الگوهای خانواده و پرخاشگری کودکان

یکی‌ از دلایل‌ بسیار مهم‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ یادگیری‌ است. یعنی‌ کودکانی‌ که‌ الگوهای‌ رفتاری‌ پرخاشگرانه‌ داشته‌ اند، همانند الگوهای‌ خود رفتار می ‌کنند. چنانچه‌ پدر یا مادری‌ خلق ‌و خویی‌ عصبانی‌ و پرخاشگر داشته‌ باشند، مسلماً فرزندشان‌ نیز پرخاشگر خواهد شد. این‌ رفتار توسط‌ کودک‌ یاد گرفته‌ می ‌شود. از آنجا که‌ کودکان‌ با والدین‌ همانند سازی‌ می ‌کنند، بنابراین‌ بسیاری‌ از رفتارهای‌ پدر و مادر ناخودآگاه‌ توسط‌ فرزندان‌ فرا گرفته‌ می ‌شود. توضیح‌ این‌ که‌ فرایند همانند سازی‌ کاملاً ناخودآگاه‌ صورت‌ می ‌پذیرد.

نکته‌ دیگر این‌ که‌ حتماً لازم‌ نیست‌ والدین‌ با خودِ کودک‌ پرخاشگری‌ کرده‌ باشند؛ چنانچه‌ او شاهد رفتارهای‌ خشونت ‌بار پدر و مادر با افراد دیگر نیز باشد، این‌ گونه‌ رفتار را فرامی‌ گیرد. بنابراین‌ کودکان‌ از طریق‌ مشاهده، رفتارهای‌ والدین‌ را می ‌آموزند.

بر این‌ نکته‌ می توان تأکید کرد‌ که‌ کودکان‌ با چشمان‌ خود می ‌آموزند؛ یعنی‌ آن‌ چه‌ را مشاهده‌ می ‌کنند، یاد می ‌گیرند؛ حتی‌ اگر آن‌ رفتار به‌ طور مستقیم‌ در مورد خود آنها صورت‌ نگیرد. والدین کودکان به شدت پرخاشگر غالباً به هنگام اعمال قواعد و معیارها خشونت دارند و پرخاشگرند. یکی از پیچیده ترین و جامع ترین روش هایی که برای درک پرخاشگری در خانواده به کار رفته تحقیق «جرالد پاترسون» و همکارانش در مرکز یادگیری اجتماعی «شهر اورگون» بوده است. آنان برای مطالعه الگوهای کنش متقابل خانوادگی در خانه و مدرسه و ارتباط آن با مشکلات رفتاری کودکان مشاهدات مستقیمی انجام داده اند. افراد مورد مطالعه از خانواده هایی بودند که به دلیل مشکلات رفتاری مثل پرخاشگری، دزدی و سایر رفتارهای ضداجتماعی فرزند یا فرزندانشان به درمانگاه رجوع کرده بودند.

وقتی که واکنش خشونت آمیزی بروز می کند سایر اعضای خانواده کاری می کنند که باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه می شوند. برای مثال، برادری بر سر خواهرش فریاد می زند، خواهر بر سر او فریاد می زند و ناسزایی به او می گوید. در این موقع برادرش او را کتک می زند و این ماجرا ادامه می یابد. تمام این ها نشان می دهد که والدین می توانند در پاداش دادن و تنبیه کردن فرزندانشان رفتار با ثباتی داشته باشند و با استفاده از راه های مؤثر بدون این که با تنبیه شدید همراه باشد پرخاشگری کودکان را کنترل کنند و بازآموزی کودکان در دورانی نسبتاً کوتاه میسراست (فیض الهی، ۱۳۸۸).

بر این اساس می توان رفتارهای مختلف والدین کودکان پرخاشگر را به الگوهای زیر تقسیم کرد:

۱-عدم تشویق رفتارهای مناسب کودک:

درخانواده هایی که کودکان نافرمانی، پرخاشگری و رفتار مقابله جویانه بروز می دهند، مشخص شده که والدین هیچ توجه، تشویق و پاداشی برای رفتار خوب فرزند خود قائل نمی شوند. بنابراین کودک هم هیچ دلیلی برای ارائه رفتار خوب ندارد. زیرا می داند که پدر و مادر پاسخی به این رفتار وی ندارد. در عوض والدین به رفتار نادرست و نامناسب وی با عصبانیت و خشونت پاسخ می دهند. بنابراین کودک هم برای جلب توجه آن ها، حتی توجه منفی، شروع به نافرمانی و پرخاشگری می کند.

۲- در نظر نگرفتن تنبیه مناسب برای رفتارهای بد کودک:

در بعضی خانواده ها بسیاری از والدین نمی توانند شیوه مناسبی برای تنبیه فرزند خود اتخاذ نمایند و کودکان در این قبیل خانواده ها در قبال رفتار صحیح و مناسب خود تشویق نمی شوند و همچنین به خاطر رفتار نادرستشان تنبیه مناسب دریافت نمی کنند. سرانجام این پرخاشگری، نافرمانی و رفتارهای مقابله ای در اثر مرور زمان به بخشی از شخصیت آینده کودک تبدیل می شوند. بعضی از والدین به فرزند خود اجازه هرگونه رفتار نامناسبی را می دهند و ناگهان آن ها را به شدت تنبیه می کنند. چنین رفتار بی ثباتی از سوی والدین باعث می شود که کودک هنگام بلوغ و در بزرگسالی به انجام رفتارهای ضد اجتماعی شدیدتر و خطرناک تری دست بزند.

۳- استفاده بیش از حد از تنبیه:

استفاده زیاد از تنبیه، روشی است که به جای حل مشکلات، سبب افزایش آن ها می شود. والدین که بیش از حد از تنبیه برای کنترل فرزند نافرمان خود استفاده می کنند، اعتقاد دارند که تنبیه هیچ اثری ندارد و کاملاً هم درست می گویند. این کودکان نسبت به تنبیه مصونیت پیدا می کنند، زیرا هیچ راهی برای فرار از این برخورد ندارند، استفاده زیاد از تنبیه به کودک می آموزد که برای فرار از مجازات به خاطر رفتار ناهنجارش، دروغ بگوید. در خانواده هایی که شیوه اصلی تربیت کودک، تنبیه افراطی است، کودک احساس ترس از والدین می کند و از آن ها دوری می نماید. تنبیه اگرچه باعث توقف رفتار نامناسب امروز می شود اما سبب تغییر رفتار کودک در روزهای بعد نمی گردد و انگیزه کودک برای بروز رفتار نامناسب را به هیچ وجه از بین نمی برد.

۴- ناهماهنگی در پیگیری یک روش تربیتی

بعضی والدین دائماً در حال شروع، توقف و تغییر برنامه های تربیتی کودک خود هستند. این ناهماهنگی در برنامه ها به مرور باعث وخیم تر شدن مشکلات رفتاری کودک می گردد. اگر قوانین خانه، هماهنگ و ثابت نباشد، کودک متوجه می شود که گاهی اوقات می تواند قوانین را زیرپا بگذارد. به عبارت دیگر، عدم فرمانبری وی گاه گاهی تقویت می شوند و رفتارهایی که تقویت یا تشویق نامرتب دریافت می کنند، سرانجام نسبت به هرگونه تغییر مقاومت خواهند کرد. هر زمان که تصمیم بگیرید، قواعد و تشویق ها و جریمه هایی را که در خانه مشخص کرده اید، نادیده بگیرید، در حقیقت برخی از رفتارهای مقابله جویانه کودک خود را تقویت کرده اید.

۵-تشویق رفتارهای نامناسب

بسیاری از والدین ناآگاهانه کاری می کنند یا حرفی می زنند که باعث تشویق رفتار نامناسب فرزند خود می گردد. برای مثال گاهی اوقات والدین به نافرمانی کودک می خندند یا هنگام صحبت با دیگران، ناگهان حرف خود را قطع می کنند تا به سخنان فرزند خود که مرتب باعث توقف صحبت آن ها دیگران می شوند توجه نمایند. در مواردی دیگر والدین به قشقرق های کودک با یک بوسه یا بغل کردن وی پاسخ می دهند و یا هنگامی که کودک در فروشگاه شروع به گریه و زاری می کند برای او شکلات یا خوراکی می خرند. در تمامی این موارد، خنده والدین، توجه و پاداش ها باعث تقویت رفتارهای نامناسب کودک می شود. همچنین مواقعی که والدین به واسطه گریه و زاری یا اعتراض کودک، دست از خواسته خود بر م یدارند، نافرمانی کودک تقویت خواهد شد. در این صورت کودک یاد می گیرد که اگر مقاومت یا اعتراض کافی کند، می تواند به خواسته خود برسد (اکبری، ۱۳۸۱).

دستورالعمل هایی برای ارتباط والدین-کودک

داشتن یک رابطه خوب، یک مهارت مهم فرزندپروری است. زمانی که ارتباط مثبتی بین والدین و فرزند برقرار باشد فرزندپروری لذتبخش تر هم خواهد بود.چه کودک نوپایی را پرورش دهید و چه یک نوجوان را، برقراری یک رابطه خوب، کلید ایجاد عزت نفس و همینطور احترام متقابل است.

اصول اساسی ارتباط خوب والد-کودک

  • بگذارید کودکتان بداند شما علاقه دارید هروقت که کودک نیاز داشت درگیرش شوید و کمکش خواهید کرد.
  • زمانی که کودکتان می خواهد با شما صحبت کند تلویزیون را خاموش کنید یا روزنامه را کنار بگذارید.
  • زمانیکه فرزندتان دارد چیز مهمی می گوید از حرف زدن پشت تلفن خودداری کنید.
  • گفتگویتان بین خودتان بماند مگر اینکه افراد دیگری بطورمشخص درگیر در موضوع باشند. بهترین ارتباط بین شما و فرزندتان زمانی صورت می گیرد که کسی دوروبرتان نباشد.
  • شرمنده کردن یا مورد خطاب قرار دادن کودکتان در جلوی جمع، فقط موجب بروز خشم و خصومت در او می شود، نه ارتباط خوب.
  • مثل برجی بالای سر کودک تان نایستید. طوری قرار بگیرید که هم-قد کودک شوید و آنگاه گفتگو کنید.
  • اگر از رفتار یا حادثه ای خیلی عصبانی هستید، تا زمانیکه آرامش خود را بدست نیاورده اید وارد مکالمه نشوید زیراتا قبل از آن نمی توانید حالت بی طرف داشته باشید. بهتر است مکث کنید، آرام بگیرید و بعدا با فرزندتان حرف بزنید.
  • چنانچه خیلی خسته باشید، زور زیادی می برد تا شنونده ی فعال باشید. شنونده ی واقعا فعال بودن کار دشواری است و زمانیکه ذهن و بدنتان خسته است بیشتر سخت می شود.
  • بادقت و همراه با ادب گوش دهید. وقتی کودک سعی دارد ماجرایش را بگوید حواسش را پرت نکنید. با کودکتان همچون بهترین دوست خود خوشرفتار باشید.
  • مشکل را زیادی بزرگ نکنید، همچون کسی که درحال کشف موضوعات جزئی از یک داستان است و هرگز به خود بچه اجازه نمی دهد که ادامه دهد. اینها والدینی اند که به حاشیه یک رویداد، بیشتر واکنش نشان می دهند در حالیکه صورت مسئله را فراموش می کنند، مثلا کودک شروع به گفتن آنچه رخ داده می کند و پدر یا مادر می گوید «برام مهم نیست که اونها دارن چیکارمی کنن، بهتربود تو خودت رو درگیر این چیزها نمی کردی.»
  • نپرسید چرا، بلکه بپرسید که چی شده.
  • اگر چیزی درباره وضعیت پیش آمده می دانید، با اطلاعاتی که دارید خیال کودکتان را راحت کنید.
  • از چشم یک بزرگسال حرف زدن (“وقتی حرفم تمام شد حرف می زنی”، “من میدونم چی برات بهتره”، “فقط چیزی که من میگم رو انجام بده تا مشکل حل شه”)، موعظه و نتیجه اخلاقی گرفتن را به حداقل برسانید چونکه این روشها برای ایجاد ارتباط مفید نیستند و دریچه ی ارتباطی را می بندند.
  • از کلمات یا عبارات سخیف ازقبیل “خفه شو”، “احمق”، “تنبل” استفاده نکنید: «احمق! اون اصلا معنی نمیده» یا «تو چی می فهمی، تو فقط یه الف بچه ای».
  • در برنامه ریزی بعضی مراحل خاص، کودک رابرای رسیدن به راه حل یاری کنید.
  • نشان بدهید که خود کودک موردقبول شماست، جدای از کرده و نکرده هایش.
  • کودک را برای برقراری ارتباط با دیگران تقویت کنید. با پذیرش او، و تمجید از تلاشش در برقراری ارتباط، این کار را انجام دهید.

کلمات مناسب برای شویق و تمجید از کودک

کودکان در سایه ی توجهات مثبت رشد می کنند. آنها نیاز دارند که بفهمند دوست داشته می شوند و قدرشان دانسته می شود. اکثر والدین بازخورد منفی دادن را ساده تر از بازخورد مثبت می دانند. با گزینش و کاربرد روزانه ی برخی از عبارات زیر با فرزندتان، درخواهید یافت که او توجه بیشتری به شما نشان خواهد داد و تلاش خواهد کرد تا قدردان شما باشد.

بله    درسته   خوبه    خیلی خوبه    فوق العاده جالب    بحق که یک مردی

درسته    صحیح    شگفت انگیز    از روشی که بکار گرفتی خوشم اومد    ازت ممنونم (بهت افتخار میکنم)

خوبه    به به (لحن حیرت و تحسین)    وای پسر    خیلی قشنگه    کار خوبیه    عالی داری پیش میری

ارزوی موفقیت برات دارم  …..این راهشه

خیلی بهتر شده      اوکیه    داری بهتر انجامش میدی

ایده ی خیلی خوبیه    چه ایده ی هوشمندانه ای

خودشه  کار خوبیه    خوبه که خودت کنترلش می کنی

از روشی که در……… بکار گرفتی خوشم اومد

متوجه شدم که در ……… پرچمت بالاست

………..لذتبخشی باهات داشتم

تو توی ……… …. بیشتر و بیشتر داری پیشرفت می کنی

موقع انجام… ……………. مسئولیت پذیری زیادی از خودت نشون دادی

راهتو برو

ارزش راهی که میری رو می دونم

تو توش عالی هستی

تو بهترینی

یاداور خیلی خوبیه……

زیباست

از این کار تو (کار را نام ببرید) خوشم اومد

از اینکه بدون اینکه ازت خواسته بشه (یا یادآوری بشه) فلان… …..کارو کردی خوشم اومد

مطمئنا خوشحالم که تو پسر/دختر منی

به چیزی که حقت بود رسیدی

دوستت دارم

 

می توانیدبه آنها نشان دهید چه احساسی دارید، همانطوری که به زبان می آوردید:

با لبخند

با تأیید سر

با بخشی از شانه، سر، زانو

چشمک زدن

علامت یا ژستی بمعنای تأییدکردن

بزن قدش

گونه را لمس کنید

قلقلک بدهید بخندید (با کودک بخندید، نه به او)    به پشتش دست بکشید

در آغوش بگیرید

نکات نهایی:

اگر کودکی با انتقاد زندگی کند، می آموزد که محکوم کند.

اگر کودکی با خصومت زندگی کند، می آموزد که ستیزه جو باشد.

اگر کودکی با تحقیر زندگی کند، می آموزد که شرمنده باشد.

اگر کودکی با ترس زندگی کند، می آموزد که مضطرب باشد.

اگر کودکی با احساس شرم زندگی کند، می آموزد که احساس گناهکار بودن کند.

اما

وقتی کودکی با سعه صدر زندگی کند، می آموزد که صبور باشد.

اگر کودکی با تشویق زندگی کند می آموزد به خود اطمینان داشته باشد.

اگر کودکی با پذیرش زندگی کند می آموزد که عشق بورزد.

اگر کودکی در زندگی اش به رسمیت شناخته شود خواهد آموخت که هدف داشتن خوب است.

اگر کودکی با درستکاری زندگی کند، یاد می گیرد که حقیقت چیست.

اگر کودکی با انصاف زندگی کند عدالت را می آموزد.

اگر کودکی در امنیت زندگی کند، می آموزد به خود و اطرافیانش اعتماد ورزد.

اگر کودکی دوستانه زندگی کند می آموزد که جهان جای خوبی برای زندگی کردن و دوست داشتن و دوست داشته شدن است. 

کودک  مشاوره خانواده  زناشویی

استفاده از کارتهای مقابله با اضطراب

یک ابزار مهم برای مقابله بااضطراب کودک شما توانایی تغییر افکار مضطرب به تفکر متوازن و آرام است. با اینحال، به یاد داشتن استفاده از ابزارهای مقابله ای برای کودکان و نوجوانان هنگامی که مضطرب هستند میتواند بسیار دشوار باشد. آنها چنان بر روی احساساتشان به بودن در خطر متمرکز هستند که فراموش میکنند که راهی دارند که میگوید آیا خطر وجود دارد یا نه؟ ( و عموما وجود ندارد).

با اینحال کودک شما با تمرین میتواند استفاده از افکار مقابله ای را بر روی خویش یاد بگیرید. این روش می‌تواند به واقع مفید باشد چنانچه شما همیشه نیستید که به کودکتان نسبت به استفاده از ابزارها یادآوری کنید ( برای مثال، زمانی که در مدرسه است، یا در خانه یک دوست خواب مانده باشد).

بنابراین، یک ابزار خوب کمک به کودک و نوجوان شما کارتهای شناختی مقابله ای است. بگذارید شما را با این روش آشنا کنیم.

کارتهای شناختی مقابله ای چیست؟

کارتهای شناختی مقابله ای می‌توانند کارتهای راهنمای کوچک  با جملات کوتاه مهارتهای مقابله ای باشند که کودکان قادرند به هنگام اضطراب استفاده کنند. کارتها یادآورهای قابل انتقالی هستند که اضطراب را مدیریت می‌کنند.

چه چیزهایی برای قرا دادن در کارتها مفید هستند؟

  • یک یادآور که علائم فیزیکی اضطراب هستند ( برای مثال، عرق کردن کف دست ، معده درد)
  • اسمی که کودک شما به اضطراب می‌دهد ( برای مثال، آقای نگرانی، آفت، اشکال)
  • یادآوری اینکه اضطراب خطرناک نیست و تا ابد باقی نمی‌ماند.
  • جملات تربیتی مثبت ( برای مثال، من می‌توانم از پس این برآیم)
  • یاداوری برای استفاده از برخی مهارتهای مقابله ای ( برای مثال، من می‌توانم نفس عمیق بکشم)
  • برخی حقایق که کودک یا نوجوان شما قبلا برای کاهش اضطراب به خود می گفتند ( برای مثال، شانس ربوده شدن واقعا پایین است)

چگونگی انجام این روش:

قدم اول: مطمئن باشید که کودکتان همراه می شود.

برای مفید بودن کارت‌های مقابله ای، کودک شما نیاز به احساس آن دارد که جملات مقابله ای واقعا به طور شخصی مفید خواهند بود. کودکان و نوجوانان اگر در ایجاد آنها درگیر باشند بیشتر احتمال دارد که از آنها استفاده کنند. این فکر خوبی نیست که خودتان به طور ساده بنویسید و به آنها بدهید.

چه چیز باید بگویید که کودکتان را در این کار با خود همراه کنید؟

تو واقعا این روز ها در مدیریت اضطرابت خوب عمل کرده ای. چرا یک راه دیگری را برای تسلط بیشتر یاد نگیریم؟ ما میتوانیم چیزهایی را روی کارتها بنویسیم که میتوانند به تو کمک کنند که احساس آرامش کنی. این کارتها ابزار دیگری برای مقابله با اضطراب تو می شوند.

برای نوجوانان:

اگرچه باید کودکتان را برای توسعه جملات مقابله ای تشویق کنید، کودکان بزرگتر و نوجوانان می‌توانند به هنگام نوشتن کارتها به قدری مستقل تر باشند. آنها می‌توانند تصمیم بگیرند که کدام ابزار برایشان بیشتر مفید است. شما می‌توانید توضیح دهید هنگامی که احساس اضطراب میکنیم یاداوری تمام مهارتهایی که برایمقابله با اضطراب یاد گرفتیم سخت است. نوشتن آن مهارتها بر روی کارت‌های مقابله ای شاید به انها کمک کند که به یاد بیاورند که کدام ابزار دفعه قبل برایشان مفید بود و مایلند کدام مهارت را دفعه بعد استفاده کنند.

قدم دوم: تبدیل ان به یک بازی

ساختن کارتهای شناختی مقابله ای نباید کار های عادی باشند، لذت بردن در حال تلاش برای ایجاد انها با جملات خوب  که کودک شما آن را در مدیریت اضطرابش مفید خواهد یافت مهم هستند.

در اینجا چند راه برای مفرح کردن این ابزار وجود دارد:

درگیر کردن خانواده! همانند همه ابزار برای مقابله با اضطراب باید همه خانواده با هم بر روی هدف مقابله با اضطراب کار کنند. والدین، برادران و خواهران همگی می‌توانند در ساخت این کارتهای مقابله ای شرکت کنند.

تبدیل آن به پروژه هنری!  تزئیین آن با جوهر رنگی، نگین های درخشان، برچسب ها، ستاره های طلایی و مقوا ها در رنگهای مختلف. این روش، ایجاد و استفاده از کارتهای مقابله ای را به پروژه تفریحی تبدیل می‌کند.

قدم سوم: پاداش دادن به کودکتان را به خاطر داشته باشید.

طبق معمول، این مهم است هنگامیکه کودکتان در مدیریت اضطراب موفق شده یا هنگامیکه که برای مدیریت اضطراب تلاش کرده ( ولی کاملا قادر به انجام نبوده است) به او پاداش دهید. این کار می‌تواند شامل گفتن جملاتی مثل: «داری یک کار خوب میکنی، من به تو افتخار می‌کنم» باشد.

با یک پاداش کوچک نیز سرگرم می‌شود ( داستان گفتن، بازی با یک تخته سرگرم کننده باهم، یک روز خانوادگی مفرح داشتن، یا دادن یک ویدئو گیم به او اگر کودکتان برای مدت طولانی برای مدیریت اضطراب کار می کرده است).

چند مثال از کارتهای مقابله ای

کارت مقابله ای یک: علی

علی حملات هراس دارد و از داشتن حمله قلبی می‌ترسد. او مدیریت اضطراب خود را بوسیله انجام آرامبخشی عضلانی شروع کرد و حال مقابله با ترسهایش در مورد علائم حملات هراسی می باشد.

 

coping-cards-1

کارت مقابله ای دو: سوسن

سوسن وقتی در مدرسه است بسیار مضطرب می‌شود. او نگران است که دیگر بچه ها او را دوست نداشته باشند، و آنکه، اگر انها بدانند که او اضطراب دارد به او خواهند خندید و مسخره اش خواهند کرد. او دارد یاد می‌گیرد که افکار مضطرب خود را شناسایی کند و آنها را به چالش بکشد و بیشتر به افکار واقعی فکر کند.

کارت مقابله با اضطراب

کمک به یادگیری زبان کودک (۳ تا ۷ ساله)

والدین یادگیری را بالا میبرند و می توانند به موفقیت کودک در مدرسه کمک کنند.

زبان اول کودک خود را تمرین کنید

اگرچه یادگیری زبان انگلیسی مهم است به همان اندازه مهم است که کودک شما به صحبت کردن زبان اول خود ادامه دهد. این به او کمک خواهد کرد که انگلیسی را سریعتر یاد بگیرد. مهارتهای خوب در صحبت زبان در خانه اعتماد به نفس را خواهد ساخت. اینجا تعدادی کار هست که شما میتوانید با کودک به زبانی که در خانه صحبت میکنید انجام بدهید:

  • با یکدیگر صحبت کنید و تجارب خانواده را به اشتراک بگذارید
  • نامه هایی به اعضای خانواده بنویسید
  • تکالیف مدرسه را باهم مرور کنید
  • موضوعات متفاوت را بخوانید
  • در مورد کتابها، فیلم ها، برنامه های تلویزیونی و اتفاقات بحث و گفتگو کنید
  • در یک کتابخانه عمومی ثبت نام کنید
  • اغلب به کتابخانه عمومی سر بزنید و کتابهایی را به زبان اول کودکتان یا انگلیسی امانت بگیرید
  • علایق و سرگرمی های کودکتان را تشویق کنید

برای آموزش کودک خود بیشتر بخوانید:

آموزش کودک و نوجوان

اگر کودک شما در دوره ابتدائی است، اینجا روشهایی وجود دارد که شما می توانید به آنها برای موفقیت در مدرسه کمک کنید.

  • اشعار کودکانه و ترانه هایی را بهمراه حرکات دست در زبان انگلیسی و زبان اول خود بگویید.
  • با کودکتان برای او هر روز در زبان انگلیسی و یا زبان اول خود بخوانید ( حداقل ده دقیقه در روز)
  • به کودکتان نشان دهید شما چگونه نوشتن را استفاده می‌کنید.
  • فرصتهایی را برای نمایش نام کودکتان پیدا کنید
  • به جای صدای حروف از نام حروف استفاده کنید
  • حروف مغناطیسی را برای خانواده جهت نوشتن و خواندن پیامها تامین کنید
  • یک محیط کار تعریف شده واضح را فراهم کنید و مصالح ضروری را تامین کنید جهت تمرین زودهنگام خواندن و نوشتن.
  • اتفاقات و افراد داخل کتاب را با ایده ها و تجارب خود مقایسه کنید.
  • از یک تخته پیام رسانی برای ارتباط با اعضای مختلف خانواده استفاده کنید و حرف ها و پیام های خود را روی ان به صورت روزانه بنویسید.
  • به اعضای خانواده نامه، کارت تبریک و پیام بنویسید و انها را تشویق به جواب دادن کنید.
  • جدول متقاطع کلمات ساده و پازل جستجوی کلمه را امتحان کنید.

بیشتر بخوانید:

رشد زبان کودک: ۱۰ تا ۱۲ ماهگی

اینجا روشهایی وجود دارد که شما می‌توانید به رشد سواد نوجوان خود و مهارتهای حساب هنگامی‌که به دبیرستان انتقال میابند کمک کنید.

  • مقالات روزنامه را بخوانید، تلویزیون نگاه کنید و پوشش خبری رادیو را گوش کنید و درباره مجلات و ژورنالها بحث و گفتگو کنید.
  • لیست های خرید را با یکدیگر آماده کنید و قیمت ها، اندازه ها و برند ها را مقایسه کنید. این روش خوبی برای استفاده از آگهی های آخر هفته برای پیدا کردن بهترین تخفیف میباشد.
  • به آگهی ها باهم نگاه کنید و برآورد کنید که شما چه مقدار پول میتوانید پس انداز کنید اگر برندهای مختلف را بخرید.برای مثال، قیمت های لباس را در فروشگاه های مختلف یا تجهیزات ورزشی را در فروشگاه های وسایل ورزسی مقایسه کنید. همچنین این یک روش خوب برای آموزش نوجوانتان درباره پیدا کردن قیمت های خوب میباشد.
  • کوپن ها را جمع کنید و ببینید شما چقدر میتوانید پس انداز کنید
  • بازیهای منطقی ریاضی بازی کنید یا با یک ماشین حساب یا کامپیوتر کار کنید.
  • نمودار اطلاعات متفاوتی را رسم کنید، شاید برای مصرف گاز خانواده، صرف وقت تماشای تلویزیون، صرف زمان در اینترنت یا برای گوش دادن به سی دی و دیگر موسیقی ها، و با نوجوان خود درباره نمودار بحث و گفتگو کنید.
  • با نوجوان خود درباره محیط زیست گفتگو کنید. از او بخواهید به استفاده برق نظارت کند و به باغبانی و برنامه های بازیافتی کمک کند.
  • بازیهای زبانی و املایی بازی کنید. مانند خط خطی کردن، لولو بازی (Boggle) یا بازی اسم و شهرت و املای صحیح و معانی درست کلمات را جستجو کنید.
  • نوجوان خود را برای خواندن بصورت مستقل تشویق کنید. او می‌تواند مجلات، روزنامه ها، کتابهای کمیک یا هرچیزی را به انتخاب خودش بخواند.
  • یک حس مسئولیت را با کودک خود بواسطه اختصاص کارهای منظم رشد دهید. برای مثال، آماده کردن میز، خالی کردن ماشین ظرف شویی، تمیز کردن اتاق، لباس شویی، گرد گیری و مقدمات پخت و پز.

با نوجوان تان یک برنامه برای کارهای روزانه خانه، تکالیف و بازبینی ایجاد کنید. جای خوبی برای خواندن پیدا کنید:

  • بدون حواس پرتی ( تلویزیون، تلفن، استودیو، بازیهای ویدئویی). یک علامت «مزاحم نشوید» قرار دهید اگر ضروری است.
  • یک صندلی مناسب و میز با یک سطح صاف که عاری از درهم ریختگی است.
  • نورپردازی خوب

مطمئن باشید که نوجوانتان موارد زیر را داراست:

  • دستور کار مدرسه با تکالیف ذکر شده
  • کتابهای درسی، نوشت افزار
  • دسترسی به کامپیوتر ( اختیاری)
  • دیکشنری ( لغت نامه)

پیشنهاداتی جهت حفظ عادات خوب مطالعه هنگامیکه تکلیف خانه اختصاص داده شده وجود ندارد.

اگر کودک شما می‌گوید که هیچ تکلیفی برای هر روز وجود ندارد، کارهای زیر میتواند استفاده شود.

  • شروع به کار بر روی موضوع بعدی که در کلاس پوشش داده شده.
  • رئوس مطالب تکلیف بعدی مقتضی را طراحی کنید.
  • یاداشتهای قبلی را مرور کنید.
  • فرمولهای علمی و ریاضی را تمرین کنید.
  • کودک خود را در تکالیف فعال بکار بگیرید، مانند آماده سازی یک پروژه که یادگیری جدیدی را در یک واحد تکمیل شده نشان می‌دهد. درباره این فصلی که خود او نوشته بنویسید یا صحبت کنید.
  • افسردگی  ذهن آگاهی  نوزاد

کودکانتان را علاقه مند به یادگیری کنید

برای هر پدر و مادری چیزی هیجان انگیزتر از مشاهده کودکی نیست که با علاقه شدید در حال شناخت بیشتردنیای پیرامون خود است. بیشتر بچه های کوچک یک دوره زمانی کنجکاوی و پرسش-گری دارند، و شما لازم است به کودکتان نشان دهید که این شیوه ی کاملا درست زندگی است. اگر کودکتان در مورد همه چیز سوال کند و ارزش صوری و عینی را به چیزی نگیرد، بزرگ که شد فرد بسیار با استعدادی خواهد شد. راه‌های زیادی هست که می توانید این نوع استعداد را در یک بچه پرورش دهید، و بایستی به بهترین نحو این کار را انجام دهید. چنانچه ممکن است همه کودکانتان را به این کار تشویق کنید. در ادامه تعدادی از این راهکارها را بیان می کنیم که نشان می دهد چگونه می توان این کار را کرد.

برای مطالعه بیشتر در زمینه کودک بخوانید:

آموزش کودک و نوجوان

نخست، لازم است از سنین بسیار پایین کودکتان، کتابهای شخصیت ساز برای زندگی او فراهم کنید. حتی پیش از آنکه کودکتان بتواند بفهمد چه می گویید، بایستی کتابهای مصور برایش بخوانید و برایش شرح دهید که چه اتفاقی می افتد. شاید این امر بیجا به نظر برسد، اما مطالعات نشان داده اند که این کار منجر به کودکی بسیار سخن ور و خوش صحبت می شود. هرچه کودک بزرگتر می شود، شروع به یادگیری کتاب‌های پیچیده تر می کند. نگران نباشید که او از سطح مطالعه ی مربوط به سن خودش فاصله بگیرد.هرچند ممکن است این کار مهارتهای خواندن کودکتان را بهبود نبخشد، اما به تکامل سطح فهم او کمک می کند.

به همراه کودکتان تحت عنوان گردش سری به کتابخانه بزنید. یک یا دو بار در هفته کتاب های جدید بگیرید، و کودکتان را تشویق کنید کتاب ها را تا دفعه ی بعد که بتواند کتابها را با بقیه معاوضه نماید تمام کند. اغلب کتابخانه ها یک تعداد برنامه های تابستانی برگزار می کنند، یعنی بچه ها با فهرست بندی کتابهایشان جایزه می گیرند. اگر تصور می کنید کودکتان واقعا علاقه شدیدی به مطالعه دارد  بهترین راه این است که هربار یک بستنی برایش جایزه بدهید.درغیراین صورت باید از این برنامه ها صرف نظر کنید، زیرا که این قبیل برنامه ها این پتانسیل را دارند که مطالعه را نهایتا وسیله ای برای رسیدن به یک جایزه کنند.

در زمینه یادگیری کودکان بیشتر بخوانید:

یادگیری و بازی کردن کودک ۱ تا ۲ سال

هم چنان که کودکانتان کتابخوانان حرفه ای می‌شوند، لازم خواهد بود آنها را به سمت سطوح قانع کننده تری سوق دهید.اهمیتی ندارد اگر بچه ی کلاس اولی شما کتابی مربوط به بچه های کلاس دهم را تا جایی می خواند که بفهمد، و با چیزی که شما نمی خواهید بخواند مواجه نمی شود. شما شاهد رشد او در میان جست و خیزها خواهید بود. شما باید روی چیزی که مکرراً نتیجه ی بچه های سطح پیشرفته است بسیار محتاط باشید، و آن، بی علاقه گی در مدرسه است.اگر کودکتان  کتابهای رمان و غیر رمان بزرگترها را مطالعه می کند، احتمالا مدارس عمومی به حد کافی او را به چالش نمی کشند. بیشتر ناحیه های مدارس برنامه های ویژه ای برای این نوع بچه ها دارند که فعالیتهای یادگیری چالش برانگیزتری برایشان فراهم می کند. شما بایستی تاجایی که بشود درمورد متناسب بودن چنین برنامه هایی با سطح  کودکتان، پرس و جو کنید.

روش های فرزندپروری و والدینی برای هرکس متفاوت است، و مطالعه فقط یکی از جنبه هایی است که بایستی بدان توجه کنید. همیشه با فرزندان خود رابطه ی سالمی را حفظ کنید، تا وقتی بزرگ شدند افراد سالمی بشوند. این امر، فی نفسه کافی است، و بایستی الهام بخش شما باشد تا سعی کنید بهترین والدین باشید.

خیانت همسر  انحراف  تست روانشناسی

کمک به کودکان در انجام تکالیف

ایجاد انگیزه در کودکان

«پسرم باهوش است، ولی موفقیت در مدرسه خیلی تلاش نمی کند. اکنون معلمش به ما می گوید که احتمال این خطر وجود دارد که فرزندتان در درسهای نمره ی قبولی را کسب نکند.»

«دخترم به جای اینکه بیشترین تلاش را برای کسب موفقیت در مدرسه داشته باشد تنها در پی این است که نمره ی قبولی را دریافت کند. هر وقت با او در مورد اهمیت دستیابی به رتبه ی بالا در بیرستان با او صحت می کنم، او صورتش را برمی گرداند و می گوید که این مسئله برای من اهمیتی ندارد و حوصله ام را سر می برد. برای من رد شدن از این مرحله کافیست.»

واقعیت این است که بیشتر کودکان انگیزه دارند ولی نه ان انگیزه ای که ما در ذهنمان می پرورانیم. ایا کودک شما هر سال مردود می شود- یا در حالی که شما می دانید که کودکتان می تواند نمره ی بهتری دریافت کند ولی همیشه نمره هایش پایین است؟ تاکید شما بر روی توانایی های کودک است، که او باید در مدرسه موفقیت بیشتری کسب کند. این مسئله که شما می دانید که چقدر مهم است که او بیشترین تلاشش را برای رفتن به دانشگاه انجام دهد و یا اینکه حداقل بتواند فارغ التحصیل شود شما را نگران و دیوانه می کند. شما به شدت در مورد آینده ی او نگران هستید، بنابراین شما برای تنبلی، بی انگیزگی و مسئولیت پذیری نبودن او نق می زنید. شما نمی دانید که چرا فرزندتان بیشترین تلاشش را نمی کند، در نتیجه شما هر چیزی را امتحان می کنید که در کودکتان ایجاد انگیزه کند. ولی هر چه شما بیشتر تلاش می کنید شرایط هیچ تغییری نمی کند بلکه بدتر هم می شود.

آیا بی انگیزگی فرزندتان شما دیوانه می کند؟

برای والدین دشوار است که بر روی شرایط تحصیلی فرزندشان سرمایه گذاری نکننند زیرا می دانند که شرایط تحصیلی برای آینده ی فرزندشان چقدر مهم است. از دیدگاه والدین احساس می کنیم که کودکمان نباید قبل از انجام تکالیفش زمانش را صرف دوستان و استفاده از لوازم الکترونیک کند. حقیقت این است که بیشتر کودکان دارای انگیزه می باشند، ولی انگیزه ی آنها به صورتی نیست که ما از آنها انتظار داریم. به این صورت مسئله نگاه کنید: فرزند شما قطعا انگیزه ی بالایی دارد و در مقابل چیزهایی که او را به هیجان می آورند هیچ تنبلی از خود نشان نمی دهدد، چیزهایی مانند بازی های ویدئویی، موسیقی، فیسبوک و خرید لباس های جین جدید. کاری که باعث می شود برای ایجاد انگیزه در کودک او را تحت فشار بگذارید، این کار همیشه شرایط را بدتر می کند.

باید درک کنید که کودک برای انجام بیشترین تلاشش نیاز است که انجام آن را ارزشمند بداند. و باید به مسئله به گونه ای نگاه کند که تلاشش برای زندگی خودش است- و تفکرش حتی به مانند یک بزرگسال باشد، شما ممکن است شما بدانید که باید تغذیه تان درست باشد، ولی دنبال کردن این هدف داستان دیگری است! به عبارتی دیگر کودکتان خودش اهمیت انجام بیشتری تلاش را درک می کند ولی یک سری شرایط خاص ممکن است سر راه او قرار داشته باشد (بیماری روحی یا جسمی، مشکل یادگیری یا مشکلات رفتاری، مسائل خانوادگی و سوء مصرف مواد مخدر و مسائلی از این دست.)

از دید برخی از افراد، همه ی افراد موفق در زمان درستی شرایطشان همراستا بوده است عواملی مانند انگیزه،، مهارت و نگرش که برای دستیابی به موفقیت با یکدیگر ادغام شده اند. ولی برای اکثر افراد، برای داشتن انگیزه و دستیبابی به موفقیت راه بسیار سخت و ناهموار است. زمانی که شما در مورد آن فکر می کنید، همه ی کودکان از معلمشان درخواست کمک نمی کنند، و همیشه تکالیفشان را سر موقع انجام می دهند، چیزهایی را که یاد گرفته اند هر شب دوره ی کنند و هر چیزی که باعث حواس پرتی انها از در رابطه با مطالعه شان شود را کنار می گذارند. همه ی این کارهایی که کودک انجام می دهد «عملکرد خوب اجرایی،» نامیده می شود، زیرا قسمت جلوی مغزشان رشد بیشتری کرده است. بخشی که نقش اساسی در موفقیت تحصیلی کودک دارد. این قسمت باعث تنظیم احساسات، افزایش توجه، اراده و انعطاف پذیری فرد می شود، عملکرد اجرایی کودکان در بسیاری از کودکان تا زمان بزرگسالی رشد نمی کند. به ویژه اگر شما به عنوان یک والد خیلی زود مسئولیت پذیر شده اید، ولی در حال حاضر شما کودکی دارید که مسئولیت پذیر نیست. تصور اینکه کودکتان تنبل، مسولیت ناپذیر و بی انگیزه می باشد برای شما دشوار است. البته، اگر شما این تصورات را در مورد فرزندتان دارید، شما به راحتی در مقابل تنبیلی های فرزندتان رنجیده خاطر، ناامید، عصبانی می شوید که باعث درگیری و جر و بحث با فرزندتان می شود. شما چقدر درگیری با فرزندتان اجتناب می کنید؟  ادامه ی مطلب را مطالعه کنید تا درک بهتری از این مسئله داشته باشید.

آیا شما در دام درگیر شدن با کودکتان گیر کرده اید؟ُ

  1. حفظ رابطه ی دوستانه با کودک باعث پذیرش و نگرش مثبت او نسبت به شما می شود. سعی کنید هم تیمی کودکتان باشید و علیه او بازی نکنید. این کار باعث می شود که شما بیشترین نفوذ را بر روی فرزندتان داشته باشید و مهم ترین ابزار برای والدین می باشد. تنبیه، موعظه، تهدید و تحت نظر گرفتن کودک راه به جایی نمی برد و رابطه ی شما با فرزندتان و به انگیزه ی نهایی کودک آسیب می زند. اضطراب، رنجوری و ترس شما طبیعی و قابل درک است. ولی عکس العمل هایی که در نتیجه ی این احساسات نسبت به کودکتان انجام می دهید موثر نمی باشد. به یاد داشته باشید، کودکتان نمی خواهید با کارهایش زندگی شما را خراب کند یا اینکه چون آنها تنبل هستند به درد هیچ کاری نمی خورند . زمانی که شما احساس می کنید که کاری را که باید انجام بدهید به اتمام رسانده اید به خودتان بگویید، «هنوز فرزندم آمادگی لازم را ندارد.» به یاد داشته باشید، وظیفه ی شما این است که به فرزندتان یاد بدهید که مسئولیت پذیر باشد. اگر شما رفتارهای منفی که ناشی از احساساتتان می باشد را بروز دهید، باعث می شود که فرزندتان مقابله به مثل کند و به جای اینکه خودش به این مسائل فکر کند در مقابل شما جبهه بگیرد.
  2. قوانین مشخصی را تعیین کنید. یکی از درس های زندگی این است که ما چیزهای خوب را در نتیجه ی انجام کاربه دست می آوریم. زمانی که ما هر روز پرتاب توپ را تمرین کنیم، شما می توانید توپ های بیشتری را داخل سبد بیندازید. شما زمانی حقوق دریافت می کنید که کارتان را انجام دهید. بنابراین گفتن چنین جملاتی مانند «وقتی که تو تکالیفت را انجام دادی می توانی به خانه ی گیوین بروی.» یا «وقتی که تو تکالیفت را کاملا انجام دادی می توانیم در مورد تماشای فیلمی که دوست داری تصمیم بگیریم». را تمرین کنید. این قوانین را به اجرا بگذارید و این قوانین را ادامه دهید. اگر فرزندتان نمی تواند طبق برنامه عمل کند و برنامه را پیگیری کند، با ادامه دادن این قوانین، شما به کودکتان کمک می کنید که مغزش را برای کارهایی که باید انجام دهد را آماده سازد، و ساختار مغزی را توسعه داده و فعال سازید.

چه برخوردهایی دارای موثرترین تاثیر می باشد.

  1. زمانی که شما از فرزندتان درخواستی دارید. زمانی که فرزندتان مطالعه ی کافی ندارد و نمی تواند به سطح بالاتر صعود کند، اگر از شما بخواهد یا خواسته ی او نباشد از او بخواهید که مطالعه ی بیشتری داشته باشد و تلاشش را افزایش دهد. همواره شما باید به کودک کمک کنید، فعالیت هایش را سازمان دهد و خودش کارهایش را انجام دهد. سازمان دهی می تواند شامل برنامه ریزی زمانی برای مطالعه، استفاده از کامپیوتر، «و استفاده نکردن از بازی های ویدئویی تا زمانی که تکالیف انجام شود.» باشد. شما ممکن است تصمیم بگیرید که فرزندتان چند ساعت را صرف مطالعه کند. در طول این زمان، استفاده از وسایل الکترونیکی یا چیزهایی که حواس کودک را از مطالعه پرت می کند ممنوع است. شما ممکن حتی این قوانین را پس از اینکه کودک تکالیفش را انجام داد ادامه دهید، کودک باید زمان مطالعه اش را با مرور، خواندن یا ویرایش کردن ادامه دهد. ممکن است شما قانونی ترتیب دهید که کودک باید یک ساعت و نیم مطالعه را داشته باشد، و از هیچ وسیله ی الکترونیکی استفاده نکند، و تنها وظیفه ای که به عهده ی او گذاشته اید را انجام دهد. کودک باید بداند که تمام کردن تکالیف یک تنبیه نیست بلکه این کمک به او برای انجام بهتر کارهایش و توجه و تمرکز بر روی مسائل مربوط به مدرسه اش می باشد. برخی از کودکان زمانی که به موسیقی گوش می دهن بهتر می توانند مطالعه کنند، ولی استفاده از وسایل الکترونیک یا ابزارهایی از این دست توصیه نمی شوند.
  2. کمک گرفتن از معلم. اگر کودکتان در رابطه با کارهایی که مربوط به سطح تحصیلی اش می باشد عادت نکرده و تعادلی در انجام وظایفش ندارد، شما می توانید با کمک گرفتن از معلمش و با حضور کودک برنامه ای برای او ترتیب دهید. کودک باید قبل از اینکه مدرسه را ترک کند به وسیله ی معلم مورد بررسی قرار گیرد که همه ی مطالبی را که به او یاد داده شده است را دریافت کرده است، و قبل از اینکه به مدرسه برود باید به وسیله ی شما چک شود که همه ی تکالیف و کارهایش در کیفش قرار داشته باشد. زمانی که کودک می تواند زمانش را مدیریت کرده، و تکالیفش را انجام دهد و قبل از امتحان بر روی مطالب مرور کند، زمان این است که شما کارهایش را به عهده ی خود او بگذارید.
  3. زمینه های مطالعاتی کودک را تشخیص دهید. ممکن است نیاز باشد زمانی که کودک در حال انجام تکالیفش می باشد در کنار او بنشینید و به او کمک کنید که انجام کارهایش را ادامه دهد. ممکن است کودک برای انجام تکالیفش نیاز به محیطی آرام به دور از سر و صدای خواهر و برادرش داشته باشد و یا اینکه برای انجام کارهایش نیاز به اتاقی مجزا داشته باشد. شما می توانید برای امتحان شرایط مختلف به کودک کمک کنید. ولی اول باید بفهمید که چه برنامه و سازو کاری بر روی او بهتر عمل می کند، و او را در حالت حفظ کنید. شما نباید تکالیف کودک را برایش انجام دهیدی، ولی شما می توانید در انجام تکالیفش به او کمک کنید و اگر با مطلب مشکلی مواجه شد سعی کنید که مطالب را برای او مرور کنید.
  4. به کودک استراحت دهید. با کودکتان بنشینید و برنامه ای را در تقویم مشخص کنید چه ساعاتی از روز کودک می تواند به استراحت پرداخته و وظایفی را که بر عهده ی اوست را انجام ندهد. شما می توانید به کودکتان یک تقویم بزرگ دیواری یا یک وایت برد بدهید. اگر شما توانایی مالی کافی دارید می توانید از یک مربی یا معلم سرخانه برای کمک به کودکتان بهره ببرید.
  5. با کودکتان مهربان ولی جدی باشید. بیشترین تلاشتان را داشته باشید که والدین مهربان، یاری گر، ثابت قدم و جدی، در برابر عمکردها و تنظیم کننده باشید. برای عملکرد های منفی کودکتان، سعی کنید که ده عملکرد مثبت را ایجاد کنید. سعی کنید به جای ابراز نگرانی و نق زدن تمرکزتان بر روی حمایت و دلگرمی دادن به کودک باشد. زمانی که شما بر این باور باشید که در مقابل عکس العمل های کودکتان مسئول هستید و نسبت به خروجی های او تاثیر گذار می باشد، شما برای کودک مشکل افرین می شوید و برخورد شما می تواند آسیب زننده و غیر موثر باشد.
  6. نداشتن انگیزه و داشتن اضطراب. تشخیص اینکه کودکتان چقدر بی انگیزه (یا مسئولیت ناپذیر) می باشد، می تواند به دلیل اضطراب یا شرمساری نسبت به وظایف تحصیلی و مسائل مربوط به تحصیلش باشد. اکثر افراد نسبت به انجام کارهای جدی دچار اضطراب می شوند و از مانند یک بیماری از انجام آن اجتناب می ورزند. ممکن است کودک نتواند دلیل این اتفاقاتی را که برای او رخ می دهد را برای شما توضیح دهند زیرا خودشان نیز از این مسئله باخبر و آگاه نیستند. این مسئله یک داستان معمول است. کودکتان به شما می گوید که تکلیفی برای انجام دادن ندارد در صورتی که او تکالیفی دارد که باید انجام دهد. این اتفاق می تواند باعث اضطراب شما شود. زمانی که شما نسبت به این اتفاق با داد و فریاد و انتقاد با کودک برخورد می کنید، کودکتان با دوری کردن و فاصله گرفتن از انجام تکالیفش و دوری کردن از شما اضطرابش را مدیریت می کند. در صورتی که یک کمی اضطراب می تواند باعث متوقف شدن توانایی و تفکر او می شود و بخشی از مغز کودک که مسئول ایجاد انگیزه در او است را متوقف می سازد. سعی کنید به این صورت فکر کنید که اضطراب کودک مانع انجام تکالیف او می شود نه تنبلی اش. وظیفه ی شما (و اینکه شما چگونه می توانید به کودکتان کمک کنید) این است که در مقابل اضطراب خودتان و کودکتان عکس العملی نداشته باشید.

آیا خانواده شما در یک حلقه ی اضطرابی گیر افتاده است؟

تشخیص این مسئله که احساس شرمساری، احساس کمبود یا اضطراب می تواند به دلیل تفسیر بدی باشد که از شرایط موجود دارد، و این شرایط باعث فقدان انگیزه، و مسئولیت ناپذیری کودک شده باشد. اغلب اوقات این احساسات آسیب زا می تواند عکس العمل هایی ماننذ خاموشی، اجتناب و ستیزه جویی نمود پیدا کند. به یاد داشته باشید اتفاقی که هم اکنون در حال رخ دادن است راهی متفاوت از رشد و بلوغ کودک را در پی گرفته است. به عبارتی دیگر، در طی یک ارتباط مثبت، به کودک کمک می کنید که نسبت به مسائلی که باید انجام دهد عادت کرده و خودش در مغزش ساختار و عاداتی به وجود بیاورد که نسبت به مسئولیت هایش جدیت داشته و خود به خود کارهایش را انجام دهد. و با استفاده از درک اینکه هم اکنون چه اتفاق بزرگی در حال رخ دادن می باشد خودتان را آرام نگاه دارید.

  1. انعطاف پذیری در زندگی را به کودک یاد دهید. به یاد داشته باشید که همیشه یک تصویر بزرگی از زندگی را در ذهن خود داشته باشید. به جای اینکه در مقابل سطح تحصیلی کودکتان برخوردی دیوانه وار از خود نشان دهید، به کودکتان کمک کنید تا با انجام فعالیت های دوستانه، فعالیت های فوق برنامه، یا کارهایی که می تواند به صورت داوطلبانه انجام دهد در زندگی اش انعطاف پذیری داشته باشد. فعالیت هایی را در داخل امور مدرسه کودک بگنجانید که برای کودک سرگرم کننده باشد.
  2. نگران آینده نباشید. زمانی که ما متوجه می شویم که کودکمان از هیچ چیزی لذت نمی برد، ما سریعا برای آینده ی او دچار نگرانی می شویم. زمانی که ما متوجه می شویم که فرزندمان به هیج چیز جز بازی های ویدئویی و دوستانش اهمیت نمی دهد، ما نگران می شویم که او نتواند موفقیتی در زندگی به دست بیاورد نتواند خودساخته شود. این اتفاق باعث اضطراب و ترس ما می شود. ولی واقعیت این است: که هیچکدام از ما گوی سحر آمیز نداریم و هیچ کسی نمی تواند آینده را پیش بینی کند. تمرکز کردن به فعالیت های منفی که کودکمان انجام می دهد تنها باعث می شود که ما این فعالیت ها را ببینیم و باعث شود که هم شما و هم کودک را درگیر کند. به جای آن بر روی ویژگی های مثبت کودکتان تمرکز کنید و توجهتان بر روی ویژگی های مثبتی باشد که در حال حاضر کودکتان داراست. آیا کودکتان نسبت به کمک به دیگران علاقه مند است، یا حیوانات را دوست دارد؟ توجه تان بر روی چیزهایی باشد که باعث رشد کودک می شود، موفقیت تنها در پیشرفت تحصیلی و بالا رفتن سطح تحصیلی نیست تلاشتان بر این باشد که کودکتان از نظر اجتماعی رشد کند و خلاق باشد و از لحاظ احساسی فردی پخته و رشد یافته باشد.

والدین غالبا در رابطه با عقب ماندن کودک از دیگر کودکان نگران هستند و به این دلیل با کودکان درگیر می شوند، ولی این کار هیچ چیزی را درست نمی کند. کودکان در یک دایره درگیری با سطح تحصیلی و کارشان در گردش می شوند. ولی اگر شما به عنوان والدین سعی کنید خودتان را ارام نگه دارید و درک کنید که این یک نگرش و شرایط بد برای کودکتان نیست و کودکتان فردی بی انگیزه نمی باشد و شما نمی توانید آنها را مجبور کنید که انگیزه پیدا کنند در این صورت است که شما می توانید متوجه شوید که کودک شما در چه شرایطی قرار دارد و می توانید در جاهایی که کودک نیاز دارد به او کمک کنید. به یاد داشته باشید که هدف شما باید متوقف کردن عکس العمل های منفی در مقابل کودک و حل مشکلات می باشد.

راهنمای والدین در انتخاب اسباب بازی نوزادان

طبیعی است که بخواهید برای نوزاد خود اسباب بازی بخرید، اما چگونه می فهمید که چه چیز باید انتخاب کنید؟ تاچه اندازه بایستی روی علامت سنی روی اسباب بازی ها توجه نشان دهید؟ آیا این علامتها فقط برای اطمینان دادن رویش درج شده اند یا چیزی بیشتر از این هستند؟

مهم است بفهمیم که بازی کردن برای کودکان امری حیاتی است. بازی به آنها کمک می کند تا مهارتهای اجتماعی،  شناختی، و فیزیکی شان را پرورش دهند و پیوند عاطفی که بین او و شما رشد می کند را تقویت کنند. بازی کردن آنها را به فهم دنیای پیرامون خود قادر می سازد، ولی شما باید مراقب باشید که این قبیل بازی ها برای سطح پیشرفت شان خیلی پیچیده نباشد،  درغیر اینصورت ناامید شده و با شما مشغول نخواهند شد.

کودکان در دوازده ماه اول حواس خود، مخصوصا لامسه را برای کشف پیرامونشان بکار می برند. کمی برای آنها زمان می برد تا حل کنند چطور اغلب چیزهای غریبه ی پیرامونشان را با انگشتانشان بگیرند و با استفاده از دهان و زبانشان درگیر اکتشافات بسیار خود شوند. بینایی شان در حال کامل شدن است، اما می توانند تضادهای بین رنگی قوی و رنگهای روشن را ببینند. از این رو که حافظه شان کاملا شکل نگرفته با بارها و بارها تکرار ساده ترین کارها خوشحال می شوند. همچنین آنها درباره پایداری شی یاد می گیرند:که چیزی می تواند مادام وجود داشته باشد، حتی وقتی خارج از دید باشد.

اسباب بازی هایی با بافت و رنگ و صداهای متفاوت برای کودکان این رده سنی، ایده آل هستند. چون که اسباب بازی ها به ناچار در دهان آنها قرار خواهند گرفت، باید اطمینان حاصل کنید که آنها محکم و فاقد لبه های تیز باشند، نیز بتوانید براحتی تمیزشان کنید و مرتبا چک کنید که خراب نشده باشند.

اگر درآمد کافی دارید، می توانید چندتا اسباب بازی ساده را کنار هم بگذارید مثلا یک بطری را با برنج و چند شی ریز پر کنید تا بچه ها به جستجوی آنها در داخل بطری مشغول شوند. سطلهای ماست خالی اسباب حمام ایده آلی برای بچه ها است –می توانید سوراخهایی در ته ظرفها تعبیه کنید که برایشان بیشتر سرگرم کننده باشد.حتی بچه می تواند با صدا، طعم و بافت کاغذ های بسته بندی، بی اندازه سرگرم شود.

برای بازی کردن همیشه اسباب بازی لازم نیست. اطفال این سنین عاشق قایم باشک هستند، و شعرهای مهدکودکی همیشه در درجه اول قرار دارند. آنها همراه با چهره ی انسانی همیشه مجذوب کننده اند و از تماشای حالات شما شاد می شوند. بگذارید خودشان را در آینه نگاه کنند و از تماشای کودک “دیگر” توی آینه سرگرم شوند. (آنها تا حدود شش ماهگی تشخیص نمی دهند که آن تصویر، انعکاس خودشان در آینه است)

بازی کردن،طریقی حیاتی برای رشد مهارت های بچه ها در زندگی پیش رویشان است و انتخاب درست اسباب بازی ها کلیدی پایه ای برای این رشد و پیشرفت خواهد بود.

مراکز مشاوره خانواده در تهران  روانشناسی

چگونه صبح ها کودک را بیدار کنیم

آلارم های ساعت صبح ها به صدا در می آید و به سرعت خاموش می شوند و درگیری های صبح آغاز می شود!

درب اتاق خواب کودکتان را می زنید تا او را از خواب بیدار کنید، ولی شما باید بارها به او سر بزنید تا مطمئن شوید که او بیدار شده است، هر بار که او را صدا می زنید که بلند شود صدای شما بالاتر می رود. برای چند دقیقه شما او را صدا می زنید ولی او همچنان از رختخواب بلند نمی شود، شما مکررا او را با فریاد صدا می زنید و سر او داد می کشید، و پتو را از روی او می کشید. با ناامیدی او را از رختخواب بیرون می کشید، در حالی که می دانید که نمی توانید این کار را سال ها انجام دهید. نتیجه ی فریاد های شما نتیجه بخش نبوده، و اکنون کودکتان از اتوبوس جا مانده است، بنابراین باید خودتان او را به مدرسه برسانید و دوباره دیر سرکار می رسید. احساس می کنید که با هر چراغ قرمزی که پیش رویتان قرار می گیرد فشار خونتان بالا می رود. دست آخر، کودکتان در ماشین را محکم می کوبد، و شما باید سرکار برسید، مضطرب و عصبانی هستید، و مطمئنید که رئیستان دوباره در رابطه با دیر امدنتان به شما تذکر می دهد.

«تا زمانی که مسئول بیدار کردن کودکتان می باشید، آنها این کار را به شما واگذار می کنند.

اگر خود را درگیر بیدار کردن کودکتان در صبح می بینید شما تنها نیستید. بسیاری از والدین می گویند که آنها آلارم ساعتشان را یک ساعت زودتر تنظیم می کنند تا زمان کافی برای بیدار کردن کودکشان داشته باشند. در بسیار از موارد، به نظر می رسد که برخوردها و تنبیه هایتان اثری ندارد.

بر اساس آمار بنیاد ملی خواب، نوجوانان تقریبا به ۹ ساعت خواب شبانه نیاز دارند. الگوی زیستی خواب در دوره ی نوجوانی بر این مسئله را که آنها قبل از ساعت یازده شب به خواب روند را دشوار می سازد، و تقریبا بیدار شدن در صبح برای رسیدن به اتوبوس و سر وقت رسیدن را برای آنها دشوار می سازد. این بدین معنی است که زمانی که کودک باید صبح زود از خواب بیدار شود و به مدرسه برود، آنها در حال مقابله با مسئله ی بیولوژیکی خود در رابطه با خواب هستند. ولی به این دلیل که  شرایط بیولوژیکی کودکان با خواسته های دنیای بیرون هماهنگ نیست، دلیلی نمی شود که شما خود را تسلیم درگیری هایی کنید که هر روز باید کودکتان را بیدار کنید و کاری کنید که از خانه بیرون رود.

خبر خوب این است که شما می توانید این کار دشوار را متوقف سازید

برنامه ی تحولی جامع بیان می دارد که والدین باید مسئول بودنشان را در قبال سر وقت بیدار کردن کودکشان متوقف سازند. اگر شما به صورت مکرر در اتاق کودکتان را می کوبید تا او را بیدار کنید، یا اینکه شما او را از رختخواب بیرون می کشید، کاری می کنید که بیدار شدن برای کودکتان دشوار تر شود. همانطور که جیمز لمان می گوید، «شما انرژی مضاعفی را که کودک برای بیدار شدن نیاز دارد را جایگزین می کنید.» بنابراین اگر در این رابطه فکر کنید، چرا کودک خودش از خواب بیدار شود در حالی که شما این کار را برای او انجام می دهید؟ تا زمانی که آنها بدانند که نیاز نیست تا زمانی که مادر اب یخ بر روی آنها بریزد از خواب بیدار شوند، چرا باید با اولین صدای آلارم از خواب بیدار شوند؟ ده دقیقه بیشتر خوابیدن ده دقیقه بیشتر است آیا این درست است؟

قوانین جدید را تعیین کنید

برای اینکه روالی را به وجود آورید که کودکتان هر روز صبح خودش از خواب بیدار شود، نیاز است که شما مسئولیت بیدار شدن در صبح را به عهده ی خودش بگذارید. با کودکتان بنشینید و با او در رابطه با بیدار شدن در صبح با او صحبت کنید. ممکن است شما بگویید، «من و تو هر روز صبح زمان دشواری را می گذرانیم. من دیگر نمی خواهم مسئولیتی در قبال بیدار کردن تو از خواب سر وقت در صبح ها داشته باشم. من یک بار تو را صدا می کنم که بیدار شوی و اینکه بیدار شوی با خودت است. اگر تو به اتوبوس نرسی، من تو را به مدرسه نمی رسانم. تو باید خودت راه دیگری برای رسیدن به آنجا پیدا کنی، یا اینکه لازم است خودت به معلمت زنگ بزنی و این مسئله را به او بگویی.»

این راه حل ممکن است برای همه ی خانواده ها کارایی نداشته باشد. ممکن است کودکتان آنقدر کوچک باشد که خودش نتواند خانه را ترک کند در حالی که شما سر کار هستید، یا پیاده رفتن به مدرسه نمی تواند گزینه ی مناسبی برای او باشد. نیاز است که شما این مسئله را در رابطه با وضعیت خانواده تان  چیزهایی که باید انتظار داشته باشند شخصی سازی کنید. اگر او خواب مانده و شما باید او را به مدرسه برسانید، ممکن است برخورد شما به این صورت باشد که به این دلیل که شما یک ساعت معطل شده اید و زمان را از دست داده اید او باید کار خاصی انجام دهد.

مسئله ی مهمی که باید درک کنید این است که شما تا زمانی که مسئولیت بیدار کردن کودکتان را به عهده می گیرید کودک به شما اجازه می دهد که این کار را برای او انجام دهید. ممکن است چند روز طول بکشد تا کودک نسبت به تذکرات شما اهمیت بدهد ولی یک روز شما انجام این کار دشوار را متوقف می کنید، آنها متوجه خواهند شد که باید رفتارشان را تغییر دهند، یا اینکه باید با عواقب جدی روبرو شوند. نتیجه ی طبیعی خواب ماندن و دیر رسیدن به مدرسه این است که او نمی تواند تکالیفی را که باید انجام دهد را دریافت کند و آنها را از دست می دهد. همچنین ممکن است شما سیاست هایی را که مدرسه در رابطه با دیر رسیدن و از دست دادن کلاس در پیش گرفته است را چک کنید. با اطمینان حاصل کردن از رسیدن سر موقع کودکتان به اتوبوس از او در برابر این عواقب حمایت نکنید. برای اینکه صبح های غم انگیز کمتری داشته باشید، شما باید بگذارید تا کودکتان عاقبت سر وقت بیدار نشدن و بیرون نرفتن از خانه را خودش تجربه کند.

خواب را به عنوان یک اولویت تعیین کنید

برای یک تحول جامع به والدین توصیه می شود که قانونی را برای زوتر به رختخواب رفتن تعیین کنند. ممکن است به کودکتان بگویید: «به نظر می رسد که تو صبح به دشواری از خواب بیدار می شوی که بدین معنی است که تو خواب کافی نداشته ای. تو باید صبح هایی که به مدرسه می روی ساعت ۷ از خواب بیدار شوی. از همین امروز ما ساعت خواب تو را در روزهایی که باید به مدرسه بروی ۱۰ شب مشخص می کنیم. وقتی که بعد از ۵ روز مشخص شد که تو می توانی صبح ها به راحتی از خواب بیدار شوی ما ساعت خواب تو در شب را به ساعت یازده بر می گردانیم.» اگر کودکتان سروقت از خواب بیدار نشد، به او بگویید «من می دانم که تو می خواهی بیشتر در رختخواب بمانی، تو باید مسئله ات را با بیدار شدن در صبح حل کنی تا بتوانی این امتیاز را داشته باشی.»

به دلیل مسئله ی بیولوژی که در بالا ذکر شد، ممکن است برای کودکتان دشوار باشد که قبل از ساعت یازده بخوابد و رفتن به رختخواب در ساعت ۱۰ می تواند برای او دشوارتر باشد. با دشوار سازی شرایط برای او، منع او از استفاده از لوازم الکترونیکی با خاموش کردن چراغ ها ممکن است کودک را تشویق کنید که صبح ها سر وقت از خواب بیدار شود. و در اولین گام کودک شما به مدت پنج روز خودش از خواب بیدار می شود، و شما می توانید زمان خوابیدن آنها را به تاخیر بیاندارید. اگر آنها دوباره شروع به خواب ماندن کردند، زمان آن را دوباره به ساعت ۱۰ برگردانید تا زمانی که آنها این کارشان را بهبود بخشند.

به کودکتان کمک کنید که برای حل مشکلشان برای بیدار شدن در صبح راه حلی پیدا کند

آیا کودکتان نمی داند که چطور می تواند به خودش کمک کند که صبح ها از خواب بیدار شود؟ به یاد داشته باشید، که نوجوانان به دلایل شرایط بیولوژیکی که دارند بدنشان به آنها می گوید که بیشتر بخوابند و هنوز برای رفتن به مدرسه زمان باقی است. برای تغییر رفتار آنها، نیاز به یک برنامه دارند نه یک خواسته درونی از سوی شما.

اگر کودکتان به سختی از خواب بیدار می شود، به آنها لیستی بدهید که با رعایت کردن مواردی که در لیست وجود دارد بتوانند صبح ها سروقت از خواب بیدار شوند. تغییر زمان رفتن به رختخواب می تواند کمک کننده باشد و زودتر رفتن به رختخواب در این مورد بسیار مفید است. آلارم را به جای اینکه در کنار تخت خواب کودک بگذارید جلوی اتاق او بگذارید، این کار نیز می تواند برای کودک یاری گر باشد. کودک با بسته بندی نهار فردایش، جمع کردن لباس ها و مرتب کردن وسایلش در شب می تواند سریعتر حاضر شود و نباید این کارها را صبح انجام دهد. به یاد داشته باشید که مسئولیت بیداری در صبح را به عهده ی خود کودک بگذارید. اگر شما این کار را همواره برای او انجام دهید، آن ها هیچ دلیلی پیدا نمی کنند که خودشان این کار را انجام دهند.

راهنمای مادران در افزایش استقلال کودک

چیزی که مادران برای افزایش استقلال کودکانشان می توانند انجام دهند.

برای اکثر مادران بین استقلال خیلی زیاد تا استقلال خیلی کم فاصله چندانی نیست. ممکن است شما مایل باشید که کودکتان اطمینان و اعتماد کافی برای کشف محیط و ادراه کردن خودشان داشته باشند. در عین حال، شما همچنین انرژی تان را صرف کنترل و احاطه داشتن بر موقعیت می کنید. مراحلی وجود دارد که موجب افزایش حس استقلال طلبی کودکتان می شود که در نتیجه آن شما به احساس آرامشی  دست می یابید.

برای مطالعه بیشتر بخوانید:

راهنمای والدین برای کودک و نوجوان با اضطراب اجتماعی

  1. امنیت را برقرار کنید ـ اگر کودکتان در محیطی امن و با احساس آرامش خاطری پرورش یافته است پس در دوران طفولیت و کودکی ذاتاً مستقل خواهد شد. استقلال طلبی در دوران کودکی شروع به تحول می کند. نخستین بار در دوران طفولیت و زمانی است که شما دور از دید کودک قرار می گیرید و آنها اضطراب جدایی را تجربه می کنند که برایشان به عنوان مرحله مهمی از زندگی محسوب می شود. با آگاه کردن کودکتان از برقراری نیازهای امنیت و بیان و راهنمایی آنها از مباحث جدایی به روشی مثبت به آنها کمک خواهید کرد تا احساس امنیت کنند و آن اولین مرحله ای است که نشان می دهد کودکان می توانند مراحل استقلال طلبی را به خوبی پشت سرگذارند. برای مثال، وقتی که شما در یک اتاق دیگری هستید و کودکتان سر و صدا می کند دلیل این کار آن است که او شما را نمی بیند و ممکن است شما از اتاق دیگری برای آرام شدنش با او صحبت کنید.، آنها از حضورتان باخبر می شوند و بدون اینکه شما را به صورت عینی ببیند نیز امکان آرام شدن وجود دارد.
  2. آنها را تشویق کنید اما مجبور نکنید ـ برخی از مادران اضطراب نسبتاً زیادی برای مستقل شدن کودکانشان دارند و آنها را مجبور به این موضوع می کنند. برای مثال، شما ممکن است کودکتان را برای رفتن به اردوهای یا گردش های تابستانی مجبور کنید با وجود اینکه می دانید آنها آمادگی این کار را ندارند. کودکتان را ترغیب کنید تا در راستای مراحل استقلال طلبی پیش رونده ای به عنوان یک رویکرد برتر پیش روند. ممکن است کودک را به یک اردوی روزانه سوق دهید ولیکن او شب هنگام به خانه برگردد جایی که او در آنجا احساس آرامش دارد.
  3. بستر اشتباه کردن را برای کودکتان فراهم کنید ـ “مادران آویزان” اصطلاحی برای والدینی است که دور و بر کودک می پلکند و به او اجازه تجربه پیامدهای طبیعی را نمی دهند. این می تواند موجب عدم احساس آرامش در مسئولیت پذیری زندگی شان و استقلال طلبی در برخی از کودکان شود. سعی کنید بین کنترل زیاد و رویکرد فرزندپروری آسان گیر تعادل برقرار کنید. زمانی که به کودکتان اجازه درک لمس عواقب طبیعی زندگی را از نزدیک می دهید آنها نیز توانایی اداره امور و نحوه تصمیم گیری را یاد خواهند گرفت.
  4. از کودکتان درخواست کمک کنید ـ یک گام برای کمک به کودک در افزایش استقلال طلبی، کمک خواستن از آنها در انجام کارهای سبک است. می توان این کار را در همان سنین کودکی آغاز کرد. برای مثال، از آنها می خواهید تا اسباب بازی هایشان را جمع کنند یا میز غذا را بچینند و در آماده کردن سفره غذا به شما کمک کنند. آنها می توانند با شما در سریع قدم زدن و شستن اتومبیل نیز همراه شوند. با این اوصاف، زمانی کودک مسئولیت پذیری را یاد می گیرد که احساس شایستگی را درک کرده باشد.
  5. نوزاد  خیانت همسر  ذهن آگاهی

سبک های فرزندپروری برای کودکان بیش فعال

تکنیک هایی آسان اما، کارآمد

داشتن کودکان درای اختلال بیش فعالی / نقص توجه ممکن است برای والدین دشوار باشد. آنها ممکن است به سختی دستوالعمل های مهم را درک کنند و معمولاً در حالت مداوم کنش وری و فعالیت قرار دارند.

این حالت برای بزرگسالان چالش برانگیز است. شما ممکن است اندکی نیاز به تغییر زندگی خانوادگی داشته باشید بلکه کودک بهبود یابد. اقدامات زیر ممکن است برای شما مفید باشند:

برنامه ای را برای منزل خود مقرر کنید. ساعات خاصی را برای بیدارشدن، غذاخوردن، بازی کردن، انجام تکالیف، انجام کارهای روزمره، تماشای تلویزیون یا بازی های ویدئویی و زمان خوابیدن مقرر کنید. برنامه ای را بر روی یک صفحه یا گوشه ای از برگه بنویسید و آن را جایی آویزان کنید که کودک همیشه ببیند. اگر کودکتان با اینحال آن را نخواند، از نقاشی یا نمادهایی برای نشان دادن فعالیت های روزمره استفاه کنید و هر گونه تغییرات ایجاد شده موجود در کارهای روزمره را برایشان توضیح دهید. اطمینان حاصل کنید که کودکتان تغییرات را درک می کند.

در مورد فرزندپروری بیشتر بخوانید:

۵ تمرین ضروری فرزندپروری

قوانینی برای منزل وضع کنید. قواعدی رابرای رفتارهای اعضای خانواده به صورت ساده، واضح و کوتاه فهرست کنید. قواعد باید واضح توضیح داده شوند. مهم است آنچه رخ داده است تشریح شود چه زمانی که باید از قواعد پیروی شود و چه زمانی که به دلایلی نقض می شوند. قوانین و پیامدهای تبعیت نکردن از آنها را یادداشت کنید. این لیست را نیز در کنار برنامه زمان بندی شده آویزان کنید. تنبیه به علت نقض قوانین باید منصفانه، سریع و سازگار با رفتار باشد.

مثبت نگر باشید. آنچه شما از کودکان می خواهید را به او بگویید نه آنچه او از شما می خواهد. به طور منظم برای هر رفتار خوب کودک به او جایزه بدهید حتی چیزهایی کوچک مانند لباس پوشیدن و بستن آهسته درب. کودکان دارای اختلال بیش فعالی / نقص توجه اغلب زمان زیادی از روز را صرف گفتن و ابراز کارهای اشتباهشان می کنند. آنها نیاز دارند برای رفتار خوب مورد تشویق قرار گیرند.

دستورالعمل های در حد توان درک کودک وضع کنید. ابتدا، توجه کودک را جلب کنید. مستقیماً به چشمان آنها نگاه کنید. سپس، به کودک واضح و با تن صدای آرام  فقط آنچه شما می خواهید را بگویید. از او بخواهید تا چیزهایی که گفته اید را دوباره تکرار کند. بهتر است این کار برای انجام اقدامات ساده و کوتاه باشد. برای کارهای مشکل فقط یک یا دو دستور را در یک زمان به او بدهید. در نهایت، با اتمام هر مرحله به او آفرین بگویید و تشویق کلامی کنید.

مداومت داشته باشید. به کودکتان تنها وعده و وعیدهای ممکن و شدنی را بدهید. آنچه که در توانتان است را عملی کنید. تکرار و درخواست  انجام دستورالعمل ها در بسیاری از اوقات مؤثر نیست. زمانی که کودک قوانین را زیرپا می گذارد، فقط با یکبار لفظ آرام به او تذکر دهید. در صورتی که هشدارتان کارآیی نداشت، آن را با عمل نکردن به آنچه قولش را داده بودید، دنبال کنید (از تنبیه فیزیکی خودداری کنید. این کار اغلب وضع را بدتر می کند).

اطمینان حاصل کنید که همواره کسی از کودکتان مراقبت می کند.به دلیل تکانشوری آنها، نسبت به دیگر کودکان همسن خود این کودکان به نظارت فرد بالغ تری نیاز دارند. مطمئن شوید که کودکتان تمام روز توسط فرد بزرگسالی نظارت می شود.

مراقب کودکتان باشید هنگامی که با دوستانش است. برای کودک اختلال بیش فعالی / نقص توجه یادگیری مهارت های اجتماعی دشوار است. دقت کنید که همبازی هایی با زبان و مهارت های فیزیکی مشترکی را برای کودکتان انتخاب کنید. ابتدا، تنها یک یا دو دوست او را همزمان با هم برای بازی کردن دعوت کنید. آنها را از نزدیک هنگام بازی نظارت کنید و به حال خود رها نکنید. اغلب برای رفتارهای خوبشان در بازی به آنها جایزه بدهید یا تشویق کنید. بیش از هر چیزی مواظب ضربه زدن، هل دادن و جیغ زدن یا قشقرق کردن آنها در منزل یا حیاط باشید (تمرکز تام موجب فراهم شدن مقتضیات چندرسانه ای برای کمک به کودکان بیش فعال برای رشد مهارت های اجتماعی می شود).

در انجام تکالیف به آنها کمک کنید. بیدار شدن در صبح زود برای کودکان بیش فعال ممکن است کمی زمان بر و سخت باشد. آنها را از شب قبل آماده کنید، لباس های مدرسه را در جایی جلوی دید مرتب قرار دهید و کتاب ها را در کیفش بگذارید. به او برای لباس پوشیدن و خوردن صبحانه زمان کافی بدهید. اگر کودکتان واقعاً هر روز صبح به کندی عمل می کند، پس باید زمان کافی برای لباس پوشیدن و خوردن صبحانه را در اولویت قرار دهید.

تکالیف درسی روزمره را تنظیم کنید. یک جای منظم را برای انجام تکالیف اختصاص دهید. این مکان باید دور از عوامل اخلال گر و پارازیت هایی مانند حضور افراد دیگر، تلویزیون و بازی های ویدئویی باشد. زمان انجام تکالیف را به چند بخش تقسیم کنید و خرد کنید. برای مثال، به کودک پس از درس خواندن اسنک بدهید و نیز به او اجازه چند دقیقه بازی کردن را بدهید، سپس شروع به انجام تکالیف کند. انجام تکالیف را برای سرگرمی های کوتاه مدتی متوقف کنید و به کودکتان اجازه انجام  بازی های لذت بخش را بدهید. به او دلگرمی زیادی ببخشایید، اما بگذارید کارهای درسی اش را انجام دهد.

بر تلاش تمرکز کنید نه نمرات. به کودکان وقتی سعی در تمام کردن تکالیف درسی اش دارد، جایزه بدهید نه تنها برای نمره های خوب. می توانید برای کسب نمرات بهتر به آنها جایزه مکملی بدهید.

در مورد اختلال بیش فعالی بیشتر بخوانید:

معرفی اختلال کمبود توجه و بیش فعالی در کودکان

شاخص های مکمل برایی کودکان دارای اختلال توجه  یا اختلالات یادگیری:

  • هر چه قدر می توانید زمانی را برای توجه کردن به کودکتان اختصاص دهید (سعی کنید پیام هایشان را بفهمید).
  • با نوازش کردن، در آغوش گرفتن، غلغلک دادن و سرو کله زدن به آنها محبت کنید و دوستشان بدارید (آنها نیاز به تماس های فیزیکی زیادی دارند).
  • نقاط قوت، علایق و توانایی های آنها را پیدا و تشویق کنید. به آنها یاد دهید تا اینها را به عنوان تلافی و جبرانی برای هر محدودیت و یا ناتوانی به کار گیرند.
  • آنها را با جایزه، عبارات مهربانانه، لبخند و دست کشیدن بر سر همانطور که اغلب می توانید، تشویق کنید.
  • آنها را همانطور که هستند و به خاطر پتانسیل انسانیشان در پیشرفت و تحول بپذیرید. در انتظارات و درخواست هایتان واقع بین باشد.
  • آنها را درگیر انجام قوانین، ساختارها، برنامه ها و فعالیت های گروهی کنید.
  • آنچه نادرست انجام می دهند را به آنها بگویید و احساس خود را برایشان بگویید، سپس؛ آنها را با پیشنهاد رفتار کردن به روشی پذیرفته تر ترغیب کنید.
  • به آنها کمک کنید تا اشتباهاتشان را تصحیح کنند با نشان دادن یا بیان آنچه باید انجام دهند. غر ولند نکنید!
  • هر چه زودتر به انها پول توجیبی بدهید و به انها کمک کنید برای خرج کردن ان برنامه ریزی کند.
  • برای آنها اسباب بازی ها، بازی ها، فعالیت های حرکتی و فرصت هایی که موجب رشد آنها می شود را فراهم کنید.
  • برایشان داستان های مفرح بخوانید. آنها را به سؤال پرسیدن، بحث کردن داستان، داستان سرایی و خواندن داستان ها تشویق کنید.
  • توانایی تمرکز شان را از طریق کاهش دیگر عوامل اخلال گر محیطی در صورت امکان ارتقا دهید (برایشان فضایی برای کار، مطالعه و بازی اختصاص دهید).
  • آنها را به خاطر نمرات درسی استاندارد سرزنش نکنید! مهم آن است که آنها در حد توان خودشان پیشرفت کنند و برای آن نیز جایزه ای در نظر بگیرید.
  • آنها را به کتابخانه ها ببرید و برای انتخاب و بررسی کتاب های مهیج تشویق کنید. بگذارید با شما کتاب ها را به اشتراک بگذارند. کتاب هاب برانگیزاننده را برای آنها تهیه کنید و مطالب را بیرون از منزل بخوانند.
  • به آنها کمک کنید تا اعتماد به نفسشان تقویت شود و نیز آنها را با خودشان مقایسه کنید نه دیگران.
  • بر مشارکت اجتماعی از طریق بازی کردن، کمک کردن و خدمت کردن به دیگران در خانواده یا جامعه تأکید کنید.
  • با خواندن و بحث کردن مطالب جالب منقول برایشان الگوسازی کنید، برخی از چیزهای جالبی که می خوانید و انجام می دهید را با کودکتانبه اشتراک بگذارید.
  • در مشورت با معلمان یا دیگر متخصصان تردید نداشته باشید، هر زمان که احساس می کنید که آن برای درک بهتر آنچه ممکن است به کودکتان در یادگیری کمک کند، لازم است.

آموزش مهارت های فرزند پروری: والدین ابزارها و تکنیک هایی را بری مدیریت رفتار دریافت می کنند. یکی از این تکنیک ها استفاده از علامت یا نظام های ژتونی برای تشویق فوری رفتارها یا کارهای خوب است. یکی دیگر به کاربرد فاصله یا جداسازی صندلی یا اتاق خواب است، زمانی که کودک بسیار سرکش و غیرقابل کنترل است. در طی فاصله و دور کردن، کودک از موقعیت آشفته کننده دور می شود و برای مدت کوتاهی را در خلوت می ماند تا آرام گیرد. همچنین، والدین ممکن است در جهت اختصاص دادن زمان کیفی به کودک آموزش داده شوند که در این عمل فعالیت های فرح بخش و آرامبخش هر روز خود را با والدین به اشتراک می گذارند. در این زمان، والدین به دنبال فرصت هایی هستند تا آنچه کودک به خوبی انجام داده را گوشزد کنند و نقاط قوت و توانایی های او را تشویق کنند. این نظام ژتونی و امتیازات می تواند روشی مؤثر برای اصلاح رفتار کودک تلقی شود. والدین چند رفتار پسندیده ای را بازشناسی می کنند که قصد تشویق و تقویت کودک را دارند مانند درخواست گرفتن اسباب بازی به جای یا قاپیدن و تصرف آن یا کامل کردن یک تکلیف ساده. آنچه مورد انتظار است عیناً به کودک گفته شود تا جایزه به او تعلق گیرد.

در صورت انجام رفتار مورد نظر کودک جایزه ای دریافت می کند و در صورت انجام ندادن امتیاز ناچیزی می گیرد. پاداش می تواند کوچک باشد شاید به صورت تبادل علامتی در ازای یک مزیت خاصی باشد، اما؛ آن باید همان چیزی باشد که کودک می خواهد و مشتاقانه خواهان آن است. امتیاز ممکن است برداشتی از علامت یا یکتایم آزاد مختصر باشد. سعی در درک خوب بودن کودک داشته باشید. با این هدف، تخصیص زمانی اضافی و بیشتر برای کمک به کودکان در یادگیری کنترل رفتارشان و انتخاب رفتارهای مورد علاقه تر می باشد. این تکنیک برای همه کودکان مؤثر است. اگرچه، کودک دارای اختلال بیش فعالی/ نقص توجه ممکن است نیاز به پاداش های فوری و مکررتری تر دارد.

بعلاوه، والدین ممکن است تلاش کنند تا موقعیت هایی را برای موفقیت کودکانشان شکل دهند. ممکن است شامل فراخواندن یک یا دو دوست همزمان برای بازی کردن باشد طوری که کودک برانگیخته نشود و در صورت مشکل در انجام تکالیف آنها ممکن است بیاموزند که تکالیف بزرگ را به چند مرحله کوچک تقسیم کنند؛ سپس، پس از اتمام هر مرحله او را تشویق کنند. صرف نظر از تکنیک های خاص، والدین ممکن است روش های اصلاح رفتار کودکشان را به کار گیرند، به نظر می رسد برخی از اصول کلی برای اکثر کودکان دارای اختلال بیش فعالی/ نقص مفید باشد. این موارد شامل فراهم کردن بازخوردهای فوری و مکرر (پاداش و تنبیه)، تنظیم ساختار یافته تر موقعیت های مشکل آفرین اولیه و داشتن نظارت بیشتر و دلگرم کردن کودکان دارای اختلال بیش فعالی / نقص توجه در صورت جایزه ندادن نسبی یا در موقعیت های کسل کننده می باشد.

کودکان با اختلال نقص توجه و بیش فعالی نیازمند قوانینی سازگار و غیر قابل تغییر می باشند که آنها بتوانند درک و پیروی کنند. اگر از قوانین تبعیت کردند به آنها جایزه های کوچکی بدهید. آنها اغلب مورد انتقاد و سرزنش قرار می گیرند و انتظار آن را نیز دارند. رفتارهای خوب را در کودکتان بیابید و آن را تقویت کنید. همچنین والدین ممکن است یاد بگیرند که از روش های مدیریت استرس مانند مراقبه، تکنیک و تمرین های تن آرامی برای افزایش تحمل در برابر ناکامی استفاده کنند، بلکه بتوانند به آرامی با کودکشان رفتار کنند.