم که هیچ نیازی به حریم خصوصی نداشته باشم. – البته خوشبختی کامل و همه جانبه را می‌گویم، وگرنه شکر خدا در زندگی خانوادگی چنین احساسی را دارم- و نه این قدر دنبال حیاط خلوت گشته‌ام و نیافته‌ام که یادم رفته باشد، مگر این‌که من خود را یک مورد استثنایی بدانم که اصلا از اول نیاز به چنین فضایی در وجودم کار گذاشته نشده باشد. که آن هم جوابش این است که من در هر چیزی تردید داشته باشم، در این یک مورد تردید ندارم که اصلا و ابدا آدم استثنایی نیستم.
تا وقتی که یادم می‌آید، یک آدم معمولی بودم. نه در مدرسه خیلی شاخص بودم و نه در دانشگاه و نه در بقیه چیز‌ها. همیشه آدمی بودم آن وسط مسط‌ها که سر و کارم نه به دفتر مدرسه و ناظم می‌افتاد و نه به کمیته انضباطی. شاید هم قیافه‌ام کمی غلط‌انداز بود. بله داشتیم درباره حیاط می‌گفتیم و درباره حیاط خلوتِ نداشته خودمان. برای این‌که کار خودم را راحت‌تر کنم، همین جا می‌توانم بنویسم که من از این حیاط‌هایی که شما می‌گویید ندارم و بیشتر از این هم نمی‌توانم درباره چیزی که ندارم و حسرتش را هم ندارم، توضیح بدهم. اما این جواب راضی‌ام نمی‌کند. فکر می‌کنم گاهی آدم از داشته‌ها و نداشته‌ها و آرزو‌ها و حسرت‌های خودش آگاه نیست. تا پرسشی به جانش نیفتد، بهش فکر نمی‌کند، ولی وقتی پرسش به جانش افتاد، این قدر دنبال پاسخش می‌گردد که پیدا کند. حالا حکایت من است.
اسمش را شاید نشود حیاط خلوت گذاشت، اما به گذشته که برمی‌گردم، به روزهای سخت و دشوار که در همین یکی دو سال کم نبوده‌اند، می‌بینم که همیشه جایی پناه برده‌ام، همیشه جایی را داشته‌ام که در آنجا احساس آرامش بکنم و آن ادبیات است. نوشتن و خواندن برایم چنین پناهگاهی بوده است که از واقعیت‌های تلخ به آن فرار کرده‌ام. شاید کار درستی به نظر خیلی‌ها نرسد، اما پناه بردن به ادبیات هم چون فرارکردن از خطر و پناه گرفتن و جان به‌دربردن را نمی‌شود از راه دور قضاوت کرد. بله اگر بشود اسمش را گذاشت حیاط خلوت، حیاط خلوت من کاغذی است. من البته دوست‌تر دارم اسمش را پناهگاه بگذارم؛ پناهگاه کاغذی!

حیاط‌هایی که شلوغ شدند
یک
بچه که بودی حیاط خلوتت «خیال‌پردازی» بود. خیال‌پردازی بود و فرو رفتن در پیله‌ای که راهی بدان پیدا نمی‌کردند. نه مادر که عزیزت بود. نه پدر که نمی‌خواستی قلبت را برایش باز کنی. نه خواهر و برادرهایت که در حیاط خلوت‌های خود پرسه می‌زدند. در عصر رادیو با گوش‌دادن خیال‌پرداز شدی، با قصه‌پردازی. با آب وتاب دادن به هر صدایی، با باز و بسته‌شدن هر دری، با قاب هر پنجره‌ای، با هر واقعه کوچکی (مثل شیرفروشی که در گرمای تابستان کاپشن چرمی بر تن می‌کرد)، به هر کلامی (صدای فروشنده نان فروش)، به هر برخوردی (سلام… سلام پسرجان). یادگار بچگی در تو باقی ماند. از عصری به عصر دیگر. از دورانی به دوران دیگر. آن روزها خیال‌پردازی را ارج نهادی. مساحت حیاطت سال به سال کوچک شد. اما نمی‌خواستی دیوارهایش بلندتر شوند. نمی‌خواستی درازتر شوند.
دو
نوجوان‌ها معمولا حیاط خلوت‌های پرشماری دارند. برخی آن قدر فراخ که نمی‌توان آنها را حیاط خواند. برهوتی هستند بی‌افق. برخی آن‌چنان کوچک که باید ایستاده درونش ساعات را سپری کرد. مثل اتاق‌های بی‌پنجره. دنیای فوتبال پرتابت کرد به حیاطی دیگر. حیاطی که اگر می‌خواستی خلوت بود و اگر چشم‌هایت را باز می‌کردی، شلوغ و پرجمعیت. هم یکه و تنها بودی و هم صدها رفیق دوست‌داشتنی دوره‌ات کرده بودند. چیزی مثل حیاط مدرسه‌ها که می‌توانستی هم خلوت‌نشین گوشه‌گیری باشی و هم یکی از آن کودکان هیاهوگر. آنجا بود که به مفهوم «خلوت‌کردن در دل جمع» و «حل‌شدن در دل جمع» دست یافتم. آنجا بود که فاصله خلوت و شلوغی، تک‌افتادگی و جماعت زدگی را دریافتی. آنجا بود که دریافتی می‌توان هرجا حیاط خلوتی برپا ساخت. می‌توان هرجا پرتاب شد به دل مردم. می‌توان مثل یک بندباز از «خود» به «دیگران» پرواز کرد و از «دیگران» به «خود».
سه
جلوی مانیتور می‌نشینی. اینترنت. وبلاگ. وب سایت. حروف فارسی و انگلیسی. دیدگاه‌ها. اظهارنظرها. مقاله‌های بلند و کوتاه. اعتراض‌ها. ستایش‌نامه‌ها. اخبار راست و دروغ. عکس و نقاشی. گرافیک ساده. تصاویر دیجیتال… حیاط خلوت‌هایت حصاری ندارند. دیواری ندارند. پرچین حیاط خلوت‌هایت کوتاه شده‌اند. آن قدر کوتاه که هر نوری به درونش رسوخ می‌کند و گوشه‌ای را روشن. آن قدر کوتاه که می‌توانند از روی آن بپرند. بپرند و در آن خودی نشان دهند. خودی نشان دهند و فریادی بزنند. فریادی بزنند و خلوتت را بشکنند. خلوتت را بشکنند و حیاط را آن خود قلمداد کنند… حالا نمی‌توانی در حیاطت تنها باشی. نمی‌توانی پیله‌ای بسازی. نمی‌توانی یکه و تنها خیال‌پردازی کنی. می‌دانی نمی‌توانی حیاطی از آن خود برپا سازی که کسی بدان راه نیابد. نمی‌توانی سردرگریبان فرو بری. آدم دیگری شده‌ای. دلت پر می‌زند برای فضولی در حیاط خلوت‌های دیگران. برای نشستن روی شاخه‌ای. روی درختی که نمی‌دانی چه درختی است. درختی که میوه‌هایش را ندیده‌ای. که صدای وزیدن باد لای برگ‌هایش را نشنیده‌ای. به امید یافتن میوه‌ای با طعمی تازه. برای نوک‌زدن به دانه‌ای با رنگ ندیده… تو تسلیم شده‌ای. تو دیگر حیاطی از آن خودت نداری. نه نداری.

حیاط شلوغ
در دوران نوجوانی یک حیاط خلوت داشتیم که به واسطه پوشاندن سقفش شده بود آشپزخانه ما. در آنجا یک کمد آهنی داشتم که تمام دنیای من آنجا جمع بود. یک کلید هم بیشتر نداشت. بزرگ‌تر که شدم، آن کمد همچنان سر جایش بود و تا مدت‌ها در آن بسته ماند. چون پوتین کوهم توی آن جا نمی‌شد. مسیر دارآباد و قهوه‌خانه تازه تاسیس آن، رفیقی که همیشه مثل درخت بخشنده بود به نام مسعود براتی و صخره‌ای که زیر آن را تراشیده بودم – تا سایبانی شود – شد مأوای روزهای پنج‌شنبه و جمعه و گاهی وسط هفته. آن زمان‌ها دارآباد خلوت بود. ولی الان این‌طور نیست. آن غار کوچک زیر صخره هم مال من نیست. همیشه پر از جوانان قلیان به دست است که از شب گذشته آمده‌اند.
کم‌کم حیاط خلوتم از مکان به ذهن رسید. چون مکان‌ها توسط یک زندگی اجتماعی و آدم‌هایش اشغال می‌شد. دیگر حیاط خلوتی وجود ندارد. مثل حیاط خلوت خانه‌های الان که شلوغ است و بی‌نظم. همه چیز دارد به یک حیات شلوغ تبدیل می‌شود. مکان‌های شلوغ از ذهن‌های شلوغ می‌آید. کی‌بوردی که نمی‌توانی بر آن تایپ کنی. داغی لیوان چایی. مهمانی‌های شلوغ با حرف‌های تکراری. بازی کودکانه با پسرم. و… همه فرصت‌های کوچکی شد که به خلوت خودم فکر کنم. خلوتی که ندارم، خودخواسته است. ولی بعضی مواقع خواب که نه، همین‌طوری تصویرش جلوی چشمم می‌آید. همیشه می‌گویم مهم نیست دارم بزرگ می‌شوم، شاید باید از دستش بدهم و به جایش چیزهای جدیدتر به دست بیاورم.

ملک شخصی
اندازه بیرونی‌اش می‌تواند خیلی متفاوت باشد، بستگی به وسع آدم دارد؛ از یک خانه گرفته تا یک کنج خلوت یا حتی یک برگ کاغذ سفید. اما اندازه درونی‌اش تقریبا همیشه یکسان است یا لااقل برای هرآدم حجمی مشخص دارد. و جالب اینجاست که هر چقدر نیاز درونی به داشتن کنج خلوت بیشتر باشد، وجه بیرونی‌اش کمتر اهمیت دارد. در آن مواقع‌ حتی یک کاغذ سفید کوچک هم می‌تواند پناهگاه خوبی باشد؛ یک سفیدی دعوت‌کننده و یک مداد کوچک که روی آن بدود و یک تک جمله بنویسد: «اینجا ملک شخصی من است!» از آن جور ملک‌هایی که هیچ‌ وقت به خاطرش کارمان به مجادله‌های قانونی نمی‌کشد، آنجا تنها جایی است که می‌توانیم با خیال راحت تصرفش کنیم.
اگر این‌طوری به ماجرا نگاه کنیم، دیگر لازم نیست نگران به‌دردبخوربودن کارمان باشیم، چون به نظر می‌رسد بیشتر وقت‌ها کاربردها و فایده‌های یک چیز هستند که به وجود آن رسمیت می‌بخشند و ما اولین و مهم‌ترین کاربرد کنج خلوتمان را پیدا کرده‌ایم و آن داشتن احساس مالکیت بر چیزی در درونمان است، چیزی که قابل قاپیدن و ربودن نیست و این خیلی احساس خوشایندی در آدم به وجود می‌آورد، یک جور حس قدرتمندی پنهان.

خشونت زنان

پسر ۱۱ ساله افغان وقتی به خانه برمی‌گردد، متوجه می‌شود قرار است داماد شود. اما عروس بیشتر شبیه مادر اوست. همسر برادر مرحومش که زنی ۲۵ ساله است. اما کار از کار گذشته. هر چند در غیر این صورت هم بعید بود که کاری از دست او بربیاید. او حالا باید نقش شوهر را در یک زندگی واقعی برای زنی ایفا کند که ۱۴ سال از او بزرگ‌تر است. این‌که زن نیز قاعدتا دل خوشی از این ازدواج ندارد نیز بسیار محتمل است، اما چه کسی در این اتفاق بیشتر مظلوم واقع شده است؟ وقتی سخن از خشونت در خانواده به میان می‌آید، اولین چیزی که به ذهنمان می‌رسد، درگیری فیزیکی میان یک زن و یک مرد است. قربانیان هم همیشه کسانی هستند که از نظر جثه ضعیف‌ترند، یعنی مرد به عنوان عضوی که از فیزیک قوی‌تری برخوردار است، به عنوان فردی معرفی می‌شود که علیه زن یا فرزند خود خشونت می‌کند. اما واقعیت این است که خشونت علیه مردان همیشه به خاطر تصور عموم تحت تاثیر خشونت علیه زنان همواره محو بوده است. شاید هم خیلی‌ها آن را باور نمی‌کنند. اما مدتی است که از گوشه و کنار دنیا اخبار دیگری به گوش می‌رسد. پدیده‌ای جالب توجه از دل مناسبت‌های اجتماعی و خانوادگی مدرن انسان امروز در حال گسترش است. فرقی نمی‌کند مکان آن غرب و اروپا باشد یا همین بیخ گوش خودمان در افغانستان.
واقعیت این است که این روزها زنان بسیاری هستند که به مردان خشونت می‌ورزند. کسی چه می‌داند، شاید بالاخره وقت آن رسیده است که زنان انتقام تاریخی خود را از مردان بگیرند.

دار و دسته زنان خشن!
«خشونت زنان علیه مردان؟!» برای بسیاری از شما که در حال خواندن این مقاله هستید، شاید این موضوع بیشتر شبیه طنز باشد و اگر جزو خانم‌ها باشید، نیشخندی هم بزنید. اما واقعیت این است که با وجود بالابودن آمار خشونت علیه زنان، نمی‌توان خشونت زنان علیه مردان را که به شکلی پنهان در جوامع مختلف وجود دارد، منکر شد. کشورهای عضو سازمان ملل از سال ۱۹۷۵ میلادی هشتم مارس را به عنوان روز جهانی زن نام‌گذاری کردند و به رسمیت شناختند و هر سال در این روز لزوم توجه به حق و حقوق زنان را در بوق و کرنا کرده و به جهان یادآوری می‌کنند. این در حالی است که اما هیچ منبع و مرجع قابل استنادی درباره حقوق مردانی که در جامعه مدرن زندگی می‌کنند، وجود ندارد و این دقیقا همان جایی است که جماعت مردان کمی حق دارند مشکوک شوند.
اگر اجازه دهید، باید کاملا بی پرده و البته با رعایت بسیاری از ملاحظات ادعا کنم که مردان زیادی توسط زنان مورد خشونت قرار می‌گیرند. اگر عبارت «خشونت علیه مردان» برایتان عجیب و غیر واقعی به نظر می‌رسد، شاید به خاطر تلقی‌ای هست که اغلب ما از واژه خشونت داریم. بیشتر ما تا صحبت از خشونت در خانواده می‌شود، به یاد مشت‌های آبدار و یا لگد‌های کاری بعضی از آقایان می‌افتیم، اما خشونت همیشه شامل این حرکات رزمی و فیزیکی نیست. بانوان محترمی در جای جای دنیا هم هستند که در کنار آگاهی از این فنون رزم تن به تن، نوع دیگری از خشونت را که متفاوت از نوع مردانه آن است، بسیار ماهرانه انجام می‌دهند. آمارها نشان می‌دهد که در انگلستان چهار هزار پرونده از کتک خوردن مردان به‌وسیله همسرانشان تشکیل و پی‌گیری شده است.خشونت زنان
این آمار باعث شده در بین کارشناسان روانی بریتانیا، دو نظریه شکل بگیرد. اول این‌که این آمار می‌تواند نشانه رشد فرهنگ خشونت در بین زنان انگلیسی باشد. اما نظریه دوم معتقد است این مردان هستند که جرئت یافته‌اند موارد بیشتری از کتک‌خوردن‌های خود را گزارش کنند! بهتر است به مثالی در این زمینه دقت کنیم:
همسر مردی به نام پیتر بنتنر، او را در دو ساعت در روز مجبور می‌کرده که رو به آسمان دراز بکشد. در طول این مدت هم اگر پیتر بنا به هر دلیلی پشت خود را برمی‌گردانده، با لگد هدف حملات همسر خود قرار می‌گرفته. در طول چند هفته‌ای که این داستان برای او تکرار می‌شده، پیتر امیدوار بوده که همسرش دست از این رفتار خود بردارد، اما در نهایت بهترین چیزی که عایدش می‌شده ضربات آبدار همسر عزیزتر از جانش بوده است.

تاکتیکی به نام خشونت نرم!
بر اساس نتایج پژوهش و بررسی پدیده همسرکشی در کشور جمهوری چک، ۳۱ درصد زنانی که به شوهرانشان آزار شدید جسمی زده‌اند و در نهایت مرگ آنها را رقم زده‌اند، به خاطر خیانت همسرانشان آنها را کشته‌اند و ۱۱ درصد در واکنش به خشونت مردان، حمله ناگهانی یا تهدید، مرتکب قتل شده‌اند. اما این تمام واقعیت در خصوص نحوه آزارهای زنان علیه مردان در جهان نیست.
برخلاف تصوری که در دنیا درباره زنان رایج است، زن‌ها توانایی بالایی در اعمال خشونت‌های حرفه‌ای بر مردان دارند. توانایی‌هایی که باید آنها را بهتر شناخت. واسیلی سروجنکوویچ، روان‌شناس مشهور اوکراینی در جمله معروفی که دارد، تاکتیک حملات زنانه را این‌گونه کوتاه و موجز تشریح می‌کند: «نوع‌های مختلف خشونت زنان بسیار ظریف و مستتر است. به گونه‌ای باید باشد که از طرف مردان به عنوان خشونت تعبیر نشود. چون در این صورت، مانند همان مردان با او رفتار خواهد شد و چون فاقد ویژگی نیروی فیزیکی هستند، در این نبرد از همان ابتدا بازنده خواهند بود.»
با این‌که زن از لحاظ جسمی از مرد ضعیف‌تر است، اما به لحاظ کلامی بسیار قوی‌تر از مرد است، از همین رو به طور تجربی مشخص شده که زنان مردها را بیشتر در ابعاد روحی و روانی آزار می‌دهند. یعنی از جنبه‌هایی نظیر تحقیر، زیاده‌خواهی‌های مادی، محرومیت‌های جنسی و… اما با وجود تمام اینها هنوز آمار دقیقی از لحاظ این‌که چند درصد مردها مورد خشونت زنان واقع شده‌اند در دسترس نیست و البته زنان هم همیشه از این امتیاز به عنوان یک حربه در برابر مردها استفاده می‌کنند.

زن ذلیل‌های معاصر!

اولین مرکز حمایت از زنان مورد خشونت قرار گرفته در سوئد تاسیس شد. چندین دهه پس از این اتفاق با تلاش‌های فراوانی که زنان در نقاط مختلف جهان داشتند، موفق شدند تا حد زیادی از خشونت‌هایی که علیه آنها به کار می‌رفت رهایی یابند، اما سال گذشته در همین کشور اولین مرکز حمایت از مردان کتک خورده نیز افتتاح شد تا دنیا با پدیده‌ای مواجه شود که خبرهای جدید با خود به همراه دارد. خیلی راحت و چشم بسته می‌توان گفت مردان به دلیل قدرت بدنی و توانمندی‌های خاص فیزیکی و به دلیل داشتن مدیریت که خود کانون اقتدار است، آمادگی بیشتری برای اعمال خشونت‌های فیزیکی دارند، اما قضاوت در خشونت‌های روانی چندان ساده نیست.
هلن ویلکسون چند ماه پیش در مقاله‌ای جنجالی در روزنامه هرالد تریبون نوشت: «هم اکنون موج فزاینده‌ای از موارد آزار جنسی توسط زنان به چشم می‌خورد. همچنین شواهد زیادی مبنی بر سوءاستفاده جنسی زنان از کودکان و مردانی که قربانی خشونت خانگی هستند، وجود دارد. زنان نیز مانند مردان، هنگامی که قدرت دارند، قادرند از آن سوءاستفاده کنند. اما مسئله‌ای که در این میان قابل تامل است این‌که، احتمالا دگرگونی ارزش‌ها در میان نسل جوان‌تر زنان، یعنی گرایش آنان به ویژگی‌هایی که تا پیش از این به مردها نسبت داده می‌شد، به اشتیاق روزافزون آنها به قدرت و پدیده‌هایی مانند آزار جنسی تبدیل می‌شده است.» در واقع برای فعالان حمایت از عدم خشونت بسیار ناامید کننده است وقتی می‌بینند فعالیت‌های حمایتی‌شان درخصوص خشونت علیه یک طیف در حال پیشرفت، اما در مقابل خشونت علیه طیف دیگر در حال تشدید شدن است. آیا باید قبول کرد که ورژنی جدید از پدیده «زن ذلیلی» در حال تکثیر در تمام نقاط جهان است؟

فمینیست‌های پشیمان!
خشونت علیه مردان، کار را به جایی رسانده که حتی فمینیست‌های رادیکال هم پس از چندین دهه اعلام کرده‌اند تاکنون تحلیل خشونت‌های خانگی با نگاهی مردانه انجام شده است، به گونه‌ای که صرفا خشونت‌ مردان  قابل شناسایی و محاسبه بوده‌اند و خشونت‌های زنانه به دلیل ویژگی خاص آن که معمولا اعمال اقتدار از موضع ضعف است، نادیده انگاشته شده است. سیلویا مونتلا که یکی از پژوهشگران سرشناس ایتالیایی در حیطه تئوری فمینیست بود، ماه گذشته در ۷۰ سالگی با اعلام برائت از فمینیست در نوشته‌ای این نظریه را مطرح کرد که زنان به گونه‌ای زمینه‌ساز خشونت علیه خود هستند و همواره در کنترل و کم کردن خشونت، غیرفعال عمل می‌کنند. او معتقد بود دختران پیش از ازدواج، باید بیاموزند که چگونه زمینه‌های میل به خشونت را در مرد کم کنند و یا چه عکس‌العملی در قبال رفتار خشن مرد داشته باشند که به استمرار خشونت یا تعمیق آن منجر نشود. در غیر این صورت مسئول بیشتر اتفاقات خشونت آمیز خود زنان خواهند بود.
وقتی قرار بر این باشد که خشونت علیه مردان و حتی اعترافات افرادی را که تا دیروز چشم دیدن مردان را نداشتند، جدی نگیریم، آن وقت است که شنیدن آمارهای باور نکردنی از این پدیده برای ما دیگر نباید خیلی تعجب برانگیز باشد. مثلا این نمونه را ملاحظه بفرمایید: گروه تحقیقاتی «مدیا اسکوپ» بعد از یک تحقیق گسترده به این نتیجه رسیده است که از هر ۱۴ مرد آمریکایی، یک نفر در طول حیات خود مورد خشونت همسرش واقع می‌شود. همچنین در هر روز یک مرد آمریکایی صدمه جسمی و بدنی می‌بیند. ضمن این‌که یک سوم زنان آمریکایی در مقطعی از زندگی به شوهرهایشان آسیب بدنی می‌رسانند و یا آنها را مورد آزارهای روحی – روانی شدید قرار می‌دهند. و ۱۵ درصد از مردان مقتول در ایالات متحده، به دست همسران پیشینشان کشته می‌شوند.
اگرچه استعداد تحکم و طغیان‌گری در نهاد تمامی انسان‌ها، فارغ از جنسیت، وجود دارد، اما باید پذیرفت که موقعیت‌های متفاوت زنان و مردان و استعدادهای خاص هر جنس، آنان را برای گونه‌ای خاص از رفتارهای خشن مستعدتر کرده است. همان‌گونه که مردان در نقاط مختلف جهان همواره به اعمال خشونت علیه زنان می‌پردازند، در گوشه‌های دیگری از جهان هرچند با جامعیتی کمتر، اما زنانی نیز هستند که دنیا را بر مردان تیره و تار کرده‌اند و پدیده‌ای را به وجود آورده‌اند که این روزها در فرهنگ اجتماعی به عنوان خشونت علیه مردان شناخته می‌شود.

نقش تبلیغات در خانواده های ایرانی

برنامه‌های مهاجر

هر روز صبح برای نوگلان باغ امید برنامه‌ای با عنوان شکوفه‌ها پخش می‌شود. بخش اعظم برنامه با پخش تصویر تعدادی بچه روی صندلی‌های کنار هم در محیطی کوچک می‌گذرد. مجری برنامه یا همان خاله مجری از بچه‌ها نام‌هایشان را می‌پرسد (که البته تا اینجا فرق چندانی با خاله نرگس ندارد) و بعد از آن بینندگان را به دیدن «یه برنامه» دعوت می‌کند. این «یه برنامه» اصولا تصاویری است از هنرنمایی‌های گروه اجتماعی برنامه در مکان‌های مختلف. مثلا در مهدکودکی، مدرسه‌ای جایی. چون در تمام طول پخش برنامه، بالای تصویر شماره تلفن‌هایی حک شده که شما می‌توانید از طریق تماس با یکی از آنها، گروه شکوفه‌ها را در مجالس خود ببینید.

316

مسابقه

یکی از مسابقاتی که خاله انجام می‌دهد: «بچه‌ها کی می‌تونه پنج بار بگه دایی چاقه، چایی داغه» و ما شاهد تلاش همه بچه‌ها هستیم و این چیزی بین پنج تا ۱۰ دقیقه زمان می‌برد.

316

گریم

اگر از پارکی یا شهربازی‌ای عبور کرده باشید، حتما هنرمندی را دیده‌اید که صورت بچه‌ها را نقاشی کرده و آنها را تبدیل به روباه، خرس، سگ، گرگ، چلپاسه و… می‌کند. حالا شما در این برنامه می‌توانید تمام روند تبدیل‌شدن یک خردسال به یک سگ را تماشا کنید.

جالب توجه‌ترین نکته حین پخش برنامه، تبلیغاتی است که به صورت زیرنویس به نمایش درمی‌آید. می‌توانید حدس بزنید اکثرشان در مورد چیست. دستگاه‌های تقویت جنسی! که اصرار زیادی دارند به هولوگرامشان توجه شود. از اینها که بگذریم، شما کودکی را تصور کنید که در خانه نشسته و مشغول تماشای خاله و شیرین‌کاری‌هایش است و در عین حال از مادرش می‌پرسد: «مامان لارجر باکس چیه؟ منم می‌خوام!»

316

مسابقه تلفنی

این برنامه بی‌نظیر است. این را جدی می‌گویم. به نظرم صدا و سیمای خودمان چنین چیزی کم دارد. مطمئنم جذابیتش خیلی خیلی بیشتر از «فاصله‌ها» و اینهاست.

شرح ماجرا:

مجری پرانرژی(!) برنامه، که اکثر مواقع جوانی است با تیپ و قیافه‌ای منحصربه‌فرد به نام مثلا: «آقا مهدی»، از شما می‌خواهد با شماره‌های برنامه تماس بگیرید و رمز مسابقه را حدس بزنید. البته گاهی هم به جای استاد – آقامهدی – از چند خانم جوان استفاده می‌شود.

شرح مسابقه:

اگر در این مسابقه شرکت می‌کنید، باید یک کلمه را که پاسخ مسابقه است، پیدا کنید. در طول تاریخ این مسابقه، فکر نمی‌کنم تا حالا پیش آمده باشید که کسی برنده شود. چرا؟ خط بعدی را بخوانید.

نقش تبلیغات در خانواده های ایرانی

یک قسمت از مسابقه:

گوشه تصویر نوشته شده – – – ش.

یعنی رمز مسابقه، کلمه‌ای چهار حرفی است که پایانش «ش» دارد. حالا این کلمه حول و حوش چه مضمونی است؟ هیچ کس نمی‌داند! شما باید زنگ بزنید به آقامهدی و هر کلمه چهارحرفی را که پایانش «ش» دارد و به نظرتان می‌رسد، به عنوان پاسخ بیان کنید؛ شاید جواب مسابقه باشد!

علت جذابیت:

تمام جذابیت مسابقه مربوط به این رقابت هوشمندانه نیست. ماجرای اصلی در فاصله بین تماس‌های شرکت‌کنندگان صورت می‌گیرد. جایی که یک موزیک (گاهی آدم فکر می‌کند دارد به خود کلمه «موزیک» توهین می‌کند!) پخش می‌شود و مجری برنامه در حال انجام حرکات موزون، روی آن لب هم می‌زند. یک بار ببینید عاشقش می‌شوید. شرط می‌بندم.

316

آموزش میکاپ

در این برنامه مجری که خودش یک آرایشگر و میکاپ آرتیست است یا حداقل بهش می‌خورد این کاره باشد(!)، روی سر و صورت یک دختربچه، فنونش را اجرا کند. آخر سر با یک کوچولو روبه‌رو هستیم که ریخت و قیافه‌اش شبیه کوچولوها نیست. باز هم می‌توانید تصور کنید که «دختربچه کوچولوی توی خونه» پس از تماشای برنامه از مادرش می‌خواهد: «مامان منم می‌خوام این شکلی شم.»

در طول برنامه، شماره تلفن آرایشگر و سالن زیبایی‌اش را می‌بینید و گاهی تصویر برخی عروس خانم‌هایی که ایشان رویشان فعالیت داشته، پخش می‌شود. پیشنهاد ما این است که اگر بیماری قلبی دارید، به این تصاویر نگاه نکنید، چون دیدن عروس‌هایی که شبیه شخصیت‌های «آواتار» شده‌اند، احتمال دارد ناراحتتان کند.

316

برنامه‌های طنز

– فردی با عنوان استاد «ط» روبه‌روی شما نشسته و با میمیک عجیب و غریبش برایتان لطیفه تعریف می‌کند. یکی از لطیفه‌های استاد: «آقا! کچله می‌ره تو آرایشگاه. همه نگاهش می‌کنن. می‌گه ببخشید.»

316

اخبار

– اخبار طنزی پخش می‌شود که بخشی از آن را به سمع و نظرتان می‌رسانم. «جوانی ۱۸ ساله، یک دست و یک پا معلول، با امکانات کم در عرض ۹۹/۵۵/۲۹ روز قله اورست را نقاشی کرد.»

«چهار شناگر در حال غرق‌شدن از نجات غریق‌ها درخواست کمک کردند. یکی از شناگرها چون روی مایویش گل داشت، به‌عنوان کشاورز نمونه راهی زندان شد.» «بن‌لادن با لادن ازدواج کرد.»

316

آیتم نمایشی

مثلا جلسه انتخاب بازیگر در یک دفتر سینمایی است. یک زوج با لباس دهاتی وارد می‌شوند. مرد می‌گوید: «آقا سریال یوسف و زلیخا رو دیدین؟ من نقش گونی رو داشتم. قیصر رو دیدین؟ اون صحنه که کفشش رو کرد تو پاش و قمه رو درآورد و بعد رفت مستراح؛ من همون بودم که توی مستراح بغلی گفتم اهم. ما تازه توی روستای خودمون هم جشنواره داریم. جایزه میخ طویله طلایی می‌دیم…» واقعا ادامه‌اش را می‌خواهید بخوانید؟!

 316

توجه به هولوگرام جنسی

اگر سری به دادگاه جرایم دارویی در خیابان مطهری بزنید، احتمالا با شکایاتی روبه‌رو خواهید شد که به این شبکه‌ها مربوط هستند. شاکیان افرادی هستند که از محصولات و داروهای معرفی‌شده توسط این شبکه‌ها و شبکه‌های مشابه‌شان استفاده کرده‌اند و دچار اختلالات پزشکی شده‌اند.

به دنبال رد یکی از این شرکت‌ها رفتیم. محصول، یک دستگاه کوچک‌کننده بینی است که روی بینی سوار می‌شود و با ور رفتن مکانیکی با بینی، آن را کوچک کرده و به آن فرم می‌دهد! از آنجایی که شماره تلفن ثابتی برای تبلیغات ندارند و همیشه از خطوط اعتباری استفاده می‌کنند، پیداکردن آدرس کار سختی بود. اما با جست‌وجو و پرسش‌وجوی فراوان بالاخره دفترشان را یافتیم. آپارتمانی بود حوالی یکی از میدان‌ها. وقتی رسیدیم، کسی جواب نداد. زنگ همسایه را زدیم و از آنها جویای ماجرا شدیم.خانواده های ایرانی

«روزی نیست که خریدارها، یکی از این محصولات رو پس نفرستند و به دنبال پولشان نیان. وقتی که اینها اینجا بودن، هر روز بساط قایم‌باشک بازی و دعوا داشتیم. فقط کوچک‌کننده بینی نمی‌فروختن. همه این محصولاتی که تبلیغشون رو می‌بینین، برای خریدارها می‌فرستادن. از همون دستگاه بینی بگیر تا محصولات عجیب و غریب تقویت جنسی. یک سال بیشتر اینجا نبودن. سریع جاشون رو عوض می‌کنند. کلا روندشون این‌طوریه. همیشه در فرارن.» جملاتی که پایین صفحات پیش رو خواهید دید، عین جملاتی است که برای تبلیغ کالاهای هیجان‌انگیزشان استفاده کرده‌اند.

نکته: در این شبکه‌ها اصول پوشش بانوان مثلا رعایت می‌شود، اما در تبلیغ، به هیچ وجه این‌طور نیست!

– با شکم شل و بزرگتون خداحافظی کنید.

– برای همه افراد خانواده ایرانی.

– در عرض ۱۰ روز عضلات شکم خود را سفت و زیبا کنید.

– پکیج‌های سه‌گانه… را با دیگر محصولات(!) اشتباه نگیرید.

– به دلیل کارایی فوق‌العاده و سابقه طولانی، قابل قیاس با فرآورده‌های دیگر ندارد!!

– داروی ترک اعتیاد با ۱۳ مکمل رایگان.

– کرم حلزون اصل، قرص تقویت جنسی، پودر سفیدکننده دندان، داروی ضدوسوسه، داروی تنظیم خواب، روغن شترمرغ، سی‌دی روان‌کاوی.

– پکیج فوق‌العاده

– داروی پاک‌سازی پوست، فرم‌دهنده سینه، تقویت قوای جنسی

– برای همه اعضای خانواده در همه سنین!!

– انگشترهای جادویی

– اگر مشکلات زندگی شما را از همسرتان دور کرده(!)، از انگشترهای جادویی استفاده کنید.

(تصویر یک خانم و آقا که هر دو چنین انگشتری در دست دارند. حین عبور از کنار یکدیگر، انگشترهایشان به صورت اتفاقی به هم برخورد می‌کند و به سمت هم برمی‌گردند… تیزر همین جا به پایان می‌رسد!)

– این محصول کار پروتز را انجام می‌دهد.

– آیا دوست دارید خالکوبی‌تان را اصلاح کنید؟

– در هر زمان و هر مکان (!) فقط پنج دقیقه از آن استفاده کنید.

– افزایش هشت الی ۱۰ سانت قد، بدون بازگشت

– چاقی صورت و گونه‌گذاری از طریق پرورش و حجم عضلات

– رفع چین و چروک و لک

– پاک‌کننده تتو

– آیا از عوارض خالکوبی می‌ترسید؟

قهرمان کیست و قهرمانی چیست؟

قهرمان در فرهنگ ما معانی زیادی را همراه خودش یدک می‌کشد، اما این موضوع هم از آن دست موضوعاتی است که با گذشت زمان از لحاظ مفهوم ساختاری و حتی کلامی دچار تغییرات عدیده‌ای شده است. روزگاری در جوامع مختلف با توجه به تمام آیتم‌های موجود قهرمانان بیشتر از میان نام‌آوران جنگی و انسان‌های قدرتمند انتخاب می‌شدند. کم‌کم با پیشرفت جوامع و اضافه شدن تعاریفی مانند اخلاق و مدنیت آیتم‌ها جدیدی به تعریف یک قهرمان اضافه شدند و در نهایت به امروز می‌رسیم با تعاریفی متعدد و نماهایی عجیب درباره شکل و شمایل این مفهوم. روزگاری شاید قهرمان‌ها مجموعه آمال و آرزوهای یک انسان یا یک مجموعه از انسان‌ها بودند. قهرمان می‌بایست مانند دانشمندان همان روزها در خیلی از زمینه‌ها صاحب قدرت باشد تا بتواند قهرمان شود. بعدها ایرانیان صفات اخلاقی را به این قهرمان سنجاق کردند و از او شمایل یک پهلوان را ساختند که می‌توانست چراغ راه خوبی برای انسان باشد. چراغ راهی که بتوان او را به عنوان در حقیقت یک اسطوره در جایگاه تقلید قرار داد. این تعریف توانست سال‌ها، شاید تا همین آدم‌های نسل من پایدار بماند و برای خودش ترک‌تازی کند تا این‌که می‌رسیم به دنیای شلوغ امروز. دنیایی که آدم‌های عجیب و غریبی دارد. دنیایی که احتمالا نسل من و قبل‌ترش در آن نشسته و خاموشی تک تک قهرمان‌هایش را به سوگ می‌نشیند و برایشان مرثیه‌سرایی می‌کند و غصه می‌خورد که چرا دیگر کسی نیست که جایگزین آنها بشود، اما…

316

در اینجا با یک امای بزرگ روبه‌روییم. امایی که شاید خیلی از ما به آن توجه نکرده باشیم و خوب درباره‌اش نیندیشیده‌ایم. ما اقتضائات موجود نسل بعد از خودمان را فراموش کرده‌ایم و حتی جایی رفتار آنها را به سبب این‌که توهین آمیز خوانده‌ایم، محکوم کرده‌ایم، اما این همان نکته‌ای است که باید به آن توجه می‌کردیم. انسان مدرن با توجه به ساختار اجتماعی و تکنولوژیکی‌ای که در آن زندگی می‌کند، می‌تواند به جای یک قهرمان چند قهرمان داشته باشد. ماجرا این است که آدم مدرن دیگر با یک شخص و نصب‌العین قرار دادن او نمی‌تواند رابطه برقرار کند. او با توجه به حجم عظیم اطلاعاتی که در کنار خودش دارد، دیگر به قهرمانی که درباره هر موضوعی یاری‌اش کند نیاز ندارد و بیشتر به دنبال قهرمان زودگذری می‌گردد که یا موضوعات مورد علاقه‌اش را تفسیر کند یا مانند خیلی روزهای قبل در یک زمینه خاص و عجیب باشد. در موارد زیادی هم دیده می‌شود که انسان مدرن به جای اسطوره‌سازی تنها به برداشت مقطعی از قهرمان اکتفا می‌کند تا زمانی که نیازش برطرف شود و قهرمان جدیدی در حوزه‌ای دیگر بیابد.

316

این شاید از منظری اتفاقی خوب است برای انسان. انسانی که واقعا شبیه هیچ کس نیست و حالا امروز خودش هم نمی‌خواهد شبیه کسی باشد. او می‌خواهد خودش باشد و به جای زیر سقف کسی قرار گرفتن، خودش سقف دیگران باشد. گفتم این اتفاق خوبی است و تعریف جدیدی از قهرمان و اسطوره در ادبیات جدید ارائه می‌دهد، اما یک زنگ خطر هم دارد. زنگ خطری که به ما گوشزد می‌کند، انسان مدرن چقدر فراموشکار شده و خوبی‌ها و بدی‌ها را چقدر زود فراموش می‌کند. زنگ خطری که شاید در بسیاری از موارد سبب سطحی شدن می‌شود و خیلی‌های به زعم رسیدن به ماجرای کلی یک موضوع بعد از چند کلیک ماجرا را رها می‌کنند و در سطح می‌مانند و… بله می‌شود هزار تا آیتم دیگر برای این زنگ خطر در کنار تمام خوبی‌هایش پشت هم قطار کرد. به نظر می‌رسد که انسان مدرن با تمام تفاسیری که گفته شد و سوای تمام تعاریف نو و کهنه باید تعریف دقیق‌تری برای این واژه بیابد تا به قول قدیمی‌ها نه سیخ بسوزد و نه کباب.

316

نمی‌دانم شما جزو کدام دسته قرار می‌گیرید، اما شخصا جزو آدم‌هایی هستم که چند قهرمانی را می‌پسندم. این‌که آدم باید در هر زمینه‌ای یک قهرمان و الگو داشته باشد، نکته مهمی است و البته مهم‌تر این‌که این قهرمان‌ها تنها نمادهایی هستند برای ترغیب بیشتر برای رسیدن به هدف نهایی و نه اسطوره‌هایی بت‌گونه که اشتباه در کارشان نیست. قهرمان‌های امروز من آدم‌هایی از جنس خودم هستند که برای خودم بتشان نکرده‌ام. آنها را انسان‌هایی متعالی می‌بینم. خاکستری. گاه سپید و حتی گاه سیاه. قهرمان امروز به نظر من می‌تواند این مدلی باشد. مثلا از طرفی یک قهرمان عاطفی همچون مادرم که همیشه به او تکیه داده‌ام و در خیلی موارد به او اقتدا می‌کنم و از طرفی دیگر مثلا فلان کارگردان یا مهندس بزرگ برای رسیدن به جایگاهی رفیع‌تر. به هر حال به نظرم این راهکار امروز جامعه ماست. این‌که قهرمان‌های زیادی داشته باشیم و فراموش نکنیم که در بسیاری زمینه‌ها خودمان می‌توانیم قهرمانی باشیم برای دیگران. اتفاق شیرین و سختی که باید برای رسیدن به آن تلاش کنیم. و نکته دیگر این‌که اگر زمانی قهرمان‌ها سقف بودند، امروز به ستون تبدیل شده‌اند. ستون‌هایی که برای استواری سقف‌هایی به مراتب بلندتر از گذشته نقش کلیدی‌تری را بازی می‌کنند.

316

چرا قهرمان می‌پروریم؟

قهرمان می‌تواند در یک فیلم، داستان، نمایش، بازی کامپیوتری و یا فردی یا چیزی از جامعه اطراف ما باشد. قهرمانان معمولا افرادی دوست‌داشتنی با خصایص انسانی و گاهی مافوق بشری هستند و ضدقهرمان فردی خبیث و خلافکار. فروید معتقد است ماموریت قهرمان داستان، شکست‌دادن ضدقهرمان و در واقع یک حرکت نمادین برای حل‌کردن عقده ادیپ است. بر اساس نظریه فروید، شخصیت شرور داستان، امیال غریزی خود را به آزادی ابراز و ارضا می‌کند و به این ترتیب احساس خوشایند آزادی و لذت‌بردن از گناه، بدون انجام آن، در بیننده و خواننده ایجاد می‌شود و درنهایت با شکست‌خوردن ضدقهرمان، همگی احساس آرامش می‌کنند. اتو رانک، روان‌کاو اتریشی و از شاگردان فروید که تحصیلات اصلی‌اش در زمینه هنر و انسان‌شناسی بود، نظریه «اسطوره تولد قهرمان» را در سال ۱۹۱۲ ارائه کرد. او با بررسی زندگی بزرگانی مانند حضرت عیسی(ع)، حضرت موسی(ع)، کوروش، اودیپ، تریستیان، هرکول و… به یک سری کلیشه برای آفرینش و خلق قهرمان رسید، به این ترتیب:

۱- پیش‌گویی تولد قهرمان ۲- تولد به‌عنوان یک نجیب‌زاده یا منجی ۳- دشمنان شیطان‌صفت ۴- رهاشدن در کودکی ۵- بزرگ شدن توسط پدر و مادر غیرواقعی ۶- بازگشت به سرزمین پدری در بزرگ‌سالی ۷- انتقام و مدعی اصالت شاهانه خود شدن. و جالب آن‌که بعد از حدود صد سال تمام این کلیشه‌ها به‌دقت در خلق «هری پاتر» به‌عنوان آخرین و یکی از بزرگ‌ترین قهرمانان حال حاضر جهان، صدق می‌کند. می‌توان بحث را به‌سمت علاقه فرهنگی ما به قهرمانان تنها و خسته کشاند و علاقه غربی‌ها به قهرمانان گروهی. رستم، سهراب، قیصر و تختی در مقابل دلاوران میزگرد، سه تفنگ‌دار، ارباب حلقه‌ها (یاران حلقه)، هفت سامورایی و هفت دلاور. نسبت افرادی که در ایران بخش تک‌نفره بازی‌های کامپیوتری را انجام می‌دهند، به تعداد کل بازیگرها و میزان علاقه ایرانیان به بازی‌های اکشن اول شخص در مقابل بازی‌های استراتژیک و بخش‌های گروهی و آن‌لاین بازی‌ها (صرف نظر از محدودیت‌ امکانات) دلیل دیگری بر این مدعاست. علاقه ما به قهرمان‌پروری از افراد فوت شده و عدم توجه به همان افراد در زمان حیات نیز زبانزد خاص و عام است.

اما موضوع را می‌توان کمی ساده‌تر نگاه کرد. قهرمان زندگی پدر و مادرها، فرزندان خردسال آنها هستند که قرار است در آینده فرد مفیدی برای جامعه شوند و مایه‌ افتخار والدین. قهرمانان زندگی ما بسته به نوع علایق دکتر حسابی و انیشتین و یا بت‌من و هری پاتر هستند. فرزندان و این افراد نام‌آور وظیفه دارند ضعف‌ها و ناتوانی‌های ما را در زندگی جبران کنند، آرزوهای برآورده نشده ما را برآورده کنند و ترس‌های واقعی ما را به آرامشی هرچند تخیلی تبدیل کنند. ما گاهی قهرمانان گذشته را با حس نوستالژیک خاص فرهنگمان در هم می‌آمیزیم و در دل آرزوی بازگشت آنها را داریم.

چند میلیارد انسان عادی و تعداد اندکی قهرمان و ضدقهرمان و تاثیری که اندک‌اندک بر ناخودآگاه و خودآگاه ما می‌گذارند؛ جهان، زندگی و خاطرات ما همین‌ها هستند. اینجاست که باید به احترام قهرمان‌سازانی مانند استیو جابز و جان لاسه‌تر که پیکسار را برای ما هدیه آوردند، کلاه از سر برداریم. فراموش نکنیم که هر یک از ما قهرمان و یا ضدقهرمان زندگی خود و اطرافیانمان هستیم و اگر همه سوپرمن یا ابوعلی‌سینا بودیم، زندگی دیگر مزه‌ای نداشت.

316

قهرمان یا ضد قهرمان؟

جایی در نمایش گالیله برتولت برشت، بنیامین نامی از میان انبوه شاگردان گالیله پس از این‌که استادش برخلاف نوشته‌های خود زیر فشار ارباب کلیسا و در دادگاه تفتیش عقاید ظاهرا گردبودن زمین و گردش آن به دور خورشید را انکار می‌کند تا جان سالم به در ببرد، به استادش می‌توپد و می‌گوید: «بدبخت ملتی که قهرمان ندارد یا قهرمانی مثل تو دارد!» او هم بی‌تامل در پاسخش می‌گوید: «بدبخت ملتی که نیاز به قهرمان دارد!»

این سخن تامل‌برانگیز گالیله، نفس قهرمان و قهرمان پروری را زیر سوال می‌برد و سخنی است البته پرمعنا در باب ساز و کار این دیدگاه. چرا مردم به قهرمانان متوسل می‌شوند؟ نگاهی به پیشینه جوامع و سیر تحول این مفهوم، نشان می‌دهد که از آغاز، توده‌های مردم به خاطر کوتاه‌بودن دستشان از همه چیز و همچنین سازوکار انحصاری قدرت، چشم انتظار منجی یا قهرمانی بوده‌اند تا بلکه او بتواند زبان گویا و دست کنشگرشان باشد. قهرمان‌ها در آغاز منش جنگاوری و زورمندی داشته‌اند. یعنی کسی که توان جسمی‌اش و شهامتش از دیگران بیشتر بوده و به طبع می‌توانسته خطر کند و کاری کارستان از پیش ببرد. مردمان نیز پس از درک او و گرد آمدن به دورش او را تشجیع می‌کرده و می‌ستوده‌اند تا بتواند مجری خواسته‌های آنها باشد.

رفته رفته با پیشرفت جوامع و سیر تکاملی این مفهوم در آثار ادبی، قهرمان فقط به کسی گفته نمی‌شد که صرفا زور بازو دارد، بلکه چه بسا دارای چنین خصلتی هم نبود، ولی همچنان قهرمان دیگران تلقی می‌شد. در ادبیات و آثار داستانی این مفهوم بدل به شخصیت اصلی داستان‌ها شد که جذابیت بیشتر و هم‌زمان کنشمندی بیشتری از شخصیت‌های فرعی و جانبی داستان دارد. این بود که مفهوم قهرمان هم توسعه پیدا کرد و گاه از عینیت به ذهنیت بدل شد: قهرمانانی که توانایی شگرفی دارند، ولی لزوما وجود خارجی ندارند و در حد مفهومی متعالی ظاهر می‌شوند. قهرمانان محبوب داستان‌ها و رمان‌های مهم از این دسته‌اند.

نکته قابل توجه در این میان، گسترش این مفهوم و این تلقی از رهگذر مطبوعات و رسانه‌های مدرن است. به این معنا که در رسانه‌های مدرن، قهرمانانی علم می‌شوند که فقط در یک زمینه توانایی یا برتری دارند و دیگران را شیفته خود می‌کنند. بازیگران سینما، ورزشکاران و برخی چهره‌های سیاسی و فکری و علمی در این زمره‌اند. هم‌زمان با سیر تند وقایع و روند شتابناک جامعه، این قهرمانان هم خیلی زود فراموش می‌شوند و از یادها می‌روند. و باز قهرمانان دیگری جایشان را می‌گیرند.

در میان ضدقهرمان‌ها، دون کیشوت، البته مفهومی فراتر از یک عصر و زمانه و جایگاهی ابدی دارد و دون کیشوت‌های بسیاری در هر زمینه و به هزار جلوه در میان ما زندگی می‌کنند. من به شخصه برخی از خصلت‌های قهرمان‌های کلاسیک و تمام عیار را صرفا دوست دارم و از آنها می‌آموزم، ولی هرگز نتوانسته‌ام برای خودم قهرمانی تمام عیار و همیشگی برگزینم. شاید نگاهم به ساز و کار قهرمانی و قهرمان‌پروری در این زمینه بی‌تاثیر نباشد، ولی دون کیشوت را هیچ‌گاه از ذهنم نمی‌توانم بیرون کنم. او ضدقهرمان جذاب و آموزنده‌ای است. و این ضدقهرمان و کارهای به ظاهر مسخره‌اش، بسیاری سخن‌ها با ما دارد و در کنار پوزخندی که بر لبان هر کس می‌آورد، وجه تراژیک و گروتسک عمیقی نیز دارد. و آن وارونگی تمام ارزش‌های یک جامعه است. آن هم زمانی که دون کیشوتی، باور دارد که قهرمان بزرگی است که باید همگان قهرمانش بدانند و تقدیسش کنند. این است که در روزگار غریبی به سر می‌بریم که هیچ چیز معنای خودش را ندارد، جای قهرمان و ضدقهرمان هم عوض شده و مفاهیم همواره مغشوش می‌شوند.

چالش نوشتن تکالیف مدرسه

” وادار کردن آنها برای نوشتن تکالیف مانند یک مبارزه دشوار است و در ریاضی و علوم هیچ وقت نتوانستم کاری از پیش ببرم”

این جملات را معمولا بسیار از والدین می شنویم. گاهی اوقات تکالیف برای والدین دلهره اور هستند همانطور که برای بچه ها هستند. والدین نگران می شوند وقتی‌که بچه ها تکالیف خودرا برای دقیقه اخر می‌گذارند یا از انجام همه انها سر باز میزنند، که می‌تواند منجر به درگیری در خانه شود. از طرف دیگر والدین همچنین ممکن است دلهره داشته باشند که اگر بچه ها از انها کمک بخواهند قادر به کمک کردن نباشند.

کنار امدن با تکلیف

به بچه ها شانس صحبت درباره تکالیف مدرسه شان را بدهید- وقتی‌که شما از انها درباره روزشان می پرسید بررسی کنید تا ببینید که انها چه چیزهایی را یاد می‌گیرند. حتی اگر در باره یک موضوع خاص اطلاعاتی ندارید همچنان شما می‌توانید با گوش کردن و کمک به انها برای پیدا کردن جوابهایشان، کمک کنید. اگر شما تکلیفی که به انها داده شده است را متوجه نمی‌شوید، انرا در اینترنت جستجو کنید یا از دوستان و خانواده سوال کنید. وقتیکه شما درکی از کار دارید ممکن است بهتر بتوانید کودک خود را پشتیبانی کنید.

به فرزندانتان برای پذیرش مسئولیت سازمان دهی و انجام تکالیفشان کمک کنید. هرگز فراموش نکنید که فرزندتان را برای کاری که در انجام ان شرکت دارند تشویق کنید. بسیاری از مدارس یک دفتر تکالیف یا دفتر ثبت وقایع روزانه دارند که والدین هر روز باید انرا امضا کنند. این به شما و فرزندتان برای دنبال کردن تکالیف  کمک می‌کند .

ایجاد یک محیط مناسب برای تکالیف

بعضی از کودکان ترجیح میدهند که تکالیف را بلافاصله بعد از مدرسه انجام دهند در حالیکه برخی دیگر ترجیح می‌دهند تا ابتدا کمی استراحت کنند. به کودکتان اجازه دهید که یک روش مناسب خود بیابد و انرا دنبال کند. ایجاد یک مکان مناسب که انها بتوانند تکالیف خود را انجام دهند مهم است، در حالت ایده ال محیطی تمیز با نور مناسب و بدون مزاحمت. اگر انها ترجیح میدهند با موسیقی کار کنند به انها اجازه دهید.

چالش نوشتن تکالیف مدرسه,

اگر شما فضایی در خانه ندارید یا به مکانی برای دسترسی به اینترنت احتیاج دارید، کتابخانه را امتحان کنید. هیچ چیزی ارزش انرا ندارد که در حالیکه منابع انلاین عالی بسیاری برای کمک به تکالیف فرزندانتان وجود دارد، کودک شما تکالیفش به تنهایی انجام دهد و به تنهایی یاد بگیرد.

کمک از مدرسه

تسهیلاتی که مدرسه فرزند شما ارائه میدهد را پیدا کنید. بسیاری از مدارس زمان هایی را برای نوشتن تکالیف دارند بویژه برای کودکانی که برای کار درمنزل مشکل دارند یا برای کامل کردن تکالیف خود نیاز به پشتیبانی دارند. اگر شما در نوشتن تکالیف توسط فرزندان مشکل دارید با مدرسه برای گرفتن توصیه هایی صحبت کنید. زودتر و نه دیر که انها بتوانند به شما کمک کنند. اگر کودک شما نیازهای اموزشی خاصی دارد شما میتوانید قرار ملاقاتی با معلم تنظیم کنید برای اینکه این نیازها را وقتی که تکالیف تعیین میشوند، برطرف کنند. کودک شما شایسته دریافت حقوق منطقی است که ممکن است شامل منابع اضافی وروشهای جایگزین برای تکمیل تکالیف باشد.

اشتباهات شب عروسی

اون موقعی که دو تا آدم که چند وقت در تدارک ازدواج بوده اند برای اولین بار زن و شوهر میشوند وبه صورت رسمی در یک رختخواب میخوابند ، شب ازدواج فقط و فقط یک کار اجباریست . شما و همسرتان باید از ماشین عروس پیاده شوید ، به درون خانه بروید و در را ببندید .همین . هر کس دیگری انتظاری یه غیر از این داشت زیاد به خرفش گوش نکنید

منظور ما در این مقاله شب اول عروسی نیست . چون بسیاری از افراد ، قبل از عروسی ( که در عرف معمول است ) آمیزش جنسی( بطور کامل) را تجربه می کنند. پس منظور این مقاله زمانی است که دختر ازاله بکارت میشود . یعنی زمانی که دختر ، پرده بکارت خود را از دست میدهد .
ما در این مقاله شب زفاف را زمانی میگوئیم ، که دختران برای اولین بار تجربه سکس از راه واژن را می آزمایند. همانطور که میدانیم تمامی زخمها ، دردناک هستند بخصوص اگر سطحی باشند . به عنوان مثال اگر دست شما با دیوار زبری (مثل کنیتکس) برخورد کند ، درد به حد زیادی غیر قابل تحمل است .
این حالت دقیقا برای دختران مصداق دارد. آنها درد بسیار زیادی را در ضمن پاره شدن پرده بکارت تجربه میکنند. و غیر از آن ، درد بسیار زیادی هنگام داخل شدن آلت تناسلی در داخل واژن (دخول) خواهند داشت . اول برای روشن شدن قضیه علت درد را مرور میکنیم.
 
دو نوع درد در هنگام اولین تجربه جنسی قابل درک است :
۱- درد به علت پارگی پرده بکارت .
این درد همانطور که در بالا ذکر شد به علت ایجاد یک زخم سطحی در داخل واژن است . که اینگونه زخمها معمولا دردناک تر از سایر زخمها میباشند . برای کنترل یا کاهش درد ، بهترین کار ایجاد معاشقه طولانی است .
این کار سبب میشود تا دختر به مرحله ارگاسم یا نزدیک آن برسد . رسیدن به ارگاسم ، آستانه درد را بالا میبرد و باعث میشود که درد یا خیلی کم شود یا قابل تحمل گردد . به عنوان مثال د رزمان ارگاسم اگر شخص گاز گرفته شود درد را احساس نمیکند یا درد بسیار جزئی خواهد بود .

۲- درد به علت دخول
این درد دقیقا درد به علت کشش دیواره واژن میباشد . شما وقتی بادکنکی را برای اولین بار باد میکنید ، زور بیشتری بکار میبرید تا بتوانید دیواره های بادکنک را از هم باز کنید . این حالت دقیقا دز واژن هم ایجاد میشود . واژن برای اولین بار میخواهد باز شود . پس درد زیادی را حس میکند . برای کنترل این درد دقیقا مثل بالا باید معاشقه طولانی داشت . تا هم واژن لیز شود و هم آستانه درد افزایش یابد . برای این منظور میشود از ژل لوبریکانت استفاده نمود.
 
در کل برای آمیزش بهتر و کم درد در اولین تجربه باید نکات زیر را توجه نمود :

۱- معاشقه طولانی تا رسیدن به مرحله ارگاسم

۲- استفاده از ژل لوبریکانت

۳- بهتر است دختر لبه تخت دراز بکشد . جوری که پاهای وی کاملا روی زمین قرار بگیرد . در این صورت کمترین درد و فشار به دختر وارد میشود.

۴- دختر را باید قبل از نزدیکی از نظر روحی آماده کرد

۵- درصورت داشتن درد شدید از ادامه نزدیکی خودداری کنید.

پارگی پرده بکارت معمولا دارای خونریزی کم است . البته این قضیه به جثه زن و سن دختر دارد. در بعضی از موارد پرده دختر با نزدیکی پاره نمی شود . در این حالت حتما باید با جراح زنان مشورت نمود تا وی به روش جراحی پرده را باز نماید. تا ۳ روز پس از نزدیکی خونریزی بسیار جزئی ، طبیعی است و نباید نگران بود. در صورتی که هر گونه سوال برای شما پیش آمد حتما با ما مکاتبه کنید.
آن سوی زفاف
پاره شدن پرده بکارت ، در حقیقت نمود خارجی جریانی بسیار پیچیده است که باید آن را آغاز “زنانگی” و پایان “دوشیزگی” شمرد. تازه عروس بنا به طبیعت ، از نخستین اکراه و هراس دارد و علت آن معمولا درد جسمانی نیست که اگر همراه با آرامش و خودداری و صبوری مرد باشد خیلی جزئی است. غالبا خود دختر هم نمی داند علت این هراس و اکراه در کجاست ؟ در واقع تازه عروس در این مرحله دچار نوعی ” شرم ” نیز هست . همه این علت ها را باید در جای دیگری جستجو کرد.

در حقیقت چون زن در این مرحله که وارد حیات زناشویی می گردد دگرگونی مهمی در برابر خود می بیند و به زندگی آینده و مسوولیت ها و خطرهای آن می اندیشد و از آن واهمه دارد. همه این واهمه ها ، چه زن از آن آگاه باشد و چه نباشد ، قابل ملاحظه و شایسته توجه است.

این وظیفه شوهر است که وجود این هراس فطری زن را دریابد و همواره آن را به یاد داشته باشد.بهترین فرصت برای جلب اطمینان زن همین دوره کوتاه است. معروف است که زفاف را نباید با جبر آغاز کرد ، ما می گوییم در کار پاره شدن پرده دوشیزگی نه تنها جبر نباید در کار باشد بلکه این عمل باید دنباله و نتیجه نوازشی صبورانه و معاشقه ای جانانه باشد و شوهر باید عروس را به تدریج متمایل و راغب به عمل نماید نه آن که با شتابکاری و به کار بردن زور ، تنها حس شهوت خویش را فرو نشاند.
در این صورت تنها جسم زن را تصرف کرده و از تصرف روح او ناتوان مانده است. بنابراین شوهر در شب زفاف باید تمام تمهیدات لازم را به کار گیرد و در نهایت ملایمت و ظرافت عمل کند و بداند که کوچکترین اشتباه ، چندان او را خسته و دل آزرده می کند که به آسانی التیام پذیر نخواهد بود و گاه تا پایان زندگی زناشویی آثار آن بر جای می ماند.

از نظر روانشناسی این دردهای روحی منجر به پیدایش هزاران نوع اختلالات فکری ، غم و اندوه مزمن می گردد که درمان آن بسیار مشکل خواهد بود زیرا اغلب منشا و علت اصلی آن ناشناخته می ماند.

در واقع علت سرد مزاجی بسیاری از زنانی که لذت جنسی نمی برند آن است که در شب زفاف ناگواری دیده و رنج و تب روحی کشیده اند و این تالمات در ضمیر پنهان آنها مانده و اختلالات جسمی و روانی بعدی را با خود آورده است.

بسیاری از امراض دیگر چون پریشان خیالی و بیماریهای عصبی غالبا در اثر همین رویدادهای به ظاهر کوچک شب زفاف ایجاد می شود و گاهی این عوارض روحی به قدری پیچیده و شدید می شود که روان پزشک باید مدتها وقت صرف کند تا پس از جلب اعتماد و اطمینان بیمار ، شاید موفق به کشف ریشه اصلی اختلال گردد.
این است که باز تکرار می کنیم در نوازش و مهربانی و رعایت حال تازه عروس به ویژه در شب رفاف به هیچ نباید کوتاهی کرد. هیچ دختری فطرتا مرد را مختار نخواهد دانست تا هر چه می خواهد بکند و اگر حجب و حیای عروس یا هر علت ناشناخته دیگر مانع از آن است که به میل تسلیم شود بهتر است یک شب یا حتی شبهای متعدد ، زفاف را به عقب انداخت تا عروس به تماس جسمانی خو بگیرد و با آرامش خاطر مشتاق و راغب به ارتباط جنسی شود. عمر انسان آن قدر کوتاه نیست که چنین شتابکاری لازم باشد و به خصوص در این دوره ، صبر و متانت و حوصله به پیروزی و کامروایی خواهد انجامید.
 
در اینجا باید یادآور شویم اگر داماد به دلیل ضعف نفس و سستی در رفتار ، بخواهد به هر نحو عمل را انجام دهد به نتیجه نمی رسد و لازم است اصرار در این باره خیلی ملایم و صبورانه باشد. اصولا زن وقتی هم حاضر و راغب به تسلیم است طبیعتا می خواهد بر او ظفر یابند ولی بین فتح عاشقانه و استیلای وحشیانه تفاوت بسیار است و مرد باید با فراست دریابد که هنگام دخول فرا رسیده است. به طور کلی در هفته های اول ازدواج برای نزدیکی نباید پافشاری کرد جز آن که عروس خود ابراز تمایل کند.شوهر اگر عیبی در بدن زن مشاهده کرد ، هرگز نباید آن را آشکار کند یا اظهار تعجب کند مبادا زن اندوهگین شود و آن را مایه حقارت پندارد.
 
حساسیت شب زفاف
زفاف که همان ازاله ی بکارت در دختر است برای هر دو از خاصیت خاصی برخوردار است . انجام ناقص و یا وحشیانه ی آن در دختر می تواند آثار سوء جبران ناپذیری را ایجاد کند . داماد باید حالت خاص عروسش را درک کند و بدون آمادگی همسرش با او آمیزش نکند . مرد جوان باید عریزه ی جنسی خویش را کنترل کند و اگر در همسر خویش آمادگی نمی بیند صبر کند تا زمان مناسب فرا رسد و با مساعد شدن شرایط با ملاطفت و آرامی زفاف را انجام دهد . برخی از جوانهای بی تجربه شرایط حساس همسر خویش را در نظر نمی گیرند و در همان شب اول بنیاد زندگی خویش را خراب می کنند .

چون پسر و دختر نادان بوند گله چران یا که شتر بان بوند
درس زناشویی کجا خوانده اند کی بره قافله پی برده اند
ببر صفت حمله به آهو کند غرش و تندی و هیاهو کند
ای پسر آخر دمی آرام باش ای شتر مست دمی رام باش
تندی داماد و خموشی زن سرد کند جمله چو صد بادزن

»» این شب برای اغلب زوجها شب پر التهابی است و اولین شب ارتباط جنسی جدی میان آنهاست.

»» زنها در این شب به شدت نگران و مضطرب هستند

»» خاطره این شب تا پایان زندگی در ذهن زنان باقی می ماند.حتی اگر بعدها ازدواجهای مکرری کنند.

»» پاره شدن پرده بکارت اغلب با آمدن مقداری خون همراه است و این برای طرفین مهم و استرس آور بوده و در زنها همراه با درد و سوزش و ضعف جسمانی است.

»» مردها سعی کنند قبل از شب عروسی با خانواده خود جهت کنار گذاشتن آداب و رسوم غلط به طور جدی صحبت کنند.

»» به همسر خود برای کسب اعتماد به نفس قبل از شب زفاف روحیه بدهید.

»» هیچ لزومی ندارد که مردها همان شب اول پرده زن را پاره کنند. بهتر است به شب دیگری موکول گردد.

»» سعی کنید این شب را با معاشقه و بوسه و لمس بگذرانید و دخول را به شبهای دیگر موکول کنید.

»» این شب را در آغوش هم و برهنه تا صبح سپری کنید.
 
آداب و رسوم غلط در شب زفاف :
هم در گذشته و هم در حال حاضر در خانواده های سنتی ایرانی رسم است که در شب اول عروسی (شب زفاف) زنان پشت در اتاق عروس و داماد می نشینند تا داماد پارچه ای خونین را نشان آنها بدهد تا از پشت در بلند شوند و به خانه های خود بازگردند. این دستمال خونی نشان دهنده پاره شدن پرده بکارت عروس توسط داماد است.
در تلقی عمومی جامعه ما ، شب ازدواج و زفاف ، شب خوشبختب و رسیدن به آرزوهاست ، اما شب زفاف شب خستگی هم هست ، شب اظطراب و نگرانی است شب سر درد شب گریه شب سوزش معده و شب …….و حتی شاید شب بر باد رفتن آرزوها هم باشد .

اینکه چنین شبی با جایگاهی که در فرهنگ اجتماعی ما دارد و اثرات آن بر زندگی ما اینقدر درباره اش کم صحبت شده و حتی از دید نویسندگان و دیگر هنرمندان ما هم پنهان مانده خود معمایی است .

شب عروسی در فرهنگ ما فعلا اون موقعی است که دو تا آدم که چند وقت در تدارک ازدواج بوده اند برای اولین بار زن و شوهر میشوند وبه صورت رسمی در یک رختخواب میخوابند ، شب ازدواج فقط و فقط یک کار اجباریست . شما و همسرتان باید از ماشین عروس پیاده شوید ، به درون خانه بروید و در را ببندید .همین . هر کس دیگری انتظاری یه غیر از این داشت زیاد به خرفش گوش نکنید .
در فرهنگ ما ازدواج به همه فامیل مربوطه بعضی جاها ( که از لحاظ سواد عمومی سکس در مرحله پایین تری هستند ) از داماد انتظار دارند در عرض ۱۰ دقیقه تا نیم ساعت پارچه خون آلودی را به عنوان نشان باکره بودن عروس تحویل بده بعضی ها ممکنه تا شب ازدواج عروس اشون یا دامادشون را ندیده باشند و خیلی های دیگه ممکنه اون رو لخت ندیده باشند عده زیادی هم هستند مه قبل از عروسی با همسرشون سکس داشته اند ، پس پیچیدن یک نسخه ثابت غیر ممکن است اما چیزهای مشترکی هم وجود دارد .

همه ما شب ازدواج خسته ایم توی این بحثی نیست ازدواج ایرانی سخته حداقل یک هفته دویدن و حرص خوردن داره دنبال جا میگردید خونه رو مرتب میکنید . دعوت فامیل و خلاصه تحمل دردسر های جشن . همه اینا باعث می شود که بهترین شب زندگی شما با خستگی و تنش های بدنی شروع بشه . عروس و داماد یا به اجبار غذا میخورند یا اصلا فرصت غذا خوردن پیدا نمیکنند و هر دو حالت برای یک سکس خوب مضر است .

پس این شب چکار باید کرد ؟ احیانا دفعه اولی است که میخواهیم سکس داشته باشیم . تاثیر خستگی و اضطراب را میدونید ؟ برای آقایون این احتمال هست که اندام جنسیشون راست نشه و در صورت وقوع این امر اضطراب جند برابر می شود و اوضاع بدتر . در مورد خانمها این اضطراب باعت خشک شدن مهبل می شود که حتی برای خانمهای کارکشته هم دخول مشکل می شود چه برسه به دختری که برای اولین بار میخواد دخول را تجربه کنه .پس اولین کار شما مبارزه با اضطراب است . بهتر است اون دسته از کسانی که فامیل هاشون منتظر دیدن دستمال خونی هستند این مطلب را براشون روشک کنند که این فکر بیهوده ای است و بهتره شما را به حال خودتون بذارن
برای مبارزه با اضطراب اینه که منبع اونو از بین ببرید . منمبع اضطراب شب زفاف است اجبار به عمل جنسی است پس این ” اجبار ” لعنتی را از بین ببرید .

اگه میتوانید با همسرتان صحبت کنید و بگویید احتیاجی نمیبینید که شب اول در اوج خستگی و تنش و اضطراب حتما سکس داشته باشید صحبت کنید چه قبلا و چه وقتی آخر شب با هم تنها هستید که عاشق عمل جنسی هستید ولی امشب اجباری در انجام کامل اون ندارید و بهتر میبینید که این کار را به فردا یا روزهای بعد موکول کنید که بدن هاتون تازه هستند و فکرتون باز و از نظر وقتی هیچ جور تنگی ندارید .

با این فکر هم آغوشی را شروع کنید اگر دوست داشتید تا آخرش بروید و هرجا احساس کردید وقتش نیست متوقف شوید . اما خواهشا وحشی بازی هم در نیارید عمل هماغوشی را یک اجبار نشون ندهید نه به مرد و نه به زن . مرد باید اولین نکته براش راحتی و آرامش همسرش باشه و زن به جای اینکه مردانگی را توی …. سفت و دراز و زور زیاد ببینه توی اخلاق و رفتار دنبالش بگرده.

یک نکته بسیار مهم : در اولین تجربه سکس اگر باعث ناراحتی و ناخوشایندی طرف مقابل خود بشوید این کار مطمئنا از لحاظ روحی و روانی تاثیر بدی روی سکس آینده شما هم خواهد داشت ( می دانید که روان آدمی در سکس چقدر تاثیر گذار است)
 
صحبتی با آقا دامـــــــاد :
قبل از هر چیز یادتان باشد که آب یا نوشیدنی دیگری که میل دارید در اتاق باشد که اگر هر کدام از شما احساس تشنگی کردید لازم نباشد بروید بیرون دنبال نوشیدنی بگردید .
چون خیلی ها شب اول به خاطر ترس و تنش و….. دهنشان خشک می شود و احتیاج به آبی دارند وارد خانه که می شوید قبل از افتادن روی مبل و صندلی بطرف همسرتان بروید و او را در آغوش بکشید ، زیر گوشش بگوید که دوستش دارید و قول بدهید که این زندگی زیبایی را که کنارش شروع کردید را ادامه خواهید داد . همین طور که در آغوشش گرفتیه اید به سمت جایی برای نشستن برویدو کنار هم بنشینید . هم او خسته است و هم شما .

توی صورتش نگاه کنید و بگویید که زیباست هیچ عجله ای نکنید با حوصله باشید و صبور . آرام حجابش را بردارید و عاشقانه به همسرتان نگاه کنید و تکرار کنید که واقعا زیباست بسیار ظریف یه دستهایش دست بزنید دست ها را بالا بیارین و آرام ببوسید . بعد از بوسه چند لحظه مکث کنید و به خاطره این بوسه فکر کنید ( اینجا فرصت مناسبی است که آیا آب یا نوشیدنی دیگه ای لازم داره ؟)

اگر قبلا با همسرتون سکس داشته اید این کارها را به عنوان یک عروس با او بکنید واگر نداشته اید و دختر از طبقاتی باشد که هیچ وقت با پسری حتی خود شما نبوده به او اطمینان بدهید تا ترس و اضطرابی نداشته باشد . توجه کنید که زنها نسبت به بدنشان خیلی حساس میباشن پس یک ضرب به سینه ها یا جاهای دیگر دست نزنید اگر خیلی خسته نیستید با همسرتان بایستید و ایستاده در اغوشش بگیرید اینطوری میتوانید آروم دستهاتونو حرکت بدین و پشت بدن همسرتونو نوازش کنید آروم در گوشش حرف های عاشقانه بزنید .

بقیه مراحل به همین سادگیست به آرومی همین فضا را دنبال کنید ( عاشق باشید و اعتماد دهنده به طرف مقابل در هر تماس ). کنار هم دراز بکشید و آروم تا حدی لباسها را در بیاورید همسرتان را تحسین کرده و شهوت انگیزی اش را بهش یاد آور شوید . سانتی متر یه سانتی متر بدن همسرتان را لمس کرده و به آن عادت کنید .
 
صحبتی با عروس خانم :
خانم عزیز شما هم وظیفتان همین چیز هاست . اگر لباس آقا داماد را تا آخر در آورده اید بهش بگوید به پشت بخوابد و چشماش را ببند با احتیاط کامل به بدن همسرت دست بکشید آلت جنسی او را اگر خواستید نوازش کنید و نه کار بیشتر . اگر بار اول است در این جلسه اجازه دهید که گذشت زمان همه چیز را یاد بدهد جلسه اول حداکثر می تواند شناخت باشد به هر حال نه آقا از آلت جنسی شما زیاد سر در نیارورد و نه شما از آلت جنسی او پس یک حرکت لذت بخش را شروع کنید مانند نوازش آلت همدیگر و کمی به همین حرکت ادامه دهید .
قصدتان کمی نوازش و بعد خوابیدن و استراحت کردن باشد هرچند ممکن است که چیز های دیگری هم پیش آید . سکس لازم نیست حتما دخول باشد اگر بخواهید یک ضرب سراغ دخول بروید مثل اینه که با زبانی که نمیشناسید برنامه نویسی کنید . صبر کنید تا اول چگونگی موضوع را یاد یگیرید این باعث می شود موقع عمل مقدمات را خوب بدانید

خلاصه کلام :

۱ – تا احساس آمادگی کامل برای کاری نکرده اید وارد عمل نشوید .

۲ – هر لحظه مطمئن باشید همسرتان راحت است ( آقایون بیشتر توجه کنند چون این عمل اولین بار برای خانمها خیلی اضطراب آور تر است )

۳ – اگر عروس باکره باشد از پرده بکارت نترسید اگر دخول را درست انجام بدهید پرده بکارت بدون درد یا خونریزی باز خواهد شد .

این عضو در مردان به صورت استوانه ای شکل می باشد که از ۳ بافت تو درتو تشکیل شده.این بافتها اسفنجی شکل هستند و میتونین شکل یه توری رو واسه خودتون مجسم کنین .در واقغ اونها حاوی میلیونها فضای خالی هستند که در زمان تحریک جنسی توسط خون پر می شوند و باعث بر انگیختگی آلت جنسی می شوند.
پوست آلت هم شل و کاملآً قابل کش اومدنه تا بتونه خودش رو با هر دو حالت فیزیکی آلت تطابق بده….اما کارایی این عضو که معمولاً آقایون بخاطرش فکر میکنن خیلی کارشون درسته!
محتاج فعالیت چند عضو دیگه است که من بصورت خیلی ساده اونها رو براتون میگم:

کیسه بیضه یا :
Scortum – این عضو از بسیاری مخازن خون و اسپرم تشکیل شده و در واقع کار اصلیش تنظیم حرارت بیضه ها میباشد.بطور معمول در آقایون دو بیضه وجود دارد که (… و اینکه یکیش هم بالاتر از اونیکی باشه کاملاً طبیعیه!! کشتین منو با این سوالتون!!) فوق العاده حساس می باشد.کیسه بیضه از ماهیچه هایی تشکیل شده که در هنگام گرما شل میشن و بین بیضه و بدن فاصله می اندازن و در هنگام سرما هم جمع شده و بیضه ها رو به بدن میچسبونن.
بدن انرژی زیادی رو صرف ثابت نگه داشتن دمای این منطقه میکنه .آقایون توجه کنن که برای همینه که زمستونها ته ۲ تا جیب شلوارشون سوراخ میشه!! چون وقتی با دوستاشون ایستادن چرت میگن ، نا خود آگاه می خواهن دستشون رو به سمت این قسمت ببرن تا هم باعث تقسیم گرمایی بشن و هم این عضو رو از سرما حفظ کنن!!
بیضه ها: در این بخش هورمونهایی مثل تستسترون، هورمون ابتدایی مردانه ، و اسپرمهای ناآماده تولید میشه.درون بیضه توده عظیمی از لوله که بهش Seminiferous Tubules یا لوله منی ساز میگن وجود داره

Epididymis :
یه لوله قطور ماهیچه ای که روی بخش پشتی بیضه خوابیده که اسپرمها رو انبار میکنه و با انقباضش اونها رو به سمت رگی به اسم Vas deferens می بره تا اون رگ مواد رو از توی مثانه رد کنه.در مردان لوله خروج ادرار و منی در انتهای پرسوتات یکی میشن …ولی برین خدا رو شکر کنین که در زمان برانگیختگی دریچه لوله ادراری بسته میشه تا همه چی قاطی پاطی نشه!!!…مواد بعد از اینجا وارد رگ اصلی برون ریز یا Urethra میشوند که اینکار هم توسط Ejaculate duct انجام میشه.
البته فراموش نشه که به رگ برون ریز عضوی به اسم Seminal vesicles ضمیمه شده که با همکاری پروستات باعث میشن مواد قندی فراکتوز اضافه بشه تا اسپرمها مواد غذایی لازم رو بدست بیارن . یعنی درواقع انرژی بگیرن و محیط مناسبی برای پرورش و آماده شدن اسپرم فراهم بشه. بعد از این لوله برون ریز مواد رو بسمت خروج از بدن هدایت میکنه و شما دجار انزال میشین…
اما ۲ قسمت دیگه وجود داره که توجهتون رو بهش جلب مبکنم.

یکی غده Bulbourethral که در ابتدای برانگیختگی یه پیش آب راه براتون فراهم میکنه تا لوله برون ریز از اسیدها و مواد ادراری پاکسازی بشه.این آب درابتدا حاوی هیچ اسپرمی نیست ولی اگر بعد از یکبار انزال مایع منی همچنان در لوله باقی مونده باشه در کورس بعدی می تونه اسپرمها رو با خودش حمل کنه و براتون یه بچه کاکل زری بالا بیاره!! ولی بدونین احتمالش پایینه اما وجود داره….
نکته دوم ماهیچه ایه که بین معقد وآلت تناسلی قرار داره و در واقع ۲ جا رو کنترل میکنه.برای همینه که هر وقت فشاری به آلت می یارین همون فشار به معقد هم وارد میشه
شب زفاف-شب عروسی (شب زفاف) اولین شب شروع زندگی مشترک و یکی از شب های بسیار مبارک است . مبارکی آن از این جهت است که در روایت آمده مؤمن با ازدواج و عروسی کردن نیمی از ایمانش تکمیل می شود.
به همین جهت در منابع اسلامی آداب فراوانی برای شب زفاف ذکر شده است. در شب زفاف دعا مستجاب است و فرشتگان رحمت خدا را برای عروس و داماد نازل می کنند.شب زفاف در خاطره ی تمامی زوج های جوان یک شب خاطره انگیز است. در این شب همسر مرد به خانه ی وی وارد می شود و آن شب (شب زفاف)اولین شب زندگی آن زن و شوهر است.برای زفاف و آمیزش، شب انتخاب شده است و پیشوایان دینی، شب را برای رفتن عروس به خانه داماد، ترجیح داده اند و چون این عمل همواره در شب انجام می شود آن را شب زفاف می نامند.
 
تازه عروس بنا به طبیعت ، از نخستین رابطه جنسی در شب زفاف اکراه و هراس دارد و علت آن معمولا درد جسمانی نیست که اگر همراه با آرامش و خودداری و صبوری مرد باشد خیلی جزئی است. غالبا خود دختر هم نمی داند علت این هراس و اکراه در کجاست ؟ در واقع در شب زفاف تازه عروس دچار نوعی ”‌ شرم ”‌ نیز هست . همه این علت ها را باید در جای دیگری جستجو کرد.در حقیقت چون زن در این مرحله که وارد حیات زناشویی می گردد دگرگونی مهمی در برابر خود می بیند و به زندگی آینده و مسوولیت ها و خطرهای آن می اندیشد و از آن واهمه دارد. همه این واهمه ها ، چه زن از آن آگاه باشد و چه نباشد ، قابل ملاحظه و شایسته توجه است.این وظیفه شوهر است که وجود این هراس فطری زن را دریابد و همواره آن را به یاد داشته باشد.بهترین فرصت برای جلب اطمینان زن همین دوره کوتاه است.

معروف است که شب زفاف را نباید با جبر آغاز کرد ، ما می گوییم در شب زفاف و در کار پاره شدن پرده دوشیزگی نه تنها جبر نباید در کار باشد بلکه این عمل باید دنباله و نتیجه نوازشی صبورانه و معاشقه ای جانانه باشد و شوهر باید عروس را به تدریج متمایل و راغب به عمل نماید نه آن که با شتابکاری و به کار بردن زور،تنها حس شهوت خویش را فرو نشاند. در این صورت تنها جسم زن را تصرف کرده و از تصرف روح او ناتوان مانده است. بنابراین شوهر در شب زفاف باید تمام تمهیدات لازم را به کار گیرد و در نهایت ملایمت و ظرافت عمل کند و بداند که کوچکترین اشتباه در شب زفاف، چندان او را خسته و دل آزرده می کند که به آسانی التیام پذیر نخواهد بود و گاه تا پایان زندگی زناشویی آثار آن بر جای می ماند.
 
باید بدانیم در شب زفاف که اولین رابطه ی جنسی دختر و پسر است در نتیجه ی آن دختر پرده ی بکارت خود را از دست می دهد که در بیشتر مواقع با درد همراه است.پاره شدن پرده بکارت ، در حقیقت نمود خارجی جریانی بسیار پیچیده است که باید آن را آغاز زنانگی و پایان دوشیزگی شمرد.
باید گفت در اولین تجربه ی جنسی دو نوع درد برای دختر ممکن است به وجود آید.این دو نوع درد عبارتند از:
۱- درد به علت پارگی پرده بکارت
این درد همان طور که در بالا گفته شد به علت ایجاد یک زخم سطحی در داخل واژن است. که این گونه زخم ها معمولاً دردناک تر از سایر زخم ها هستند. برای کنترل درد، بهترین کار ایجاد معاشقه طولانی است. این کار سبب می شود تا دختر به مرحله ی ارگاسم یا نزدیک آن برسد. رسیدن به ارگاسم، آستانه ی درد را بالا می برد و باعث می شود که درد یا خیلی کم شود و یا قابل تحمل گردد.
۲- درد به علت دخول
این درد دقیقاً به علت کشش دیواره ی واژن است.واژن برای اولین بار می خواهد باز شود. پس درد زیادی را حس می کند.برای کنترل این درد دقیقاً مثل راه حل بالا، باید معاشقه طولانی داشت. تا هم واژن لیزشود و هم آستانه درد افزایش یابد. برای این منظور می شود از ژل مخصوص نیز استفاده نمود.
در شب زفاف برای آمیزش بهتر و کم دردترباید به نکات زیر توجه نمود:
۱- معاشقه طولانی تا رسیدن به مرحله ی ارگاسم ؛
۲-استفاده از ژل مخصوص ؛
۳- دختر را باید قبل از نزدیکی از نظر روحی آماده کرد
۴- در صورت داشتن درد شدید از سوی دختر از ادامه نزدیکی خودداری کنید.
موارد لزوم مراجعه به پزشک:
الف) پارگی پرده بکارت معمولاً دارای خونریزی کم است. البته این قضیه به چثه و سن دختر بستگی دارد. در بعضی از موارد پرده بکارت دختر با نزدیکی پاره نمی شود. در این حالت حتماً باید با جراح زنان مشورت نمود تا وی با روش جراحی پرده را باز نماید.
ب) تا سه روز پس از نزدیکی خونریزی بسیار جزئی، طبیعی است و نباید نگران بود. ولی در صورت ادامه پیدا کردن خونریزی حتماً باید به جراح و متخصص زنان و زایمان مراجعه کرد.
چرا برخی زنان در اولین ارتباط جنسی و در شب زفاف خونریزی ندارند؟
گذشته از فقدان مادرزادی پرده بکارت در بعضی زنان، در صورتی که زن در هنگام رابطه ی جنسی ، آرام و بدون تنش بوده، زمان کافی برای عشق ورزی داشته باشد، با طرف مقابل خود احساس راحتی کند و دهانه ی واژنش به اندازه ی کافی مرطوب باشد، آلت تناسلی مرد به نرمی وارد واژن او می شود . به این ترتیب ممکن است در اولین ارتباط خونریزی نداشته باشد و یا به دلیل نوع خاصی از پرده بکارت اتفاق مشابه این می افتد. اما اگر زن مضطرب باشد یا بترسد و پاهایش را جمع کند دهانه  واژن تنگ خواهد شد و هنگام دخول خونریزی و درد خواهد داشت.

از آنجایی که در نظر مردم پرده بکارت پرده ای بسیار سفت و محکم است که تنها با فشار پاره می شود ، برخی مردها در هنگام رابطه ی جنسی فشار زیادی به دهانه ی واژن آورده و موجب پارگی دهانه ی واژن و درد و خونریزی می شوند. در صورتی که، اگر زن هنگام رابطه ی جنسی آمادگی کافی داشته و به دور از احساس اضطراب باشد هیچ نیازی به فشار از جانب مرد نیست.
نکات قابل توجه در مورد پرده بکارت:
رشته های عصبی در پرده کم هستند و به همین دلیل درصورت آرامش جسمی و روانی پارگی آن معمولاً با درد کمی همراه است. عمل دخول و پاره شدن پرده بهتر است در زمانی که بدن آرام است و هیچ اضطراب و خستگی ندارد انجام شود. بنابراین نزدیکی در اولین شب ازدواج و پس از مراسم طولانی عروسی توصیه نمی شود.
شب زفاف و آموزش شب زفاف
زنان بهتر است قبل از نزدیکی نه به منظور گرفتن گواهی سلامت پرده بکارت، بلکه به دلیل آگاهی ازنوع پرده به پزشک متخصص زنان مراجعه کرده و توضیحات لازم را درخواست کنند؛ زیرا در موارد نادری که پرده از نوع ضخیم است احتیاج به عمل جراحی دارد. ضمن این که تحریک زن و خروج ترشحات از دهانه ی واژن موجب روان شدن دهانه ی واژن و سهولت ارتباط جنسی می شود.
گاهی پرده بکارت با یکی دو بار نزدیکی کاملاً پاره نمی شود و هر دفعه قسمتی از آن پاره شده و کمی خونریزی می کند و البته بدون پارگی پرده، مایع اسپرم ریخته شده بر روی آن می تواند موجب حاملگی شود، زیرا اسپرماتوزئید موجود در اسپرم می تواند از سوراخ پرده حرکت کرده و به طرف تخمک زن برود و حاملگی ایجاد شود. در این موارد زن با پرده سالم حامله می شود.
 
شب زفاف و آموزش شب زفاف
 آداب روابط زناشویی زن و مرد دو قسم است:
الف – آداب شب زفاف که عبارت است از :
۱- ابتدا عروس و داماد وضو بگیرند.
۲- تکبیر گفتن در شب زفاف
برخلاف مراسم جاهلیت – برای خود و عروس و اولاد آینده‏شان ، چنین دعا کند:
خدایا این زن را به امانت از تو گرفتم و با کلمات تو او را حلال کردم، اگر از این زن فرزندی برای من مقرر فرمودی او را پربرکت و پارسا قرار ده و برای شیطان در او بهره‏ای قرار مده».
 
ب – آداب عمومی ( مستحبات) زناشویی:
۱- گرفتن وضو
۲- گفتن بسم اللّه‏
۳- در هنگام جماع تعجیل نکند و زن را برای آن آماده کند تا او هم کاملاً لذت ببرد.
۴- جماع در شب‏های دوشنبه، سه شنبه، پنج شنبه یا جمعه باشد.
۵- هنگام جماع با زن ملاعبه و بازی کند تا او کاملاً آماده شود.
۶- جماع را وقتی انجام دهد که زن میل دارد.
۷- بهتر است نزدیکی در اول شب نباشد ، بلکه ساعاتی بعد از خوردن شام باشد ، زیرا معده پر است و نزدیکی موجب قولنج و فلج و چکیدن بول و فتق و ضعف بینایی و برخی بیماری های دیگر می شود.

امام رضا(ع) فرمود این عمل را در آخر شب انجام دهید. زیرا برای بدن صالح تر و مایه امید بیش تر و ذکاوت بیش تر برای فرزندی که به دنیا می آید ، می باشد. (سفینه البحار ، ج ۱، ص ۱۸۱)

منع رابطه جنسی در دوران نامزدی

اگرقصد دارید مدت زیادی نامزد بمانید  هرگز قبل از ازدواج ارتباط جنسی نداشته باشید .

۱- افراد مختلف نسبت به رابطه جنسی دید متفاوتی دارند:
رابطه جنسی برای آنان میتواند به مفهوم تعهد، سرگرمی، لذت صرف، صمیمیت و یا هیچ چیز باشد. بهتر آنست که شما تا زمانی که شناخت کافی نسبت به فرد و نحوه نگرش وی به سکس پیدا نکرده اید اقدام به برقراری رابطه جنسی نکنید. زیرا برای مثال اگر شما به سکس به دید تعهد و صمیمیت بنگرید و به امید آنکه با برقراری رابطه جنسی محبوب خود را از دست نخواهید داد و به عکس از نظر  فرد محبوب شما سکس یک لذتجویی صرف باشد آنوقت اندوه بزرگ و سرنوشت غم انگیزی را برای خود رقم زده اید.
۲- صرفنظر از آنکه شما چگونه می اندیشید، رابطه جنسی پیامدها و تاثیرات شگرف و مهمی را در بر خواهد داشت.

 

۳- رابطه جنسی احساسات شما را تحت الشعاع قرار داده و آنها را تشدید، لجام گسیخته و یا منحرف میسازد:مغز انسان در سیر تکاملی خود به گونه ای طراحی گردیده است که هنگام مواجهه با موقعیتهای امکان  برقراری رابطه جنسی همچون شرایط تهدید آمیز مواد شیمیایی خاصی را آزاد میسازد که روند اندیشیدن را متوقف میسازند. در واقع شما را ناخودآگاه به برقراری رابطه جنسی هدایت میکند تا شما قادر باشید با تولید مثل به بقاء خود ادامه دهید. اما آیا این موقعیتها همان جایی ست که شما میخواهید با یک فردی که شناخت چندانی از وی ندارید باشید؟ بنابراین در مرحله تعیین کننده شناخت فرد شما از هوشیاری کافی برای اتخاذ تصمیمات منطقی برخوردار نخواهید بود.
۴- رابطه جنسی مواد شیمیایی “پیوند دهنده” و “دلبسته کننده” آزاد میسازد: برقراری رابطه جنسی در دو جنس موجب آزاد سازی مواد شیمایی میگردد که احساس دلبستگی را در آنها پدید می آورد. آیا شما میخواهید اجازه دهید تا مواد شیمیایی مغز شما برای شما تصمیم گیری کنند که به چه کسی دلبستگی پیدا کنید؟ دست نگه دارید شما با این کار رنج بزرگی را به جان خواهید خرید زمانی که باید از شریک خود جدا گردید اما به سبب برقراری رابطه جنسی به وی دلبسته شده اید.
۵- رابطه جنسی دامنه انتخاب شما را محدود میسازد: رابطه جنسی شما را ملزم میسازد تا شتابزده و خیلی زود هنگام در مورد رابطه تان تصمیم بگیرید و سناریوی دهشتناک تر آنکه  باردار بودن، شما را در امر تصمیم گیری و انتخاب در تنگنا قرار دهد. هنگامی که با شریک خود رابطه جنسی برقرار نکرده باشید آسانتر میتوانید خود را از یک رابطه ناسالم بیرون بکشید.
۶- انتظار و پیش بینی استرس زاست، اما شیرین و مهیج: یکدیگر را از آن محروم نسازید. این در سرشت انسان است که چیزی را که با تلاش و انتظار بیشتر بدست می آورد، بیشتر هم قدرش را می داند. همچنین رابطه جنسی زود هنگام مرحله خیالپردازیها و رویاهای ما نسبت به محبوبمان را عملا حذف میکند و شور و هیجان عاشقی را کمرنگ و کسالت بار میسازد.
۷- برقراری رابطه جنسی زود هنگام و شتابزده بر عدم خویشتنداری و فقدان احترام دلالت دارد: زمانی که شریک شما این فرصت را به شما نمیدهد تا پس از شناخت کافی  و مبتنی بر عقل و رضایت کامل شما رابطه جنسی آغاز گردد و یا به شما تنها به یک ابزار جنسی مینگرد در واقع احترامی برای شما قائل نیست. همچنین عدم توانایی در کنترل غرایز در فرد میتواند گواهی بر بی ارادگی و خیانت کار بودن وی نیز باشد. اینگونه نتیجه گیری ها ممکن است کاملا غلط و نادرست باشد اما چرا باید یک موضوع پیچیده را بغرنج تر کرد؟
۸- پیشگیری از بیماریهای مقاربتی: شما هنگامی که نسبت به طرف مقابل خود شناخت کافی ندارید هرگز نباید ریسک کنید و خود را در معرض انواع بیماریهای آمیزشی قرار دهید.
۹- مردان بی انگیزه: یکی از مهمترین انگیزه های مردان از برقراری رابطه با جنس مخالف خود امید به برقراری رابطه جنسی با وی است. بنابراین دختران نباید زود هنگام و شتابزده اقدام به برقراری رابطه جنسی کنند زیرا با این کار ممکن است شانس خود را برای ازدواج با فرد به میزان زیادی از دست بدهند. همچنین دخترانی که خیلی زود به رابطه جنسی تن میدهند نزد مردان ارج و قربی نخواهند داشت.

ارگاسم چندگانه در مردان

هر مردی می تواند در رابطه جنسی خود چندین بار ارگاسم شود. برای اینکار فقط کافی است اطلاعات کافی درمورد تمایلات جنسی مردانه، سکس و تکنیک های خاص آن داشته باشید. هدف اکثر مردان در سکس، انزال است نه عشق بازی. وقتی یک مرد چند بار ارگاسم را تجربه می کند، نه تنها خودش بهتر ارضا می شود، بلکه طرف مقابلش را هم بسیار بهتر ارضا خواهد کرد.

ارگاسم های چندگانه به دنبال هم اتفاق می افتند، بدون اینکه فرد در خلال آنها تحریک جنسی خود را از دست بدهد. خانم ها به راحتی می توانند ارگاسم چندگانه داشته باشند اما تعداد کمی از مردان می دانند که با آموزش صحیح آنها هم می توانند دقیقاً مثل خانم ها چندین بار در سکس ارگاسم شوند. درمورد خانم ها، ارگاسم چندگانه به این معناست که مدت زمان کمی بعد از اولین ارگاسم، تحریک جنسی خود را بازمی یابند، که معمولاً بلافاصله یا بعد از چند دقیقه اتفاق می افتد. وقتی زنی در یک رابطه جنسی چندین بار به ارگاسم می رسد ارگاسم او چندگانه خواهد بود.

خیلی از مردان اشتباهاً تصور می کنند که  وقتی بتوانند بعد از انزال دوباره تحریک شوند و به یک انزال دیگر دست پیدا کنند، یعنی ارگاسم چندگانه داشته اند. این اشتباه است. سکس چند ارگاسمه مردانه به سکسی گفته می شود که در خلال ارگاسم ها، نعوظ یا تحریک جنسی از بین نرود. ارگاسم چندگانه فقط شامل ارگاسم است نه انزال. تنها استثناء آن زمانی است که انزال با آخرین ارگاسم همراه می شود.

قبل از توضیح بیشتر بد نیست که با فرایند تکنیکی “چرخه تحریک جنسی” آشنا شوید.

۱- مرحله تحریک

– گرفتگی عروق

– نعوظ

– بالا رفتن ضربان قلب

– بلند شدن نسبی بیضه و افزایش سایز

– سفت شدن نوک سینه ها

۲- مرحله پایا

– بزرگ شدن بیشتر سر آلت تناسلی و بیضه ها

–  بلند شدن کامل بیضه

– بنفش شدن سر آلت تناسلی

– ترشح غدد کوپر

– نفس نفس زدن

۳- مرحله ارگاسم (از دفع مایع و انزال تشکیل شده است)

دفع مایع

– اسپرم و مایعات از رگ وابران، کیسه های مایع منی و غده پروستات خارج شده و در ته مجرای پیشاب در نزدیکی پروستات جمع می شوند.

– کشش ماهیچه ای درست قبل از رها شدن فشار و تنش

– بالا رفتن بیشتر ضربان قلب و تنفس

ضرورت انزال: هوشیاری از انزال قریب الوقوع

انزال

– عضله تنگ کننده ادرار محکم بسته می شود.

– انقباضات ریتمیک پروستات، عضلات میاندوراهی و آلت تناسلی و خارج شدن مایع منی.

– تیرگی جزئی هوشیاری

۴- مرحله تحلیل

– از بین رفتن تحریک

– خوابیدن آلت تناسلی و جمع شدن پوست بیضه

– برگشت کشش عضلانی

– پایین آمدن ضربان قلب و فشارخون

ارگاسم چندگانه دربرابر ارگاسم همراه با انزال

هر دو نوع این ارگاسم ها یکسان شروع می شوند: از تحریک تا نقطه ای نزدیک به انزال. در این نقطه، مرد یکسری انقباضات تناسلی را تجربه می کند که ۳ تا ۵ ثانیه طول می کشد. این انقباضات، ارگاسم های لگنی نامیده می شوند که ابتدا حس لرزش یا رهایی جزئی فشار را به همراه دارد. وقتی این نقطه کاملاً تشخیص داده شده و کنترل شود، می توان این احساسات را بیشتر و شدیدتر کرد.

وقتی فرد به این نقطه می رسد، هدف رسیدن به انزال نیست بلکه کاهش تحریک است، فقط به اندازه ای که بتوان میزان تحریک را کنترل کرد. می توان با فشردن عضلات لگنی میزان تحریک را به خوبی کنترل کرد.

در یک ارگاسم تکی عادی که همراه با انزال است، مرحله پایا سریعاً گذشته ، ارگاسم فروکش کرده و انزال اتفاق می افتد. در یک سکس با ارگاسم چندگانه، مرحله پایا پس از اولین ارگاسم و  ارگاسم های بعدی همچنان باقی می ماند. ارگاسم های پی در پی معمولاً کمی قوی تر از ارگاسم قبلی هستند تا جایی که مرد تصمیم می گیرد در آخرین ارگاسم انزال داشته باشد. انزال کاملاً انتخابی است. حتی پس از چند ارگاسم فرد می تواند تصمیم بگیرد که اصلاً انزال نداشته باشد که در این حالت تحریک تقریباً یک ساعت بعد فروکش می کند، برخلاف انزال که تحریک جنسی دفعتاً و به سرعت فرومی نشیند.

چطور ارگاسم چندگانه ممکن است؟

“چرخه واکنش” مردها و زنها تقریباً شبیه به هم است. تفاوت جزئی بین آنها انزال مرد است. زنهایی که ارگاسم های چندگانه دارند قادرند درصورت کاهش تحریک به مدت زمان کوتاهی بعد از اولین ارگاسم خود، ارگاسم های متوالی و پی در پی داشته باشند، دلیل آن این است که آنها انزال ندارند.

انزال دوره بی پاسخی را در مردها آغاز می کند. طی این مدت، اکثر مردها نمی توانند به خاطر از دست دادن تنش جنسی دوباره تحریک شوند و آلت تناسلی نسبت به هرگونه تماس حساس می شود. ازآنجا که خانم ها از نظر بیولوژیکی قادر به انزال نیستند، این خصوصیت را ندارند و می توانند بسیار آسانتر از مردها ارگاسم های چندگانه داشته باشند.

اولین قدم در فهمیدن اینکه مردها چطور می توانند ارگاسم چندگانه داشته باشند این است که بدانند ارگاسم و انزال دو اتفاق کاملاً مجزا و قابل تشخیص از همدیگر هستند. اکثر مردها همیشه ارگاسم و انزال را به طور همزمان تجربه کرده اند به همین دلیل قادر به تشخیص آنها از هم نیستند.

دومین قدم این است که بتوانید ارگاسم و انزال را از هم تشخیص دهید.

توانایی تشخیص ایندو از هم شامل عضله لگنی می شود. این همان عضله ای است که جریان ادرار را در نیمه راه متوقف می کند. اگر نگه داشتن جریان ادرار برایتان دشوار باشد یعنی عضله لگنی شما ضعیف است. در اینصورت باید روی قوی تر کردن آن کار کنید تا بتوانید ارگاسم چندگانه داشته باشید. وقتی عضله لگنی را فشار داده و منقبض می کنید باید احساس کنید که همه آنچه در عمق لگنتان است به سمت بالا کشیده می شود.

تمرینات تنفسی

– روی یک صندلی راحت بنشینید و شانه هایتان را ریلکس کنید.

– دستها را روی شکمتان  درست زیر ناف قرار دهید.

– نفس را عمیقاً توی ریه بکشید. عمیقاً از بینی نفس بکشید طوریکه شکمتان باد کند.

– نفس را به طور کامل بیرون دهید طوریکه شکم دوباره به ستون فقرات بچسبد. احساس خواهید کرد که لگن و آلت تناسلیتان به سمت بالا کشیده می شود.

– این حرکت را ۹ تا ۳۶ مرتبه تکرار کنید.

آماده سازی خود

توانایی داشتن ارگاسم چندگانه برای یک مرد قابلیتی درخور توجه است اما به آماده سازی زیادی نیاز دارد. همانطور که قبلاً هم ذکر شد، یکی از قدم های اولیه شناخت عضله لگنی است. برای اینکه با آن آشنا شوید باید یاد بگیرید که چطور آنرا به درستی کنترل کنید. قسمتی از این کنترل به مرور زمان و با تجربه به دست می آید اما بخش اعظم آنرا باید با تقویت از طریق تمرین مداوم به دست آورید. این تمرینات را می توانید در هر مکانی بدون اینکه کسی متوجه شود انجام دهید.

تمرین

– راحت بنشینید و مثل زمان عادی با همسر خود رابطه جنسی را شروع کنید.

– درست همانجایی که نزدیک به انزالتان است متوقف شوید. عضله لگنی خود را منقبض کرده و نگه دارید و تا ۱۰ بشمارید.

– سپس خود را ریلکس کنید و چند دقیقه استراحت کنید.

– دوباره شروع به رابطه جنسی کنید و اینبار کمی به نقطه انزال نزدیکتر شوید و دوباره عضله لگنی خود را منقبض کنید.

– دوباره رابطه را ادامه دهید و به تحریک جنسی و احساسات خود توجه خاص داشته باشید. کلید کار اینجا این است که درمورد واکنش جنسی خود بیشتر بفهمید تا بتوانید راحت تر آنرا کنترل کنید.

توقف درست قبل از انزال

دوباره به رابطه جنسی ادامه دهید، با این تفاوت که اینبار تا جایی پیش بروید که به انزال برسید. درست قبل از ارگاسم انقباضات متعددی را احساس خواهید کرد که نشاندهنده شروع انزال در ته آلت تناسلی یا حتی عمیق تر در لگنتان است. با شروع این انقباضات یا درست قبل از شروع آن تحریک را متوقف کرده و عضله لگنی را سفت منقبض کنید. احتمالاً حس خواهید کرد که در حال انزال هستید اما باید آنرا متوقف کنید. سفت کردن و منقبض کردن درست عضله لگنی انزال را نگه می دارد.

مقدار کمی ازمایع منی خارج می شود اما نه با آن فشار که در ارگاسم های تکی تجربه می کنید. اگر موفق شدید انزال را بعد از ارگاسم خود متوقف کنید دوباره شروع به خودارضایی کنید. تحریکتان باید بسیار بالا باشد و باید بتوانید اینکار را به مدت کوتاهی ادامه دهید تا به یک ارگاسم دیگر برسید.

اگر بار اول نتوانستید انزال خود را متوقف کنید، احتمالا یا عضله لگنیتان به اندازه کافی قوی نیست و یا در زمان مناسبی آن را منقبض نکرده اید. اگر دیر شروع به منقبض کردن آن بکنید انقباضات انزال دیگر شروع شده اند و دیگر متوقف  کردن آن غیرممکن است. با تمرین بیشتر زمانبندی آن دستتان می آید.

نقش شریک جنسی

تکنیک های زیادی برای بالا بردن موفقیت خود در ارگاسم چندگانه وجود دارد. بهترین تکنیک ممکن تمرین آن با شریک جنسیتان است. اگر بتوانید در این کار موفق شوید می توانید هم خودتان و هم شریک جنسیتان را به لذت بسیار بیشتری برسانید.

غلبه بر مشکلات

بدون شک بزرگترین مانعی که اکثر مردها در ارگاسم چندگانه تجربه می کنند، ناتوانی در انقباض عضله لگنی در طی ارگاسم برای متوقف کردن انزال است. ممکن است یکسری انقباضات را حس کنید اما نباید منقبض کردن را در این نقطه رها کنید چون حتی اگر در متوقف کردن انقباضات انزالی موفق هم شوید، چند انقباض از آن نوع را حس خواهید کرد. اگر موفق شوید، انقباضات قبل از انزال متوقف می شوند و باید بتوانید دوباره تحریکتان را ادامه دهید بدون اینکه حستان از بین برود.

یک مشکل دیگر ناتوانی در تشخیص آغاز و پایان مرز مراحل پایا، ارگاسم و انزال است. اگر نتوانید فرق بین ارگاسم و انزال را تشخیص دهید، که کلید کار در تجربه ارگاسم چندگانه است، اگر موفق هم شوید فقط تصادفی بوده است.

بعضی از مردها سعی می کنند خیلی سریع و شدید خود را تحریک کنند ولی این راه خوبی برای آگاهی از سطح هوشیاری جنسی خود نیست. اگر سعی کنید تحریک را آرامتر انجام دهید می توانید مرز بین تحریک، مرحله پایا، و ارگاسم را خیلی راحت تر تشخیص دهید. با این روش خیلی بهتر متوجه خواهید شد که چه زمان باید عضله لگنی خود را منقبض کنید، کی تحریک را متوقف کنید، و کی عضله لگنی را ریلکس کنید و برای تجربه یک ارگاسم دیگر دوباره تحریک را آغاز کنید.

فشار لگنی بعد از تحریک

فشار در ناحیه لگن نتیجه طبیعی افزایش جریان خون در ناحیه تناسلی است. اگر میزان این فشار قابل تحمل نباشد، می توانید با تنفس عمیق، بلند کردن پایین تنه و ماساژ بیضه به آرامی آنرا کمتر کنید. این کار باعث می شود انرژی بیضه به سایر قسمت های بدن منتشر شود. همچنین می توانید ۵ تا ۱۰ دقیقه به پشت بخوابید.

سایر فواید

با یادگرفتن ارگاسم چندگانه می توانید سایر مشکلات جنسی مثل انزال زودرس را هم برطرف کنید. با این روش نه تنها می توانید زمان سکس خود را بیشتر کنید بلکه استرس و اضطرابهایتان هم کمتر شده و می توانید بیشتر روی ارضای خود و شریک جنسیتان تمرکز کنید.

سن

ممکن است خیلی از شما سوال کنید که آیا سن هم می تواند در موفقیت یا شکست این تکنیک تاثیر داشته باشد یا نه. موفقیت همه مردها در این تکنیک یکسان نیست چون فعالیت جنسی آنها و میزان آگاهیشان از سطح هوشیاری جنسی خود یکسان نیست.

اگر در رسیدن به ارگاسم های تکی چه به تنهایی چه همراه با شریک جنسی خود مشکلی نداشته باشید، یاد گرفتن ارگاسم چندگانه فقط نیازمند صبر، عزم و تلاش است. اما اگر در داشتن ارگاسم های تکی هم مشکل دارید در ارگاسم چندگانه نیز با مشکلات و مسائل بیشتری روبه رو خواهید بود. به همین دلیل اگر احساس می کنید که در روابط جنسی خود مشکلات جدی دارید حتماً با  پزشک متخصص درمیان بگذارید.

تفکرات قدیمی

مساله ارگاسم چندگانه ایده جدیدی نیست. فلاسفه چین قدیم، هزاران سال پیش آن را می شناخته اند. بسیاری از رمز و رازهای جنسی هنوز ناشناخته مانده است. باوجود اینکه طی دهه چهل و پنجاه محققان زیادی در زمینه مسائل جنسی در غرب توانایی مردان در داشتن ارگاسم چندگانه را تایید کردند. اما حتی در این عصر میزان ناآگاهی جنسی، راهنمایی های غلط و سردرگمی جنسی به وفور دیده می شود.

خط آخر

خط آخر اینکه توانایی شما در داشتن ارگاسم چندگانه به آگاهی و هوشیاری کلی شما در زمینه جنسی و قدرتتان در کنترل عضلات لگنی بستگی دارد. شایان ذکر است که این قابلیت را نمی توانید یک شبه به دست آورید. بااستفاده از مطالبی که در این مقاله ذکر شد، احتمالاً باید متوجه شده باشید که هفته ها یا حتی ماه ها ممکن است طول بکشد تا بتوانید در این زمینه موفق شوید. نتیجه ای که به دست می آورید به تلاش و اراده خودتان بستگی دارد.

آموزش شب زفاف

یکی از خاطره انگیزترین  رویدادهای زندگی مشترک شب زفاف است . در این خصوص مواردی وجود داره  که زوجین از ان غافل هستند و اون نحوه رفتار کردن در این شب به یاد ماندینست.داشتن یک رابطه جنسی موفق و لذت بخش میتونه شروع خاطر انگیزی باشد ، به همین خاطر باید در این مورد آموزش دید تا رفتار درستی رو در این رابطه بروز دادو از دلزدگی و بی انگیزگی جلوگیری به عمل بیاد.

آشنایی با دنیای جنسی مردان

چیز پیچیده ای نیست ؟ اتفاقا خیلی پیچیده است حتما فکر میکنید و بر این باورید خود را در اختیار همسرتان قرار داده و خودش همه کارهای لازم را انجام میدهد ! اینگونه نمیباشد.دنیای جنسی مردان بسیار گسترده و پیچیده است و برای اکثر خانم ها غیر قابل حدس ، خانم ها به صورت غیر ارادی تمایل به خود نمایی دارند و آقایان نیز بصورت غیر ارادی جذب این خودنمایی ها میشوند و البته قوه تخیل آقایان در این لحظه فعال میشود.
جنس مذکر در طول زندگی خود بارها و بارها ذهن خود را درگیر فکر کردن به رابطه جنسی میکند ، خیالپردازی جنسی در مردان گسترده و دقیق است ، این گستردگی باعث شده است سلیقه های مختلفی را شامل شود در نتیجه مردی زن چاق میپسندد و از زن چاق تحریک میشود و مردی دیگر زنی لاغر ، مردی جذب زنان با موهای بلوند میشود و مردی جذب زنی با موهای تیره ، مردی جذب پوست سفید و مردی جذب زنی با پوست گندمی ، اینکه همه خانم ها تلاش در تغییر صورت ، اندام ، رنگ پوست ، رنگ موی خود دارند و از یک الگو پیروی میکنند لزوما به جذب همه مردان منجر نمیشود.

لحن صحبت کردن زنان:
اگر چه گفته میشود مردان بیشتر با نگاه و دیداری تحریک و جذب میشوند اما فراموش نکنید مردان قوه خیالپردازی قوی دارند ، همه ما آدمها بر اساس روابط اجتماعی و برخوردهایی که در طول زندگی با افراد مختلف داریم از هر صدا یک تصویر ذهنی ایجاد میکنیم این تصویر سازی برای مردان به شدت زنان نمیباشد ، اما لحن صحبت کردن باعث میشود مرد تصویری از طرف مقابل خود ایجاد کند ، صدای زن برای مرد میتواند محرک جنسی باشد ، پس خانم های محترم در فرآیند تحریک کردن همسر خود لحن و تون صدای خود را تغییر دهید همچنین در روابطه جنسی با همسرتان سکوت اختیار نکنید ، با صداهای تحریک آمیز اورا به کارهایی که از آن لذت میبرید تشویق کنید.

بوی عطر
در تبلیغات عطرها دیده ایم که عنوان میشود استفاده از این عطر باعث جذب جنس مخالف میشود ، اما لزوما در مورد همه یکسان نیست ، همیشه از همسر خود در مورد بوی عطر خود سوال کنید و به سلیقه وی عطر خریداری کنید ، همیشه از یک نوع عطر استفاده کنید ، خصوصا قبل از رابطه زناشویی به مقدر کم و ملایم استفاده کنید.

لباس
بد نیست بدانید یک زن عریان تحریک پذیری کمتری نسبت به یک زن نیمه عریان برای مردان بهمراه دارد ، بارها در مشاوره ها شاهد هستیم که خانمها عنوان میکنند لباسهای خیلی باز بر تن میکنند اما همسر آنها تحریک نمیشوند ، لباس نقش مهمی در تحریک جنسی و جذب شوهر شما ایفا میکند ، لباس های باز برای هر اندامی باعث جذابیت مردان نمیشود ، مردانی که اندام بلند برای آنها مهم است ، لباسهایی که شما را بلند نشان دهد با رنگ های تیره میتواند باعث جذابیت شما برای شوهرتان بشود.
اگر همسر شما از آندسته از مردانیست که از پوست سفید خوشش می آید ، لباس تیره بر تن کنید تا رنگ پوست شما بیشتر نمود کند ، معمولا رنگهای سیاه و قرمز برای مردان جذابیت جنسی بیشتری بهمراه دارد در این خصوص برای اطلاع از سلیقه شوهرتان با او صحبت کنید.

موی سر
خداوند در آفرینش انسان تنوع ایجاد کرده است و از طرفی سلیقه های مختلف ، مردی از موهای فر ، مردی از موهای موج دار ، مردی از موی سیاه و مردی دیگر از موی بلوند ، خیلی از خانم ها موهای خود را بلوند کرده و متوجه میشوند که نگاه های بیشتری به سمت آنها کشیده میشود ، لزوما این نگاه ها نشانه این نیست که شما جذاب هستید بلکه بعلت تفاوت رنگ موی سرتان با رنگ موی اقوام ایرانی دیگران به شما خیره شده اند پس هر نگاهی را نشانه جذابیت خود برداشت نکنید کما اینکه در کشورهای غربی زنان مو سیاه با پوست بدن برونزه نگاه های بیشتری را به خود جذب میکنند این نگاه ها بواسطه تفاوت است نه جذابیت.
نکته مهم و کلیدی برای اینکه مردان جذب شما شوند نیاز نیست صورت و بینی و لب و گونه و مو و رنگ مو و رنگ پوست و اندام خودتان را تغییر دهید و یک خانم مصنوعی شوید اجازه ندهید دیدگاه ابزاری به شما شود ، اجازه دهید فردی که شما جزء سلیقه های وی هستید شما را همانگونه که هستید انتخاب کند و شان خود را حفظ کنید.

اندامهای بدن
بسته به تخیلات جنسی مردان متفاوت است ، اما خداوند زن را موجودی لطیف و با احساس آفرید ، تمامی گلبرگهای یک گل زیبا هستند ، بدن زنان از انگشتان پا تا موی سر میتواند جاذبه جنسی و محرک جنسی برای مردان باشد ، اما در همه مردان یکسان نیست ،شما بعنوان یک زن لازم است در این خصوص با شوهرتان صحبت کنید چرا که همانطور که ذکر شد در همه مردان یکسان نبوده بعنوان مثال شاید موی سر برای مردی محرک و برای مردی عادی باشد و ….

حین رابطه جنسی برای شوهرتان چگونه باشید ؟
بی حیا باشید
برای روابط جنسی و حین آن ، بی حیا باشید ، خجالت نکشید لذت ببرید و لذت رو به همسرتان تقدیم کنید ، برخی خانم ها تصور میکنند اگر در این خصوص راحت صحبت کنند و بی حیا باشند شوهرشان به گذشته وی شک میکند ، ما در دستورات دینی و احادیث امامان داریم که موقع آمیزش و همبستری زن میباست لباس حیا را از تن خود در آورد و بعد از آن مجددا بر تن کند ، پس راحت باشید و خود را رها کنید.

حرکت کنید ، فعال باشید
خیلی از خانم ها متاسفانه موقع رابطه زناشویی خود را تنها در اختیار همسرشان قرار میدهند و هیچ فعالیتی انجام نمیدهد ، طبیعی است که بعد از چند ماه همسرتان نسبت به شما سرد شود ، در حین رابطه جنسی مبتکر باشید و رابطه را مدیریت کنید.

ناز کنید
شوهرتان را سیر کنید اما سیراب نکنید ، برای تحریک بیشتر بلافاصله شروع نکنید ، وقفه ایجاد کنید ، برای شوهرتان برقصید ، ناز کنید.

هیجانی و با اشتیاق رفتار کنید
برخی خانم ها بعلت عدم آمادگی قبلی یا دلایل دیگر ، فقط تمایل دارند شوهرشان زود کارش را انجام دهد و تمام شود ، اگر مشکلات زناشوئی و احساسی در زندگی شما وجود دارد حتما آنرا برطرف کنید و با شوق و هیجان همبستر شوید.

پیش قدم شوید و تنوع ایجاد کنید
شبهای تکراری، مکان تکراری، حرفهای تکراری ، حرکات تکراری ، نکنه همیشه شوهرتان پیش قدم میشود ؟ نکنه فقط در رختخواب رابطه دارید آنهم زمانی که ابتدای ازدواجتان است و فرزندی ندارید ؟ نکنه فقط شبها ؟ نکنه انقدر یکسری حرکت رو تکرار کردید که قابل حدس شده ؟ همش حرفهای تکراری ؟ شما خودتان پیش قدم شوید ،در جاهای مختلف زمانهای مختلف تنوع ایجاد کنید.

شخصیت مردان در رابطه جنسی
شاید شوهر شما در اجتماع فردی جنتلمن باشد ، اما لزوما بدین معنا نیست که در رختخواب نیز یک جنتلمن باشد ، مانع عملی کردن خیالپردازیهای جنسی او نشوید و اجازه دهید خودش را رها کند ، شخصیت اکثر مردان در رابطه جنسی بسیار متفاوت تر از رفتار روزانه آنها میباشد ، شاید از رفتارهایی خوششان بیاید که حتی شما تصورشم نمیکردید.

اگر شوهر شما دچار اختلال جنسی است
در ابتدای ازدواج و آغاز فعالیت جنسی ، شاید همسر شما در کمتر از ۳ دقیقه دچار انزال شود ، این فرایند در ابتدای دوره فعالیت جنسی غیر طبیعی نمیباشد هر چه تعداد دفعات نزدیکی بیشتر و فواصل بین انجام آن کمتر باشد مدت زمان انزال شوهرتان افزایش میابد.

تظاهر به ارگاسم نکنید
اونطور که فکر میکردید نبود ؟ تحریک شدید اما لذت نبردید و ارگاسم را تجربه نکردید ؟ اگر به تازگی فعالیت جنسی خود را آغاز کرده باشید غیر طبیعی نیست شما به زمان نیاز دارید مدت زمان پیشنوازی را افزایش دهید ، تظاهر به ارگاسم ظلمی در حق خودتان و همسرتان است چرا که مردان به مرور متوجه آن میشوند و احساس ناتوانی به آنها دست میدهد ، ارگاسم نیاز به تمرین دارد.

ممکن است از دخول لذت نبرید
اگر با شوهرتان رابطه دخولی داشتید اما از این طریق به ارگاسم نرسیدید ، تعجب نکنید ، نگران نباشید اوضاع کاملا طبیعی است ۷۰ درصد خانم ها از طریق کلیتوریس (چوچوله) ارگاسم را تجربه میکنند نه دخول.

استرس دشمن رابطه جنسی
اضطراب ،ترس ،استرس ،از دشمنان جدی رابطه جنسی وتحریک پذیری میباشند، شوهرتان فردا صبح چطور باید بیدار شود و به سر کار برود ؟ شاید برای شما ساده باشد خب پا میشه میره سر کار اما کیفیت رابطه جنسی برای زن و مرد مشروط به آمادگی ذهنی میباشد ، دغدغه های کاری و روحی بر تحریک پذیری و میل جنسی موثر است شاید وقتی دیگر مناسب باشد ، رابطه جنسی صرفا دخول و انزال نیست و میتوان در شرایطی با معاشقه هر چند کوتاه زنان را تا شبی دیگر آرامش داد.

شوهرتان بعد از رابطه جنسی زود میخوابد
زنان بعد از رابطه جنسی نیاز به توجه و نوازش دارند ، اما به شما میگوئیم فعل و انفعلات شیمائی بدن مردان بعد از رابطه جنسی و ترشح دوپامین باعث خواب آلودگی آنها و خستگی آنها میشود بد نیست بعد از رابطه جنسی با نوشیدنی و یک ماساژ سراغ او بروید به شرطی که احساس خواب زیاد نداشته باشد.

اگر مشکلی در روابط زناشویی هست پیگیری کنید
اگر در خصوص رابطه جنسی و رابطه زناشویی با همسرتان دچار مشکل هستید یا نیاز به آموزش دارید حتما پیگیر شوید ، از مشاور کمک بگیرید یا در دوره های آموزشی ویژه زوجین شرکت کنید اجازه ندهید مشکلات مانع آرمش ، آسایش و لذت زندگی شما شود.
موارد مذکور را به کار گیرید تا شوهرتان جذب شما شود چرا که شما خوشبخت ترین زن دنیا خواهید بود اگر شوهرتان دوستتان داشته و جذب شما شود.

ارگاسم و برطرف کردن خشکی آن

ارگاسم و برطرف کردن خشکی آنReviewed by دکترفرهنگ on Sep 16Rating: 5.0ارگاسم و برطرف کردن خشکی آنارگاسم ،حالت فرح‌بخش روانی و جسمانی است که در اثر تحریک جنسی به دست می‌آید.
ارگاسم ،حالت فرح‌بخش روانی و جسمانی است که در اثر تحریک جنسی به دست می‌آید و با انزال، سرخ شدن یا تشنج همراه است
ارگاسم خشک حالتی است که درآن مرد به اوج لذت جنسی می رسد اما انزالی رخ نمی دهد، لذا هیچ مایعی از آلت مرد نیز خارج نمی شود. این قضیه برای مردان می تواند بسیار نگران کننده باشد.
ارگاسم خشک برای مردان جوانتر بسیار نگران کننده است به ویژه اگر از طریق اینترنت در مورد این قضیه تحقیقاتی انجام دهند و به این نتیجه برسند که این حالت ممکن است به علت اشکال در پروستات بروز کند (که البته این قضیه اشتباه است).
در واقع ممکن است ارگاسم خشک به علل برخی از درمان ها برای بیماری های پروستات بروز کند. البته این حالت از ارگاسم خشک تنها در افراد میانسال یا مسن تر بروز می کند. این حالت در واقع “انزال رتروگراد” نامیده می شود که در ادامه به آن نیز خواهیم پرداخت.

ارگاسم خشک در مردان جوان
سوال اینجاست که ارگاسم خشک چرا در جوانان و نوجوانان بروز می کند؟
این قضیه کاملا ساده است. اغلب افراد جوان قادر هستند که چندین بار به ارگاسم برسند. این به این معناست که برخی از جوانان در یک شب ممکن است دو تا پنج بار به ارگاسم برسند. در برخی موارد ممکن است این عدد به ۶ دفعه نیز برسد.
زمانی که مرد برای چند بار به ارگاسم می رسد، آلت تناسلی وی از مایع منی خالی شده و در ارگاسم های بعدی مایع منی از آلت تناسلی مرد خارج نمی شود. این اتفاق می تواند از ارگاسم دوم به بعد اتفاق بیافتد.
در برخی از کشور ها و فرهنگ ها، ارگاسم خشک در دفعات دوم به بعد پذیرفته شده و طبیعی محسوب می شود و متاسفانه برخی از این افراد در ارگاسم هایی که ممکن است خشک باشند از کاندوم استفاده نمی کنند که واقعا می توان این حرکت را غیر عاقلانه دانست.
این افراد فکر می کنند که به علت خشک بودن ارگاسم احتمال باردار کردن شریک جنسی وجود ندارد اما در واقع این فرض اشتباه و بسیار خطرناک است. در این حالت نیز به علت وجود تعداد کمی اسپرم بر روی آلت تناسلی امکان باردار کردن زن وجود دارد. از طرفی خطر ابتلا به بیماری های مقاربتی نیز وجود خواهد داشت. پس در هر شرایطی اصول رابطه جنسی ایمن را رعایت کنید.
اگر با ارگاسم خشک مواجه شدید نگران نباشید. این حالت نشان دهنده نابارور شدن شما نمی باشد. در کمتر از ۲۴ ساعت، بیضه ها و سایر غدد جنسی، دوباره مایع منی تولید می کنند.
انزال رتروگراد چیست؟
فرم کاملا متفاوتی از ارگاسم خشک در مردان میانسال یا مسن تری که پروستات آنها تحت عمل جراحی یا پرتودرمانی یا سایر درمان های مرتبط با پروستات قرار گرفته اند بروز می کند.
در این شرایط درمانی که بر روی پروستات انجام گرفته است، مجرایی که مایع منی را وارد مجرای ادرار می کند را مسدود می کند.
انزال رتروگراد زمانی رخ می دهد که مایع منی به جای اینکه به صورت طبیعی از طریق مجرای ادراری خارج شود، به طرف مثانه هدایت می شود.
بنابراین شما با ارگاسم خشک مواجه خواهید شد و در دفعه بعد که ادرار خواهید کرد با ادراری کدر مواجه خواهید شد که البته این قضیه چندان نگران کننده نیست.
پزشک اورولوژیست شما باید برای پیشگیری از نگرانی شما، به شما در مورد امکان بروز این اتفاق توضیح بدهد که اغلب بسیاری از پزشکان این قضیه را فراموش می کنند.
هنگامی که ارگاسم خشک به علت انزال رتروگراد رخ می دهد، ممکن است مرد با یک احساس به ارگاسم رسیدن متفاوت مواجه شود و یا اینکه از قوی نبودن ارگاسم ابراز ناراحتی کند.
دلیل این قضیه این است که فرد اتساع ناشی از جهش ناگهانی مایع منی را از داخل مجرای ادرار که در هنگام انزال رخ می دهد را تجربه نمی کند.
از طرفی برخی از مردان نسبت به اینکه انزال رتروگراد ممکن است باعث عدم توانایی پدر شدن آنها شود نگران هستند.
در چنین مواقعی می توان اسپرم را از ادرار جدا کرده و طی فرایند تلقیح مصنوعی همسر فرد را باردار کرد. این کار تخصصی بوده و باید حتما در مراکز مربوطه و توسط متخصص امر انجام شود.
ارگاسم خشک به علت فشار
اگر فشار زیادی بر روی مجاری ادرار وجود داشته باشد، مایع منی از مرد خارج نمی شود. بسیاری از مردان می دانند که اگر آلت تناسلی آنها تحت فشار قرار بگیرد، انزال صورت نخواهد گرفت. در این حالت بلافاصله بعد از کاهش فشار بر روی آلت، مایع منی از آلت به بیرون نشت خواهد کرد.
همچنین اگر قسمت بین کیسه بیضه و مقعد نیز تحت فشار قرار گیرد، ممکن است مرد با ارگاسم خشک مواجه شود.
برخی از افراد معتقدند که دوچرخه سوار ها به علت وجود فشار طولانی مدت در این ناحیه ممکن است با ارگاسم خشک مواجه شوند که البته این قضیه به صورت علمی تائید نشده است.
ارگاسم خشک به علت مصرف مواد مخدر و الکل
گاهی اوقات برخی داروها (مجاز و غیر مجاز) و مواد مخدر می توانند منجر به ارگاسم خشک شوند.
در بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ تحقیقاتی بر روی داروهایی انجام گرفت که می توانستند باعث ارگاسم خشک شده و در نتیجه پیشگیری از بارداری شوند. اما این تحقیقات هنوز بسیار ناقص بوده و عوارض جانبی آنها هنوز مشخص نشده است.
سایر عواملی که می توانند باعث ارگاسم خشک شوند
در سال ۲۰۰۹ وبسایت مایو کلینیک لیستی از عوامل دیگری که می توانند منجر به ارگاسم خشک شوند را ارائه کرد. البته فراموش نکنید که این موارد بسیار نادر بوده و نیازی به احساس نگرانی در این زمینه نیست:
. مسدود شدن مجرای اسپرم
. انسداد کیسه منی
. ناهنجاری های مادرزادی دستگاه تناسلی
. آسیب نخاعی
. برخی داروهای خاص برای فشار خون بالا، بزرگ شدن پروستات و اختلالات خلقی
سه مورد اول این لیست به مسدود شدن مجرای منی مربوط می شود که یک متخصص اورولوژیست می تواند این مشکل را درمان کند.
ارگاسم خشک به منظور تفریح
در سال ۲۰۱۳ مطالعات ما نشان داد که برخی از وبسایت ها وجود دارند که چگونگی تجربه ارگاسم خشک را آموزش می دهند. این قضیه ما را شگفت زده کرد.
این وبسایت ها دلیل انجام این کار را اینگونه بیان می کنند:
. احساس شدیدتر است.
. این کار به شما اجازه می دهد که ارگاسم های چندگانه داشته باشید.
در این وبسایت ها به شما آموزش داده می شود که چگونه با استفاده از عضلات لگن خود باعث ایجاد ارگاسم خشک و بدون انزال شوید. البته در این روش باید تحریک قبل از انزال متوقف شود.
این روش هنوز قابل تائید نیست اما به نظر می رسد که تمرین کردن آموزش های آنها بی ضرر باشد.
جمع بندی
در مردان جوان، تقریبا تمام موارد ارگاسم خشک بی ضرر بوده و به علت تمام شدن مایع منی به علت انزال های قبلی بروز می کند.
در مردان مسن تر، که تحت درمان پروستات قرار دارند، احتمالا ارگاسم خشک آنها به صورت انزال رتروگراد بوده و وارد مثانه می شود.

سرد مزاجی آقایان

مردان از قدیم الایام وظیفه داشتند تا کارهای سخت را انجام بدهند، درنتیجه نیاز به روحیه و جسمی خشن داشتند تا بقا بشریت حفظ شود، چون اگر این نبود و مردان با زنان یکسان بودند، دیگر هیچ خانه ای ساخته نمیشد، هیچ غذایی شکار نمیشد و تا به الان نسل بشریت به احتمال زیاد منقرض میشد ! لذا میبینیم که این ویژگی خشن بودن، ویژگی مثبتی است و برای حفظ بقا و تکامل بشریت باید در کنار روحیه آرام زنان قرار گیرد.

فمنیست ها و زن سالارها : « به یک خروس نگاه کنید، آیا بدون تاج و دمش خروس می شود؟ پس چرا خیال می کنید که با چیندن دم و تاج مردان میتوانید خوش بخت شوید و مطمئن هم باشید که مرداتان مرد باقی مانده است و زندگی تان در امنیت تمام گرم گرم شده است ؟ »
مردان، ذاتا به دلیل همین روحیه شان به دنبال فرمانفرمایی هستند، فرمان فرمایی که به مرد در روابط خانوادگی اش احساس قدرت بدهد، اشتباه نکنید که قدرت به معنای دیکتاتوری یا استبداد و یا حتی پدر سالاری صرف نیست !بلکه قدرت به این معنا است که مرد باید در روباطش با جنس مخالف احساس کرامت و موثر بودن بکند.

« مرد باید در خانه پادشاه و زن نخست وزیر باشد » یعنی اینکه با وجود اینکه مرد باید فقط یک مقام تشریفاتی در درون خانه داشته باشد و اصل کار در دست دیگری باشد اما باید کرامت و ابهت مرد درخانه حفظ شود تا این خانه به یکی از گرم ترین و زیبا ترین عواطف انسانی آراسته شود. ( ملاک از مثل نخست وزیر و پادشاه، کشورهای مشروطه ای همچون انگستان است، پس اشتباه نکنید ! )

همان طور که زنان برای شکوفایی احساسات و عواطفشان نیاز به امنیت در روابطشان هستند، مردان نیز به فراخور طبیعتشان نیازمند، ابهت اند تا بتوانند احساساتشان را بروز دهند و به شکوفایی مطلوبی که میتواند بزرگترین تضمین های امنیتی را به زنان بدهد برساند، لذا مشاهده میکنیم که همواره اگر بخواهیم بهترین حالت را در روابط زناشویی داشته باشید باید از معادله ( دادن احساس احترام و ابهت به مردان = گرفتن احساس امنیت و تعهد برای زنان ) استفاده کنید، سرد کنندهای زیر این معادله را برهم میزنند و نتیجه اش این میشود که مردتان، یا از شما زده شود و به شما در خفا خیانت میکند، یا کار را برای همیشه تمام کند و شما را طلاق دهد و یا دربهترین حالت اگر آدم با اخلاق و با ایمانی باشد. با اینکه از شما متنفر است تا آخر عمر شما را تحمل میکند و شما را از آنچه که در روابط زناشیویی نیازمندش هستید و حقتان است، محروم سازد.

  • سرد کننده های جنسی مردان :

خانمهای عزیز از نحسی این ۱۵ عمل بپرهیزید
۱- زنهایی که به گونه ای رفتار میکنند که گویی از سکس و معاشقه خوششان نمی آید.
۲- زنهایی که هیچ وقت شروع کننده نیستند.
۳- زنهایی که نسبت به بدن مردها شناخت کافی ندارند.
۴- زنهایی که بار رسیدن به اوج نقطه جنسی را به مرد شان واگذار میکنند.
۵- زنهایی که در رخت خواب مثل پلیس رفتار میکنند
۶- زنهایی که مثل جسد در رختخواب بی حرکت و بی عکس العمل میباشند.
۷- زن هایی که در رختخواب زیاد حرف میزنند.
۸- زنهایی که زیاد مراقب بهداشت و زیبایی خود نیستند
۹- زنهایی که خودشان از ظاهر و قیافه خود خوششان نمی آید و مرتبا خودشان را پایین می آورند و تحقیر میکنند
۱۰- زنهایی که بیش از اندازه به ظاهر و قیافه خودشان حساس اند.
۱۱- زنهایی که دوست ندارند معاشقه دریافت کنند.
۱۲- زنهایی که فقط به وضع مالی و اقتصادی مرد اهمیت میدهند.
۱۳- زنهایی که با استفاده از بدن و جنسیت خود مردها را بازی میدهند.
۱۴- زن هایی که مدام از نامزد یا همسر قبلی شان صحبت میکنند.
۱۵- زن هایی که به لحاظ جنسی خود انگیخته نیستند.

روشی برای رهایی از زود انزالی

مزاج سرد  یکی از مشکلات شایع عصر حاضر است که بیشتر در جامعه زنان شایع است. از نگاه طب سنتی زنان مستعد کم خونی هستند به دلیل اینکه غالبا دارای  کم‌خونی هستند.

کم خونی گاهی عارضی و گاهی ژنتیکی است. کم خونی عارضی سه حالت دارد. گاهی ناشی از فقر آهن و گاهی به دلیل فقر ویتامین ب ۱۲ که این کم خونی بدخیم است.

این ویتامین در گوشت قرمز گوسفندی است که باید به صورت کبابی خورده شود چرا که خون‌ساز است. گاهی کم‌خونی به دلیل فقر اسید فولیک است که می‌تواند کاهو، لبو و قارچ پاغرغره بخورد که به آن قارچ کوهی هم گفته می شود که سرشار از اسید فولیک است.

علائم و عوارض کم خونی عبارتند از: رنگ پریدگی پوست، زبان و مخاط داخل لب و پلک چشم‌ها، ضعف و خستگی زودرس، سرگیجه، به خصوص به هنگام بلند شدن از زمین، بی حوصلگی، افسردگی و سایر اختلالات خلقی، سردرد، خواب رفتن و سوزن سوزن شدن دست و پاها، حالت تهوع، کاهش (و گاهی افزایش ) خونریزی قاعدگی، کاهش حافظه، توان یادگیری و نهایتا افت تحصیلی، تیرگی دور چشم، بعضی یبوست های مقاوم به درمان، برخی جوش های مقاوم به درمان، ریزش مو که در کم خونی های شدید دیده می شود.

ذکر این علائم به این معنا نیست که هر کس کم خونی دارد تمام علایم فوق را نشان می دهد و همچنین به این معنا هم نیست که اگر فردی بعضی علایم فوق را داشت حتما کم خون است.

 برای درمان کم خونی از نوع کمبود آهن که شایع ترین نوع آن می باشد باید روزی ۱۴ عدد بادام درختی، شبی۷ عدد انجیر، ۷ عدد زیتون صبح ها، ۳ عدد خرما، روزی ۱ الی ۳ لیوان شربت عسل یا شربت شیره انگور، هفته ای ۲ الی ۳ وعده شام فسنجان بادام درختی (نصف بادام و نصف گردو )، روزی یکبار از ترکیب (یک عدد سیب رنده شده، سه قاشق غذاخوری عرق بیدمشک، یک قاشق غذاخوری عسل)، هفته ای یک الی دو وعده سوپ گندم به همراه روغن زیتون، روزی یک پیاله ارده با شیره انگور مصرف کنند، همچنین مصرف میوه‌هایی مثل انگور، گلابی، سیب، خربزه، به و انار شیرین توصیه می‌شود. کاهش جدی سردی‌ها مخصوصا چای، عدس، گوشت گاو، لبنیات، گوجه و خیار، هندوانه، بادمجان، سوسیس و کالباس، نوشابه و … نیز توصیه می‌شود.

خانمهایی که قصد بارداری دارند اگر دستورات گفته شده را تا پایان بارداری انجام دهند، نیازی به استفاده از قرص آهن، اسیدفولیک و یا هر داروی دیگری در زمینه کم خونی ندارند. البته کسانی که کم خونی دارند ابتدا قبل از اقدام به بارداری با دستورات بالا کم خونی را کاملا درمان کنند و بعد در ایام بارداری با رعایت موارد بالا از هرگونه مشکل در این زمینه ایمن خواهند بود.

مطلب مهم دیگر اینکه کسانی که کم خونی ندارند و یا کم خونی خود را با روش بالا درمان کردند درایام بارداری لازم نیست که همه موارد را رعایت کنند.

کم خونی علت سرد مزاجی در زنان

مزاج سرد  یکی از مشکلات شایع عصر حاضر است که بیشتر در جامعه زنان شایع است. از نگاه طب سنتی زنان مستعد کم خونی هستند به دلیل اینکه غالبا دارای  کم‌خونی هستند.

کم خونی گاهی عارضی و گاهی ژنتیکی است. کم خونی عارضی سه حالت دارد. گاهی ناشی از فقر آهن و گاهی به دلیل فقر ویتامین ب ۱۲ که این کم خونی بدخیم است.

این ویتامین در گوشت قرمز گوسفندی است که باید به صورت کبابی خورده شود چرا که خون‌ساز است. گاهی کم‌خونی به دلیل فقر اسید فولیک است که می‌تواند کاهو، لبو و قارچ پاغرغره بخورد که به آن قارچ کوهی هم گفته می شود که سرشار از اسید فولیک است.

علائم و عوارض کم خونی عبارتند از: رنگ پریدگی پوست، زبان و مخاط داخل لب و پلک چشم‌ها، ضعف و خستگی زودرس، سرگیجه، به خصوص به هنگام بلند شدن از زمین، بی حوصلگی، افسردگی و سایر اختلالات خلقی، سردرد، خواب رفتن و سوزن سوزن شدن دست و پاها، حالت تهوع، کاهش (و گاهی افزایش ) خونریزی قاعدگی، کاهش حافظه، توان یادگیری و نهایتا افت تحصیلی، تیرگی دور چشم، بعضی یبوست های مقاوم به درمان، برخی جوش های مقاوم به درمان، ریزش مو که در کم خونی های شدید دیده می شود.

ذکر این علائم به این معنا نیست که هر کس کم خونی دارد تمام علایم فوق را نشان می دهد و همچنین به این معنا هم نیست که اگر فردی بعضی علایم فوق را داشت حتما کم خون است.

 برای درمان کم خونی از نوع کمبود آهن که شایع ترین نوع آن می باشد باید روزی ۱۴ عدد بادام درختی، شبی۷ عدد انجیر، ۷ عدد زیتون صبح ها، ۳ عدد خرما، روزی ۱ الی ۳ لیوان شربت عسل یا شربت شیره انگور، هفته ای ۲ الی ۳ وعده شام فسنجان بادام درختی (نصف بادام و نصف گردو )، روزی یکبار از ترکیب (یک عدد سیب رنده شده، سه قاشق غذاخوری عرق بیدمشک، یک قاشق غذاخوری عسل)، هفته ای یک الی دو وعده سوپ گندم به همراه روغن زیتون، روزی یک پیاله ارده با شیره انگور مصرف کنند، همچنین مصرف میوه‌هایی مثل انگور، گلابی، سیب، خربزه، به و انار شیرین توصیه می‌شود. کاهش جدی سردی‌ها مخصوصا چای، عدس، گوشت گاو، لبنیات، گوجه و خیار، هندوانه، بادمجان، سوسیس و کالباس، نوشابه و … نیز توصیه می‌شود.

خانمهایی که قصد بارداری دارند اگر دستورات گفته شده را تا پایان بارداری انجام دهند، نیازی به استفاده از قرص آهن، اسیدفولیک و یا هر داروی دیگری در زمینه کم خونی ندارند. البته کسانی که کم خونی دارند ابتدا قبل از اقدام به بارداری با دستورات بالا کم خونی را کاملا درمان کنند و بعد در ایام بارداری با رعایت موارد بالا از هرگونه مشکل در این زمینه ایمن خواهند بود.

مطلب مهم دیگر اینکه کسانی که کم خونی ندارند و یا کم خونی خود را با روش بالا درمان کردند درایام بارداری لازم نیست که همه موارد را رعایت کنند.

اتفاقات بدی که برای آلت تناسلی مردان می افتد

آلت تناسلی در مردان از مهمترین اعضای بدن بحساب می آید و گاهی بی توجهی بسیار ساده در این مورد مشکلات زیادی را برای اقایان به بار می اورد .

غلاف شدگی (invaginated):

یک اصطلاح تخصصی است که پزشکان برای توصیف حالتی از آن استفاده می‌کنند که آلت تناسلی مرد به داخل برگشته و باصطلاح غلاف شده است. این اتفاق ممکن است برای شما نیز رخ دهد. به این حالت اصطلاحاً آلت تناسلی به دام افتاده نیز می‌گویند که معمولاً تا حدی ناشی از نوعی فشار شدید بر روی آن می‌باشد. در واقع، آلت تناسلی با فشار زیاد مستقیماً به درون بافت چربی زیرپوستی واقع در میان لگن و آلت تناسلی فرو می‌رود.

با توجه به عکس‌های نمونه‌های موردی اخیر دکتر وانگ از قربانیان حادثه تصادف با موتور سیکلت، این وضعیت، مشابه با غلاف خالی پوست که بی‌شباهت به انتهای خرطوم فیل نیز نیست، می‌باشد. خبر خوب به گفته دکتر وانگ، این است که این نوع تصادف بسیار نادر است. همچنین از طریق «استخراج با دست» و جراحی تا حد زیادی برگشت پذیر می‌‌باشد. او در گزارش مربوط به یک فرد خوش شانس می‌گوید: «در این حادثه، هیچ آسیب مستقیمی به آلت وارد نشده بود.» و این فرد پس از «استخراج»، بطور نرمال قادر به انجام عمل جنسی و دفع ادرار بود- که البته می‌توان گفت اکثر مبتلایان به SOB در این لیست تا این حد خوش شانس نمی‌‌باشند.

آلت تناسلی ساکسوفونی یا Saxophone Penis:

در نتیجه بسته شدن غدد لنفاوی یا یک عفونت باکتریایی مرتبط با کلامیدیا رخ می‌دهد. بر اساس مطالعه موردی انجام شده در هند، در این بیماری نادر، آلت تناسلی متورم شده و از شکل خود خارج می‌گردد. تورم و پیچ خوردگی آن را می توان با دارو رفع نمود. دفع ادرار نیز بصورت نرمال قابل دستیابی است – البته چنانچه به پهلو بایستید. اما انجام عمل جنسی امکان پذیر نمی‌باشد.

سیم‌های متقاطع یا Crossed Wires:

درمان جراحی روده یا سرطان پروستات وخیم، در موارد بسیار نادر، منجر به «فیستول» می‌شود؛ منظور از فیستول پاره شدن بافتی است که مجرای ادرار را به انتهای روده بزرگ یا مقعد متصل می‌کند. از نشانه های ثبت شده این حالت، چکیدن ادرار از ناحیه مقعد می‌باشد که یعنی مدفوع راه خود را بسوی مجرای ادرار و مثانه پیش می‌گیرد. البته این مشکل کاملا قابل درمان است اما بهبود آن با توجه به مطالب منتشر شده از سوی دپارتمان اورولوژی دانشگاه یوتا، بسیار مشکل و زمان بر می‌باشد.

چنانچه به هنگام آبتنی در رودخانه آمازون شاهد پیرانا (نوعی ماهی کوچک)، کی‌من (نوعی سوسمار) و سفره ماهی (که انتهای دم آن تیغ های زهرآگین دارد) بوده اید، احتمالا آسیب به آلت تناسلی شما وجود دارد. ماهی به این معروف است که تیرهایی را بسوی دهانه آلت تناسلی مردان در حال شنا، پرتاب کرده و مجرای ادرار را مختل می‌کند. به محض فرو رفتن تیر در آلت تناسلی، این گربه ماهی آبهای شیرین، شبکه تیغ‌های چتر مانند خویش را باز می‌کند و با لذت آنها را بسوی شما پرتاب کرده و اجازه می‌دهد تا آنها به خون شما وارد شوند. خارج ساختن این تیغ‌ها دردناک تر از آن چیزی است که بتوان تصورش را کرد.

زنده بگور:

چنانچه تصادفاً قسمتی از بدنه آلت تناسلی به هنگام ختنه همراه با پوست حشفه بریده شود، آلت تناسلی در صورتی رشد می‌کند که به کیسه بیضه متصل می‌باشد. در نتیجه، بدنه در لایه‌ای از چربی انباشه شده در اطراف اندام تناسلی «مدفون شده» یا گیر می‌افتد. تحقیقات انجام شده از سوی دانشکده پزشکی ویرجینیای شرقی نشان می‌دهد که خوشبختانه این حالت کاملا با عمل جراحی بهبود می‌یابد.

منحنی دردسر ساز:

ایجاد پلاک بر روی آلت تناسلی سبب بیماری پیرونی یا انحنای آلت می‌گردد. به عبارتی وجود یک منحنی دراماتیک بر روی آلت تناسلی مرد که به هنگام نعوظ دردناک بوده و عمل جنسی را با مشکل مواجه می‌سازد. موضوع وحشتناک‌تر آن که در ایالت متحده، تشخیص این بیماری، هر ساله بین ۶۵ تا ۱۲۰ هزار مرد میانسال گزارش می‌شود. پزشکان در دانشگاه کارولینای شمالی میگویند دارو و جراحی می‌تواند در درمان این بیماری موثر باشد اما هیچ تضمینی برای بهبود کامل آن وجود ندارد.

آلت شکسته:

بنا به گفته پزشکان دانشگاه ایالتی اوهایو، وقتی هیچ استخوانی برای «شکستن» وجود ندارد، می‌توانی حفره‌های cavernosa آلت تناسلی خود را «بشکنید»- این حفره‌ها لوله‌های استوانه‌ای شکلی هستند که به هنگام نعوظ، مملو از خون می‌گردند. چنانچه در حالت نعوظ – معمولا به هنگام رابطه جنسی شدید- این لوله‌ها خم شوند، امکان پاره شدن آنها و جمع شدن خون در آلت تناسلی وجود دارد که منجر به تورم و از شکل افتادن آلت تناسلی برای همیشه می‌گردد و در صورت عدم انجام سریع عمل جراحی، عملکرد جنسی برای همیشه مختل می‌شود.

تاتو ممنوع:

یک مرد پس از تاتوی نام همسرش بر روی آلت تناسلی خویش، به مدت ۳ ماه از نعوظ دایمی آلت نیمه سخت خود رنج برد. دلیل آن، فرو رفتن سوزن تاتو در عمق اندکی بیشتر از حالت نرمال و ایجاد جریان غیرعادی فشار خون در این ناحیه بوده است.

مواد شیرین و میل جنسی

بیشتر از غلات، میوه‌جات، سبزیجات، گردو و روغن زیتون استفاده کنید و مصرف شکر، غلات بدون سبوس و غذاهای آماده را کاهش دهید.چون باعث کاهش میل جنسی تان می شوند.

 

اگر می خواهید که رابطه احساسی و عاشقانه مداومی با همسرتان داشته باشید باید مصرف شکر را کاهش دهید.، در میان صرف خوراکی ها غذاهایی مطرح هستند که به آنها قاتلان احساسی گفته می‌شود. این عناصر جنسیت و سن را نمی‌شناسند و شاید در هر زمانی زندگی شما و همسرتان را تحت تاثیر قرار دهند.

بررسی ها نشان می دهند، شکر با تخریب و کاهش هورمون های بدن به ویژه در زنان آن ها را نسبت به ابراز عشق و علاقه به همسرانشان سرد می کند.

رژیم غذایی نامناسب می‌تواند باعث کاهش میل در میان همسران شود. هرچه فرد خوراکی‌های شیرین تری مصرف کند، تواناییاو در برقراری رابطه هم کمتر می شود. مصرف بیش از شکر و چربی ها اشباع شده نه‌تنها باعث افزایش کلسترول و رسوب آن در دیواره عروق قلب می‌شود بلکه باعث رسوب کلسترول در بافت های بدن می شود و خون رسانی را با مشکل روبه‌رو می‌سازد.

خودارضایی بیماری خاموش

خودارضایی بیماری خاموش

یکی از آسیب های جدی ای که امروزه برای جوانان عزیز به خصوص در وضعیت فعلی جامعه و دشوار بودن امر ازدواج به وجود آمده است، عادت به خودارضایی است. در زمینه درمان این عادت ناپسند، باید عرض کنیم که تنها راه درمان واقعی آن, ازدواج است. کمکی که اکنون از دست ما بر می آید دادن یک سری اطلاعات در زمینه گناه بودن, آثار و عواقب این عمل نا شایست و روش های کنترل و درمان است. این خود شما هستید که با عزمی راسخ به مبارزه با این انحراف جنسی خواهید پرداخت. امیدواریم به زودی وسایل ازدواج شما فراهم گردد و شما از این نظر خاطرتان آسوده شود.

 

روش ترک این عادت زشت:

همانگونه که عالمان اخلاقی مطرح نموده اند، هر روش درمانی در اخلاق و خود سازی، مبتنی بر طی کردن سه مرحله “علم، حال و عمل” است، ولی چون مرحله حالت (پشیمانی و ندامت) به صورت انفعال در انسان پدید می آید و در حقیقت بازتاب آگاهی است، این مرحله به صورت یک روش مستقل مطرح نمی شود؛ بنابراین برای خارج شدن از این مشکل، دو روش درمانی “شناختی و رفتاری” پیشنهاد می شود. وظیفه ما دادن آگاهی و شناخت است و کاری که خود شما باید انجام دهید التزام عملی به دستورالعمل ها و به کار گیری دقیق روش های رفتاری ای است که در ذیل ارائه می شود.

نیاز به آگاهی:

خود ارضایی یک انحراف عملی است و باید با عمل و رفتار با آن مقابله کرد و راه درمان آن جز با رعایت دقیق دستورالعمل محقق نمی شود, ولی چون هر عملی نیاز به دانش و اطلاعات خاص خود دارد, بنابراین راه کنترل و درمان این بیماری و عادت زشت نیز بدون کسب آگاهی میسر نیست . آگاهی, ازطریق مطالعه در آثار و اطلاعاتی که در این زمینه وجود دارد، بدست می آید. زمینه های مطالعه عبارتند از:

۱- اینکه این عمل به لحاظ شرعی حرام و از نظر اخلاقی گناه محسوب می شود و هر گناهی نور ایمان را تضعیف می کند و باعث تاریکی و آلودگی روح انسان می شود. نوری که انسان بدان نیاز فراوان دارد و در اثر فقدان آن، در قیامت دچار عذاب و حسرت خواهد شد.

۲-  مطالعه در پی آمد ها و عواقب سوء آن.

۳- آشنایی با روش پیشگیری و درمان.

 کسب آگاهی در موارد یاد شده باعث بیداری انسان می شود و زمینه “توبه, پشیمانی و کنترل آن” را در او فراهم می آورد.

 

گناه خود ارضایی:

در این زمینه گفتنی است «استمنا» یا «خودارضایى» یکى از راه‏هاى انحرافى در ارضاى میل جنسى است که نسل جوان را در معرض آسیب‏هاى جدى قرار مى‏دهد. این کار عادت بسیار زشت و زیان آوری است که می تواند استعداد و توانایی های فراوان یک جوان را به نابودی بکشاند و حال و آینده او را تباه کند. از اینکه متوجه زشتی این عمل شده اید خدای را شاکریم و در پاسخ گویی به سوال شما مطالبی را پیرامون معرفی ، حرمت و روش درمان آن بیان می نماییم، امید است با کمک الهی و استمداد از معصومین(ع) و اطلاعاتی که در این زمینه برایتان ارسال می شود، در حفظ نفس و کنترل شهوت موفق باشید.

استمنا و یا به عبارتی خود ارضایی، از نظر شرعی واخلاقی، حرام و گناه محسوب می شود. این عادت ناپسندی به لحاظ اخلاقی، بعد معنوی انسان را به سختی می آزارد، روح او را تاریک می نماید، آزادی معنوی انسان را سلب می کند و در مسیر خود سازی و کمال، آدمی را با چالش جدی مواجه می کند. مطابق تحقیقات انجام شده توسط روانشناسان، خود ارضایی نوعی اعتیاد و بیماری زشتی است که آثار و ضررهای فراوانی بر جسم و روان آدمی باقی می گذارد.

کسانی که گرفتار این عمل شنیع شده اند، آن را گریزگاهی فرعی و عاجل برای خارج شدن از فشار جنسی و پاسخی برای لذت طلبی خود تصور می کنند، در صورتی که اگرتوجه نمایند، بدین وسیله گرفتار آثار و تبعات زیان آوری می شوند که گاها قابل جبران نیست.

شهوت یکی از اموری است که با طبیعت انسان در آمیخته و در جای خود از نعمت های خداوند است، ولی اگر از حالت تعادل خارج و بر افروخته شود، ممکن است سرمایه های عظیم انسانی را به خاکستر تبدیل کند. این نیرو به طور قطع نیاز به ارضاع دارد، ولی با روشی که با نظام طبیعت و شریعت سازگار باشد. 

خدای متعال که به حکمت بالغه اش این غریزه را در نهاد انسان گزارده ، تا نسل انسان باقی بماند، از روی رحمت و هدایت خود راه های آسان و معقول کنترل و ارضاع آن را پیش پای او قرار داده است و نسبت به بیراهه ها و انحراف از مسیر درست نیز، هشدارهای لازم را به انسان داده است ،راههایی که باید با شناخت و عمل به آنها، سلامت جسم و جان خویش را پاس بداریم و از خطر و پی آمد کارهایی همچون خود ارضایی و مانند آن برهانیم.

کبیره بودن:

به طور قطع “خود ارضایی” یکی از “گناهان ” است . در این زمینه برخی از عالمان دینی و اخلاقی نسبت به کبیره بودن آن نیزتاکید نموده اند. از میان ایشان خصوصا مرحوم شهید آیه الله دستغیب در کتاب خویش” گناهان کبیره” فصلی را گشوده و بر بزرگی آن تاکید نموده است .

از نظر شرعی، ملاک کبیره بودن یک عمل، وعده عذاب از جانب پروردگار می باشد. در این زمینه امام صادق (ع) و در ضمن روایتی از عذابی دردناک برای فاعل آن خبر داده است. آن حضرت(ع) فرموده است: «سه دسته از مردمان اند که خدای متعال در روز قیامت به ایشان نگاه رحمت نمی افکند،  آنها را تذکیه نمی نماید و عذابی دردناک برای ایشان فراهم نموده است: کسی که موی سپید خود را می کند، کسی که با خود نکاح (استمناء) می نماید و کسی که مفعول واقع می شود».

به فرض صغیره بودن گناه خود ارضایی در صورت عدم تکرار، ملاک دیگر کبیره بودن گناه، تکرار و به تعبیر روایات اصرار بر آن است ، به همین دلیل چون به طور معمول، خود ارضایی، در افرادی که به آن گرفتارند ، به صورت عادت و اعتیاد در می آید ، تبدبل به گناه کبیره می شود.

البته حرمت و بزرگی گناه خود ارضایی در حد گناهانی همچون زنا و لواط نیست، ولی در عین حال شرایط آن به گونه ای است که می توان گفت: ضررهای بدنی و روانی آن از این دو معصیت بیشر است ؛ زیرا موقعیت برای آنها همیشه مهیا نیست، ولی موقعیت برای خود ارضایی و عادت به آن همیشه مهیا می باشد.

 

چند راهکار کلی برای درمان:

برای کنترل غریزه جنسی هم خود فرد و هم والدین و اطرافیان مسئولیت دارند. آن چه مربوط به خود فرد می‌شود عبارتند از:

۱- برنامه‌ریزی برای کار مداوم

جوانان و نوجوانان از نیروی سرشار و فوق‌العاده‌ای برخوردارند. این نیرو اگر در زمینه‌های دیگر مورد اساتفاده قرار نگیرد و به صورت مطلوب از آن استفاده نشود، با توجه به شرایط سنی آن‌ها در قالب امور جنسی و شهوانی ظاهر خواهد شد. اگر جوانان و نوجوانان به کار مداوم عادت کنند و نیرو و توان خود رادر این زمینه به مصرف برسانند تا حدودی از انحرافات اخلاقی و شهوت و غریزه جنسی در آنان پیشگیری می‌شود. کارهای بدنی موجب تعادل جسم و روان می‌شود. اگر نیک بنگریم افرادی که به کار مداوم مشغول هستند و نیرو و استعدادشان را در زمینه‌های مثبت و سالم به کار می‌اندازند، کم‌تر دچار انحرافات اخلاقی و بحران‌های روحی می‌شوند. کار موجب می‌شود نیرو و انرژی جوان قبل از آن که به چربی‌های اضافی تبدیل گردد و اختلالاتی در ساز و کار اندام‌های بدن ایجاد گردد، از طریق سوخت و ساز مفید و سالم به مصرف برسد.

۲- تنظیم خواب

تحقیقات نشان می‌دهد که بیش‌تر انحرافات به خصوص در زمینه مسایل جنسی از فکرهای ناسالم و خیال‌پردازی‌هایی که جوانان قبل از خواب رفتن دارند، ناشی می‌شود. اگر جوان قبل از آن که به خواب برود، فکرش به خودش و یک سری مسایل و موضوعات مربوط به دوره جوانی، معطوف گردد، کم کم به انحرافات کشیده خواهد شد. بنابراین، یکی از روش‌های پیشگیری از انحرافات این است که برنامه خواب به صورت دقیق تنظیم شود و تا زمانی که خواب بر شما غالب نشده به رختخواب نروید. وقتی به رختخواب بروید که کاملاً خسته و آماده خواب هستید. لازمه این کا این است که در طول روز مشغول فعالیت‌های مهم بوده و به اندازه کافی کار کرده باشد.

طبیعی است اگر جوان با خستگی به رختخواب نرود، به ناچار مدت زمانی را در بستر بیدار خواهد ماند تا به تدریج به خواب رود و چون افکار و اندیشه‌های شهوانی و تحریک‌آمیز معمولاً در این مواقع به سراغ جوان می‌آیند، تنظیم ساعات خواب برای جوان، ضرورت خاصی می‌یابد. یکی از روان شناسان در این باره می‌گوید: نیمه اول شب بیش از نیمه دوم آن به بدن نیرو می‌دهد بنابراین باید از آن به نحوی مفید استفاده شود. و صبحگاهان به محض اینکه از خواب بیدار شدید. بی‌درنگ از بستر برخیزید و توجه داشته باشید که بامدادان بیدار ماندن در بستر خواب، بسیار زیان‌بار است، جسم را سست و ناتوان می‌سازد و وسوسه‌های شوم در دل فرد ایجاد می‌شود.

۳- دوری از محیط‌های آلوده و ناسالم

یکی از علل و عوامل انحرافات جنسی و به طور کل انحرافات اخلاقی، محیط آلوده و محرک‌های شهوانی است. محیط از طریق وارد نمودن عناصر محرک در گرایش‌های انحرافی، منجر به طغیان غریزه جنسی در جوان می‌شود. مسایلی از قبیل بدحجابی، روابط ناسالم و آزاد دختر و پسر، برخی از سریال‌های تلویزیونی و فیلم‌های خارجی و هم چنین استفاده نادرست از اینترنت در تحریک شهوت و غریزه جنسی جوان مؤثر است شاید برای برخی زا نوجوانان یادآوری و تذکر مسایل دینی و اخلاقی چیزی بیهوده و غیر ضروری تلقی شود، زیرا آن‌ها نه در فکر سلامت خویش هستند و نه مسایل اخلاقی و دینی را می‌پذیرند، اما برای شما که روحیه مذهبی قوی دارید و همین مسأله باعث شد تا نگران آینده‌تان باشید، گفتن این مسایل مهم و ضروری است. اگر واقعاً می‌‌خواهید از جوانی‌تان به خوبی استفاده کنید و در راه درست و سالم گام بردارید، سعی کنید از محیط‌های آلوده و دیدن عوامل تحریک کننده، جداً پرهیز نمایید.

۴- استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت

یکی از زمینه‌های پیدایش انحرافات در جوانان و نوجوانان، استفاده نادرست آن‌ها از اوقات فراغت است. اوقات فراغت طولانی و بی‌برنامه نوجوانان را عاصی و سرگردان می‌کند. آن‌ها به تدریج سرخورده و مأیوس می‌شوند و در نتیجه به دنیای درون خویش پناه می‌برند و در کنج خلومت و انزوا راهی برای مشغولیت خود می‌جویند.

۵- پیشگیری از روابط ناسالم

جوانان و نوجوانانی که روابط نامطلوب و ناسالم دارند و با افراد منحرف و بی‌بند و بار دوست و رفیق هستند، کم کم به انحرافات کشیده می‌شوند و تحت تأثیر امور شهوانی قرار می‌گیرند. نفوذپذیری جوانان از دوستان و همسالان بیش از سایر گروه‌ها است. در سنین بلوغ صحبت‌های آهسته و در گوشی بین نوجوانان بیش‌تر می‌شود و محور این گفتگوها، غالباً مسایل جنسی و امور شهوانی است که به صورت مخفیانه و به دور از انظار بزرگ‌ترها طرح می‌شود. برای پیشگیری از انحرافات اخلاقی سعی کنید از دوستی‌های آلوده و مشکوک جداً پرهیز نموده و با افراد سالم و مذهبی ارتباط برقرار نمایید.

۶- پرورش تقوا و معنویت در وجود خویش

همه آنچه بیان شد، به نحوی می‌توانند در پیشگیری از انحرافات اخلاقی و طغیان شهوت و غریزه جنسی نقش داشته باشند، اما آن چه بیش از همه ضروری است و به صورت زیربنایی در شخصیت و رفتار جوان مؤثر است. پرورش معنویت و تقویت ایمان و تقوای الهی است. ما در عصری زندگی می‌کنیم که جهان به شدت در مادیات فرو رفته و یک سره غرق در جاذبه‌های نفسانی و امور شهوانی گردیده است. در شرایط کنونی، خلأ عظیم و هولناکی از اخلاق و معنویت پدید آمده و تمامی مشکلات انسان‌ها نیز از همین جا ناشی شده است.

اگر با تقویت ایمان و نیروی اراده، باورها و اعتقادات نوجوانان تقویت گردند، بدون شک بخشی از مشلکات آنان به ویژه در زمینه مسایل اخلاقی و شهوت و غریزه جنسی درمان می‌شود.

اگر نوجوان از ته دل باور نمود که تمام اعمال و رفتار او را خدا می‌بیند و بر اساس عملکرد افراد به آن‌ها پاداش می‌دهد و اساساً سعادت و خوشبختی انسان به دست خودش می‌باشد، در این صورت احتمال اینکه مرتکب گناه نشود بسیار زیاد است.‌

یقین داشته باشید، تا زمانی که نیروی ایمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقویت نگردد، هیچ ضمانتی از شهوت و انحرافات اخلاقی وجود ندارد. به خصوص در وضعیت کنونی که عوامل تحریک کننده بسیار زیاد است. بنابراین قبل از هر چیزی سعی کنید نیروی ایمان و تقوا را در وجود خویش بارور کنید. اگر فکر و ذهن شما متوجه خدا باشد و همیشه نماز خود را اول وقت انجام دهید، خداوند شما را یاری می‌کند تا از هر گناهی مصون بمانید و تحت تأثیر شهوت و غریزه جنسی قرار نگیرید. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر» به درستی که نماز انسان را از هر گونه آلودگی و عمل زشت و گناه دور نگه می‌دارد. نماز واقعی نه تنها والاترین عامل کنترک شهوت و دفاع در برابر هجوم انحرافات اخلاقی تلقی می‌شود، بلکه عامل تهاجمی علیه انحرافات و شهوت‌ها نیز محسوب می‌گردد.

۷- تسهیل و تسریع ازدواج

علاوه بر آن که جوان سعی در کنترل شهوت و غریزه جنسی می‌کند، باید برای ازدواج که یگانه راه درست ارضای غریزه جنسی می‌باشد، نیز اقدام کند به این معنا که پسرها از ۱۸ سالگی به بعد می‌توانند به فکر ازدواج باشند و اگر شرایط را مساعد می‌بینید، از همین سن مقدمات آن را فراهم کنند و دخترها هم چنان چه مورد مناسبی به خواستگاری آن‌ها آمد به دلایل نوعاً غیر موجه و پوچ مثل هنوز زود است، می‌خواهم درس بخوانم، داماد وضع مادی خوبی ندارد و… از ازدواج خودداری نکنند و والدین هم سنگ اندازی‌های غیز منطقی نداشته باشند.

امید است با رعایت این نکات و به خصوص توجه به تقوا و نماز بتوانید غریزه جنسی و حس شهوت را در خویش کنترل و مهار نمایید و زمانی که فرصت مناسب برای ازدواج فراهم گردید، به ازدواج اقدام کنید.

 

تذکرات پایانی:

۱٫ توجه داشته باشید که تنها رعایت تمام این امور، بدون کم و کاستى و به صورت مستمر، نتیجه‏بخش  خواهد بود. نباید توقع داشته باشید که این عادت ناگهان قطع و درمان شود, به هر میزان که بتوانید دفعات آن را به تدریج کم کنید, موفقیت محسوب می شود.

۲٫ در صورت تکرار از رحمت واسعه الهی ناامید نشوید و بدانید که هر گناهی قابل توبه است و خداوند خود فرموده است : «إن الله یغفر الذنوب جمیعا; خداوند همه گناهان را می آمرزد» و نشانه قبولی توبه شما این است که پشیمان هستید و از تکرار آن متنفرید. همین قدر که تکرار آن کم شود نشانه پیشرفت به سوی اطاعت خداوند است.

۳٫ در صورت امکان با کم کردن سطح توقعات و انتظارات ازدواج کنید که این بهترین راه حل است.

۴٫ در تمام حالات از خداوند براى حفظ پاکى استعانت بجویید.

۵٫ مطمئن باشید این مشکل قابل حل و درمان است؛ ولى مشروط به  تصمیم‏گیرى قاطع و پشتکار کافى در راه انجام دستورالعمل‏هاى ارائه شده.

۶٫ منشأ این مشکل، یکى از نیازهاى واقعى نهاده شده در وجود انسان است که باید به طور طبیعى و صحیح ارضا و تأمین  شود. نیاز به ارضای شهود یکی از این امور است که اگر به شکل صحیح تأمین نشود، (یعنى ازدواج), آدمی دچار خطاها و گناهان همچون استمنا خواهد شد که عواقب سوء آن نیز  دامنگیر فرد مى‏شود. بنابراین اگر امکان ازدواج برایتان فراهم است، اقدام به ازدواج کنید یا به طور موقت به  دستورالعمل‏هاى ارائه شده پاى‏بند باشید.

مشکل سیستم جنسی آقایان

 اختلال نعوظ یک نوع اختلال در سیستم جنسی آقایان است که علاوه از ایجاد استرس در مرد مبتلا گاها دارای تبعات ناگوار مثل طلاق نیز می باشد.

 

 اختلال نعوظ میلیون ها مرد را در سراسر دنیا گرفتار کرده است. در بسیاری از موارد پس از ایجاد اختلال در نعوظ نمی توان حالت کاملاً طبیعی را به مرد برگرداند، بنابراین امروزه دانشمندان معتقد هستند که لازم است استراتژیهایی را بکار برد که از ایجاد این مشکل و یا حداقل از شدت آن در مردان کاسته شود. چون بیماری اختلال در نعوظ در مردان هزینه های بهداشتی درمانی بسیار سنگینی را به بودجه بهداشتی کشورها تحمیل می کند، بدون اینکه از شدت مشکل کاسته شود. یک عده بیماریهایی هستند که مرد را مستعد ابتلا به اختلال در نعوظ می کنند، و یا به عبارتی دیگر، شانس ابتلا به اختلال نعوظ در این افراد، بیشتر از جمعیت عادی می شود. بنابراین اگر فردی دارای یک یا چند تا از این بیماریها باشد، لازم است تمهیداتی را در وی اندیشید تا از ایجاد اختلال نعوظ در وی جلوگیری شود و یا اینکه حداقل وقوع آنرا هر چه بیشتر به تأخیر اندازد. بیماری اختلال در نعوظ عمدتاً یک بیماری عروقی است، و هر مرضی که سبب اختلال در عروق بدن شود، می تواند منجر به اختلال نعوظ شدید در نزد مردان گردد. در زیر جهت ٱگاهی خوانندگان محترم هفته نامه، مهمترین بیماریهاییکه مرد را مستعد ابتلا به اختلال در نعوظ می شوند، به اختصار توضیح داده می شوند.

دیابت: مرض قند یا دیابت یکی از شایعترین عوامل ایجاد کننده اختلال نعوظ در مردان می باشد. دیابت با اثرات سوء روی عروق، اعصاب و بافت آلت تناسلی سبب اختلال در نعوظ می گردد. دیابت با اثرات سویی که بر روی عروق دارد، عروق قلب را نیز تحت تأثیر قرار داده و سبب نارسایی عروق قلب می گردد. ده درصد مردانیکه به علت اختلال در نعوظ به پزشک مراجعه می کنند، در بررسیها مشخص می شود که از قبل مبتلا به دیابت بوده اند ولی نمی دانستند.. بیست و هشت درصد مردان ۵۹-۲۰ ساله که دارای دیابت نوع یک هستند، مبتلا به ناتوانی جنسی خواهند بود. هر سال که از ابتلا به بیماری دیابت می گذرد، ۵/۴ درصد شانس گرفتاری به ناتوانی جنسی افزایش می یابد. یعنی در مردیکه به مدت ۱۰ سال دارای دیابت بوده است، شانس ابتلا به ناتوانی جنسی ۴۵ درصد است. البته فاکتورهای بسیار زیادی هستند که به عنوان عوامل مداخله گر می توانند این میزان را کم یا زیاد بکنند. هر قدر کنترل دیابت بهتر باشد، از شدت و میزان عوارض آن کاسته می شود.

افزایش چربی خون: امروزه مشخص شده است که خود ناتوانی جنسی می تواند دلیلی بر وجود چربی خون بالا در فرد باشد. مردانیکه مبتلا به ناتوانی جنسی هستند، میزان بیماریهای عروقی قلب در آنها بیشتر از مردان طبیعی است. افزایش چربی خون سبب مسدود شدن عروق و کاهش میزان جریان خون عضو مربوطه می شود.

افزایش فشارخون: در مردانیکه مبتلا به پر فشاری خون هستند، میزان ناتوانی جنسی بیشتر از افراد طبیعی است. بعضی از داروهاییکه برای فشارخون مصرف می شوند، خودشان می توانند سبب اختلال جنسی شوند، ولی خود فشارخون بصورت مستقل مرد را مستعد ابتلا، به اختلال نعوظ می کند. میزان شیوع ناتوانی جنسی کامل در مردان مبتلا به فشارخون که بعضی از انواع داروهای ضد فشارخون را مصرف می کنند، ۳ برابر مردان با فشارخون طبیعی است. عده ای از داروهای ضد فشارخون دارای اثرات سوء بر روی عملکرد جنسی می باشند، ولی افراد مبتلا به فشارخون که دارو مصرف می کنند، به هیچ وجه نباید دارو را سرخود قطع نمایند، بلکه باید این داروها با مشورت پزشک معالج در صورت امکان با داروهای دیگری جایگزین شوند. اولویت داشتن فشارخون طبیعی است.

سکته مغزی: سکته مغزی سومین علت مرگ می باشد و ۵/۵ میلیون نفر در دنیا مبتلا به آن هستند. هر قدر سن امید به زندگی بالاتر می رود، میزان بروز سکته مغزی نیز افزایش می یابد. پس از سکته مغزی، عملکرد جنسی، فعالیت جنسی و میزان رضایت از روابط زناشویی، دستخوش تغییرات عمده می شود. علت اختلال جنسی پس از سکته مغزی مجموعه ای از عوامل جسمی و روانی می باشند. معمولاً افرادیکه دچار سکته مغزی می شوند، یک عده علل زمینه ای، مانند فشارخون، دیابت، و بیماری قلبی- عروقی، دارند، و ممکن است قبل از سکته مغزی، داروهای متعددی نیز مصرف نمایند. وجود بیماریهای زمینه ای منجر به سکته مغزی و استفاده از برخی از داروها، از عوامل مستعد کننده بروز اختلال جنسی هستند، بنابراین درصد مهمی از افراد مبتلا به سکته مغزی، از قبل دارای درجاتی از اختلالات جنسی خواهند بود، که عوارض ناشی از سکته مغزی، مزید بر علت شده و مشکلات عملکرد جنسی بیمار را بیشتر و شدیدتر می نمایند. حدود ۴۸ درصد مردانیکه دچار سکته مغزی می شوند، دارای درجاتی از اختلال در نعوظ می باشند، که در یک سوم آنها، این اختلال شدید است. تمایلات جنسی این افراد تقریباً طبیعی است، ولی چون توانایی جنسی آنها مختل شده است، بنابراین از نظر روحی خیلی تحت فشار قرار می گیرند.

ضایعات سیستم عصبی: هر نوع بیماری که سبب اختلال در سیستم عصبی بدن گردد، می تواند منجر به بروز اختلال در عملکرد جنسی شود. سردسته این بیماریها، ضایعات نخاعی و مغزی (مثلاً قطع نخاع بعلت تصادف)، بیماری MS و بیماری پارکینسون است. بیماری MS متأسفانه بیشتر افراد را سنین جوانی مبتلا می کند. خانمها دو برابر بیشتر از آقایان مبتلا می شوند، ولی شدت بیماری در مردان بیشتر است. حدود ۷۰ درصد بیماران مبتلا به MS به نوعی از اختلال جنسی نیز مبتلا خواهند شد. حدود ۵۰ درصد مردان دارای MS از اختلال در نعوظ رنج می برند. بیشترین علت اختلال در نعوظ، آسیب به سیستم عصبی بدن است، ولی عوامل روحی روانی و محدودیت حرکتی نیز در این بیماران، نقش مهمی را بازی می کنند. پارکینسون یک بیماری است که با تخریب پیشرونده سیستم عصبی همراه است. یک درصد مردم در طول زندگی مبتلا به پارکینسون می شوند. اختلالات جنسی در این بیماران بسیار شایع است. حدود ۶۰ درصد این بیماران مبتلا به اختلال در نعوظ می شوند. تقریباً میزان شیوع اختلال در نعوظ در بیماران مبتلا به پارکینسون، دو برابر مردان طبیعی هم سن می باشد. بطور معمول چند سال طول می کشد که فرد مبتلا به MS یا پارکینسون دچار اختلال در نعوظ شود.

بیماریهای هورمونی: از بیماریهای هورمونی، هم کم کاری تیرویید و هم پرکاری تیرویید، می توانند سبب ایجاد اختلالات جنسی شوند. مهمترین علت هورمونی اختلال جنسی، کم کار غدد جنسی (بیضه ها) می باشد. علل هورمونی را هم می توان به راحتی تشخیص داد و هم می توان به راحتی درمان نمود. یکی از علل مهم کم کاری غدد جنسی، استفاده از داروهای هورمونی جهت بدن سازی توسط جوانان می باشد. کم کاری غدد جنسی ناشی از سوء مصرف داروهای هورمونی گاهاً چنان شدید است که دیگر غیر قابل برگشت می شود. لازم به ذکر است که هر عاملیکه سبب کم کاری غدد جنسی گردد، علاوه از ایجاد اختلال جنسی، می تواند منجر به آسیب به قدرت باروری مرد نیز گردد. افرادیکه جهت بدن سازی از مواد هورمونی استفاده می کنند، باید این نکته را به خاطر بسپارند که هر قدر عضلات آنها بطور کاذب با این داروها باد می کنند، به همان اندازه نیز بیضه های آنها تحلیل می روند. من جوانان بسیار زیادی را دیده ام که دور بازوی آنها شاید بیش از دور ران یک فرد عادی باشد، ولی بیضه های آنها کاملاً تحلیل و از بین رفته و اندازه کمتر از یک سنجد دارند. اینگونه افراد قدرت باروری خود را که همان بچه دار شدن است را تقریباً صد در صد از دست می دهند.

چاقی: چاقی میزان بروز اختلال نعوظ را تقریباً دو برابر می کند. چاقی به عنوان یک عامل مستقل در ایجاد اختلال نعوظ شناخته شده است. روش دقیق محاسبه وزن ایده آل محاسبه “شاخص وزن بدن” می باشد، که بدین صورت محاسبه می شود: وزن بر حسب کیلوگرم تقسیم بر مجذور قد بر حسب متر. مثلاٌ شاخص وزن بدن یک فرد با وزن۷۰ کیلوگرم و قد ۸/۱ متر، برابر ۶/۲۱ خواهد بود. اگر شاخص وزن بدن مساوی یا کمتر از ۲۵ باشد، طبیعی محسوب می شود. شاخص وزن بدن ما بین ۳۰-۲۶ نشاندهنده اضافه وزن است، و شاخص وزن بدن بیش از ۳۰ چاقی محسوب می شود که مرضی است. یک سوم از مردان چاق مبتلا به اختلال نعوظ، فقط با کاهش وزن خود به وزن ایده آل، عملکرد جنسی طبیعی خواهند داشت و در دو سوم بقیه، درمان آسانتر خواهد بود.

لیست بیماریهاییکه فرد را مستعد ابتلا به اختلال جنسی می نمایند، بسیار طولانی است. در نوشته های فوق، فقط به بیماریهاییکه ما بین عامه مردم تقریباً شناخته شده اند، اشاره گردید. تغییرات در نحوه زندگی، مثل فعالیت بدنی، ترک سیگار، اصلاح رژیم غذایی، کنترل مناسب فشارخون، داشتن وزن ایده آل، استفاده از داروهاییکه کمتر اثر سوء بر روی عملکرد جنسی دارند، در کاهش بروز یا بهبود اختلالات جنسی این افراد بسیار کمک کننده است. سیگار کشیدن خطر بروز اختلال نعوظ در مرد را ۵۰ درصد زیاد می کند. کشیدن سیگار بدترین نوع اختلال در نعوظ (نشت وریدی) را ایجاد می کند.

مطلب حایز اهمیت که می بایست در این قسمت ذکر شود، داروهایی است که در درمان اختلالات نعوظ در مردان بکار می روند. بعضی از این داروها علی رغم عوارض جانبی بالقوه خطرناک، در بسیاری از داروخانه ها بدون نسخه در اختیار مردم قرار می گیرند. بدتر از همه داروهایی هستند که در شبکه های ماهواره ای تبلیغ می شوند، علاوه از اینکه ترکیب اکثر آنها مشخص نیست، به راحتی با یک تلفن در اختیار مصرف کننده قرار داده می شوند. این داروها حتی در افراد طبیعی می توانند بسیار پر عارضه باشند، و در افرادیکه مبتلا به فشارخون، بیماریهای قلبی عروقی و یا سکته مغزی هستند، عوارض بسیار بیشتر و خطرناکتر هستند. بنابراین تأکید می شود، از این نوع داروها به هیچ وجه بدون مشورت پزشک استفاده نشود. هر فرد بیماری داروی مخصوص به خود را لازم دارد، و نمی توان یک نسخه را به تمام بیماران پیچید.

در این قسمت جهت آگاهی، به چند نکته مهم اشاره می کنم:
۱٫ صرف ابتلا به هریک از بیماریهای مذکور، دلیل حتمی وقوع اختلال جنسی در آینده نمی باشد. داشتن هریک از بیماریهای فوق فقط شانس ابتلا به اختلال جنسی در آینده را نسبت به جمعیت طبیعی زیاد می کند که بسته به نوع بیماری، درصد آن خیلی کم یا خیلی زیاد خواهد بود.
۲٫ هر فردیکه دارای یکی از بیماریهای فوق می باشد و نیز مبتلا به اختلال جنسی نیز است، دلیل بر این نیست که علت اختلال جنسی وی، بیماری کنونی او تلقی شود. علت اصلی، پس از بررسیهای دقیق مشخص می شود.
۳٫ در افرادی که مبتلا به یک بیماری مساعد کننده جهت بروز اختلال جنسی هستند، با اتخاذ تدابیری می توان تا حدودی از ایجاد آن جلوگیری و یا حداقل موعد ظهور آنرا به تأخیر انداخت و نیز از شدت آن کاست.

علل و درمان تنفر جنسی

افراد مبتلا به این اختلال از تماس تناسلی با شریک جنسی بیزاری شدید و مکرر دارند و از آن اجتناب می ورزند.

قربانی خشونت قرار گرفتن، خاطرات بد دوران کودکی، سوءسابقه‌های استفاده جنسی در کودکی، دیدن فیلم‌ یا صحنه‌های نامناسب‌ و… در شکل‌گیری ذهنیت غلط درخصوص روابط جنسی نقش داشته باشند و تصورات و برداشت فرد را از رابطه جنسی تغییر دهد.

می‌گوید هنوز ازدواج نکرده، از فکر کردن به رابطه جنسی بیزار است و واهمه دارد ولی عاشق بچه‌دار شدن است و با این تضاد فکری که دارد نمی‌داند چه کند! وقتی از او می‌پرسی چرا از این مساله بیزار است و دید منفی‌ای نسبت به آن دارد، دلیل خاصی برایش بیان نمی‌کند. از صحبت طفره می‌رود و بحث دیگری را باز می‌کند.

فارغ از درست یا غلط بودن تصورش، با وجود عصر تکنولوژی حاضر، وقتی صحبت در مورد مسائل جنسی در جامعه تابو است، طبیعی است با نبود منابع و مراکز خاص برای آموزش، از طریق ماهواره و اینترنت یا دوستان و اطرافیان در جستجوی پاسخ سوالاتت در این زمینه باشی و شاید همین پاسخ‌ها دلیلی باشد که از فکر کردن به آن بیزاری…

 «بسیاری از دختران و پسران جوان ما اطلاعات کافی درخصوص این امر ندارند و گاهی به دلیل ریشه دواندن برخی باورهای غلط در ذهن آنها، دختران از برقراری رابطه، ترس و واهمه دارند و از آن بیزارند. حتی گاهی برخی از آنها از رابطه جنسی، به عنوان رابطه‌ای یاد می‌کنند که بیشتر موردعلاقه مردان است و زن مجبور به تن دادن به چنین رابطه‌ای است! زنان عموما فکر می‌کنند که مردان فقط یک چیز می‌خواهند، آن هم رابطه جنسی.»

«از دیگر باورهای غلط ریشه‌دوانده در ذهن باز می‌توان به احساس درد هنگام برقراری رابطه اشاره کرد. درحالی که اگر هم دردی مربوط به برقراری رابطه زناشویی باشد می‌تواند به دلایل مختلف از جمله ترس و اضطراب از اولین برقراری روابط، تفاوت‌های فرهنگی بین زن و مرد درباره روابط جنسی، ترس از آسیب و صدمه شدید طی روابط، اطلاعات غلط و ناآگاهی درباره فعالیت جنسی یا احساس گناه در این مورد، دریافت اطلاعات غلط از والدین و همسالان درباره روابط، سابقه خشونت و سوءاستفاده جنسی، وجود عفونت، مشکلات آناتومیک در دستگاه تناسلی زنان و… باشد. در مواردی هم ممکن است بعدها برقراری رابطه زناشویی نادرست و خشن، باعث بروز درد حین برقراری رابطه شود.»

رابطه جنسی یکی از ابعاد ارتباطی بین زن و مرد است

 رابطه جنسی یکی از ابعاد ارتباطی بین زن و مرد است و مسئله عجیب و غریبی نیست که خانواده‌ها نسبت به آن بی‌توجه باشند، «متاسفانه بسیاری از خانواده‌ها در آموزش این مسئله به فرزندان خود کوتاهی می‌کنند. درحالی که نباید فراموش کنیم مقتضیات زندگی صنعتی موجب شده تا فاصله ازدواج و دوران بلوغ افزایش یابد و فرزندان علاوه بر اینکه در این فاصله در برابر انواع و اقسام محرک‌ها و منابع اطلاعاتی همچون تلویزیون، ماهواره و اینترنت قرار دارند، این فرصت را نیز دارند که آگاهانه این مسیر را طی کنند و برای ازدواج مهیا شوند. اما این فرصت تیغ دو دم است که در صورت ناآگاهی باعث می‌شود خطرات بسیاری پیش روی آنها قرار گیرد.»

انتقال اطلاعات غلط می‌تواند تصورات فرد را تغییر دهد

«انتقال اطلاعات غلط توسط اطرافیان در یک جمع خصوصی یا گفتگوی ۲ نفره یکی از مواردی است که تاثیر موثری در تصورات و برداشت فرد از این رابطه دارد. بارها شاهد هستیم فردی از تجربیات جنسی خود صحبت می‌کند. اگر این فرد از رابطه جنسی به عنوان رابطه‌ای دردآور و ناراحت‌کننده یاد کند، باعث ایجاد ترس و نگرانی در فرد شنونده خواهد شد. طبیعی است وقتی که فردی تا به حال تجربه برقراری رابطه را نداشته با شنیدن این حرف‌ها تصوراتش نسبت به این رابطه تغییر کند و برداشت نادرستی از آن در ذهنش نقش ببندد.»

باورهای غلط باید اصلاح شود

باورهای غلط در مورد روابط جنسی باید اصلاح شود:«همان‌طور که قبلا اشاره شد گاهی ممکن است علاوه بر این مسائل، مواردی چون قربانی خشونت قرار گرفتن، خاطرات بد دوران کودکی، سوءسابقه‌های استفاده جنسی در کودکی، دیدن فیلم‌ یا صحنه‌های نامناسب‌ و… در شکل‌گیری ذهنیت غلط درخصوص روابط جنسی نقش داشته باشند و تصورات و برداشت فرد را از رابطه جنسی تغییر دهد. بنابراین لازم است باورهای غلط را در مورد رابطه جنسی که گاهی از بچگی و گاهی در بزرگسالی در ذهن نقش بسته با مطالب جدید علمی عوض کنیم.»

رابطه جنسی به شدت با رابطه عاطفی در ارتباط است

متاسفانه با وجود تمام مسائل هنوز آموزش علمی در خصوص روابط جنسی وجود ندارد و اولین تجربه می‌تواند در هر دو جنس دارای تاثیرات مثبت و منفی باشد: «به همین دلیل به جوانان توصیه می‌شود اطلاعات کافی از منابع و مراکز معتبر، به دست بیاورند و از نظر عاطفی همدیگر را حمایت کنند چراکه رابطه جنسی به شدت با رابطه عاطفی در ارتباط است.»

«امواج عشق می‌تواند در رابطه سیر زنولی و صعودی داشته باشد. با داشتن یک رابطه عاطفی قوی، زن می‌تواند احساس پذیرفته‌شدن، دوست داشته شدن، درک شدن و حمایت شدن را لمس کند. برعکس همین مساله نیز صدق می‌کند. امروزه عشق و لحظه‌های عاشقانه، اهمیت شایانی در زندگی زناشویی پیدا کرده‌اند. وقتی زنی علاقه‌مند به مرد باشد، با آنکه ممکن است از برقراری رابطه بیزار یا احساس ترس داشته باشد اما به دلیل وجود همین عشق و رابطه عاطفی خوبی که با او برقرار کرده است، ورای این ترس و واهمه، به راحتی می‌تواند با او رابطه جنسی برقرار کند. پس با زنده نگه داشتن عشق، تمرین مهارت‌های برقراری ارتباط و حفظ آن، دوام رابطه جنسی‌تان را تضمین کنید.»

سرد مزاجی از علائم ناباروری در زنان

با توجه به شیوع سرد مزاجی در زنان نازا و شیوع سوء مزاج بارد رطب در رحم زنان نازا، وجود این علائم در زنان، می‏ تواند پیش‏بینی کننده نازایی باشد. همچنین با کاربرد اقدامات پیشگیری کننده و درمانی این سوء مزاج، مبتنی بر متون طب سنتی می‏‌توان با نگرشی جدید به درمان زوجین نازا پرداخت.

در پژوهش صورت گرفته، شایع‌ترین سوء مزاج رحم در زنان نازا در بین سوء مزاج‌های مفرد، سوء مزاج بارد و سوء مزاج رطب بوده و این شاخص در بین سوء مزاج‏های مرکب، بارد رطب بود؛ همچنین ارتباط معنا‏داری بین مزاج شخص و مزاج رحم به دست آمد.

با توجه به اهمیت رحم در لانه‌گزینی جنین و افزایش قدرت باروری، به نظر می‌رسد دست‏یابی به روش‏های عینی برای ارزیابی وضعیت سلامت رحم می‌‏تواند در بالا بردن موفقیت روش‌های درمانی نقش بسزایی داشته باشد، لذا این پژوهش با هدف بررسی وضعیت و تعیین ارتباط بین مزاج شخص و رحم در زنان نابارور مراجعه کننده به درمانگاه ناباروری بیمارستان ولیعصر(عج) انجام شد.

این مطالعه به شکل توصیفی- تحلیلی (مقطعی) در درمانگاه طب سنتی بیمارستان امام خمینی(ره) با همکاری درمانگاه ناباروری بیمارستان ولیعصر(عج) انجام شد.

اطلاعات افراد از طریق پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت و مزاج فرد و مزاج رحم ۵۴ زن نازا تعیین شد. فراوانی سوء مزاج‏‌های رحمی و ارتباط بین مزاج و مزاج رحم نیز به دست آمد.

تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم ‏افزار و فراوانی متغیرهای کمی با میانگین و انحراف معیار و فراوانی متغیرهای کیفی با تعداد و درصد بیان شد.

نتایج این تحقیقات در هفدهمین شماره مجله زنان مامایی و نازایی ایران منتشر شده است

مضرات خودارضایی

خودارضایی با اختلالات و افزایش سطح آنتی ژن های پروستات، بدتر شدن عملکرد پروستات،کم شدن حجم مایع منی،بدترشدن کیفیت اسپرم،حذف نشدن مواد زائد(در منی) رابطه مستقیم دارد

چرا بعد از خود ارضایی احساس شرم و پشیمانی به انسان دست می دهد؟

 زن و مرد ندارد، این کلمه برای همه یک تابو شده است. معمولاً از به زبان آوردن این کلمه بخاطر محرمانه بودن و طبیعتی که دارد خودداری می‌شود. وقتی درمورد این موضوع در جمع صحبت شود، بخاطر حالت خصوصی بودنی که دارد احساس شرم به شما دست می‌دهد.

نمی‌توانیم انکار کنیم که برای همه ما همین‌طور است.

اشتهایی سیری‌ناپذیر

بدن ما طوری ساخته شده است که اشتها و تمایلات خاصی دارد – که همه آنها برای بقای ما لازم‌اند. وقتی گرسنه می‌شویم، دلمان غذا می‌خواهد. این یک میل سالم است چون برای داشتن انرژی و زنده ماندن نیاز به غذا داریم. وقتی حوصله‌مان سر می‌رود، دلمان تفریح می‌خواهد. این هم میلی سالم است زیرا باید این انرژی را برای ورزش دادن جسم و ذهنمان تنظیم کنیم. به این دلیل به رابطه‌جنسی و صمیمیت جسمی تمایل داریم که خداوند به منظور بقای نسل و همچنین لذت بردن از صمیمیت آن این نیرو را در ما قرار داده است.

این تمایلات بسیار خوب هستند و برای سلامت ما ضروری می‌باشند. اما توسط شیطان برای تخریب ما تحریف شده‌اند. باید درک کنید که زمانیکه اجازه دهید این تمایلات بر شما غالب شوند، به خدای شما تبدیل خواهند شد.

همه چیز از ذهن شما شروع می‌شود

اشتها و میل در ذهن تحریک می‌شود و البته کنترل نفس نیز دقیقاً در فکر ما تحریک می‌شود. اما فقط یکی از آنها می‌تواند در این کارزار برنده باشد. کنترل نفس با یک انتخاب شروع می‌شود. انتخاب «نه» گفتن به همه تمایلات شیطانی و «بله» گفتن به وعده‌های الهی و زندگی که ما را به آن هدایت کرده است.

بدنتان فقط برای مدت کوتاهی ارضا خواهد شد

بله صحیح است که درست بعد از خودارضایی بدنتان احساس رضایت و آسودگی خواهد کرد اما این آرامش موقتی است. اما چرا این احساس اینقدر تهی و زودگذر است؟ زیرا لذت فقط به منظور لذت، بی‌معناست. و در عمل خودارضایی، روح شما شدیداً شرمسار عمل شماست.

وقتی روح و جسمتان با هم اختلاف داشته باشند، تحریفی در درون شما ایجاد می‌شود. شما احساسش می‌کنید و این تحریف خود را به شکل احساسات نشان می‌دهد و بعد سعی خواهد کرد وارد مغزتان شده و افکارتان را به سمت پاسخ به «چرا؟» بکشاند.

بین روح و جسم شما پیوندی وجود دارد که شما قادر به توضیح آن نیستید. این همان پیوند است که باعث می‌شود فکر کنید که دنیایی پس از مرگ وجود دارد و همین ارتباط است که باعث می‌شود تصور کنید که در پس همه سوالات زندگی و ناممکن‌های جهان، آفریدگاری وجود دارد.

این پیوند حقیقی است.

چرا این احساس شرم بعد از خودارضایی تا این حد واقعی و قابل حس کردن است؟

دلیل آن این است که این گناهی است که دقیقاً با جسم شما در ارتباط است. به همین دلیل  مستقیماً به روحتان متصل می‌شود. درست به روح و احساساتتان برمی‌گردد.

تنها سوالی که باید صادقانه از خودتان بپرسید این است که احساسش می‌کنید یا نه؟

فقط کافی است کمی به آن فکر کنید.

معالجه زود انزالی یا سستی کمر بروش ساده

زود انزالی یا سستی کمر یکی از  متداولترین مشکلات امروزه  زن وشوهرهای جوان است که  باعث  می شود  از یکی از بهترین  روزهای زندگی که همان مشکلات زناشویی است لذت نبرند. بطور تقریبی از هر ۳ مرد یک  شخص مبتلا به این مشکل است و متاسفانه  بعضی وقتها  شاهد این هستیم که بسیاری از جوانان با تصور اینکه این مشکل  قابل درمان نیست وممکن است سبب شکست در زندگی زناشویشان شود حتی به ازدواج فکر هم نمی کنند، این تصور در واقع تصور غلطی است و ریشه در مسائل آموزشی دارد، برخی  پدران که باید تجربه خود را در مسائل زناشویی در اختیار فرزندشان که به سن ازدواج رسیده و قصد تشکیل زندگی دارد بگذارند و این اتفاق نمی افتد با این تصور که فرزندم خود این مسئله را به تجربه متوجه خواهد شد، این کابوس که در بین جوانان و به خصوص افرادی که به تازگی ازدواج کرده اند رواج زیادی دارد. در این مطلب قصد معرفی روشهایی را خواهیم داشت که نه تنها به شکل بی نظیری باعث درمان و از بین رفتن این مشکل و رضایت زوجین از رندگی و مسائل زناشویی را در بر خواهد داشت بلکه کمترین هزینه را داشته و  به مصرف دارو هم نیاز نیست. در صورتی که مطلب حاضر را مطالعه می کنید ما را از دعای خیر خود بی نصیب نگذاشته و با دعای خیرتان راه گشای ما در ارائه مطالب کاربردی در جهت پیشرفت و تعالی جامعه باشید.

انزال زودرس یا سستی کمر به زبان ساده : انزال و خروج مایع منی قبل از دخول حتی فقط با لمس بدن و یا در ابتدای عمل نزدیکی که هنوز طرفین به اوج لذت جنسی نرسیده اند که باعث احساس نارضایتی شدید در طرفین می شود را انزال زودرس و یا به اصطلاح عامیانه سستی کمر می گویند.

شناخت عوامل تاثیر گذار در زودانزالی

اطبای سنتی و بسیاری از روانشناسان تا به حال عوامل بسیاری را در ایجاد این مشکل کشف کرده اند که به آنها اشاره ای خواهیم داشت.

استفاده از غذاهای ناسالم : مصرف غذاهای بی محتوی مانند انوع فست فود باعث زود انزالی در مردان و پرخاشگری و احساس ترس و وحشت در خانم ها می شود.

عدم آگاهی از جنس مخالف : بی شک یکی از مهمترین مسائل زندگی زناشویی شناخت احساسات و خواست طرفین از یک رابطه است، بهتر دیدم تا با ذکر مثالی این موضوع را بیشتر روشن کنم. ابتدایی ترین لازمه تحریک جنسی خانم ها احساس آرامش و توجه به احساسات آنها از ساعاتی قبل از رابطه است، داشتن صبر و حوصله در انجام  معاشقه و بوسیدن ، ماساژ قبل از شروع رابطه یکی دیگر از مهمترین مسائلی هستند که باید به آن توجه داشت، با توجه به توضیحاتی که داده شد هر چه بیشتر به احساسات طرف مقابل توجه داشته باشید باعث شناخت بیشتر خواهد شد که در بدست آوردن موفقیت کامیابی در زندگی و مسائل زناشویی پیش خواهید رفت.

کم خوابی : کم خوابی و اختلالات جریان خواب یکی از شایعترین مواردی است که مسائل جنسی را تحت تاثیر قرار می دهد که بسیاری از افراد به سادگی با آن کنار می آیند، بی خوابی خود تحت تاثیر عوامل بسیاری از جمله : نداشتن برنامه غذایی صحیح ، تحمل تنش و استرس در محیط کار و زندگی ، وجود بیماری ها و اختلالات طبی و روانی، سوء مصرف مواد و دخانیات اینها گوشه ای از مشکلاتی است که شخص را دچار بی خوابی می کند. باید گفت بی خوابی خود مادر بسیاری از مشکلات و بیماریهاست که باید با شناخت عوامل تشکیل دهنده و با استفاده از مشاوره های روانی و پزشکی راه حل مناسبی را انتخاب و این مشکل را از بین برد.

فاصله زیاد بین روابط جنسی:یکی از مهمترین عوامل انزال زودرس فاصله طولانی بین هر نزدیکی است، وقتی که احساسات جنسی بین زوجین متراکم میشود ،  معمولا کنترل یک باره آنها سخت میشود و منجر به انزال زودرس میشود

تجربه جنسی کم : اگر شما هم از دسته افرادی هستید که تا به حال رابطه ی جنسی نداشته اید و از این موضوع نیز نگران هستید که باید چه کنم ؟ در پاسخ به این سئوال باید گفت که شاید نیمی از افرادی که در جامعه با آنها در تماس هستیم با این مسئله رویرو هستند و این به معنی بیماری نیست! بلکه با پذیرش این مسئله و حفظ آرامش خود این مسئله را برای همیشه از بین برد، در ادامه مطلب شما را با روشهایی آشنا خواهیم کرد که تا انتهای این مطلب با ما همراه باشید.

تفاوت در ارگاسم(اوج لذت جنسی) زن و مرد :

یک – اولین مرجله در یک رابطه موفق ایجاد حس برانگیختگی در زن و مرد است ، برانگیختگی در مردان به سادگی و از راه های متعددی انجام می شود ولی در زنان بسیار پیچیده تر بوده و به راحتی به وجود نمی آید. مدت زمان رسیدن به ارضای جنسی و ملزومات آن در زنان و مردان کاملا متفاوت است.

دو – مردان گاهی در عرض چند ثانیه یا حداکثر چند دقیقه به ارضای جنسی (انزال) می‌رسند، ولی زنان برای رسیدن به ارگاسم به زمان طولانی‌تری (معمولا ۱۰ دقیقه یا بیشتر) نیاز دارند. برخلاف آقایان، زنان برای رسیدن به ارگاسم به محرک‌های دیگری نیز نیازمندند. یعنی اگر تمام شرایط مهیا باشد، برای رسیدن به ارضای جنسی در یک زن، حدود ۲۰ دقیقه زمان لازم است که این زمان می‌تواند در افراد مختلف متغیر باشد.

سه – مردان پس از انزال، بلافاصله نمی‌توانند دوباره رابطه برقرار کنند و مدت زمانی لازم است تا مجددا توانایی برقراری رابطه را پیدا کنند. این زمان با توجه به سن مرد، از چند دقیقه تا چند ساعت و حتی چند روز متغیر است. در زنان این زمان معنا ندارد و در یک بار رابطه زناشویی، می‌توانند حتی چند بار به ارضای جنسی برسند.

روشهای درمان زود انزالی یا سستی کمر به زبان ساده

اصلاح مزاج : به عقیده بنده اولین قدم برای پیروزی و موفقیت در یک رابطه زناشویی اصلاح مزاج م متعادل کردن آن است.سیستم گوارش خود را اصلاح و کبد را پاکسازی کنید، با کمی تحقیق متوجه خواهید شد که احساس رضایت ، شادی، خواب کافی و مناسب، عدم افسردگی نیازمند سلامتی کبد و داشتن گوارش منظم است که این دو نیازمند شناخت مزاج و مصرف مواد غذایی مناسب خواهند بود.

تغذیه و ساعت مناسب برای انجام مسائل زناشویی : معمولاً زوجها شب را برای انجام مسائل زناشویی انتخاب می کنند که البته انتخاب درستی نیز هست زیرا بدن پس از آن نیاز به بازسازی و احیای مجدد دارد که زمان خواب بهترین زمان مناسب است. بهترین زمان صرف غذا حداقل ۳ ساعت قبل از انجام عمل است که توصیه می شود بسیار سبک باشد تا فشاری به پروستات وارد نشود و بهترین زمان نزدیکی که در درمان انزال زودرس نیز نیز تاثیر دارد پس از خواب شبانه و قبل از طلوع آفتاب است که بدن خستگی خود را بیرون کرده باشد و آماده هر فعالیت سنگینی است. یاد آور می شوم که حتماً قبل از خواب اجابت مزاج داشته باشید.

خونسردی و آرامش : پرهیز از هیجان زدگی و حفظ آرامش نه تنها باعث از بین رفتن انزال زودرس می شود بلکه باعث طولانی شدن رابطه و احساس رضابت طرفین می شود. یاد آور می شوم که قبل از شروع رابطه باید سعی در تحریک زن داشته باشید که این موضوع با لمس بدن و بوسیدن فسمتهای مختلفی از جمله صورت و گردن انجام می شود، احادیث بسیاری از اعمه اطهار ذکر شده که انجام این اعمال باعث استحکام زندگی و احساس رضایت می شود، پس در انجام ابن اعمال عجله نکنبد.

تعدد نزدیکی : همانطور که فاصله بین هر رابطه باعث افزایش میل و ایجاد هیجان می شود بالعکس زیاد کردن دفعات نزدیکی در طول هفته و روز میتواند به درمان زود انزالی کمک کند به طوریکه اگر هفته ای دو بار نزدیکی دارید و آن را تبدیل به هفته ای ۴ الی ۶ بار برسانید ، بعد از چند هفته مشکل زود انزالیتان تا حدودی رفع میشود.

استفاده از کاندوم : اگر در ابتدای شروع زندگی زناشویی هستید گاهی از کاندوم و بخصوص از نوع بیحس کننده آن که در بازار به فراوانی موجود است استفاده کنید، میتواند به دلیل کمتر کردن میزان تماس آلت جنسی مردانه ، باعث کمتر شدن زود انزالی شود.

وضعیت مناسب هنگام نزدیکی : شاید گاهی وضعیتی که هنگام نزدیکی در آن قرار می گیرد باعث طولانی تر شدن زمان آن شود. معمولاً در کلاسهای بهداشت که قبل از ازدواج برای زوجهای جوان برگزار می شود به این نکته اشاره می شود که موقعیت قرار گیری مرد زیر و زن بالا باعث بیشتر و طولانی شدن مدت زمان نزدیکی می شود این در حالی است که روش های معمول ( مرد در بالا ) کمک خیلی زیادی به درمان انزال زود رس نمیکند ، برای درمان میبایست از روشهای جنسی که در آن مرد به پشت خوابیده و زن در رو عملیات جنسی را با فعالیت زیاد کنترل میکند از جمله بهترین روشها برای درمان میباشند .

تکنیک فشار : گاهی با کمی تلاش به سادگی می توان این موضوع را پشت سر گذاشت. بر طبق این روش با فشار دادن انتها یا سر آلت تناسلی قبل از انزال ، از انزال جلوگیری میشود که دلیل جلوگیری کردن آن این است که با فشار آوردن به این نقاط فشار خون در این نقاط کم میشود و درنتیجه نعوظ یا ارکیسون کم میشود و انزال دیر انجام می پزیرد.

تکنیک توقف و شروع :  شاید بتوان گفت که یکی از موثرترین روشها که باعث می شود تا کاهی فرد بیش از ۱۰ دقیقه نزدیکی داشته باشد و از لذت آن هم نیز کم نمی شود.یکی از روشهای موثر برای رهایی از انزال زودرس روش start & stop نام دارد. در این روش شما به فعالیت جنسی پرداخته و بعد از آنکه تحریک شما به حداکثر رسید و درست پیش از آنکه انزال شوید، دست از فعالیت برداشته و برای مدت کوتاهی هیچ تحریکی انجام نمی دهید. هر چند در ابتدا ممکن است مشکل به نظر برسد ولی به مرور زمان شما از لذت جنسی زیادی بهره مند خواهید شد. یکی از بهترین راههای انجام این روش آنست که در ابتدا از روش ۴ به ۱ شروع و بعد به تدریج آنرا افزایش داده و به ۹ به ۱ برسانید. یعنی در آمیزش های اول چهار بار آلت خود را وارد واژن نموده و بعد مکث کنید و دوباره چهار بار وارد نموده و مجددا چند ثانیه صبرکنید و همین طور ادامه دهید تا نهایتا به انزال برسید. بسته به وضعیت بدنی خود میتوانید در طول چند هفته یا چند ماه تعداد دفعات تحریک را بتدریج افزایش داده و در نهایت به بهترین حالت آن یعنی نه بار ورود آلت تناسلی و یکبار توقف(۹ به ۱) برسانید

استفاده از حنا : استفاده از حنا نه تنها در رنگ آمیزی بلکه در ضدعفونی و حتی یکی از رایجترین درمان های گیاهی برای ضخامت بخشیدن به پوشت صورت و بدن است که در این مورد نیز کارایی لازم را دارد ، برای استفاده می توان ابتدا آلت را با آب و صابون شست و سپس مقدار ۱ تا دو قاشق مرباخوری حنا را به همراه کمی آب خیس کرده و آلت را در حالت نعوظ و استاده تحریک و اقدام به ماساژ دادن با حنا کنید و پس از ۱۰ دقیقه با آب ولرم بشویید. با استفاده از حنا پوست آلت خود را ضخیم کرده و از تحریکات شدید خبری نیست و در نتیجه مدت زمان طولانی مشغول رابطه خواهید بود.

گفتگوهای جنسی قبل از ازدواج

گفتگوهای جنسی قبل از ازدواجReviewed by دکترفرهنگ on Oct 12Rating: 4.5گفتگوهای جنسی قبل از ازدواجیکی از دلایل افزایش طلاق وجود مشکلات جنسی و نگرش منفی زن یا مرد به آن است.

 یکی از دلایل افزایش طلاق وجود مشکلات جنسی و نگرش منفی زن یا مرد به آن است. متاسفانه هنوز هم بسیاری از دختران و پسران طی گفت‌وگوهای قبل از ازدواج، به نگرش و انتظارهای خود از رابطه زناشویی اشاره نمی‌کنند. اما واقعیت این است که برآورده‌نشدن توقعات در رابطه زناشویی می‌تواند باعث سردی رابطه و نابسامانی‌های دیگر شود.

 

 

چرا باید درباره مسائل جنسی صحبت کنیم؟

اگر از دختر و پسری که حتی تاریخ ازدواجشان را تعیین کرده‌اند سوال شود: «آیا راجع به مسایل زناشویی با همدیگر صحبت کرده‌اید یا نه؟» در بیشتر موارد می‌گویند: «نه، ما فکر نمی‌کردیم این موضوع مهم باشد» یا می‌گویند: «ما این جور صحبت‌ها را به بعد از ازدواج موکول کرده‌ایم، به‌دلیل اینکه بعد راحت‌تر می‌توانیم در مورد آن صحبت کنیم.»

 

چنین زوج‌هایی نمی‌دانند اینگونه صحبت‌ها به قبل از تصمیم‌گیری نهایی برای ازدواج مربوط است، نه بعد از ازدواج. آیا شما هم معتقدید گفت‌وگو راجع به مسایل زناشویی باید به بعد از ازدواج موکول شود؟ آیا بعد از ازدواج برای اینگونه صحبت‌ها دیر نیست؟ اگر بعد از ازدواج همسران متوجه شدند که با یکدیگر در این‌باره توافق ندارند، راه‌حل چیست؟ آیا می‌توانند به‌راحتی در ازدواج خود تجدیدنظر کنند؟

 

کی صحبت کنیم؟

رابطه بین زن و شوهر، با سایر رابطه‌های اجتماعی، دوستی و خانوادگی متفاوت است. این رابطه ۴ اصل دارد و وجود مشکلات جدی در هر کدام از این اصول، موثرنبودن تلاش‌های زوج در حل این مشکلات و ناامیدی یا دست از تلاش برداشتن، می‌تواند خطر جدی برای سلامت و آینده رابطه باشد. پایه‌های اصلی رابطه زناشویی عبارت است از: چارچوب (ویژگی‌ها و شرایط مشابه)، علاقه و رابطه عاطفی، داشتن رابطه زناشویی رضایت‌بخش و تعهد و احساس مسوولیت نسبت به یکدیگر.

 در دین و فرهنگ‌ ما و بسیاری از فرهنگ‌ها، برقراری رابطه زناشویی قبل از ازدواج، مشروع و پذیرفته نیست. اما برخی می‌پرسند که:

 آیابدون داشتن چنین تجربه‌ای می‌توان در این حیطه، اطلاعاتی راجع به خودشان و طرف مقابل به‌دست آورد؟

پاسخ این است که قبل از ازدواج لازم است دختران و پسران از طریق مطالعه و گفت‌وگو با افراد واجد صلاحیت، آموزش‌هایی را در مورد رابطه زناشویی ببینند و تا حدودی به ارزیابی نگرش، انتظارها و تمایل خود نسبت به این رابطه بپردازند. در این گفت‌وگوها نکته‌هایی مطرح می‌شود که همسران از طریق آن می‌توانند اطلاعات بیشتری در مورد رابطه زناشویی بعد از ازدواجشان به‌دست آورند.

 زمانی که همسران آینده، در مورد بیشتر معیارهای خود، با طرف مقابل به توافق رسیدند، لازم است خجالت را کنار بگذارند و گفتگو‌هایی را با حفظ چارچوب‌های اخلاقی به این مساله اختصاص دهند.

 با توجه به اینکه گفت‌وگو درباره این موضوع آسان نیست یا ممکن است شناخت کافی نسبت به تمایل مزاجی خود نداشته باشند، بهتر است برای این کار از مشاوران خانواده کمک بگیرند و در خصوص این مسایل با هم صحبت کنند.

 میزان اشتیاق و تمایل هر فرد به رابطه زناشویی متفاوت است. بعضی افراد اشتیاق بیشتر و بعضی‌ها اشتیاق کمتری برای این رابطه دارند. تمایل به رابطه زناشویی در افراد از روزی چند بار تا سالی یکبار متفاوت است. تفاوت افراد در میزان اشتیاق جنسی هم به دلیل تفاوت‌های جسمی یا هورمونی و هم به علت خصایص روانی افراد است. حال تصور کنید که تمایل جنسی زن یا مرد بسیار بالا و تمایل طرف مقابلش بسیار کم باشد. قطعا این تفاوت، رضایت و سلامت زناشویی چنین زوجی را به خطر می‌اندازد. بنابراین باید انتظارها و سلیقه‌های جنسی خود را با همسر آینده‌تان در میان بگذارید.

 

بعد از ازدواج

درست است که رابطه زناشویی طبیعی و معمول در همه انسان‌ها تقریبا به یک شکل انجام می‌گیرد اما هر فرد انتظارها و سلیقه‌های خاصی دارد. بنابراین بیشتر از گذشته، لازم است زوج‌ها راجع به این رفتار با همدیگر تعامل و گفت‌وگو داشته باشند. مهم این است که زن و شوهر در این انتظارات، توافق داشته باشند. خیلی از همسران به دلیل سلیقه‌های جنسی متفاوت و متضاد، دچار تعارض می‌شوند و تجربه نشان داده است که هرچند این انتظارات تا حدودی قابل اصلاح و تغییر است اما به‌طور کامل تغییر نمی‌کند و زن یا شوهری که انتظاراتش در روابط زناشویی برآورده نشود، ممکن است احساس سرخوردگی کند.

 این سرخوردگی نیز احتمالا زمینه‌ساز سردی رابطه یا خطا‌های اخلاقی دیگر خواهد شد. علاوه بر اینها،‌ زن و شوهر باید بعد از ازدواج در مورد حاشیه‌های روابط زناشویی با همدیگر به توافق برسند. منظور از حاشیه روابط، نظر افراد راجع به عوامل زمینه‌ساز مطلوب برای شروع و ادامه رابطه است؛ مانند چگونگی گفت‌وگو‌های عاطفی، نوازش و لمس قبل از رابطه، محل و فضای مطلوب برای برقراری رابطه و… یکی دیگر از مسایل و مشکلات نادیده‌گرفتن بعضی از تعهدات اخلاقی عاطفی و جنسی در زندگی زناشویی، از سوی یک یا هر دو است که می‌تواند باعث بروز اختلاف‌های شدید و بحران‌های غیرقابل جبران در زندگی مشترک بشود. قبل از ازدواج، لازم است که همسران از عقاید مربوط به تعهدات جنسی و اخلاقی همدیگر مطلع شوند.

ارضاء جنسی خانمها

 با وجود اهمیّت به ارضای جنسی زنان در قرن حاضر، باز هم در مورد برخی خانم ها، زمان و چگونگی ارضای آنها شفاف نیست و نیاز به بررسی بیشتر دارد. طبق آخرین آمار، حدود ۲۰% خانم ها اصلاً ارضاء نمی شوند، شاید با این آمار فکر کنید که خوشبختانه ۸۰% آنها به درجه ارضای جنسی می رسند، امّا متأسفانه در همین بین هم بخش عمده ای از آنها، با خود ارضایی به این درجه می رسند نه سکس واقعی! در این مقاله، مبحث اصلی، کمک به ارضای طبیعی در حین رابطه ی جنسی برای زنان است.

ارضای جنسی چیست؟ ارضای مردها در ظاهر به دلیل انزال، کاملاً دیده می شود، البته به ندرت این حالت در برخی زن ها نیز وجود دارد، امّا حقیقت این است که ارضاء در اکثر خانم ها قابل تشخیص نیست و به چشم دیده نمی شود. ارضاء در خانم ها، ابتدا با مرطوب شدن دهانه و گردن رحم و دیگر اعضاء بخش تناسلی آنها شروع و بعد ادامه می یابد. دهانه ی رحم آنها تا ۳۰ درصد باز می شود، ماهیچه و عضلات دیواره رحم، گردن رحم و خود دهانه بطور متناوب منقبض و منبسط می شوند.
مطالعات نشان داده است که زمان رسیدن به اوج لذّت در خانم ها متفاوت است، برخی زمان زیادی باید بگذرد تا ارضاء شوند و در مقابل بعضی نیز خیلی زود ولی چندین بار در طی یک رابطه ی جنسی، ارضاء می شوند. (این درحالیست که یک مرد معمولاً ظرف تنها چند دقیقه یا بیشتر به درجه ی انزال می رسد)

یکی از موانع اصلی رسیدن به اوج لذّت در زنان، کنترل مستقیم رابطه جنسی توسط مرد است، در بیشتر مواقع، نحوه ی اجرای مراحل رابطه جنسی و دخول بر اساس آن چیزیست که مرد لذّت می برد و تحت اختیار اوست. البته زن نیز در این بین از رابطه جنسی لذّت می برد ولی این نشانه ی رسیدن به درجه ی ارضاء کامل نیست. مرد به محض انزال می تواند دست از ادامه ی رابطه جنسی بردارد و این زن است که به زمان بیشتری نیاز دارد.


اولین راه حل اصلی برای اینکه خانم ها به اوج لذّت و ارضاء برسند، این است که از مرد بخواهد، آهسته تر مراحل رابطه جنسی را پیش ببرد. در این بین خود زن نیز می تواند با دخالت خود، روال را به نفع خود آرام تر کند. می توانید خود، کنترل اوضاع را بدست بگیرید. جالب است بدانید که اکثر مردها این حالت را بیشتر دوست دارند و جذابیت بیشتری برای آنها خواهد داشت.

همانطور که در مقالات پیش نیز به این موضوع اشاره کرده ایم( کلماتی که موقع رابطه جنسی می توانید بکار برید)، خود زن می تواند آن روش و حالتی که دوست دارد و بیشتر از آن لذّت می برد را از همسر خود درخواست کند. دقیقاً این موضوع را بگویید که اگر وی سریع و خیلی زود زمان ارتباط جنسی را تمام کند و خود، تنها به درجه ی انزال برسد، شما لذّتی نخواهید برد. البته لازم به ذکر است که علی رغم آگاهی کم بیشتر مردها درباره ی چگونگی و زمان ارضاء خانم ها، خود آنها حقیقتاً مایلند که زن نیز ارضاء شود و همچون خود، نهایت لذّت را از این رابطه ببرد. اگر روش رابطه جنسی همسرتان با سرعت، خشن و دردآور است، از او با کلماتی محبت آمیز و عاشقانه بخواهبد که آرامتر پیش رود تا شما هم ارضاء شوید.

شما نیز می توانید همسرتان را در این راه همراهی کنید، با تحریک اندام تناسلی در حین عمل دخول، زمان رسیدن به ارضاء را کمتر کنید، از همسرتان انتظار نداشته باشید که در حین دخول این کار را برای شما انجام دهد، چرا که او تمرکزش را در ارضای خود گذاشته است.


طبق آمار در ۲۰ تا ۳۰ درصد مردها، به دلیل عدم کنترل و درنتیجه انزال زودرس، ناخواسته مجبورند که شما را در همان حالت و در حین رسیدن به اوج ارضاء، رها کنند، که خود عاملیست ویران کننده در روابط زناشویی و البته که خود مردها نیز از این حالت ناراضی و ناراحت هستند.

اختلالات جسمی و روحی، یکی از دلایل انزال زودرس در مردهاست. مردهایی که تجربه ی کمی در روابط جنسی دارند، به دلیل هیجانات و شهوت بیش از حدّ دچار این حالت می شوند. استرس، نگرانی، افسردگی، و … نیز خود، می توانند عواملی مهم در اختلال در عملکرد رابطه زناشویی و انزال زودرس باشند.

خانم ها باید بدانند که اگر در حین عمل رابطه جنسی با وجود اینکه از همسرتان خواسته اید آرامتر مراحل را پیش ببرد، با انزال زودرس و در نتیجه عدم ارضای خود روبرو شدند، عصبی نشوید و وی را محکوم نکنید، بهتر است به دنبال عامل روحی یا جسمی در او باشید، چرا که باور کنید، برای مرد هیچ چیزی بدتر از این نیست که نتواند معشوقه و طرف مقابل خود را ارضاء کند.

به جای غر زدن و محکوم کردن، از پیش از زمان ارتباط جنسی، با سخنان عاشقانه و تسکین دهنده در مورد رابطه ی مستحکم و رویایی خود صحبت کنید و ذهن و روح وی را آرام کنید، صحبت و بحث در مورد مشکل اصلی (زودانزالی) در مواقعی که زود انزالی مرد شما منشاء روحی، استرس، … داشته باشد اوضاع را بدتر می کند.

در مقابل خیلی از مردها نیز با تکنیکی خاصّ، می توانند طرف خود را به اوج لذّت جنسی و درجه ی ارضاء برسانند، به طوری که در حین عمل دخول، ۲۰ تا ۳۰ ثانیه دست از آن می کشند، نفسی عمیق می کشند و دوباره شروع می کنند، شاید این عمل برای مرد کمی ناخوشایند باشند، امّا کمک شایان توجّهی در کنترل انزال زودرس در آنهاست. با این کار شما نیز فرصت دارید که به خود برسید و بر ارضاء و دستیابی به اوج لذّت خود در حین مراحل دست یابید.

در آخر، می توانند با مطالعه در کتابها، اینترنت و مأخذهای جدید، بر آگاهی خود بر چگونگی درجات و حالات ارضای زناشوییبیافزایید، ( این مسئله را جدّی بگیرید، همانطور که قبلاً نیز به آن اشاره کردیم، در زندگی زناشویی، رابطه جنسی ، لذّت و ارضاء، نقشی حیاتی را ایفا می کند و منشأ حقیقی و اصلی بیشتر طلاق ها عدم انجام رابطه ی جنسی مناسب بین زن و شوهر است. )