خوشبختی در چه چیزی است؟

براي آغاز يك زندگي شاد و سعادتمند لازم نيست كه در انتظار بنشينيم

در انتظار نوجوانی، جوانی یا بزرگسالی ، فارغ التحصيلی ، قبولی در دانشگاه ، پایان سربازی، كاهش یا افزایش وزن ، شروع به كار ، افزایش سرمایه و پس انداز ،مهاجرت ، دوست دلخواه ، ازدواج ، تولد فرزند ، تغییر و اصلاح رفتار همسر ، رشد، بلوغ و ازدواج فرزند ، شروع و پایان تعطيلات و سفر ، صبح شنبه و پایان هفته ، دريافت وام ، خرید مسکن و اتومبیل و لوازم ، پایان باز پرداخت اقساط ، بهار ، تابستان ، پاييز و زمستان و گذر زمان ، و.......... یا مرگ
خوشبختي يك سفر است، نه يك مقصد
هيچ زماني بهتر از همين لحظه براي توجه به نعمتهای خدا ، شکرگزاری ، استفاده مفید و شاد شدن وجود ندارد. فردا را هیچ کس ندیده است این امروز ماست که فردایمان را میسازد. اگر امروز شاد نبودنمان به بهانه انتظار فرداست ، فردا نیز همین را خواهیم گفت حتی اگر همه خواستهایمان اجابت شده باشد. نگاهی به گذشته مصداق این مدعاست ،چه بسیار آرزوها و دعاهای دیروزمان بود که اجابتش را نهایت خوشبختی می دانستیم و اکنون که یکی یکی بدستشان آوردیم شادمانی واقعی را به شکرانه این لطف الهی نشان نداده ایم. آیا وقت آن نشده اینقدر دنیای بزرگسالی را جدی نگیریم و کمی به مسبب آرامش کودکان بیاندیشیم.

به راستی علت امید ، تلاش و آرامش کودکان چیست ؟ آیا نمی شود لحظاتی را در زندگی به کودکی خود برگردیم؟ بی حسرت گذشته، لحظه ها را دریابیم و فردا را به خدای مهربان بسپاریم. ببخشیم و رها کنیم هر آنچه متعلق به گذشته است و بخشی از قلب و ذهنمان را سالها به تسخیر خود درآورده است.
ببخشیم چو کودکی بخشنده هر آنکه دلی را رنجاند و اشکی را جاری کرد و دوباره بازی را از نو آغاز کنیم. کودکانه بازی کنیم با هر آنچه در گوشه اتاق زندگی بدستمان می آید. زندگی،حوادث واعمال و رفتار دیگران را اینقدر جدی نگیریم و گاه همه را یک بازی کودکانه، بی غرض و زودگذر بپنداریم آنگاه هرگز فرصتهای شاد بودن و لذت بردن در کنار هم را با خشم ، کینه و نفرت از دست،نخواهیم کرد.
چو کودکی آینه دل، صادقانه از خشم و ناراحتی اکنون خود بگوییم و به گذشته و گذشتگان ،فرهنگ و شخصیت ، آینده و آیندگان دیگران نتازیم. گاه اتفاقات را شوخی روزگار بدانیم و با آن بخندیم . به بدی دیگری به گونه ای دیگر چو کودک بنگریم و ساده و بی منت ببخشیم. حسادت نکنیم و داشته های خود را با دیگری تقسیم کنیم تا از خوشحال شدن دیگری بیشترین لذت را ببریم.عاشقانه دوست بداریم کودکان دیگر این زندگی را، با هر نژاد و فرهنگ و دین و ثروتی که دارند.
نه خود را برتر بیبینیم نه برتری فرضی دیگری مانع دوستی و عاشق شدنمان شود. کودکانه از عمق درون بدی ها را فراموش کنیم و از خوبی دیگری بی غرور تشکر کنیم .از لحظات با هم بودن آگاهانه و خالصانه لذت ببریم و بدانیم چه لذت ببریم یا نفرت، این بازی روزی زود تمام خواهد شد و هر کس به خانه خود خواهد رفت . پس کودکانه دلی را بدست آوریم ، قلبی را نشکنیم ، آبرویی را نریزیم و آرامشی را نلرزانیم.
کودکانه رها کنیم هر آنچه حرص و طمعش مانع وصل است و جداکننده ما از جمع. کودکانه مسائل را به خدا بسپاریم.کودکانه آرزو و دعا کنیم و کودکانه مطمئن به اجابتش باشیم . آنوقت حتما صداقت و پاکی قلبمان میگیرد هر اجابت وآرامشی را ، چون قلب صاف کودک شکستنی نیست.
آیا بدست آوردن شادی و درمان افسردگی ها به همین سادگی نیست؟ کافیست تنها چند روزی امتحانش کنیم .کودکانه به ساده ترین طنزهای روزگار از ته دل بخندیم ، آدمها را بی انتظار و نامشروط دوست داشته باشیم ، کمتر به مقصدهای هر هدف و برنامه و آرزویی بیاندیشیم از کوچکترین زیبایی مسیر راه هرامید و آرزویی کودکانه لذت ببریم آنگاه خواهیم دید حتی نور خورشید ،سبزی برگ درختان ، صدای آواز پرندگان و گردش شب و روز نیز به گونه ای دگر شده است.نگاه و آرامش دیگران به من متفاوت و توجه خدا به من عاشقانه تر، چون صدای تپش قلبم با ذکر شکرگزاری تاُمل، صداقت و پاکی، همنوای کل آفرینش شده است. و اینجاست که دنیا نیز مرا چو کودکی پاک و شکرگزار در آغوش گرفته و از لذایذش بیشتر بهره مندم می کند.

موفقیت زنان خانه دار با این فرمول

امروز روز تولدش است. ساعت که به ۱۰ صبح برسد او بیست ساله است و من بیست سال مادری کرده‌ام؛ مادری- خانه‌داری. شغلم خانه‌داری نبود. کارمند شرکتی بودم با بیمه و همه مزایا اما پسرم که آمد مادری شدم تنها؛ شغلم بی‌بیمه و مزایا با ماموریتی تمام‌وقت. از صبح تا شب، از شب تا صبح، هر روز بدون تعطیلی، بدون یک روز پشیمانی اما الان بعد از بیست سال، حس رضایتی که ته دلم داشتم با این حرفش خراب شد: «تو یک زن خانه‌داری که از مسایل جامعه و اجتماع چیزی نمی‌دونی!» دستم درد می‌کنه، خونه بوی نم تمیزی می‌ده، بوی خورشت آلواسفناج همه جا پیچیده اما من دستم درد می‌کنه و احساس می‌کنم همه کارهایی که کردم بیهوده است. خانه‌داری یک کار بیهوده است؟! بی‌اجر، بی‌مزد، دستم درد می‌کنه! ...
به نظر شما چی؟ آیا یک زن خانه‌دار اوج موفقیتش در خانه‌داری و بچه‌داری خلاصه می‌شود؟ اصلا موفقیت برای یک زن خانه‌دار می‌تواند معنا داشته باشد؟ یا مثل آنچه که از زبان مادری خواندیم یک کار بی‌مزد و اجره که شما را فقط پیر می‌کند بدون اینکه دیگران شما را ببینند؟!
وقتی این سوال را از دکتر رزاقی، روان‌شناس، پرسیدیم، او جواب داد: «زندگی یک زن یا مرد باید به ابعاد مختلفی تقسیم شود. زندگی افراد باید به قسمت‌های مختلف معنوی (دعا و نیایش)،‌ زندگی اجتماعی (تعامل با دیگران و محیط و شغل)، زندگی فردی (توجه به احساسات و عواطف خود، مطالعه)، زندگی خانوادگی (توجه و رسیدگی به امور خانواده شامل همسر، فرزند) زندگی سیاحتی (برای آرامش و تقویت روحیه) تقسیم بشود که متاسفانه عده‌ای از خانم‌های خانه‌دار به محض ازدواج یا بچه‌دار شدن زندگی تک‌بعدی را در پیش می‌گیرند، در حالی که از این نکته مهم غافل‌‌اند که با این عمل نه تنها در بعد‌های دیگر زندگی بلکه در بیشتر مواقع در همان جنبه از زندگی که افراط را در پیش گرفته‌اند دچار مشکل خواهند شد که متاسفانه آثار سوء این افراط سال‌ها بعد مشخص می‌شود و گاهی از مواقع راه برگشتی هم نیست.

● خانه‌داری هم شغل است؟
شاید شما هم که خانه‌دار هستید و بارها و بارها به این سوال دیگران با تعصب جواب «بله» داده‌اید در خلوت و تنهایی از خود پرسیده‌اید واقعا کاری که من می‌کنم یک شغل به حساب می‌آید یا اینکه من خودم را با آن سرگرم و قانع کرده‌ام؟ با اینکه بسیاری از افراد تصور‌شان از خانه‌داری تنها شستن ظرف و تمیز کردن خانه، پخت و پز و ... است، دکتر رزاقی از خانه‌داری به عنوان یک شغل مقدس یاد می‌کند و می‌گوید: «برای اینکه خانه‌دار موفقی باشیم باید باور مثبتی از خودمان داشته باشیم که اگر روزی مثل قصه بالا فرزندمان ما را به خاطر این انتخاب‌مان سرزنش کرد در هم نشکنیم.»
● توصیه‌هایی به خانم‌های خانه‌دار
هر زن خانه‌داری قبل از هر چیز باید در جهت افزایش احساس مثبت قدم بردارد اما چگونه؟
این روان‌شناس معتقد است در کنار این باور باید زنان خانه‌دار تمهیدات زیر را برای افزایش این حس در خود به کار ببندند:
▪ توانمندی‌های مثبت گذشته خود را بیشتر ببیند و به آن توجه کند.
▪ برای زندگی روزمره برنامه منظمی‌ طراحی کند.
▪ همراه با خانه‌داری روابط اجتماعی خود را افزایش دهد.
▪ سعی کند با مدیریت زمان، از موقعیت‌هایی که دارد به نحو مطلوب استفاده کند.
▪ خود را در انجام امور اجتماعی ناامید و ناتوان نداند.
▪ خانه‌داری را هم‌تراز با سایر فعالیت‌های اجتماعی تصور کند تا از این طریق احساس رضایت و خودباوری خود را افزایش دهد.
▪ اثر وجود این حس هم موجب کاهش استرس در خانواده، الگوبرداری همسر یا فرزند از او و افزایش اعتماد، موفقیت شغلی همسر، کمک به انتخاب درست شغل در فرزندان و کمک در مراحل بحرانی و افزایش موفقیت درسی آنها می‌شود.

اقتصاد خانواده




از جمله لطايف و ظرايف طبيعتي که زيست‌گاه جان و تن ماست و از اين روي، نه تنها جسم که روان ما را نيز جلا مي‌بخشد و طلا مي‌کند بازي باد و باران در ايام بهار و پاييز است. اين بازي که گاه يار سومين‌اش آفتاب عالم‌تاب نيز به دوگانه باد و باران اضافه مي‌شود آنچنان دلرباست که نوع بشر را در اين که در صبحگاه دل انگيز بهار است يا عصر پرآشوب پاييز، به اشتباه مي‌اندازد. دلربايي اين بازي فريبنده، زماني به هراس بدل مي‌شود که غوغاي حريفان – باد و باران و خورشيد – و در هم آميختگي شان، بازي را به طوفان بکشاند. بهار سالي که در آنيم در طوفان به پايان مي‌رسد. روزهاي بهاري پايتخت کمتر سالي بوده است که در واپسين ساعات خود – اگرچه گرم – طوفاني باشد. آب و باد و مه و خورشيد به ندرت در گرماي آخرين روزهاي شهر، فلک را به آشوب کشيده‌اند و جماعتي عظيم را غافل‌گير کرده‌اند.

حال و هواي کسب و کار و به دنبال آن بازار سرمايه نيز در اين روزها از طوفاني که از يک سو نسب به بهار مي‌برد و از سوي ديگر رنگ پاييز به خود گرفته است متفاوت نيست. ژرفاي ابهام در فضاي مه آلود سرمايه‌گذاري به گونه‌اي است که هيچ تحليل گري، ولو بر مبناي رفتار تکنيکال، قدرت پيش بيني قاطع حد يقف کاهش روزافزون شاخص بورس را ندارد. شاخص اکنون در بازه‌اي کمتر از يک سال بيش از 12 هزار واحد کاهش يافته است – يعني جلوه‌اي از خزان- و اين در حالي است که در فصل برگزاري مجامع ساليانه شرکت‌هاي مهم و قابل توجه بورسي نه تنها خبرهاي ناگوار و نااميدکننده چنداني از مجامع به گوش نمي‌رسد بلکه با تقسيم سودهاي مقبول و تشريح برنامه‌هاي آتي اميدبخش از سوي مديران فضايي آکنده از جذابيت سهام آنها براي سرمايه‌گذاران خلق مي‌شود – و اين يعني بوي جانبخش بهار - و از اين رو پرسش اصلي سرمايه‌گذاران و سهامداران در اين روزها اين است که آيا دل به بهار بسپارند و در هواي رونق و برون رفت از گردنه‌اي که اقتصاد بزرگ کشور در آن قرار دارد بر سرمايه‌گذاري‌ها بيفزايند و يا از بيم خزان و براي پرهيز از خطر بر مديريت ريسک تمرکز کنند؟ اولي بازار را بزرگتر مي‌کند و دومي به خروج از آن و يا در بهترين حالت انفعال و عدم تحرک منجر مي‌شود.

شايد پرسش اصلي به گونه‌اي ديگر و صريح‌تر طرح شود و آن اين‌که:

طوفان کي فرو مي‌نشيند؟
کساني که سال‌هاي زيادي را در بازار اوراق بهادار سپري کرده و سرد و گرم چهارفصل آن را چشيده‌اند اغلب نه به مويزي گرمي مي‌کنند و نه به غوره‌اي سردي. با تدبير بر اوضاع بازار و اقتصاد مي‌نگرند، تحليل مي‌کنند و با تامل و آرامش بهترين تصميم‌ها را مي‌گيرند. گاه تصميم آنان غيرعادي جلوه مي‌کند و حتي به نظر مي‌آيد که در جهت خلاف جريان رودخانه شنا مي‌کنند چرا که مي‌دانند تنها قانون ثابت جهان اين است که همه چيز در حال تغيير است و لذا درستي عهد از جهان سست نهاد نمي‌جويند و کم خود مي‌گيرند و راه خود مي‌روند. ممکن است پرسيده شود که اين رفتار چقدر منطقي است؟ بدبينان به گونه‌اي ديگر نقد مي‌کنند که آيا زماني که شاخص بورس در هر روز روندي کاهشي دارد و ارزش سرمايه‌ها در بازار کاهش مستمر دارد، دل به بازار سپردن و ماندن و حتي گسترش سرمايه دادن به دست طوفان دادن خرمن نيست؟

پاسخ به چنين دغدغه‌هايي با مراجعه به تاريخ پرفراز و نشيب و سرگذشت پرماجراي موجود لطيفي به نام سرمايه آسان مي‌شود. مگر عوامل اثرگذار بر رشد سرمايه – چه در ادبيات اقتصاد و متون نظري سرمايه‌گذاري و چه در تاريخ نوشته‌اي که حاصل تجربه ساليان سرمايه‌گذاران، کارآفرينان و مديران بنگاه‌هاي بزرگ جهان است – چيستند که براي سرمايه‌گذاران ناشناخته مانده‌اند. گمان بر اين است که هيچ عامل ناشناخته‌اي وجود ندارد، آنچه وجود دارد فراموشي اين عوامل است و از اين روي کافي است فهرستي از اين عوامل خرد و کلان و متغيرهاي اثرگذار تهيه شود تا با تحليل آن‌ها اميد و خوش بيني کثيري از کنشگران بازار ريشه يابي شود و منطق آن درک شود.

عزم جدي سياست‌گذاران دولت براي ساماندهي اقتصادي و بازگشت رونق به توليد و از همه مهم‌تر بهبود فضاي کسب و کار، رونق اقتصاد جهاني و پيش بيني رشد آن، نبود شواهدي مبني بر احتمال شکست گفتگوهاي هسته‌اي کشور با قدرت‌هاي بزرگ، اقبال شرکت‌هاي بزرگ بين‌المللي براي حضور در بازار بزرگ ايران، ترکيب جوان جمعيتي و دانش‌آموختگان آماده براي ورود به بازار کار همان نيمه پر ليواني است که هر روز پرتر مي‌شود، هرچند طرفه حکايتي است جريان شاخص بورس که يا اين نيمه پر را نمي‌بيند يا به گونه‌اي ديگر تحليل مي‌کند. آن چه در اين ميان مهم است اين پرسش اساسي است که براي تحقق شعار ثروتافريني پايدار براي نسل‌ها چه برنامه‌اي داريم و چه مي‌کنيم؟

ناگفته پيداست که گذشته، حال و آينده با پاسخ سنجيده به اين سؤال و رفتار منطقي مبتني بر آن مورد تحليل قرار مي‌گيرد و ساخته مي‌شود. عملکرد سرمايه‌گذاري در سال مالي منتهي به پايان خرداد سال نود و سه عملکردي با دستاوردهاي فراوان بوده است که مهمترين آن‌ها در وهله نخست فراتر رفتن از سود پيش‌بيني شده است و در وهله دوم بنا نهادن سرمايه‌گذاري‌هايي براي ساختن آينده گروه. به فضل الهي عمده شرکت‌هاي گروه – اعم از بورسي و غير بورسي – در مجامع خود خوش درخشيدند، از سوي ديگر آن‌چه براي کسب سود از محل خريد و فروش سهام پيش‌بيني شده بود، تحقق کامل يافت و در کنار آن‌ها، اقدام‌هاي شرکت براي گسترش سرمايه‌گذاري‌ها، اعم از برنامه‌ريزي براي افزايش بازدهي سرمايه‌گذاري‌هاي موجود از طريق نظام برنامه‌ريزي راهبردي و ارزيابي عملکرد مبتني بر نظام ارزيابي متوازن، توسعه عمليات شرکت‌هاي موجود و افزايش سرمايه آن‌ها و نيز ايجاد هلدينگ صنايع معدني و برنامه ريزي براي هلدينگ انرژي و نفت و گاز و پتروشيمي و در کنار همه، ساماندهي سرمايه‌گذاري در نيروگاه برق و ايجاد انسجام در آن شواهدي است از ساختن آينده گروه که با همياري سهامداران ارجمند در افزايش سرمايه - که مرحله اصلي آن در خصوص استفاده از حق تقدم به پايان رسيد – زمينه مناسبي را براي اوج گرفتن هر چه بيشتر گروه آماده ساخته است. به باور مديران اجرايي گروه، مهم‌ترين و تنها وظيفه آن‌ها ادامه جدي و بي‌وقفه همين راه براي خلق ثروت پايدار و افزايش ارزش سهام شرکت است که درست ترين و منطقي‌ترين روش براي حمايت از سهام و قيمت آن است.

اگر مديران به جاي آن که به قدري دارايي و سود با کيفيت خلق کنند که اثر پايداري بر قيمت سهام بگذارد و به گفته نظريه‌پردازان سرمايه‌گذاري، قيمت سهام دارايي واقعي شرکت را نمايندگي کند به روش‌هاي کاذبي مانند خريد سهام شرکت و جلوگيري از عرضه مقطعي سهام – که فارغ از مستقيم يا غير مستقيم بودن خريد، ماهيت سهام خزانه دارد و در قانون تجارت کشور ممنوع است و البته دليل ممنوعيت آن درست و مبتني بر ماهيت است و نه شکل- متوسل شده و منابع گروه را به جاي توسعه سرمايه‌گذاري به خريد سهام خود اختصاص دهند، شرکت را وارد عرصه پرخطري کرده‌اند که ممکن است در بلندمدت راه به ترکستان ببرد و به عبارت ديگر منافع بلندمدت شرکت و سهامداران اصلي آن را به پاي منافع مقطعي و کوتاه‌مدت تعداد انگشت شماري از سهامداران قرباني خواهد کرد. باور قوي بر اين است که سهامداران، مديران و ساير ذي نفعان يک شرکت تنها زماني از کاهش مداوم قيمت سهام آن شرکت بايد نگران باشند که شاخص قيمت‌ها و قيمت سهام بسياري از شرکت‌هاي بنيادي بورس افزايش يافته و تنها قيمت سهام آن شرکت خاص در حال کاهش باشد که در اين صورت بي‌ترديد اين کاهش به معني واکنش منفي بازار به آن سهام خاص و حرکت از آن سهم به سوي سهمي ديگر است.

از اين روي، مديران گروه اگرچه با دقت تغييرات بازار و رويدادهاي آن از جمله موارد اثرگذار بر قيمت سهام شرکت‌هاي سرمايه‌پذير را رصد مي‌کنند و براي مديريت آن برنامه دارند اما دغدغه و همت اصلي خود را معطوف به تحقق همان شعار هميشگي کرده‌اند که ثروت آفريني پايدار است و بس. با اطمينان از اين که سهامداران هميشگي با آگاهي از آن‌چه در شرکت خلق مي‌شود و صبر و تاملي که بايسته هر سرمايه‌گذاري است – و اصولا شتاب زدگي با سرمايه‌گذاري حرفه‌اي ناسازگار است - پشتيبانان و حاميان اصلي گروه در دستيابي به اهداف چشم‌انداز هفت ساله هستند، مجريان سرمايه‌گذاري آشفتگي هواي طوفاني سرمايه‌گذاري در اين روز‌ها را فرصت‌هايي طلايي براي ساختن آينده‌اي روشن مي‌دانند و با توکل زانوي اشتر مي‌بندند و مي‌دانند که خسران در ماندن و پوسيدن است.

در دين مبين اسلام به سبب غناي اين دين و آموزه‌هاي کلام خداوند و فرمايشات بزرگان آن توجه ويژه‌اي به مقوله اقتصاد شده و کلياتي در باب متد و ساختار و چگونگي اين امر مهم گفته و نوشته شده است. بنا بر اهميت اين موضوع وظيفه ماست که در اين راستا قدمي برداشته و براي تحقق بخشيدن به رويکرد اسلامي تا حد امکان گامي برداريم.

پس از نگاهي به تعريف اقتصاد از منظر دين مبين اسلام به قياس انواع مختلف اقتصاد با رويکرد اسلامي مي‌کوشيم تا در اين مقايسه به نتايج مفيد و قابل توجهي برسيم.

به برنامه‌سازان و کارگرداناني که در پي ساخت برنامه‌اي براي تحليل و بررسي انواع روش‌هاي اقتصادي و همچنين رويکرد اسلامي به اقتصاد هستند پيشنهاد مي‌شود «کتاب انسان اقتصادي از ديدگاه اسلام» را مورد توجه قرار دهند.

اقتصاد اسلامي آن‌گاه تحقق خواهد يافت كه اول، گزاره‌هايي دقيق و با ساختاري متناسب و در روش علمي - تجربي به‌وجود آيد، دوم اين گزاره‌ها استناد منطقي و نظام‌مند به آموزه‌هاي اسلامي داشته باشد و سوم، داراي ويژگي جهان‌شمولي باشد تا اينكه متغيرهاي نوظهور در روابط پيچيده اقتصادي معاصر را زير پوشش قرار دهد. كتاب «نظريه‌پردازي اقتصاد اسلامي» به‌طور تطبيق آموزه‌هاي ديني در زمينه توليد، توزيع و مصرف و اثرپذيري روابط و مناسبات اقتصادي جامعه از اين آموزه‌ها، احتياج به سازوكارهاي علمي و تئوريك دارد كه در قلمرو علم اقتصاد قرار مي‌گيرند؛ از اين رو عنوان تركيب «اقتصاد اسلامي» به معناي حقوق اقتصادي اسلام يا مكتب اقتصادي اسلامي، امري پذيرفته شده مي‌باشد و كمتر با ابهام و ترديد مواجه است.

رضایتمندی زندگی و هفت عامل موثر بر آن

برنامه روان‌شناسی مثبت

رضایت از زندگی اصطلاحی پیچیده است و اغلب با هیجان شادی یکسان در نظر گرفته می شود، اما در واقع این اصطلاحات دارای دو مفهوم مجزاء می باشند. رضایت از زندگی این گونه تعریف می گردد: ارزیابی یک نفر در مورد کل زندگی نه هیجانات و احساسات تجربه شده در لحظه.

رضایت از زندگی چیست ؟

و تفاوت آن با شادی چیست؟

شادی یک تجربه در لحظه و آنی می باشد، در حالیکه رضایت از زندگی احساس شادی ای است که هنگام مشاهده کل زندگیمان مانند یک تابلوی بزرگ پیدا می کنیم. این نکته به صورت واضح تری تفاوت بین رضایت از زندگی و شادی را توضیح می دهد. رضایتمندی زندگی مبتنی بر معیار مشخصی نمی باشد که محققان بتوانند ارزشمند در نظر بگیرند، اما در عوض بر اساس قضاوت های شناختی خودتان از عناصری می باشد که شما می توانید ارزشمند به حساب آورید.

کیفیت زندگی بر اساس پژوهش ” مطالعه رضایت از زندگی ”  مرتبط با شرایط زندگی نظیر غذا ، بهداشت ، سرپناه و غیره می باشد. در مقابل، رضایت از زندگی به صورت وضعیت هیجانی مانند شادی یا غم تعریف می گردد.

همچنین ما می توانیم تئوری رضایت از زندگی را با استفاده مدل PERMA درک کنیم که توسط مارتین سلیگمن بنیانگذار روانشانسی مثبت تعریف شده است ( سلیگمن ۲۰۱۱ ) .

به طور کلی، با هر سطح از رضایت که شما دارا هستید، با انتخاب عناصری که موجب شکوفایی شما می شوند، می توانید سطح بهزیستی خود را توصیف کرده و گسترده کنید

دانیل گیلبرت پرفسور روانشناسی دانشگاه هاروارد در تعریف شادی این گونه می گوید : هر چیزی که از ان لذت می بریم ( گیلبرت ۲۰۰۹ ). خلق ما همیشه در حال تغییر می باشد.

رضایت از زندگی

فاکتور های سهیم در رضایت از زندگی

منابع رضایتمندی زندگی تا کنون به طور کل مشخص نگردیده اند اما آنچه مشخص شده، این است که این منابع ترکیب پیچیده از موارد زیر می باشند :

  • اقدام جمعی
  • رفتار فردی
  • تجربیات حسی ساده
  • شناخت عالی
  • ویژگی های شخصیتی و پایدار فرد
  • محیط زیست
  • فاکتور های تصادفی و شانسی

همانطور که روت وینهوون در مطالعه رضایت از زندگی بیان می کند .

تفاوت در رضایت از زندگی در بین ملل گوناگون مورد مطالعه قرار گرفته است؛ این گونه نشان داده شد که شرایط زندگی از جمله عوامل تعیین کننده در زمینه رضایت از زندگی می باشند. به همین دلیل کشورهایی با رونق اقتصادی بهتر  نسبت به کشورهای ضعیف تر رضایت از زندگی بیشتری را تجربه می کنند .

همبستگی بین درآمد و رضایتمندی زندگی در کشور های فقیر تر با کشور های قوی مقایسه گردیدند . رضایتمندی زندگی در کشور های با رویکرد برابری و تساوی بالاتر می باشد ؛ مردم نابرابری کمتر را تجربه خواهند کرد و قادر هستند تا شیوه زندگی را انتخاب نمایند که به بهترین نحو با توانایی ها و خواسته هایشان جور در می آیند و این در صورتی است که برابری و تساوی حقوق بیشتر مد نظر است.

تحصیل نیز موضوعی جالب توجه هنگام مطالعه رضایت از زندگی می باشد. همانطور که در تفاوت رضایتمندی بین منبع کشور ها اشاره گردید، کشور های با تحصیلات بالاتر به طور معمول سطوح بالاتر رضایتمندی را تجربه می کنند، اما این تحصیل فرصت را برای پیامد های آزاردهنده ایجاد می کند: از دست دادن فرصت هایی که به دلیل تحصیل کردن نمی شود از انها استفاده کرد، رقابت شغلی یا حتی کمبود شغل ها. گفته می شود که افراد با تحصیلات بیشتر تمایل دارند بیشتر رویدادهای مطلوب را تجربه کنند و تحمل شکست را ندارند.

متغیر هایی نظیر بهداشت روانی و فیزیکی، انرژی، برونگرایی و  هم‌دلی نشان داده اند که با افراد راضی همبستگی قوی دارند اما بعضی مواقع سخت است تا مشخص نمود که آیا اینها نتایج رضایت از زندگی هستند یا علت آن.

بدون شک تجربیات قبلی ما بر روی تفکر ما در مورد رضایت از زندگی تاثیر می گذارد. تحقق زندگی رضایت بخش برای خودتان تنها بواسطه شرایط انتخاب نمی گردد؛ همچنین این زندگی متاثر از روش تفکر شما می باشد و به محیط اطراف شما ربط دارد .

اندازه گیری رضایتمندی زندگیتان

رضایت از زندگی در شروع در دهه ۱۹۶۰، در زمانی که به موضوع بزرگ بحث تحقیقاتی تبدیل شده بود، در اصل تصور می شد به صورت بیرونی و عینی اندازه گیری گردد؛ به روش اندازه گیری ضربان قلب یا فشار خون. از آن زمان به بعد، این موضوع آشکار می گردد که رضایتمندی زندگی بایستی به طور ذهنی و نه عینی اندازه گیری شود؛ تکنیک هایی که به طور معمول استفاده گردیدند عبارتند از تحقیقات ، پرسشنامه ها و مصاحبه ها .

اندازه گیری رضایت از زندگی فقط روشی نیست تا ببینیم افراد شاد در زندگی چه می کنند، بلکه روشی است برای تعیین اینکه چگونه افراد شاد نیستندبا افزودن نقطه نظرات مثبت که از تجربیات ذهنی فردی نشات می گیرند، متخصصان بالینی و محققان  می توانند انچه افراد را شاد ی یا غمگین می کند را شناسایی کنند.

رضایتمندی با مقیاس زندگی (SWLS) اندازه گیری می شود که توسط اد دینر ایجاد شده است. این مقیاس شامل پنج بیانیه می باشد ( برای مثال شرایط زندگی من عالی هستند ) که شرکت کنندگان نظر خود را نسبت به هر کدام ابراز می کنند. این ارزیابی ابعاد اشکار را مشخص نمی کند رضایت جسمی  و مالی، و بیشتر ارزیابی ذهنی کلی ازمودنی را می سنجد.

آیا شما می توانید از زندگی اتان حس رضایت بیشتری داشته باشید ؟

بله . اگر شما از زندگی اتان به اندازه ای رضایت ندارید که شما می خواهید باشد ، می توانید کار هایی را برای تغییر این وضعیت انجام دهید . چیز هایی دوستانی پیدا کردن، اهداف و زندگی کردن در حال نشان داده اند که رضایتمندی زندگی افراد را افزایش می دهند.

روابط با میان افرادی که شما به انها عشق می ورزید، می تواند بر این موضوع تاثیر بگذارد که چگونه شما از زندگیتان حس رضایتمندی داشته باشید. برای مثال، مطالعات در جوامع غربی نشان داده اند که حضور صرف فرزند در زندگی زوجین به طور خودکار رضایت مندی زندگی را افزایش نمی دهد. ترجیحا ، روابط خوب (یا بد) که با این کودکان ساخته می شوند ، ارزیابی شما را از ان تغییر خواهد داد .

رضایتمندی با مقیاس زندگی

مطابق با تحقیقی که در مورد اعتبار مقیاس های رضایتمندی زندگی انجام گرفته بود، یکی از مهم ترین سنجش ها مبتنی بر ترجیحات و ارزش های افراد می باشد (دینر ، اینگلرهارت و تای ۲۰۱۳ ) . هر چند ما جهان مشابه را به اشتراک می گذاریم، ارزش مشابه را به سختی می توانیم به اشتراک بگذاریم چون ما چیز هایی متفاوت را تجربه می کنیم و به زندگی به روشی متفاوت نگاه می کنیم .

برای اندازه گیری رضایت از زندگیتان می توانید مقیاس رضایت از زندگی که در انتهای این مقاله امده است را پر کنید.  این مقیاس یک ابزار  ۵ آیتمی کوتاه می باشد که برای اندازه گیری قضاوت های شناختی جهانی برای زندگی طراحی گردید . این مقیاس تنها یک دقیقه زمان نیاز دارد تا کامل گردد .

مشاوره عملی

درآمد و تحصیل نشان داده اند که باعث افزایش رضایتمندی زندگی می شوند اما عمدتا این رضایتمندی بدان دلیل می باشد که آنها در جهانی که ما امروزه زندگی میکنیم ، بی نهایت ارزشمند می باشد . با افراد مورد علاقه‌تان روابط برقرار کنید ، اهداف قابل دستیابی را برای خودتان ایجاد نمایید و خودتان را در موقعیت هایی قرار دهید که می توانید نقاط قوت و توانایی های شخصی را در آن موقعیت تمرین کنید ؛ این مقیاس به شما کمک خواهد کرد تا احساسات رضایتمندی بیشتر را تجربه نمایید . اگر شما می توانید این چیز ها را انجام دهید پس می توانید از خودتان و افراد پیرامون خودتان سود ببرید.

پرسشنامه زیر را بر اساس ۷ پاسخ زیر برای خود علامت بزنید. در نهایت امتیاز خود را اعداد کنار هر آیتم جمع بزنید تا میزان رضایت از زندگی خود را بسنجید.

  • کاملا موافقم ۷
  • موافقم ۶
  • تا حدی موافقم ۵
  • نظری ندارم ۴
  • تا حدی مخالفم ۳
  • مخالفم ۲
  • کاملا مخالفم ۱

از بسیاری جهات زندگی من به ایده ال های من نزدیک است ……….

وضعیت زندگی من عالی است………

من از زندگیم راضی هستم ………

آن چیز مهمی که در زندگی می خواستم را دارا هستم ……..

اگر می توانستم زندگیم را کنترل کنم در واقع هیچ چیز را تغییر نمی دادم ……..

 

  • بسیار راضی ۳۱-۳۵
  • رضایت بخش ۲۶-۳۰
  • تا حدی راضی ۲۱-۲۵
  • خنثی ۲۰
  • تا حدی ناراضی ۱۵-۱۹
  • ناراضی ۱۰-۱۴
  • بسیار ناراضی ۵-۹

رفتارهای ذیل باعث میشود پسران ترکتان کنند

چرا پسرها رابطه را تمام میکنند ، چرا پسرها ترکتان می کنند
با هر پسری آشنا میشم بعد از یه مدت تنهام میذاره و میره نمیدونم چه مشکلی دارم
اگر وارد رابطه ای میشوید و پس از مدت کمی شاهد آن هستید که پسر مقابل به نحوی رابطه را پایان میدهد باید به موارد ذیل توجه کنید

رفتارهای ذیل باعث میشود پسران ترکتان کنند

1) انتظارات شما از یک پسر در رابطه
خیلی از دختران و پسران انتظار دارند در یک رابطه آشنایی ، طرف مقابل تمام وقت خود را باید صرف رابطه کند ، اگر یک پسر قصد ازدواج با شما را داشته باشد معمولا بعلت ترس از آینده اولویت اول را کار کردن و فعالیت اقتصادی میداند و سپس رابطه مگر پسرانی که اصلا کاری ندارند یا جویای کار هستند و زمانی فرد متوجه شود رابطه وی تاثیر گذار بر شغل و حرفه یا بطور کلی فعالیت اقتصادی وی است نا چار است اولویت اول را حفظ و دومی را فدا کند چون برای هر مردی ثبات شغلی و جایگاه اقتصادی احساس قدرت بهمراه دارد
از طرف دیگر برخی خانم ها و آقایان بعلت عدم شناخت صحیح از دنیای جنس مخالف بر این باورند که شکل و نوع نیاز های عاطفی و جنسی طرف مقابل نیز باید همانند آنها باشد بدین صورت که دختران ترجیح میدهند مسیر رابطه عاطفی باشد و پسران ترجیح میدهند مسیر رابطه جنسی در نتیجه در این میان یکی از طرفین باید خواسته خود را فدای خواسته طرف مقابل کند که به موجب آن رابطه مدتی بیشتر دوام نخواهد داشت ، به همین منظور بهتر است دو طرف در رابطه آشنایی حد و مرز تعیین کنند و رابطه را تا زمانی که به مرز شکل گیری احساسات و وابستگی نرسیده کنترل کنند و با شناخت منطقی گکه حاصل شده رابطه را رسمی کنند ، چرا که بدون شک تا وقتی پای احساسات در میان نیست رابطه در کنترل طرفین است از زمانی که احساسات به میان آید به جای کنترل رابطه توسط طرفین این رابطه است که آنها را کنترل میکند


2) روابط مختلف
دخترانی که هنوز چندی از یک رابطه نگذشته وارد رابطه جدید میشوند یا همزمان برای حفظ موقعیتهای خود با چند نفر رابطه برقرار میکنند ، قادر نخواهند بود پسر مورد علاقه خود را برای مدت زیادی نگه دارند، بعد از یک رابطه عاطفی باید وقفه ای چند ماهه یا حتی یکی دو ساله ایجاد کرد ، زمانی که فرد بعد از شکست عاطفی هنوز خودش را پیدا نکرده نباید وارد ارتباط عاطفی جدید شود چرا که توانایی حفظ یک رابطه را نخواهد داشت ، شاید همه چیز در روزهای نخست زیبا باشد و حس تازه ای تجربه کنید اگر خوب که دقت کنید این حس و حال آنچنان هم تازه نیست


3) انتخاب های نا درست
شما چه پسری را انتخاب میکنید برای رابطه ؟ ملاکهای انتخاب شما چیست ؟
پسرهای زیبا و خوشتیپ و پولدار ؟ اگر بله درصد قابل توجهی از هم جنسان شما به دنبال این دسته از آقایان هستند همه ما آدمها زیبایی را دوست داریم،جایگاه اقتصادی بالا برایمان مهم است اما فراموش نکنیم مهمتر از اینها شخصیت درونی و همان باطن یک فرد است ، اگر پسری که شما جذب وی شده اید باطن و شخصیت با ثبات و محکمی نداشته باشد فقط کافیست که در بخشی از رابطه کم کاری کنید یا به نیاز طرف مقابل اهمیت ندهید مطمئنا موقعیتهای دیگری هستند که ازا ین فرصت برای دست یابی به طرف مقابل شما سوء استفاده کنند و عدم تعهد و پایندی آن پسر باعث ترک کردن شما میشود

4) پیشروری بیش از حد
مردها موجوداتی هستند که به شدت جذب عواملی میشوند که دستیابی به آنها دشوار است ، برخی از خانم ها از همان آغاز ابتدا آنقدر به طرف مقابل توجه زیادی میکنند و آنقدر با سرعت به سمت وی میروند که آن پسر لزومی نمیبیند که بخواهد برای حفظ این رابطه تلشا کند چون حتی اگر هیچ اقدامی نکند شما خودتان بصورت خودکار به سمت وی پیشروی میکنید این رفترا شما شاید در ابتدای رابطه گرم کننده باشد ( چه براید خرت چه برای پسر) اما بعد از مدت کمی نتیجه عکس خواهد داشت ، ضمن آ«که در طول رابطه به این نتیجه میرسید که انرژی که شما صرف این رابطه کردید را از طرف مقابل دریافت نکردید پس نه خودتان سرد نشان دهید نه گرم ، گرمه ، نه آنقدر در دسترس باشید که در دست و پای طرفتان قرار بگیرید و نه آنقدر دور از دسترس که طرفتان تلاش کردن را بیهوده در نظر بگیرد ، یک قدم شما و یک قدم طرف مقابل چرا که هر دو طرف باید برای پیشبرد یک رابطه تلاش کنند تا ارزش و قدر آن رابطه را درک کنند
احساسات بیش از حد
اگر شخصیتی دارید که خیلی سریع وابسته میشید و مدام به طرف مقابل پیامک میدهید و تماس میگیرید و باید از حال وی با خیر شوید این حرکت شما میتواند آرامش و تمرکز طرف قمبال شما را سلب کند و از ادامه این رابطه حتی دچار ترس شود


5) خوشگلی های دردسر ساز
شاید شما دختر خانم زیبایی باشید ( البته که همه خانم ها زیبا هستند ) ، اما درمقایسه با دوستان نزدیکتان که از نظر ظاهری و اندام نسبت به شما در سطح پایین تری هستند مشاهده میکنید آنها رابطه پایدار تری با طرف مقابلشان دارند و حتی برخی از آنها ازدواج کرده اند پس علت ناکامی شما در چیست ؟ این درست است که همه زیبا رویان را دوست دارند و همینطور اندام متناسب ، بله همه مردها دراولین نگاه صورت و اندام برایشان مهم است اما اگر این زیبایی و اندام شما به نحویست که بسیار بسیار در دید همگان است باید بدانید اکثر مردان برای روابط پایدار و دراز مدت ( ازدواج ) ترجیح میدهند همسری بدون حاشیه و بدور از نگاه های دیگران داشته باشند چرا که آنها معتقدند حفظ و نگه داشتن از چنین زنی آسان نخواهد بود و همیشه باید نگرانی هایی داشته باشند ( چون آقایان بهتر همجنسان خودشان را می شناسند) در نتیجه اکثر مردها شاید برای روابط کوتاه مدت ( دوستی ) سراغ دختری بروند که بسیار بسیار در چشم است از نظر زیبایی اما برای ازدواج ترجیح آنها یک سطح پایین تر از تو چشم بودن طرف است ، شاید شما دختر کم توقعی باشید اما ظاهر شما ممکن است بر عکس این خصوصیت شما را در دید اکثر آقایان پدیدار کند ، فراموش نکنیم درصدی کمی از آقایان نیز هستند که بر عکس این موضوع را دوست دارند ( تمایل دارند همسر آنها در چشم باشند و حتی دیگران به همسر آنها نگاه کنند ، چرا که اینگونه حس برتری نسبت به سایر همجنسان خود پیدا میکنند مردهایی که زن را یک کالا محسوب میکنند و همانند یک اتومبیل شیک در معرض نمایش دیگران قرار میدهند که درصد کمی از آقایان شامل ایندسته هستند)


6) توقعات بالا
ممکن است توقعات مادی و معنوی ( نیاز به توجه ) شما از نظر خودتان زیاد نباشد و معقولانه و متوسط باشد ، اما از نظر طرف مقابل شما اینگونه نباشد لذا بعد ازم دتی از رابطه که متوجه این موضوع شود رابطه را پایان دهد


7) اخلاق و رفتار شما
من ، من کردنها ، انتظارات یک طرفه، دروغ، رابطه همزمان با چند نفر، ناز کردن بیش از حد، احساساتی بودن بیش از حد،غر غر کردن، گیر دادن های وقت و بی وقت، سوال پیچ کردن، شک و بی اعتمادی، مقایسه کردن با دیگران، صحبت رابع به روابط قبلی همه و همه میتواند باعث شود تا شما نتوانید با فرد مقابل رابطه پایداری داشته باشید ، صبر آقایان نسبت به خانم ها در مقابل این رفتار کمتر اس

اثر ورزش بر تقویت سیستم قلبی- عروقی، دستگاه تنفسی و سیستم ایمنی

با افزایش فعالیت بدنی، نیاز بافت‌ها و سلول‌های بدن به اکسیژن و مواد مغذی افزایش می‌یابد. برای تأمین این نیاز و نیز برای دفع مواد زاید تولید شده ی بیشتر توسط سلول‌ها، جریان خون وفعالیت قلب و تهویه‌ی ریوی زیادتر می‌شود. در صورت داشتن ورزش مرتب ، به تدریج عضله‌ی قلب و دستگاه تنفس در اثر تمرین قوی‌تر شده و سلامتی فرد را تضمین می‌کند. هم‌چنین با فعالیت بدنی، حجم خون و عناصر خونی افزایش می‌یابد و به عملکرد بهتر سیستم ایمنی بدن کمک می‌کند.

چگونه در کارمان پیشرفت کنیم؟

– از رئیستان بخواهید که شما را برای پیشرفت در کار راهنمایی کند و توصیه های او را به کار گیرید.

– لباس هایتان را با دقت انتخاب کنید.

– مردم خواستار پیشرفت کسانی هستند که مانند خودشان لباس می پوشند.

– نسبت به سازمان و شغل خود تعهد کامل داشته باشید ..

– متناسب با شغلی که می خواهید داشته باشید لباس بپوشید ، نه شغلی که در حال حاضر دارید.

– طرز لباس پوشیدن شما از هر نظر باید مانند افراد رده بالای محیط کارتان باشد.

– سرعت از ویژگی های دهه نود به بعد است. هنگامی که موقعیت مناسب برایتان پیش می آید به سرعت حرکت کنید.

– دست آوردن آنها را آغاز کنید.

– برای کار خود وقت زیادی صرف کنید..

سنجش تحصیلی برای یادگیری بیشتر

سنجش و ارزیابی، یکی از مسائل عمده تربیتی است. به ویژه در امور آموزشی نقش سنجش و خودآزمایی بسیار برجسته و پررنگ است.

اهمیت ارزشیابی در اندازه‌گیری میزان یادگیری خلاصه نمی‌شود. موضوع مورد ارزشیابی، نحوه انجام آن و چگونگی بیان نتایج، همگی بسیار مهم و تاثیر گذار است. سنجش تحصیلی و نتایج آن در بر دارنده نکات ارزشمندی در زمینه‌ی آن‌چه باید فرا گرفته شود و چگونگی فراگیری مطالب است.

هم‌چنین، وجود ارزشیابی و سنجش تحصیلی با کیفیت بالا برای درک نیازهای فرد متناسب اهداف و محتوای برنامه‌های آموزشی و آگاهی از نیازهای دانش‌آموزان و چگونگی کیفیت آموزش، امري ضروری است.

سنجش باید مداوم و مستمر باشد تا فرد مورد نظر را به هدف اصلی خود برساند. در اینگونه سنجش ها است که استعدادهای فردی شکوفا شده و باعث رشد و پیشرفت فرد میگردد همینطور نقاط ضعف آشکار شده و میتوان با مشاوره تحصیلی با افراد کارآزموده انها را برطرف کرده و به نقاط قوت فرد تبدیل نماییم.

راه‌های زندگی

 فقط بچه‌ها و آن‌هایی که تازه شروع به کار کرده‌اند، اینطور فکر می‌کنند. آن‌ها هستند که در ازای کارشان به پاداش یا تنبیه نیاز دارند. وقتی ابعاد زندگیمان را گسترده‌تر می‌کنیم، آگاهی‌مان بالاتر می‌رود، همه اینها فراموش می‌شود. آنوقت دیگر هر کاری که فکر می‌کنیم، به نفع دیگران است یا مطابق با آگاهی‌مان است، انجام می‌دهیم. و در مقابل هیچ چشم‌داشتی نداریم. خوب مي‌دانيد كه به ازاي هر كار خوبي كه انجام مي‌دهيد، اگر توقع و يا چشم‌داشتي داشته باشيد، به طرف مقابلتان يك حس بدي را مي‌دهيد و فرزندان ما هم از ما مي‌آموزند و به اين كار ادامه مي‌دهند.

راه‌ها نقش مهمی در زندگی دارند. راه‌ها انسان را به هم پیوند می‌دهند. راه‌ها سرشار خاطرات و خطرات هستند. تا زمانی که دلتنگی باشد، راه هست. تا زمانی که عشق باشد، راه هم هست. راه‌ها با امید و آرزو پیوند خورده‌اند. از شما خواهش می‌کنم چند تا از راه‌هایتان را برای ما بنویسید. داستان راه‌ها شنیدنی، خواندنی و دیدنی هستند. خواهش می‌کنم راه‌هایتان را فیلم کنید، داستان کنید. من چند تا از راه‌هایم را در اين مقاله برایتان می‌نویسم:

1- اولین راهی که به خاطرم می‌آید، راه صعب‌العبور و سنگلاخ کنار رودخانه ارس بود. راهی که ارس زیر پایش بود، ارسی که می‌خروشید و موج برمی‌داشت و می‌رفت و تو را کمی می‌ترساند. بعضی چیزها خود به خود ترسناک هستند. مثل گردباد، مثل گرداب، مثل صدای برخورد ارس وحشی با سنگ‌های عظیم و تسلیم‌ناپذیر. و من ترسیدم. پدر به من نگاه کرد و خندید. اولین تصویری که از پدر در خاطرم مانده است، همان تصویر است. جالب است که آخرین تصویر هم همان تصویر است. با این‌که هزاران بار بعد از آن پدر را دیدم. گویا تصویرهای با لبخند و شادی بیشتر در ما می‌مانند.راه‌های زندگی

حالا پدر نیست، مادر هم نیست و راهی دیگر از کنار آن راه گذر کرده و آن راه هم دیگر نیست. راهی که مسافر نداشته باشد، بسته می‌شود. سنگ‌ها ریزش می‌کنند و راه را می‌پوشانند و کسی آنها را از راه برنمی‌دارد. راهی که کسی در آن سنگ‌ها را برندارد، پوشیده می‌شود و دیده نمی‌شود.

2- دومین راهی که به یادم می‌آید، راه خیابان وحیدیه تهران است که مجتبي در آن گم شد. مجتبي تا شب گم شد. ما خیلی کوچک بودیم، کوچک‌تر از آنی که دعوایمان کنند. هیچ پیداشده‌ای را نباید دعوا کرد. هرچقدر هم که بزرگ باشد. آدم هرچقدر هم که بزرگ شود، باز هم از دنیا کوچک‌تر است و دنیا برای گم‌شدن کوچک نیست. بعضی‌ها حتی در خانه‌شان گم می‌شوند. چند روز پیش جوانی را دیدم در خودش گم شده بود و با پاهای برهنه در خیابان داغ راه می‌رفت و می‌خندید. خندیدن هم بعضی وقت‌ها ترسناک می‌شود. هر شکل، شکل دیگری هم دارد. شکل‌های دیگر خوب نیستند، چون برای دیدنشان آمادگی وجود ندارد و ما ظرفیت دیدن شکل‌های دیگر را نداریم.

3- سومین راه راهِ کرمان به بندرعباس بود. راه دراز بود و ما به مقصد نمی‌رسیدیم. آفتاب درست روبه‌روی ما ایستاده بود و با تمام نیرویش حرکت ما را کند می‌کرد. ماشین‌های قدیمی هم حال چانه‌زدن و رقابت با آفتاب را نداشتند. آفتاب از پرده اتوبوس رد می‌شد، از شیشه اتوبوس رد می‌شد، از پوست ما رد می‌شد و ما را تبخیر می‌کرد. پدر نبود و دست‌های ما کوتاه بود. بچه‌های بی‌پدر و بی‌مادر دست‌هایشان کوتاه می‌شود. ما به دنبال پدر می‌گشتیم و پدر سرگشته بود. پدر در راهی دیگر سراغ خودش می‌گشت.

در بندرعباس در خانه دوستی زندگی کردیم. آن روزها دوستی وجود داشت. در حیاط خانه دوست درخت انبه بود و من درخت انبه را از نزدیک دیده‌ام. من در سایه درخت انبه بازی کرده‌ام. اولین عکس من در حیاطی است که درخت انبه در آن وجود داشت. درخت انبه فرزندی از دوردست را در سایه خود جای داده بود. راهی که از کنار ارس می‌گذشت، به زیر درخت انبه رسیده بود.راه‌های زندگی

4- راه چهارم، راه خانه یک خانواده آمریکایی بود که از پیمانکاران اداره برق کرمان بودند. آنها به شکلی عجیب مهربان بودند. آنها به خانه ما می‌آمدند و اجازه مرا از مادرم می‌گرفتند و می‌بردند. آنها بعد از بازی مرا به خانه‌مان می‌رساندند. خانواده‌ای با موهای طلایی و چشم‌هایی سبز، آبی، خانواده‌ای با قلبی به رنگ آبی روشن، چیزی نزدیک آبی فیروزه‌ای؛ اصلا خود فیروزه‌ای. رنگ شناخته‌شده سنگ‌های جهان که در نیشابور می‌روید.

5- راه پنجم، راه تفتیده بم به زاهدان. راهی با حاشیه‌های بسیار! راه فقر، راه خطر، راه امید، راه ترس و لرز و راه بی‌گناه. راهی که از راننده اتوبوس خواستی تا نگه بدارد تا تو پیاده شوی و آن‌گاه همه خندیدند و تو گفتی می‌خواهی غروب زیبای کویر را نگاه کنی و آنها دوباره خندیدند و تو گفتی غروب دارد از دست می‌رود. آنها گفتند اینجا خطرناک است و چند دقیقه بعد از آفتاب همه جا تاریک می‌شود و هیچ آبادی هم در کار نیست. ولی تو نپذیرفتی و پیاده شدی و همراه با چند آفتاب‌پرست و چند موش صحرایی به غروب چشم دوختید و هیچ خطری تو را تهدید نکرد، چون دوستی آمد و تو را در راه تاریک سوار کرد و به خانه‌اش برد. دوستی که برای اولین بار او را می‌دیدی و نامش را می‌شنیدی. و تو به راننده و مسافرانش خندیدی.

6- راه ششم، راه خانه دوست روحانی در نزدیکی ساوه بود که نیمه شب در خانه‌اش را زدی و او در را نگشود و تو در حال بازگشت بودی که صدایش را از پشت سر شنیدی و برگشتی و دوستت با تعجب گفت چرا زنگ نزدی؟ شاید خانه نبودم! چه می‌کردی؟ گفتم برمی‌گشتم. برای آمدن آمده‌ام، می‌خواستم آمده باشم و تمام راه مقصد بود. دوستم بغلم کرد و چند دقیقه‌ای در کوچه در مقابل در بودیم و هیچ حرفی نزدیم و دوستم می‌خندید و می‌گریست. پرویز شاپور گفته بود بهترین خنده‌ها آنهایی است که با گریه همراه است.

7- راه هفتم، راه کردستان زیبا و فقیر بود! جهان تضادهای متضادی دارد. زیبایی چگونه با فقر آکنده می‌شود؟! غرور و استغنا چگونه با فقر باشکوه‌تر می‌شوند؟ در راه کردستان بودیم که فروشنده دوره‌گرد را دیدیم. فروشنده چشم‌هایش را به اعماق راه دوخته بود تا ماشینی بیاید و ما رسیده بودیم. فروشنده ساز دهنی داشت. فروشنده ساز زد و ما با کردهای مهربان بر دامنه زاگرس زیبا رقصیدیم.راه‌های زندگی

راه کردستان ما را به روستای هجیج رساند. در روستا شب شده بود و باران می‌آمد. خلیفه روستا ما را به خانه‌اش برد و خودش به همراه خانواده‌اش در انبار کاه خوابیدند و تو نخوابیدی، بعضی وقت‌ها برای بیداری است. برای دیدن بعضی چیزها. چون بعضی چیزها فقط در تاریکی دیده می‌شوند.

8- راه هشتم، نوشته نمی‌شود، چون سهم تو از آن راه زیاد نیست. چون آن راه را تنها نرفته‌ای، نه خاطرات را و نه مقصد را نمی‌توانی بنویسی. همیشه چیزهایی برای ننوشتن پیدا می‌شود. بعضی وقت‌ها راه‌ها هم راه گم می‌کنند، ولي بايد سعي كنيم هيچ‌گاه ما خودمان را گم نكنيم.

هفت مورد اساسی در جهت کم شدن مشکلات شدید خانوادگی

نکته اول:

لازمه به وجود آوردن و حفظ روابط زناشویى سالم این است که هر دو طرف براى خصوصیات، تمایلات و نیازمندی‎هاى یکدیگر ارزش قائل شوند. از این رو تلاش کنید در روابط کلامی، غیرکلامی، احساسی و اقدام‎ها و تصمیم‎گیری‎ها به رفتار و طرز فکر و نیازها و خواسته‌‎هاى همسرتان دقت کنید، حساسیت نشان دهید وجواب صحیح  بدهید و بى‌‎تفاوت نباشید. بنابراین اگر زن یا شوهرى گفت: «همسر من به فکر من نیست، من براى او ارزشى ندارم، او سرش به کارهای شخصی خودش مشغول است و…» این مساله  زنگ خطر به نظر می رسد.

نکته دوم:

زن و شوهر باید معین کنند که از همدیگر چه توقعاتی دارند؟ آنها باید گاه‎گاهى در یک فضاى محرمانه، عاشقانه و صمیمانه به بررسی رفتار و روابط یکدیگر بپردازند و از یکدیگر سؤال کنند: «آیا از من رضایت داری؟» «آیا من توانسته‎ام جوابگوی انتظارات تو باشم؟» «نسبت به من چه حسی داری؟» و مانند  آن.
همسران  نباید فکر کنند که این انتظارات و احساسات به قدرى روشن و ,واضح هستند که نیازى به طرح و بیان آنها نیست و همه  اطلاع دارند…..
بنابراین شوهر نسبت به زن و زن نسبت به شوهر باید احساسات و عواطف و انچه ک مورد نیاز دارد را در میان گذارند و به طور واضح  ابراز کنند و براى اصلاح روابط خود کوشش کنند.

نکته سوم:

خطاهاى همدیگر را در حضور دیگران مطرح  نکنید و گذشت و ایثار داشته باشید. گذشت و عفو عنصر اصلى مداوم و استحکام پیوند زناشویى از سوى هریک از زوجین است. لذا ازاشتباهات یکدیگر بگذرید و خطاهاى همدیگر را تحمل کنید. در سوره مبارکه نساء آیه 19 به شوهران سفارش شده است که:
«با زنان خود با نیکى و مهربانى معاشرت کنید و از بى‌‎عدالتى و خشونت بپرهیزید».

نکته چهارم:

لازمه به وجود آوردن ، حفظ و پایداری روابط زناشویى سالم و با نشاط این است که فضاى خانواده سالم و آرام‌‎بخش باشد و زن و شوهر از تمسخر یکدیگر و گفتن سخنان طعنه‎آمیز و کنایه دوری کنند.

نکته پنجم:

در هر زمانی که پیش می‎آید سعى کنید با همسر و اعضاى خانواده‎تان ارتباط رو در رو  و احساسی برقرار کنید و به گفتگو‎هاى خانوادگى بپردازید. قابل  ذکر است که زن‎ها از صحبت کردن با همسرشان بیشتر احساس رضایت می‎ کنند  و از این روش براى نشان دادن مهر و محبت  خود نسبت به همسرشان استفاده مى‌‎کنند. بنابراین سفارش می‎شود شوهران فعالانه به صحبت‎هاى همسران خود گوش کنند و عکس العمل مناسب نشان دهند.

نکته ششم:

داشتن دیدگاه ‎هاى آرمان‎گرایانه و شاعرانه نسبت به ازدواج و روابط زناشویى از یک طرف و ازدواج‎هایى که براساس لذت های گذرا، جاذبه‎هاى اقتصادی  یا زیبایى صورت می‎گیرد از سوى دیگر، زوج‎ها را بیشتر با سوء تفاهم‎ها، تضادها و… مواجه می‎کند و این گونه پیوندها به سرعت به سستى گرایش پیدا می کند. علت اصلى چنین مسائلی این است که زن و شوهر از یکدیگر انتظاراتى غیر معقول دارند و این امر نیز به برداشت‎هاى اشتباه  از یکدیگر و سرانجام به ارتباطات نا درست ختم می‎شود.

نکته هفتم:

وقتى در زندگى زناشویی، اختلاف‎نظر یا سوءتفاهمى به وجود آید ، به جاى سرزنش کردن یکدیگر و تفسیر اشتباه مسائل، به شناسایى درست مسئله، علت‎یابى و سرانجام به رفع کردن آن بپردازند. اگرچه بعضی وقتا  یافتن دلیل ، کار ساده‌‎اى نیست و زن و شوهر هر دو وظیفه دارند که از به وجود آمدن سوء تفاهمات و سوء ارتباطات جلوگیری کنند و در اولین زمان ممکن به حل و فصل آنها بپردازند. زیرا سوء تفاهمات به صورت یک فرآیند خراب کننده عمل می‎کنند و حالت پیشرونده دارند. گاهى یک سوء تفاهم کوچک مانند یک گلوله برفى کوچک  به یک بهمن بزرگ تبدیل می‎شود.

عذر خواهی در خانواده نشانه بهداشت روانی است

بسیاری از خانواده ها مشکلات  خانوادگی دارند. این بدان معناست که پدر و مادر هیچ گاه احترام یکدیگر را نگاه نداشته و دائم به هم بی احترامی می کنند. حتی جلوی فرزندان خویش به همدیگر بی احترامی کرده و فرزندان خود را از لحاظ روحی مورد آزار قرار می دهند. این رفتار و به طور کل از این دست رفتار ها تاثیر بسیار بدی بر روی فرزندان و و در کل فضای داخلی خانواده گذاشته و اثرات بدی را در پی دارد.

اما در بسیاری دیگر از خانواده ها پدر و مادر به هم احترام گذاشته و در ادامه به فرزندان خود نیز احترام گذاشتن را یاد می دهند. این رفتار باعث ایجاد شخصیت در خانواده شده و فرزندان نیز افرادی با شخصیت بارو با تربیت درست بار خواهند آمد. در این خانواده ها فرهنگ عذر خواهی جا افتاده و همه در قبال کار هایی که می کنند مسئول و پذیرنده ی خطا های خود هستند. عذر خواهی به معنای کوچک شمردن خود نیست بلکه نشانه سلامت عقلی، بهداشت روانی و بزرگواری فرد است لذا ابتدا از والدین خواهان احترام گذاشتن به یکدیگر و سپس فرزندان هستیم تا بتوانیم سلامت روانی خانواده و سپس جامعه را با همین کار کوچک تامین کنیم.

دانستنی هایی برای جلوگیری از بروز مشکلات و مسائل در خانواده

در خانواده همواره مشکلاتی وجود دارد و نمی توان گفت هیچ گاه مشکلات به سراغ ما نمی آید بلکه خانواده ای پیروز است که بتواند به راحتی مشکلات را کنار گذاشته و برای برطرف کردن آن اقدام لازم را انجام دهد

این مشکلات می‌توانند بین اولیا، بچه‌ها، خواهر و برادرها ، دوستان و سایر افراد مهم خانواده در زندگی شما بوجود بیایند. کل اعضای یک خانواده زمان‌های سخت و دشواری را در روابط خود پشت‌سر می‌گذارند با مشکلاتی که گاه‌گاهی قابل لمس و تجربه اند و برخوردهای شخصی که بروز آنها خیلی طبیعی به نظر می‌رسد

چه کارهایی را می‌توان برای پیشگیری از بروز این مشکلات و یا برطرف کردن آنها انجام داد؟

صحبت کردن- ارتباطات همچون کلیدی برای ایجاد کارآیی در روابط خانوادگی عمل می‌کند.صحبت کردن با افراد مورد علاقه‌تان درباره مشکلات تان با آرامش و فارغ از تنگ نظری، اولین قدم برای حل مشکلات به شمار می‌رود.
پذیرش تفاوت‌هایتان با دیگران- حتی افراد خیلی نزدیک به شما باورها، عقاید و دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به شما دارند. پذیرفتن اینکه شما ممکن است همیشه موافق آنهایی که دوست‌شان دارید، نباشید؛ می‌تواند به شما برای جلوگیری و پیشگیری از بروز برخوردهای غیرضروری کمک کند.
داشتن روابط خوب و لذت بخش با سایر اعضای خانواده- حتی در موارد سخت و دشوار، می‌توانید در جستجوی زمانی باشید که کارها‌یتان با همسر یا سایر افراد خانواده با لذت و خوبی پیش رود.
توسعه یک طرح- اگر مشکلات روابط خانوادگی عموما بخاطر شرایط محیطی شماست، اینکه موفق شوید طرحی را برمبنای موافقت همه توسعه دهید، می‌تواند در حل مسایل کمک کند. برای مثال اگر شما دچار تنگناهای مالی هستید، این کار به شما کمک می‌کند یک بودج خانوادگی ایجاد کنید. داشتن یک طرح نه تنها استرس را کاهش می دهد بلکه موجب شکل گیری یک هدف مشترک برای همه اعضای خانواده و تلاش برای رسیدن به آن می‌شود.
کمک بگیرید- ممکن است در زمان‌ها یا شرایطی شما قادر نباشید مشکلات را به تنهایی حل کنید و نیاز به جذب کمک خارج از خانواده داشته باشید. در این موارد، انواع راه‌های کمکی در دسترس هستند شامل مشاوره های خانوادگی، وساطت و دوره ها و کارگاه های آموزشی در ارتباطات و مهارت‌های مقابله مثبت با مشکلات و حل مسایل.
روابط دوست‌داشتنی ناشی از حمایت افراد خانواده به طور عملی، به خوبی روابط عاطفی به اعضای خانواده کمک می‌کند.
همسران حامی و حمایتگرشریک زندگی خود را درایام خوبشان سهیم می‌کنند و به این ترتیب برای گذشتن از میان دشواری‌ها یکدیگر را یاری می‌کنند. آنها همچنین بیشتر احساس سلامت، شادی و رضایت از زندگی‌ و احتمالا کمتر مشکل در سلامت فیزیکی یا روانی دارند.

آمار به دست آمده از طلاق در کشور

بر طبق آماری که از سازمان ثبت احوال کشور به دست آمده است،در سال ۹۱ تعداد ۱۴۳ هزار و ۷۹۰ واقعه طلاق به ثبت رسیده است که بر اساس این نرخ می توان گفت: به طور متوسط در هر ماه تعداد ۱۱ هزار و ۹۸۳ و در هر شبانه روز ۳۹۳ و در هر ساعت ۱۶ واقعه طلاق به ثبت رسیده است.

بنابراین گزارش، استان های خراسان رضوی، قم و البرز به ترتیب با ۲٫۵ ، ۲٫۵ و ۲٫۴ در هزار بیشترین و استان های سیستان و بلوچستان، یزد و ایلام به ترتیب با ۰٫۵ ، ۱٫۱ و ۱٫۱ در هزار کمترین نرخ طلاق را به خود اختصاص داده اند.

– در سال ۹۱ بیشترین طلاق ثبت شده در گروه مردان در گروه سنی ۲۵ تا ۲۹ ساله با رقم ۳۹ هزار و ۴۱۲ واقعه بوده است
– در سال ۹۱ بیشترین طلاق ثبت شده زنان نیز در گروه سنی ۲۵ تا ۲۹ سال با رقم ۳۵ هزار و ۸۴۲ واقعه بوده است.
– بیشترین ترکیب طلاق ثبت شده در سال ۹۱ مربوط به ترکیب سنی مردان ۲۵ تا ۲۹ ساله با زنان ۲۰ تا ۲۴ ساله بوده است که تعداد ۱۶ هزار و ۳۵۷ واقعه بوده است.

ولادت
در سال ۹۱ تعداد یک میلیون و ۴۲۲ هزار و ۶۸۹ واقعه ولادت به ثبت رسیده است که بر اساس این نرخ می توان گفت: به طور متوسط در هر ماه تعداد ۱۱۸ هزار و ۴۷۴ واقعه در هر شبانه روز ۳ هزار و ۸۸۴ واقعه و در هر ساعت نیز ۱۶۲ واقعه ولادت به ثبت رسیده است.

گفتنی است که در سال ۹۱ نرخ ولادت پسرها ۷۲۹ هزار و ۳۳۴ واقعه و نرخ ولادت دختر ها ۶۹۲ هزار و ۳۵۵  واقعه بوده است.

بنابراین گزارش، استان های سیستان و بلوچستان خراسان جنوبی و کهگیلویه وبویر احمد به ترتیب با ۳۴٫۳ و ۲۴٫۵ و۲۳٫۷ در هزار بیشترین و استان های گیلان، مازندران و تهران به ترتیب با ۱۲٫۹، ۱۴٫۲ و ۱۴٫۵ در هزار کمترین ولادت را به خود اختصاص داده اند.

سخت گیری بی مورد ممنوع!

بسیاری از خانواده ها و به خصوص خود دختران و پسران در انتخاب همسر سخت گیری داشته و نمی توانند فردی را انتخاب کنند. بنابراین در خانه ماندگار شده و هرچه از سن آنان می گذرد به خصوص برای دختران، شرایط ازدواج بسیار سخت می شود. ایرادهایی که آنان اغلب به موارد ازدواج خود می گیرند بسیار سطحی و بی مورد می باشد. پس باید بدانید که هبچ انسانی کامل نبوده و این زن و مرد هستند که در کنار همدیگر تکمیل کننده رفتار خویش خواهند شد.

والدین کمتر ایراد بگیرید

بسیاری از جوانان و نوجوانان در خانه توسط والدینشان تحت نظر بوده و فشاری برای عدم انجام کاری و یا انجام کاری بر خود احساس می کنند. والدین آنان مدام به هر کاری که فرزندشان انجام می دهد ایراد گرفته و او را سرزنش می کنند. این کار والدین اگر به یک تکرار و عادت تبدیل شود روزی حوصله فرزندشان را به سر می آورد و عواقب بسیار بد و سوء رفتار برای آنان به همراه دارد. بنابراین سر مسائل جزئی کمتر به فرزندانمان ایراد بگیریم.

خیانت تجربه ای تلخ

اکثر آنان که همسرشان به آنها خیانت کرده و درواقع به اصول زندگیشان پایبند نبوده اند نمی دانند که چگوه و چرا این اتفاق افتاده و همسرشان که همواره به وی اعتماد داشته و زندگی خود را به آنان اختصاص داده بودند به راحتی خیانت کرده و با نادیده گرفتن همه چیز مسئله ای را به وجود می آورند که راه برگشتی وجود ندارد. بنابراین باید در انتخاب خود دقت کرد و کسی را برای اینده انتخاب نمود که شناخت کافی از وی وجود داشته باشد.

احترام به اعضای دیگر خانواده

خانواده ها را می توان به دو دسته اساسی تقسیم کرد یک آنان که خانواده ای منسجم داشته و همواره بر اصول خانواده  پایبند هستند و در این خانواده ها احترام به همدیگر رعایت شده و هر عضوی می داند که چگونه در کنار دیگری برای به تعالی رسیدن خانواده تلاش کند اما گروه دوم خانواده هایی هستند که از هم پاشیده عمل کرده و آن کانون گرم را ندارند در این خانواده ها بیشترین مشکلات وجود داشته و بسیاری از ناهنجاری ها سر و شکل می گیرد.

با خانواده مان وقت بگذرانیم

بسیاری از مردانی که ازدواج می کنند، خود را مشغول مار و مسائل زندگی کرده و کمتر زمان خود را برای همسرشان می گذارند. درست است که تمامی تلاش آنان برای خشنودی همسرشان است اما باید بدانند که همسر آنان با دیدن مردشان و وقت گذرانی با او هست که خوشحال می شود حال اگر این وسط فرزندی نیز باشد دیگر لزوم وقت گذرانی با خانواده بسیار بیشتر شده و باید اهمیت داده شود.

تهدیدی خطرناک و بزرگ برای خانواده ها

زندگی اسلامی و شیوه عمل به آن خانواده ها را از آسیب های احتماعی دور نگه میدارد. گفتنی است بزرگترین خطر و تهدید خانواده های امروزی فاصله گرفتن آنان از سبک زندگی دینی است.

بر طبق گزارشات به دست آمده این گزارشات حاکی از آن است که: حجت الاسلام مسیح اله میرزایی در جمع مردم خرمدره، افزود: بدون شک ریشه تمام معضلات فرهنگی، ناهنجاری‌ها و بداخلاقی‌ها در خانواده ها و جامعه بی توجهی و غفلت از برنامه های دین در راستای چگونه زیستن و سبک زندگی دینی است.

وی با بیان نمونه هایی از روشهای تربیتی امام رضا(ع) در خصوص پرهیز از اسراف و خودبرتربینی، یادآورشد: انبیا و امامان معصوم(ع) در جهت تربیت دینی انسان‌ها تنها به نصیحت و موعظه اکتفا نکرده و خود از عاملین به دستورات دینی در عرصه زندگی فردی و اجتماعی بودند.

همچنین به گفته  میرزایی  وی اظهار داشت:برهمه پیروان به ویژه بر نمازگذاران فرض است که برنامه های دین را در تمام عرصه ها پیاده کرده و با عمل و رفتار خویش دیگران را نیز به یک زندگی هدایت کنید تا تفاوتی بین شما اهالی مسجد با دیگران که در این وادی حضور ندارند وجود داشته باشد.

زندگی بدون توجه به مسائل دینی تهدیدی برای بنیان خانواده

دور شدن از سبک زندگی اسلامی و بدون دین تهدیدی جدی برای خانواده ها است

به گزارش شارا به نقل از ایسنا، حجت‌الاسلام “میرزایی” در جشن میلاد امام رضا(ع) در مسجد امام حسین(ع) خرمدره با تبریک میلاد مسعود ثامن‌الحجج علی بن موسی الرضا(ع) و با اشاره به ضرورت سبک زندگی دینی، اظهارکرد: بزرگ‌ترین خطر و تهدید خانواده‌های امروزی فاصله گرفتن آنان از سبک زندگی دینی است.

وی ادامه داد: بی‌شک منشأ تمام معضلات فرهنگی، ناهنجاری‌ها و بداخلاقی‌ها در خانواده‌ها و جامعه عدم توجه به دین و برنامه های دینی و دوری از مباحث و سبک زندگی اسلامی است.

این مسئول با بیان نمونه‌هایی از روش‌های تربیتی امام رضا(ع) در خصوص پرهیز از اسراف و خودبرتربینی، افزود: انبیا و امامان در جهت تربیت دینی انسان‌ها تنها به نصیحت و موعظه اکتفا نکرده، بلکه خود از عاملان به دستورات دینی در عرصه زندگی فردی و اجتماعی بودند و لذا بر همه پیروان فرض است که برنامه‌های دین را در تمام عرصه‌ها پیاده نموده و با عمل و رفتار خویش دیگران را نیز به یک زندگی هدایت کنید تا کسانی که اهل دین و اسلام و مسجد هستند با افرادی که در این وادی نیستند مشخص شود.

تاثیر بد و منفی پوشش نا درست بر روی کانون خانواده

هسته اصلی و مرکزی جامعه را خانواده تشکیل می دهد و یکی از نقش های خانواده این می باشد اما متاسفانه رواج بی بند و باری می تواند تاثیرات بدی را بر روی خانواده و سپس جامعه بگذارد.

به گزارش ایران دیپلماتیک به نقل ازمهر، خانواده واحد بنیادین جامعه و کانون اصلی رشد و تعالی انسان است. برای حفظ و کیان و عظمت آن باید مردم و مسئولین بکوشند تا این واحد ارزشمند قداستش کمرنگ نشود.

یکی از مسائلی که می تواند کیان خانواده را به خطر اندازد بی بندو باری در پوشش است، چرا که بی بندو باری در پوشش به نوعی بی وبندباری در تحریک است و این امر بنیاد خانواده را سست و متلاشی می کند. غریزه جنسی یکی از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است، اما پس از ازدواج هر چه زمان می گذرد نقش غریزه جنسی در حفظ دوام خانواده کمتر می شود و به جای آن نقش عشق، تفاهم و وفاداری در بقای خانواده بیشتر می شود.

عریانی و خود نمایی آفت زندگی خانوادگی است و در یک کلام بی حجابی ریشه درخت خانواده را می خشکاند. این تجربه نه تنها در اسلام بلکه در دیگر مذاهب اجتماعی دنیا اثبات شده است و  این نتیجه حاصل شده که خانواده باید محفوظ و محترم بماند و زن و مرد باید دلبسته و وفادار یکدیگر باشند تا آشیان دلپذیری برای فرزندان خویش بنا کنند و با تربیت آنها، آینده جامعه خویش را ترسیم کنند.

اما در جامعه ای که برهنگی بر آن حاکم است هر زن و مردی همواره در حال مقایسه است، مقایسه آنچه دارد با آنچه ندارد و آنچه ریشه خانواده را می سوزاند. زنان و مردانی که در کوچه و بازار، اداره و دانشگاه با پوشش نامناسب ظاهر می شوند به دیگران فرصت مقایسه می دهند و این مقدمه ای برای ویرانی اساس خانواده است.

بنابراین هیچ جامعه ای نمی تواند بدون وجود خانواده ای درست رشد کند. در اسلام خانواده اهمیت بسیار دارد و شاید بتوان گفت که مطابق آنچه از مجموع معارف اسلامی استنباط می شود در میان نهادهای اجتماعی، خانواده در تربیت و تکامل انسان بزرگترین نقش و وظیفه را بر عهده دارد جامعه بدون خانواده پایدار نمی ماند.

ساعاتی هم با خانواده لذت ببریم

بسیاری از جوانان بیشتر ساعات خود را در بیرون از خانه و با دوستان خود سپری می کنند اینان نباید خانواده را از یاد برده و همواره باید به خاطر داشته باشند که خانواده انسان در اولویت قرار دارد زیرا این خانواده است که اولین نهاد تربیتی و مهمترین آن نیز است بنابراین باید احترام به خانواده را در دستور کار قرار داده و با یک برنامه ریزی خوب به تمامی کارها رسیدگی کرد

زندگی مشروط

چقدر سخت است انسان بخواهد درباره موضوعی ـ ‌زندگی و مرگ هم‌نوعان‌ـ نظر بدهد و حرف بزند که فقط خدایان می‌توانند از آن بگویند و حق تصرف در آن را دارند. به همین خاطر نوشتن را تا آخرین لحظه عقب انداختم تا ننویسم از آن‌چه که خدایان مالک آن هستند و ما آدمیان گمانمان این است که در آن حق تصرف داریم. اما نشد. به تازگی داشتم دستنوشته‌ای می‌خواندم درباره زندگی یک سرباز آمریکایی به‌نام اسلوویک. او تنها سرباز آمریکایی است که در تاریخ این کشور به جرم فرار از جنگ اعدام شده. بگذارید از زندگی او بگویم تا لحظه به مجازات رسیدنش: «اسلوویک اولین بار در کودکی به جرم دزدی دستگیر می‌شود. پس از آن هم، چهار بار دیگر به خاطر دله‌دزدی مجازات می‌شود که آخرین بار به جرم سرقت ۵۹ دلار از یک داروخانه است. در روز آزادی، در دفتر زندان مشخصات فردی او را چنین ذکر کرده‌اند: ۱۶۰ سانتی‌متر قد، ۶۴ کیلو وزن، چشم‌های آبی روشن، موهای حنایی‌رنگ، توانایی خواندن و نوشتن…

آخرین بار هیئت آزادی مشروط، به‌طور مشروط او را آزاد می‌کند؛ با این قول و قرار که در صورتی که جرمی مرتکب شود، او را به اشد مجازات برسانند و مجازات‌های قبلی هم به آن اضافه می‌شود… بلافاصله در یک مغازه لوله‌کشی‌ ـ نزد یکی از معتمدان هیئت آزادی مشروط ـ مشغول به کار می‌شود و زندگی برای اولین بار به این جوان افسرده و بدنام روی خوش نشان می‌دهد. او همسر آینده‌اش را در همان جا می‌بیند؛ دختری ۲۷ ساله، با اراده‌ای استوار و قوی. او بعدها در نامه‌ای خطاب به همسرش می‌نویسد: «اولین بار که در مغازه لوله‌کشی دیدمت، حس کردم همان دختری هستی که در زندان، در رویاهایم می‌دیدم. یادت هست چقدر میخکوبت شدم؟! همان جا حس کردم که دوستت دارم و به تو احتیاج دارم.» اسلوویک به شدت کار می‌کند که بتواند پولی جمع کند و به محبوبش برسد. در سال ۱۹۴۲ به دفتر هیئت آزادی مشروط می‌رود تا اجازه ازدواج بگیرد. یک هفته بعد، نامه‌ای رسمی به دستش می‌رسد: با درخواست شما موافقت شد.

در زندگی جدید، بهترین پشتیبانش را می‌یابد و فقط و فقط به عشق او زندگی می‌کند. در همان هفته اول ازدواج، به دو اتاق در زیرزمین خانه‌ای نقل مکان می‌کنند. و پس از چند هفته، یک تختخواب چوبی و یک ماشین پونتیاک دست دوم می‌خرد؛ به اقساط. خوشمزه این‌که چون آزادی مشروط داشت، نتوانست گواهینامه بگیرد و همواره همسرش رانندگی می‌کرد!

سال بعد، در اولین سالگرد ازدواجشان، به یک آپارتمان کوچک نقل مکان می‌کنند. هنوز اثاثیه خانه را جابه‌جا نکرده بودند که نامه‌ای به دستش می‌رسد: به این وسیله به اطلاع می‌رساند، برای آموزش و شرکت در میدان جنگ احضار می‌شوید… همسرش درباره آن لحظات گفته است: «در سکوت نشستیم و با هم اشک ریختیم. او گفت: مگر نمی‌دانی که آنها در انتظار چنین وقتی بودند. ۱۸ ماه قبل که از زندان آزاد شدم و چیزی نداشتم، به من احتیاج نداشتند. اما حالا که ازدواج کرده‌ام، زنم حامله است و این همه چیز باارزش به دست آورده‌ام، از من می‌خواهند به جبهه جنگ بروم!»

اسلوویک، سرخوش از زندگی، گویی فراموش کرده بود که جنگ جهانی دوم سال‌هاست که آغاز شده و او فقط و فقط به خاطر گذشته ننگینش همواره جزو فهرست معافی‌ها قرار داشته و اکنون به خاطر سوابق درخشان پس از زندانش، مستحق خدمت در ارتش شده. آن روزها، ارتش‌ها به سرباز بیشتر احتیاج داشتند!

اسلوویک در یکی از اولین نامه‌ها خطاب به محبوبش نوشته است: «عسلم، من بی تو نابود می‌شوم. حسی به من می‌گوید که دردسرهای زیادی در انتظارم خواهد بود. من نمی‌توانم با زندگی نظامی کنار بیایم… تو را به خدا گریه نکن، می‌دانم دیشب تا صبح گریه کرده‌ای. من خیلی خیلی تنهایم. آخرین باری که با هم بودیم، یادت می‌آید؟ من از خواب پا شدم و دیدم تو هنوز خوابیده‌ای. گریه‌ام گرفته بود. حالا هم گه‌گاه که نامه‌هایت را می‌خوانم و حس می‌کنم چه شرایط سختی داری، باز گریه‌ام می‌گیرد. خوشگلم، هنوز هم نمی‌فهمم چرا با من و تو این کار را کردند. ما خیلی عاشق هم بودیم. سزا نبود از هم جدایمان کنند. در حق کسی بدی نکردیم که سزاوار این جدایی باشیم…»

جالب است. در دوره آموزش نظامی، با همه کسانی که با او بوده‌اند، مصاحبه شده و این خصلت‌هایی است که از سرباز اسلوویک به یاد دیگران مانده: بچه خوبی بود… حاضر بود هر کاری برایت بکند… پسر خوش‌قلبی مثل او دیگر ندیدم… سرباز اسلوویک را به جبهه‌های اروپا اعزام می‌کنند و همه گفته‌اند که در فانسقه، به جای فشنگ و نارنجک دستی، لوازم‌‌التحریر می‌گذاشته! و در شب اول، در خط مقدم جبهه چنان می‌ترسد که می‌گریزد. دستگیرش می‌کنند و اسلوویک در اقرارنامه‌اش می‌نویسد زندگی‌اش را دوست دارد و اگر باز هم او را به خط مقدم نبرد بفرستند، فرار می‌کند.

در این زمان، صدها نفر مانند او بودند که از جبهه نبرد گریخته بودند و ارتش احتیاج داشت یکی را چنان ادب کند که بقیه حساب کار دستشان بیاید. و چه کسی بهتر از سرباز اسلوویک با آن گذشته ننگینش. در دادگاه نظامی محکوم به اعدام ‌شد. در آخرین روزها، نامه‌ای به آیزنهاور رئیس جمهور ایالات متحده می‌نویسد و از او تقاضای تخفیف مجازات می‌کند: «… من فقط می‌خواستم از خط مقدم به پشت جبهه منتقل شوم. من به خاطر ضعف اعصاب از کارهای خطرناک می‌ترسم. قطعا سوابق خلاف‌های گذشته‌ام را می‌دانید. بعد از آزادی از پنج سال زندان، دو سال آزادی مشروط برایم در نظر گرفتند. در آن دو سال، یک شغل خوب پیدا کردم و به خاطر سوابقم، ارتش کاری با من نداشت. پنج ماه که گذشت، تصمیم گرفتم ازدواج کنم. اکنون یک همسر بی‌نظیر و یک خانه خوب دارم. وقتی به هیئت اعزام به سربازی رفتم، به یک دلیل این شانس را داده‌اند تا در ارتش خدمت کنم که دو سال سابقه بسیار خوبی داشته‌ام… نمی‌دانم چطور به شما بگویم برای خطایی که مرتکب شده‌ام، جدا ابراز تأسف می‌کنم. آن موقع نمی‌فهمیدم دارم چه‌کار می‌کنم و معنی فرار را نمی‌دانستم؛ جرمی که سزایش مرگ است. عاجزانه از شما تقاضا دارم که به خاطر همسرم و مادرم به من رحم کنید…» به نامه‌اش توجهی نمی‌شود و او را برای اعدام می‌آورند. در همین حال، یکی از افراد جوخه اعدام، در برابر افراد لشکر که دورتادور میدان ایستاده بودند و بی‌صبرانه منتظر اجرای نمایش بودند، با نفرت فریاد می‌کشد: «دلم برای این حرام‌زاده نمی‌سوزد. من آن قلب لعنتی‌اش را سوراخ می‌کنم. اگر فقط یک تیر به قلب او خورد، بدانید گلوله من بوده.»

وقتی داشتند چشم‌هایش را می‌بستند، می‌گوید: «آنها به خاطر فرار از ارتش تیربارانم نمی‌کنند. آنها فقط می‌خواهند کسی را عبرت دیگران قرار دهند و من همان کس هستم. چون قبلا دزدی کرده‌ام، آنها مرا دارند اعدام می‌کنند، به خاطر نانی که در ۱۲ سالگی دزدیدم.» در آخرین لحظه، پدر روحانی که در تمام آن روز در کنار او بوده، می‌گوید: «وقتی آنجا از خواب برخاستی، برای من کمی دعا کن.» و او با خوش‌قلبی مخصوص خودش جواب می‌دهد: «باشد پدر، دعا می‌کنم به این زودی‌ها دنبالم نیایی!»

از همسران خود تعریف کنید

جمله ((عزیزم تو زیبا ترین همسر دنیا هستی)) و یا اینکه ((عزیز من، تو چقدر امروز فوق العاده شده ای.)) تاثیر بسیاری بر روحیه هر دو نفر داشته و باعث تحکیم روابط بین آنها می شود. بسیاری یر این عقیده هستند که نباید از کسی که دوستش داریم تعریف کنیم زیرا درواقع او را پر رو کرده و خود را کوچک کرده ایم. این سخن بسیار بیهوده می باشد زیرا درواقع شما از تنها کسی که باید در زندگیتان تعریف کنید، همسرتان می باشد. شنیدن این جملات می تواند در روحیه او تاثیر گذاشته، اعصاب او را آرام کرده و آرامش خاطر برای او به ارمغان بیاورد مخصوصا برای خانم ها شنیدن این جملات بسیار تاثیرگذار خواهد بود و از پیر شدن زودهنگام آنان جلوگیری خواهد کرد.همچنین بیان این جملات میزان اهمیت دادن ما به آن فرد را نشان می دهد.

این جملات را برای خودمان نگه نداریم، آنان آفریده شده اند تا برای عشقتان بیان شوند. بیان این جملات عاشقانه و تعریف کردن از کسی که دوستش دارید، علاوه بر فرد مخاطب، برای شما هم مفید خواهد بود. طبق تحقیقات مشاوران ما در مرکز مشاوره ازدواج بیان جملات محبت آمیز، هیجنات گوینده را تخلیه و برای داشتن یک زندگی خوب و به دور از تنش لازم خواهد بود.

پس از بیان آنها نترسیم و به فردی که دوستش داریم بگوییم که چقدر برای او اهمیت قائل بوده و تا چه میزان او را دوست داریم.

توجه و احترام به خانواده همسر

یکی از مواردی که زوج های جوان بعد از ازدواج باید به آن دقت ویژه ای داشته باشند بحث  توجه و احترام به خانواده یکدیگر است. گاهی ممکن است بعد از ازدواج عده کمی خانواده خود را فراموش کنند و یا یکدیگر را به دلایل بی ربطی از دیدن والدین خود محروم میکنند. اما نمیدانند که این رفتارها  در نهایت سبب ایجاد اختلاف بین خودشان میشود و دوام زندگی آنها را کمتر میکند. احترام به والدین همسربسیار مهم است و باید توجه ویژه به آن داشت ، بسیار نیکو و پسندیده است که در ایام هفته روزی را اختصاص دهید تا به دیدار پدر و مادر خود بروید و خود را بیشتر در دل آنها جا کنید. همچنین میتوانید گاهی با خرید یک شاخه گل و حتی یک بسته شکلات به آنها بفهمانید که ارزش والایی برای شما دارند و بسیار به آنها اهمیت میدهید تا از دعای خیر آنها نیز بهره مند شوید.

۹ گام مهم پس از خیانت همسر

به این موضوع فکر کنید که برملا کردن خیانت، چه پیامد هایی خواهد داشت

 

پس از آنکه متوجه خیانت همسر خود می شوید، باید چکار کنید؟ و چه کاری نباید انجام دهید؟ این مقاله به ما گام های موثری را بعد از خیانت همسر پیشنهاد می دهد:

 

زمانی که متوجه روابط پنهان همسر خود می شوید، وحشت، سردرگمی، رنج روحی و جسمی تمام وجود شما را فرا گرفته و شما را در وضعیتی تاریک و مبهم قرار می دهد. سیلی از نصیحت و راهنمایی از طرف خانواده و دوستان، کتاب ها، و اینترنت به سمت شما روانه می شوند. زندگی شما به شدت دستخوش تغییر می شود. مهم نیست چقدر همسر خیانت کار شما ابراز پشیمانی کند، شما قانع نشده و بی اعتمادی بر تمام وجود شما و رابطه تان سایه افکنده است.

 

در زیر ۹ راه برای برخورد با خیانت مطرح شده است:

  1. شما ممکن است بخواهید بلافاصله از طریق شبکه های اجتماعی، تلفن، یا ایمیل تمامی افرادی که می شناسید را از کاری که او با شما انجام داده است آگاه سازید. نفس عمیقی بکشید. با استدلال و براساس منطق رفتار کنید و از کارهای عجولانه و بدون فکر خود داری کنید.
  2. به خاطر داشته باشید که حتی اگر اکنون به نظر غیر ممکن برسد، اما ممکن است بتوانید مشکلات رابطه ی خود را حل کنید. با گذشت زمان ممکن است احساس کنید که می توانید او را ببخشید. اگر تمام آشنایان و دوستان خود را متقاعد کرده باشید که همسرتان با بی رحمی تمام به شما خیانت کرده و موجب رنج  دیدن شما شده است و این که باور کنند همسر شما را مانند یک هیولای دیو صفت تصور کنند، می تواند پذیرش مجدد او به عنوان همسر شما را برای آنها نیز بسیار دشوارتر سازد و واکنش های خانواده و دوستان شما می تواند حتی زمانی که مشکلات وخشم موجود میان شما و همسرتان برطرف شده باشد برای رابطه ی شما  موجب مشکلات متعددی شوند.

پس لطفا به هر کسی چیزی نگویید.

  1. این مسئله را تنها با افرادی که مورد اعتماد شما هستند مطرح کنید. پشتیبانی عاطفی، صرف نظر از اینکه رابطه ی شما نجات خواهد یافت یا خیر، برای تسلا و تسکین درد شما لازم است. خود را حبس نکرده و از دیگران دوری نکنید، شما به دوستان خوب خود برای ایجاد و حفظ توان کافی برای از سر گذراندن این سختی نیاز دارید.
  2. پس از آنکه وضعیت خود را با تعداد اندکی از دوستان مورد اعتماد خود در میان گذاشتید، ممکن است تصمیم بگیرید تا این موضوع را به همه بگویید. در چنین وضعیتی حتی اگر این کار را انجام دهید و این خبر بد در مورد همسرتان را در اختیار همه بگذارید، تصمیم شما دیگر عجولانه نیست و با فکر کافی انجام گرفته است. این مسئله نشان دهنده ی توانایی شما برای اتخاذ تصمیمات قاطع و دقیق و همچنین توانایی شما برای خویشتن داری و کنترل رفتارهای خود حتی در موقعیت های دشوار است.
  3. بلافاصله تصمیم به ترک خانه و اسباب کشی نگیرید. اگر نمی توانید با او زیر یک سقف باشید، ابتدا برنامه ی کوتاه مدتی برای ترک آن خانه بگیرید تا زمانی برای بدست آوردن ثبات از دست رفته خود داشته باشید. ممکن است حتی فکر کردن به زندگی با این فرد که شما فکر می کردید او را می شناسید، و نقاط ضعف و راز های خود را با او درمیان گذاشته اید، به نظر غیر ممکن برسد. اما به خود زمان کافی بدهید تا به اینکه چه چیزی به نفع شما خواهد بود فکر کنید و به راحتی بر اثر رنج وارده به خودتان صدمه نزنید. زوج های بسیاری هستند که پس از چند ماه از برملا شدن رابطه ی پنهانی یکی از آنها، دوباره زند گی در زیر یک سقف را شروع می کنند.
  4. انتقام جویی به بهبود شرایط کمک نخواهد کرد. برخورد های احساسی، چه در سخن گفتن و یا برخورد فیزیکی با همسر خیانت کار، کاری درقبال ریشه ی مشکل شما انجام نخواهد داد. اینکه بخواهید حرف های تند و آزار دهنده ای به او بزنید، کاملا قابل درک است، اما ولی این اقدامات ویرانگر می توانند هرگونه شانس بازسازی اعتماد و امنیت عاطفی میان شما را حتی کمرنگتر سازند. احترام متقابل در آینده تنها در شرایطی حاصل خواهد شد که با آگاهی کامل در جهت بدست آوردن آن اقدام کنید.
  5. بسیاری از مردم معتقدند که خشونت فیزیکی تنها زمانی اتفاق می افتد که مردی یک زن را کتک بزند. اعمال خشونت فیزیکی محدودیت جنسیتی ندارد. صرف نظر از آنکه چه کسی آغازگر خشونت باشد و یا مرتک اعمال خشونت بار شود،همواره نتایجی ویرانگر خواهد داشت.
  6. تعقیب فردی که با همسر شما رابطه داشته است یا ارسال مطالبی ناخوش آیند از او در شبکه های مجازی ممکن است اندکی خشنودی موقتی را برای شما در پی داشته باشد، ولی در درازمدت هیچ حاصلی نخواهد داشت. انرژی خود را برای این امور بیهوده مصرف نکنید.
  7. اگر دارای فرزند هستید، بیاد داشته باشید، مسئولیت حمایت از آنها با شماست. زمانی که حرف های بدی در مورد پدر یا مادر او می زنید، آنها رنج خواهند برد. شما سعی دارید فردی که موجب جریحه دار شدن احساست شما شده است را رنج دهید، اما ممکن است در پایان متوجه شوید که همزمان موجب رنج کودکان خود نیز شده اید، و آنها مستحق آن نیستند.

حتی با این راهنمایی ها، مواجه شدن با خیانت می تواند بسیار آزار دهنده باشد. سعی کنید متوجه شوید چه کاری به نفع شما خواهد بود. گاهی اوقات زوج ها می توانند بر مصائب ناشی از خیانت فایق آمده و رابطه ی خود را مانند قبل و یا حتی بهتر، بازسازی کنند. ولی بسیاری اوقات نیز چنین نتایجی ناممکن است. مهم نیست که وضعیت را چگونه می بینید، همزمان با بررسی راه های پیش روی خود سعی کنید با خودتان مهربان باشید ولی از احساس ترحم در قبال خود بپرهیزید.

حساسیت تازه عروسان و تاثیر آن در روابطشان با خانواده همسر

بسیاری از تازه عروسان ممکن است در ارتباط برقرار کردن با اعضای خانواده شوهر بعد از ازدواجبه مشکل بربخورند. در این بین بعضیها ممکن است عروس خانواده ای شوند که دیگر عروسان از دختران فامیل بوده و ازدواج فامیلی کرده اند و همین موضوع باعث میشود بیشتر احساس غربت و غریبی کنند یا ممکن است در دل بگویند که چون بقیه جاری ها از فامیل هستند پس آنها را بیشتر دوست دارند و به آنها اهمیتی نمیدهند. این گونه تفکرات گاه چیزی نیست جز خیالات و افکار تو خالی که بسیار خطرناک هستند برای روابط خانوادگی و ممکن است گاهی مشکلات جدی را به طور ناخواسته به بار آورند. این تفکر باعث میشود که شما به بقیه حسادت کنید و یک لحظه آرام و قرار را در زندگی خود تجربه نکنید و حساسیت بسیاری به خرج دهید . پس بهتر است اگر در چنین شرایطی هستید با دور کردن افکار منفی و تلاش برای برقرار کردن ارتباط صمیمی با اعضای خانواده سعی بر گرم تر کردن روابط کنید.

تفاهم در اخلاق و رفتار کلید خوشبختی

همانطور که از قدیم گفته اند تفاهم مهتمرین عامل در خوشبختی یک زندگی می باشد. بنابراین طبیعی است که این عامل را مهم شمرده و برای دستیابی به آن همه تلاش خود را انجام دهیم. هیچ دو نفری شبیه هم نبوده و همواره اختلافاتی در برخی زمینه ها وجود دارد به همین دلیل باید با انتخاب کسی که نزدیکترین ویژگی را به همسر ایده آل ما دارد، انتخاب کرده و طعم خوشبختی را بچشیم.

line-separator

اخلاق و رفتار موردی است که باید بیشترین تحقیق را درباره گزینه مورد نظرمان در آن زمینه داشته و حساسیت خاصی را برای آن به خرج دهیم زیرا اخلاق و رفتار هرکس در طی زندگی که دارد شکل گرفته و بستگی بسیاری به نوع تربیت و خانواده شخص دارد بنابراین این مسئله که بعد ازدواج اخلاق وی را تغییر خواهیم داد غلط بوده اما ناممکن نمی باشد. کسانی که در اخلاق و رفتار تفاهم دارند می توانند زندگی خوب را تجربه کرده و با همدلی در کنار هم بر مشکلات غلبه کنند. اما هستند بسیاری که در دوران نامزدی از برخی از خصوصیات اخلاقی خود پرده برداری نکرده و آن را کتمان می کنند به همین دلیل توصیه مشاوران ازدواج بر گرفتن مشورت و راهنمایی از افراد با تجربه و مشاورانی کاربلد است تا در انتخاب خود کوچکترین اشتباه را انجام نداده و آینده و زندگی خوب را برای خود رقم بزنیم.

لزوم مدیریتی اقتصادی بر روی هزینه های زندگی در ابتدای زندگی مشترک

بعد از ازدواج همه چیز خوب است و والدین شما برای رفاه حال شما یخچالتان را پر از مواد غذایی کرده اند.حتی برای چند روز هم غذا دارید، همه جا تمیز و مرتب و آماده است تا زندگی مشترکتان را با نشاط آغاز کنید. اما داستان دقیقا از جایی شروع می‌شود که برای خرید مایحتاج، پای شما به سوپرمارکت محله باز می‌شود.

به گزارش روزنامه خراسان؛ اگر تاکنون تجربه خرید نداشته‌اید، احتمالا هر چیزی که توجه شما را جلب می‌کند برمی‌دارید و چیزهای زیادی به خاطر می‌آید که نیاز دارید یا شاید بعدها به کارتان بیاید. همین می‌شود که کلی خرید مربوط و نامربوط انجام می‌دهید و زمان پرداخت هزینه اجناس، وقتی رقم مذکور را می‌شنوید، حس ناخوشایندی به شما دست می‌دهد و با خودتان می‌گویید: «وای خدای من این خرت و پرت‌ها چقدر گران شده است!»

بسیاری از خانواده‌ها با این ذهنیت که فرزندانشان به اندازه کافی بزرگ شده‌اند آن‌ها را روانه خانه بخت می‌کنند و از دادن برخی آموزش‌های کوچک و اساسی به آن‌ها غفلت می‌کنند. یکی از این آموزش‌های کوچک، آموزش خرید کردن برای منزل است. در ادامه مطلب به نکاتی اشاره می‌کنیم که برای خریدی مقرون به صرفه و اقتصادی لازم است بدانید.

 فهرست تهیه کنید

قبل از ترک خانه به هدف خرید، حتما فهرستی به همراه داشته باشید. این کار علاوه بر جلوگیری از فراموشی احتمالی سبب می‌شود که خریدهای نامربوط و بی برنامه کمتری انجام دهید و حساب و کتاب دستتان بیاید. همیشه خریدهایی را که در طول روز انجام می‌دهید، در دفترچه‌ای یادداشت کنید و هر ماه هزینه‌ها را جمع کنید و هزینه‌های انجام شده را تحلیل کنید. بدین گونه مدیر مالی زندگی خودتان می‌شوید.

 چه چیزی بخریم؟

برای تهیه فهرست خرید اولویت را به اجناس ضروری بدهید. برخی اجناس و غذاهای فانتزی بیشتر جنبه تفننی دارند و به اصطلاح بَرج محسوب می‌شوند نه خرج و می‌توان کاربرد آنها را به روزهای خاص یا مناسبت‌های خاص محدود کرد. به یاد داشته باشید که حذف برخی اجناس از سبد خانواده آسیبی به رشد، سلامت و شادابی شما نمی‌رساند؛ حتی در صورت استفاده، می‌تواند سلامت شما را به خطر بیندازد. به طور مثال می‌توان از سس مایونز، سوسیس و کالباس، چیپس و پفک و… نام برد. پس برخی اجناس مصرفی غیرضروری را حذف کنید و برای آن‌ها جایگزین‌های به صرفه تر و سالم‌تری پیدا کنید.

از کجا بخریم؟

به طور طبیعی برای هر کالای خاص، مرکز خاصی برای خرید آن وجود دارد که در مناطق مختلف شهر مستقر است. اگر وسیله نقلیه دارید می‌توانید از این مراکز اجناس موردنظرتان را تهیه کنید اما اگر وسیله نقلیه ندارید این کار برای شما چه از لحاظ مالی و چه زمانی به صرفه نیست. بهتر است مراکزی را برای خرید انتخاب کنید که علاوه بر دارا بودن بخش‌های موردنیاز قیمت‌هایشان هم مناسب‌تر از مراکز دیگر باشد. از تخفیفات فروشگاه‌های بزرگ استفاده کنید.

چه مقدار خرید کنیم؟

اینکه چه چیزی را به صورت کلی و چه چیزی را به صورت جزئی تهیه کنید، علاوه بر میزان مصرف به شاخص‌های دیگری نیز بستگی دارد. به‌عنوان نمونه در ابتدای زندگی بهتر است میوه و سبزیجات را به میزان خیلی کم تهیه کنید. این کار هم جلوی اسراف و خراب شدن آن‌ها را می‌گیرد هم باعث می‌شود که همه چیز را تازه تازه مصرف کنید. انبار کردن برخی اجناس علاوه بر صرف هزینه، سبب فاسد شدن و گذشتن تاریخ انقضای آن‌ها نیز می‌شود و گاهی اصلا فراموش می‌کنید که چنین جنسی را در خانه ذخیره کرده‌اید. تهیه برخی اجناس به صورت کلی به صرفه‌تر است زیرا دیگر نیازی نیست هزینه بسته بندی را بپردازید. به طور مثال خرید چند کیلو لوبیای باز به صرفه تر از خرید یک بسته لوبیا است یا خرید دستمال کاغذی تاشده فله‌ای در مقایسه با یک جعبه دستمال کاغذی به صرفه‌تر است. یادتان باشد قرار نیست هزینه شکیل بودن بسته‌بندی کالاها را شما بپردازید!

حد و مرز آشنایی به خصوصیات اخلاقی برای دو طرف

در زمانی که دو نفر تصمیم دارند برای آشنایی بیشتر به منظور ازدواج با هم ارتباط بیشتری داشته باشند باید توجه کنند که برای روابط خود  حد و مرز خاصی قائل شده و برای همدیگر آن را تعریف کنند. روابط به منظور ازدواج، باید برای شناسایی اخلاق و روحیات همدیگر بوده و در این مواقع والدین نیز خبردار باشند تا باعث بروز مشکلی خاص نشود