خستگی در بیمارانms
کلمات کلیدی: مولتیپل اسکلروز ، خستگی، ارزیابی شخصیت، افسردگی، رفتار مقابله، اضطراب
هيچكس نميتواند دوباره جوان شود ولي مي توان باز هم مثل يك جوان زندگي كرد :همان انرژي، متابوليسم و توانايي انجام هر كاري كه فكرش را بكنيد!
دوباره جوان شويد
كارولينا آدامزميلر نويسنده كتاب " بهترين زندگي را براي خود بسازيد" مي گويد: كاملا مطمئن باشيد كه مي توانيد خوش بيني و احساس جواني كه در 21 سالگي خود داشتيد را دوباره تجربه كنيد". " در حقيقت بدست آوردن دوباره آن احساسات شما را به سمت يك زندگي سالم تر و شادتر در درازمدت هدايت مي كند" .اين اقدامات ساده را براي بازگرداندن ساعت درون خود به عقب جهت رسيدن به اوج جواني انجام دهيد.
خوب بخوابید
خواب كافي داشتن بهترين نكته براي برگرداندن سرزندگي انسان است. نويسنده كتاب " هرسال جوانتر شدن براي زنان" Henry Lodge مي گويد: تنها زماني كه در خواب هستيم ، بدن ما مي تواند انرژي از دست رفته را دوباره بازپس گيرد. خوابيدن به بدن و مغز انسان كمك مي كند تا به جنب و جوش بيافتد." شما مي توانيد هر چيزي را كه لايقش هستيد، بدست آوريد "
برای جبران کمبود خواب سعی کنید که زودتر به بسترخواب بروید تا 8 ساعت کامل چشمانتان استراحت کند ( برنامه های تلویزیون را از برنامه خود حذف کنید و حتی ظرف ها را هم در سینک ظرفشویی رها کنید ) بعد از 6 هفته اگر این کارها را مستمر انجام دهید ، می بینید که تبدیل به یک عادت سالم و پایدار می شود و تغییراتی را مشاهده خواهید کرد ( انرژی بیشتری خواهید داشت و تیرگی دور چشم کمتر می شود)
غذاهاي احيا كننده بخوريد
همنيطور كه سعي داريد كمبود خواب را جبران كنيد، غذاهاي احیا كننده را هم فراموش نكنيد. با خوراكي هاي سالم غذا را شروع كنيد، هر وعده غذايي را با سبزيجات يا ميوه و يا يك ليوان بزرگ آب شروع كنيد. شروع كردن با ويتامين ها و آنتي اكسيدان موجود در ميوه ها و سبزيجات به شما احساس سرزندگي و طراوت مي دهد.
هميشه هم لازم نيست كه دسر را از غذا حذف كنيد. تا زماني كه 90% غذاهايي كه ميل مي كنيد غذاهايي سالم هستند ، مي توانيد برای بقیه 10% به خود آزادي بیشتری بدهيد. مثلا وقتي كه يك بستني مي خوريد ، سعي كنيد كه درست مثل زمان كودكي از خوردن آن لذت ببريد.
قدرتتان را زیاد کنید
انجام دادن ورزشهای قدرتی بطور صحیح به شما این حس را می دهد که انگار 10، 20 و یاحتی 30 سال جوانتر شده اید. وقتی که این ورزش ها بدرستی انجام شوند، رشته های باریک عضلانی که باعث قوی شدن عضلات می شوند در ماهیچه ها تشکیل می گردد.قوی کردن عضلات بدن میزان استقامت بدن را زیاد کرده و از بروز برخی صدمات شما را مصون نگه می دارد.
پزشکان پیشنهاد می کنند که در ورزش بیشتر روی عضلات نواحی پایینی و مرکزی بدن تمرکز داشته باشیم : موقع ورزش کردن از دمبل ها استفاده کنید و یا ترکیبی از وزنه و دو سرعت و ورزش هایی برای تقویت عضلات ساق پا انجام دهید . دو یا سه بار در هفته این ورزشها را انجام دهید. خیلی طول نمی کشد که شما به آن 20 ساله هایی که در باشگاه های ورزشی کار می کنند برسید.
کمی خاص باشید
خاص بودن کلید طلایی جوان بودن نیست ولی باید سعی کنید که مواظب ظاهر خود باشید. (رنگ کردن موها و استفاده از کرم های ضد چروک )
تفاوت زیادی بین جنون جوانی و جذاب کردن خود وجود دارد. افزایش شادابی پوست ، مو و بدن خود به شما حس جوانی و اعتماد بنفس بالاتری می دهد. پس: بدون اینکه احساس خجالت کنید، وارد سالن های آرایش شوید.
شوک درمانی
حتی اگر تغذیه مناسب و قدرت بدنی خوب دارید واز کرم های مناسبی برای پوست استفاده می کنید انجام همگی این کارها بطور روزانه و در کنار هم بعد از مدتی کسالت آور می شوند . چون مغز همیشه به سمت نو آوری گرایش دارد. برای اینکه احساس جوانی بکنید باید این کارها را همراه با نو آوری و چیزهای تازه تری همراه کنید.
اسم این کار شوک درمانی است اما به همان بدی که اسمش به نظر می رسد نیست. فقط در حد ایجاد تغییراتی در روند معمولی زندگی مثل رفتن به رستوران های جدید و یا با یافتن مسیر جدیدی برای رسیدن به سینمای محله خود می توانید این نو آوری را در برنامه روزانه خود اعمال کنید.
کمی به گذشته برگردید
آیا شما در دوران دبیرستان از موسیقی های راک یا پانک خوشتان می آمد؟ سعی کنید چند تا از آهنگهایی که در قدیم دوست داشتید را درون گوشی خود ذخیره کنید. شاید فکر کنید که این کار به شما حس نستالژیک و دلتنگی نسبت به خاطرات گذشته خواهد داد.اما تحقیقات نتیجه عکس این مساله را نشان میدهد.
در یکی از تحقیقات در دانشگاه هاروارد روی افرادی که در جوانی در یک محیط ( از نظر فیلم ، موسیقی و خاطرات گذشته) در کنار هم رشد کرده بودند ، نشان داد که میزان حافظه، بینایی ، نشاط و سلامت عمومی بدن آنها بخاطر در کنار هم بودن افزایش یافته است. این مساله نشان می دهد که این ذهن است که شما را محدود می کند. بنابراین باید کاری انجام دهید که شما را واقعا به گذشته وصل کند.(مثل خواندن یک روزنامه قدیمی)
مثبت نگر باشید
طبیعی است که نسبت به 18 سالگی تان افکارتان کمی تیره باشد. از آنجایی که گذشت زمان همراه خود وقایع تلخی همراه دارد ( بلایای طبیعی ، طلاق ، از دست دادن شغل ) . به همین خاطر است که قدم اصلی برای داشتن حس جوانی این است که افکار منفی را از خود دور کنیم.
هدف ما این نیست که وقایع ناخوشایند زندگی را انکار کنیم اما بهتر است روی وقایع خوب زندگی تمرکز بیشتری داشته باشیم. بطور مثال اگر پرواز شما برای یک تعطیلات رمانتیک تاخیر دارد ، فقط به این فکر کنید که شما و همسرتان در راه رسیدن به مقصد قرار دارید.
پرورش حس خوشبینی در خود به شما انرژی مثبت تزریق می کند تا انگیزه ای شود برای کارهایی که در جوانی انجام می دادید.
با افزایش تورم و مشکلات اقتصادی، ازدواج کردن و بچه دار شدن تبدیل به یکی از سخت ترین تصمیم گیری های زندگی شده است! از طرف دیگر فرصت برای بچه دار شدن همیشگی نیست و هر سالی که می گذرد قدرت باروری زوجین کمتر میشود. پس اگر آرزوی مادر یا پدر شدن دارید و میخواهید از بهترین زمان برای بچه دار شدن و عوارض بارداری در سنین پایین و بالا اطلاع پیدا کنید، باید از همین دوران نامزدی برای زمان مناسب بچه دار شدن برنامه ریزی کنید.
بارداری زیر 18 سالگی ممنوع
تخمک گذاری در دخترخانم ها از سن بلوغ شروع شده و از همان زمان امکان بارداری فراهم می شود. در چند سال اول بعد از بلوغ معمولا تخمک گذاریها نامرتب بوده و گاهی اوقات یک تا 2 سال طول می کشد تا ریتم طبیعی خود را پیدا کند. بارداری در سنین زیر 18 سال می تواند همراه با خطراتی از جمله کاهش رشد داخل رحمی جنین، افزایش احتمال فشار خون بارداری و پرکلامسی باشد. علاوه بر این مادری که در سن کم باردار می شود مسلما تجربیات کافی برای به آخر رساندن یک بارداری را ندارد. معمولا در کشورهای پیشرفته این نوع بارداری ها بدون برنامه ریزی قبلی رخ می دهد و احتمال سقط در آنها زیاد است چراکه ممکن است تخمک یا اسپرم کیفیت مناسب برای باروری نداشته باشند.
بهترین سن بارداری
بهترین سن برای بارداری معمولا 25 و 26 سالگی است. در این سن بیشتر عوارض بارداری کاهش پیدا می کند و معمولا بارداری به صورت طبیعی ادامه می یابد.
اگر می خواهید بعد از ازدواج خوشبخت بمانید
بهترین قرص ضد بارداری برای عروس ها!
راهکارهایی برای غلبه بر مشکلات جنسی
احتمال دیابت، فشارخون و کاهش رشد جنین بسیار کم است و بارداری ها در این سن معمولا بدون خطر هستند در ضمن احتمال ناهنجاری های جنینی که بیشتر به علت سه تایی شدن کروموزومهای 13، 18 و 21 اتفاق می افتد، بسیار کم است. تمام تخمک های یک خانم در زمان تولد تولید و ذخیره می شوند و تا50 سالگی هر ماه یکی از آنها آزاد شده و باعث تخمک گذاری و عادت ماهانه می شود. حال هرقدر سن باروری پایین تر باشد (البته نه زیر 18 سال) به خصوص در 25 تا 26 سالگی کیفیت تخمک هایی که بارور می شوند بسیار بهتر است و معمولا دوران بارداری راحت تر و بدون مشکل می گذرد.
چطور در سن بالا بارداری طبیعی داشته باشید
باردار شدن در سنین بالا این احتمال را دارد که ,یا فشار خون حاصل از بارداری، پس از زایمان برای مادر باقی بماند یا اینکه ممکن است اختلالات مربوط به وریدها باعث لخته شدن خون و ترومبوزهای وریدی شود. البته این احتمال در افراد چاق و کم تحرک بیشتر است حتی احتمال آمبولی ریه نیز وجود دارد. با این حال اگر مادر از سلامت جسمانی خوبی برخوردار باشد، رژیم غذایی مناسبی داشته باشد، به طور مرتب ورزش کند و اضافه وزن نداشته باشد می تواند در سنین بالاتر نیز بارداری سالم و بی خطری داشته باشد. برای مثال یک خانم 40 ساله که از سلامت کامل برخوردار است و مرتب ورزش می کند، نسبت به یک خانم 27 ساله که چاقی مفرط دارد و وزنش بالای 100 کیلوگرم است، بارداری بسیار بهتری را خواهد گذراند. علاوه بر این متاسفانه در فرهنگ ما این تفکر وجود دارد که یک خانم باردار باید 20 تا 30 کیلوگرم وزن اضافه کند درحالی که این موضوع می تواند سلامت بارداری را به خطر بیندازد و باعث دیابت و فشار خون شود بنابراین نحوه زندگی حتی می تواند سن را تحت تاثیر قرار دهد.
نکاتی در مورد شلوارهای بارداری
احساس ميکنيد کمکم علائم بارداري در شما نمايان شده و پوشيدن شلوارهاي قبلي برايتان ممکن نيست. قصد داريد شلوار بارداري بخريد اما نميدانيد کدام نوع و چه جنسي را انتخاب کنيد که اين 9 ماه در آن راحت باشيد. اگر اينطور است، با ما همراه شويد تا با انواع مختلف، ويژگيها و نکتههاي مثبت و منفي هريک از آنها آشنا شويد.
کي شلوار بخريم؟
در پايان3 ماهه اول بارداري بيشتر خانمها احساس ميکنند در لباسهاي فعليشان راحت نيستند. با اين حال تمايل چنداني ندارند تا براي لباسهاي بارداري هزينه کنند زيرا از يک طرف قيمت اين نوع لباسها کمي بالاست، از سوي ديگر فکر ميکنند نهايتا 6 ماه ميتوانند از آنها استفاده کنند اما قرار نيست به محض زايمان کردن اين لباسها را کنار بگذاريد چون مسلما چند ماهي طول ميکشد تا به سايز قبلي خود برگرديد و در طول شيردهي وقتي هنوز اضافه وزن داريد و شکمتان کمي بزرگ است، اين لباسها همچنان به کارتان ميآيد. شايد از خريد برخي لباسهاي مخصوص بارداري بتوان صرفنظر کرد اما شلوار بارداري لازم است و از آنجا که تمام طول بارداري استفاده ميشود، بايد درست انتخاب شود. طي سالهاي اخير، انواع شلوارهاي بارداري به بازار آمده که انتخاب را کمي سخت ميکند.
چه شلواري بخريم؟
اولين معيار در انتخاب شلوار بارداري، راحتي است. اگر در تابستان باردار شدهايد، به دنبال شلواري باشيد که سبک، خنک و از جنس ژرسه، نخ يا کتان است. اگر در زمستان باردار شدهايد، شلوارهاي گرمتر و ضخيمتر را انتخاب کنيد. سايز شلوار خيلي نبايد بزرگ باشد چون نماي زيبايي نخواهد داشت. گرچه راحتي لباس بارداري در انتخاب حرف اول را ميزند اما بيشتر خانمهاي باردار به زيبايي هم اهميت ميدهند. اگر احساس کنيد شلوار به پايتان نازيباست، شک نکنيد آن را کنار ميگذاريد. پس به مدل شلوار توجه کنيد. جين ميپسنديد يا شلوار پارچهاي؟ دمپاگشاد دوست داريد يا راسته؟ چند مدل را انتخاب کنيد و بعد از پرو کردن آنها، خريد کنيد.
آنچه بيشتر در بازار ديده ميشود، شلوارهاي فاق بلند است اما شلوارهاي بارداري فاق کوتاه هم وجود دارد که معمولا مناسب فصل گرم است.
شلوار بارداري کلاسيک بهتر است يا شلوارهاي جديد فاقکوتاه؟
انواع کلاسيک شلوار بارداري نواري از جنس ژرسه به جاي کمر دارند که دور تا دور شکم را ميگيرد و تا بالاي ناف کشيده ميشود. اين نوع شلوارها بسيار راحت است و کش يا دکمههاي کنار شلوار امکان تغيير سايز را فراهم ميکند. مخصوصا در زمستان، اين نوع شلوارها به گرم ماندن شکم کمک ميکنند و حتي محافظ مناسبي براي پوست شکم است که در طول بارداري در معرض انواع آسيبهاست. براي خانمهايي که در تابستان باردارند و احساس ميکنند اين نوار گرمشان ميکند، راهحلي وجود دارد؛ کافي است نوار را تا کنند وروي باسن بکشند تا مدل شلوار عوض شود.
اما اگر با شلوارهاي فاق بلند راحت نيستيد، ميتوانيد انواعي را انتخاب کنيد که يا بدون کمر هستند يا کمرهاي کشي باريک دارند که زير شکم قرار ميگيرد. اين شلوارها کش قابل تنظيم دارند تا با بالا رفتن سن بارداري بتوان ميزان سفتي آنها را تنظيم کرد. استفاده از اين نوع شلوارها معمولا به خانمهايي توصيه ميشود که زايمان کردهاند و هنوز اضافه وزن بارداري دارند.
















چرا بعضی زنان در اولین ارتباط جنسی خونریزی ندارند و برخی دارند؟
گذشته از فقدان مادرزادی پرده بكارت در بعضی زنان، در صورتیكه زن در هنگام سكس، آرام و بدون تنش بوده ، زمان كافی برای عشق ورزی داشته باشد، با طرف مقابل خود احساس راحتی كند و دهانه واژنش به اندازه كافی مرطوب باشد، آلت تناسلی مرد به نرمی وارد واژن او می شود و به این ترتیب در اولین ارتباط خونریزی نخواهد داشت. اما اگر زن مضطرب باشد یا بترسد و پاهایش را جمع كند دهانه واژن تنگ خواهد شد و هنگام دخول خونریزی و درد خواهد داشت.
بعضی مردها ادعا می كنند كه می توانند در حین سكس تشخیص بدهند زن قبلا سكس داشته یا نه، چنین نیست. تنها چیزی كه مردان می توانند حس كنند، مضطرب و نگران بودن زن است كه به همین دلیل خودشان را منقبض كرده و دهانه واژن به نظر تنگ تر می آید.
از آنجائیكه در نظر مردم پرده بكارت، پرده ای بسیار سفت و محكم است كه تنها با فشار پاره می شود، برخی مردها در هنگام سكس فشار زیادی به دهانه واژن آورده و موجب پارگی دهانه واژن، درد و خونریزی می شوند. در صورتیكه، اگر زن هنگام سكس آمادگی كافی داشته و به دور از احساس اضطراب باشد هیچ نیازی به فشار از جانب مرد نیست.
نكات قابل توجه در مورد پرده بكارت:
رشته های عصبی در پرده كم هستند و به همین دلیل در صورت آرامش جسمی و روانی، پارگی آن معمولا بدون درد است.
عمل دخول و پاره شدن پرده بهتر است در زمانی كه بدن آرام است و هیچ اضطراب و خستگی وجود ندارد انجام شود. بنابراین نزدیكی در اولین شب ازدواج و پس از مراسم طولانی عروسی توصیه نمی شود.
زنان بهتر است قبل از نزدیكی، نه به منظور گرفتن گواهی سلامت پرده بكارت بلكه به دلیل آگاهی از نوع پرده به پزشك متخصص زنان مراجعه كرده و توضیحات لازم را درخواست كنند. زیرا در موارد نادری كه پرده از نوع ضخیم است، احتیاج به عمل جراحی دارد.
در صورت تنگی دهانه واژن، بهتر است از كرم و ژلهای تسهیل كننده یا اسپری بی حس كننده استفاده كرد. ضمن اینكه تحریك زن وخروج ترشحات از دهانه واژن موجب روان شدن دهانه واژن و سهولت ارتباط جنسی می شود.
گاهی پرده بكارت با یك یا دو بار نزدیكی كاملا پاره نمی شود وهر دفعه قسمتی از آن پاره شده و كمی خونریزی می كند. بدون پارگی پرده، مایع اسپرم ریخته شده بر روی آن می تواند موجب حاملگی شود، زیرا اسپرماتوزوئید موجود در اسپرم می تواند از سوراخ پرده حركت كرده و به طرف تخمك زن برود و حاملكی ایجاد گردد. در این موارد زن با پرده سالم حامله می شود.
ورزشهایی مانند سواركاری، دو، پرش، شنا، رقص، باله، هرگز باعث پاره شدن پرده دختر نمی شوند مگر اینكه وی طی حادثه ای و در هنگام بازی، سقوط كرده و در همان زمان جسمی نوك تیز به پرده اصابت كند و موجب پارگی آن شود.
اهمیت پرده بكارت
در بعضی فرهنگها این مسئله خیلی اهمیت دارد كه دختر به هنگام ازدواج باكره بوده و پرده بكارت داشته باشد. دراین جوامع، پرده بدین معنی ست كه وی قبل از ازدواج ارتباط جنسی نداشته است. هر چند كه، پرده بكارت نشانه ضیعفی برای بكارت واقعی است، زیرا بیشتر زنان، این پرده را قبل از داشتن ارتباط جنسی بر اثر خودارضائی، استفاده از تامپكس (نوعی نوار بهداشتی)، یا فعالیتهای غیر جنسی (مثل برخی حوادث ) از دست می دهند.
اما سوال اینجاست كه حتی با وجود پرده بكارت چه كسی می تواند نعیین كند كه آیا دختر قبل از ازدواج رابطه جنسی داشته است یا خیر؟ غالبا خونریزی در شب عروسی می تواند دلیلی بر باكره بودن فرد باشد در صورتیكه این نظریه توسط اطلاعات پزشكی رد شده زیرا همانطور كه گفته شد یا به دلیل آرامش زن، یا عدم وجود پرده بكارت به طور مادرزاد، این خونریزی می تواند وجود نداشته باشد.
علاوه بر این، راههای برقراری ارتباط جنسی فقط دخول نیست، دختر می تواند با حفظ پرده بكارت از راههای مختلف ارتباط جنسی داشته باشد و یا حتی با وجود پاره شدن پرده بكارت برای تظاهر به باكره بودن، با عمل جراحی ، آن را دوباره به حالت اول برگرداند. به همین دلیل وجود یا عدم وجود پرده بكارت، همیشه نمی تواند مدرك معتبری برای تعیین باكرگی شخص باشد. البته، اینكه نگرش باكره پسند مردان به خصوص در ایران، در حالیكه غالبا خود، پیش از اردواج، ارتباط جنسی دارند، اساسا درست است یا ناشی از نظامی مردسالارانه، بحثی دیگر است كه در این مقاله نمی گنجد.
احتمالا شما هم بارها شنیدهاید که برای پیشگیری از ابتلا به عفونتهای قارچی در ناحیه تناسلی، باید خودتان را پس از رفتن به دستشویی، خوب خشک کنید تا محیط گرم و مرطوبی برای رشد قارچها در این ناحیه بهوجود نیاید.
دکتر بهروز باریکبین، متخصص پوست، توصیهها و هشدارهایی در این زمینه دارد:
دلیل توصیه شما برای عدم استفاده از دستمال کاغذی به منظور خشک کردن ناحیه تناسلی چیست؟
ناحیه تناسلی، جزو حساسترین مناطق پوستی است که میتواند بسرعت و شدت با هرنوع محرک خارجی مانند دستمال کاغذی، تحریک شود. متاسفانه بسیاری از خانمها بهصورت وسواسگونهای عادت به خشک کردن ناحیه تناسلی خود بعد از رفتن به دستشویی دارند که این مساله میتواند مشکلات پوستی مختلفی را در این قسمت حساس از بدن برایشان ایجاد کند.
مثلا چه مشکلاتی؟
مهمترین مشکل این است که مواد و ترکیبهایی موجود در دستمالهای کاغذی، جزو مواد آلرژن هستند. این حساسیتزا بودن در اثر استفاده از عطرهای مختلف در دستمالهای کاغذی، تشدید هم خواهد شد. افراد مبتلا به آلرژیهای پوستی با استفاده از دستمال کاغذی برای خشک کردن خود با تشدید بیماری و وخیمتر شدن شرایط پوستیشان در ناحیه تناسلی مواجه خواهند شد. در واقع چنین افرادی به اگزمای تماسی آلرژیک بهدلیل تماس با دستمال کاغذی و حساسیت به مواد داخل آن مبتلا هستند. این خانمها در دورههایی بهدلیل تشدید آلرژیشان با شکایت از سوزش، خارش،قرمزی، خشکی و التهاب در ناحیه تناسلی به پزشک مراجعه میکنند و نمیدانند که درمان مشکل آنها بهسادگی و با حذف ماده آلرژن که همان دستمال کاغذی باشد، اتفاق خواهد افتاد.
یعنی تنها مشکل استفاده از دستمالهای کاغذی برای خشک کردن، ایجاد حساسیت است؟
نه. متاسفانه برخی از خانمها عادت دارند که تمام قسمتهای ناحیه تناسلی، مخصوصا داخل ناحیه و مخاطها را بشدت با دستمال کاغذی خشک کنند که این رفتار، بیشتر به رفتاری وسواسگونه شبیه است تا بهداشتی. تماس مداوم دستمال کاغذی با مخاط ناحیه تناسلی بهمرور زمان باعث ایجاد ضایعاتی شبیه به زگیل تناسلی خواهد شد.
کمی بیشتر درباره این ضایعههای پوستی توضیح میدهید؟
این روزها بسیاری از خانمها با شکایت از وجود دانههایی ریز و همرنگ پوست که در قسمت داخلی لبههای ناحیه تناسلی (محلی که مخاط تناسلی را هم دربرمیگیرد) ایجاد شدهاند، به پزشک مراجعه میکنند. این ضایعات که بدون درد، سوزش یا خارش هستند و امکان انتقال آنها هم بههیچ عنوان وجود ندارد، «پاپیلوماتوز» نام دارند. پاپیلوماتوزها معمولا کنار هم و در یک خط قرار میگیرند و آلرژیهای تماسی مانند استفاده از دستمالهای کاغذی، باعث تحریک برای ایجاد یا تشدید آنها میشود.
آیا راهی برای درمان این ضایعههای پوستی تناسلی وجود دارد؟
خوشبختانه در بسیاری از موارد دیده شده که پاپیلوماتوزها در صورت قطع استفاده از دستمال کاغذی برای خشک کردن ناحیه تناسلی، کمکم از بین میروند. بههمین دلیل هم نیازی به استفاده از روشهای تهاجمی یا غیرتهاجمی برای حذف این ضایعات پوستی وجود ندارد. ضمن اینکه پاپیلوماتوزها به همسر منتقل نمیشوند یا در صورت زایمان طبیعی، خطر انتقال آن به نوزاد هم وجود نخواهد داشت.
نظرتان درباره خشک کردن ناحیه تناسلی بچهها با دستمال چیست؟
هم دختربچهها و هم پسربچهها بهدلیل پوست حساسی که دارند، نباید نواحی تناسلی آنها با دستمال کاغذی خشک شود. دختربچهها، ترشحات واژینال هم ندارند و بنابراین، استفاده از دستمال کاغذی برای خشک کردن آنها بههیچ عنوان توصیه نمیشود. شما میتوانید برای رعایت بهداشت بیشتر ناحیه تناسلی بچهها، لباس زیر آنها را شب به شب عوض کنید و لباسهای زیر نخی و سفید برایشان بپوشانید.
درباره استفاده از پد بهداشتی چه توصیهای دارید؟
برخی از خانمها در اثر استفاده از پدهای بهداشتی دچار خارش و التهاب پوست خارجی ناحیه تناسلی میشوند. توصیه ما به این گروه از خانمها، استفاده از پدهای پنبهای غیرمعطر و تعویض مارک پد خود در صورت حساسیت دادن به آن است. اگر هم فردی به هر دلیلی مجبور شد که از دستمال کاغذی تحت شرایط خاصی برای خشککردن خود کمک بگیرد، بعد از بلندشدن، تنها قسمتهای خارجی ناحیه تناسلی و کنارههای پاهای خود را خشک کند. هر نوع دستمالی باید روی این قسمتهای حساس، گذاشته و برداشته شود. کشیدن دستمال روی ناحیه تناسلی یا مخاط آن، باعث ایجاد تحریک و حساسیت میشود.
جایگزینهای دستمالکاغذی
برای خشک کردن ناحیه تناسلی، به جای دستمالهای کاغذی آلرژن، میتوان از چند جایگزین استفاده کرد. اولین راه، استفاده از حولههای سفید و نخی در خانه است. شما میتوانید خودتان را در منزل با این حولهها خشک کنید و شب به شب آنها را برای استفاده روز بعد، بشویید. راه بعدی استفاده از حولههای یکبار مصرف، تنظیف یا گازهای استریلی است که بهصورت بستههای بزرگ هم عرضه میشوند.
شما میتوانید این حوله یا پارچههای استریل و نخی که هیچ ترکیب حساسیتزایی هم ندارند را به تکههای کوچک تقسیم کنید و آنها را داخل یک نایلون بگذارید. سپس در منزل یا حتی خارج از منزل از آنها برای خشک کردن خود استفاده کنید. به این ترتیب، شانس ابتلا به پاپیلوماتوز یا اگزمای تماسی در ناحیه تناسلیتان را از بین خواهید برد.
نکته دیگر اینکه گاهی برخی از خانمها بهدلیل استفاده از لباسهای زیر پلاستیکی، توری یا نامناسب، مجبور به استفاده از دستمال کاغذی برای خشک کردن خود میشوند. در این صورت میتوان با حذف این لباسها و استفاده از لباس زیرهای نخی که جاذب رطوبت هستند و رطوبت آنها هم بهسرعت خشک میشود، استفاده از دستمال کاغذی را نادیده گرفت. به این ترتیب، میتوانید بهجای استفاده از دستمال کاغذی، حوله یا هر وسیله دیگری در خانه از لباسهای زیر نخی و سفید کمک بگیرید و لباستان را روزی یک یا دو مرتبه عوض کنید.
مطابق با بررسی سال ۱۹۹۵ که تحت رهبری جفری زوبل ، باربارا رونبارک و ادوارد فرونگیلو انجام گرفت و در تحقیق چاقی چاپ گردید : همسران چاق در ازدواج هایشان نسبت به همسران دیگر کمتر شاد هستند. در واقع ، زنان چاق تمایل دارند تا در ازدواج هایشان نسبت زنان دیگر شاد تر باشند . مردانی که چاق شده اند ، به احتمال بیشتر یک سری مشکلات را در مقایسه با مردانی گزارش دادند که وزن کم می کنند در حالی که زنانی که چاق شده اند به احتمال بیشتر در مقایسه با کسانی که وزن از دست داده اند شادتر هستند.
زوبل به عنوان جامعه شناس تغذیه ای مجله کورنل و نویسنده مشترک پژوهش نشان داد که زنان چاق ممکن است در روابط زناشوییشان شاد تر هستند چون آنها دیدگاهای جامعه شناختی منفی به چاقی را درونی کرده اند. آنها ممکن است بیشتر برای ازدواجشان ارزش قایل شوند چون آنها گزینه های قرار عشقیشان را محدود می سازند. در مقایسه، مردان ممکن است ناراضی باشند چون آنها این دیدگاه های منفی را درونی نکرده اند یا چون دیدگاه هایشان آنها را برای کاهش وزن تحت فشار قرار می دهند .
مطابق با مطالعه فرانسوی سال ۲۰۱۰ که تحت رهبری ناتالی باجوس انجام گرفت و در مجله BMJ چاپ گردید : زنان چاق در یافتن شریک جنسی نسبت به زنان با وزن عادی مشکل بیشتری دارند در حالی که مردان چاق چنین مشکلی ندارند . زنان چاق به میزان ۳۰ درصد کمتر از زنان با وزن عادی در سال قبل شریک جنسی داشته اند . همچنین زنان چاق به احتمال کمتر خواستار خدمات کنترل تولد می باشند از اینرو احتمال داشتن حاملگی غیر منتتظره برای آنها چهار برابر می باشد . افراد چاق در بالاترین ریسک برای بیماری های دیابت ، افسردگی و بی اختیاری ادراری ناشی از استرس می باشند که همه این بیماری ها می توانند به مشکلات مرتبط با رابطه جنسی منجر گردند . همچنین مردان چاق نرخ بالاتر ناکارامدی آلت جنسی را گزارش دادند . چاقی مفرط برای هر دوجنس ممکن است به مشکلات عضلانی یا استخوان بندی منجر گردد که ممکن است رابطه جنسی را به چالش بکشاند .
چاقی می تواند جرقه ای بر ای افسردگی ، تصویر بدن غیر طبیعی، عزت نفس پایین و کل مشکلات بهداشت روانی که می توانند برای یک رابطه زیان آوری می باشد . افسردگی می تواند سبب مشکلات متنوع در رابطه گردد . اگر شریک افسرده زندگی را رها کند ، شریک سالم ممکن است خودش را در حالت سکون بیابد و مسئولیت های مشترک نظیر پرداختن به امور مالی یا مراقبت از فرزندان را باید بر عهده بگیرد. این وضعیت می تواند باعث رنجش و خشم گردد . تصویر بدنی معیوب می تواند به رابطه آسیب وارد کند . فرد با تصویر بدن معیوب ممکن است بدنش را از شریک جنسیش پنهان کند یا برای رابطه جنسی احساس ناراحتی داشته باشد . عزت نفس پایین می تواند به رابطه آسیب بزند چون فرد چاق ممکن است از نگرانی دایمی رنج ببرد و اغلب بدنبال اطمینان مجدد می باشد .
به گزارش خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبرنگاران؛ میتوانید از راهکارهای زیر برای رفع خستگی استفاده کنید:
برای بدنتان هفت ساعت خواب شبانه روز تجویز کنید؛ خواب شبانه خستگیهای بدنی و روانی را کاهش میدهد و وضعیت تندرستی و روانی را در بهترین حالت نگه میدارد. البته زیاده روی نکنید چرا که بیش از ده ساعت خوابیدن هم خطر ابتلا به مرگ را افزایش میدهد.
خودتان را برای کارتان نکشید: زمانیکه مشغول انجام کارهای طولانی هستید فواصلی را برای استراحت در نظر بگیرید. با این کار سلولهای خسته تجدید قوا میکنند.
گاهی فقط یک قسمت از بدن شما دچار خستگی میشود: مثلا فقط پاهایتان درد میکند یا فقط چشمهایتان یا سرتان. در این حالت بهتر است بجای خوابیدن، دیگر عضوهایی را که خسته نیستند به کار بندید، با این عمل مواد زائدی که سبب خستگی شدهاند دفع میشوند.
سعی کنید در طول روز زیاد آب بنوشید: تشنگی بخصوص در روزهای گرم آدمی را سست، بیحال و خسته میکند.
با افراد خسته اختلاط نداشته باشید: سعی کنید با فعالانی که به شما انرژی مثبت میدهند ارتباط برقرار کنید.
ورزش کنید: کم تحرکی زمینهساز بیحوصلگی و بیانگیزگی است. یک فعالیت آیروبیک ساده مثل پیادهروی روزانه میتواند مفید باشد.
خستگی ناشی از انرژیهای منفی است که در درونتان جمع شده است: اگر راهی برای تخلیه این انرژیها هنوز نیافتهاید میتوانید نوشتن، دیدار با یک دوست، گوش دادن به موسیقی، رفتن به کوه یا استخر را امتحان کنید.


آمبليوپيا يکي از مهمترين نقص بينايي در ممالک پيشرفته دنيا، با شيوع 2 تا 4 درصد افراد جامعه، است که خود نشاندهنده رقم بالايي از گرفتاري افراد، به ويژه در سنين طفوليت و نوجواني ميتواند باشد. اين وضعيت در حالي وجود دارد که آمبليوپيا از آن دسته عوارضي است که قابل پيشگيري و درمان است. با آن که درک و آگاهي چشمپزشکان نسبت به بيماريزايي و کيفيت اين بيماري طي سالهاي اخير بهبود چشمگيري يافته است، اما کماکان يکي از مشکلات اصلي در برخورد با اين بيماران، به شمار ميرود. آمبليوپيا در واقع کاهش ميزان تيزبيني است که به علت تجربه بينايي غير طبيعي در دوران اوليه زندگي بروز ميکند. معمولا يک طرفه است، اما ممکن است دو طرفه نيز باشد. اين نقص بينايي، گاه آنقدر خفيف است که به سختي ميتوان آن را کشف کرد و زماني آنقدر شديد است که شخص تقريبا دچار فقدان توانايي تشخيص فرم و شکل اجسام نيز ميشود. با اين همه، در هيچ مورد آمبليوپيا ممکن نيست بيمار قدرت تشخيص وجود نور يا درک نور را از دست بدهد.
اين تجربه بينايي غيرطبيعي، شامل محروميت از ديدن تصاوير کاملا واضح است که ممکن است در يک و يا هر دو چشم بروز کند و يا به صورت متفاوت بودن کيفيت پاسها و امواج دريافتي از هر چشم، با يکديگر و در نتيجه تاثير متفاوتي که بر مراکز ديد دو چشمي مغزي ميگذراند، باشد که اغلب به يک آمبليوپياي يک طرفه منجر ميشود. توانايي بينايي يک چشم آمبليوپ، ارتباطي به اين موضوع که آيا در همان زمان چشم ديگر مشغول ديدن منظره مشابه اين چشم است و يا کاملا بسته است، ندارد و به صورت مجزا نيز ناقص است و با نقايص ديگر بينايي، از جمله ارتباط غيرطبيعي نقاط قابل انطباق و شبکيه که جهت کشف شدن حتما نياز به نگاه کردن با دو چشم دارد، کاملا متفاوت است و در عين حال، با مکانيسمهايي که جهت رفع دوبيني در بعضي عيوب چشمي مورد استفاده قرار ميگيرد نيز ربطي ندارد.
آمبليوپيا، رأسا باعث ايجاد هيچ تغيير فيزيکي قابل کشف در چشم نميشود بلکه معمولا همراه با بعضي ناهنجاريهاي ديگر – که در حين معاينات فيزيکي کشف ميشود – يافت ميگردد. شايعترين اين ناهنجاريها، انحراف چشمها است که در اين آمبليويي، زماني که چشم ديگر معمولا باري ديدن ثابت ميشود، در چشم داراي انحراف، بروز ميکند. در بعضي از موارد انحراف چشمها، چشم بيمار به صورت متناوب مورد استفاده قرار ميگيرد. بيماري دوم که منجر به بروز آمبليوپيا ميشود، اشکالات موجود در سيستم انکساري چشم است. يک تاري بينايي، به صورت يک طرفه چکه ناشي از عدم برابري سيستم انکساري چشمهاست و يا از طريق تاثير براي ارجح دانستن يک چشم و در نتيجه، استفاده بيشتر از آن چشم در مقايسه با چشم ديگر، در بيماري که دچار انحراف چشمهاست ميتواند باعث آمبليوپياي آن چشم کممصرفتر و يا با تصوير تارتر شود. گاهي اوقات، اگر ميزان عيب انکساري دو چشم، عليرغم تساوي (مثلا هر دو چشم به اندازه 7 ديومر دوربين باشند) زياد باشد، با زهم ميتواند به آمبليوپياي هر دو چشم منجر شود.
کدورتهاي محيط هاي چشمي نيز ميتواند باعث بروز آمبليوپي يک طرفه يا دو طرفه – بسته به اين که در يک يا دو چشم باشد- گردد. گاهي افتادگي پلکها و يا تومورهاي پلکها آنقدر شديد است که به بسته شدن دايمي محور بينايي يک چشم يا هر دو چشم منجر ميشود و باعث آمبليوپي ميگردد. ضايعات ته چشمي با منشأ زجاجيه و شبکيه نيز با ايجاد اختلاف در کميت و کيفيت بينايي، در هر دو چشم ميتواند منجر به آمبليوپي گردد. گاه چشمهايي که به دليل نياز به درمان در موارد خاصي بسته ميشوند و يا از داروهايي که منجر به فلج سيستم تطابقي چشم مي گردند، بيماران را در آستانه ابتلا به آمبليوپي قرار ميدهند؛ البته در شرايطي خاص. بيماريهايي که آمبليوپي در کنارشان بروز ميکند، باعث ايجاد خصيصه افتراقي ويژهاي در آمبليوپي نميشوند و آمبليوپي ناشي از انواع اين بيماريها، به يکديگر شباهت زيادي دارند جز معدودي تفاوتها که در سطور آينده خواهد آمد.
عموما در مواردي که شبکيه به صورت کامل از مواجهه با يک تصوير واضح محروم ميشود، به نسبت مواردي که تصوير وجود دارد، اما به دلايلي تارتر از عادي است صدمه عميقتري به مراکز بينايي مربوط القا ميکند. در مواردي نيز که ضايعه شديد در مسير بينايي به صورت يک طرفه وجود دارد، عمق آمبليوپيا بيشتر از موارد دوطرفه است. به عنوان مثال ميتوان از آب مرواريد مادرزادي دوطرفه عدم درمان زود و به موقع در دروه شيرخواردگي منجر به آمبليوپياي دو طرفه ميگردد، نام برد. در حالي که همين ضايعه به صورت خفيفتر در حالت دوطرفه نيز ميتواند صدمه ناچيزي به سيستم بينايي وارد آورد. همين ضايعه خفيف، در مورادي که يک طرفه است، چه به صورت مادرزادي و يا در بيماري که يک چشمش عمل شده است، در طرف ديگر ميتواند باعث بروز آمبليوپي مشخص و عميق شود. سيستم بينايي نسبت به اينگونه تجارب غيرطبيعي در يک دوره محدود، در اوايل شروع زندگي که مراکز بينايي هنوز رشد و بلوغ کافي نيافتهاند، حساس است. در انسان، اين دوره به صورت مشخص، از زمان تولد تا پايان دهه اول زندگاني است و (به صورت کلي) بيشترين اين حساسيت در چند هفته تا چند ماه اول زندگاني است و شدت آن به تدريج تا پايان دهه اول کاهش مييابد. نسداد يک طرفه از بدو تولد براي سيستم نابالغ بينايي فاجعهآميز است. تصحيح اين ضايعه که ميتواند به صورت کدورت عدسي يک طرفه و يا ضايعات پلکها و بافتهاي اطراف کره چشم – که باعث انسداد محور اصلي بينايي شدهاند، باشد – از اضطرار و فوريت خاصي در همان روزها تا هفتههاي اول حيات برخوردار است. به هر حال، يک کدورت در محيطهاي چشم به صورت يک طرفه، در هر زماني در دهه اول حيات ممکن است باعث بروز آمبليوپي در صورت عدم تصحيح و درمانهاي مورد لزوم گردد.
ديد آمبليوپيک چه خصوصياتي دارد؟
هميشه آمبليوپي باعث کاهش قدرت تيزبيني ميشود، اما اين صدمه بينايي خيلي پيچيدهتر از يک تعيين قدرت بينايي ساده است. در يک فرد آمبليوپي، خود شخص نميتواند متوجه تفاوت بسيار مشخصي در ديد حاصل از فعاليت چشم بيمار با چشم سالم – حتي اگر به دلايل باعث کاهش ديد چشم سالم شده باشيم – بشود. از اين رو، بيان اختصاصات کاملا دقيق يک ديد آمبليوپ آسان نيست.
تفاوتهاي بسيار زيادي نيز در ين آمبليوپها وجود دارد که منشاء شناخته شدهاي ندارند. در شرايط تحقيقات، اين يافتهها، شديدا به نوع آزمايشات بستگي مييابد که بديهي است اين گونه نتايج نميتواند کاملا با شرايط عادي زندگي روزمره بيماران، قابل تطبيق باشد. بسياري از آمبليوپها زماني که با صفحات آزمايشي مقدار ديد مواجه ميشوند، تک تک حروف را خيلي بهتر از زماني که همان حروف را به صورت گروهي در مقابلشان قرار ميدهند، ميتوانند ببينند و اين تفاوت ديد، حتي به چند خط نيز ميرسد و اين يکي از خصوصياتي است که با درمان، قابل پيشرفت و بهبودي است (کماکان، بيماران، حروف تنها را بسيار بهتر تشخيص ميدهند).
اين پديده را پديده «تجمعي حروف» نامگذاري کردهاند و اين مثال خوبي براي تداخل موضوع تصاوير در وضوح بينايي است که در چشم سالم نيز ميتواند بروز کند – به خصوص زماني که حروف در مرز تشخيص بينايي باشند.
در لکه زرد طبيعي، تداخل وضوح تصويري زماني اتفاق ميافتد که اشکال توسط فواصلي به اندازه يک تا 3 دقيقه از قوس جدا شده باشند. اين فواصل در ديد محيطي چشم، بسيار بزرگتر است. در يک لکه زرد مربوط به چشم آمبليوپ، اين حالت در فواصل طولانيتري نسبت به فرد سالم رخ ميدهد و اين ميزان به صورت کلي متناسب با ميزان کاهش در وضوح تصوير و تشخيص آن است. به ندرت يک چشم آمبليوپ که ميتواند حروف مربوط به ديد کامل (20/20) را به صورت مجزا تشخيص دهد، ممکن است به حدود 100/20 تنزل کند، با اين وصف نميتوان آمبليوپي را درمان شده انگاشت، مگر اين که اين وضع ديدن به صورت طبيعي درآيد.
اين تقابل و تداخل تصاوير، به دو عامل ديگر بستگي دارد که يکي «اختصار يا جمع فضايي» است و آن کاهش درخشش مورد نياز براي يافته شدن يک نقطه نوراني، زماني که منطقه مورد نظر افزايش مييابد، ميباشد و ديگري «مهار طرفي» است که زماني که مشاهده ميشود که آستانه تشخيص يک نور کوچک بر روي شبکه چشم، به دنبال روشنتر شدن سلولهاي مجاور آن نقطه بر روي شبکيه، بالا ميرود. همانند تداخل محيطي يا تداخل وضوح تصاوير، پديدههاي اختصاري فضايي و مهار جانبي در ناحيه لکه زرد طبيعي نيز در فواصل بسيار کوچک اتفاق ميافتد (در حدود 3 دقيقه از قوس براي اختصار فضايي و 10 دقيقه از قوس براي مهار جانبي) که درمحيط يک چشم طبيعي، اين فواصل بزرگتر هستند.
اختصار فضايي با همان جمع فضايي، مسئول افزايش قدرت بينايي در مورد نقاط بزرگتر در محيط چشم است. مهار جانبي را ميتوان با يک خطاي باصري آشنا که به Herman Grid مشهور است، نشان داد. محل تقاطع اين شبکهها تيرهتر از خود خطها به نظر ميرسد و اين موضوع به اين دليل پيش ميآيد که مناطق بزرگتر از قسمت سفيد رنگ که اطراف نقاط را احاطه کردهاند، باعث مهار جانبي بيشتري ميشوند. اين اتفاق در مورد نقاطي که به محل فيکساسيون يا نگاه کردن نزدکتر ميشوند، کمتر است؛ زيرا مناطق مهاري در نزديکي لکه زرد کوچک ترند و گاهي حتي درون تصوير يک خط نيز قرار ميگيرند. در يک چشم آمبليوپ هر دو پديده بيان شده، در منطقه بسيار وسيعتري از يک لکه زرد طبيعي، گسترش يافتهاند.
توجيه قابل قبول براي مطالب ذکر شده در تجارت الکتروفيزيولوژيک در حيوانات، در مورد ميدانهاي گيرنده نورونهاي سيستم بينايي است. اين مطالعات نشان ميدهد که هر سلول نسبت به نور در منطقه کوچکي از ميدان بينايي که همان ميدان گيرندگي ناميده ميشود از خود واکنش نشان ميدهد. اين منطقه به نواحي ديگر نيز تقسيم ميشود که اثرات تحريکي و مهاري از خود نشان ميدهند. از نورونهايي که مربوط به شبکيه و اجسام زانويي خارجي هستند، مناطقي که اثر مهارکننده دارند، در اطراف مناطق محرک تشکيل يک حلقه ميدهند و مناطق تحريکي نيز به نوبه خود آرايش حلقوي به دور مناطق مهاري دارند. در قشر مغز نيز تقريبا چنين حالتي حکم فرماست. ابعاد مناطق تحريک کننده و مناطق با اثر مهاري، مشخص کننده نقاط خاصي در ميدان بينايي است. در يک شخص آمبليوپ وسعت اين مناطق نسبت به يک چشم عادي بيشتر است. در يک شخص آمبليوپ وسعت اين مناطق نسبت به يک چشم عادي بيشتر است. در يک شخص آمبليوپ ميدان بينايي – به خصوص در مناطقي که مربوط به ديد مرکزي يا مناطقي که با لکه زرد ديده ميشوند – دچار ضايعه است، معهذا نشان دادن اين نقص در ديد مرکزي با روشهاي معمولي بسيار دشوار است. روشهاي جديدي مثل اندازهگيري حساسيت مطلق به نور در يک شخص آمبليوپ، زماني که به تاريکي عادت کرده است نيز در اين حالت تفاوت زيادي را با چشم سالم نشان نميدهد، بلکه زماني که در حالت عادت کرده به روشنايي اين آزمايش انجام شود، کاهش واضحي در ديد مرکزي مشخص ميگردد. البته اين در حالتي خواهد بود که يک نشانه امتحاني بسيار کوچک مورد استفاده قرار گيرد و در غير اين صورت، حالت جمع فضايي افزايش يافته لکه زرد آمبليوپ، باعث حذف اين نقاط کور ميشود. توجيه اين است که در حالت خود گرفته به نور، از آنجايي که سلولهاي لکه زرد که تمام از نوع مخروطي است، در اين امر دخالت ميکنند، نقص آشکار مي شود، در حالي که در وضعيت عادت کرده به تاريکي، سلولهاي استوانهاي خارج از لکه زرد وارد عمل ميشوند که در فرد آمبليوپ مي تواند عملکرد طبيعي داشته باشد.
با روشهاي ديگري نيز که قدرت تيزبيني را در قسمتهاي مختلف رتين اندازه ميگيرد، مشخص شده است که در اين عارضه به طور اوليه، ديد مرکزي صدمه ميبيند. در بين علل آمبليوپي، اين وسعت منطقهاي که داراي نقص بينايي است، در نوع ناهنجاريهاي انکساري بزرگتر از نوع لوچي (استرابيسميک) – در حالتي که ميزان تيزبيني هر دو مساوي است- ميباشد. در بيماران دچار لوچي مذکور، عدم تقارن در ميدان بينايي در قسمت داخلي و خارجي در ناحيه مرکزي موجود است. در آمبليوپياهاي شديد با ديد کمتر از 400/20 ديد خارج از لکه زرد نيز داراي ضايعه است و گاهي تا قسمت انتهايي ميدان بينايي طرزف داخل نيز گسترش مييابد. اغلب، قست خارجي يا تامپورال ميدان بينايي به صورت يک هلال، دست نخورده باقي ميماند که به «هلال تامپورال» موسوم است. اين حالت در ديد يک چشمي و دو چشمي وجود دارد و باعث هماهنگي جهت دو چشم عليرغم ديد مرکزي کم در چشم آمبليوپ ميگردد.
تاثير روشنايي همانطور که قبلا ذکر شد، اگر ميدان بينايي چشم آمبليوپيک با نور بسيار کم به دنبال عادت بر تاريکي گرفته شود، ظاهر طبيعي خواهد داشت. تفاوت بين چشم طبيعي و آمبليوپ، با توجه به بقيه وجوه بينايي، از جمله کاهش آن زماني که نور کاهش مييابد، است. محققين متوجه شدند که اگر در مقابل چشم سالم، متغير خنثي جهت کاهش نور گذاشته شود، ميزان تيزبيني کاهش مييابد؛ در حالي که در چشم آمبليوپ اين چنين نيست و حتي ميزان ديد چشم بيمار به حد چشم سالم ميرسد. نقطه مقابل اين مطلب در مورد چشمهايي است که عيب ارگانيک دارند و طبعا به دنبال کاهش نور، بيشتر از چشم سالم دچار کاهش ميزان تيزبيني ميشوند. اين حالت چشمهاي آمبليوپ در انواع لوچي، قويتر از انواع ناهنجاريهاي انکساري است. از سوي ديگر، مشاهده شده است که در چشم آمبليوپ، سرعت تطبيق با تاريکي کاهش مييابد. از آن جايي که تطبيق با تاريکي مختص سلولهاي استوانهاي و مخروطي نيست و مجموعه پيچيدهاي از عملکرد رنگدانههاي بينايي به همراه عملکرد نورونها در آن شرکت دارد. از اين رو نميتوان نقص را منحصر به سلولهاي حاوي رنگدانه دانست. نقص عصبي در افراد آمبليوپ مشخصا در منطقه زير قشر مغز در ناحيه بينايي وجود دارد.
تاثير شبکه و حساسيت سايه روشن (کنتراست)
شبکه، به اشکالي اطلاق ميشود که از نوارهاي متناوب تاريک و روشن تشکيل شده باشد و اين موضوع وسيله مفيدي در تجزيه فرم بينايي به شمار ميرود. چنين شبکهاي با تعداد اين نوارها در زاويه بينايي و با درجه کنتراست (سايه روشن و تفاوت بين رنگهاي تاريک و روشن) شناخته ميشود. دو نوع شبکه مربعي و سينوسي وجود دارد که در اولي قسمتهاي تاريک روشن به صورت ناگهاني خاتمه و شروع ميشوند و در نوع دوم، اين اختتام و آغاز تدريجي است. نوع دوم بسيار مهم است ومصارف وسيعي يافته است. بيشترين فرکانسهاي فضايي که در آنها شبکهها با ماکزيمم کنتراست قابل تشخيص باشند را مرکز فرکانس قطع يا ميزان قدرت شبکهاي مينامند. در چشم انسان سالم اين مقدار برابر با 30 تا 40 سيکل در هر درجه است (اين ميزان براي امواج مربعي و سينوسي يکسان است) و اين مقدار قابل مقايسه با حداقل قدرت تجزي در قسمتهاي مختلف وسايل تشخيص بينايي است.
اين مسئله در آمبليوپها کاهش مييابد، اما اين ميزان بسيار کمتر از ميزان کاهشي است که از نظر قدرت تيزبيني، قابل استفاده است. اين مطلب حتي در افراد به ظاهر سالمي که به صورت نصفالنهاري آمبليوپ شدهاند (درنصفالنهار مربوط به استيگماتيسم)کاملا قابل کشف است. حتي در زماني که اين افراد بهترين تصحيح عيب انکساري چشمشان نيز به عمل آمده باشد، آمبليوپي نصفالنهاري ميتواند يک طرفه و يا دوطرفه باشد. سيستم بينايي اين توان را دارد که نسبت به تغييرات سينوسي شبکهها در فرکانسهاي بسيار وسيعي در زير فرکانس قطع جواب دهد و بديعي است که در فرکانسهاي مختلف، سايه روشنهاي متفاوتي جهت تشخيص اين شبکهها مورد نياز خواهد بود. منحني خاصي در اين رابطه از ترسيم حساسيت به سايه روشن در مقابل آستانه سايه روشن به دست ميآيد که به نام «عمل حساسيت به کنتراست» خوانده ميشود. به طور طبيعي، حداکثر اين منحني در حالت سه سيکل در درجه است و در فرکانسهاي کمتر، به تدريج کاهش مييابد.
اين حساسيت به کنتراستها در فرکانسهاي پايين، جهت شکل گرفتن بينايي بسيار مهم است. فرکانسهاي پايين حامل اطلاعاتي در مورد شکل و وضعيت اجسام بزرگ است، در حالي که فرکانسهاي بالا مشخص کننده و بيان کننده خطوط، لبه ها و مشخصات ظريف اجسام است. اگر ميزان تيزبيني چه به روشهاي معمولي و چه به روش شبکه، مورد اندازهگيري واقع شود، فقط نشاندهنده عملکرد فرکانسهاي بالاست. ناهنجاريهاي چشمي که باعث کاهش برابر در هر دو چشم از نظر قدرت تيزبيني ميشوند، ممکن است اثرات کاملا متفاوتي بر روي حساسيت کنتراستي در فرکانسهاي پايين بگذارند. تغييراتي که مثل کاتاراکت باعث کاهش بينايي و افزايش پخش نور ميشوند، منجر به کاهش حساسيت چه در فرکانسهاي بالا و چه در فرکانسهاي پايين ميشوند (اين مطلب توجيه اين حقيقت است که در بعضي افراد با آن که پس از ابتلاي به کاتاراکت ديدشان افت شديدي نداشته است، اما از نظر بينايي کاملا فلج و ازکار افتاده ميشوند).
براساس اين يافتهها، آمبليوپها به دو گروه تقسيم ميشوند:
1- در گروه اول، حساسيت کنتراستي فقط در فرکانسهاي بالا کاهش مييابد.
2- در گروه دوم، کاهش هم در فرکانسهاي بالا و هم در فرکانسهاي پايين وجود دارد.
اين فقدان فرکانسهاي پايين در انواع آمبليوپي ناهنجاريهاي انکساري، شايعتر از نوع لوچي است. نوع شديد حالت فقدان در فرکانسهاي پايين در آمبليوپي ناشي از آب مرواريد، تقريبا جزيي است. با توجه به اين واقعيت که در شبکيه و سلولهاي اجسام زانويي طرفي گروههاي مشخصي از سلولها مثل x , y داراي عملکرد اختصاصي بر روي فرکانسهاي مختلف اطلاعات بينايي هستند. نشاندهنده اين واقعيت است که در آمبليوپ شدن، مکانيسمهاي متعدد دخيل است.